درباره نویسنده
مهسا گنجی
تعداد نوشته‌ها :‌ 6

یک جمله‌ی عاشقانه بگو!

«چقدر نامه دارین خوش به حالتان. دخترم وقتی بچه بود یک روز گفت یک جلمه‎ی عاشقانه بگو لازم دارم.» گفتم: «چقدر نامه داری خوش به حالتان». دخترم فکر کرد دیوانه‌ام. شاید هم دیوانه شده بودم. خودم را گم کرده بودم. انگار گم کردن رسم‌مان شد ... بیشتر بخوانید

زیر نور شمع؛ وقتی پای قصه‌های اصیل فارسی در میان است

همیشه نویسندگانی هستند که وقتی تصمیم به نوشتن درباره‌شان می‌گیری، دست‌ودلت بدجور می‌لرزد. خالق «قصه‌های مجید»، یکی از همان نویسندگان است. گاهی به این فکر می‌کنم «هوشنگ مرادی کرمانی»  آن‌قدر با قصه‌های خود حق به گردن‌مان دارد که سخ ... بیشتر بخوانید

سمفونی چهل‌ساله‌ی یک عاشقانه: بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

  نادر ابراهیمی، این استاد عاشقانه‌های کوتاه؛ به بهانه‌ی قصه‌ی ساده‌اش در کتاب صوتی «بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم» چنان دست مفاهیم عمیق زندگی را گرفته و به میان آورده که وقتی موسیقی آخر داستان به گوش می‌رسد باورتان نمی‌شود ... بیشتر بخوانید

کودکانِ سوار بر نُت

موسیقی کودکان

وقتی از خریدن کادو برای بچه‌ها حرف به میان می‌آید، بیشتر افراد با تقسیم‌بندی مشخصی در ذهنشان روبه‌رو می‌شوند: اسباب‌بازی، لوازم‌التحریر، لباس! اما شاید کمتر کسی سری به قسمت فرهنگ‌وهنر فروشگاه‌ها بزند و به‌جای لوازم‌التحریر، سمت قف ... بیشتر بخوانید

نمایشگاه کتاب را به جیب زدیم

نمایشگاه کتاب از آن معدود مکان‌هاییست که تفاوتی نمی‌کند ساکن کدام شهر باشی و اصلا تهرانی هستی یا نه. هر سال اردیبهشت‌ماه که از راه می‌رسید، هر کجای ایران که بودی، کارت را تعطیل می‌کردی و خودت را به تهران می‌رساندی. هم فال بود هم ت ... بیشتر بخوانید

آذر به یلدا رسید، غلاغه به خونش نرسید!

هر سال، آذرماه با شیرین‌زبانی‌ ما را به یک پای ثابت مهمانی‌اش یلدا تبدیل‌ می‌کند. از این سر تا آن سر، سفره می‌چیند. به همه‌ی تاریخ، کارت دعوت می‌فرستد. حتی دست حافظ را هم از وسط تاریخ می‌گیرد و می‌آورد. اصلا تا وسط این سرما آتش به ... بیشتر بخوانید