نقد انیمیشن «زوتوپیا ۲»؛ زوتروپلیس و پنجههای پشت پرده
دیزنی چندوقتی است در تلاش برای تثبیت درآمدزایی خود، از ساخت بازسازیها و دنبالهها دست نمیکشد. با اینکه فیلمهایی چون «سفیدبرفی» (۲۰۲۵) و «لیلو و استیچ» (Lilo & Stitch) شکست بدی برای این استراتژی اقتصادی دیزنی بودند، اما «زوتوپیا ۲» (Zootopia 2) یکی از معدود عناوین تازهای است که از این استراتژی سربلند بیرون آمده است. حالا و ده سال بعد از اکران موفق «زوتوپیا»، دیزنی در دنبالهای شایسته دوباره به دنیای این شهر باغ وحشی بازگشته که در آن خرگوش و روباه، این بار در قامت رفقای پلیس، سراغ حل پروندهای با ماهیتی تاریک میروند. در نقد فیلم «زوتوپیا ۲» بیشتر به داستان فیلم و مضامین آشکار و پنهان آن میپردازم.
هشدار! در نقد فیلم «زوتوپیا ۲» خطر لو رفتن داستان وجود دارد
نقد فیلم «زوتوپیا ۲»؛ دیزنی به روزهای اوج خود بازگشته است

با عناوینی که این سالها از دیزنی میبینیم، عجیب است که چطور تقریبا ده سال طول کشید تا دیزنی دنبالهای برای فیلم میلیاردلاریاش، «زوتوپیا»، بسازد؛ اما این صبر دهساله حسابی برای دیزنی جواب داده است. «زوتوپیا ۲» با فروش ۱.۷ میلیارد دلاری خود در گیشهی جهانی، به پرفروشترین فیلم تاریخ دیزنی تبدیل شده و نکتهی جالبش اینجاست که فیلم تازه نهتنها چیزی از فیلم قبلی کم ندارد، که ردی از مضامین ضدنژادپرستانهی سابق را هم در خود گنجانده و این بار حتی رنگ و بوی ضداستعماری نیز پیدا کرده است.
«زوتوپیا ۲» درست لحظاتی پس از پایان داستان فیلم قبل آغاز میشود؛ زمانی که در آن افسر پلیس خرگوش، جودی هاپس (با صداپیشگی جنیفر گودوین) با شریک زیرکش، روباه نیک وایلد (جیسون بیتمن)، اثبات میکنند که گوسفند دورو و دستیار شهردار، بلوثر (جنی اسلیت)، یک جنایتکار حیلهگر است. پس از حل این پرونده، رئیس بوگو (ادریس البا) و شهردار تازهنفس (ستارهی اسبی سابق فیلمهای اکشن که حالا رو به سیاست آورده)، هاپس و وایلد را به عنوان همکار در نیروی پلیس میپذیرند.

یک سال پس از شروع همکاری خرگوش، و روباه، این دو پلیس میکوشند با شخصیتهای متضاد خود کنار بیایند؛ هاپس با ذهنیت ایدهآلگرا و کنترلگرش، در مقابل روحیهی راحتطلب و رفتارهای پرسشبرانگیز وایلد. در این میان، جشنهای صدمین سالگرد شهرشان زوتروپلیس (Zootropolis) و توطئهای از سوی خزندگان به رهبری ماری به نام گری (کی هوی کوان)، پروندهی جدیدی در دامن هاپس و وایلد میاندازد که با خودسریهاییاشان، خود را درست در وسط آن مییابند.
این پرونده، یک ماجراجویی کاملا جدید پیش پای دو قهرمان کوچک داستان میگذارد؛ ماجراجویی شامل یک کتاب قدیمی که اسرار خانوادگی در آن نهفته شده، یک خانوادهی قدرتمند گربهای که در رأس آنها میلتون لینکلسلیِ سیاهگوش (دیوید استراثرن) قرار دارد و نقشهای برای خیانت به زوتروپلیس که ماری پشت آن است؛ در واقع، نه هر ماری؛ اولین ماری که پس از تبعید خزندگان از زوتروپلیس به شهر بازگشته است. هاپس و وایلد با کمک گرفتن از حیوانات دیگر، مثل یک سگ آبی سادهدل به نام نیبلز میپلاستیک، یوزپلنگِ تپل بنجامین کلاهاوزر و مستر بیگِ حشرهخوار، میکوشند حقیقت پشت تبعید خزندگان و تاریخ زوتروپلیس را کشف کنند. گری، که اولین خزندهای است که پس از یک قرن پا به زوتروپلیس گذاشته (یا بهتر بگویم به شهر خزیده)، به هاپس و وایلد توضیح میدهد که تاریخچهی ساخت شهر آنطور که شنیدهاند، نیست.
«زوتوپیا ۲» از پرداختن به مضامین عمیقتر ابایی ندارد

«زوتوپیا ۲» از نظر انیمیشن دست کمی از بهترین انیمیشنهای دیزنی ندارد؛ دنیای پویا، تصاویر خوش رنگ و لعاب و طراحی شخصیتهای منحصربهفرد و بامزه همه در «زوتوپیا ۲» وجود دارند. حتی یک قطعه به نام «باغ وحش» (Zoo) به خوانندگی غزالِ پاپاستار (با صداپیشگی شکیرا) در فیلم گنجاندهاند تا فرمولشان برای یک فیلم انیمیشنی موفق تکمیل شود؛ حتی اگر صحنههای کنسرت غزال هیچ ربطی به بقیهی فیلم پیدا نکنند.
همچون فیلم سابق، «زوتوپیا ۲» از نعمت دنیاسازی رنگارنگ و غنی دیزنی بهرهمند است؛ مثل سیستم حمل و نقل عمومی با کمک لولههای آب و مهمتر از آن، تاریخسازی برای دنیای زوتروپلیس. «زوتوپیا ۲» به سبک کمدیهای «بادی کاپ» چون «پسران بد»، با تکیه بر دوتایی جذاب خرگوش و روباه بازی را میبرد؛ اما مهمتر از آن، این تاریخسازی نقطهی قوت اصلی فیلم است؛ ایدهای تازه و عمیق که جرد بوش، کارگردان و نویسندهی فیلم، آن را در لایههای زیرین نگنجانده، بلکه آن را آشکار توی صورتتان میزند: استعمار.

اگر فیلم اول «زوتوپیا» دربارهی نژادپرستی و تبعیض بود، فیلم دوم مشخصا دربارهی استعمار است؛ یادآور استعمار جهانی یا در مقیاسی کوچکتر، غصب زمینهای بومیهای امریکا به دست سفیدپوستان؛ این و آنش به برداشت خودتان بستگی دارد؛ اما در نهایت، «زوتوپیا ۲» در بطن خود به ظلم مردان در قدرت بر مردم ضعیفتر و زایل کردن حقوق حقیقی و تاریخی آنها میپردازد. سیاهگوشها در تاکتیکی به درازای تاریخ، مردمِ خوب زوتروپلیس را متقاعد میکنند که دلیل تمام مشکلاتشان، جمعیتی خطرناک و وحشی است به نام خزندگان. این به اندازهی کافی در مردم وحشت میآفریند تا کسانی چون لینکسلی با تکیه بر آشوب ایجادشده، ایدههای خزندگان را دزدیده، آنها را از شهر تبعید کرده و خانهها و زمینهایشان را صاحب شوند.
البته توقع یک کلاس درس تاریخ از «زوتوپیا ۲» نداشته باشید و فیلم هم سوالات بنیادینی دربارهی ماهیت قدرت، طمع و فساد مطرح نمیکند. اما حداقل لایهی دیگری به داستان میافزاید و زیربنای گفتگویی را میسازد تا بچههای کوچکتر با این مضامین آشنا شوند. ترجیح این ایدههای عمیقتر به قصههای سطحی و تکراری دزد و پلیس، «زوتوپیا ۲» را به دنبالهای پربارتر از آن چیزی تبدیل کرده که فیلمهای اخیر دیگر دیزنی، مثل «سفیدبرفی» ۲۰۲۵ در پی آن بود (و به شدت در پیادهسازیاش شکست خورد).
پیش از آشکارسازی مار، تاریخ زوتروپلیس ساخت دیوارهای آب و هوایی را به سیاهگوشی به نام ابنزر لینکسلی نسبت میدهد. این اختراع به انواع حیوانات مختلفِ شهر کمک میکند تا بتوانند همزمان در یک جا همزیستی داشته باشند. قبل از تأسیس شهر، خزندگان هم در محلهی خود در این همزیستی شریک بودند. اما یک مار به جرم گاز گرفتن و قتل یک لاکپشت بیگناه مجرم شناخته میشود و در نتیجه، کل گونهی خزندگان را به عنوان گونههای خطرناک برای مردم شهر معرفی میکنند؛ اتفاقی که بهشدت یادآور استدلالهای تبعیضآمیز نژادی است. این امر به بیرون رانده شدن خزندگان از شهر میانجامد. اما هاپس و وایلد به حقیقت این واقعه پی میبرند. گویا مادربزرگِ مار مخترع واقعی دیوارهای آب و هوایی است. اما سیاهگوشِ طماع، نهتنها ایدههای اختراع او را میدزدد و آن را به نام خود ثبت میکند، که با قتل پیشخدمتش، لاکپشت و انداختن گناه آن گردن مار، بهانهای برای تبعید کل خزندگان و تسخیر زمینهای آنها به دست میآورد.
- طراحی کاراکترهای جذاب
- فیلمنامهی ساده اما کارساز
- انیمیشن پویا، رنگارنگ و چشمنواز
- تکیه بر دوتایی خرگوش و روباه بهعنوان قهرمانانی محبوب
- ارجاعات بهجا و بامزه به عناوین دیگر دیزنی و فیلمهای مشهور تاریخ سینما
- صحنههای اضافی غزال
«زوتوپیا ۲» دنبالهای است که آگاهانه از جاهطلبی طفره میرود؛ خبری از بسط دنیای داستان، معرفی تعداد زیادی از شخصیتهای تازه یا آرکهای غیرمنتظره برای قهرمانان اصلی نیست و دقیقا همین است که موجب شده فیلم جواب دهد. دیزنی دوباره فرمولی را که در «زوتوپیا» (۲۰۱۶) موفقیتآمیز بود، در دنبالهاش تکرار کرده است و نشان داده اگر فرمولتان کار میکند، لازم نیست تغییرش دهید؛ فرمولی شامل دوستی دو شخصیت متضاد و تلاشهای آنها برای سازش، شرورهای غافلگیرکننده، پیامهای عمیقتر و انواع تعقیب و گریزهای پرهرج و مرج که حسابی بین کودکان طرفدار دارد. اما در «زوتوپیا ۲» حتی اشارات فراوانی هم برای بزرگترها گنجانده شده است؛ از ارجاعات به فیلمهایی چون «درخشش» (The Shining)، «سکوت برهها» (The Silence of the Lambs) و «بیب» (Babe)، تا عناوین دیگر دیزنی چون «راتاتویی» (Ratatouille) و «گیسوکمند» (Tangled). تمام اینها از «زوتوپیا ۲» فیلمی میسازد که حسابی ارزش تماشا دارد؛ فیلمی که نوید روزهای درخشانتری را برای دیزنی میدهد.
شناسنامه فیلم «زوتوپیا ۲» (Zootopia 2)
کارگردان: جرد بوش، بایرون هاوارد
نویسنده: جرد بوش
بازیگران: جینفر گودوین، جیسون بیتمن، کی هوی کوان، فورتون فایمستر، اندی سمبرگ، شکیرا
محصول: ۲۰۲۵، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۷.۵ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: ۹۱٪
خلاصه داستان: یک سال پس از وقایعی که منجر به دستگیری بلوثر شد، هاپس و وایلد حالا بهعنوان همکار در نیروی پلیس فعالیت میکنند. همزمان که خرگوش و روباه برای حل تقابل ویژگیهای شخصیتیاشان میکوشند، این دو افسر پلیس خود را در میانهی پروندهای مییابند که حسابی بوی توطئه و دسیسه میدهد. در این میان، بازگشت یک مار به زوتروپلیس، آن هم پس از صدسال تبعید تمام خزندگان از شهر، سروصدای زیادی به راه میاندازد و پنجههای افسران پلیس را وسط میکشد…
منبع: دیجیکالا مگ
