بهترین فیلمهای جرارد باتلر؛ از «کمینگاه دزدان» تا «گرینلند»
جرارد باتلر فعالیت حرفهای خود در سینما را نسبتا دیر و در سن 27 سالگی آغاز کرد اما زودتر از آنچه که انتظارش را داشت به یک ستاره تبدیل شد. باتلر از نخستین حضور سینماییاش در درام بریتانیایی «خانم براون» (1997) تاکنون در 64 فیلم ایفای نقش کرده است. افزون بر این، او در 10 سریال و فیلم تلویزیونی ظاهر شده و سابقه حضور در چندین تئاتر را هم دارد. به مناسبت اکران «گرینلند 2: مهاجرت» در این مقاله، بهترین فیلمهای جرارد باتلر را مرور میکنیم.
جرارد باتلر یکی از ستارگان اکشن شاخص دو دهه اخیر است اما بارها نشان داده که استعدادهایش به فیلمهای هیجانانگیز و تجاری خلاصه نمیشود، از صداپیشگی ماندگارش در «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» تا نقشآفرینی قابل دفاع او در «فرانکی عزیز»، باتلر انعطافپذیری مناسبی دارد و خود را به خوبی با نقشهای متفاوت وقف داده است. البته همهی فیلمهای این فهرست، آثار سینمایی قابل قبولی نیستند اما اگر از طرفداران این بازیگر محبوب هستید، باید آنها را تماشا کنید.
بهترین فیلمهای جرارد باتلر که باید ببینید
15- پینوشت: دوستت دارم (P.S. I Love You)

- سال اکران: 2007
- کارگردان: ریچارد لاگراونیس
- سایر بازیگران: هیلاری سوانک، لیزا کودرو، هری کانیک جونیور، جینا گرشان، جفری دین مورگان، کتی بیتس
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 25 از 100
«پینوشت: دوستت دارم» فیلمی احساسی دربارهی عبور و بازگشت به زندگی است. ماجراها پیرامون هالی (هیلاری سوانک) اتفاق میافتد، زنی که پس از مرگ ناگهانی همسرش، جری (جرارد باتلر)، احساس میکند تمام جهانش فرو ریخته. او قادر نیست همسرش را از ذهن خود بیرون، و از گذشته عبور کند.
زمانی که به نظر میرسد هالی در دریای غم و تنهایی غرق شده، 10 نامه از سوی جری به دست او میرسد؛ نامههایی که جری پیش از مرگ برای تولد 30 سالگی هالی نوشته بود. این نامهها، نه تنها یادآور عشق عمیق آنها هستند، بلکه هالی را هدایت میکنند تا دوباره با زندگی ارتباط برقرار کند. با کمک این نامهها، او یاد میگیرد که درد از دست دادن را بپذیرد، خاطرات تلخ و شیرین را در آغوش بگیرد و دوباره به عشق و زندگی اعتماد کند.
پیام فیلم روشن است؛ قدرت عشق، حتی پس از مرگ، همچنان زنده است و میتواند مسیر ما را روشن کند. هالی متوجه میشود که غم و عشق میتوانند همزمان در زندگی وجود داشته باشند و همین ترکیب است که به زندگی معنا میبخشد.«پینوشت: دوستت دارم» فیلم چندان بدی نیست اما بیش از حد احساسی است و اصرار دارد که شما را غمگین کند، احتمالا به همین دلیل با واکنشهای منفی روبهرو شد. با این حال، فارغ از مباحث فنی، یکی از متفاوتترین فیلمهای باتلر است.
14- قاتل شکارچی (Hunter Killer)

- سال اکران: 2018
- کارگردان: داناوان مارش
- سایر بازیگران: گری اولدمن، بیلی باب تورنتون، زین هولتز، ویلم دفو، کامن، توبی استیونز، لیندا کاردلیانی، دیوید گیسی
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.6 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 38 از 100
«قاتل شکارچی» تلاشی است برای احیای حالوهوای تریلرهای نظامی-سیاسی دوران جنگ سرد. ماجراها پیرامون کاپیتانی اتفاق میافتد که به هیچ ساختار رسمی وابسته نیست، اما در شرایط بحرانی با نیروی دریایی آمریکا همکاری میکند تا رئیسجمهور ربودهشدهی روسیه را نجات دهد. فیلم که اقتباسی از رمانی به همین نام نوشتهی تام کلنسی است، با وجود ایده اولیه خوب، در عمل چندان قانعکننده نیست. «قاتل شکارچی» میخواهد هم اکشن باشد و هم یاد و خاطرهی آثار سیاسی کلاسیک پیرامون جنگ سرد را زنده کند، اما تقریبا در هیچکدام از این دو زمینه، عملکرد خوبی ندارد.
با این حال، جذابیت فیلم در همین حس نوستالژی ناخواستهای است که ایجاد کرده. جرارد باتلر در نقش کاپیتان زیردریایی، شخصیتی آرام، حرفهای و قاطع دارد؛ رهبری که باید در شرایطی بحرانی، تصمیمهای درستی بگیرد و فرصتی برای اشتباه ندارد. گری اولدمن هم حضور موثری در فیلم دارد.
و با تشکر از تقابل فضای بسته و خفقانآور زیردریایی با تنشهای سیاسی، ریتم داستان افت نمیکند. بله، فیلم در گیشه شکست خورد و منتقدان چندان تحویلش نگرفتند، اما برای تماشاگرانی که به دنبال یک اکشن نظامی خوشساخت هستند، «قاتل شکارچی» سرگرمکننده است. این ساختهی داناوان مارش، فیلم مهمی نیست اما کارش را درست انجام میدهد، ادعایی هم ندارد.
13- کمینگاه دزدان 2: پنترا (Den of Thieves 2: Pantera)

- سال اکران: 2025
- کارگردان: کریستین گودگاست
- سایر بازیگران: جرارد باتلر، اوشی جکسون جونیور، اوین احمد، سالواتوره اسپوزیتو، میدو ویلیامز، سوئن تمل
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.3 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 62 از 100
«کمینگاه دزدان» (2018) در واقع نسخهای مدرن از «مخمصه» مایکل مان بود اما شاید کثیفتر و با غافلگیریهای تازه. قسمت دوم، آن جهان را گسترش میدهد، فیلمی مملو از سرقتهای هیجانانگیز و سکانسهای اکشن خوب؛ موفقیت اصلی فیلم اما این است که به این مجموعه هویت میبخشد. «کمینگاه دزدان» حالا چیزی فراتر از یک کپی بیارزش است (دیدگاهی که بعضی از منتقدان نسبت به قسمت اول داشتند) و بیدلیل نیست که آن را در فهرست بهترین فیلمهای اکشن 2026 قرار دادیم.
«کمینگاه دزدان 2: پنترا» برای اینکه به نقطهی اوج برسد، عجلهای ندارد اما وقتی که به اصل ماجرا میرسد، قطعا راضی خواهید شد. سکانسهای تعقیب و گریز فیلم که بهصورت میدانی و بدون جلوههای ویژه رایانهای تولید شدهاند، به راستی تحسینبرانگیزند. این فیلم که سکانسهای اکشن خود را بسیار جدی گرفته، مثل نسخه اصلی، دربارهی رابطه عجیب پلیس یاغی، بیگ نیک (باتلر) و متخصص سرقت الماس و راننده حرفهای، دانی ویلسون (اوشی جکسون جونیور) است.
متاسفانه جرارد باتلر در این نسخه، از صحنهی جرم دونات نمیدزدد اما عشق او به نوشیدن و سیگار کشیدن و فحاشی پابرجا باقی مانده است. «کمینگاه دزدان 2: پنترا» یک دنبالهی استاندارد است و حالا باید دید آیا قسمت سومش را هم میسازند یا خیر.
12- شبح اپرا (The Phantom of the Opera)

- سال اکران: 2004
- کارگردان: جوئل شوماخر
- سایر بازیگران: امی رسوم، پاتریک ویلسون، میراندا ریچاردسون، مینی درایور، پل بروک، سایمون کالو
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.2 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 32 از 100
گاستون لرو، نویسنده و خبرنگار جنایی فرانسوی، در سال 1910 رمانی نوشت که در ظاهر یک داستان عاشقانه بود اما در باطن، روایتی تلخ از تنهایی و طردشدگی. «شبح اپرا» درباره کریستین (امی رسوم) است؛ زنی جوان که دل به یک نابغه موسیقی میبندد؛ مردی که در سایهها زندگی میکند، زیر تالار باشکوه اپرای پاریس. این نابغه، مردی با چهرهای دفرمه و زخمی است؛ انسانی که جامعه پیشاپیش او را قضاوت کرده و به حاشیه رانده است. اما کریستین، برخلاف دیگران، کنجکاو است بداند پشت این نقاب ترسناک چه کسی پنهان شده.
«شبح اپرا» پیش از این، بارها به شکلهای مختلف اقتباس شده بود، از تئاترهای سنتی تا نمایشهای موزیکال برادوی. با این حال، نسخه سینمایی 2004 جوئل شوماخر، برای نخستین بار این افسانه تراژیک را با زبانی سینمایی و پرزرقوبرق به مخاطب عام معرفی کرد و برخلاف تردیدهای اولیه، به موفقیتی چشمگیر در گیشه دست یافت.
جرارد باتلر ابتدا انتخابی غیرمنتظره به نظر میرسید؛ بازیگری که بیشتر با نقشهای فیزیکی و اکشن شناخته میشد، نه با آوازخوانی و ملودرام. اما همین ریسک، یکی از جذابترین جنبههای فیلم از کار درآمد. باتلر، شبح را نه یک هیولا یا ضدقهرمان، بلکه انسانی زخمی، عاشق و شکستخورده به تصویر میکشد. صدای او شاید به اندازه نسخههای دیگر بینقص نباشد، اما کسی را آزار نمیدهد.
«شبح اپرا» از جنبه بصری هم خوب است؛ طراحی صحنه، لباسها و موسیقی، همگی در خدمت خلق فضایی گوتیک، رمانتیک و اندوهبار قرار گرفتهاند. اینجا هم با یکی از نقشآفرینیهای خاص جرارد باتلر روبهرو هستیم و اگر هنوز آن را ندیدهاید، تماشایش میتواند تجربهای عاطفی باشد. فیلم البته مانند اکثر ساختههای جوئل شوماخر ضعفهای مشخصی دارد اما به شکلی ساخته شده که عامهپسند باشد.
11- گرینلند 2: مهاجرت (Greenland 2: Migration)

- تاریخ اکران: 2026
- کارگردان: ریک رومن وا
- سایر بازیگران: مورنا باکارین، راجر دیل فلوید، رومن گریفین دیویس، امبر رز روا، تروند فوسا اورواگ
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 5.5 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 51 از 100
«گرینلند» سال 2020، درست در اوج همهگیری کووید-19، اکران شد. این زمانبندی خاص کمک کرد تا فیلم، با وجود محدودیتهای شدید و تعطیلیهای سینما، موفقیت خوبی در سطح بینالمللی کسب کند. فیلم در 26 کشور -از جمله آلمان، فرانسه، ایتالیا، اسپانیا و روسیه- به رتبهی نخست گیشه رسید و در مجموع بیش از 52 میلیون دلار فروخت. در ایالات متحده نیز، عملکرد قدرتمند آن در سرویسهای استریم و محبوبیت چشمگیرش در سرویس اچبیاو مکس، نشان داد که این فرنچایز ظرفیت بالایی برای ادامه دارد.
بدیهی بود که نسخهی دوم باید وسیعتر باشد و ایدههای قسمت اول را گسترش دهد؛ قسمت دوم قطعا وسیعتر است، و البته پرخرجتر، اما متاسفانه کیفیت نسخهی اصلی را ندارد. در نسخهی اصلی، با جان گریتی (جرارد باتلر)، همسرش آلیسون (مورنا باکارین) و پسر کوچک دیابتیاش، نیتن همراه میشدیم که در تلاش هستند تا از برخورد یک ستارهی دنبالهدار به کره زمین، جان سالم به در ببرند.
داستان «گرینلند 2: مهاجرت» از همانجایی آغاز میشود که آن نسخه به پایان رسیده بود؛ پس از نابودی گستردهی زمین، جان و خانوادهاش در پناهگاهی امن زندگی میکنند اما با تغییر شرایط، مجبور میشوند که راهی سفر شوند تا خانهای تازه پیدا کنند. فیلم با واکنشهای مثبتی روبهرو نشده و در گیشه هم شکست خورده است اما احتمالا طرفداران آثار فاجعهای را راضی خواهد کرد.
10- سقوط آنجل (Angel Has Fallen)

- سال اکران: 2019
- کارگردان: ریک رومن وا
- سایر بازیگران: مورگان فریمن، پایپر پرابو، جیدا پینکت اسمیت، لنس ردیک، نیک نولتی، تیم بلیک نلسون، دنی هوستون
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 38 از 100
مجموعه فیلمهای «سقوط» هیچوقت خلاقانه یا پیچیده نبودهاند، اما دقیقا میدانند چه هستند و چه میخواهند: اکشن، پرتنش، قهرمانی خسته اما سرسخت، و داستانهایی که ما را تا انتها میکشانند. «سقوط آنجل» که 2019 اکران شد، نقطه پایانی سهگانهای بود که از سال 2013 با «سقوط المپیوس» آغاز شده بود (به آن هم خواهیم پرداخت) و در این مسیر، از یک اکشن سیاسی ساده به اثری پختهتر و شخصیتمحورتر تبدیل شد.
در قسمت سوم، تمرکز داستان بیش از هر زمان دیگری روی خود شخصیت مایک بنینگ است. جرارد باتلر که علاوه بر بازی در نقش اصلی، تهیهکنندگی مجموعه را هم برعهده داشته، قهرمانی را به تصویر میکشد که دیگر آن مامور شکستناپذیر قسمت اول نیست. بنینگ خسته است، بدنش فرسوده شده، از نظر روحی تحت فشار است و حتی خانوادهاش در آستانه فروپاشی قرار دارد. همین بُعد انسانی است که باعث میشود در «سقوط آنجل» با بنینگ همذات پنداری کرده و احساس نکنیم با یک فیلم اکشن معمولی روبهرو هستیم.
داستان با یک حمله پهپادی مرگبار آغاز میشود؛ حملهای که نهتنها رئیسجمهور آمریکا (مورگان فریمن) را به کما میبرد، بلکه تمام اعضای تیم حفاظتی را میکشد و بنینگ را به تنها بازمانده -و مظنون اصلی- تبدیل میکند. حالا او هم باید بیگناهیاش را ثابت کند، و هم رئیسجمهور را نجات دهد؛ آن هم در حالی که کل سیستم امنیتی کشور علیه او متحد شدهاند.
فیلم پر از کلیشههای آشناست، اما پیادهسازی دقیق صحنههای تعقیبوگریز، مبارزات تنبهتن و ریتم مناسب، اجازه نمیدهد فیلم به دام تکرار بیفتد. «سقوط آنجل» از این جهت تحسینبرانگیز است که سعی میکند فرمولهای جوابپسدادهی دو قسمت قبلی را کنار بگذارد و به شخصیت اصلیاش بیشتر اهمیت بدهد. مایک بنینگ بیتردید یکی از ماندگارترین نقشهای جرارد باتلر است. طبق اخبار منتشر شده، قسمت چهارم این مجموعه هم در راه است.
9- چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم (How to Train Your Dragon)

- کارگردان: دین دبلوا
- سایر بازیگران: میسون تیمز، نیکو پارکر، گابریل هاول، جولین دنیسون، برانوین جیمز، نیک فراست
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.8 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 77 از 100
«چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» اولین اقتباس لایو اکشن استودیوی دریمورکس از آثار انیمیشنیاش بود و خوشبختانه کسی را ناامید نکرد. علیرغم حضور دین دبلوا در پشت دوربین (که سهگانه انیمیشنی اصلی را ساخته بود و طرفداران از بازگشتش خوشحال بودند)، انتخاب بازیگران فیلم با حواشی متعددی روبهرو شد، به ویژه انتخاب نیکو پارکر برای نقش آسترید (که در انیمیشن بلوند و سفیدپوست بود). با این همه، کیفیت بالای فیلم کمک کرد تا این انتقادات کمرنگ شوند و حتی از بین بروند.
داستان درباره هیکاپ (میسون تیمز)، نوجیوان لاغراندام و دستوپاچلفتی است که به بزرگترین ناامیدی پدرش و رئیس قبیله، استویک (جرارد باتلر)، تبدیل شده است. در دنیایی که کشتن اژدهایان بلیت ورود به جرگهی مردان است، هیکاپ نه تنها توانایی این کار را ندارد بلکه با یک اژدها به نام بیدندان دوست میشود! بیدندان به هیکاپ میآموزد که تمام باورهای قومش دربارهی اژدهایان غلط است. حالا او باید راهی برای پایان دادن به جنگ چندصدساله پیدا کند، پیش از آنکه پدرش روستا را به ورطهی نابودی بکشاند.
«چگونه اژدهای خود را تربیت کنید» درست مانند انیمیشن اصلی، از نظر بصری خیرهکننده و از نظر عاطفی تاثیرگذار است. سکانسهای پرواز نفسگیر هستند و حس سرعت و آزادی را در فرم لایواکشن، بهشکلی ملموس و حتی خطرناک منتقل میکنند. رابطهی هیکاپ و بیدندان همچنان محور اصلی قصه است؛ تماشای پیوند آنها بدون دیالوگ، کلاس درسی در داستانگویی تصویری است. موسیقی جان پاول هم همچنان مو بر تن آدم سیخ میکند. «چگونه اژدهای خود را تربیت کنید» شاید نتواند جای نسخه اصلی را بگیرد اما فیلم خوبی است و جرارد باتلر هم بهتر از این نمیتوانست باشد؛ او گویی متولد شده تا نقش استویک را بازی کند.
8- شهروند مطیع قانون (Law Abiding Citizen)

- سال اکران: 2009
- کارگردان: اف. گری گری
- سایر بازیگران: جرارد باتلر، بروس مکگیل، کالم مینی، لسلی بیب، مایکل اربی، رجینا هال
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 26 از 100
«شهروند مطیع قانون» ما را در یک موقعیت اخلاقیِ ناراحتکننده قرار میدهد. داستان درباره مردی به نام کلاید شلتون (جرارد باتلر) است که همسر و دختر خردسالش در جریان یک سرقت، مقابل چشمانش به قتل میرسند. اما آنچه او را بیشتر ویران میکند، ناکارآمدی سیستم قضایی است؛ سیستمی که به جای اجرای عدالت، با مصالحه و معامله، مجرمان را آزاد میگذارد.
کلاید که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد، تصمیم میگیرد خودش دست به کار شود. اما مسیر او فقط انتقام شخصی نیست؛ او میخواهد نشان دهد که این سیستم از ریشه فاسد است. اینجاست که فیلم وارد منطقه خاکستری اخلاق میشود؛ جایی که مخاطب، برخلاف انتظار، خود را در حال همدلی با کسی میبیند که دست به اعمالی غیرقابلدفاع میزند.
جرارد باتلر اینجا یکی از بهترین بازیهای کارنامهاش را ارائه میدهد. او شخصیتی ترسناک خلق میکند که کاملا قابل درک است. خشم او منطقی به نظر میرسد، حتی با اینکه اعمالش قابل دفاع نیست. فیلم ما را وادار میکند از خودمان بپرسیم: اگر جای او بودم، چه میکردم؟
منتقدان، «شهروند مطیع قانون» را دوست نداشتند و از فیلمنامه و داستان انتقاد کردند اما فیلم برای مخاطب عام بسیار تاثیرگذار بود و به فروش خوبی در گیشه رسید. فیلم از نظر فنی ضعف دارد اما با سوالها و ایدههایش، احساسات و ذهن بیننده را درگیر میکند و شما را تا مدتها رها نخواهد کرد.
7- کمینگاه دزدان (Den of Thieves)

- سال اکران: 2018
- کارگردان: کریستین گودگاست
- سایر بازیگران: فیفتی سنت، پابلو شرایبر، اوشی جکسون جونیور، ایوان جونز، داون اولیویری، مو مک ری، مکس هالووی
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 42 از 100
«کمینگاه دزدان» از آن آثاری است که مرز بین خیر و شر را عمدا مخدوش میکند و به دنیایی قدم میگذاریم که در آن، قانونگذاران گاهی بیرحمتر از قانونشکنان هستند. فیلم قصه گروهی از تبهکاران حرفهای را روایت میکند که قصد دارند یکی از غیرممکنترین سرقتها را انجام دهند: دستبرد به بانک مرکزی آمریکا در لسآنجلس. در سوی دیگر، تیمی از ماموران قرار دارند که به همان اندازه خشن و قانونگریز هستند.
شخصیت بیگ نیک میتوانست کلیشهای و سطحی باشد اما جرارد باتلر آن را با جذابیت ویژهای بازی میکند. او پلیسی است که زندگی شخصیاش فاصلهی زیادی با فروپاشی ندارد، از جنبه اخلاقی یک معماست و برای رسیدن به هدفش، از زیر پا گذاشتن خط قرمزها ابایی ندارد.
همانطور که بالاتر هم اشاره شد، منتقدان علاقهای به فیلم نشان ندادند و اثری تقلیدی لقب گرفت اما مثل اکثر فیلمهای جرارد باتلر، مخاطبان با آن ارتباط برقرار کردند. «کمینگاه دزدان» هیجانانگیز است، پیچشهای داستانی جذابی دارد و پایانبندی غافلگیرکنندهاش را هم نمیتوان نادیده گرفت. سینمادوستان، این فیلم را حالا اثری کالت در نظر میگیرند.
6- سقوط المپیوس (Olympus Has Fallen)

- سال اکران: 2013
- کارگردان: آنتونی فوکوآ
- سایر بازیگران: آرون اکهارت، مورگان فریمن، آنجلا باست، رابرت فورستر، کول هاسر، اشلی جاد، ملیسا لئو، دیلان مک درموت
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.5 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 49 از 100
2013 سال عجیبی برای سینمای اکشن بود؛ چون هالیوود همزمان دو فیلم با محوریت حمله به کاخ سفید اکران کرد. اولی، «سقوط کاخ سفید» با بازی چنینگ تیتوم و جیمی فاکس که بیشتر حالوهوایی سرگرمکننده و اغراقآمیز داشت و در گیشه هم شکست خورد. و دومی، «سقوط المپیوس» ساختهی آنتونی فوکوآ که مسیر متفاوتی را انتخاب کرد: جدیتر، خشنتر و واقعگرایانهتر.
در فیلم، جرارد باتلر برای نخستین بار در نقش مایک بنینگ ظاهر میشود؛ مامور سابق سرویس مخفی که پس از یک حادثه تراژیک از تیم حفاظت رئیسجمهور کنار گذاشته شد. وقتی یک گروه چریکی از کره شمالی، کاخ سفید را تصرف میکند و رئیسجمهور (آرون اکهارت) را به گروگان میگیرد، بنینگ تنها کسی است که میتواند از داخل ساختمان وارد عمل شود.
آنچه «سقوط المپیوس» را از نمونههای مشابه متمایز میکند، تعلیق و حساسیتی است که تا آخرین لحظه حسش میکنید. مثل «جان سخت»، فیلم این احساس را القا نمیکند که قهرمانش شکستناپذیر است. تصمیمهای بنینگ منطقیاند، اما همیشه درست از آب درنمیآیند تا در موقعیتهای خطرناک قرار بگیرد و نگرانش شویم.
«سقوط المپیوس» نقدهای متوسطی دریافت کرد اما با گذر زمان، نگاهها به آن مثبتتر شد. حالا این فیلم را میتوانیم یکی از آثار اکشن-سیاسی قابل قبول دهه 2010 بدانیم؛ اثری که هم آغازگر یک مجموعه سینمایی پرفروش بود و هم یکی از نقاط عطف کارنامهی هنری جرارد باتلر.
5- راکنرولا (RocknRolla)

- سال اکران: 2008
- کارگردان: گای ریچی
- سایر بازیگران: تام ویلکینسون، مارک استرانگ، توبی کبل، تام هاردی، ادریس البا، کارل رودن، تندی نیوتون، لوداکریس
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.2 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 60 از 100
این فیلم کمدی-جنایی، از آثار خوشساخت گای ریچی است اما به شکلی ناعادلانه نادیده گرفته شد و این روزها هم کمتر درباره آن صحبت میشود. فیلم البته طرفداران خاص خودش را دارد؛ کسانی که هنوز هم بر این باورند که باید برای آن یک دنباله ساخته شود. مثل آثار ماندگار ریچی، «قفل، انبار و دو بشکه باروت» و «قاپزنی»، «راکنرولا» هم سرشار از هرجومرج است و از یک تیم بازیگری تراز اول بهره میبرد.
در فیلم، گانگسترهای قدیمی با نسل جدید خلافکاران روبهرو میشوند و برخورد طنزآمیز آنها برای رسیدن به قدرت، یک تجربه سینمایی لذتبخش است. با حضور باتلر، تام هاردی، ادریس البا و مارک استرانگ، شما میتوانید تعدادی از بازیگران محبوب خود را در نقشهایی متفاوت ببینید. و البته کسی چه میداند؟ شاید روزی دنباله آن هم ساخته شود.
4- گرینلند (Greenland)

- سال اکران: 2020
- کارگردان: ریک رومن وا
- سایر بازیگران: مورنا باکارین، راجر دیل فلوید، اسکات گلن، دیوید دنمان، هوپ دیویس
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 78 از 100
فیلمهای فاجعهای معمولا خوب نمیفروشند و از منتقدان هم نمرهی قبولی نمیگیرند. «گرینلند» اما یکی از معدود آثاری بود که در هر دو بخش عملکرد خوبی داشت. این فیلم، برخلاف انتظار، نهتنها مورد هجوم منتقدان قرار نگرفت، بلکه به خاطر رویکرد نسبتا واقعگرایانهاش به سینمای آخرالزمانی تحسین شد.
داستان درباره برخورد قریبالوقوع یک ستاره دنبالهدار با زمین است؛ ستارهای بزرگ که احتمالا زمین را نابود میکند. ما این ایده را بارها در سینما دیدهایم اما تفاوت اصلی «گرینلند» در زاویه دید آن است. فیلم بهجای تمرکز بر شخصیتهای دانشمند یا عملیاتهای نظامی-سیاسی برای نجات جهان، داستان را از چشم یک خانواده معمولی روایت میکند.
جرارد باتلر در نقش جان گریتی، یک قهرمان نیست، پدری آسیبپذیر است که اضطراب وجودش را گرفته و باید در دنیایی که هر لحظه به فروپاشی نزدیکتر میشود، از خانوادهاش محافظت کند. همین وجه انسانی، فیلم را از آثار مشابه جدا میکند. «گرینلند» به جای پایان خوش همیشگی، جسورانه اجازه میدهد فاجعه به نقطه اوج خود برسد؛ ستاره دنبالهدار به زمین برخورد میکند و جهانی که میشناسیم، نابود میشود. «گرینلند» نفسگیر است و بیتردید ارزش تماشا دارد.
3- فرانکی عزیز (Dear Franki)

- سال اکران: 2004
- کارگردان: شان آرباچ
- سایر بازیگران: جک مک الون، امیلی مورتیمر، شارون اسمال، کل مکآنینچ، گری کالینز، سوفی مین
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.7 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 82 از 100
«فرانکی عزیز» شاید آرامترین و کمهیاهوترین اثر این فهرست باشد، اما از نظر عاطفی، یکی از سنگینترین و تاثیرگذارترین فیلمهای جرارد باتلر است. این دومین نقشآفرینی او در سال 2024 است؛ همان سالی که «شبح اپرا» باتلر را به شهرت جهانی رساند، اما «فرانکی عزیز» نشان داد که او توانایی درخشش در نقشهای مینیمال و انسانی را هم دارد.
باتلر در نقش مردی ناشناس ظاهر میشود که از سوی مادری استخدام شده تا نقش پدر پسربچهای ناشنوا به نام فرانکی را بازی کند؛ پدری که در واقعیت، چهرهای خشونتبار و ویرانگر داشته و مادر سالهاست حقیقت را از پسرش پنهان کرده است. در نگاه اول، این موقعیت ممکن است غیراخلاقی یا حتی فریبکارانه به نظر برسد، اما فیلم بهتدریج نشان میدهد که انگیزه اصلی، محافظت از معصومیت یک کودک است.
«فرانکی عزیز» ساده، صمیمی و انسانی است. خبری از پیچشهای داستانی بزرگ یا دیالوگهای شعاری نیست. قدرت فیلم در سکوتها، نگاهها و لحظههای کوچک نهفته است. جرارد باتلر با نقشآفرینی ظریف خود، شخصیتی خلق کرده که بیشتر گوش میدهد تا حرف بزند و همین سکوت، تاثیرگذارتر از هر مونولوگی است.
فیلم با تحسین منتقدان روبهرو شد و جوایز مختلفی را به خانه برد. «فرانکی عزیز» یک واقعیت کوچک را هم به ما یادآوری میکند: کودکان، پیش از هر چیز، فقط میخواهند دوست داشته شوند. فیلم در سالهای بعدی، میان آثار تجاری و موفق جرارد باتلر گم شد اما از آثاری است که استعدادهای بازیگری او را به بهترین شکل به نمایش میگذارد.
2- هواپیما (Plane)

- سال اکران: 2023
- کارگردان: ژان فرانسوا ریشه
- سایر بازیگران: مایک کولتر، دنیلا پیندا، تونی گلدوین، لیلی کروگ، کلی گیل، رمی آدلکه
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.5 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 78 از 100
«هواپیما» در نگاه اول، بسیار معمولی به نظر میرسد اما هرچه جلوتر میرود، بیشتر ما را به این نتیجه میرساند که یکی از بهترین فیلمهای اکشن چند سال اخیر است. مثل اکثر آثار اکشن جرارد باتلر، فیلم از همان دقایق ابتدایی، ما را میخکوب میکند تا با کنجکاوی آن را تا انتها دنبال کنیم.
داستان درباره پروازی تجاری است که پس از برخورد صاعقه و از کار افتادن سیستمهای الکترونیکی، مجبور به فرود اضطراری در یکی از خطرناکترین مناطق فیلیپین میشود؛ منطقهای که حتی ارتش هم به سختی میتواند به آن ورود پیدا کند. باتلر در نقش خلبان برودی تورنس بار دیگر تصویر قهرمانی زمینی و قابل لمس را ارائه میدهد. او نه مامور مخفی است و نه سربازی آموزشدیده؛ تنها یک خلبان حرفهای است که ناگهان باید مسئولیت جان دهها انسان را در دل قلمرو شبهنظامیان بر عهده بگیرد.
«هواپیما» فیلمی سرراست و خشن است. به حاشیه نمیرود، حرف اضافی هم نمیزند و بیوقفه سعی دارد هیجانآفرینی کند و به هدفش هم میرسد. ساختهی ژان فرانسوا ریشه، بار دیگر ثابت میکند که چرا جرارد باتلر هنوز هم یکی از قابلاعتمادترین بازیگران برای فیلمهای اکشن است. ضعفهای «هواپیما» بر کسی پوشیده نیست اما اگر به دنبال یک فیلم سرگرمکننده هستید، ناامیدتان نمیکند.
1- چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم

- سال اکران: 2010
- کارگردان: کریس سندرز
- سایر صداپیشگان: جی باروشل، کریگ فرگوسن، آمریکا فررا، جونا هیل، تی جی میلر، کریستن ویگ، دیوید تننت
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.1 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 99 از 100
باور اینکه «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» حدود 16 سال پیش اکران شد، کمی سخت است؛ خصوصا وقتی میبینیم هنوز هم طراوت و جذابیت سابق را دارد. از طرف دیگر، کمتر پیش میآید که یک فیلم اقتباسی از کتاب منبع خود بهتر باشد و آثار کمی را به یاد میآوریم که توانستهاند از رمان اصلی پیشی بگیرند. «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» اما دقیقا یکی از همین آثار است و موفقیتهایش باعث شد به یک سهگانه تبدیل شود.
فیلم داستان یک وایکینگ جوان را روایت میکند که میخواهد مثل دیگر مردم دهکده، اژدها شکار کند اما پس از ملاقات با یک اژدهای کوچک سیاه، نظرش به کلی تغییر میکند. بالاتر گفتیم که باتلر اصلا برای نقش استویک متولد شده و صدای او بیتردید یکی از جذابترین عناصر فیلم است. استویک ابتدا نماد سنت و خشونت علیه اژدهایان به نظر میرسد، اما بهتدریج لایههای انسانی و پدرانهاش آشکار میشود.
داستانی دربارهی دوستی، به چالش کشیدن سنتهای غلط و خودشناسی، این ساختهی کریس سندرز و دین دبلوا بیشک یکی از بهترین انیمیشنهای دو دههی اخیر است و همچنان طرفدار دارد (کافی است به آمار فروش نسخهی بازسازی لایواکشن آن نگاه بیندازید). «چگونه اژدهای خود را تربیت کنیم» همهی قدمهایش را درست برمیدارد و نیازی به یک قصهی پیچیده ندارد تا توجه ما را جلب کند.
منبع: collider

