زندگی‌نامه‌ ایلان ماسک (فصل نهم/ بخش ششم)

مریم قمری ۱۶ آذر ۱۳۹۵ | ۱۸:۴۵

فصل نهم/ بخش ششم

پرتاب

Ashlee

یکی از بهترین دستاوردهای واتسن در اسپیس‌ایکس یک اتاق تست در طبقه‌ی سوم کارخانه‌ی هاوترن بود. اسپیس‌ایکس انواع مدل‌های سخت‌افزار و ابزارهای الکترونیک را که در موشک‌ها استفاده می‌شدند، روی میزهای فلزی چیده بود. آن‌جا به‌طور مکرر بخش‌های داخلی را در صدها پرواز شبیه‌سازی‌شده‌ی پشت سر هم امتحان می‌کنند. یک نفر از طریق کامپیوتر پرتاب را انجام می‌دهد و بعد هر بخش کامپیوتری و مکانیکی توسط سنسورها چک می‌شوند. یک مهندس به یک دریچه دستور باز شدن می‌دهد و بعد منتظر می‌ماند تا ببیند آیا باز می‌شود یا نه؛ با چه سرعتی باز شده و میزان جریان برق جاری در آن چقدر است. این امکانات تست، مهندس‌های اسپیس‌ایکس را قادر می‌سازد تا بفهمند با انواع حالات و مسایل دستگاه‌ها چطور باید برخورد کنند.

در طول پرتاب‌های واقعی، اسپیس‌ایکس کسانی را در بخش تست دستگاه‌ها دارد تا مشکلات و خطاهایی را که در فالکون و یا دراگون دیده شده‌اند، بازسازی کنند و برای‌شان راه حل پیدا کنند. با استفاده از این سیستم، اسپیس‌ایکس تغییرات زیادی را در پروازهایش به وجود آورد. برای مثال درست چند ساعت قبل از یکی از پرتاب‌ها، یک نفر در یکی از فایل‌های نرم‌افزاری یک خطا پیدا کرد. مهندس‌های اسپیس‌ایکس فایل را تغییر دادند، بررسی کردند که این کار چه تاثیری روی سخت‌افزار آزمایشی دارد و وقتی مشکلی تشخیص داده نشد، فایل را به فالکون ۹ فرستادند و در مرکز پرتاب منتظر ماندند. تمام این‌ها در کم‌تر از نیم ساعت اتفاق افتاد. واتسن گفت: “ناسا از چنین چیزی استفاده نمی‌کرد. اگر مشکلی برای شاتل پیش می‌آمد، قبل از این‌که حتی بتوانند پرتاب را انجام بدهند، همه برای سه هفته دست از کار می‌کشیدند و منتظر می‌ماندند.”

هرازگاهی، ماسک برای تمام کارمندان شرکت ایمیلی برای اجرای یک قانون جدید و یا اطلاع‌رسانی درباره‌ی چیزی که آزرده‌خاطرش کرده می‌فرستد. یکی از معروف‌ترین ایمیل‌ها در ماه می سال ۲۰۱۰ رسید که در بخش موضوع ایمیل این‌طور نوشته شده بود:

کلمات اختصاری واقعا مزخرف هستند

در اسپیس‌ایکس تمایل عجیبی برای ساختن کلمات اختصاری به وجود آمده و در حال افزایش است. استفاده‌ی بیش از حد از کلمات اختصاری من‌درآوردی مانع بزرگی در برقراری و حفظ روابط است و از آن‌جایی که ما رو به گسترش هستیم، این امر بسیار مهم است. استفاده‌ی تک‌وتوک از کلمات اختصاری خیلی بد نیست اما اگر صدها نفر مشغول ساختن این کلمات باشند، در نهایت مجبور خواهیم شد برای کارمندان جدید یک کتاب فرهنگ لغات چاپ کنیم. در واقع هیچ‌کس نمی‌تواند این کلمات را حفظ کند و مردم هم دوست ندارند که در جلسات احمق جلوه کنند. بنابراین آن‌ها همان‌طور در بی‌خبری در جلسات می‌نشینند. این قضیه به‌خصوص برای کارمندان جدید خیلی آزار دهنده است.

بهتر است فورا این کار متوقف شود وگرنه برخورد شدیدتری خواهم داشت. به اندازه کافی در این سال‌ها تذکر داده‌ام. تا زمانی که یک کلمه ی اختصاری توسط من تایید نشده، وارد فرهنگ لغات اسپیس‌ایکس نمی‌شود. اگر کلمه‌ای وجود دارد که به‌طور منطقی تعیین نمی‌شود، باید حذف شود؛ همان‌طور که قبلا هم درخواست داده بودم.

مثلا نباید برای پایه‌های آزمایشی از حروف اختصار “VTS” [ vertical test stand] پایه‌ی آزمایش عمودی و “HTS” [horizontal test stand] پایه‌ی آزمایشی افقی استفاده کرد. آن‌ها واقعا مسخره هستند چون حرف‌های بیشتری دارند. یک پایه یا “stand” در سایت آزمایشی ما مشخصا یک پایه‌ی «آزمایشی» یا test *stand است. در مقایسه با کلمه‌ی  “Tripod”(سه‌پایه) که دو بخش دارد، کلمه‌ی VTS-3 چهار بخش دارد؛ پس قطعا گفتن این کلمه‌ی اختصاری لعنتی بیش‌تر طول می‌کشد تا خود اسم!

نکته‌ی کلیدی در خصوص کلمات اختصاری این است که بدانیم آیا برقراری ارتباط را سخت می‌کند یا آسان. استفاده از کلماتی که اکثر مهندس‌های خارج از اسپیس‌ایکس هم آن را می‌دانند، مثل GUI ایرادی ندارد. ساختن هر از گاه چند کلمه‌ی اختصاری یا ترکیبی، به شرط این‌که من تاییدشان کنم، مشکلی ندارد. مثل MVac و M9 که بجای Merlin 1C-vacuum وMerlin 1C-Sea استفاده می‌شوند. اما واقعا باید چنین اقداماتی را به حداقل برسانیم.

 

این ماسک همیشگی بود. ایمیل لحن تندی داشت اما نه برای مردی که می‌خواست همه‌چیز تا آن‌جا که می‌شود عالی انجام بشود. او به‌خاطر موضوعی که شاید دیگران ناچیز و بی‌اهمیت می‌دانند، دچار وسواس و سخت‌گیری می‌شود و از آن هدف مشخصی دارد. خنده‌دار است که ماسک می‌خواست تمام تاییدیه‌های کلمات اختصاری مستقیما از سمت او صادر شوند اما این کاملا همان روش مدیریت در تمام سطوح است که به‌خصوص در تسلا و اسپیس‌ایکس به‌خوبی اجرا می‌شود. کارمندان از آن به بعد قانون کلمات اختصاری را “قانون مسخره” نام‌گذاری کردند.

این اصول و راهنمایی‌ها در اسپیس‌ایکس برای این است که شما کارتان را از صمیم قلب بپذیرید و انجام دهید. کسانی که منتظر راهنمایی و یا دستورالعمل‌هایی با جزییات زیاد می‌مانند، از دور خارج می‌شوند؛ همچنین کارگرانی که درخواست بازخورد دارند. البته بدترین کاری که یک نفر می‌تواند انجام بدهد این است که ماسک را مطلع کند انجام کاری که او درخواست داده غیرممکن است. یک کارمند می‌تواند به ماسک بگوید راهی وجود ندارد تا بتواند هزینه‌ها را برای چیزی مثل آن فعال‌کننده تا حدی که ماسک می‌خواهد پایین آورد و یا خیلی ساده بگوید زمانی که ماسک برای ساخت آن قطعه تعیین کرده است کافی نیست. بروگان گفت: “در این صورت ماسک خواهد گفت: «خیلی خب، شما از پروژه برکنار می‌شید و از این به بعد من مدیر این پروژه هستم. من هم‌زمان هم کار تو را انجام می‌دهم و هم رییس دو کارخانه باقی خواهم ماند.» و عجیب این‌جاست که ماسک واقعا آن کار را انجام می‌دهد. هربار که او یک نفر را اخراج می‌کند و خودش مسئولیت انجام کار آن‌ها را به عهده می‌گیرد، آن پروژه را درست و کامل و به‌موقع تحویل می‌دهد.”

این‌که فرهنگ سازمانی اسپیس‌ایکس درست برعکس هم‌صنف‌های‌ بروکراتیک‌ترش مثل ناسا، نیروی هوایی ایالات متحده و اداره‌ی فدرال هوانوردی بود، برای هر دو طرف حس ناخوشایندی داشت.

این‌که فرهنگ سازمانی اسپیس‌ایکس درست برعکس هم‌صنف‌های‌ بروکراتیک‌ترش مثل ناسا، نیروی هوایی ایالات متحده و اداره‌ی فدرال هوانوردی بود، برای هر دو طرف حس ناخوشایندی داشت. اولین نشانه‌های چنین مشکلی در جزیره‌ی کواج خودش را نشان داد؛ جایی که گاهی از مقامات رسمی دولتی پرسیده می‌شد که از نظر آن‌ها چه ضعفی در روش پرتاب موشک اسپیس‌ایکس وجود دارد. گاهی اوقات اسپیس‌ایکس می‌خواست که در روند پرتاب موشکش تغییری ایجاد کند و هرگونه تغییری مستلزم کاغذبازی‌های فراوان بود. برای مثال اسپیس‌ایکس تمام مراحلی را که برای عوض کردن یک فیلتر لازم بود می‌نوشت – دستکش به دست کردن، استفاده از عینک‌های ایمنی، باز کردن پیچ و مهره‌ها- و بعد برای استفاده از یک فیلتر متفاوت می‌خواست که این روند را کمی تغییر دهد. قبل از این‌که اسپیس‌ایکس بتواند دست به هرگونه اقدامی برای تغییر فیلتر موشک بزند، اداره‌ی فدرال هوانوردی برای خواندن و کنترل کردن این روند به یک هفته زمان نیاز داشت. چنین تاخیری هم برای ماسک و هم برای مهندس‌ها بی‌معنی بود. یک‌بار بعد از این‌که چینین چیزی اتفاق افتاد، ماسک وقتی به‌طور هم‌زمان در حال تماس تصویری با اعضای تیم اسپیس‌ایکس و ناسا بود به یکی از مقامات اداره‌ی فدرال هوانوردی با کلماتی تند حمله کرد. بروگان می‌گفت: “او یک‌دفعه داغ کرد و تا ده دقیقه حتی شخصیت طرف را زیر سوال برد.”

ماسک این موقعیت را به خاطر نداشت اما برخوردهای دیگر با اداره‌ی فدرال را یادش بود. او یک‌بار لیستی از صحبت‌هایی که یکی از اعضای اداره‌ی فدرال در یک جلسه به او گفته بود و به نظر ماسک احمقانه بودند، تهیه کرد و برای رییس طرف فرستاد. ماسک می‌گفت: “و بعد مدیر احمقش برای من یک ایمیل بالابلند درباره‌ی این‌که «او در پروژه‌ی شاتل چطور حضور داشته و مسئول بیست پرتاب یا چنین چیزی بوده است و این‌که چطور جرات می‌کنم که بگویم آن کارمند اشتباه می‌کرده است» برای من فرستاد. من به او گفتم: «نه‌تنها او اشتباه می‌کند و اجازه بدهید دلایلم را دوباره و مفصل برای‌تان شرح دهم، بلکه شما هم اشتباه می‌کنید و دلایلم را حتما شرح می‌دهم.» گمان نکنم بعد از این ماجرا او ایمیل دیگری برایم فرستاده باشد. تمام تلاش ما این است که تاثیر بزرگی در صنعت هوا-فضا داشته باشیم. اگر قوانین طوری هستند که دست و پای شما را می‌بندند پس حتما باید در مقابل‌شان بایستید.

تنظیم‌کننده‌های قانون یک مشکل اساسی دارند. اگر یک تنظیم‌کننده با تغییر در یک قانون موافقت کند و بعد به تبع آن، اتفاق ناخوشایندی بیفتد، آن‌ها به‌راحتی شغل‌شان را از دست می‌دهند. اما اگر قانونی را تغییر بدهند و به تبع آن اتفاق خوبی بیفتد، حتی جایزه هم دریافت نمی‌کنند. خب این خیلی غیرمنصفانه و نامتقارن است. یک طرف یک تنبیه بزرگ و یک طرف دیگر هیچ چیز. خب هر آدم عاقلی در این شرایط باشد چطور رفتار می‌کند؟”

ادامه دارد…

مطالب مرتبط:

‌ ‌

telegram_ad2_1

 

برچسب‌ها :
دیدگاه شما