چرا برای فیلم «روز افشاگری» اسپیلبرگ هیجانزده هستیم؟
«روز افشاگری» (Disclosure Day) یکی از هیجانانگیزترین فیلمهای 2026 است و احتمالا دلیلش را میدانید؛ استیون اسپیلبرگ افسانهای پس از 4 سال غیبت، قرار است به سینما برگردد و البته این اولین فیلم علمی-تخیلی او از سال 2018 است. مانند اکثر پروژههای این کارگردان صاحبنام، «روز افشاگری» هم در هالهای از ابهام و رمز و راز قرار دارد. در حقیقت، ما تا دسامبر 2025 حتی عنوانش را هم نمیدانستیم و هیچ اطلاعاتی از آن در دسترس نبود. تا این لحظه، تنها چیزی که میدانیم این است که بر اساس ایدهای کاملا جدید از خودِ اسپیلبرگ ساخته شده و فیلمنامهی آن را همکار قدیمیاش، دیوید کپ (نویسنده «پارک ژوراسیک» و «ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین») نوشته است.
«روز افشاگری» که توزیع آن برعهده استودیوی یونیورسال پیکچرز خواهد بود، یادآور فیلمهای کلاسیک استیون اسپیلبرگ است. این اثر بلاکباستری بزرگ، پنجمین اثر این کارگردان با محوریت موجودات فضایی هم هست (پس از «برخورد نزدیک از نوع سوم»، «ئی.تی. موجود فرازمینی» و«جنگ دنیاها» و «ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین»). و همانطور که بالاتر اشاره شد، این اولین فیلم علمی-تخیلی او از زمان اکران «بازیکن شماره یک آماده» در سال 2018 و نخستین فیلم تابستانی او پس از شکست تجاری «غول بزرگ مهربان» در سال 2016 به حساب میآید.
تاریخ اکران فیلم، یعنی 12 ژوئن 2026 (22 خرداد 1405) نیز حائز اهمیت است؛ زیرا با چهل و پنجمین سالگرد اکران «مهاجمان صندوقچه گمشده» مصادف شده و دقیقا در بازهای اکران میشود که پیشتر فیلمهای «ئی.تی.» و «پارک ژوراسیک» در آن روی پرده رفته بودند. با این تفاصیل، «روز افشاگری» از آن فیلمهایی است که همهی سینمادوستان باید تماشا کنند، حتی اگر از طرفداران ژانر علمی-تخیلی نیستید.
بازگشت اسپیلبرگ به دنیای فرازمینیها

استیون اسپیلبرگ در مقام کارگردان، وجوه مختلفی دارد. او بارها خود را فیلمسازی مولف و جدی تعریف کرده که میتواند به سوژههای عمیق و حساس بپردازد («فهرست شیندلر»، «نجات سرباز رایان» و «پل جاسوسها»). با این حال، برای عموم مردم، او هنوز هم با آثار سرگرمکننده و بلاکباستریاش شناخته میشود. به هر حال، فراموش نکنید که او با «آروارهها»، عملا مفهوم «بلاکباستر مدرن تابستانی» را اختراع کرد. ضمن اینکه «مهاجمان صندوقچه گمشده» یکی از بزرگترین فیلمهای اکشن تاریخ سینماست و «ئی.تی» زمانی پرفروشترین فیلم تاریخ بود، تا اینکه جای خود را به «پارک ژوراسیک» داد.
فارغ از این، اسپیلبرگ یکی از بزرگترین داستانسرایان علمی-تخیلی تمام دوران است. «برخورد نزدیک از نوع سوم» همچنان یک نقطه عطف در داستانهای مربوط به اولین تماس با بیگانگان محسوب میشود. «ئی.تی.» و «هوش مصنوعی»، زیباییشناسی علمی-تخیلی را با داستانهایی انسانگرایانهی ریشهدار در افسانههای اساطیری ترکیب میکنند. «پارک ژوراسیک» برداشتی مدرن از رمان «فرانکنشتاین» مری شلی است. او در «گزارش اقلیت»، داستان پیچیدهی فیلیپ کی. دیک را در قالب یک فیلم هیجانانگیز عامهپسند اما تفکربرانگیز عرضه کرد و در «جنگ دنیاها»، امضای خاص خود را پای یک اثر کلاسیک ادبی گذاشت و آن را با مضامینی مثل «زندگی پس از 11 سپتامبر» پیوند زد.
به نظر میرسد «روز افشاگری» ترکیبی از «برخورد نزدیک از نوع سوم» و «جنگ دنیاها» باشد. تریلرهای فیلم هم تلاش دارند تا شکوه «برخورد نزدیک از نوع سوم» را با وحشت کیهانی «جنگ دنیاها» تلفیق کنند. و مشابه دیگر آثار او، «روز افشاگری» هم یک درام شخصی و انسانمحور به نظر میرسد که در یک بستر داستانی عظیم روایت میشود. با این حال، اسپیلبرگ در حال تکرار موفقیتهای گذشته نیست؛ «روز افشاگری» ایدهی اولین تماس با بیگانگان را به مثابه استعارهای برای تماس با یک قدرت برتر به کار گرفته است. این فیلم قصهای درباره ایمان، باور و معنای مواجهه یک فرد -و کل بشریت- با این حقیقت است که ما در جهان تنها نیستیم.
دوران درخشان فیلمسازی اسپیلبرگ ادامه دارد

شاید مهمترین دلیل هیجانزده بودن ما برای فیلم، این باشد که در ادامه مسیر آثار اخیر او یعنی «داستان وست ساید» (2021) و «خانواده فیبلمن» (2022) ساخته شده است. با اینکه هر دو فیلم، در گیشه ناامیدکننده ظاهر شدند، اما از سوی منتقدان مورد تحسین قرار گرفتند و هر دو نامزد جایزه اسکار بهترین فیلم شدند. آنها آثاری باشکوه و در زمره بهترینهای اسپیلبرگ هستند؛ و این ادعا زمانی وزن پیدا میکند که کارنامه پربار او را در نظر بگیریم. اسپیلبرگ در دههی 80 زندگیاش، فیلم معمولی نمیسازد، همچنان در حال خلق شاهکارهایی است که میتوانند شانه به شانه بهترین آثار دوران اوجش قرار بگیرند. او هنوز هم فیلمساز قابل اعتنایی است و این باعث میشود تا برای تماشای «روز افشاگری» مشتاق باشیم.
اگر «روز افشاگری» بتواند این شتاب و کیفیت را حفظ کند، شاهد بهترین دوران کاری اسپیلبرگ از اواخر دهه 90 میلادی و اوایل دهه 2000 خواهیم بود؛ یعنی همان بازه زمانی که آثاری مثل «نجات سرباز رایان»، «هوش مصنوعی»، «گزارش اقلیت» و «اگه میتونی منو بگیر» روی پرده رفتند. دهه 2010 برای او ترکیبی از اوج («ماجراهای تنتن»، «لینکلن»، «پل جاسوسها» و «پست») و فرود («غول بزرگ» مهربان» و «بازیکن شماره یک آماده») بود. آن روزها، بعضیها او را تمامشده میدانستند اما با قدرت بازگشت. دهه 2020، فصل تازهای برای اسپیلبرگ بود و جسارت و پختگی بیشتری در آثارش دیده شد. «روز افشاگری» حتی اگر نیمی از کیفیت «داستان وست ساید» و خانواده فیبلمن» را داشته باشد، یکی از بهترین فیلمهای تابستان خواهد بود.
پدیدهای نادر به نام بلاکباستر اورجینال تابستانی!

استودیوی یونیورسال پیکچرز در کنار بودجهای کلان، بهترین زمان اکران تابستانی خود را به این فیلم اورجینال اختصاص داده است. شاید این مسئلهی چندان بزرگی به نظر نرسد، اما در واقعیت بسیار حائز اهمیت است. فصل سینمایی تابستان قرار است تحت سیطرهی اقتباسها («سوپرگرل» و «اربابان جهان»)، بازسازیها («موآنا» و «صخرهنورد») و دنبالهها («مرد عنکبوتی: روز کاملا جدید» و«شیطان پرادا میپوشد 2») باشد. هرچقدر هم که فیلم «اودیسه» کریستوفر نولان امیدوارکننده به نظر برسد، باز هم اقتباسی از یکی از مشهورترین اشعار حماسی تاریخ است. «روز افشاگری» اما کاملا متفاوت است، چون یک داستان اورجینال دارد، مبتنی بر هیچ کتاب یا فرنچایزی نیست و شاید این همان چیزی باشد که سینمادوستان میخواهند.
یونیورسال برای تبلیغ «روز افشاگری»، از استراتژیهای بازاریابی فیلمهای «پارک ژوراسیک» و «جنگ دنیاها» الگوبرداری کرده است. تریلرهای آن فیلمها به جای تکیه بر جلوههای ویژه، بر «لحن و اتمسفر» متمرکز بودند و تصویر دایناسورها یا فضاییها را مخفی نگه میداشتند تا برای مخاطب انگیزه ایجاد کنند که برای دیدن تصویر کامل به سینما برود. به جای استفاده از حس نوستالژی نسبت به یک برند یا فرنچایز قدیمی برای جذب تماشاگر، یونیورسال و اسپیلبرگ اغلب از ترفندهای متفاوتی استفاده میکنند تا مردم را به سالنها بازگردانند. آنها به سینمادوستان یادآوری میشوند که زمانی ایدههای بزرگ و اورجینال، مهمترین عنصر فصل سینمایی تابستان بود، و هنوز هم میتواند باشد.
فرصت طلایی تماشای اثر جدید یکی از بزرگترین فیلمسازان زندهی جهان
![]()
پروژه جدید فیلمساز سرشناسی مثل اسپیلبرگ، باید موجی از هیجان ایجاد کند و «روز افشاگری» دقیقا همین کار را کرده است. این فیلم اما یک یادآوری هم هست، اینکه باید قدر کارگردانان بزرگ قدیمی را تا زمانی که کنار ما هستند، بدانیم. مشخص نیست که اسپیلبرگ 79 ساله چند فیلم دیگر خواهد ساخت؛ با اینکه امیدواریم او را برای سالها پشت دوربین ببینیم اما اگر واقعبینانه نگاه کنیم، با توجه به سن و سالش، نمیتوان انتظار داشت که تا ابد فیلم بسازد. پس چرا تا وقتی هنوز فرصت باقیست، از آن لذت نبریم؟
آخرین باری که اسپیلبرگ یک بلاکباستر تابستانی موفق و پرفروش داشت، «ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین» در سال 2008 بود، یعنی حدود 18 سال قبل. «روز افشاگری» تمام ویژگیهای یک فیلم کلاسیک و پرهزینه از استیون اسپیلبرگ را داراست؛ اثری که نقاط اوج سالهای نخست فعالیت او، تلخی عاطفی فیلمهای دهه 2000 و شکوه بصری و احساسی موفقیتهای اخیرش در دهه 2020 را با هم در خود دارد. شاید بهتر باشد که این فیلم را یک «بازگشت» توصیف نکنیم، زیرا او هرگز صحنه را ترک نکرده بود اما نمیتوان به این فیلم نگاه کرد و این حقیقت را نادیده گرفت که استیون اسپیلبرگ، هنوز هم یکی از بهترین فیلمسازان تاریخ است.
منبع: movieweb

