نقد فیلم «ابدیت»؛ یک برزخ بی‌پایان

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۶ دقیقه
نقد فیلم «ابدیت»

بازار فیلم‌های کمدی-رمانتیک، ژانری که در دهه‌ی نود و اوایل دوهزار میلادی حسابی رونق داشت، امروزه در هالیوود از رمق افتاده و حتی ایده‌های تازه‌ای، مثل مثلث عشقی در برزخ هم نمی‌تواند آن را احیاء کند. الیزابت اولسن در کمدی-رمانتیک تازه‌ی خود، «ابدیت» (Eternity) نقش یک زن مسن تازه فوت شده را بازی می‌کند که باید تصمیم بگیرد آیا می‌خواهد ابدیت را با همسرش (مایلز تلر) یا با عشق اولش (کالوم ترنر) بگذراند. با اینکه داستان «ابدیت» با ایده‌ای متفاوت و توانایی کمدی بازیگران فرعی، شروع خوبی دارد، اما در یک‌سوم پایانی چنان کش پیدا می‌کند که خوبی‌های مقدمه، همه به خاطرات سپرده می‌شوند. در نقد فیلم «ابدیت» بیشتر به داستان و افت جریان آن در پرده‌ی نهایی می‌پردازم.

هشدار! در نقد فیلم «ابدیت» خطر لو رفتن داستان وجود دارد

نقد فیلم «ابدیت»؛ دنیایی نو، آدم‌هایی آشنا

الیزابت اولسن در فیلم Eternity

زندگی پس از مرگ موضوعی است که بارها و بارها در ژانرهای گوناگون و به اشکال مختلف مورد بررسی قرار گرفته است. اما این موضوع در فیلم «ابدیت» زیربنای یک داستان عاشقانه‌ی کمدی را فراهم می‌کند. داستان با یک زوج سالمند آغاز می‌شود که به فاصله‌ی کمی فوت می‌کنند و باید به سوی ابدیت خاص خودشان بروند. اما پیش از آن باید از یک برزخ پررنگ و لعاب عبور کنند که به ترمینالی با هزاران ابدیتِ مختلف به جای مقاصد سفر می‌ماند؛ مثلا در یک ابدیت همه‌چیز مثل دهه‌ی پنجاه میلادی است، در یک ابدیت در کتابخانه‌ای گیر افتاده‌اید، ابدیت کوهستان، دیسکو و قس علی هذا. نکته اینجاست که نه‌تنها می‌توانید ابدیت خودتان را انتخاب کنید، که کسی را هم که می‌خواهید این ابدیت را با او بگذرانید. البته به‌شرطی که آدم مورد نظرتان مرده باشد، وگرنه می‌توانید انتخاب کنید که در همین برزخ (یا نقطه‌ی اتصال) بمانید. اما راهی برای بازگشت از این ابدیت وجود ندارد؛ حداقل راه قانونی.

در نگاه اول، داستان زوج عاشق‌پیشه‌ی ما خیلی سرراست است. لری (مایلز تلر) و جون (الیزابت اولسن) در برزخ به هم می‌رسند و فقط این می‌ماند که ابدیت خود را انتخاب کنند. اما ناگهان سروکله‌ی عشق اول جون پیدا می‌شود: لوک (کالوم ترنر) که در جنگ کره کشته شده اما ۶۷ سال به امید دیدار جون در برزخ صبر کرده است. حالا جون می‌ماند در دوراهی گذراندن ابدیت با شوهر و پدر فرزندانش، یا عشق آتشین روزهای جوانی‌اش که به‌خاطر مرگ لوک در جنگ ناکام ماند.

دواین جوی رندالف، جان ارلی

مثلث عشقی در ترمینال برزخ ادامه می‌یابد. اینجاست که طنز کارگردان، دیوید فرین، هرازگاهی خود را نشان می دهد؛ به ویژه در آشوب ترمینال که با دِواین جوی رندالف و جان ارلی بهترین شوخی‌های برزخی در آن گنجانده شده است. لری با راهنمای بامزه‌ی پس از مرگش (دواین جوی رندالف) دنبال راهی برای به دست آوردن دل جون است و لوک با جذابیت‌های شخصی و داستان عشق قدیمی‌اش، خیلی نیازی به این کارها ندارد؛ چون جون از همان نگاه اول دوباره عاشق لوک شده است. حتی دیگر زمینی‌ها و برزخی‌ها همه برای پسر خوش‌تیپی چون لوک سرودست می‌شکنند. آخرسر، با اینکه جون نمی‌تواند بین دو شوهرش تصمیم بگیرد، لری فداکاری و جون را تشویق می‌کند تا با لوک ابدیتش را بگذراند. ابدیتی که برای جون خیلی دوام نمی‌آورد، اما برای ما چرا.

با وجود داستانی سرگرم‌کننده، فیلم در یک‌سوم پایانی خود از رمق می‌افتد؛ انگار که فرین هم نمی‌دانسته باید چطور داستان را ببندد. برای همین، در پرده‌ی نهایی، ماجرا نیم‌ساعتی در برزخ شخصی خودش کش پیدا می‌کند تا بالاخره جون از تصمیمش برگشته، مثل یک مجرم به برزخ گریخته و دنبال شوهرش، لری، می‌گردد. لری حالا به جای لوک در برزخ ماندگار شده است. جون و لری با کمک دوستان برزخی‌اشان، دست در دست به سوی ابدیتی دیگر می‌روند که شباهت زیادی به محله‌ی قدیمی خودشان دارد.

آیا دوران کمدی‌های عاشقانه به سر آمده است؟

نقد فیلم «ابدیت»

با رخوتی که ژانر چندسالی است در آن فرورفته، به نظر می‌رسد دوران کمدی‌های عاشقانه‌ی تمام شده. شاید هم امثال راب راینرها رفته‌اند و دیگر خبری از مانند «عروس شاهزاده» (The Princess Bride) نیست. هرچه هست، کمدی‌های عاشقانه هنوز نتوانسته‌اند جلال و جبروت سال‌های پیشین خود را بازگردانند و حتی استفاده از بازیگران کارکشته‌ی سال‌های پیشین هم جواب نمی‌دهد. عناوین تازه‌ای، مثل «ایده تو» (The Idea of You) و «یک مسئله خانوادگی» (A Family Affair) کوشیدند با آوردن اَن هتوی و نیکول کیدمن، و دینامیک زن بزرگسال و پسر جوان‌تر سوپراستار، آتش سال‌های پیش ژانر را روشن کنند، که مشخصا نتوانستند. فیلم‌های نوجوانانه هم، چون «سال آکسفورد من» (My Oxford Year) و «پشیمانی از تو» (Regretting You) تنها نمک به زخم ژانر می‌پاشند.

در این میان، «ابدیت» کوشیده با چرخشی فانتزی، خود را از فیلم‌های ناامیدکننده‌ی مذکور متمایز کند. اما در مسیر خود، بیشتر به فیلم «مادی‌گرایان» (Materialists) شبیه شده است؛ نه فقط در مثلث عشقی که در مرکزیت داستان هر دو فیلم قرار دارد، که در سردردی که تصمیم قهرمان به شما می‌دهد!

بهترین فیلم‌های فانتزی عاشقانه که باید تماشا کنید

جون پس از دنگ و فنگ‌های فراوان، بالاخره به انتخاب لوک راضی می‌شود که عشقشان ناکام مانده بود. با اینکه لوک به‌ظاهر بی‌نقص‌ترین مرد دنیاست، اما جون احساس می‌کند چیزی درست نیست. برای همین، زیر انتخابش می‌زند و دوباره سراغ شوهرش، لری، می‌رود.

نه اینکه انتخاب جون اشتباه باشد؛ اما بازگشت دوباره به شوهری که چهل سال با او زندگی کرده مثل این می‌ماند که کسی از خواب بیدار شود و به‌جای آنکه به شهربازی برود، سر کار برود. بله همینقدر بی‌خاصیت. آن عشقی که جون و لری در طول زندگی مشترک طولانی‌اشان به اشتراک گذاشته‌اند، از آن دست عشق‌های آتشینی نیست که کاراکتر لوک نمادی از آن است. از آن عشق‌هایی است که خودش را در تفاهم‌های کوچک نشان می‌دهد؛ برای یک زندگیِ زمینی عالی است، اما برای یک فیلم فانتزی، به‌شدت حوصله‌سربر. اینکه هیچ جرقه‌ی واقعی بین اولسن و تلر یا ترنر وجود ندارد هم مزید بر علت که صرف توانایی بازیگری‌اشان، نمی‌تواند عشقی را که بین کاراکترها جریان دارد، به تصویر بکشد.

2.5
از ۵
نکات مثبت
  • کمدی کارساز دِواین جوی رندالف
  • دنیاسازی فانتزی تازه برای یک کمدی عاشقانه
نکات منفی
  • نبود جرقه‌ی احساسی در اجرای اولسن با تلر یا ترنر
  • داستان قابل پیش‌بینی و طولانی‌شدن فیلم در پرده‌ی نهایی

«ابدیت» ماهیتی به‌شدت قابل پیش‌بینی دارد؛ اینکه جون نمی‌تواند انتخاب کند، اینکه یکی از شوهرها با فداکاری جای خود را به دیگری می‌دهد، همه‌ی این‌ها را خودمان قبل از آنکه اتفاق بیفتند، حدس می‌زنیم. با اینکه فرین کوشیده چاله‌ها و چالش‌هایی در مسیر جون بیندازد، اما این پیچش‌ها نمی‌توانند شما را غافلگیر کنند؛ چون همه ته ذهنمان می‌دانیم داستان چطور تمام می‌شود، و همزمان آرزو می‌کنیم کاش اینطور نشود. آخرسر «ابدیت» فقط چندباری دور خودش می‌چرخد و پس از تلاش‌های متوالی برای درآوردن اشک بیننده، دوباره به جای اولش برمی‌گردد.

ایده‌ی اولیه‌ی داستان، با دنیاسازی تازه‌اش که جهان پس از مرگ را به شکلی کاملا متفاوت تصور می‌کند، پتانسیل خوبی برای یک فیلم رمانتیک کمدی داشته است، اما این پتانسیل جایی بین انتخاب بازیگران اشتباه، پیچش‌های قابل پیش‌بینی و کاراکترهای نه‌چندان دوست‌داشتنی گم می‌شود. آن وقت ما می‌مانیم و «ابدیت» که تمام‌شدنش به اندازه‌ی یک ابدیت طول می‌کشد.

شناسنامه فیلم «ابدیت» (Eternity)

کارگردان: دیوید فرین
نویسنده: دیوید فرین، پت کانین
بازیگران: الیزابت اولسن، مایلز تلر، کالوم ترنر، دِواین جوی رندالف
محصول: ۲۰۲۵، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۷.۱ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز:  ۷۸٪
خلاصه داستان: جون و لری زوج سالمندی هستند که به فاصله‌ی کوتاهی از هم می‌میرند. اما یکدیگر را در برزخ ترمینال‌مانندی پیدا می‌کنند و می‌فهمند می‌توانند یک ابدیت را برگزینند تا با عشقشان تا ابدالآباد در آن بمانند. بی‌شک اولین و آخرین انتخاب لری، همسرش جون است. اما جون گزینه‌های بیشتری دارد. او در ترمینال عشق روزهای جوانی‌اش، لوک، را می‌بیند که به‌خاطر جنگ، جوان‌مرگ شد و از آن زمان تاکنون،‌ قریب به ۶۷ سال به انتظار آمدن جون در ترمینال مانده است تا بتوانند با هم به سمت ابدیت خود بروند. حالا جون در یک دوراهی مانده است: شوهرش لری، یا اولین عشقش لوک و فرصت زیادی برای انتخاب گذران ابدیت با آن‌ها ندارد…

نقد فیلم «ابدیت» دیدگاه شخصی نویسنده است و لزوما موضع دیجی‌کالا مگ نیست.

منبع: دیجی‌کالا مگ

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

loading...
بازدیدهای اخیر
بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها
مشاهده همه
دسته‌بندی‌های منتخب برای شما
X