بهترین فیلم‌های واگنر مورا؛ از «گربه چکمه‌پوش» تا «مامور مخفی»

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۷ دقیقه
واگنر مورا

واگنر مورا این روزها با «مامور مخفی» در کانون توجه قرار گرفته و حتی از شانس‌های اصلی کسب جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد است؛ به همین بهانه، به مرور بهترین فیلم‌های او پرداخته‌ایم.

اولین نقطه عطف کارنامه هنری مورا، «یگان ویژه» بود؛ فیلمی برزیلی درباره‌ی خشونت، پلیس و ساختار قدرت که مورد تحسین منتقدان قرار گرفت. مورا در «یگان ویژه» مهارتش در خلق شخصیت‌های خاکستری را به رخ کشید اما نقشی که او را به چهره‌ای سرشناس تبدیل کرد، پابلو اسکوبار در سریال «نارکوها» بود.

برداشت مورا از اسکوبار درخشان بود. هیولایی که گاهی می‌تواند انسان هم باشد؛ پدری خانواده‌دوست، مردی تشنه‌ی قدرت، قربانی فقر ساختاری و عامل گسترش خشونتی افسارگسیخته. نقش‌آفرینی او، مرز میان قهرمان و شرور را به آسانی کمرنگ کرد، چیزی شبیه به والتر وایت، بنابراین بدیهی بود که تماشاگران به او علاقه پیدا کنند. این اما استعداد واگنر مورا است، کاری می‌کند که حتی شرورترین شخصیت‌ها هم قابل درک باشند.

اما محدود کردن واگنر مورا به این دو نقش بی‌انصافی است. او در طول این سال‌ها ثابت کرده که دامنه‌ی بازیگری‌اش بسیار گسترده‌تر از تریلرهای خشن و سیاسی است. چه در نقش پدری درمانده، چه در قالب روشنفکری تبعیدی، چه در نقش‌ یک گرگ انیمیشنی، مورا هرگز کم‌فروشی نکرده است. او به نقش‌ها فقط احساس تزریق نمی‌کند؛ اجازه می‌دهد احساس از دل موقعیت و تضادها بیرون بیاید. نگاه‌ها، سکوت‌ها و مکث‌هایش اغلب گویاتر از دیالوگ‌ها هستند. به همین دلیل است که نیازی ندارید زبان پرتغالی بلد باشید تا با شخصیتی مثل آرماندو در «مامور مخفی» ارتباط بگیرید.

بهترین فیلم‌های واگنر مورا که باید ببینید

10- ماریگلا (Marighella)

واگنر مورا؛ ماریگلا (Marighella)

  • سال اکران: 2019
  • کارگردان: واگنر مورا
  • سایر بازیگران: سئو ژاهژی، هرسون کاپری، برونو گاگلیاسو، آدریانا استیوز، هنریکه ویرا، چارلز پاراونتی
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.1 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 90 از 100

«ماریگلا» برای مورا فیلم خاصی است، چون برای نخستین بار در پشت دوربین می‌ایستد و ثابت می‌کند که در فیلمسازی هم استعداد دارد. او در فیلم حضور کوتاهی هم دارد و نقش یک بازجو را ایفا می‌کند. قصه درباره کارلوس ماریگلا است، انقلابی مارکسیست، شاعر و نظریه‌پردازی که در دهه‌ی 60 میلادی به یکی از جدی‌ترین دشمنان دیکتاتوری نظامی برزیل تبدیل شد. این فیلم زندگی‌نامه‌ای اما به دنبال ارائه‌ی چهره‌ای آرمانی از ماریگلا نیست. در عوض، مورا آگاهانه راه دشوارتر را انتخاب می‌کند: ترسیم مبارزه‌ای خونین، پرتناقض و سرشار از شکست. جهانی که در آن پیروزی هزینه دارد.

لحن فیلم، تند و عصبی است؛ درست شبیه خود ماریگلا. صحنه‌های تعقیب، بازجویی و درگیری، به شکلی فیلم‌برداری شده‌اند که تماشاگر را مضطرب کنند. مورا اینجا تمرکز ویژه‌ای روی سکانس‌های بازجویی دارد و آن‌ها را به کار می‌گیرد تا خشونت سیستماتیک آن دوران را به نمایش بگذارد. با تکان‌های دوربین، قاب‌های بسته و صداهای آزاردهنده، انگار خود تماشاگر هم در اتاق بازجویی گیر افتاده است.

نقش ماریگلا را سئو ژاهژی بازی می‌کند و مورا بازی قابل قبولی از او گرفته. ماریگلا مردی خسته اما مصمم و آگاه به بهای انتخاب‌هایش است. فیلم در جشنواره بین‌المللی فیلم برلین به نمایش درآمد و با بازخوردهای مثبتی روبه‌رو شد. اما واکنش‌ها در برزیل، به ‌مراتب ملتهب‌تر بود. فیلم به دلیل برداشت صریح و رادیکالش از سرکوب، به میدان نبرد ایدئولوژیک تبدیل شد. بازی واگنر مورا در فیلم خوب است اما در مقام کارگردان، بسیار قوی‌تر ظاهر می‌شود. او دغدغه‌های همیشگی‌اش را با صدایی بلند فریاد می‌زند؛ قدرت و فساد، خشونت دولتی و انسان‌هایی که در شکاف میان ایدئولوژی و بقاء له شده‌اند.

9- ساحل فوترو (Futuro Beach)

ساحل فوترو (Futuro Beach)

  • سال اکران: 2014
  • کارگردان: کریم عینوز
  • سایر بازیگران: امیلی کاکس، کلیمنس شیک، ژسویتا باربسا، سابین تیموتئو، کریستف زرنر، سوفی شارلوت کنراد
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.3 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 65 از 100

«ساحل فوترو» از آن جنس آثار بی‌ادعاست که بیشتر از روایت داستان، به فضاسازی علاقه دارد؛ و به‌جای پاسخ دادن، سوال می‌پرسد و اجازه می‌دهد این پرسش‌ها در ذهن تماشاگر ریشه بدوانند. ساخته‌ی کریم عینوز، درامی تفکربرانگیز درباره‌ی هویت، فقدان و گسست است؛ درباره‌ی مردی که برای پیدا کردن خودش، ناچار می‌شود از همه‌چیز و همه‌کس فاصله بگیرد.

واگنر مورا در نقش دوناتو، یکی از بازی‌های درون‌گرایانه‌ی کارنامه‌اش را ارائه می‌دهد. دوناتو نجات‌‌غریق جوانی است که از شناگران مراقبت می‌کند اما در زندگی شخصی‌، از نجات خودش ناتوان مانده. نجات یک توریست آلمانی از مرگ، برای او یک یک تصادف سرنوشت‌ساز است؛ لحظه‌ای که شکافی در زندگی روزمره‌ی او ایجاد می‌شود و مسیرش را به‌ کلی تغییر می‌دهد. این حادثه، دوناتو را وارد رابطه‌ای غیرمنتظره می‌کند و در نهایت، او را به مهاجرتی بی‌سروصدا به برلین می‌کشاند.

مورا این شخصیت را با نگاه‌های مردد و زبان بدن می‌سازد. بازی او ساده است، احساسی را تحمیل نمی‌کند، و به دنبال خودنمایی هم نیست. دوناتو مردی است که غم‌هایش را فریاد نمی‌زند، آن‌ها را حمل می‌کند. از جنبه‌ی بصری هم فیلم خوش‌ساخت است. کریم عینوز سعی می‌کند تصاویر شاعرانه بسازد و فضا را هم به یک شخصیت تبدیل کند. سواحل برزیل با آن گرما، نور و حرکت دائمی، در تقابل کامل با برلین سرد، خاموش و ایستا قرار می‌گیرند. این جابه‌جایی جغرافیایی، استعاره‌ای مستقیم از وضعیت درونی دوناتو است. مردی که در دنیایی تازه به دنبال معناست.

در مقایسه با دیگر فیلم‌های واگنر مورا، «ساحل فوترو» مهجور است و شاید حتی تماشایش برای بعضی از تماشاگران چالش‌برانگیز باشد. اما همین آرامش و کندی، نقطه‌ قوت آن است. مورا شاید در نقش مردان خشمگین و درگیر با قدرت خوب باشد، اما در قالب شخصیت‌های شکننده و سرشار از تضادهای درونی، به همان اندازه تاثیرگذار است.

بهترین بازیگران مرد هالیوود؛ 41 ستاره بزرگ از دوران طلایی تا امروز

8- صندلی پدر (Father’s Chair)

واگنر مورا؛ صندلی پدر (Father's Chair)

  • سال اکران: 2012
  • کارگردان: لوسیانو مورا
  • سایر بازیگران: ماریانا لیما، لیما دوآرته، براس آنتون، ابراهائو فارک
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.7 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 55 از 100

«صندلی پدر» فیلمی تکان‌دهنده‌ است که مستقیما سراغ احساساتی می‌رود که همه ما -دیر یا زود- با آن‌ها روبه‌رو می‌شویم: ترس از فقدان، ناتوانی و این حس که کنترل زندگی خود را از دست داده‌ایم. واگنر نقش تئو را بازی می‌کند، پزشکی موفق که زندگی‌اش لحظه به لحظه به فروپاشی نزدیک‌تر می‌شود.

ماجراها پیرامون ناپدید شدن پسر نوجوان تئو اتفاق می‌افتد، حادثه‌ای که هیچکس نمی‌داند چگونه باید با آن کنار آمد. تئو، که تا دیروز با منطق پزشکی و قطعیت علم زندگی می‌کرد، ناگهان وارد جهانی می‌شود که هیچ نموداری در آن جواب نمی‌دهد. ساخته‌ی لوسیانو مورا (او نسبتی با واگنر مورا ندارد)، این فروپاشی را به یک سفر جاده‌ای تبدیل می‌کند؛ سفری که هم جغرافیایی است و هم درونی. جاده اینجا فقط مسیر حرکت ماشین نیست، مسیر عبور تئو از انکار، خشم، درماندگی و در نهایت، بازشناسی خویش است.

واگنر مورا در این نقش سعی می‌کند از شخصیت‌هایی که در «یگان ویژه» یا «نارکوها» ساخته بود، فاصله بگیرد. تئو مردی است که آرام‌آرام دارد خودش را می‌بازد؛ شانه‌هایش خم‌تر، نگاهش بی‌تمرکزتر و سکوتش سنگین‌تر می‌شود. بازی مورا سرشار از جزئیات ظریف است، مکث‌های طولانی، نفس‌هایی که انگار به سختی بالا می‌آیند و لحظاتی که در صورتش درماندگی را می‌بینیم.

رابطه تئو با پدرش (لیما دوآرته) هم عالی از آب درآمده. شیمی میان این دو، باورپذیر است. گفتگوهایشان اغلب درباره‌ی چیزهای ساده است، اما در بطن آن‌ها، تاریخچه‌ای از سوءتفاهم‌ها و عشق‌های بیان‌نشده جریان دارد. فیلم در جشنواره ساندنس 2012 به نمایش درآمد و با اینکه نقدهای چندان مثبتی دریافت نکرد اما از سوی مخاطبان مورد استقبال قرار  گرفت. با این حال، فیلم در مقایسه با آثار بزرگتر واگنر مورا، کمتر دیده شده و از فیلم‌های قدرنادیده‌ی اوست.

7- یگان ویژه: دشمن درون (Elite Squad: The Enemy Within)

یگان ویژه: دشمن درون (Elite Squad: The Enemy Within)

  • سال اکران: 2010
  • کارگردان: ژوزه پادیلا
  • سایر بازیگران: ایراندهیر سانتوس، ماریا ریبرو، ساندرو روشا، میلهم کورتز، تاینا مولر، آندره ماتوس، سئو ژاهژی
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 91 از 100

«یگان ویژه: دشمن درون» از آن دنباله‌هایی است که جاه‌طلبی قسمت قبلی را به طرز محسوسی گسترش می‌دهد. بازگشت واگنر مورا در نقش روبرتو ناسیمنتو هم هیجان‌انگیز است، او این بار فرمانده‌ای در میدان نبرد خیابانی نیست، بخشی از ساختار قدرت شده است.

ژوزه پادیلا (کارگردان)، ماجراها را چند سال جلو می‌برد تا به ما بگوید که خشونت سازمان‌یافته فقط شکل عوض کرده است. ناسیمنتو حالا به‌ جای عملیات مستقیم، درگیر طراحی استراتژی‌های کلان امنیتی است؛ تصمیم‌هایی که در ظاهر عقلانی‌تر و سیستماتیک به نظر می‌رسند، اما پیامدهایشان به‌مراتب ویرانگرتر است. حرف اصلی فیلم احتمالا این است که وقتی مبارزه با جرم، با جاه‌طلبی سیاسی و فساد نهادی گره می‌خورد، چگونه به ابزاری برای بازتولید همان خشونت تبدیل می‌شود.

برگ برنده فیلم، مطابق انتظار واگنر مورا است. ناسیمنتو دیگر آن افسر سابق نیست، او از گذشته‌اش احساس گناه می‌کند و از انتخاب‌های امروزش می‌ترسد. نگاه‌های سنگین و خشم‌های ناگهانی‌اش همگی حکایت از شخصیتی دارند که می‌داند بخشی از همان سیستمی شده که زمانی قصد نابود کردنش را داشت. این لایه‌ی روان‌شناختی، فیلم را از یک اکشن ساده فراتر می‌برد و به درامی سیاسی با وزن اخلاقی تبدیل می‌کند.

فیلم همچنین دامنه روایت خود را فراتر از پلیس و باندهای مواد مخدر می‌برد و به سوءاستفاده از مفهوم «امنیت عمومی» برای اهداف سیاسی می‌پردازد. ما می‌بینیم که چگونه ترس اجتماعی می‌تواند به سرمایه‌ای برای قدرت تبدیل شود. فیلم یک موفقیت تجاری عظیم بود و به یکی از پرفروش‌ترین آثار تاریخ سینمای برزیل تبدیل شد. موفقیتی که برای یک فیلم سیاسی/انتقادی تحسین‌برانگیز است.

6- آدم‌های خیلی مهم (VIPs)

آدم‌های خیلی مهم (VIPs)

  • سال اکران: 2010
  • کارگردان: تونیکو ملو
  • سایر بازیگران: ژیزل فروس، خورخه دلیا، امیلیانو راشل، جولیانو کازاره، آریتا کوریا، ماریسول ریبیرو
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.6 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 42 از 100

«آدم‌های خیلی مهم» برای مورا یک فرصت طلایی بود تا در یک فیلم، چندین شخصیت متفاوت را به تصویر بکشد. فیلم که با الهام از اتفاقات واقعی ساخته شده، تصویری ناآرام از جاه‌طلبی، فریب و بحران هویت در جامعه برزیل است.

ماجراها پیرامون مارسلو اتفاق می‌افتد، مردی که با هوش اجتماعی، جسارت و بی‌پروایی روان‌پریشانه‌اش، خود را به ‌جای افراد مختلف جا می‌زند تا از نردبان اجتماعی برزیل بالا برود؛ از خلبان خطوط هوایی تا یک تاجر بانفوذ. مورا این دگردیسی‌های پیاپی را فقط با تغییر ظاهر اجرا نمی‌کند؛ او لحن، صدا، زبان بدن، و حتی شیوه نگاه‌ کردنش را متناسب با هر هویت تغییر می‌دهد.

جذابیت اصلی فیلم اما این است که هرگز مشخص نمی‌کند مارسلو چه زمانی در حال بازی ‌کردن است و چه زمانی خودش است؛ یا اصلا آیا «خودی» باقی مانده یا خیر. این محو شدن مرز میان هویت واقعی و جعلی، با بازی مورا به اوج می‌رسد. فیلم بر اساس زندگی واقعی مارسلو ناسیمنتو دا روچا ساخته شده است. مورا برای این نقش، جایزه بهترین بازیگر مرد را از جشنواره بین‌المللی فیلم ریودوژانیرو در سال 2010 دریافت کرد.

خورخه دلیا و امیلیانو راشل هم در فیلم به ایفای نقش می‌پردازند اما این مورا است که فیلم را یک تنه به دوش می‌کشد. «آدم‌های خیلی مهم» شاید به اندازه آثار سیاسی یا اکشن مورا پرهیاهو نباشد، اما از حیث نمایش دامنه بازیگری، از فیلم‌های شاخص کارنامه‌ی اوست.

10 فیلم برتر درباره‌ی نابرابری اجتماعی

5- پایین شهر (Lower City)

واگنر مورا؛ پایین شهر (Lower City)

  • سال اکران: 2005
  • کارگردان: سرجیو ماچادو
  • سایر بازیگران: لازارو راموس، آلیس براگا، ژوائو میگل، خوزه دومون، هاریلدو ددا، ماریا منزس، دبورا سانتیاگو
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.5 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 60 از 100

«پایین شهر» پرتره‌ای تلخ از عشق و زندگی در شهر سالوادور (محل تولد واگنر مورا) است. ماجراها پیرامون دو دوست قدیمی، نالدینیو (مورا) و دکو (لازارو راموس) اتفاق می‌افتد؛ قایقران‌هایی که زندگی‌شان با ورود کارینا (آلیس براگا)، زنی سرکش و زخم‌خورده، دستخوش فروپاشی می‌شود. مثلث عشقی شکل‌گرفته میان این سه نفر، به ‌سرعت به یک میدان نبرد روانی و فیزیکی تبدیل می‌شود؛ نبردی که در آن فقر، حسادت و عطش تملک، منطق را کنار می‌زند.

واگنر مورا در نقش نالدینیو، نقش‌آفرینی کم‌نظیری دارد. شخصیت او آغشته به حس ناامنی و خشمی فروخورده است که هر لحظه امکان دارد منفجر شود. مورا اینجا بازی برون‌گرایانه‌تری دارد و نالدینیو را بدون اغراق یا رمانتیزه‌ کردن به تصویر می‌کشد، مردی که اسیر امیال خود شده و قصد هم ندارد خودش را کنترل کند.

جذابیت اصلی فیلم، ترکیب برنده‌ی مورا، راموس و براگا است. تعامل‌های آن‌ها پرتنش و سرشار از ناگفته‌هاست. فیلم از جنبه فرمی هم جسورانه است و با تکیه بر لوکیشن‌ها و نورپردازی، حس بی‌ثباتی دائمی شخصیت‌ها را تشدید می‌کند. «پایین شهر» جوایز زیادی به‌دست نیاورد اما در بخش نوعی نگاه جشنواره کن به نمایش درآمد و مورد توجه قرار گرفت.

4- یگان ویژه (Elite Squad)

یگان ویژه (Elite Squad)

  • سال اکران: 2007
  • کارگردان: ژوزه پادیلا
  • سایر بازیگران: فرناندا ماچادو، ماریا ریبرو، آندره رامیرو، کایو یونگوئریا،  میلهم کورتز، آندره دی مائورو، فابیو لاگو
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 53 از 100

فیلمی که واگنر مورا را به یکی از ستارگان سینمای برزیل تبدیل کرد. این فیلم جنجالی، بدون محافظه‌کاری، به قلب تاریک جنگ شهری در ریو دو ژانیرو می‌زند. داستان درباره یک واحد ویژه‌ی پلیس است که ماموریت پیدا کرده تا مستقیما با باندهای مواد مخدر مقابله کند؛ اینکه آن‌ها باید حتما به هدف خود برسند، باعث می‌شود تا قانون و اخلاق کنار برود.

مورا در نقش ناسیمنتو، به سختی از یاد می‌رود. او افسری بی‌رحم، خسته از جنگ و در عین حال گرفتار تناقضات اخلاقی عمیق است. ناسیمنتو را نه می‌توان یک قهرمان کلاسیک دانست، و نه یک ضدقهرمان ساده؛ او آدمی است که برای حفظ نظم، به خشونتی متوسل می‌شود که خودِ آن نظم را زیر سوال می‌برد. روایت فیلم، چه از طریق صدای خارج از قاب ناسیمنتو و چه در کنش‌های میدانی، حسی دائمی از ایستادن بر لبه پرتگاه دارد؛ گویی هر تصمیم می‌تواند آخرین قدم پیش از سقوط باشد.

«یگان ویژه» در دوره اکران به یک پدیده فرهنگی تبدیل شد، جایزه خرس طلایی جشنواره بین‌المللی فیلم برلین را از آن خود کرد و موجی از بحث‌های ملی درباره خشونت پلیس، فساد ساختاری و اخلاق در اجرای قانون در برزیل را به راه انداخت. با این حال، سنگ‌بنای اثرگذاری فیلم، بازی مورا است؛ نمادی برای آدم‌هایی که می‌خواهند به هر قیمتی، یک سیستم ناکارآمد را اصلاح کنند، حتی اگر در این مسیر نابود شوند.

«یگان ویژه» هیجان‌انگیز و نفس‌گیر جلو می‌رود، و در عین حال اثری تفکربرانگیز درباره قدرت، مسئولیت و فروپاشی اخلاقی است. این فیلم جایگاه واگنر مورا را در سینمای برزیل تثبیت کرد و سکوی پرتاب او برای تبدیل شدن به یک ستاره‌ی بین‌المللی بود.

3- گربه‌ی چکمه‌پوش: آخرین آرزو (Puss in Boots: The Last Wish)

واگنر مورا؛ گربه‌ی چکمه‌پوش: آخرین آرزو (Puss in Boots: The Last Wish)

  • سال اکران: 2022
  • کارگردان: جوئل کرافورد
  • سایر صداپیشگان: آنتونیو باندراس، سلما هایک، هاروی گی‌ین، فلورنس پیو، الیویا کلمن، ری وینستون، جان مولانی
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.9 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 95 از 100

کسی انتظار نداشت که دنباله‌ی «گربه‌ی چکمه‌پوش» چیزی فراتر از یک انیمیشن سرگرم‌کننده‌ باشد اما «آخرین آرزو» فاصله‌ی معناداری با انیمیشن‌های معمولی بازار دارد و بی‌دلیل نیست که یکی از بهترین فیلم‌های خانوادگی دهه اخیر در نظر گرفته می‌شود. زمانی که جوئل کرافورد کارگردان پروژه شد، از این فرصت استفاده کرد تا مانند «مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی»، اثری خلق کند که به مثابه‌ یک داستان مصور است. تیم سازنده با استفاده از تکنولوژی‌های جدید، تلاش کرد تا یک سبک هنری نقاشی‌گونه‌ای ایجاد کند که شبیه کتاب‌ قصه‌های جن‌وپری سنتی است و آن‌ها به هدف خود رسیدند.

«گربه‌ی چکمه‌پوش: آخرین آرزو» هوشمندانه، رنگارنگ و به شدت سرگرم‌کننده است و قصه‌ی ماجراجویی گربه‌ای را روایت می‌کند که می‌خواهد قبل از اینکه جان نهم خود را از دست دهد، هشت جان پیشین خود را پس بگیرد، در غیر این صورت، دیگر خبری از بازگشت نیست و او کشته می‌شود. «گربه‌ی چکمه‌پوش: آخرین آرزو» فیلمی هستی‌گرایانه درباره‌ی سرنوشت و زندگی است و قصه‌اش از عمق قابل‌توجهی بهره می‌برد.

مورا در فیلم صداپیشگی مرگ را برعهده دارد؛ یک گرگ سفید که ابتدا هویتش مشخص نیست اما رفته‌رفته مشخص می‌شود که در واقع فرشته‌ی مرگ است و می‌خواهد شخصا گربه‌ی چکمه‌پوش را به قتل برساند، چون می‌خواهد او را به خاطر از دست دادن هفت جان قبلی‌اش مجازات کند! صدای مورا اینجا نه ‌تنها تهدیدآمیز است، بلکه با نوعی وقار همراه است؛ انگار با موجودی روبه‌رو هستیم که نیازی به اثبات قدرتش ندارد.

واکنش منتقدان و مخاطبان به این صداپیشگی، کاملا مثبت بود. در فیلمی که از حضور صداپیشگان پرستاره‌ای مثل آنتونیو باندراس، سلما هایک، فلورنس پیو و جان مولانی بهره می‌برد، اجرای مورا همچنان برجسته است. او تعادل مناسبی میان ابهام، تهدید و جذابیت برقرار می‌کند و هر بار که «مرگ» پا به قاب می‌گذارد، لحن فیلم تیره‌تر می‌شود.

2- جنگ داخلی (Civil War)

جنگ داخلی (Civil War)

  • سال اکران: 2024
  • کارگردان: الکس گارلند
  • سایر بازیگران: کیرستن دانست، کیلی اسپینی، استیون مک‌کینلی هندرسون، نیک آفرمن، سونویا میزونو، کارل گلاسمن
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 81 از 100

این فیلم اکشن پادآرمان‌شهری، بدون مقدمه ما را به قلب آینده‌ای خشن و ترسناک پرتاب می‌کند. فیلم ایده‌ی جذابی دارد. آمریکایی که دهه‌ها خودش را قدرتی برتر و مهد ثبات سیاسی معرفی کرده بود، حالا فروپاشیده و به جنگ داخلی کشیده شده است. به عبارت دیگر، همان کابوسی که همیشه برای دیگران بود، این‌بار یقه‌ی خود آمریکا را گرفته است. این قصه فی‌نفسه سیاسی است؛ اصلا نمی‌شود چنین موقعیتی را تصور کرد و سیاست را از آن بیرون کشید. به هر حال، قرار است با پیامدها و عوارض ایدئولوژی‌های افراطی، شکاف‌های اجتماعی و خشونتی روبه‌رو شویم که سال‌ها زیر پوست جامعه جمع شده است. اما گارلند انگار از خود سیاست می‌ترسد. نه اینکه موضع مخالف بگیرد یا حتی موضعی محافظه‌کارانه داشته باشد؛ او اساسا ترجیح می‌دهد وارد زمین بازی نشود.

در جهان فیلم، آمریکا به دو جبهه تقسیم شده است: کالیفرنیا و تگزاس -دو ایالتی که در دنیای واقعی نماد تفاوت‌های سیاسی و فرهنگی‌اند- اینجا دست در دست هم داده‌اند و در قالب «جبهه‌ی غربی» علیه دولت مرکزی قیام کرده‌اند. این نقطه‌ی شروع، به‌خودی‌خود ده‌ها سوال جذاب ایجاد می‌کند: چه شد که این دو ایالت متحد شدند؟ چه بحران یا تصمیمی آمریکا را به این لبه‌ی پرتگاه رساند؟ اما گارلند هیچ علاقه‌ای به پاسخ دادن ندارد. البته از یک زاویه، این انتخاب قابل دفاع است؛ توضیح دادن چنین فروپاشی عظیمی با منطق رئالیستی، احتمالا خودش ده‌ها تناقض تازه می‌ساخت. پس فیلمساز ترجیح می‌دهد همه‌چیز را در هاله‌ای از ابهام نگه دارد.

اما نکته‌ی مثبت ماجرا این است که گارلند دست‌کم تلاش نمی‌کند تمایلات حزبی یا سیاسی مشخصی را به فیلم تزریق کند. هیچ‌کدام از دو جبهه به‌طور واضح خوب یا بد نیستند. حتی رئیس‌جمهور که باید نماد ایدئولوژی حاکم باشد، آن‌قدر خنثی طراحی شده که عملا نماینده‌ی هیچ‌چیز نیست. در این میان، گارلند تمرکزش را روی چهار شخصیت محوری می‌گذارد؛ خبرنگارانی که وسط این آشوب گیر افتاده‌اند. نکته‌ی مهم این است که آن‌ها قربانیان تصادفی جنگ نیستند. کسی مجبورشان نکرده به خط مقدم بروند بلکه آگاهانه انتخاب کرده‌اند که جلوتر از همه بایستند، وسط گلوله و خون، چون کارشان همین است: دیدن، ثبت کردن و منتقل کردن.

جوئل (واگنر مورا) یکی از این چهار خبرنگار است؛ مردی که خشونت را دیدهو حالا میان وظیفه حرفه‌ای و غریزه بقاء معلق مانده است. او در کنار لی (کیرستن دانست) از میان جاده‌ها، شهرهای ویران و خطوط نبرد عبور می‌کند تا تصویری واقعی از فروپاشی یک کشور ارائه دهد. «جنگ داخلی» بی‌تردید نمی‌تواند همه را راضی کند. از آن آثاری نیست که پس از تماشایش، حس خوب و مثبتی داشته باشید، اما این توانایی را دارد که شما را خشمگین کند، خشمگین از وضعیت جهان یا شاید هم خشمگین از محافظه‌کاری‌های گارلند و تیرهایی که به هدف نمی‌زند. در هر صورت، فیلم ارزش تماشا دارد.

10 فیلم تفکر برانگیز در نقد جامعه‌ی مدرن

1- مامور مخفی (The Secret Agent)

واگنر مورا؛ مامور مخفی (The Secret Agent)

  • سال اکران: 2025
  • کارگردان: کلبر مندونسا فیلیو
  • سایر بازیگران: اودو کی‌یر، گابریل لئونه، ماریا فرناندا کاندیدو، تانیا ماریا، گابریل لئون، بودا لیرا، توماس آکوینو
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.4 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 98 از 100

در «مامور مخفی»، آرماندو (واگنر مورا) آدمی معمولی‌ست که فقط یک خط قرمز دارد و حاضر نیست از آن عبور کند. همین یک خط قرمز، در جهانی که همه‌چیز قابل معامله است، او را تبدیل به تهدید می‌کند. داستان در سال 1977 می‌گذرد. مارسلو (نام مستعار آرماندو) یک دانشمند و پژوهشگر است که می‌خواهد از گذشته‌ای خشونت‌آمیز و پرابهام فاصله بگیرد. ورود او به ایالت پرنامبوکو، همزمان با هفته‌ی جشن ملی، به‌طرز طعنه‌آمیزی تضاد مرکزی فیلم را پررنگ می‌کند: جشن، موسیقی، رقص و پرچم، در کنار ترس، تعقیب و بوی مرگ.

انگار هرچه او بیشتر تلاش می‌کند گم شود، هرج‌ومرج با سماجت بیشتری دنبالش می‌آید. وقتی می‌فهمد حکم مرگش صادر شده، شرایط برای او پیچیده‌تر می‌شود و حالا باید راهی برای فرار و نجات فرزندش پیدا کند. آرماندو نماینده‌ی کسانی است که فکر می‌کنند. کسانی که سلاح‌شان نه تفنگ، که ایده است. سیستم‌های اقتدارگرا معمولا با مخالفان مسلح راحت‌تر کنار می‌آیند؛ دشمن مسلح قابل شناسایی است. اما کسی که فکر می‌کند، سوال می‌پرسد و پای باورش می‌ایستد، پیش‌بینی‌ناپذیر است. بنابراین باید تاوان ایستادگی‌اش را بدهد.

جایی که «مامور مخفی» می‌درخشد، تسلط خیره‌کننده‌ی مندونسا فیلیو بر فرم و لحن است. فیلم بی‌هیچ ترسی میان ژانرها رفت‌وآمد می‌کند: از تریلر سیاسی به کمدی سیاه، و حتی در لحظاتی به قلمرو اسلشر نزدیک می‌شود. اما در این جابه‌جایی‌ها، فیلم هرگز از هم نمی‌پاشد. مندونسا فیلیو با «مامور مخفی» نشان می‌دهد که خشونت همیشه فریاد نمی‌زند؛ گاهی لبخند می‌زند، گاهی فرم اداری دارد و گاهی در دل یک جشن ملی پنهان می‌شود. و آرماندو، با تمام فرسودگی و شکست‌هایش، آینه‌ای است برای تمام کسانی که در این جهان ناعادلانه زندگی می‌کنند و می‌دانند بهای فکر کردن و اعتراض، همیشه سنگین است.

منبع: screenrant

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X