بهترین فیلمهای بیل اسکاشگورد؛ از «نوسفراتو» تا «ددپول ۲»
تقریبا همهی اعضای خانواده بیل اسکاشگورد، چهرههای سرشناس هنری هستند؛ از پدرش استلان که اخیرا با «ارزش عاطفی» نامزد اسکار شد تا برادرش الکساندر اسکاشگورد که امسال با سریال «ربات قاتل»، نامزدی گلدن گلوب بهدست آورد. او اما خیلی زود توانست از سایهی نام خانوادگیاش بیرون بیاید و مسیر خودش را بسازد. اسکاشگورد در سالهای اخیر به یکی از بازیگران محبوب نسل خودش تبدیل شده؛ ستارهای که شاید کمتر کسی پیشبینی میکرد تا این حد متنوع، جسور و تاثیرگذار ظاهر شود. در این مقاله، بهترین فیلمهای بیل اسکاشگورد را مرور میکنیم.
در 35 سالگی، کارنامهی هنری او ترکیبی جذاب از فیلمهای پرخرج و مستقل است. از حضور در فرنچایزهای جریان اصلی مثل «جان ویک» و «آن» تا نقشآفرینی در آثار ترسناک مهجوری مثل «شروران» و «بربر». اسکاشگورد همواره نشان داده که اهل انتخابهای امن نیست و ترجیح میدهد مدام خودش را به چالش بکشد.
بهترین فیلمهای بیل اسکاشگورد که باید ببینید
10- نوسفراتو (Nosferatu)

- سال اکران: 2024
- کارگردان: رابرت اگرز
- سایر بازیگران: نیکلاس هولت، لیلی-رز دپ، آرون تیلور-جانسون، اما کورین، ویلم دفو، رالف اینسون، سایمن مکبرنی
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.1 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 85 از 100
رابرت اگرز در «نوسفراتو»، کلیشههای مدرن خونآشامی را کنار گذاشت و بازگشتی همهجانبه به ذات گوتیک و ریشههای فولکلور قصه داشت. بیل اسکاشگورد در فیلم، نقش کنت اورلاک را بازی میکند و به خاطر گریم سنگینی که دارد، شاید بعضیها هنوز هم متوجه نشده نباشند که او در «نوسفراتو» نقشآفرینی کرده است. اسکاشگورد اینجا بازی بسیار پختهای ارائه میدهد و بار دیگر به ما یادآوری میکند که بهترین بازیگر نسل خود برای ایفای نقش شرورهاست.
ماجراها در سال 1838 اتفاق میافتد. الن (لیلی-رز دپ) در دوران کودک، ناخواسته پیوندی روحی با یک موجود تاریک را تجربه کرد و از آن زمان به تروما مبتلاست. همسر او، توماس (نیکلاس هولت) که یک مشاور املاک است، توسط کارفرمای عجیبوغریبش به منطقهای دورافتاده فرستاده میشود تا یک قرارداد فروش ملکی را با کنت اورلاک (بیل اسکاشگورد) نهایی کند. اورلاک اما او را زندانی میکند و با کشتی راهی ویسبورگ میشود تا به سراغ الن برود.
«نوسفراتو» فیلم خوشساختی است و حالوهوای آثار ترسناک کلاسیک را دارد. فیلم با منبع اصلی خود با احترام برخورد میکند و بر جامپاسکرها هم متکی نیست و ترس را به شکل زیرپوستی عرضه میکند. بازی بیل اسکاشگورد در نقش کنت اورلاک، به آسانی با نقشآفرینی مشهور او در قالب پنیوایز، قابل مقایسه است اما به مسیر متفاوتی میرود. اورلاک یک جسد متحرک است؛ لاغر، بلندقامت و شکارچی. او بسیار آرام است، بنابراین معدود لحظاتی که عصبانی میشود، بیشتر شوکهکننده به نظر میرسند.
9- پسر جهان را میکشد (Boy Kills World)

- سال اکران: 2023
- کارگردان: موریتز مور
- سایر بازیگران: جسیکا راث، میشل داکری، فامکه یانسن، شارلتو کوپلی، برت گلمن، عیسی مصطفی، اندرو کوجی
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 58 از 100
با داستان فیلمهای انتقامی حتما آشنایی دارید، شخصیت اصلی همهچیز خود را -از جمله خانواده- از دست داده است و حالا میخواهد باعثوبانی این اتفاقات را به سزای اعمالش برساند. شاکلهی روایی «پسر جهان را میکشد» برپایهی همین ایده استوار است. قهرمان قصه که نامی ندارد (بیل اسکاشگورد)، در دوران کودکی، مرگ خواهر و مادرش را به چشم میبیند اما به شکلی معجزهآسا جان سالم بهدر میبرد. او که سالها توسط یک شَمَن (چهرهای مذهبی-معنوی که ظاهرا با عالم ارواح تعامل دارد) آموزش دیده، حالا در جوانی آماده است تا در مقابل هیلدا ون در کوی (فامکه یانسن) قرار بگیرد، دیکتاتور بیرحمی که هر سال در یک روز خاص، مخالفان خود را گردهم میآورد و آنها را به قتل میرساند.
این ایدهی آشنا نیازی به خلق یک جهان منحصربهفرد نداشت اما سازندگان تلاش کردهاند به دنیاسازی (Worldbuilding) هم بها دهند که البته چندان جواب نمیدهد. فارغ از اینکه محدودیت بودجه به موریتز مور اجازهی بلندپروازی نداده است، جهانِ به اصطلاح دیستوپیاییِ «پسر جهان را میکشد» ویژگی خاصی ندارد که آن را از دنیای واقعی ما متمایز کند؛ به جز چند لانگ شات که محصول جلوههای ویژه هستند، فیلم از جنبهی طراحی لباس و لوکیشنها، کاملا عادی است. در «جان ویک»، هتل کانتیننتال به تنهایی یک عنصر جذاب بود یا در «وی مثل وندتا»، عناصر سیاسی به حدی پررنگ بودند که اکشن را به حاشیه میراندند و فضای خفقانآور «1984» جورج اورول را یادآور میشدند، در فیلم موریتز مور اما این جهان بههیچوجه کنجکاوی مخاطب را برنمیانگیزد.
البته فیلمساز هدف دیگری را دنبال میکند، او میخواهد یک فیلم اکشن اغراقآمیز با حضور شخصیتهای مضحک بسازد و در این زمینه به هدف خود میرسد، اگرچه نمونهی بهترش را بهوفور دیدهایم. در حالی که جهان فیلم نصفهنیمه از آب درآمده است، موریتز مور با خلاقیت در بخشهای دیگر این ضعف را جبران میکند، از جمله انتخاب یک راوی نامتعارف که در نگاه اول با قصه همخوانی ندارد. از آنجایی که قهرمان قصه کر و لال است، و ایدهای ندارد که صدایش باید چگونه باشد، برای تکگوی درونی خود، صدای یک دستگاه آرکید را انتخاب میکند (با صدای اچ. جان بنجامین که طرفداران سریالهای «آرچر» و «برگری باب» با او به خوبی آشنا هستند).
«پسر جهان را میکشد» مشکلات خاص خودش را دارد، میتوانست کمی فشردهتر باشد، جهانسازی سطحیاش را کنار بگذارد و به شخصیتهای فرعیاش اهمیت بیشتری دهد تا از حالت کاریکاتوری خارج شوند اما به عنوان یک فیلم اکشن سرگرمکننده که با الهام از کمیکبوکها و بازیهای ویدیویی ساخته شده است، به خواستهی خود میرسد و چند سکانس اکشن خوشساخت هم دارد. شاید فیلم را تنها چند روز پس از تماشا از یاد ببرید اما در لحظه، نبردهای پرانرژی و سرشار از خونِ سیجیآی پسرک با دشمنان، شما را آزار نخواهد داد، البته اگر از طرفداران این جنس خشونتِ کمیک هستید.
8- شیطان تماموقت (The Devil All The Time)

- سال اکران: 2020
- کارگردان: انتونیو کامپوس
- سایر بازیگران: تام هالند، سباستین استن، رابرت پتینسون، جیسون کلارک، هیلی بنت، الیزا اسکانلن، میا واشیکوفسکا
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.1 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 65 از 100
اقتباسی از رمانی موفق به همین نام نوشتهی دونالد ری پولاک، «شیطان تماموقت» چندان دیده نشد اما فیلم به شدت تاثیرگذاری است. قصه در طول چند دهه اتفاق میافتد و در مرکز داستان، با آروین راسل (تام هالند) ملاقات میکنیم، جوانی که با گذشتهای پر از تروما بزرگ شده، و با آدمهای فاسد و خطرناکی درگیر میشود. واکنشها به فیلم ضدونقیض بود، بیشتر به این دلیل که داستانش بیش از حد پیچیده و پراکنده است و البته برداشت فیلم از مذهب با واکنشهای منفی متعددی روبهرو شد.
بیل اسکاشگورد اینجا یکی از تلخترین نقشهای کارنامه هنریاش را بازی میکند. ویلارد راسل (پدر آروین راسل)، سربازی است که پس از تجربه جنگ در جزایر سلیمان، به آمریکا بازگشته، اما انگار جنگ هرگز او را رها نکرده. ویلارد حالا در کشوری حضور دارد که در ظاهر آرامتر از میدان نبرد است، اما در باطن، پر از خشونت فروخورده، فقر، تعصب و زخمهای کهنه پس از جنگ جهانی دوم است. او برای زنده ماندن در این جهان خشن، به انتخابهایی پناه میبرد که بیش از آنکه قهرمانانه باشند، نومیدانه و ویرانگرند.
«شیطان تماموقت» مجموعهای از شخصیتهای آسیبدیده را کنار هم میچیند و با حضور بازیگرانی مثل تام هالند، رابرت پتینسون، سباستین استن و جیسون کلارک، دنیایی تاریک و ناعادلانه میسازد. فیلم، ایدههای خوبی هم دارد، حتی با اینکه همیشه نمیتواند آنها را به شکلی منسجم و ماندگار کنار هم نگه دارد. با وجود این، چیزی که «شیطان تماموقت» را تماشایی میکند، بازیهاست.
در این میان، اسکاشگورد بیشتر از باقی در ذهن میماند. او ویلارد را نه یک هیولا، بلکه مردی ازهمپاشیده به تصویر میکشد که زیر بار خاطرات خشونتبار و ایمان تحریفشدهاش خم شده است. نگاههای خسته، بدن سنگین و لحن صدای گرفته او، تصویری از انسانی میسازد که انگار هر لحظه در حال غرق شدن در تاریکی است. اسکاشگورد خشم و درماندگی را بدون اغراق و با صداقت منتقل میکند.
7- ددپول 2 (Deadpool 2)

- سال اکران: 2018
- کارگردان: دیوید لیچ
- سایر بازیگران: رایان رینولدز، مورنا باکارین، تی جی میلر، لزلی اوگامس، برایانا هیلدبرند، جاش برولین، برد پیت
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.6 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 83 از 100
«ددپول 2» همان کاری را میکند که انتظار داشتیم: همهچیز را بزرگتر، خشنتر و بیقیدوبندتر از قسمت اول پیش میرود. شوخیها اینجا بیرحمتر شدهاند، خشونت کارتونیتر است و فیلم از تمسخر منطق فیلمهای ابرقهرمانی لذت میبرد. یکی از جذابترین عناصر این دنباله، معرفی اعضای تازه گروه «ایکس فورس» بود؛ تیمی از شخصیتهای عجیب و غریب که بیشتر از آنکه قهرمان باشند، قربانی شوخیهای فیلماند. در میان آنها، زایتگایست (بیل اسکاشگورد) یکی از بامزهترینهاست.
قدرت اصلی زایتگایست همزمان چندشآور و خندهدار است: استفراغ اسیدی که میتواند هر دشمنی را از پا درآورد. اما درست مثل خود فیلم، این ایده فرصت چندانی برای جدی شدن پیدا نمیکند. حضور او در ایکس-فورس کوتاه است و مرگ ناگهانیاش در سکانس چتربازی (وقتی مستقیم داخل دستگاه خردکن چوب سقوط میکند) یکی از شوکهای کمیک فیلم به حساب میآید؛ لحظهای که نشان میدهد «ددپول 2» هیچکس را جدی نمیگیرد.
نقش اسکاشگورد در فیلم چیزی بیشتر از یک حضور کوتاه (کامئو) نیست، اما همان چند دقیقه کافی است تا اثرش باقی بماند. سکانس پرش با چتر، با شوخیهای بیامانش، فرصتی طلایی به اسکاشگورد میدهد تا تواناییاش در کمدی را نشان دهد. او که بیشتر با نقشهای جدی و پیچیده شناخته میشود، اینجا کاملا با حالوهوای هجوآمیز «ددپول 2» هماهنگ شده است.
6- بلوند اتمی (Atomic Blonde)

- سال اکران: 2017
- کارگردان: دیوید لیچ
- سایر بازیگران: شارلیز ترون، جیمز مکآووی، جان گودمن، تیل شوایگر، ادی مارسن، صوفیا بوتله، توبی جونز
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.7 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 79 از 100
«بلوند اتمی» یک فیلم اکشن-تریلر استیلیزه است که در نگاه اول، این حس را منتقل میکند که با نسخهی زنانه «جان ویک» روبهرو هستیم و شارلیز ترون هم در آن، یکی از خشنترین نقشهایش را بازی میکند. داستان در واپسین روزهای جنگ سرد و همزمان با فروپاشی دیوار برلین میگذرد؛ جایی که مامور امآی6، لورین بروتون (شارلیز ترون) باید فهرستی از جاسوسان دوجانبه را پیدا کند.
اسکاشگورد نقش مرکل را بازی میکند؛ رابط آلمانیِ لورین که حضورش در روایت محدود است، اما کارکرد مهمی دارد. مرکل از آن نقشهایی بود که اگر درست بازی نشود، خیلی راحت در شلوغی داستان و سبک اغراقشدهی فیلم گم میشود. اما اسکاشگورد دقیقا میداند چطور باید از زمان کم حضورش بیشترین استفاده را ببرد. مرکل شخصیتی آرام، حسابشده و در عین حال مرموز است؛ کسی که نه کاملا قابل اعتماد به نظر میرسد و نه آنقدر اغراقشده است که به کاریکاتور تبدیل شود.
بیل اسکاشگورد، با وجود سن کمش در زمان اکران فیلم، نوعی پختگی و وقار به نقش میدهد که فراتر از یک بازی گذراست. او با کمترین دیالوگ و بیشترین تکیه بر زبان بدن و نگاه، شخصیتی میسازد که باورپذیر است و در فضای سرد برلین آن روزها جا میافتد. این همان مهارتی است که بعدها به امضای کاری او تبدیل شد: توانایی درخشش در نقشهای کوچک، بدون اینکه ژست بگیرد.
5- بربر (Barbarian)

- سال اکران: 2022
- کارگردان: زک کرگر
- سایر بازیگران: جرجینا کمپل، جاستین لانگ، متیو پاتریک دیویس، جیمز باتلر، کیت نیکولز، زک کرگر، کیت باسورث
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 92 از 100
«بربر» (Barbarian) داستان زن جوانی به نام تس (جرجینا کمپل) را روایت میکند که هنگام ورود به اقامتگاه ایربیانبی خود متوجه میشود خانه به اشتباه به دو نفر اجاره داده شده است. او ناچار میشود شب را با مردی غریبه به نام کیت (بیل اسکاشگورد) شریک شود؛ وضعیتی که ابتدا ناخوشایند و نگرانکننده به نظر میرسد. اما این سوءتفاهم ساده خیلی زود رنگ میبازد و جای خود را به وحشتی عمیقتر میدهد، زمانی که آنها به وجود تونلی مخفی در زیر ساختمان پی میبرند؛ تونلی که موجودی هولناک و شیطانی در آن کمین کرده است.
نخستین تجربهی کارگردانی زک کرگر (خالق «سلاحها»)، فیلمی است که به شکلی هوشمندانه بر پایهی غافلگیری و «آدرسهای غلط» بنا شده؛ و بسیاری از این فریبهای روایی مستقیما به شخصیت اسکاشگورد گره خوردهاند. موفقیت این پیچشهای داستانی تا حد زیادی مرهون بازی درخشان او و تواناییاش در تغییر ناگهانی لحن، حتی در دل یک سکانس واحد است. کیت شخصیتی است که تماشاگر هرگز نمیداند باید از او بترسد یا خیر؛ مردی که در ظاهر آرام، مودب و منطقی به نظر میرسد، اما زیر این پوستهی متین، نوعی آشفتگی و تردید دائمی جریان دارد. اسکاشگورد با بازی قابل دفاعش، این دوگانگی را به خوبی منتقل میکند و مخاطب را تا واپسین لحظه در تعلیقی آزاردهنده درباره نیتهای واقعی کیت نگه میدارد.
4- اخطار مرد مرده (Dead Man’s Wire)

- سال اکران: 2025
- کارگردان: گاس ون سنت
- سایر بازیگران: دیکر مانتگامری، کولمن دومینگو، میهالا، کری الویس، جان رابینسون، آل پاچینو
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 98 از 100
«اخطار مرد مرده» بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده است. سال 1977، یک تاجر اهل ایندیاناپولیس به نام تونی کیریتسیس که با بسیاری از افراد در اداره پلیس آشنا بود، یک کارگزار وام مسکن به نام ریچارد هال را ربود و گردن هال را با یک سیم به تفنگ ساچمهای خود بست، تا اگر تکتیراندازهای پلیس سعی در کشتن او کردند، تفنگِ در دستش شلیک شود. کیریتسیس حتی قربانی خود را به همین شکل جلوی دوربینهای تلویزیون برد و خواستههای خود را در حضور خبرنگاران خواند.
کیریتسیس برای خرید زمینی که فکر میکرد میتوان به یک مرکز خرید تبدیل کرد، وام گرفته بود، اما در بازپرداخت وام عقب افتاد و متقاعد شد (شاید بیدلیل هم نبود) که هال و پدرش، در حال دستکاری و سوءاستفاده از این وضعیت هستند و برای زمینهای او نقشه دارند. مهمترین دلیل برای تماشای فیلم، بیل اسکاشگورد است که به طور کامل به بیثباتی کیریتسیس تعهد دارد و در عین حال به اندازه کافی جذاب هست تا حمایتهایی را که کیریتسیس در طول 63 ساعت رویارویی به دست آورد، توجیه کند. او مردی است که خشمش موجه است، اما هرگز شک نمیکنید که تفنگ ساچمهای وی پر است و او تهدیدش برای منفجر کردن سر هال را عملی خواهد کرد.
با اینکه به نظر نمیرسد که «اخطار مرد مرده» حرفی فراتر از سرگرم کردن تماشاگر و خنداندن آنها داشته باشد، اما تلاش میکند که سیاسی و اجتماعی هم باشد. جرم کیریتسیس ذاتا یک جرم سیاسی است؛ او به دنبال انتقام از بانکداران ثروتمندی است که معتقد است از حسن نیت او برای منافع مالی خود سوءاستفاده کردهاند. و خیلی زود مشخص میشود که «اخطار مرد مرده» فقط یک کمدی نیست؛ این داستان مردی است که به آخر خط رسیده، زیرا شکاف اجتماعی قبلا همه چیز را از او گرفته است.
3- آن: بخش اول (IT: Chapter One)

- سال اکران: 2017
- کارگردان: اندی موسکیتی
- سایر بازیگران: جیدن لیبرهر، فین ولفهارد، سوفیا لیلیس، کرک اسودو، اوون تیگ، خاویر بوتت
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.3 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 86 از 100
نقش پنیوایز بود که بیل اسکاشگورد را به یک ستاره تبدیل کرد؛ او اینجا یکی از بهترین شرورهای ترسناک تاریخ سینما را به ما معرفی میکند. اقتباس اندی موسکیتی از رمان معروف استیون کینگ، ما را به سال 1989 میبرد؛ جایی که گروهی از کودکان، در مواجهه با ترسهای شخصی و جمعیشان، تصمیم میگیرند هیولایی را شکست دهند که شکل ترس را به خود میگیرد و بیش از همه، در قالب دلقکی به نام پنیوایز ظاهر میشود. در چنین بستری، موفقیت فیلم بیش از هر چیز به باورپذیری این هیولا وابسته است؛ و اینجاست که اسکاشگورد نقشی تعیینکننده پیدا میکند.
هوشمندانهترین تصمیم اسکاشگورد، شاید این باشد که سراغ تقلید از بازی بهیادماندنی تیم کوری در مینیسریال دههی 90 میلادی نرفت. او بهجای تکرار یک تصویر آشنا، پنیوایز را از نو تعریف میکند؛ موجودی که فقط ترسناک نیست، ما را بیوقفه مضطرب میکند. بازی او بر پایهی اغراقهای کنترلشده شکل میگیرد: از تغییرات صدایی که گاهی کودکانه و فریبندهاند و گاهی تهدیدآمیز و غریزی. اسکاشگورد بدنش را به ابزاری برای القای بیگانگی تبدیل میکند؛ گویی این موجود، فقط وانمود میکند که قوانین انسانبودن را بلد است.
پنیوایزی به راستی مسحورکننده است؛ هیولایی که ما را آزار میدهد اما نمیتوانیم جذابیتهایش را نادیده بگیریم. او به حدی مهم است که هر بار از قاب خارج میشود، فیلم بخشی از انرژی و هیجانش را از دست میدهد و لحظهشماری میکنیم که دوباره ظاهر شود. بیل اسکاشگورد با این نقش نشان داد که میتواند در یک کاراکتر غرق شود، تا جایی که خودِ بازیگر ناپدید میشود و فقط هیولا باقی میماند. پنیوایز احتمالا مشهورترین نقش او باقی خواهد ماند.
2- جان ویک: بخش 4 (John Wick: Chapter 4)

- سال اکران: 2023
- کارگردان: چاد استاهلسکی
- سایر بازیگران: کیانو ریوز، دانی ین، هیرویوکی سانادا، شامیر اندرسون، رینا ساوایاما، اسکات ادکینز
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.2 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 94 از 100
در «بخش 4»، جان ویک که در قسمت قبل تا آستانهی مرگ پیش رفت، با کمک بووری کینگ (لارنس فیشبرن) بهبود پیدا میکند و حالا آماده است تا در مقابل اعضای اصلی شورای خلافکاران (های تِیبِل) قرار بگیرد تا برای همیشه، جهان را از دستان آنها آزاد کند اما آیا میتواند این ماموریت غیرممکن را به سرانجام برساند؟
با موفقیتهای این قسمت، «جان ویک» حالا از معدود مجموعههای سینمایی تاریخ است که همهی قسمتهای آن از نظر کیفی در سطحی نزدیک به یکدیگر قرار دارند و همهی آنها نیز در گیشه به سوددهی رسیدهاند. اما چیزی که «بخش 4» را به یک اثر کمنظیر تبدیل کرده، کارگردانی است؛ با اینکه رویدادها گاهی بیش از حد اغراقآمیز میشوند (حتی در مقایسه با قسمتهای پیشین) اما حواس شما را پرت نمیکنند و این سکانسهای اکشن را با هیجان دنبال میکنید. برای مثال میتوان به یکی از سکانسهای مبارزهی فیلم اشاره کرد که در یک خانهی متروکه در پاریس اتفاق میافتد و شباهت عجیبی به بازیهای ویدیویی دارد.
بیل اسکاشگورد اینجا نقش مارکی وینسنت بیست د گرامونت را بازی میکند، یکی از اعضای عالیرتبهی «های تیبل» با ثروت، قدرت و منابع نامحدود که تصمیم گرفته جان ویک را به هر قیمتی از میان بردارد. اسکاشگورد اینجا عالی است، نوعی خونسردی اشرافی و حیلهگری مرگبار دارد؛ او به ندرت دست به اسلحه میشود و بیشتر با قدرت ساختاری و روانیاش میجنگد. اسکاشگورد قبلا هم نشان داده بود که میان نامهای بزرگ گم نمیشود و اینجا هم در حضور چندین ستاره بزرگ، فرصت خودنمایی پیدا میکند.
قسمت چهارم یک پایان راضیکننده برای آدمکشی است که تنها هدفش در زندگی این بود که همسر خوبی باشد و یک زندگی کوچک آرام داشته باشد اما به اجبار به منجلابی از خون و قتل بازگشت. حتی اگر قسمت پنجمی در کار نباشد (که با توجه به فروش باورنکردنی قسمت چهارم، قطعا ساخته خواهد شد)، «بخش 4» را میتوانیم یک اختتامیهی شکوهمند بدانیم، نقطهی اوج یکی از برترین مجموعههای اکشن تاریخ سینما.
1- شروران (Villains)

- سال اکران: 2019
- کارگردان: دن برک، رابرت اولسن
- سایر بازیگران: مایکا مونرو، بلیک بامگارتنر، جفری داناوان، کیرا سجویک، نوآه رابینز، دنی جانسون
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.3 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 95 84 100
«شروران» اسکاشگورد و مایکا مونرو را در نقش نسخهای مدرن و متفاوت از «بانی و کلاید» عرضه میکند. میکی و جولز دو خلافکار خردهپا هستند که بعد از خراب شدن نقشهشان، در حال فرار به اولین خانهای که سر راهشان قرار میگیرد پناه میبرند؛ خانهی زوجی به ظاهر معمولی که قرار است قربانی بعدی سرقت آنها باشد. اما هرچه داستان جلوتر میرود، ورق به شکلی غیرمنتظره برمیگردد و این دو خیلی زود میفهمند که وارد قلمرویی شدهاند که در آن، «شرور» بودن تعریف متفاوتی دارد. «شروران» که در مرز میان کمدی سیاه و وحشت حرکت میکند، در دوره اکران، استقبال منتقدان روبهرو شد اما به فروش قابل قبولی نرسید و در سالهای اخیر هم مهجور باقی مانده است.
برگ برنده «شرورها» لحن تند، شوخیهای تلخ و فضایی است که آگاهانه از کلیشههای ژانری فاصله میگیرد. این فیلم همچنین بستری را در اختیار اسکاشگورد قرار میدهد که بتواند خاص و غیرقابل پیشبینی ظاهر شود. شیمی میان او و مایکا مونرو هم بهتر از این نمیتوانست باشد؛ رابطهای که همزمان بامزه و عصبی به نظر میرسد و مدام تماشاگر را در حالت تعلیق نگه میدارد. اسکاشگورد میکی را شخصیتی مضطرب و انسانی ترسیم میکند؛ کسی که ترس و خشونت را با نوعی طنز سیاه در هم آمیخته. «شرورها» فیلمی عجیب اما سرگرمکننده است که شاید بیسر و صدا اکران شد، اما یکی از بهترین نقشآفرینیهای سینمایی بیل اسکاشگورد را در آن پیدا میکنید.
منبع: movieweb

