احتمال تعطیلی موقت سینماها و رکوردشکنی یوز (سینما و تلویزیون در هفتهای که گذشت)
اگر بخواهیم حالوهوای این روزهای سینما و تلویزیون را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم: «همهچیز هست جز آنچه باید باشد». مدیران از مخاطب خاص حرف میزنند، اما آمارها از فرار مخاطب عام خبر میدهند؛ فیلمها یکییکی ساخته میشوند، اما سالنها خالیتر از همیشهاند و هر بار که اثری شکست میخورد، بهجای جستوجوی دلیل در کیفیت، برچسبی تازه بر آن میچسبد. این گزارش، روایتی است از همین وارونگیها؛ از سریالی که قرار بود نخبهپسند باشد اما حتی مخاطب معمولی هم پیدا نکرد، تا سینمایی که با رکوردهای نزولیاش زنگ خطر را به صدا درآورده است. در کنار آن، ابهامهای قضایی، گلایههای فیلمسازان کودک، احتمال بازگشت سینمای سفارشی و نگرانی از تعطیلی سالنها، تصویری میسازد از هنری که بیش از آنکه درگیر خلاقیت باشد، درگیر بحران است. آنچه میخوانید، فقط مجموعهای از خبرها نیست؛ پرترهای است از وضعیتی که اگر جدی گرفته نشود، شاید بهزودی دیگر نه «مخاطب خاص» بماند و نه عام.
ماجرای سریالی که فقط «برگزیدگان» آن را میفهمند!

محسن برمهانی، معاون سیما، در اظهارنظری اعلام فرمودند مهران مدیری در «ششماهه» تصمیم گرفته «گزیدهکار» باشد و برای «مخاطب خاص» اثر تولید کند. حالا این «مخاطب خاص» که دقیقا چه کسانی هستند و چرا بقیه ما مردمان عادی نتوانستیم از شوخیهای این سریال لذت ببریم، معلوم نیست! شاید باید برای درک این اثر هنری، مدرک دکترای کمدیشناسی میگرفتیم. اما سوال اصلی این است: اگر این سریال واقعا برای مخاطب خاص ساخته شده، پس چرا از رسانه ملی که قرار است برای همه مردم برنامه تولید کند، پخش میشود؟ نکته جالب ماجرا اینجاست که مدیری، همان کارگردانی که با «پاورچین»، «نقطهچین» و «شبهای برره» میلیونها مخاطب عام را به تلویزیون میخکوب کرده بود، حالا ناگهان تصمیم گرفته برای «مخاطب خاص» سریال بسازد! واقعیت تلخ اما این است که «ششماهه» و چند اثر اخیر مدیری، نه به خاطر پیچیدگی و عمق فکریشان، بلکه به دلیل ضعف فیلمنامه، بیانگیزگی کارگردانی و دور شدن از تیم نویسندگان موفق سابق، مورد استقبال قرار نگرفتند. برمهانی با این توجیه «مخاطب خاص»، در واقع میخواهد شکست یک سریال ضعیف را با یک برچسب شیک بپوشاند. اما متاسفانه، هیچ توجیه هنری نمیتواند جای یک فیلمنامه محکم و کارگردانی دقیق را بگیرد.
سینمای ایران و رکورد تازه؛ وقتی آخر هفتهها خلوتتر از یک کتابخانه عمومی میشود!

در اولین آخر هفته پس از جشنواره فجر امسال، سینماهای ایران شاهد رکوردی بودند که دلتان نمیخواهد در تاریخ ثبت شود؛ تنها 84 هزار نفر در سراسر کشور به سینما رفتند! این رقم حتی از سال 1401 هم پایینتر است، همان سالی که به قول معروف همه قید سینما را زده بودند و «قهر» کلمه کلیدی روز بود. حالا باید از خودمان بپرسیم: مگر چه اتفاقی افتاده که حتی در بدترین شرایط گذشته هم 107 هزار نفر به سینما میرفتند، اما امسال این عدد به 84 هزار رسیده؟ شاید مردم تصمیم گرفتهاند پول بلیت سینما را صرف چیزهای مهمتر کنند، مثلا خرید نان یا پرداخت قبض برق. فروش کل سینماها هم به زحمت به 7 میلیارد و 900 میلیون تومان رسید، رقمی که حتی برای خرید یک آپارتمان 50 متری در حاشیه تهران هم کافی نیست. جالب است که در این میان «کفایت مذاکرات» با 17 هزار مخاطب در صدر قرار گرفته، انگار مردم دوست دارند ببینند چطور باید مذاکره کرد، شاید بتوانند از آن برای چانهزدن قیمت اجناس به خصوص در بهبوههی نوروز استفاده کنند. مقایسه با سالهای گذشته اما داستان تلختری را روایت میکند. سال 1403، 169 هزار نفر و سال 1402، 180 هزار نفر به سینما رفته بودند. حالا با این کاهش شدید، باید به سینماداران تسلیت گفت که شاید دیگر وقت آن رسیده تا سالنهای خالی را به پارکینگ یا انبار تبدیل کنند! البته انیمیشن «یوز» به کارگردانی رضا ارژنگی و تهیهکنندگی احسان کاوه، موفق شد رکوردی تازه در تاریخ سینمای ایران ثبت کند و با جذب یکونیم میلیون تماشاگر و فروش بیش از 92 میلیارد تومان، عنوان پرفروشترین انیمیشن تاریخ سینمای ایران را از آن خود کند. یوزپلنگ ایرانی این انیمیشن ثابت کرد که راه نجات سینما از کیفیت میگذرد، نه از شعار و وعدههای توخالی.
ماجرای بازیگری که نه ممنوعالکار است، نه ممنوعالخروج!

شنبه 25 بهمنماه، دادگاه پژمان جمشیدی برگزار شد و به پروندهای رسیدگی شد که هفتههاست موضوع گمانهزنیها و شایعات فراوان بوده است. سخنگوی قوه قضائیه پیشتر این خبر را تایید کرده بود و وکیل مدافع جمشیدی نیز اعلام کرده که تحقیقات اولیه به پایان رسیده و رای به زودی صادر خواهد شد. جالب اینجاست که در میان این همه ابهام و سکوت رسمی، تنها چیزی که بهطور قطع اعلام شده این است که جمشیدی نه ممنوعالکار است و نه ممنوعالخروج! خب، حالا باید منتظر ماند و دید که این «نهها» تا کی ادامه دارند و آیا بعد از صدور رای، باز هم باید به زبان رمز و اشاره با جزئیات آشنا شویم یا اینکه این بار قرار است همه چیز شفافتر باشد.
فریاد یک فیلمساز کودک

فریدون نجفی، کارگردان سینمای کودک، در گفتوگویی صریح و بیپرده، تصویری تلخ از وضعیت سینمای کودک در ایران ترسیم کرد و اعلام کرد که سالهاست چیزی به نام «اکران کودک» در کشور وجود ندارد. او با لحنی که ترکیبی از ناامیدی و انتقاد بود، به سه معضل اصلی اشاره کرد: نبود اکران مناسب، کمبود سرمایه برای تولید آثار باکیفیت و ضعف فنی سینماها. نجفی با تاسف گفت که بسیاری از سالنهای سینما با پروژکتورهای کمنور و تجهیزات قدیمی کار میکنند و جزئیاتی که در خانه بهراحتی دیده میشود، در پرده سینما با کیفیتی فاجعهبار تار میشود. او با لحنی طعنهآمیز پرسید: «واقعا جای تعجب دارد که چرا دستکم از یک پروژکتور حرفهای استفاده نمیشود؟» انگار مدیران سینماها تصمیم گرفتهاند با همان تجهیزات عصر حجر به استقبال نسلی بروند که با اینترنت، هوش مصنوعی و بهترین انیمیشنهای جهان بزرگ شدهاند! نجفی همچنین به نقش نهادهای دولتی در افت کیفیت آثار کودک اشاره کرد و گفت که همیشه همان گروه ثابت انتخاب میشوند و فیلمنامههای خوب پشت درهای بسته میمانند. او پیشنهاد داد که صدور پروانه ساخت فیلمنامههای کودک بهصورت مشترک میان وزارت ارشاد و آموزشوپرورش انجام شود تا دستکم نظارتی منطقی بر محتوای کودک وجود داشته باشد.
«شب بلوا» و احتمال بازگشت سینمای سفارشی
پیشتولید فیلم «شب بلوا» به کارگردانی سعید چاری و با محوریت حوادث دیماه آغاز شده و قرار است روایتی از چهار ساعت ابتدایی روز 18 دی ارائه دهد، زمانی که اینترنت، تلفن و پیامکها قطع بودند. این فیلم که فیلمنامه آن توسط ثنا صادقی نوشته شده، قرار است با حضور بازیگران چهره و شناختهشده تجربهای واقعی از آن روزها به تماشاگر ارائه دهد. حالا باید دید که این «تجربه واقعی» دقیقا چه تعریفی دارد و آیا واقعا قرار است حقیقت آن روزها را نشان دهد یا روایت دلخواه افرادی خاص!
«زوتوپیا 2» و «احضار 4» در سینماهای ایران
این روزها دو فیلم خارجی دوبلهشده، «زوتوپیا 2» و «احضار 4»، در سینماهای ایران اکران میشوند و شاید بتوانند کمی به گیشههای خالی و سالنهای خلوت جان تازهای ببخشند. انیمیشن «زوتوپیا 2» به کارگردانی جرد بوش و بایرون هاوارد، دنباله انیمیشن پرفروش سال 2016 است که این بار ماجراجوییهای جدید جودی هاپس و نیک وایلد را در خارج از شهر زوتوپیا روایت میکند. در این قسمت، ورود یک خزنده مرموز به نام «گری دیاسنیک» نظم شهر را بههم میزند و دو قهرمان داستان مجبور میشوند هویت خود را پنهان کنند و با تهدیدی روبهرو شوند که آینده شهر را تغییر میدهد. از طرف دیگر، فیلم ترسناک «احضار 4» به کارگردانی مایکل چاوز، زوج معروف اد و لورن وارن را در جدیدترین پروندهشان با یکی از تاریکترین نیروهای شیطانی روبهرو میکند. حالا باید دید که آیا این دو فیلم میتوانند مخاطبانی را که حتی در بدترین شرایط سال 1401 هم به سینما میآمدند، دوباره به سالنها بازگردانند یا خیر!
مرکز فیلم جوان سوره و شناسایی استعدادهای نو

دومین فراخوان فیلمسازی مرکز فیلم جوان سوره با عنوان «قصههای خیالانگیز»، برگزیدگان خود را معرفی کرد و سه اثر برتر را برای حمایت و ساخت انتخاب نمود. این فراخوان که با هدف شناسایی استعدادهای نو و خلق داستانهایی با سویههای خیالانگیز برگزار شد، موفق به جذب 613 فیلمنامه شد که از این تعداد، 554 فیلمنامه فیلم کوتاه داستانی و 59 فیلمنامه انیمیشن کوتاه بود. پس از ارزیابی اولیه، 11 اثر به مرحله مصاحبه حضوری راه یافتند و سرانجام سه اثر برگزیده شدند: علی کیوان با فیلمنامه «سایهدارها» در سطح حرفهای، فرهاد مطاعی با فیلمنامه «بلوط دیاله» بهعنوان فیلمساز اول و فاطمه احمدی با فیلمنامه «جایی دیگر» در بخش انیمیشن. داوران این فراخوان نیز چهرههای شناختهشدهای چون محمدرضا خردمندان، حسن حبیبزاده، محدثه پیرهادی در بخش فیلم کوتاه و امیررضا مافی، رضا ارژنگی و هادی محمدیان در بخش انیمیشن بودند.
هشدار تعطیلی موقت سینماها

فعالان حوزه سینما با لحنی نگرانکننده هشدار دادهاند که در صورت ادامه روند فعلی گیشه، اسفند امسال ممکن است یکی از کمجانترین ماههای سینما باشد و حتی منجر به «تعطیلی موقت» برخی سالنها شود. محمد قنبری، مدیر سینما مگامال، با اشاره به شرایط اکران گفت: «اسفندماه به طور سنتی ضعیفترین زمان برای اکران است و تهیهکنندگان ترجیح میدهند فیلمهای پرفروش را برای نوروز نگه دارند». او با تاکید بر افت کیفی آثار افزود: «بسیاری از فیلمها از نظر قصه و ساختار فنی دچار ضعف هستند و الگوهای تکراری را بازتولید میکنند.» قنبری همچنین هشدار داد که برخی سالنها ممکن است ناچار به تعطیلی موقت یا تعدیل نیرو شوند، چراکه هزینههای جاری مانند اجاره، مالیات و آبوبرق بالاست و فروش نامنظم در روزهای میانی هفته، تراز مالی مجموعهها را با مشکل مواجه کرده است.
حمید اسحاقی، مدیر پخش مهرگان فیلم، نیز از ریزش بیش از 50 تا 60 درصدی مخاطبان خبر داد و گفت: «مخاطبان از تکرار بازیگران و فرمولهای مشابه خسته شدهاند.» او با اشاره به وضعیت اقتصادی یکی از فیلمهای تحت پخش خود گفت: «با وجود فروش 140 میلیارد تومانی، این فیلم هنوز به سوددهی نرسیده، چراکه تنها یکسوم رقم فروش پس از کسورات به سرمایهگذار بازمیگردد». اسحاقی همچنین پیشنهاد داد که فاصله زمانی مشخصی میان اکران سینمایی و نمایش آنلاین در نظر گرفته شود. حالا با اعلام طرح بلیت شناور و افزایش قیمت در آخر هفتهها، باید دید که آیا این تصمیم به نجات سینما کمک میکند یا اینکه میخ آخر را بر تابوت گیشه خالی خواهد کوبید!
اکران نوروز ۱۴۰۵ و ابهامی که همچنان پابرجاست؛ هیچ فیلمی هنوز قطعی نشده!

مهدی کرمپور، دبیر شورای صنفی نمایش، در تکذیبی غیرمنتظره اعلام کرد که هیچ فیلمی برای اکران نوروز ۱۴۰۵ قطعی نشده و حتی هنوز کسی پیشنهادی برای اکران نداده است! این در حالی است که پیشتر اسامی سه فیلم «نیمشب»، «استخر» و «خانم والده» برای اکران نوروزی مطرح شده بودند و حتی گفته میشد که این آثار در شورای صنفی نمایش تایید شدهاند. اما حالا کرمپور با لحنی که ترکیبی از ابهام و بیبرنامگی را نشان میدهد، میگوید: «تصمیمی برای اکران نوروزی تا به امروز گرفته نشده است.» خب، حالا باید دید که این تناقض آشکار میان اخبار قبلی و تکذیب فعلی، نشانه چیست؟ آیا واقعا هیچ فیلمی متقاضی نشده یا اینکه شورای صنفی نمایش هنوز نمیداند چه میخواهد. کرمپور همچنین تاکید کرد که امسال اکران نوروز و عید فطر به دلیل همزمانی با ماه رمضان یکی هستند و قرار است اکران از اسفندماه شروع شود تا با بستههای تشویقی، اسفند در تاریخ اکران لحاظ نشود. او همچنین درباره طرح بلیت شناور گفت که قیمتها در طول روز و بر اساس سکانسها متفاوت خواهند بود، اما هنوز بازه قیمتی و سقفوکف آن نهایی نشده است.
بهزاد فراهانی و خاطرات یک عمر؛ از خسرو گلسرخی تا گلشیفته و قلههای بازیگری!

بهزاد فراهانی، بازیگر و کارگردان پیشکسوت سینما، تئاتر و رادیو، در گفتوگویی صریح و پرحاشیه، خاطرات یک عمر هنری و سیاسی خود را بازگو کرد. او که خود را انسانی میهنپرست میداند، اعلام کرد که فقط نمایشنامههای خودش را روی صحنه میبرد چون «کارگردانی آثار دیگران مثل ترجمه یک بیت شعر فرانسوی است که خندهدار از کار درمیآید.» فراهانی با انتقاد از وضعیت تئاتر کشور گفت: «تئاتر به سمت طرحهای مسخره و متلکهای سیاسی رفته و اکنون گیشه اصل و کار تئاتر تبدیل به کاسبی شده است.» او همچنین از رفاقت خود با خسرو گلسرخی یاد کرد و گفت: «ما در رادیو با هم آشنا شدیم و بعضی شبها به خانه من میآمد.» فراهانی که بازی در نقش معاویه در سریال امام علی را یکی از افتخارات خود میداند، گفت که بعضی او را به خاطر این نقش و موضعگیریهای سیاسی و رفتن دخترش گلشیفته از ایران، با فحشهای رکیک مورد حمله قرار دادند، اما او «تره هم خرد نکرد» و پاسخی نداد.
فراهانی درباره گلشیفته با افتخار گفت: «او در ایران قلههای بازیگری زنان را فتح کرد و دیگر چیزی برای فتح نمانده بود.» او همچنین از حزب توده دفاع کرد و ادعا کرد که هر چه روشنفکری در ایران وجود دارد از این حزب است و حزب توده هیچ اقدامی علیه مصدق نکرده است. فراهانی که خود را نزدیکترین رفیق امیر پرویز پویان از بنیانگذاران چریکهای فدایی خلق میداند، گفت: «هدفم در زندگی عدالت اجتماعی و دموکراسی است.»
رفتن یک چهرهی ماندگار؛ عنایتالله بخشی و خاطرهای که در پرده جاودان ماند

عنایتالله بخشی، بازیگری که بخش زیادی از زندگیاش را با هنر گره زد، صبح یکشنبه 26 بهمنماه در سن 80 سالگی دیده از جهان فرو بست. این بازیگر پیشکسوت که از اواخر پاییز در بیمارستان بستری بود و با عفونت و مشکلات جسمی متعدد دستوپنجه نرم میکرد، نتوانست بر بیماری غلبه کند. بخشی که متولد سال 1324 بود، تا آخرین لحظات کار حرفهایاش به سینما وفادار ماند و آخرین حضورش در جشنواره فیلم فجر سال گذشته با فیلم «شاهنقش» بود، فیلمی که برایش دیپلم افتخار بازیگری نقش مکمل به ارمغان آورد. انگار میخواست با این حضور به همه یادآوری کند که بازیگر واقعی، حتی در سختترین شرایط هم از پای نمینشیند و تا آخرین نفس، به عشق هنرش پایبند میماند. کارنامه عنایتالله بخشی، فهرست بلندی از آثار ماندگار سینما و تلویزیون است که نامهایی چون «سگکشی»، «روز واقعه»، «سردار جنگل»، «امام علی (ع)» و «کلانتر» در آن میدرخشند. او از آن بازیگرانی بود که با حضورش، حتی در نقشهای مکمل، وزن و اعتبار به اثر میبخشید و تماشاگر را با خود همراه میکرد.





