اختتامیهی جشنوارهی فجر و پیشنهاد فیلم توسط وزارت خارجه (سینما و تلویزیون در هفتهای که گذشت)
در هفتهای که گذشت، سینما و تلویزیون ایران چنان در دام تناقضات خودساخته گرفتار آمد که دیگر نمیتوان فهمید کجای این ماجراها جدی است و کجایش طنز ناخواسته! جشنواره فجر با التماس «برما خرده نگیرید که فیلم میسازیم» به پایان رسید و سیمرغهایش را میان اتهامات «ترسو» و «خائن» به هنرمندان تقسیم کرد، در حالی که آهنگسازی رسما اعلام کرد برای فیلمی که نامزد جایزه شده حتی یک نت هم نساخته! سخنگوی وزارت خارجه با ارجاع به فیلمی از سال ۱۹۶۷ درباره سیاست بینالملل صحبت کرد، بازیگران یکی پس از دیگری سراغ اجرا رفتند انگار که بازیگری دیگر کافی نیست، «پایتخت» یک فصلش را در توقیف ابدی گم کرد، و در میان همه این هیاهو، رابعه مدنی، مادربزرگ همیشگی سینمایمان، در بستر بیماری افتاد و اسفندیار شهیدی، فیلمبردار پیشکسوت، بیسر و صدا رفت. هفتهای که نشان داد سینما و تلویزیون ایران دیگر نمیداند باید بخندد یا بگرید و شاید بهترین کاری که میتواند بکند این است که هر دو را با هم انجام دهد.
جشنوارهای که میان غم و جشن، تعادل را جست!

چهلوچهارمین جشنواره فیلم فجر با مراسم اختتامیهای در تالار وحدت به پایان رسید؛ مراسمی که منوچهر شاهسواری، دبیر جشنواره، آن را با جملهای شاعرانه آغاز کرد: «برما خرده نگیرید که فیلم میسازیم و یادآور شادیها و غمهای مردم هستیم.» در این مراسم که حضور برخی هنرمندان با غیبت برخی دیگر همراه بود، «سرزمین فرشتهها» به کارگردانی بابک خواجهپاشا عنوان بهترین فیلم جشنواره را کسب کرد و گویی این فیلم درباره غزه، تنها مهمانی بود که توانست میان التهابات سیاسی و اجتماعی روزهای اخیر، سیمرغی بگیرد. سلاف فواخرجی، بازیگر عرب فیلم، جایزه ویژه هیئت داوران را دریافت کرد و در سخنانی پرشور آن را به غزه و سوریه تقدیم کرد، در حالی که بابک خواجهپاشا در سخنرانیاش با لحنی تند و تیز به «فضای فاشیستی نوین در رسانههای غرب» تاخت و از مسئولان خواست مراقب باشند «باهمبودن» هنرمندان را از آنها نگیرند. در این میان در دسته بهترین بازیگر نقش اول زن، آزیتا حاجیان برای فیلم «کافه سلطان» و بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهرام افشاری برای فیلم «زنده شور» انتخاب شد.
نکات مهم این اختتامیه چندلایه و پردرد را میتوان اینگونه برشمرد: نخست آنکه جشنواره امسال در سایه غم جمعی و درد خانوادههای داغدیده دیماه برگزار شد و این فضای عزاداری سنگینی بر دوش برگزارکنندگان و شرکتکنندگان گذاشت. دوم اینکه شکاف میان هنرمندان حاضر و غایب در جشنواره، بحثهای تلخی را برانگیخت؛ بحثی که همایون اسعدیان مدیرعامل خانه سینما با جمله «دوستانی که حاضر نشدند ترسو نیستند و کسانی که حاضر شدند خائن نیستند» سعی کرد تلطیف کند و سرانجام اینکه عذرخواهیهای مکرر رئیسجمهور از مردم که بارها در سخنان هنرمندان به آن اشاره شد، گویی تنها مورد آرامشبخش در این مراسم بود، انگار که جشنواره فیلم فجر امسال کمتر جشنواره «فیلم» بود و بیشتر جشنواره «عذرخواهی»، «سوگواری» و «موضعگیری» محسوب میشد. شاید هم این روزها، هر سیمرغی که پرواز میکند، بالهایش را در خون و اشک فرو برده است!
این وسط انجمن بازیگران سینمای ایران هم در واکنش به برخی اظهارات تند و تیز مطرحشده در نشستهای خبری جشنواره فیلم فجر، متنی منتشر کرد که در آن از «ادبیات تند و قضاوتهای ناروا» ابراز تأسف کرده است. ظاهراً در برخی از این نشستها، صفاتی چون «ترس» و «بزدلی» به هنرمندان غایب نسبت داده شده بود؛ اتهاماتی که انجمن بازیگران آن را نادیده گرفتن احوالات روحی جامعه و شرایط روانی بازیگران دانست و دور از انصاف و موازین اخلاق حرفهای خواند. این
کاندید شدن اثری که هرگز ساخته نشده!

آریا عظیمینژاد، آهنگساز مشهور، در واکنشی رسما اعلام کرد که برای فیلم «اردوبهشت» که نامش در بخش بهترین موسیقی متن جشنواره فجر به چشم میخورد، حتی یک نت هم نساخته است! این هنرمند که ظاهرا از دیدن اسمش در فهرست نامزدها بیشتر از هر چیز متعجب شده، با لحنی طعنهآمیز از هیئت داوران محترم خواسته که لطفا به او که موسیقی نساخته، جایزه ندهند. جالبتر آنکه این نخستین بار نیست؛ پیشتر حسام ناصری نیز با همین شیوه اعلام کرده بود که برخلاف شایعات، امسال اثری در جشنواره ندارد.
این ماجرا، نکات مهمی را آشکار میسازد: نخست آنکه سازماندهی جشنوارهها در مرحله تایید اطلاعات اولیه دچار خلل جدی شده و به راحتی اسامی افرادی را که هیچ نقشی در ساخت اثر نداشتهاند، در فهرست نامزدها میگنجاند. دوم اینکه هنرمندان مجبورند شخصا به تکذیب این اطلاعات نادرست بپردازند تا آبروی حرفهایشان لکهدار نشود و سرانجام آنکه چنین اشتباهاتی نه تنها اعتبار جشنواره را زیر سوال میبرد، بلکه احترام به زحمات واقعی سازندگان آثار را نیز خدشهدار میکند. شاید هم این روزها، برای نامزد شدن در جشنواره حتی نیازی به ساختن اثر نیست؛ کافی است اسمتان بهطور اتفاقی در جایی ذکر شود!
پیشنهاد فیلمنوآر 60 ساله از سوی وزارت خارجه

اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در نشست خبری خود درباره ماجرای بازداشت نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا، به خبرنگاران توصیه کرد که حتما فیلم «حادثه» ساخته سال ۱۹۶۷ را تماشا کنند! این توصیه سینمایی که شاید بیشتر شبیه پیشنهاد یک منتقد سینما در کافهای هنری باشد تا بیانیه یک دیپلمات، به فیلم تقریبا فراموششده لری پیرس اشاره دارد که داستان دو جوان خشن را روایت میکند که در متروی نیویورک مسافران را تحقیر و تهدید میکنند و هیچکس جرات مقابله با آنها را ندارد. بقائی با اشاره به این فیلمنوآر قدیمی، خواسته بگوید که سکوت جامعه بینالمللی در برابر نقض حاکمیت کشورها، درست مثل سکوت مسافران ترسیده در واگن مترو، به قدرتگیری زورگویان منجر میشود. البته باید اضافه کرد که احتمال اینکه خبرنگاران بعد از کنفرانس مطبوعاتی سراغ یک فیلمنوآر ۵۷ ساله بروند، شاید بیشتر از احتمال واکنش جدی جامعه بینالملل به ماجرای مادورو باشد.
بازیگران میکروفون اجرا را برداشتهاند!

بازار ورود بازیگران به عرصه اجرای مسابقههای تلویزیونی این روزها داغتر از همیشه است و حالا سینا مهراد هم به جمع مجریهای تلویزیونی پیوسته و برای اجرای یک مسابقه استعدادیابی به نام «کاپیتان» مقابل دوربین رفته است؛ مسابقهای که افراد در رشتههای متنوعی از فوتبال و والیبال گرفته تا شطرنج و طنابکشی رقابت میکنند. این تب علاقه بازیگران به اجرا در سالهای اخیر تندتر شده و گویی همه تصمیم گرفتهاند که بازیگری کافی نیست و باید میکروفون هم به دست بگیرند! فهرست بازیگرانی که راهشان را کج کردهاند و سراغ عرصه اجرا رفتهاند طولانی است: از رامبد جوان، مهران مدیری، محمدرضا گلزار و سام درخشانی گرفته تا شهاب حسینی، پژمان جمشیدی، کامبیز دیرباز و حتی سیاوش طهمورث! این اواخر هم محسن کیایی، هادی حجازیفر، هومن حاجیعبدالهی در تلویزیون و نیما شعباننژاد و صابر ابر در شبکه نمایش خانگی به عنوان مجری مقابل دوربین رفتهاند و از قضا بعضی از آنها اجراهای قابلقبولی هم داشتهاند که نشان میدهد شاید بازیگری و اجرا آنقدرها هم که فکر میکردیم از هم دور نیستند!
«پایتخت» از فصل پنجم به هفتم پرید!

شبکه آیفیلم که ماههاست پخش سریالی «پایتخت» را روانه آنتن کرده، تصمیم گرفته بعد از پایان فصل پنجم که قسمتهای پایانیاش در حال پخش است، با کنار گذاشتن فصل ششم، مستقیما به سراغ فصل هفتم برود و آن را در ماه رمضان پخش کند! فصل ششم پایتخت که همچنان اجازه پخش ندارد، داستان پرفرازونشیبی دارد؛ این فصل برای پخش در نوروز ۹۹ آماده شد اما تولیدش با شروع پاندمی کرونا همزمان شد و نیمهکاره ماند. دوازده قسمت اول نوروز ۹۹ پخش شد، اما بعد از آن انتقادهای شدید رسانههای اصولگرا به محتوای سریال باعث شد مسئولان وقت سازمان صداوسیما با محسن تنابنده و سیروس مقدم دچار اختلاف شدید شوند. بعد از کشوقوسهای فراوان، گروه تولید به دلیل تعهدی که داشتند، چند قسمت انتهایی فصل ششم را زمستان ۹۹ جلوی دوربین بردند و آنها را یک هفته مانده به پایان سال پخش کردند و بعد از آن، «پایتخت ۶» دیگر رنگ آنتن را به خود ندید و حتی در یک بازه زمانی از آرشیو تلوبیون هم حذف شد!
مادربزرگ دوستداشتنی سینما در بیمارستان بستری شد

رابعه مدنی، بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون که بیشتر با نقشآفرینی در قالب مادربزرگ در آثار ایرانی شناخته میشود، به دلیل خونریزی مغزی و بیحرکت شدن سمت چپ بدن در بخش مراقبتهای ویژه بستری است. امیرشهاب رضویان، فرزند این هنرمند، گفت که مادرش مدتی است در بستر بیماری قرار دارد و از هفته گذشته که دچار چند مورد تشنج شد، به آیسییو منتقل شده است. رابعه مدنی که فارغالتحصیل رشته مربیگری کودک و معلم بازنشسته است، از سال ۱۳۶۰ با حضور در آثار فرزندش و دیگر فیلمسازان سینمای کوتاه همدان وارد عرصه بازیگری شد و در ۲۵ سال گذشته در فیلمها و سریالهای متعددی ایفای نقش کرده و بیش از همه با نقشهای مادربزرگ در ذهن مخاطبان ماندگار شده است. همزمان با این خبر تلخ، اسفندیار شهیدی، فیلمبردار پیشکسوت سینما نیز پس از تحمل یک دوره بیماری، جمعه ۲۴ بهمن ۱۴۰۴ در بیمارستان درگذشت، هنرمندی که مدیر فیلمبرداری فیلمهایی همچون «تشکیلات»، «خانهای در تاریکی»، «رسم عاشقی» و «به دنیا بگویید بایستد» بوده است.
