زندگی‌نامه‌ ایلان ماسک (فصل دهم/ بخش پنجم)

مریم قمری ۲۵ دی ۱۳۹۵ | ۱۷:۰۰ 25 ژانویه 2017

فصل دهم/ بخش پنجم

انتقام ماشین برقی

Ashleeاین شلختگی پشت صحنه‌ی نمایش به این خاطر بود که فرصت تسلا برای پیش‌برد پروژه‌ی مدل اس از یک مدل نمایشی به یک ماشین قابل فروش بسیار بسیار اندک بود. این شرکت دانش و اطلاعات فنی و اشتیاق لازم برای این کار را داشت اما پول کافی یا کارخانه‌ای که بتواند این ماشین را به تولید انبوه برساند را در اختیار نداشت. ساختن کل ماشین به دستگاه‌های برش احتیاج داشت تا ورقه‌های آلومینیوم را به اندازه‌ی درها، کاپوت ماشین و قطعات مختلف بدنه برش بدهد. مرحله‌ی بعدی دستگاه‌های پرس و قالب‌های فلزی بزرگی هستند که قطعات آلومینیوم را بگیرند و به اشکال مورد نظر در بیاورند. بعد چندین و چند روبات لازم است تا به نصب قطعات مختلف ماشین کمک کنند؛ دستگاه‌های تراش که توسط کامپیوترها کنترل می‌شوند و تجهیزات رنگ زدن و دستگاه‌های مختلف و متعدد دیگری که آزمایش‌های گوناگون را انجام بدهند. این یک سرمایه گذاری بود که به هزاران میلیون دلار ختم می‌شد. همچنین ماسک هم نیاز پیدا می‌کرد تا صدها نفر کارمند جدید استخدام کند.

درست مثل اسپیس‌ایکس، ماسک ترجیح می‌داد که تا جایی که ممکن است ماشین‌های تسلا داخل کارخانه ساخته بشود. اما هزینه‌های بالای این کار، تعدادی که تسلا از پس ساختن‌اش بر می‌آمد را محدود می‌کرد. «دیرمود اوکانل» (Diarmuid O’Connell) معاون توسعه‌ی تجاری تسلا گفت: “برنامه‌ی اولیه این بود که مونتاژ نهایی را انجام بدهیم.” شرکای کارخانه کار ساختن بخش‌های مختلف بدنه، جوش‌کاری و رنگ را انجام می‌دهند و بعد تمام قطعات را به تسلا بفرستند تا کارگرها آن‌ها را به یک ماشین تبدیل کنند. تسلا یک‌بار پیشنهاد ساخت کارخانه، اول در آلبوکرک – نیومکزیکو (Albuquerque) و سپس در سن خوزه – کالیفرنیا را داد و بعد بخاطر عدم استقبال مقامات محلی هر دو شهر این پیشنهاد را پس گرفت. عدم استقبال و بی میلی همه در انتخاب سایت کارخانه اعتماد به نفس تسلا را در راستای توانایی‌های‌اش برای تولید دومین ماشین پایین آورد و باعث شد از همان دست تیترهای منفی که درباره‌ی تحویل دیرهنگام روداستر همه جا دیده می‌شد، باز هم به‌چشم بخورد.

اوکانل در سال ۲۰۰۶ برای حل مشکلات مالی به تسلا پیوسته بود. او در نزدیکی بوستون و در یک خانواده‌ی متوسط ایرلندی بزرگ شده بود و مدرک لیسانس‌اش را از دانشگاه دارتموث (Dartmouth) گرفت. بعد از آن، اوکانل به دانشگاه ویرجینیا رفت تا فوق‌لیسانس‌اش را در زمینه‌ی سیاست خارجی بگیرد و بعد به دانشگاه نورث‌وسترن (Northwestern) رفت تا از مدرسه‌ی مدیریت کلاگ (Kellogg) مدرک ام‌بی‌ای بگیرد. او در تصورات‌اش خودش را محقق و پژوهش‌گر شوروی در زمینه‌ی سیاست و اقتصاد خارجی تصور کرده بود و در دانشگاه ویرجینیا در همین حوزه‌ها تحصیل کرده بود. اوکانل گفت: “اما ناگهان، در سال‌های ۱۹۸۸ و ۱۹۸۹ آن‌ها شروع به برچیدن شوروی کردند و در حداقل ماجرا من به مشکل برند بر خورده بودم. کمکم برای من مشخص شد که یا باید شغلی دانشگاهی یا تحقیقاتی داشته باشم.” همان زمان بود که  موقعیت شغلی اوکانل به سمت دنیای تجارت تغییر مسیر داد و او به عنوان مدیر مشاور برای شرکت‌های مک‌کان اریکسون (McCann Erikson)، ورلدواید (Worldwide)، یانگ‌ اند روبیکم (Young & Rubicam) و اکسنچر (Accenture) کار کرد و به شرکت‌هایی مثل کوکا کولا و ای‌تی اند تی (AT&T) مشاوره می‌داد.

در سال ۲۰۰۱ وقتی که آن‌ هواپیما‌ها به برج‌های دوقلو اصابت کردند مسیر شغلی اوکانل به طرز چشم‌گیری تغییر کرد. در اثر این حمله‌ی تروریستی، اوکانل هم مثل بسیاری از مردم، تصمیم گرفت از هر طریق که می‌تواند به ایالات متحده آمریکا خدمت کند. او که در اواخر دهه‌ی سوم زندگی‌اش بود دیگر شانس سرباز شدن و خدمت در نیروی نظامی را نداشت و در عوض تمام توجه‌اش صرف تلاش برای کار در زمینه‌ی امنیت ملی شد. اوکانل در واشنگتن دی‌سی به دنبال کار از این دفتر کار به آن دفتر کار می‌رفت و هیچ موقعیتی به دست نیاورد تا این‌که «لینکلن بلومفیلد» (Lincoln Bloomfield) دستیار وزیر امور خارجه‌ در زمینه‌ی امور نظامی – سیاسی خبرهایی در مورد او شنید. بلومفیلد به کسی نیاز داشت که بتواند ماموریت‌های خاور میانه را اولویت‌بندی کند و می‌خواست مطمئن باشد که شخصی درست در حال کار کردن روی یک پروژه‌ی درست است و به نظر او سابقه‌ی مدیریتی و مشاوره‌ای اوکانل او را تبدیل به یک گزینه‌ی مناسب برای این شغل می‌کرد. اوکانل به عنوان رییس دفتر بلومفیلد مشغول به کار شد و با موقعیت‌های مختلفی از مذاکرات تجاری تا راه‌اندازی سفارت در بغداد سر و کار داشت. بعد از این‌که سوابق‌ اوکانل کنترل شد و مجوز لازم را دریافت کرد اجازه‌ی دسترسی به گزارش‌های روزانه‌ای که بوسیله‌ی افراد نظامی و اطلاعاتی، درباره‌ی عملیات‌های متعدد در عراق و افغانستان تهیه می‌شد را پیدا کرد. اوکانل گفت: “هر روز شش صبح، اولین چیزی که روی میز من می‌آمد همین گزارش بود که در طول شب قبل تهیه شده بود و شامل اطلاعاتی درباره‌ی این بود که  چه کسانی کشته شده‌اند و علت کشته شدن‌شان چه بوده است. من همیشه به این فکر می کردم که این دیوانگی است. چرا ما در این موقعیت هستیم؟ و این فقط در مورد عراق نبود بلکه خیلی کلی‌تر به ماجرا نگاه می‌کردم. چرا ما این‌همه در این نقطه از دنیا سرمایه‌گذاری کرده‌ایم؟” جواب کاملا قابل پیش‌بینی که اوکانل به آن رسید، نفت بود.

چشم‌اش به مقاله‌ای درباره‌ی یک استارت‌آپپ به نام تسلا موتورز افتاد و سری به وب‌سایت کارخانه زد که تسلا را این‌طور معرفی کرده بود: «جایی که ما بجای حرف زدن، عمل می‌کنیم.»

اوکانل هرچه بیش‌تر در وابستگی آمریکا به نفت کشورهای بیگانه دقیق می‌شد، بیش‌تر ناامید و مایوس می‌شد. او گفت: “مشتریان من اساسا فرماندهان نظامی بودند (کسانی که در آمریکای لاتین یا مرکز فرماندهی بودند.) وقتی با آن‌ها صحبت و بیش‌تر مطالعه و تحقیق کردم متوجه شدم که حتی در دوران صلح هم بسیاری از سرمایه‌های ما در راستای حفظ و تقویت لوله‌های نفت اقتصادی، استفاده شده‌اند.” اوکانل به این نتیجه رسید که بهترین کاری که می‌تواند برای کشورش و پسر تازه متولدش بکند این است که این معادله را تغییر دهد. او نگاهی به صنعت باد و خورشید و تولیدکنندگان سنتی ماشین انداخت اما نتوانست قانع شود که آن‌چه آن‌ها انجام می‌دهند به اندازه‌ی کافی بر شرایط کنونی موثر باشد. سپس، در حالی‌که مشعول خواندن روزنامه بیزینس‌ویک (Businessweek) بود، چشم‌اش به مقاله‌ای درباره‌ی یک استارت‌آپ به نام تسلا موتورز افتاد و سری به وب‌سایت کارخانه زد که تسلا را این‌طور معرفی کرده بود: «جایی که ما بجای حرف زدن، عمل می‌کنیم.» اوکانل گفت: “من یک ایمیل فرستادم و به آن‌ها گفتم که در حوزه‌ امنیت ملی فعالیت می‌کنم و در زمینه‌ی کم کردن وابستگی کشورمان به نفت بسیار مشتاق و علاق‌مند هستم و تصورم این بود که این یک نامه‌ی بی‌جواب است که خوانده نخواهد شد. اما صبح روز بعد یک ایمیلی در جواب برای من فرستاده شده بود.”

ماسک اوکانل را استخدام کرد و فورا او را به واشینگتن دی‌سی فرستاد تا در مورد انواع اعتبارهای مالیاتی و تخفیف‌ها و اعتبارهایی که تسلا ممکن است بتواند در خصوص ماشین‌های برقی از آن‌ها استفاده کند، پرس و جو کند. اوکانل هم هم‌زمان، درخواستی برای بسته‌ی محرک وزارت انرژی نوشت. اوکانل گفت: “تنها چیزی که می‌دانستم این بود که ما برای ساختن این کارخانه به مقدار بسیار زیادی پول احتیاج داشتیم. نظرم این بود که باید همه‌ی راه‌ها را امتحان کنیم.” تسلا به دنبال سرمایه‌ای به مبلغ ۱۰۰ تا ۲۰۰ میلیون دلار بود و کاملا سختی‌های ساختن مدل اس را دست کم گرفته بود. اوکانل گفت: “ما خیلی ساده و بی‌ تجربه بودیم و تازه داشتیم وارد این کسب‌وکار می‌شدیم.”

در ژانویه‌ی سال ۲۰۰۹، تسلا جای همیشگی پورشه را در نمایشگاه ماشین دیترویت تسخیر کرد و برای آن قیمت کمی پرداخت؛ چرا که بسیاری از شرکت‌های ماشین‌سازی دیگر از شرکت در این مناسبت چشم‌پوشی کرده بودند. فیسکر یک جایگاه لوکس و چشم‌گیر در کنار راهروی عبور تدارک دیده بود و چندین دختر بلوند زیبا هم اطراف ماشین می‌پلکیدند. تسلا در این نمایشگاه روداستر و دستگاه انتقال قدرت برقی‌اش را داشت؛ همین و بس.

فناوری ارایه شده توسط مهندسین تسلا به‌قدری خوب و قانع‌کننده بود که توجه اسامی بزرگ و معروف را به خودش جلب کرد. مدت کمی بعد از این نمایشگاه، شرکت دایملر اظهار تمایل کرد تا بداند که یک مرسدس بنز کلاس A برقی چه شکلی است و چه حس و حالی دارد. مدیران اجرایی دایملر گفتند که در کم‌تر از یک‌ ماه از تسلا بازدید می‌کنند تا درباره‌ی این قضیه با جزییات بیش‌تری صحبت کنند و مهندسین تسلا هم تصمیم گرفتند که قبل از این ملاقات دو ماشین نمونه‌ی دیگر بسازند و حسابی تحت تاثیر قرارشان بدهند. وقتی مدیران اجرایی دایملر نتیجه‌ی کار تسلا را دیدند، چهار هزار بسته‌ی باطری برای ناوگان ماشین‌های آزمایشی در آلمان سفارش دادند. تیم تسلا چیزی شبیه به همین سفارش را هم از طرف شرکت تویوتا داشتند و توانستند این کسب‌وکار را قبضه کنند.

در ماه می ۲۰۰۹ شرایط برای تسلا بهتر و بهتر می‌شد. از مدل اس رونمایی شد و بعد از آن، شرکت دایملر ۱۰ درصد از سهام تسلا را به قیمت ۵۰ میلیون دلار خرید. همچنین این دو شرکت برای تهیه‌ی بسته‌های باطری مناسب برای هزار ماشین‌ هوشمند دایملر به یک توافق دو جانبه رسیدند. اوکانل گفت: “آن پول بسیار مهم بود و در آن دوران حسابی به دادمان رسید. همچنین این ماجرا جنبه‌ی اعتباری هم برای ما داشت. این همان شرکتی است که موتورهای احتراق داخلی را اختراع کرده و حالا در شرکت ما سرمایه‌گذاری می‌کند. این یک لحظه‌ی بسیار مهم و سرنوشت‌ساز بود و من مطمئنم که این به کارکنان و مدیران وزارت انرژی این احساس را القا می‌کرد که ما واقعا توان‌مند هستیم. این را فقط مهندسین و پژوهش‌گران شرکت ما نمی‌گویند، حتی مرسدس بنز شاه‌کار هم همین را می‌گوید.”

بعد از این، در ژانویه‌ی ۲۰۱۰ وزارت انرژی قرارداد یک وام ۴۶۵ میلیون دلاری را با تسلا بست. این مبلغ بسیار بیش‌تر از چیزی بود که تسلا انتظار داشت از سمت دولت نصیب‌اش بشود و این تنها نصف مبلغی بود که یک شرکت ماشین‌سازی برای معرفی یک ماشین جدید به بازار، نیاز داشت. بنابراین در حالی‌که ماسک و اوکانل بابت این پول هیجان‌زده بودند، اما هنوز نمی‌دانستد که آیا تسلا می‌تواند تا آخر این قرارداد سر پا بماند یا نه. تسلا به پول باد آورده نیاز داشت یا این‌که مجبور بود یک کارخانه‌ی ماشین‌سازی را بدزدد! در ماه می ۲۰۱۰، کاری شبیه به این را انجام داد!

در واقع تسلا یک کارخانه که شامل دستگاه‌های پرس بسیار بزرگ و دیگر امکانات و تجهیزات بود را مجانی به دست آورده بود.

در سال ۱۹۸۴ جنرال موتورز و تویوتا برای تاسیس یک کارخانه‌ی موتورسازی به نام (New United Motor Manufacturing inc) یا NUMMI در محل قبلی مونتاژ ماشین جنرال موتورز در فرمونت کالیفرنیا و در حومه‌ی دره‌ی سیلیکون، با هم به توافق رسیدند. این دو شرکت امیدوار بودند که با ادغام این دو تسهیلات، بهترین‌های آمریکایی‌ها و ژاپنی‌ها در زمینه‌ی ماشین‌‌سازی منجر به ماشین‌هایی با کیفیت بالاتر و قیمت کم‌تر بشود. این کارخانه شروع به تولید میلیون‌ها ماشین مثل تویوتا کرولا و شوی نوا کرد. سپس بحران اقتصادی پیش آمد و جنرال موتورز در موقعیتی قرار گرفت که سعی داشت خودش را از ورشکست شدن نجات بدهد. در سال ۲۰۰۹ این شرکت تصمیم گرفت که از این شراکت صرف نظر کند و بلافاصله بعد از آن تویوتا هم همین کار را کرد و اعلام کرد که کل این تسهیلات را تعطیل می‌کند که در این صورت پنج هزار نفر از کار بی‌کار می‌شدند.

به‌طور خیلی ناگهانی، تسلا این فرصت را پیدا می‌کند که یک کارخانه‌ی ۵۷۰.۰۰۰ متر مربعی را درست در حیاط پشتی‌اش بخرد. درست یک ماه بعد از تولید آخرین تویوتا کرولا و خارج شدن‌اش از خط تولید کارخانه در آوریل ۲۰۱۰، تسلا و تویوتا اعلام شراکت کردند و کارخانه را تغییر کاربری دادند. تسلا توافق کرد که برای بخش اعظم کارخانه ۴۲ میلیون دلار بپردازد (چیزی که قبلا حداقل ۱ میلیارد دلار می‌ارزید)، در حالی‌که تویوتا در ازای ۲.۵ درصد سهم از شرکت، مبلغ ۵۰ میلیون دلار در تسلا سرمایه گذاری کرد. در واقع تسلا یک کارخانه که شامل دستگاه‌های پرس بسیار بزرگ و دیگر امکانات و تجهیزات بود را مجانی به دست آورده بود.

ادامه دارد…

مطالب مرتبط:

telegram_ad2_1

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

یک دیدگاه
  1. مهمان مهمان

    تشکر و قدردانی