زندگی‌نامه‌ ایلان ماسک (فصل ششم/ بخش چهارم)

مریم قمری ۶ شهریور ۱۳۹۵ | ۱۹:۳۰

فصل ششم/ بخش چهارم

موش‌های فضایی

Ashleeمولر به ماسک کمک کرد تا آن پیش‌نویس را در خصوص میزان هزینه‌ها و کارایی ساخت یک موشک جدید و ارزان تکمیل کند و به‌همراه باقی اعضای گروه ماسک متعاقبا، این ایده را پرورش می‌دادند. این موشک قرار نبود مثل باقی موشک‌هایی که شرکت های Boing، Lockheed، روس‌ها و دیگر کشورها به فضا می‌فرستادند، ماهواره‌هایی به بزرگی یک کامیون را حمل کند. در عوض، موشک ماسک پایین‌ترین سطح بازار موشک را هدف گرفته بود و می‌توانست تبدیل به ایده‌آلی برای گروه تازه پدیداری از محموله‌های کوچک‌تر شود که روی پیشرفت‌هایی که در سال‌های اخیر در فن‌آوری کامپیوتر و الکترونیک اتفاق افتاده، سرمایه گذاری کرده‌اند. این موشک، مستقیما به نگرشی در صنعت هوا-فضا مربوط می‌شد که معتقد بود اگر شرکتی پیدا شود که قیمت هربار پرتاب موشک را به‌طور چشم‌گیری پایین بیاورد و طبق یک برنامه‌ی مشخص اقدام به پرتاب موشک کند، بازار جدید ممکن است از حمل هردو محموله‌های تحقیقاتی و بازرگانی استقبال کند. ماسک از فکر این‌که جلودار این ترند باشد، بسیار ذوق‌زده بود و برای یک عصر جدید در فضا، مشغول گسترش نیرو بود. البته، تمام این‌ها فقط تئوری بودند و بعد، ناگهان، نبودند. پی‌پال در فوریه با سهامی بالای ۵۵ درصد در درسترس عموم قرار گرفت، و ماسک می‌دانست که eBay هم تصمیم دارد شرکت را بخرد. در حین این‌که ماسک با ایده‌ی موشک سرگرم بود، سود خالص ماسک، از ده‌ها میلیون به صدها میلیون دلار افزایش پیدا کرد. در آوریل ۲۰۰۲، ماسک کاملا بیخیال ایده‌ی جلب توجه عموم شد و تصمیم گرفت یک شرکت در زمینه‌ی فعالیت‌های تجاری فضایی بنیان گذاری کند. او کانترل، گریفین، مولر و تامپسون، یک مهندس هوافضا در بویینگ، را کنار کشید و به آن‌ها گفت: “من تصمیم دارم این شرکت را تاسیس کنم. اگر شماها موافق هستید، پس دست به کار شویم.” (گریفین دوست داشت که به آن‌ها ملحق شود؛ اما وقتی ماسک درخواست‌اش را در خصوص زندگی کردن در East Coast رد کرد، پشیمان شد. کانترل بعد از این جلسه چند ماه آن دور و بر پلکید و بعد به این نتیجه رسید که ریسک این کار بالاست.)

شرکت Space Exploration Technology در ژوئن ۲۰۰۲ تاسیس شد و با ساده‌ترین امکانات شروع به کار کرد. ماسک یک انبار قدیمی را در خیابان ۱۳۱۰ East Grand واقع در El Segundo، در اطراف لس‌آنجلس خرید که توسط همهمه‌ی فعالیت‌های صنعت هوافضا احاطه شده بود. ساکنین قبلی این ساختمان ۷۰۰۰ مترمربعی کارهای ترابری و حمل‌ونقل زیادی انجام داده بودند و از قسمت جنوبی این مجموعه به عنوان انبار تدارکات استفاده کرده و برای ماشین‌های ارسال محموله چندین ورودی تدارک دیده بودند. همین به ماسک اجازه می‌داد که مک‌لارن نقره‌ای‌اش را مستقیما به داخل ساختمان بیاورد. پشت آن دیوارها تقریبا خالی بود. فقط یک زمین غبارآلود و سقف دوازده متری با تیرهای چوبیِ بدون پوشش که در قسمت بالایی منحنی داشت و حس آشیانه‌ی هواپیما را القا می‌کرد. قسمت شمالی ساختمان شامل یک دفتر کار و چندین اتاق و فضایی مناسب برای ۵۰ نفر بود. در هفته‌ی اول شروع به کار اسپیس‌ایکس، ماشین‌های تحویل بار رسیدند و بسته‌های لپتاپ دل و پرینتر و میزهای تا شده‌ای را که قرار بود اولین میز‌های کار باشند را آوردند. ماسک به سمت یکی از قسمت‌های بارگیری رفت، در ماشین را باز و خودش شروع به خالی کردن تجهیزات کرد.

ماسک خیلی زود دفتر اسپیس‌ایکس را آن‌طور که بعدها تبدیل به امضای او در زیبایی کارخانه شد، تغییر داد: یک لایه اپوکسی براق روی کفپوش‌های بتونی کار شد و دیوارها به رنگ سفید درآمدند. تم رنگ سفید باعث می‌شد که کارخانه تمیز و قبراق به نظر بیاید. میزها هم دور تا دور کارخانه چیده شدند، این‌طوری Ivy League متخصص کامپیوتر و مهندس‌هایی که دستگاه‌ها را طراحی می‌کردند می‌توانستنند کنار جوش‌کارها و متصدیان دستگاه‌ها بنشینند و قطعات مختلف را بسازند. این روش اولین تغییر بزرگ اسپیس‌ایکس در روال معمول و همیشگی شرکت‌های هوافضا بود که ترجیح می‌دادند گروه‌های مختلف مهندسی را از هم دیگر جدا نگه دارند و معمولا با قرار دادن کارخانه‌های‌شان در مکان‌هایی که زمین و هزینه‌ی کارگر ارزان تمام می‌شود، مهندس‌ها و متصدیان دستگاه‌ها را صدها کیلومتر از هم جدا کنند.

با ورود گروه‌های اول کارمندها به دفتر، به آن‌ها گفته شد که چشم‌انداز اسپیس‌ایکس تبدیل شدن به «خطوط هوایی فضا در جنوب غرب» است. اسپیس‌ایکس خودش موتورهای‌اش را می‌سازد و بعد با تامین‌کنندگان برای اجزای دیگر موشک، قرارداد می‌بندد. شرکت با ساختن موتورهای بهتر و ارزان‌تر و هم‌چنین با تنظیم و هماهنگی بهتر، مراحل سوارکردن قطعات برای سریع‌تر و ارزان‌تر ساختن موشک‌ها نسبت به بقیه، می‌تواند از رقبا پیشی بگیرد. این چشم‌انداز شامل ساخت نوعی دستگاه پرتاب موشک بود که متحرک باشد و بتواند به سایت‌های مختلف پرتاب موشک برود، موشک را از حالت افقی به عمودی در بیاورد و آن را بدون دردسر و راحت به فضا بفرستد. اسپیس‌ایکس می‌خواست که در این روند بقدری خوب جلو برود که بتواند در ماه چندین پرتاب موشک انجام بدهد، از هریک درآمدزایی داشته باشد و هیچ‌گاه تبدیل به یک پیمان‌کار وابسته به وام‌های دولتی نشود.

اسپیس‌ایکس قرار بود تلاش دوباره‌ی آمریکا درباره‌ی موشک‌ها باشد؛ یک بازسازی مدرن. شرکت‌های هوا-فضا رقابت کمی باهم داشتند و تمایل داشتند که محصولات بسیار گران با کارایی حداکثری تولید کنند. آن‌ها برای هر پرتاب موشک یک فراری می‌ساختند، در حالی‌که با یک هوندا آکورد هم ممکن بود بتوان همان کار را انجام داد. در مقابل، ماسک، چند تکنیک استارت‌آپی که در دره‌ی سیلیکون یاد گرفته بود بکار برد تا اسپیس‌ایکس را کم هزینه و سریع نگه دارد و روی پیشرفت‌هایی که در زمینه‌ی قدرت کامپیوترها و مواد در چند دهه‌ قبل اتفاق افتاده بود، سرمایه‌گذاری کند. هم‌چنین به عنوان یک شرکت خصوصی، اسپیس‌ایکس از ضایعات و هزینه‌های بالای مربوط به پیمان‌کاران دولتی اجتناب می‌کرد. ماسک اعلام کرده بود که اسم اولین موشک اسپیس‌ایکس را Falcon1 خواهند گذاشت که اشاره‌ای دارد به سفینه‌ی Millennium Falcon در جنگ ستارگان و نقش‌اش به‌عنوان سازنده‌ی یک آینده‌ی هیجان انگیز. زمانی که هزینه‌ی فرستادن یک محموله‌ی ۲۵۰ کیلویی از ۳۰ میلیون دلار شروع می‌شود، او وعده داد که فالکون قادر خواهد بود که حدود ۶۵۰ کیلو بار را با قیمت ۶٫۹ میلیون دلار، حمل کند.

طبق عادت همیشگی، ماسک یک زمان‌بندی دیوانه‌وار برای تمام این‌ها تعیین کرد. یکی از اولین بیانیه‌های اسپیس‌ایکس این‌طور گفته بود که شرکت اولین موتور را در می ۲۰۰۳ خواهد ساخت، دومی را در جولای و در آگوست تمام قطعات بهم وصل خواهد شد. تا سپتامبر یک سکوی پرتاب آماده می‌شود و اولین پرتاب در نوامبر ۲۰۰۳ اتفاق خواهد افتاد. یا به عبارتی پانزده ماه بعد از شروع به کار شرکت. طبیعتا یک سفر به مریخ حدودا اواخر دهه ممکن خواهد بود. این ماسک منطقی و به سادگی خوش‌بین بود که برنامه‌ریزی می‌کرد چقدر باید زمان ببرد که مردم به لحاظ فیزیکی تمام این کارها را انجام بدهند. این حداقل چیزی بود که او از خودش توقع داشت و چیزی بود که کارمندان‌اش با تمام آن نقاط ضعف انسانی در یک نبرد بی‌پایان سعی می‌کردند تا به آن دست پیدا کنند.

به محض این‌که علاقمندان به فضا درباره‌ی این شرکت جدید چیزهایی فهمیدند، نگران نبودند که برنامه‌ی تحویل ماسک به راستی واقع‌بینانه است یا نه. آن‌ها فقط از این‌که یک نفر تصمیم گرفته روش ارزان و سریع را انتخاب کند، هیجان‌زده بودند. برخی از اعضای ارتش در آن زمان از این طرح که به نیروهای مسلح توان تهاجمی فضایی بیش‌تری بدهد حمایت کرده بودند و اسم آن را «مقابله‌ی فضایی» گذاشته بودند. اگر یک درگیری پیش می‌آمد، ارتش می‌خواست که به‌وسیله‌ی ماهواره‌های ساخته شده به همین منظور، به آن واکنش نشان بدهد. این بدان معنا بود که از مدلی که ساختن‌اش ده سال طول می‌کشد فاصله بگیرند و یک ماهواره تخصصی را جایگزین‌اش کنند. درعوض، ارتش ماهواره‌های ارزان‌تر و کوچک‌تر را ترجیح می‌داد که می‌شد به‌وسیله‌ی نرم‌افزار برنامه‌ریزی‌شان کرد و خیلی زود فرستادشان آن بالا؛ چیزی شبیه ماهواره‌های یک بار‌مصرف. Pete Worden، یک ژنرال بازنشسته‌ی نیروی هوایی وقتی به عنوان مشاور در وزارت دفاع کار می‌کرد، با ماسک ملاقات کرده بود، گفت: “این می‌توانست عمل‌کرد مارا در فضا شبیه آن‌چه روی زمین، دریا و هوا انجام می‌دهیم بکند.” شغل واردن ایجاب می‌کرد که نگاهی به فن‌آوری‌های رادیکال داشته باشد. درحالی‌که خیلی از کسانی‌که با آن‌ها ملاقات کرده بود در نهایت مشخص شد که فقط رویاپردازهایی عجیب و غریب هستند، ماسک منطقی، آگاه و ماهر بنظر می‌آمد. “من با کسانی صحبت کرده بودم که در گاراژ خانه‌شان اسلحه‌های لیزری ساخته بودند. این کاملا مشخص بود که ایلان با آن‌ها فرق دارد. او رویاپردازی بود که کاملا فن‌آوری موشک را درک کرده بود و من واقعا تحت تاثیر او قرار گرفته بودم.”

درست مثل ارتش، دانشمندان هم دوست داشتند دسترسی سریع و ارزان به فضا و توانایی فرستادن آزمایشات به آن بالا و گرفتن داده بطور منظم را داشته باشند. برخی شرکت‌های فعال در صنعت دارو و کالاهای مصرفی هم علاقمند بودند به فضا بروند تا بفهمند نبود جاذبه چه تاثیری روی محصولات‌شان خواهد داشت.

به همین خوبی که یک دستگاه پرتاب موشک بنظر می‌آمد، احتمال کار کردن یک سازه‌ی ساخت یک شهروند در شرکت خصوصی‌اش هم بعید بنظر می‌رسید. یک جستجوی سریع در یوتیوب برای Rocket Explosions مجموعه‌ای از هزاران ویدیو که فجایع پرتاب موشک آمریکا و شوروی را طی ده‌های گذشته مستند کرده را نشان می‌دهد. از ۱۹۵۷ تا ۱۹۶۶، تنها ایالات متحده آمریکا تلاش کرده تا بیش از ۴۰۰ موشک را به مدار زمین بفرستد و حدود ۱۰۰ تای آن‌ها سقوط کرده و سوخته‌اند. موشک‌هایی که برای انتقال لوازم و اشیا به فضا استفاده می‌شد اغلب موشک‌هایی هستند که در طی تمام این آزمون خطاها و با میلیارد میلیارد دلارهای دولتی هزینه، ساخته شده‌اند. اسپیس‌ایکس این مزیت را داشت تا از کارهایی که در گذشته انجام شده درس بگیرد و چند نفر بین کارمندان‌اش داشت که قبلا ناظر بر پروژه‌‌های موشکی شرکت‌هایی مثل بویینگ و TRW بودند. در عوض، این استارت‌آپ بودجه‌ای که بتواند چندین پرتاب را تامین کند نداشت. در بهترین حالت، اسپیس‌ایکس به اندازه‌ی سه یا چهار پرتاب فرصت داشت تا فالکون۱ را به فضا بفرستد. مولر گفت: “مردم فکر می‌کردند که ما واقعا دیوانه شده‌ایم. در TRW، من به اندازه‌ی یک لشکر کارمند و و بودجه‌ی دولتی در اختیار داشتم. حالا، قرار بود ما از روی یک طرح روی کاغذ و با یک گروه کوچک موشک‌های کم هزینه بسازیم. هیچ‌کس فکر نمی‌کرد این کار شدنی باشد.”

در جولای ۲۰۰۲، ماسک بخاطر سرمایه‌گذاری جسورانه‌اش هیجان زده شده بود و eBay هم در اقدامی ناگهانی پی‌پال را به قیمت ۱٫۵ میلیارد دلار خرید. این معامله نقدینگی ماسک را کمی بیش‌تر کرد و باعث شد او بتواند بیش‌تر از ۱۰۰ میلیون دلار به اسپیس‌ایکس تزریق کند. با چنان سرمایه‌گذاری بزرگی، هیچ‌کس نمی‌توانست کنترل اسپیس‌ایکس را از ماسک بگیرد؛ همان‌طور که در Zip2 و پی‌پال این کار را کردند. برای کارمندانی که مایل بودند ماسک را در این مسیر به‌ظاهر غیرممکن همراهی کنند، این پول بادآورده، حداقل چندین سال امنیت شغلی تامین می‌کرد. به علاوه این دستاورد ماسک را مشهورتر کرد و سابقه‌ی کارش را بالاتر برد، که باعث شد صلاحیت لازم برای ملاقات با مقامات رده بالای رسمی دولتی و به راحتی تامین‌کننده‌ها را انتخاب کند.

ادامه دارد…

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌

مطالب مرتبط:

مسابقۀ حرفه‌ای ربات‌های پرندۀ حمل کالا

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

۴ دیدگاه
  1. مجید مجید

    کسی میدونه چطوری میتونم مستندی در مورد روند پیشرفت تحقیقات فضایی و ناسا تو گوگل پیدا کنم؟دوسدارم بدونم چه روندی رو طی کردن و چطور با سعی و خطا و درس گرفتن از اشتباهاتشون به اونجا رسیدن.برای شروع کسب و کار خودم بهش نیاز دارم

  2. علی کوشا علی کوشا

    سلام
    چرا آیکون پاورقی ایلان ماسک رو از صفحه اصلی دیجی کالا مگ حذف کردید ؟ و چرا قسمت جدیدی از زندگی نامه ایلان منتشر نمی شه ؟؟؟

  3. نیما نیما

    چرا قسمت بعدی منتشر نمیشه

  4. Matori73 Matori73

    درود
    چرا زمان انتشار ترجمه ها نامرتب شده !؟