داروی جدید لاغری

رتبه‌بندی تمام فیلم‌های گور وربینسکی؛ از بدترین تا بهترین

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۷ دقیقه
گور وربینسکی

گور وربینسکی یکی از همه فن حریف‌ترین فیلمسازان هالیوود است. تقریبا سه دهه از شروع فعالیت حرفه‌ای او به‌عنوان کارگردان در سینما می‌گذرد و در این دوران، او از فیلم‌های خانوادگی گرفته، تا درام و ترسناک، دست خود را در ژانرهای گوناگونی امتحان کرده و حتی موزیک‌ویدیوهایی هم برای «بد ریلیجن» (Bad Religion) و «ویشس رومرز» (Vicious Rumors) ساخته است. گور وربینسکی، به عنوان یکی از ۳۰ کارگردان پرفروش تمام دوران، کارگردان یک بازسازی ترسناک محبوب ژاپنی، یک سه‌گانه‌ی موفق و پرفروش دیزنی و یک وسترن انیمیشنی برنده‌ی جایزه اسکار است. با این حال، در طول دهه‌ی گذشته، گور وربینسکی پس از کارگردانی فیلم‌های «رنجر تنها» (The Lone Ranger) و «درمانی برای سلامتی» (A Cure for Wellness) که هر دو در گیشه شکست خوردند، از صحنه‌ی سینما محو شده بود. اکنون، وربینسکی با فیلم «موفق باشید، خوش بگذرانید، نمیرید» (Good Luck, Have Fun, Don’t Die) بازگشته است. فیلم تازه‌ی او یک کمدی اکشن علمی-تخیلی پوچ‌گرا درباره‌ی مردی ژولیده از آینده (سم راکول) است که با شش مشتری از رستورانی در لس‌آنجلس، می‌خواهد جلوی یک هوش مصنوعی سرکش را بگیرد که قصد تصرف زمین را دارد.

در مدت این سی سال، گور وربینسکی فراز و فرودهای زیادی را در هالیوود تجربه کرده، اما امروزه منتقدان «موفق باشید، خوش بگذرانید، نمیرید» را منحصربه‌فردترین فیلم کارنامه‌ی وربینسکی می‌خوانند که نشان می‌دهد این کارگردان حالاحالاها قصد ندارد از نفس بیافتد. در ادامه تمام فیلم‌های گور وربینسکی را از بدترین تا بهترین بررسی می‌کنیم که البته همه‌اشان به نحوی در صنعت سینما سروصدایی به راه انداخته‌اند.

اندروید باکس نت باکس مدل پرستیژ

رتبه‌بندی فیلم‌های گور وربینسکی؛ از «دزدان دریایی کارائیب» تا «حلقه»

۱۱. مکزیکی (The Mexican)

«مکزیکی» از فیلم‌های گور وربینسکی

  • سال انتشار: ۲۰۰۱
  • بازیگران: برد پیت، جولیا رابرتز، جیمز گاندولفینی، جی کی سیمونس
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۱ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۵۴ از ۱۰۰

اکثر فیلم‌های گور وربینسکی به سمت ژانرهای فانتزی و سورئال مایل‌اند، اما حتی یک نگاه به پوستر فیلم کافی است تا بفهمید «مکزیکی» یک ماجراجویی عاشقانه با بودجه‌ای هنگفت است که دو نفر از بزرگترین ستاره‌های هالیوود، چه در اوایل دهه‌ی دوهزار میلادی و چه حال حاضر، در آن بازی می‌کنند. بنابراین، واقعا جای تعجب نیست که فیلم در گیشه بسیار خوب عمل کرده است.

در این فیلم، برد پیت نقش یک جنایتکار خرده‌پا را بازی می‌کند که وظیفه دارد برای بازیابی یک تپانچه‌ی نفرین‌شده‌ی مرموز معروف به «مکزیکی»، از مرز مکزیک رد شود. در همین حال، دوست دخترش، با بازی جولیا رابرتز، که از جرم و جنایت خسته شده و از دست معشوقش می‌خواهد به لاس وگاس برود، خودش را در گیر و دار قانون می‌یابد.

«مکزیکی» مطمئناً ایده‌های بدیعی در خود دارد، اما به دلیل داستان بسیار کند و زمان ۱۲۳ دقیقه‌ای‌اش، خسته‌کننده می‌شود. گور وربینسکی هم نتوانسته به خوبی از پس دوتایی پیت و رابرتز در «مکزیکی» برآید. بیش از نصف داستان، کاراکترهای آن‌ها از هم جدا افتاده‌اند که از قضا اینجا به نفع همه است؛ زیرا، هیچکدام از بازیگران در این فیلم، بهترینِ خودشان را به نمایش نمی‌گذارند. اگر تمام مدت با هم می‌بودند، ما دیگر شخصیت جیمز گاندولفینی را نداشتیم که به جرئت بهترین (و شاید تنها) بخش خوب فیلم است. این بازیگر فقید سریال «سوپرانوها» (The Sopranos) نقش یک آدمکش خطرناک را بازی می‌کند. اما حتی او هم نمی‌تواند دست‌تنها فیلم را از حوصله‌سربر بودن نجات دهد. در نهایت، «مکزیکی» بینندگانِ فیلم را، که براساس تبلیغاتِ گمراه‌کننده‌ی آن فکر می‌کردند با یک ماجراجویی عاشقانه و پرفراز و نشیب طرفند، ناامید کرد.

۱۰. رنجر تنها (The Lone Ranger)

«رنجر تنها» از فیلم‌های گور وربینسکی

  • سال انتشار: ۲۰۱۳
  • بازیگران: جانی دپ، آرمی همر، ویلیام فیکنر، هلنا بونهام کارتر، بری پپر
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۴ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۳۱ از ۱۰۰

دیزنی هرگز نتوانسته فرنچایز «دزدان دریایی کارائیب» را رها کند که با توجه به اینکه این آی‌پی از پولسازترین آی‌پی‌های دیزنی بوده، کاملا منطقی است. با این حال، تمام تلاش‌های آن‌ها به طرز فجیعی شکست خورده‌اند. از «سرزمین فردا» (Tomorrowland) تا «شاهزاده پارسی: ماسه‌های زمان» (Prince of Persia: The Sands of Time)، «جان کارتر» (John Carter)، همه‌اشان در گیشه شکست خوردند و حتی «گشت و گذار در جنگل» (Jungle Cruise)، که تا حدی به آن جادوی پرزرق و برق فیلم‌های گور وربینسکی نزدیک شد، نتوانست دنباله‌ی درست و درمانی در پی داشته باشد.

دیزنی به این نتیجه رسید که اگر یک فرمول برای موفقیت وجود داشته باشد، آن فرمول گور وربینسکی و جانی دپ است که توانستند با سری فیلم‌های موفق «دزدان دریایی کارائیب»، سه فیلم عالی و موفق در گیشه بسازند. بنابراین، دیزنی دوباره وربینسکی و دپ را کنار هم قرار داد؛ این بار برای ساخت فیلمی که به وضوح تلاش برای ساخت یک نسخه‌ی وسترن از «دزدان دریایی کارائیب» است، فیلمی که در نهایت تبدیل شد به آخرین همکاری وربینسکی با دیزنی.

فیلم «رنجر تنها» یک اکشن ماجراجویی کلاسیک در غرب وحشی است که جانی دپ در نقش تونتو و آرمی همر در نقش کابوی نقابدار اصلی در آن بازی می‌کنند. این فیلم بودجه‌ای سرسام‌آور داشت، مشکلات تولید گریبانش را گرفت و جنجال‌ها پایش به اکران فیلم هم کشیده شد. شکست تجاری فیلم، پایان همکاری‌های وربینسکی با دیزنی را رقم زد و از آن زمان تاکنون، دو ستاره‌ی اصلی‌اش، جانی دپ و آرمی همر، بارها در شبکه‌های اجتماعی کنسل شده‌اند. اما مشکلات فیلم فقط به حواشی آن مرتبط نیست. فیلم بی‌جهت اغراق‌آمیز است و انتخاب دپ به عنوان یک بومی امریکایی انتخاب عجیبی به نظر می‌رسد. با این حال، سکانس طولانی قطار در پایان فیلم، یکی از چشمگیرترین صحنه‌های اکشن قرن بیست و یکم است و ارزش دیدن را دارد.

۹. شکار موش (Mouse Hunt)

شکار موش

  • سال انتشار: ۱۹۹۷
  • بازیگران: ناتان لین، ویکی لوئیس، لی اوانز، کریستوفر واکن
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۵ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۵۰ از ۱۰۰

«شکار موش» اولین تجربه‌ی کارگردانی گور وربینسکی است؛ یک فیلم کودکانه که البته برای بزرگسالان هم سرگرم‌کننده است. آن را می‌توانید ترکیبی از حال و هوای «بیتل‌جوس» (Beeltejuice) تیم برتون، و «تنها در خانه» (Home Alone) در نظر بگیرید که در آن به جای دو دزد و یک بچه، دو برادر کودن و یک موش قهرمانان اصلی داستان هستند. با اینکه ناتان لین و لی ایوانز در نقش دو برادر یک زوج کمدی عالی ساخته‌اند، اما ستاره‌ی واقعی فیلم موش است؛ به خصوص وقتی می‌بینید که برای این کاراکتر از یک موش واقعی استفاده کرده‌اند و خبری از انیمیشن و جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری در آن نیست.

«شکار موش» به عنوان اولین فیلم بلند گور وربینسکی، یک اثر خنده‌دار با تمام مشخصه‌های یک کمدی خوب دهه نود میلادی است. داستان «شکار موش» دو برادر دست‌وپاچلفتیِ لین و ایوانز را دنبال می‌کند که عمارتی فرسوده را از پدر مرحومشان، یک مرد ثروتمند و بانفوذ، به ارث می‌برند. این دو در حالی که سعی در سر و سامان دادن به اوضاع دارند، درگیر جنگی تمام‌عیار و ویرانگر با موشی می‌شوند که در عمارت زندگی می‌کند و این به انواع و اقسام شوخی‌های خنده‌دار می‌انجامد. با اینکه این هرج و مرج سرگرم‌کننده به سبک «تام و جری»، داستان شگفت‌انگیزی ندارد، اما یک فیلم کودکانه‌ی درست و درمان است که می‌تواند حسابی سرگرمتان کند.

۸. هواشناس (The Weather Man)

فیلم «هواشناس»

  • سال انتشار: ۲۰۰۵
  • بازیگران: نیکلاس کیج، مایکل کین، هوپ دیویس، نیکلاس هولت
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۵ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۶۰ از ۱۰۰

این روزها مردم به دیدن حرکات دیوانه‌وار نیکلاس کیج روی پرده‌ی سینما عادت کرده‌اند؛ بازی‌های جسورانه و اغراق‌آمیز او در فیلم‌های اکشن و ترسناک مانند «تغییر چهره» (Face/Off)، «هواپیمای محکومین» (Con Air)، «مندی» (Mandy) و بسیاری دیگر جاودانه شده است و همین باعث می‌شود که فیلم «هواشناس» با تمام فیلم‌های اخیر کیج فرق داشته باشد. با این حال، گور وربینسکی توانسته اجرایی از نیک کیج بگیرد که توانایی‌های او به عنوان یک بازیگر خوب سینما را به رخ می‌کشد. اگر بتوانید با طنز خشک و بی‌روح و گاهی حتی آزاردهنده‌ی فیلم همراه شوید، دیدن «هواشناس» به‌شدت برایتان لذت‌بخش خواهد بود.

این فیلمی درباره‌ی مردی است که برای گذر از زندگی‌اش به تقلا افتاده. دیوید اسپریتزِ کیج هواشناسی است در شیکاگو که با وجود ارتقای شغلی قریب‌الوقوعش، با بحران میانسالی دست و پنجه نرم می‌کند. دیوید مشتاق جلب رضایت پدرش است و می‌خواهد بهترین هواشناس ممکن باشد. اما شانس با او یار نیست. شغل او باعث می‌شود مورد تنفر عموم قرار بگیرد، دخترش توسط همسالانش طرد می‌شود و دخترک اصلا به‌خاطر پدرش احساس شرم و حقارت می‌کند. با این حال، فیلم هیچوقت آنقدر افسرده نیست و آخرسر، شخصیت نیک کیج به دلتان می‌نشیند و او را صرفا به‌خاطر تلاشش تحسین می‌کنید.

اسپریتز شخصیتی دلسوز دارد که اجرای کیج، مکمل کشمکش‌های درونی اوست. وربینسکی از فیلمبرداری سرد و آبی‌رنگ خود که در فیلم «حلقه» به خوبی از آن استفاده کرده بود، برای تأکید بر زمستان شیکاگو استفاده می‌کند. مشخصا فیلم‌های درام بهترین نقطه قوت گور وربینسکی نیستند، اما «هواشناس» به عنوان یک مطالعه‌ی شخصیتی تأمل‌برانگیز با لحنی آرام، و حس خشک کمدی سیاه، به خوبی عمل می‌کند و چیزی از میزانِ شور و شوق معروف کیج کم ندارد.

۷. درمانی برای سلامتی (A Cure for Wellness)

درمانی برای سلامتی

  • سال انتشار: ۲۰۱۶
  • بازیگران: دین دی‌هان، میا گاث، جیسون آیزاک، هری گرونر
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۴ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۴۲ از ۱۰۰

«درمانی برای سلامتی» علاقه‌ی وربینسکی به ژانرهای عجیب را برجسته می‌کند. این فیلم یک تریلر روانشناختی شوکه‌کننده و البته تلاشی ناموفق برای خلق یک داستان ترسناک و چندلایه است که یکی از اولین حضورهای میا گاث در فیلم‌های ترسناک را رقم زد.

این فیلم ترسناک گوتیک، در یک مؤسسه‌ی درمانی در کوه‌های آلپ سوئیس می‌گذرد و با جوانی (دین دی‌هان) آغاز می‌شود که وظیفه دارد مدیر عامل شرکت خود را از این مؤسسه بیرون ببرد. اما پس از یک تصادف رانندگی وحشتناک، شخصیت دی‌هان خود را درست در همین مؤسسه می‌یابد که به نظر می‌رسد راه فراری از آن وجود ندارد. به مرور، او اسرار هولناکی را درباره‌ی ماهیت این مکان مرموز کشف می‌کند.

«درمانی برای سلامتی» از نظر بصری زیبا و جاه‌طلبانه است. گور وربینسکی به سبک «حلقه»، دوباره به ترکیب رنگی سرد و بی‌روحی روی آورده که به تنهایی کافی است تا مو به تن‌اتان سیخ کند. با این حال، فیلم با زمان ۱۴۷ دقیقه‌ای‌اش، صبر شما را با وحشت بدنی و شکستن تابوهای فرهنگی می‌آزماید. بی‌شک شرکت «فاکس قرن بیستم» فکر نمی‌کرده فیلمی که در آن جیسون آیزاک عملاً شیره‌ی ثروتمندان را می‌کشد و می‌خواهد دختر خودش را باردار کند می‌تواند در گیشه موفق شود. با این حال، اگر حالتان از این تابوشکنی‌ها به هم نمی‌خورد و می‌خواهید استعداد بصری وربینسکی را در اوج ببینید، سری به «درمانی برای سلامتی» بزنید.

۶. دزدان دریایی کارائیب: پایان جهان (Pirates of the Caribbean: At World’s End)

دزدان دریایی کارائیب پایان جهان

  • سال انتشار: ۲۰۰۷
  • بازیگران: جانی دپ، اورلاندو بلوم، کیرا نایتلی، جفری راش، چو یون فات، جاناتان پرایس
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۴ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۴۲ از ۱۰۰

«دزدان دریایی کارائیب: پایان جهان» کمی آشفته‌تر از آن است که به پای فیلم اول یا حتی دوم برسد، اما وربینسکی با این فیلم پایانی مناسب و دلنشین برای سه‌گانه‌ی «دزدان دریایی کارائیب» فراهم کرد. مخصوصا بعدها نشان داد که چقدر نقش‌اش، در کنار بلوم و نایتلی، برای این فرنچایز مهم بوده است؛ چون «پایان جهان» اساسا آخرین فیلم «دزدان دریایی کارائیب» به حساب می‌آید که از صدکیلومتری داد نمی‌زند دیزنی آن را فقط برای پول ساخته است.

برخی در زمان اکران فیلم، به زمان تقریبا سه‌ساعته‌ی آن انتقاد کردند که برای فیلمی که لحظه به لحظه پر شده از صحنه‌های اکشن و در صحنه‌ی ابتدایی آن یک کودک به دار آویخته می‌شود، عجیب نیست. اما خلافِ «درمانی برای سلامتی»، که به‌خاطر زمان طولانی خود افت می‌کند، «دزدان دریایی کارائیب: پایان جهان» از تک‌تک لحظاتش بیشترین استفاده را می‌برد.

داستان «پایان جهان» از جایی شروع می‌شود که «صندوقچه مرد مرده» به پایان رسید. در حالی که جک توسط خدمه‌ی شجاعش از گور نجات می‌یابد، دیوی جونز و نیروی دریایی بریتانیا می‌کوشند تا تسلط خود را بر اقیانوس‌های جهان تثبیت کنند، اما اتحاد اربابان دزدان دریایی مانع آن‌ها می‌شود. با سیاسی‌تر شدن داستان و مناسبات بین اربابان دزد دریایی، و معرفی دو شرور اصلی، ماجرای «پایان جهان» کمی پیچیده‌تر از دو فیلم اول است؛ اما فیلم از نظر نبوغ و خلاقیت‌های گور وربینسکی، چیزی از فیلم‌های اول کم ندارد؛ از اقیانوس‌های زمین گرفته تا نقشه‌های سرگرم‌کننده‌ی قهرمانان که دوباره و سه‌باره همدیگر را دور می‌زنند. چه حیف که دیزنی با ادامه دادن فرنچایز بدون وربینسکی، میراث او را لکه‌دار کرد.

۵. موفق باشید، خوش بگذرانید و نمیرید (Good Luck, Have Fun, Don’t Die)

موفق باشید، خوش بگذرانید و نمیرید

  • سال انتشار: ۲۰۲۶
  • بازیگران: سم راکول، هیلی لو ریچاردسون، جونو تمپل، ززی بیتز
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۵ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۸۴ از ۱۰۰

پس از یک وقفه‌ی طولانی، گور وربینسکی امسال با «موفق باشید، خوش بگذرانید و نمیرید» به سینما بازگشته است؛ یک فیلم اکشنِ علمی-تخیلی و پوچ‌گرا درباره‌‌ی مردی که از آینده به گذشته بازمی‌گردد تا درباره‌ی هوش مصنوعی به مردم هشدار دهد. وربینسکی نمی‌توانست موضوعی از این داغ‌تر برای فیلم خود انتخاب کند.

علاوه بر این که فیلم با مسائل دنیای امروزی ما دست به گربیان است، به خوبی هم به آن‌ها می‌پردازد. بچه‌هایی که به تلفن‌هایشان چسبیده‌اند و به زامبی‌های واقعی تبدیل می‌شوند، تیراندازی‌های مدرسه‌ها و نگرانی بسیاری از مردم در مورد عادی‌سازیِ این تیراندازی‌ها، واقعیت مجازی و مهمتر از همه، خطرات هوش مصنوعی، همه و همه در «موفق باشید، خوش بگذرانید و نمیرید» پیدا می‌شود. لحن فیلم را می‌توان ترکیبی از «همه‌چیز، همه‌جا، به یک‌باره» (Everything Everywhere All at Once) و بهترین اپیزودهای «آینه سیاه» (Black Mirror) دانست که با فیلم‌های استودیویی و بودجه‌بزرگ امروزی فرق دارد؛ از آن نوع فیلم‌هایی که هیچ هوش مصنوعی یا الگوریتمی نمی‌تواند مانندش را بسازد. «موفق باشید، خوش بگذرانید و نمیرید» با اجرای جذاب سم راکول، که اجرای ززی بیتز، هیلی لو ریچاردسون و جونو تمپل او را تکمیل می‌کنند، به بمبی پرانرژی شده که قطعا در طول سال‌ها طرفداران و بینندگان تازه‌ای پیدا خواهد کرد.

۴. رنگو (Rango)

«رنگو» از فیلم‌های گور وربینسکی

  • سال انتشار: ۲۰۱۱
  • بازیگران: جانی دپ، ابیگیل برزلین، آلفرد مولینا، آیلا فیشر، بیل نای
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۳ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۸۸ از ۱۰۰

گور وربینسکی پس از ساخت سه‌گانه‌ی دیزنی، از فیلم‌های دزد دریایی به ژانر وسترن روی آورد؛ اما پیش از آنکه دست خود را در وسترن با فیلم لایواکشن چون «رنجر تنها» امتحان کند، سراغ انیمیشن رفت. «رنگو»، با ادای احترامی به فیلم «محله چینی‌ها» (Chinatown)، داستان یک آفتاب‌پرست مضطرب را دنبال می‌کند که به نحوی از صحرای موهاوی سردرمی‌آورد.

بهترین فیلم‌های وسترن کمدی؛ از «رنگو» تا «زین‌های شعله‌ور»

جای تعجب است که انیمیشن «رنگو» تحت نام نیکلودئون منتشر شده، زیرا بیشتر برای بزرگسالان مناسب است تا کودکان. در یک صحنه، یکی از اعضای گروه به رنگو می‌گوید: «من یک بار ستون فقرات انسان را در مدفوعم پیدا کردم» و در صحنه‌ای دیگر، رنگو به کاراکترِ آیلا فیشر، بینز، می‌گوید: «نیازی به وحشت نیست، اما فکر می‌کنم شما همین الان نقشه‌ی B را قورت دادید.» حتی شوخی‌هایی در مورد پروستات و همچنین اشاره‌ای به «ترس و نفرت در لاس وگاس» (Fear and Loathing in Las Vegas) وجود دارد.

از این دست شوخی‌ها، تأییدی بر این واقعیت هستند که بزرگسالان همچنان در دهه‌های آینده می‌توانند از «رنگو» لذت ببرند. وربینسکی که از محدودیت‌های فیلمسازی لایو اکشن رها شده بود، در «رنگو» صحنه‌های شگفت‌انگیزی را خلق می‌کند که با موسیقی متن‌اش، به یاد ماندنی شده است. وربینسکی با «رنگو» فرصت پیدا کرد استعداد خود در ترکیب ژانرها و احساساتِ غلیظ‌شده را به بهترین شکل روی پرده بیاورد.

۳. دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده (Pirates of the Caribbean: Dead Man’s Chest)

دزدان دریایی کارائیب صندوقچه مرد مرده

  • سال انتشار: ۲۰۰۶
  • بازیگران: جانی دپ، اورلاندو بلوم، کیرا نایتلی، بیل نایی، استلان اسکاشگورد
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۴ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۵۳ از ۱۰۰

اولین فیلم «دزدان دریایی کارائیب» تحسین‌شده‌ترین فیلم سری است، اما ردپای وربینسکی در دنباله‌های آن مشهودتر است. فیلم «صندوقچه مرد مرده» و «پایان جهان»، که پشت سرهم فیلمبرداری شدند و گران‌ترین فیلم‌های ساخته‌شده تا آن زمان بودند،‌ عناوینی هستند که به قول خود گور وربینسکی، تنها وقتی محقق می‌شوند که دیزنی زمان زیادی برای نظارت بر فیلمتان ندارد. نتیجه‌اش شده هیولاهای لاوکرفتی که یک کشتی و آدم‌های رویش را یک لقمه‌ی چپش می‌کند. همزمان، سکانس‌هایی که پیشرفته‌ترین جلوه‌های ویژه‌ی کامیپوتری را با کمدی‌های قدیمی به سبک باستر کیتون در هم می‌آمیزند. این نمونه‌ای از هرج و مرجِ هدفمند است که امروز وربینسکی آن را دوباره با «موفق باشید، خوش بگذرانید و نمیرید» به نمایش گذاشته. با این حال، همچنان بهترین نمونه‌اش را می‌توانید در «صندوقچه مرد مرده» پیدا کنید که به‌عنوان یک فیلم اکشن فرنچایزی، از هر فیلم ابرقهرمانی بهتر است.

«دزدان دریایی کارائیب: صندوقچه مرد مرده» بیشتر به عنوان نیمه‌ی اول یک روایت پنج ساعته عمل می‌کند تا فصل میانی یک سه‌گانه؛ اتفاقی که صدای برخی از بینندگان و منتقدان را درآورد. اما مانند «پایان جهان»، «صندوقچه مرد مرده» همچنان یکی از بهترین فیلم‌های دیزنی است که با صحنه‌های فراموش‌نشدنی مثل قفس‌های استخوانی و البته لحظات آخر با دیوی جونز، هیچ لحظه‌ی کسل‌کننده‌ای در آن وجود ندارد. صحبت از جونز شد، با اینکه کاپیتان باربوسا یک شرور درجه یک است، اما جونز با اجرای بیل نای حتی از او هم بهتر از آب درآمده. جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری که سال ۲۰۰۶ برای زنده کردن او به کار بردند، از بسیاری از تصاویر دیجیتالی که امروزه در گران‌ترین فیلم‌ها می‌بینیم بهتر است و نای هم این کاراکتر را، با تمام خشم جوشان و دلشکستگی‌هایش، به نحو احسن به تصویر کشیده است.

۲. حلقه (The Ring)

«حلقه» از فیلم‌های گور وربینسکی

  • سال انتشار: ۲۰۰۲
  • بازیگران: نائومی واتس، دیوید دورفمن، مارتین هندرسون، دیوی چیس
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۱ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۷۲ از ۱۰۰

به ندرت پیش می‌آید که بازسازی‌های امریکایی از داستان‌های ترسناک خارجی خوب از آب درآیند، اما «حلقه» آنقدر فیلم ترسناک خوبی است که تا مدت‌ها از روی دستش نگاه کردند که البته هیچکدامشان موفق به تکرار همان جادو نشدند. در جریان بازسازی فیلم‌های ترسناک ژاپنی برای هالیوود، «کینه» (The Grudge) یکی از معروف‌ترین‌ها بود که حتی همان هم به پای جذابیت و وحشتناکی فیلم گور وربینسکی نمی‌رسد.

فیلم «حلقه» بر اساس فیلم پرفروش ژاپنی «رینگو» ساخته شده و داستان مشابهی دارد. داستان درباره‌ی روزنامه‌نگاری است که خواهر داغدارش او را می‌فرستد تا حقیقت پشت مرگ دخترش را کشف کند؛ مرگی که ظاهراً از یک افسانه درباره‌ی نوار ویدیویی نفرین‌شده‌ای ریشه می‌گیرد. با آشکار شدن تدریجی داستان هولناک سامارا، این نفرین واقعی از آب در می‌آید.

20 فیلم ترسناک برتر سینمای ژاپن

فیلم «حلقه» با پالت بصری سبز-آبی خود موفق می‌شود همان وحشت فیلم کلاسیک اصلی را بازسازی کند و همزمان، فراتر از ترجمه‌ی یک به یک برای مخاطب انگلیسی‌زبان، وربینسکی خودش هم عناصری را به فیلم افزوده است. مثلا با فیلم وربینسکی همواره احساس خفقان و سرگیجه می‌کنید؛ انگار که خودتان هم در حال غرق شدن هستید.

گور وربینسکی با ساخت «حلقه» سهم بزرگی در ژانر دارد و الهام‌بخش نسل تازه‌ای از فیلمسازان در ژانر ترسناک شد. با توجه به تسلط او به ساخت حال و هوایی هولناک و صحنه‌های ترسناک غافلگیرکننده (که کم هستند اما حسابی کارساز)، عجیب است که چرا او دیگر سراغ ساخت فیلم‌های ترسناک نرفت.

۱. دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه (Pirates of the Caribbean: The Curse of the Black Pearl)

دزدان دریایی کارائیب نفرین مروارید سیاه

  • سال انتشار: ۲۰۰۳
  • بازیگران: جانی دپ، اورلاندو بلوم، کیرا نایتلی، جفری راش، جک دونپورت
  • امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۸.۱ از ۱۰
  • امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۷۹ از ۱۰۰

شش سال قبل از اینکه دیزنی، مارول را تصاحب کند، این استودیو ریسک بزرگی کرد و از یک پارک تفریحی برای ساخت اولین فیلم مثبت سیزده‌سال خود الهام گرفت. با اینکه «دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه» را می‌توان یک فیلم سرگرم‌کننده‌ی خانوادگی تلقی کرد، اما وربینسکی که تازه از سر اقتباس تحسین‌شده‌اش از «حلقه» برگشته بود، از آوردن تصاویر واقعا ترسناک، مثل تبدیل شدن خدمه‌ی نگون‌بخت کشتی مروارید سیاه به اسکلت در زیر نور ماه، ابایی نداشت. با چنین صحنه‌هایی، وربینسکی در «نفرین مروارید سیاه» مرزهای آنچه را که یپش‌تر به عنوان یک فیلم دیزنی در نظر می‌گرفتیم به چالش کشید و مخاطبان را به یک اندازه سرگرم و سرگردان کرد.

از همان لحظه‌ی اول که کاپیتان جک اسپارو در فیلم «دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه» روی تصویر ظاهر می‌شود، مشخص است که جانی دپ برای ایفای این نقش زاده شده. هر دیالوگ با بازیگوشی خاصی که تنها جانی دپ از پسِ آن برمی‌آید، سرگرم‌کننده‌تر و پرانرژی‌تر می‌شود. در کنار اجرای ماندگار دپ، جفری راش در نقش کاپیتان باربوسا حسابی جولان می‌دهد و رابطه‌‌ی عاشقانه‌ی بین ویل ترنر و الیزابت سوان هم تکمیل‌کننده‌ی آن‌هاست.

امروزه شاید باورش سخت باشد، اما مدیر عامل سابق دیزنی، مایکل آیزنر، آنقدر از شکست «نفرین مروارید سیاه» مطمئن بود (به ویژه پس از شکست «ماموریت به مریخ» (Mission to Mars) و «خرس‌های روستایی» (The Country Bears) در گیشه) که می‌خواست تولید فیلم را متوقف کند. با این حال، «دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه» نه‌تنها به چهارمین فیلم پرفروش سال ۲۰۰۳ تبدیل شد، که آغازگر فرنچایزی چندمیلیون دلاری بود که اگر شایعات اخیر درست باشند، هنوز هم امیدی به بازگشتش وجود دارد.

منبع: Comicbook

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما