خاطره فوتبالی تعریف کنید، گوشی آنر برنده شوید!

۱۷ دی ۱۳۹۷ | ۱۸:۳۷ ۲۹ مهر ۱۳۹۹ زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱ دقیقه
مسابقه جام ملت های آسیا 2019

موقع بازی ایران-استرالیا کجا بودید و داشتید چکار می‌کردید؟ وقتی در سال ۲۰۰۴ ایران در جام ملت‌های آسیا ۴ گل به کره‌ی جنوبی زد، چه حس و حالی داشتید؟ در جام‌جهانی ۲۰۱۴، موقع بازی ایران-آرژانتین، وقتی که همه امیدوار بودیم با آرژانتین مساوی ‌کنیم، چه اتفاقی داشت در زندگی شما رخ می‌داد؟

از موقعی که تیم ملی ایران در تورنمنت‌های بزرگ مثل جام ملت‌های آسیا، مرحله‌ی انتخابی جام‌جهانی یا اصلا خود جام‌جهانی بود، خاطره‌ای دارید؟

خاطره‌ای از خود شما، وقتی که تیم ملی ایران یک بازی مهم داشته. این خاطره می‌تواند از زندگی خود شما باشد. اتفاق تلخ، شیرین، خنده‌دار یا گریه‌داری که برای خود شما یا دوستانتان اتفاق افتاده.

خاطره‌ی خودتان را در فرم زیر بنویسید و برای ما ارسال کنید. لطفا حداکثر در ۳۵۰ کلمه خاطرتان را تعریف کنید.

سعی کنید خاطره‌ای را انتخاب کنید که خیلی دراماتیک و تاثیرگذار باشد.

از ۱۷ دی تا ۱ بهمن خاطرات شما را جمع‌آوری می‌کنیم.

در نهایت به کمک آقای «امیر حاج‌رضایی»، ۵ خاطره‌ای را که داستان تاثیرگذارتری دارند انتخاب می‌کنیم و به هرکدام از برندگان یک گوشی «HONOR 7C» جایزه می‌دهیم.

این ۵ خاطره‌ی برتر را به شکل انیمیشن در می‌آوریم و در اینستاگرام و وب‌سایت دیجی‌کالا مگ نمایش می‌دهیم.

مهلت شرکت در مسابقه تمام شد

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

۲۰۹ comment
  1. Avatar Erfan

    مسابقات فوتسال بود. قزوین، کوثر میدان دوم. تیممون با تیمی بازی داشت که علیرضا جهانبخش توش بازی میکرد. منم دروازه بان بودمو پشت سر هم از علیرضا گل خوردم ???? و تا مدتی به “مرغ گیر” معروف شده بودم ???? یادش بخیر چقدر زود گذشت…

  2. Avatar محمد علی عرب یزدی

    یکبار تو مدرسه داشتیم فوتبال بازی می کردیم، بارون گرفت و ما خیس خالی شده بودیم. معلم ورزشمون گفت که بازی رو تموم کنید که با اصرار ما بیخیال شد. بازی تو اون سرما، گرم شده بود و آخرای زنگ ورزش بود و تیم ما ۲ تا گل عقب بود. یکی از بچه ها که بازیش ضعیف بود و همیشه ذخیره بود رو ریسک کردم و آوردم تو و انقدر خوب بازی کرد که با ۳ تا پاس گل اون ما بازی رو بردیم.

  3. Avatar محمدرضا برزگر

    واااای نگووو،اونجایی که فک کردیم گل زدیم به آرژانتین!…ده نفر که اهل فوتبال نبودیم همزمان داد زدیم گللللللللللل،فک کنم دیوارای خونه اندازه زلزله ۲ریشتری لرزیدن….حیف که گل نشد…..

  4. Avatar حسین

    دقیقا بازی ایران با آرژانتین بود که مصادف با عقد و عروسی بستگان بود قرار شد بعد فوتبال من برم خودم تو خونه نشستم گوشی خاموش کردم 90 دقیقه پر هیجان پشت سر گذاشتم به طوری پاهام از استرس سرد سرد بود وای اون گل دقیقه آخر بود که آب پاکی ریخت رو دستم از شدت عصبانیت و ناراحتی من هیچ وقت به اون عروسی نرفتم یه خاطره تلخی برام بجا گذاشت…

  5. Avatar Fateme

    عاقامن چندوقتیه ک‌ ب دخترفوتبالی تبدیل شدم:)دنیای فوتبال دنیای قشنگیع.من هممیشه بازی های تیم ملی چه توآسیاچه توجام جهانی دنبال میکنم.فوتبال میدیم چون فوتبال بخشی ازخانواده مابودبین خانوادم البته…واینکه بچه بودم فک رمیکردم کشورمسلمان بودیم همیشه خداکمکمون میکه وهمیشه برنده ایم.ویه حس خیلی خاص بهم دست میده که بازیکن های مامث ستاره توی زمین میدرخشن…وتوی بازی ارژانتین انقدجیغ زدم که گلوم میسوخت ونمیتونستم حرف بزنم????????????????????????????????????????????????????????مهم اینه ک برنده ملت باشی❤✌????

  6. Avatar سجاد علیزاده

    جام جهانی بود بازی ایران با اسپانیا، بچه ها گفتن که یه جا بگرد پیدا کن بازی رو با هم ببینیم کافه ای جایی؛ من از صبح بازی گشتم ولی خب تو قم از این جور جاها پیدا نمیشه یا اگه بشه قهوه خونس که فضاش نامناسبه.
    خلاصه5 ساعت قبل بازی شد دیدم جایی پیدا نمیشه اومدم خونه رفتم تلگرام دیدم یه کانال قمی زده تو بوستان بنیادی جشنه بعدشم قراره بازی رو بزاره. سریع رفتم اونجا ببینم راسته یا نه دیدم مسئولش گفت آره قراره پخش کنیم؛ منم زنگ زدم رفقا اومدن از 1 ساعت قبل شروع جشن اون جلو جا گرفتیم؛ جشن خیلی خوبی بود کلی خندیدیم.
    جشن نیم ساعت قبل بازی تموم شد؛ گفتن آگاهی گیر داده گفته بازی رو نمی تونید پخش کنید. ما هم از اینجا مونده از اونجا رونده گفتیم چی کار کنیم چی کار نکنیم
    رفتیم پیتزافروشی؛ انقدپیتزا خوردن رو طولش دادیم تا شد دقیقه 30، سیب زمینی سفارش دادیم تا نیمه اول تموم شد، خواستیم نیمه بعدی هم بمونیم ولی دیدیم صاحب مغازه خیلی چپ چپ نگاه میکنه پاشدیم اومدیم بیرون.
    یه ربع وقت داشتیم تصمیم بگیریم و عمل کنیم؛ به سرم زد بریم خوابگاه دانشگاه پیش هم دانشگاهی ها؛ ولی متاسفانه دیر رسیدیم و تا رسیدیم اونجا ایران گل خورد و استقبال فوق العاده گرمی از طرف بچه های خوابگاهی نصیبمون شد( اونایی که خوابگاهی هستن میفهمن منظورم چیه) ولی در کل کیف داد دیدن فوتبال با بچه های باحال و پر انرژی خوابگاهی؛ اونقد که دیگه بازی های ملی و آسیایی و حتی بازی های مهم لیگ هم میریم خوابگاه.

  7. Avatar بهنام

    یه شور وهیجان خاصی همه ملت داشتن بازی ایران و ازبکستان اون موقعه من سرباز بودم ۹ماه خدمت همون ساعت هم پست من بود خدایا الان چیکار کنم این قسمت رو؟ استرس ندیدن بازی یه طرف نرفتن رو پست دیگه بدتر منتهی پست تنبیهی ما اومدیم و دل رو زدیم به دریا علی پست رو به من تحویل داد منم استرس چه کنم دل رو زدم به دریا نشستم پای بازی اوج عصبانیتم خراب شدن پنالتی شجاعی بود که گفتم برم رو پست بیخیالش و اوج خوشحالیم گل زدن مهدی طارمی???? چسبید به دلم خیلی اما متاسفانه ۹۰دقیقه بازی رو با ۴ساعت پست تنبیهی تپه پس دادم اون تپه رو همیشه بهش میگفتم تپه صعود????

  8. Avatar علی

    بازی ایران-استرالیا من حدود ده سالم بود و خونه ما تلویزیون نبود .اونموقع ها یادمه در فامیل فقط عموی من تلویزیون رنگی داشت .من همیشه با عموم فوتبال نگاه میکردم اون روز تخمه خریدم و رفتم خونشون و اونم سر کار نرفته بود تا فوتبال ببینیم و موقع بازی عموی من که فوتبالی بود اونقدر هیجان داشت که جلوی تلویزیون دراز کشیده بود و پاهاشو گذاشته بود رو میز و با دقت داشت نگاه میکرد که موقع گل خداداد من از شادی پریدم رو هوا و عمو هم از شدت شادی نفهمید چیکار میکنه و همون لحظه درازکش یه لگد محکم زد به تلوزیون و افتاد زمین و شکست اون لحظه اولین شوکه شدن فوتبالی من و عموم بود چون هر دو هم ناراحت بودیم و هم شاد . عموم یک دقیقه گریه میکرد و یک دقیقه میخندید. گریه میکرد چون اونموقع ها خرید تلویزیون خیلی سخت بود و شاد بود چون ایران به جام جهانی رفته بود .به هر حال تا دو هفته قبل شروع جام جهانی همش استرس داشتم که تلویزیون نداریم تا اینکه ده روز مانده به جام جهانی با هزار سختی بازم عموم یه تلوزیون خرید و دوباره شادی های فوتبالی شروع شد.

  9. Avatar علی

    10 سالم بود بازی ایران و کره جنوبی انتخابی جام جهانی بود.وقتی که قوچان نژاد گل زد من بابام به هوا پریدیم وخوشخالی کردیم از شادی ما مامانم ومامان برزگم ترسیدن وما از نگاه انها سر جایمان نشستیم

    1. Avatar مهدی حمزه زاده fmcg NON FRESH

      خخخخخخخخ

  10. Avatar سید امیرعباس شریفیان

    سلام من 14 سالمه به فوتبال خیلی علاقه دارم . موقع بازی ایران عراق که ایران به گل 3 رسید ما خیلی خوشحال شدیم و بابام قول داد که شام بریم بیرون و با باخت ایران شام به فنا رفت . موقع بازی ایران آرژانتین وقتی ما با یه گل باختیم که هیچ کس فکرشم نمیکرد من خیلی خوشحال بودم و کل کلاسمون رو بستنی مهمون کردم اما موقع بازی کره جنوبی هنوز بدنیا نیومده بودم . ممنون از سایت خوبتون

  11. Avatar محمدرضاغلامی

    من ۱۱ سالم بود و هیچی از فوتبال حالیم نمیشد
    فقط میدونم ک با بابام نشسته بودیم و بازی رو میدیدیم…

  12. Avatar محمد امین احسانی

    بازی با کره جنوبی بود مرحله انتخابی جام جهانی بود که اگه ایران میبرد میرفت جام جهانی، دقیق یادمه، وقتی قوچان نژاد گل پیروزی بخش رو زد گزارشگر گفت گل همون لحظه برقا رفت، هم خوشحال بودیم هم تعجب از اینکه چرا برقا رفت خخخ… خلاصه بازی تموم شد بعد از نیم ساعت برق رسید بهمون. خیلی سعی کردیم با موبایل به سایت وصل شیم ادامه بازی رو نگاه کنیم از بخت بد اینترنت نداشتیم اون منطقه درست اینترنت همراه جواب نمیده 2 جی بود. مودم adsl هم داشتیم که برق نبود خخخ. خلاصه روز پر فراز و نشیبی بود

  13. Avatar محمدرضا

    از دنیا زده شده بودم.بدترین روز عمرم بود؛بدبختی پشت بدبختی و ضد حال پشت ضد حال؛دلم میخواست برای چند لحظه ام که شده از این مشکلات رها بشم.سر راه نون گرفتم و رفتم خونه.
    تلوزیون رو روشن کردم و طبق معمول یکم دیر روشن میشد.رفتم اشپز خونه یه چیزی درست کنم بیام.نمی دونم چقدر شد ولی وقتی برگشتم،دیدم فردوسی پور داره داد میزنه،چه قوچی داریم ما!!!! انگار دنیا وارونه شد.جفت پا پریدم بالا و بشقاب غذا افتاد رو زمین وشکست و من همچنان بالا بودم و داد میزدم که مادرمو دیدم که داشت با دمپایی میومد سمتم!یک لحظه نگاهش به تلوزیون افتاد گفت:ایران کدومه؟گفتم:اونی که جلو هستش؛دمپایی از دستش افتاد و گفت هوراااااااا!اون لحظه تمام مشکلاتم یادم رفته بود و هروقت میبینم مشکلات دورم کردن،اون کلیپ گل قوچی رو میزارم و برای چند لحظه همه چی یادم میره!

  14. Avatar محمدجمشیدپور

    بهترین خاطره من بازی پلی آف ایران و استرالیا جام جهانی98فرانسه بود که در ملبورن استرالیا قهرمانان ما باعث افتخار آفرینی با عزت فراوان شدند که هیچوقت فراموش نمیکنم چون همون موقعه مراسم عزاداری مادر بزرگم برگزار میشد ومن به همراه خواهرانم در قسمت اتمامی راه پله ها به سمت پشت بام یواشکی بخاطر عقاید سنتی کرمانشاه در مراسم عزاداری تلویزیون را برده بودیم ودر تمام لحظات بازی خودمون رو کنترل کردیم وساکت ماندیم وهرچند که بارها از پایین ما رو صدا میکردند ولی بخاطر بازی آرام وبی صدا بودیم وبا ضربه خداداد عزیزی در دقیقه های آخر وگل شدن این فرصت طلایی من یه جیق وحشتناک زدم وهمین باعث شد همه به محل ما پی ببرن و باعث تنبیه شدید ما شد هرچند که این تنبیه اصلا درمقابل خوشحالی ما اهمیتی نداشت ولی هنوز هم بعنوان بهترین خاطره زندگی ما است چون غیر ممکن ها را ممکن ساختیم وهمه مردم ایران اون لحظات رو به خوبی بیاد دارن چون تنهازمانی بود که حتی وزن کره زمین کاهش یافت چون همه مردم به هوا پریده بودند .

  15. Avatar علی

    من تو زندگیم اصلا ی مسابقه فوتبالو تا آخر نگاه نکردم ناموسا، ولی تو پلی استیشن حریف میطلبیم الان هم که کاسبی خرابه از صبح تا شب با همکارام PES میزنیم به نظرم یدونه از این گوشی ها به من بدین چون بچه خوبی هستم. ولی امیدوارم ایران ی روز تو جام جهانی قهرمان بشه هیچ چیز غیر ممکن نیست خدایی.
    خاطره فوتبالی هم نداشتم که واستون تعریف کنم ببخشید.

  16. Avatar بهانه

    بازی ایران-استرالیا،من کلاس فوق العاده ریاضی بودم،مامانم بعدش اومد دنبالم با خوشحالی گفت میدونی رفتیم جام جهانی؟من با ناراحتی گفتم پس چرا نموندید من بیام با هم بریم????فکر میکردم جام جهانی یه جاییه که مامان و بابام بدون من رفتن????حالا این شده سوژه تو خانوادمون????

  17. Avatar حامد عباسی

    بازی ایران و کره جنوبی در جام ملتهای اسیا سال 2004 بود سرمربی هم برانکو بود نوبتی به هم دیگه گل می زدن هی استرس می گرفتم بعد از گل ایران ، که هی دلم می گفت الان کره هم گل می زنه اخرش مهدوی کیا یه گل تمام کننده زد انگار کره ای ها دیگه خسته شدند و گفتند بس است اگه بازم گل بزنیم بازم می خوریم :)))) برد پر گلی و شیرینی بود که برانکو قبل از بازی با اطمینان می گفت کره را حذف می کنیم کریمی هم مرد میدان بازی بود .

  18. Avatar علی اصغر قهرمانی

    سلام من یک نوجوان 17 ساله هستم من در سن 14 سالگی هیچ علاقه و هیجانی به فوتبال نداشتم روزی وقتی من فیلم که خارجی بو اسمشو یادم نمی یاد می دیدم و داداشم که عاشقش فوتباله به فوتبال زد منم مجبور بودم فوتبال ببینم، چون هیچی جز تلویزیون سرگرمند نمی کنه بازی فوتبال داخلی بود و من نمی گم بزن کدوم تیم ها چون ممکنه به یکی از طرف ها بر بخوره خب من اولش خوشم نیومد تا این که گل اول رو با روش خیلی خوب زدند و من نیز هیجان بیشتر شد و کنار داداشم نشستم نگاه کردم و اسمشو تشویق کردم تو بازی وقتی توی به دروازه نزدیک می شد استرس می گرفتم و وقتی ما به طرف گل می زدیم خوش حال …….
    این روز بود که فهمیدم حیجان فوتبال چقدر زیاده آین روز دید من به فوتبال تغیر کرد و دوران فوتبالی من آغاز شد

  19. Avatar سیاوش

    خاطره ای که من دارم برمی گرده به بازی ایران کره جنوبی که 6.2 بردیم ، یادمه توی خونمون که بازی رو نگاه میکردیم
    هیچ کس امید به این نداشت که ایران بتونه حتی مساوی کنه، خونه ساکت و سوت و کور شده بود، یهو چشمتون روز بد نبینه کلا برقای منزل ما رفت ، حالمون بد بود بدترم شد، از پنجره بیرون رو نگاه کردیم آقا همه برق داشتن غیر از منزل ما ، بررسی که کردیم دیدم بعععععله سیمهای منتهی به کنتر برق از شانس بد ما سوخته و اتصالی کرده ، هیچی دیگه اینو میدونستیم که حداقل تا فوتبال تموم نشه برق نداریم، پدرم یه رادیو داشت که هم با باطری کار میکرد هم با برق ، خداروشکر که باطری داشت، روشن کردیم و شروع به گوش کردن گزارش فوتبال کردیم، همینطور که گوش میدادیم از پنجره هم میپاییدیم ببینیم آقای تعمیرکار میاد یا نه ، در همین حین رضا دوستم که همسایه روبرویی ما بود اومد دم پنجره ، من رو دید گفت مگه فوتبال نگاه نمیکنی ، داستان رو براش گفتم ، آقا تلویزیونشونو جوری گذاشته بودن که از پنجره معلوم باشه ،،، وای صدا از رادیو و تصویر 30 40 متر اونورتر ، چیزی به اون شکل معلوم نبود ولی ما همینم غنیمت شمردیم، گل بود که ایران میزد و مافریاد میزدیم دقیقا تو کوچه، با اینکه در بدترین شکل ممکن تماشا کردیم این بازیو ، اما لذت بخش ترین بازی و خاطره انگیز ترین بازی برای من و خانواده من بود.

  20. Avatar امیرحسین

    بازی ایران آرژانتین نیمه دوم یک دل دردی گرفتم ولی بازم حاظر نبودم که یک لحظه بازی رو از دست بدم تا آخربازی هر جوری بود خودمو کنترل کردم دقیقه ۹۰ بود گه گفتم مساوی رو گرفتیم و رفتم دستشویی وقتی برگشتم دیدم خوشحال از اینکه مساوی رو گرفتیم یهو دیدم مسی گل زده ما بازی رو باختیم اینقدر عصبی شدم که باز دل درد گرفتم برگشتم سمت دست شویی .

  21. Avatar بلال بشارت

    تو بازی ایران استرالیا من سنم کم بود بابام هم مخالف فوتبال بود من و داییم اونقد التماس کردیم که گذاش ببینیم یه دفعه دیدم مهدی مهدوی کیا گل زد اونقدر سرو صدا در آوردیم که بایام اعتراض کرد بازم بیصا ایستادیم تا وقتی که گل دوم خورد ایرانهمگی فس افتادیم تا گل خداداد که اونقد داد و هوار را انداختم که یه تیپا هم خوردم بعد با داییم رفتیم خیابون و جشن خلاصه سر یه بازی چه مصیبتها که نکشیدیم

  22. Avatar محمد

    سلام
    بازی ایران و استرالیا من راهنمایی بودم و مدرسمون ساعت 1 تعطیل میشد منم که عاشق فوتبال بودم بازیم ساعت 12/5 شروع میشد از صبح هر ترفندی بلد بودم به کار بستم مدرسه نرم نشد و به زور مادرم و تا مدرسه منو مشایعت کرد ، از زنگ اول دنبال یه راهی بودم که برم نشد و تصمیم گرفتم از دیوار برم ف زنگ آخر از معلم اجازه گرفتم که برم دستشویی و یواشکی از دیوار مدرسه رفتم رسیدم خونه 5 دقیقه مونده بود بازی شروع بشه مادرم گفت چرا زود اومدی گفتم مدرسه تعطیل شد به خاطر فوتبال ، اینقدر هیجان داشت این مسابقه که یادم رفته بود کیف و کتابم تو مدرسه جامونده ، بازی دو دو بود و وقت اضافه تو اون هیجان یه لحظه یه ضربه وحشتناک به پس گردنم خورد که با کله رفتم تو میز تلویزیون مادرم بود داد زد ذلیل شده حالا از مدرسه فرار میکنی ناظمتون با کیفت دم دره رفتم دم در یه چک مشتی ام از ناظممون خوردم ، گفت فردا بیای مدرسه پوستتو میکنم که یه دفعه دیدم همه ریختن تو کوچه وشادی و جشن بعد از 20 سال سلام جام جهانی ،بماند فرداش چه بلایی سرم اومد ولی شیرین ترین اتفاق فوتبالی عمرم بود
    .

  23. Avatar امید

    اینجا بیشتر از علاقمندای فوتبال علاقمندای HONOR 7C هستن 🙂

  24. Avatar کامران

    بازی پرسپولیس با الاهلی عربستان فصل قبلی لیگ قهرمانان بود که از جایی برگشته بودیم خونه. کلی هیجان داشتیم که این بازی سرنوشت ساز رو ببینیم ولی نمیدونم چی شده بود! از شانس ما تلویزیون یهویی و بی دلیل خراب شده بود و تصویر نشون نمیداد. نه با تلویزیون های اینترنتی آشنایی داشتیم، نه اینترنت با سرعت مناسب و گوشی هوشمند داشتیم!
    یادم اومد یک دستگاه چند کاره داشتیم که تلویزیون هم داشت(12 اییییینچ)! ذوق زده، زودی پریدم و از لابلای وسایلای داخل کمد پیداش کردم و کشیدمش بیرون.وصلش کردم به آنتن… 😐 😐 😐 چیزی جز برفک نشون نمیداد…
    ولی با همون حال که تصویر درست مشخص نمیکرد چی هست و توپ دست کی خانوادگی در نهایت هیجان بازی رو تماشا می کردیم. تیم نیاز به گل داشت تا سعود کنه… منشا که شوتو زد چیزی نمیدیدیم فقط شنیدیم که گزارشگر گفت گل…
    دیگه کسی روی پاش بند نبود
    یادش بخیر…
    بعد این که بازی تموم شد و بازی رو با اون شدت برفک تماشا کرده بودیم
    یادم اومد که دستگاه رابط Video داشت و میشد وصلش کرد به دستگاه دیجیتال…

    هیجان بازی باعث شده بود به کل فراموش کنم که همچین چیزی هم وجود داره…

    جا داره از همینجا به همه بگم مراقب هیجاناتتون باشید و کنترلشون کنید… برای من در همین حد بود
    ولی مورد داشتیم سر هیجاناتشون آدم کشتن

  25. Avatar کامران

    بازی ایران نیجریه جام جهانی 2014 سرباز دوره آموزشی بودم.
    بازی به وقت ایران دیروقت بود و توی تایم خاموشی برگزار میشد.
    گروهان ما هم 2 تا آسایشگاه داشت ولی فقط یکی از اونا تلویزیون داشت!!!
    یک سری از بچه ها هم پایه بازی نبودن
    از یه طرف هم حسابی از افسر نگهبان حساب می بردن
    فوتبالیا جمع شدیم یک آسایشگاه
    باقی رو فرستادیم طرف دیگه
    70 نفری بودیم که داشتیم بازی رو می دیدیم
    همه جمع شده بودن جلو تلویزیون(21 اینچی)
    4-5 تا تشک کف زمین پهن بود
    هر تخت 5-6 نفر نشسته بودن(2 تا تخت شکست)
    نکته قشنگش این بود که صدا از کسی در نمیومد که 2 تا دلیل داشت
    هم افسرنگهبان خبر میشد
    هم باعث میشد بقیه صدای گزارش بازی رو نشنون

    شبهای قشنگی بود… شبهای آخر آموزشی…
    خرداد 93
    مرا01
    گروهان 101

  26. Avatar امیر

    بازی ایران آرژانتین ما تو مسافرت بودیم و از طریق رادیو اتوبوس داشتیم بازیو گوش میدادیم
    داداشم با پدرم قسمت جلو اتوبوس نشسته بودن،
    منو خواهرم در قسمت وسطای اتوبوس بودیم و مادرم و زن داییم در آخرای اتوبوس
    داداشم بخاطر شیطنتایی که داشت متاستفانه خشتک شلوارش دوام نیاورد تا خونه همراهیش کنه و در وسطای راه از هم گسسته شد
    داداشم سعی داشت این موضوع با لب زدن به مامانم برسونه اما موفق نمیشد
    منو خواهرم که متوجه موضوع شده بودیم از شدت خنده نمتونستیم خودمونو نگه داریم از طرفی هم خودمونو زده بودیم به اون راه که این بچه خشتک پاره با مانیست!
    برادرم که احساس کرده بود با لب زدن نمیتونه منظورشو برسونه سعی میکرد جاهایی که گزارشگر رادیو با هیجان و صدای بلند موقعیت‌های از دست رفته ایرانو گزارش کنه اونم با صدای نسبتا بلند تو پس زمینه بگه که چه حادثه‌ی ‌‌‌‌ ناگواری براش رخ داده!

    خلاصه بعد از تیرک زدن اشکان دژاگه و فریاد گزارشگر داداشم با صدای بلند گفت خشتکم پاره شده و نصف اتوبوس یادشون رفت که اشکان چه فرصتیو از دست داده و همه شروع به خندیدن کردنو آخرم یکی از مسافرا به مادرم گفت که چه اتفاقی افتاده! :))
    اینم یکی از خاطرات خوش ماست که هر وقت صداو سیما صحنه گل از دست رفته اشکان نشون میده ما یاد این خاطره می‌افتیم.

  27. Avatar مهدی

    بچه همدانم و بازی ایران و استرالیا تهران سرباز بودم
    عاشق فوتبال بودن و تو خیابون آواره
    از این ک فوتبال و نمیدیدم خیلی ناراحت بودم
    گه اخر یه مغازه پیدا کردم و رفتم
    وقتی دیدم ایران دو گل خورد خیلی ناراحت شدم از مغازه رفتم بیرون و حتی اشک هم ریختم
    هیچ وقت یادم نمیره
    تو پارک رو صندلی نشسته بودم و اشک میریختم و ناراحت بودم
    بعد پیر مردی اومد و گفت سرباز چرا ناراحتی
    گفتم خب ایران باخت و نتونست بره جام جهانی
    بعد پیرمرد گفت ایران ک برد بازی و
    من یه لحظه فک کردم داره شوخی میکنه و حتی میخواستم یچیزی بهش بگم و ناراحتش کنم
    که دیدم حرفش جدیه
    هنوزم نمیتونم خوشحالی اون شب و توصیف کنم
    بهت ین شب فوتبالی من اون شب بود
    مطمعنم هیچ وقت مث اون موقع از فوتبال کشورمون لذت نمیبرم

  28. Avatar محمدرضا صدرالساداتی

    آبان 1342 سالگرد شهادت «طیب» است. در حوالی همین روزها بود که او رخت رفتن پوشید و این داغ هنوز در دل برادرزاده اش است و از این رو بیشتر علاقمند به شنیدن موسیقی حزن انگیز می باشد؛ «برای همین یک حال غمگینی در وجودم هست و البته خودم هم بالفطره آدم احساسی هستم و خیلی زود گریه ‌ام می‌ گیرد. چند روز پیش، قطعه «ساز شکسته» از ساخته‌ های علی تجویدی و شعر محمود سنایی را گوش می‌ کردم. قطعه از این می‌ گوید که چرا دیگر از این ساز، بانگ طرب برنمی‌ خیزد که من آن را در زندگی به آدم‌ هایی که دوست داشتم و دیگر نیستند، تعمیم می ‌دهم.»
    امیر حاج رضایی همانند بسیاری از عشاق، یک مثلث عشقی دارد؛ «هت‌ تریک» زندگی برادرزاده ی غیرسیاسی طیب این چنین است: «من در دوران نوجوانی یک هت ‌تریک غریزی و بدون آگاهی داشتم که آن هم «ادبیات»، «سینما» و «فوتبال» بود. آن سال‌ ها ما در دانشگاه تهران تمرین می ‌کردیم که آنجا برای من شبیه بهشت بود چون قبل از تمرین می ‌توانستم به کتاب ‌فروشی‌ های اطراف دانشگاه بروم و بعد از فوتبال هم به سینما می ‌رفتم. من با این‌ ها بزرگ شدم و اگر هفته ‌ای چند فیلم نبینم و کتاب نخوانم، زندگی ام نمی ‌گذرد. فوتبال هم که جای خودش را دارد. موسیقی را هم خیلی دوست دارم اما نمی‌ توانم در این زمینه به عنوان یک تحلیل ‌گر صحبت کنم.»

    راسته کتابفروشی های انقلاب برای خیلی از عاشقان فراتر از یک خیابان و گذری برای عبور و مرور است؛ آن جا هوای آگاهی قابل استشمام است. جالب این که حال و هوایی مشترک با چنین روزگاری را «حمیدرضا صدر» نیز دارد که او هم از جمله عاشقان باریشه ی سینما و فوتبال و ادبیات است.

    اما حال و هوای موسیقایی امیر حاج رضایی این چنین است: «اتفاق تلخی در زندگی من رخ داد و چندین سال فقط موسیقی گلها را گوش می‌ کردم؛ همان جایی که اکبر گلپایگانی و ایرج و… می‌ خوانند. با موسیقی‌های جدید آشنایی کمتری دارم اما برخی قطعاتِ بعضی از خواننده‌ ها را دوست دارم. مثلا قطعه «ماه و ماهی» از حجت اشرف‌ زاده که ترانه خیلی زیبایی دارد. برایم خیلی معنادار است وقتی می ‌گوید: «چه باشی، چه نباشی…» اصلا من را به دنیای دیگری می ‌برد! من همیشه عاشق بوده ‌ام و اگر کاری را انجام می‌ دادم با عشق بوده است. فیلم «از کنار هم می‌گذریم» ایرج کریمی دیالوگی دارد که می‌گوید: «بدون عشق، همه نعش‌ کشیم». فوتبال هم برای من همین‌ طور است و وقتی درباره آن حرف می‌زنم، انگار دارم از یک موسیقی ناب صحبت می‌ کنم.»

  29. Avatar محمدرضا صدرالساداتی

    آبان 1342 سالگرد شهادت «طیب» است. در حوالی همین روزها بود که او رخت رفتن پوشید و این داغ هنوز در دل برادرزاده اش است و از این رو بیشتر علاقمند به شنیدن موسیقی حزن انگیز می باشد؛ «برای همین یک حال غمگینی در وجودم هست و البته خودم هم بالفطره آدم احساسی هستم و خیلی زود گریه ‌ام می‌ گیرد. چند روز پیش، قطعه «ساز شکسته» از ساخته‌ های علی تجویدی و شعر محمود سنایی را گوش می‌ کردم. قطعه از این می‌ گوید که چرا دیگر از این ساز، بانگ طرب برنمی‌ خیزد که من آن را در زندگی به آدم‌ هایی که دوست داشتم و دیگر نیستند، تعمیم می ‌دهم.»
    امیر حاج رضایی همانند بسیاری از عشاق، یک مثلث عشقی دارد؛ «هت‌ تریک» زندگی برادرزاده ی غیرسیاسی طیب این چنین است: «من در دوران نوجوانی یک هت ‌تریک غریزی و بدون آگاهی داشتم که آن هم «ادبیات»، «سینما» و «فوتبال» بود. آن سال‌ ها ما در دانشگاه تهران تمرین می ‌کردیم که آنجا برای من شبیه بهشت بود چون قبل از تمرین می ‌توانستم به کتاب ‌فروشی‌ های اطراف دانشگاه بروم و بعد از فوتبال هم به سینما می ‌رفتم. من با این‌ ها بزرگ شدم و اگر هفته ‌ای چند فیلم نبینم و کتاب نخوانم، زندگی ام نمی ‌گذرد. فوتبال هم که جای خودش را دارد. موسیقی را هم خیلی دوست دارم اما نمی‌ توانم در این زمینه به عنوان یک تحلیل ‌گر صحبت کنم.»

    راسته کتابفروشی های انقلاب برای خیلی از عاشقان فراتر از یک خیابان و گذری برای عبور و مرور است؛ آن جا هوای آگاهی قابل استشمام است. جالب این که حال و هوایی مشترک با چنین روزگاری را «حمیدرضا صدر» نیز دارد که او هم از جمله عاشقان باریشه ی سینما و فوتبال و ادبیات است.

    اما حال و هوای موسیقایی امیر حاج رضایی این چنین است: «اتفاق تلخی در زندگی من رخ داد و چندین سال فقط موسیقی گلها را گوش می‌ کردم؛ همان جایی که اکبر گلپایگانی و ایرج و… می‌ خوانند. با موسیقی‌های جدید آشنایی کمتری دارم اما برخی قطعاتِ بعضی از خواننده‌ ها را دوست دارم. مثلا قطعه «ماه و ماهی» از حجت اشرف‌ زاده که ترانه خیلی زیبایی دارد. برایم خیلی معنادار است وقتی می ‌گوید: «چه باشی، چه نباشی…» اصلا من را به دنیای دیگری می ‌برد! من همیشه عاشق بوده ‌ام و اگر کاری را انجام می‌ دادم با عشق بوده است. فیلم «از کنار هم می‌گذریم» ایرج کریمی دیالوگی دارد که می‌گوید: «بدون عشق، همه نعش‌ کشیم». فوتبال هم برای من همین‌ طور است و وقتی درباره آن حرف می‌زنم، انگار دارم از یک موسیقی ناب صحبت می‌ کنم.» از شهره تبریز ماشین سازی تبریز عشقه

  30. Avatar سجاد

    بازی ایران ارژانتین همزمان بود با کنکورم نمیدونستم استرس فوتبالو داشته باشم یا کنکورو!!

  31. Avatar Mohammad

    من فقط میتونم یه چیز بگم لحظه ی

    بازی ایران و استرالیا تنها یک لحظه غیرقابل

    وصفه اون لحظه رو شاید شاید شاید یک

    نویسنده حرفه ای هم نتونه وصف کنه چون اون

    یک لحظه فوق العاده فوق العاده و واقعا فوق

    العاده بود ومن فقط در وصفش می گویم.

    رویایی ترین لحظه ی فوتبالی ها.

    به کمک نسل

    طلایی ایران……و به رهبری محمد مایلی کهن .

    بهترین لحظه ی عمر من و تمام فوتبالی ها.

    —با تشکر عبدالله پور—

  32. Avatar Mohammad

    صحنه ای که عابدزاده یک دست توپ می گیرد و یا بعد از سوت پایان علی دایی بزرگ سر ساندرو پل مجار را می بوسد و اشک های حمید استیلی پرچم به دست و دور افتخار محمد خاکپور پا به پای مهدی مهدوی کیا در ملبورن، همه و همه صحنه هایی اند برای آنان که بازی را دیده اند همواره نو و بدیع خواهد ماند.

    عبدالله پور. .نویسنده

  33. Avatar حمیدرضادوهلی

    من بازی ایران عراق 4سال پیش امتحان ریاضی داشتم گفتم واسا بازی تموم شه درس بخونم بازی شروع شد ایران نیمه اول جلو افتاد من وسته نیمه یک فصل خوندم ریاضی بازی شروع شد وایران موساوی کرد ورفت پنالتی وایران باخت ومن دیگه درس نخوندم وامتاحان ریاضی 10شدم

  34. Avatar امیررضا نظرپور

    سال۲۰۱۴
    وقتی بازی ایران -آرژانتین شروع شد همه نشسته بودم جلوی تلویزیون

    دقیقه ها همه میگذشت ایران تحت فشار بود
    تا اولین موقعیت ایران اتفاق افتاد

    سانتر توپ وضربه ی سر قوچی که رومرو گرفت

    بعد از اون آرژانتین فشار می آوردو حمله میکرد

    تا اینکه ایراااان حمله کرد
    توپ اومد روی دروازه دژاگه با یه ضربه سر شیرجه ای توپ رو زیر طاق زد ولی رومرو توپو
    از زیر ظاق در آورد

    بعد از اون هم روی حرکت دژاگه زابالتا روش خطا کردو

    همه ما از جامون بلند شدیم

    !!!!اما

    نگرفت داوور؟؟؟؟

    همه چی تا پایان ادامه داشتو زمان به صود ما میگذشت

    تا اینکه داور ۴دقیقه وقت اضافه گرفت

    آرژانتین با تمام غوا حمله میکرد تا توپ افتاد دست انصاررریی فرد

    اومد حرکت تکنیکی انجام بده اما!!؟؟

    توپ رو ازش گرفتن وتوپ تو منطقه ای که

    نباید می افتاد افتاد دست مسی????????????????

    همون منطقه ای که مسی استاد ضربه زنیه

    وبللهههههه؟؟؟

    وقتی مسی با چپ گذاشت تو سه کنجمون

    همه ساکت شدن????????????????

    دقیقه ۹۱بود وکار ایران تو اون لحظه ی

    دراماتیک

    متاسفانه گل خورد

  35. Avatar محمد حسین دهقانی

    اون موقع ها حدودا یازده دوازده سالم بود
    خودتان بهتر می دانید که ایران اون موقع تیم زیاد قوی ای به حساب نمی امد حالا فکرش رو کنید ایران با ارژانتین مگه میشه پس من اصلا زحمت نگاه کردن بازیو به خودم ندادم و پدرم که عاشق فوتباله هم خونه نبود. حدودا فکر میکنم اولای نیمه دوم بودش که بابا اومد خونه گفتش بزن!بزن تلوزیون رو روشن کن بازی هنوز 0.0هست منم با تعجب و با اشتیاق زیاد زدم ببینم جریان چیه؟! تلوزیون روشن که شد دیدم بله؛بازی هنوز 0.0هست با خوشحالی بازیو می دیدیم یادمه دیگه خیالم راحت شده بود که ایول مساوی کردیم که همون موقع یک هومسی زد در گوشم گفت داداش یه گل زدم فقط برا اینکه تو رو ضایع کنم. اما بازم واقعا خوشحال بودم چون واقعا اون موقع 1.0هم با ارژانتین خیلی خوب بود واز نظر من اون بازی استارتی موفقانه برای ایران بود

  36. Avatar علی اصغر

    بازی ایران و آرژانتین بود. یادمه سوم دبیرستان بودم و فرداش امتحان شیمی داشتیم با خانواده نشسته بودم بازی رو می دیدم و چون استرس داشتم گاهی هم بینش درس میخوندم وقتی داور پنالتی ایران رو نگرفت جزوه رو پرت کردم و بعدش رفتم تو پیج داور???? تا کمی نصیحتش کنم آخرای بازی هم که مسی به ما گل زد و باختیم، دپرس شدم و دیگه نخوندم کلا و امتحان فردام رو هم خراب کردم.

  37. Avatar حسین

    خیلی استرس داشتم سر بازی ایران آرژانتی ۲۰۱۴ فردا هم امتحان ریاضی داشتم گفتم ماکه امتحان فردامونو خراب میکنیم چرو امشبمون رو خراب کنیم
    پس نشستم بازیو دیدم وقتی که گل خوردیم تمیدمو از دس دادم امتحان فردا هم خراب کردم شدم ۱۲????????????????

  38. Avatar Vahid

    یادمه بازی مقابل استرالیا بچه بودم و کلی استرس داشتم
    بعد اینکه ایران گل دوم رو زد از خوشحالی یه شیشه مربا کنارم بود و اون و محکم زدم زمین و شیشه خورد شد و همه جا رو مربا ورداشت ???? همون لحظه جو فوتبالی به کل عوض شد و یه کتک مفصل خوردم ????

  39. Avatar یاسین

    بازی ایران استرالیا،مدرسه نرفتم ک بازیو ببینم با اینکه شدیدا مخالف بودن وو اعلام کرده بودن ک کسی غیبت نکنه،نیمه اول ک تموم شد،نا امید کتابا رو برداشتم وو راه افتادم طرف مدرسه،چون گل خورده بودیم،تا مدرسه هم 20دقیقه ای راه بود،وقتی رسیدم مدرسه دیدم کلا در مدرسه بستس وو تعطیله????????،باز برگشتم سمت خونه وقتی رسیدم فقط به وقت اضافه رسیدم وو خوشحالتر از تعطیلی مدرسه،راه یابی ب جام جهانی بود،کلاس سوم راهنمایی بودم،یادش بخیر.

  40. Avatar عبدالرضا

    بازی ایران و استرالیا من کلاس دوم راهنمایی بودم.خدابیامرز مادربزرگم خیلی جام جهانی رو دنبال میکرد خیلیم وطن پرست بود.بازی با امریکا اومد خونه ی ما .گل حمید استیلی تا حدی هیجان زده شد که از ته دل فریاد میزد امریکای جنایتکار امریکای نامرد ما هم بچه بودیم کمکش کلی شعار دادیم.مادر بزرگ میگفت روح امام رو شاد شد.خدا رحمتش کنه تو عمرم تو فوتبال اینقد نخندیده بودم.

  41. Avatar یاسین

    بازی ایران استرالیا،مدرسه نرفتم ک بازیو ببینم با اینکه شدیدا مخالف بودن وو اعلام کرده بودن ک کسی غیبت نکنه،نیمه اول ک تموم شد،نا امید کتابا رو برداشتم وو راه افتادم طرف مدرسه،چون گل خورده بودیم،تا مدرسه هم 20دقیقه ای راه بود،وقتی رسیدم مدرسه دیدم کلا در مدرسه بستس وو تعطیله????????،باز برگشتم سمت خونه وقتی رسیدم فقط به وقت اضافه رسیدم وو خوشحالتر از تعطیلی مدرسه،راه یابی ب جام جهانی بود،کلاس سوم راهنمایی بودم،یادش بخیر.

  42. Avatar مهدی صبا

    موقع بازی ایران و استرالیا بنده دانش آموز کلاس سوم راهنمایی بودم،شیفت عصر بودیم و وقتی رفتیم مدرسه،از مدیر خواستیم تعطیل کنه تا بتونیم بازی رو ببینیم ولی قبول نکرد.در نهایت بخاطر اصرار زیاد بچه ها،کلاس ها رو تعطیل کرد و تو حیاط مدرسه،بازی رو از طریق بلند گوی مدرسه تونستیم گوش بدیم.لحظه گل خداداد عزیزی مدرسه رفت رو هوا.همه ریختیم تو خیابون و چون اهل خراسان هستم تا شب همه تو خیابون شادی میکردیم.یادش بخیر.آرزوی سرافرازی و شادکامی دارم برای تمام ورزشکاران که لحظات شادی رو برامون رقم میزنن

  43. Avatar مهدي هادي دولابي

    بازي ايران و آرژانتين بود من توي اتاقم يه تلوزيون جدا داشتم و يه تلوزيونم تو حال خونمون بود كه خانواده از اون استفاده ميكرد تلوزيون من تصاوير رو زود تر از تلوزيون حال ميگرفت خلاصه هر اتفاقي كه ميافتاد من ده ثانيه زود تر اعلام ميكردم و مزش از بين ميرفت مخصوصا اونجايي كه روي ايران خطا شد ولي پنالتي نگرفتن من كلي جيغ زدم بابام فك كرد ايران گل زده ول ده ثانيه بعد تازه متوجه شد چي شده وقتي مسي گلو زد سريع تلوزيونو خاموش كردم رفتم تو حال كه اونجا هم گلشو نشون داد كلا خيلي اوضاع داغون بودهمه تو برهوت بودن ولي من هيچ عكس العملي نشون ندادم چون ده ثانيه قبلش شكه شده بودم????

  44. Avatar یاسین

    یادش بخیر، اولین بازی فوتبالی که تو عمرم دیدم، بازی ایران و عربستان تو جام ملتهای 96 امارات بود که تو پنالتی باختیم… اون موقع از میناوند خوشم میومد و به خاطر علاقه به نیما نکیسا، دروازه بان شدم… با اینکه هر دوتاشون پرسپولیسی بودن، اما هیچ موقع نفهمیدم که چطور سعادت استقلالی شدن نصیبم شد! 🙂

  45. Avatar سینا جعفری

    سال ۲۰۱۴ بود.ما در سفر شمال نوشهر بودیم. شخصا خودم ۹ سال داشتم.بابام و خودم زیاد فوتبال دوست نبودیم و نیستیم…اما با این بازی کل خانواده با اشتیاق جلوی صفحه ۴۵ اینچی نشسته بودیم.همه قبلش گفتن که با تساوی نا باورانه آیی میبازیم … من نظری ندادم…ولی از این حال خیلی خوشحال شدم…من اون موقع بچه بودم حالیم نبود و از اینکه تیم مارو انداخته آمد با آرژانتین خیلی تعجب کردم….با خودم گفتم ایران کجا آرژانتین…. ????.حالا همه توقع ۴ تا خوردن از آرژانتین داشته بودیم…اما با امیدو همت ایران تا دقایقی پایانی مساوی بودیم…اما در آخر با گل برترین بازیکنشون تساوی نا مساوی. شد…بعد بابام گفت هیچ ارزان ی بی دلیل نیست…(هر چیزی علکی نشده تحفه آیی)

  46. Avatar Setareh

    من همیشه از فوتبال متنفر بودم و البته هنوز هم علاقه چندانی ندارم ، زمان بازی ایران و استرالیا ۱۰ ساله بودم ، به همون دلیل مذکور جلوی تلویزیون خواب بودم و بقیه داشتن بازی و میدیدن ، با گل خداداد عزیزی و هیجان حضار بلند شدم و شروع کردم به دست زدن و بغل کردن بقیه .. اون روزها خونمون نزدیک منزل آقای شاهرودی بود که بهش می گفتن مالدینی ایران ، خلاصه یادمه نصفه شب همه مردم من جمله ما بلند شدیم و هجوم بردیم سمت خونه ایشون و تا صبح جشن و پایکوبی بود و خانوادشون رو خوشحال کردیم ، از شادی های به یادماندنی مردم ایران بود اون شب .، امیدوارم روزی برسه مردم سرزمینم هر روزشون به خوشی اینچنین روزهایی باشه …

  47. Avatar مصطفی سالاری

    بازی ایران و کره جنوبی بود .همون بازی که ایران به جام جهانی ۲۰۱۴ سعود کرد .با پسرا فامیل همه پای تلوزیون بودیم که دقایق اخر قوچان نژاد گل زد .داداشم بقل دستم بود .انقد ذوق زده شدم ناخوداگاه یه سیلی زدم ب داداشم اونم مات و مبهوت به من خیره شده بود .کل بچها خندشون گرفته بود خودمم کلی خندیدم .خلاصه این بازی خیلی خوشحالمون کرد و خاطره جالبی ب جا گذاشت .

  48. Avatar Alireza

    من موقع بازی ایران و ارژانتین سرما خورده بودم که فقط می تونستم از این پهلو به اون پهلوم برگردم انقد هالم خراب بود
    تا دقایق اخر داشت خوابم می برد گفتم مساوی می کنه دیگه بلند شدم برم آب بخور چشامم هیچ جا رو نمی دید
    داشتم میرفتم که یدفه مسی گل زد
    داداشم داد زد یدفه از حال و حوای خودم بیرون ادم گل دیدم فک کردم ما زدیم پریدم بالا و سرم خور به سقف و شکست این هیچی ی دادی زدم که گلوم تا یک ساعت خون میامد ????????

  49. Avatar سروش

    جامجهانی 2014بود.بازی کرواسی برزیل من تنها نشسته بودم تو خونه نیمه اول که تمام شد رفتم از تو یخچالمون یه سیب دراوردم بخورم تا اومدم برم بشینم دیدم نور داخل حیاط هی میرهومیاد من نمیدونستم چیه فکرکردم دزده و هیچی یه نیمه کامل نشستم با یه تیکه آهن اگه کسی اومد تو بزنم توسرش اصلا نفهمیدم بازی کی شروع شد،کی تموم شد

  50. Avatar آرمان

    من تو بازی جام ملت های قبلی ایران عراق خونه ی مادر بزرگم بود و اونا اسباب کشی داشتن وقتی که می خواستن پنالتی بزنن کارگر ها هم پیش من نشسته بودن داشتن میدیدن

  51. Avatar رضا داوطلب استاد قوچانی

    بازی ایران آرژانتین بود سر کار بودم ! برنامه ریخته بودم بازی رو از خونه پیش دوستام و خانواده ببینم ۵ دقیقه مونده بود به بازی به سرعت داشتم میدوییدم تا به خونه برسم ! اومدم از روی نرده های کنار پیاده رو بپرم گوشیم از جیبم افتاد (honor 3c ) صفحه اش شکست خیلی ناراحت شدم اما بازم انگیزه دیدن بازی رو داشتم و به خونه رفتم ! ایران اینقدر زیبا بازی میکرد که لذت میبردم البته یه دلیل دیگه هم که داشتم و خوشحایم رو نسبت به سبک بازی ایران بیشتر میکرد این بود که عاشق رونالدو بودم و از افتخار کسب کردن مسی در هر زمینه ای متنفر بودم ! تا دقیقه ای که ایران گل خورد اصلا یاد گوشیم نیوفتادم و اون حس بد رو فراموش کرده بودم اما ایران که گل خورد غمم چندین برابر شد و حالا من بودم و یه گوشی خراب و یه تیم با یه دل شکسته حسم شبیه حس بچه های تیم ملی بود الان هم که این کامنت رو میذارم از همون گوشی honor 3c میذارم البته با صفحه جدید و سالم ! لذت جام جهانی ۲۰۱۴ این بود که تیم ملی با گل هم شهری من رضا قوچانژاد به برزیل رفت ! تو شهرمون یه بنر زده بودیم قوچان ۱ کره جنوبی ۰ خیلی لذت داشت واقعا ! از دیجی کالا ممنونم که این خاطره رو به یادم آورد

  52. Avatar سجاد

    بازی ایران آرژانتین بود دقیقه ۹۰ رفتم دستشویی برگشتم دیدم بچه ها دارن مسی رو فحش میدن..البته نگران نباشین بازی پرسپولیس و الجزیره هم دقیقه ۹۰ رفتم دستشویی سید جلال گل زد سر ب سر شدد…خلاصه ما برا هانر هر کاری میکنیم????????

  53. Avatar Parsa

    یه بار بازی جهانی ایران و پرتغال بود. رونالدو خواست گل بزنه فکر می کردم تومام اما دیدم نه بیرانوند گرفتش گلو . شوکه شدم. دیدم مساوی شدیم از آخر انقد خوشحال شدم.
    دیدم همه خوابیدن رفتم خوابیدم همین…????

  54. Avatar زهرا سپهری

    بسیار کارزیباوجالبی انجام میدید،موفق ومویدباشید????
    من خاطره ای که از فوتبال دارم ،زمان مسابقه ی ایران واسترالیا،دانشجو بودم و مشغول امتحانات پایان ترم،به دلیل علاقه ام به فوتبال وتماشای مسابقات ، کتاب ودفتررا می بستم و مسابقات رو ،دنبال میکردم، تاجایی که یکی ازامتحاناتم متاسفانه ، مشروط شدم????

  55. Avatar علی قربانی

    سلام.بازی ایران استرالیا بود سال 98 من ۴ سالم بود ما تلویزیون نداشتیم برای همین اکثر فامیل ها رفتیم خونه عموم اینا که تلویزیون داشت حدود ۵۰ نفری بودیم.تو حین بازی بماند که یهو همه میپریدن بالا پایین میگفتن واااای،منم با بچه های هم سن وسال خودم زیر دست و پای همه له شده بودیم.برای همین رفتن روی دوش پدرم.من دستام روی سر بابام بود همین که ایران گل دوم و زد همه باهم داد زدن و پریدن روهوا منم نمیدونم از ترس بود یا چی موهای بابامو محکم کشیدم بابام جوری همزمان پرید بالا که من پرت شدم چسبیدم به سقف هنوز وسط سرم تو رفتگی داره که یادگار اون بازیه.ولی به برد تیم ملی می ارزید.

  56. Avatar علی قربانی

    سلام.بازی ایران استرالیا بود سال 98 من ۴ سالم بود ما تلویزیون نداشتیم برای همین اکثر فامیل ها رفتیم خونه عموم اینا که تلویزیون داشت حدود ۵۰ نفری بودیم.تو حین بازی بماند که یهو همه میپریدن بالا پایین میگفتن واااای،منم با بچه های هم سن وسال خودم زیر دست و پای همه له شده بودیم.برای همین رفتم روی دوش پدرم.من دستام روی سر بابام بود همین که ایران گل دوم و زد همه باهم داد زدن و پریدن روهوا منم نمیدونم از ترس بود یا چی موهای بابامو محکم کشیدم بابام جوری همزمان پرید بالا که من پرت شدم چسبیدم به سقف هنوز وسط سرم تو رفتگی داره که یادگار اون بازیه.ولی به برد تیم ملی می ارزید.

  57. Avatar Mhebrahimi

    به نام خدا من در 2003 به دنیا اومدم خاطره خاصی نداشتم از بازی ایران استرلیا چون همه ی همش 1 سالم بود بازی با آرژانتین خیلی خاطره دارم اینکه اون شب تمام فامیل خونه ما بودن یعنی دایی هام منو کشتن اون شب هر چه قدر خراب کردیم ما من پتکم صدا میداد ای خدا چقد بد بود وقتی که مسی به ایران گل زد داییام انقد منو دنبال کردن خودمو ضربه فنی کردن چون می خواستم باهام کشتی بگیرن چون ما بچه جویباریم همینه داداش خاله ام چقد اون شب به مسی فوش داد اخ اخ از جام جهانی خاطره ی خاصی ندارم نمی دونم چرا هر دفعه بعد بازی ایران بجای خوردن تخمه ناخون می خوردم یعنی باید میومدین تا میدیدین تا خونه ما بجای یه کیلو پوست تخمه ناخون های من بود برای ادامه خاطرات من و برای اینکه این گوشی رو ببرم اگر بردم قصد دارم دگر ناخون نخورم

  58. Avatar مقصود دادروان

    قرعه کشی ام وی ام یلدا هم پرید ؟ :-دی

  59. Avatar علیرضا

    تقویم فوتبالی مانند تقویم زندگی روزمره سرشار است. فوتبال شاید تنها ورزش محبوبی است که هر ساله در بالاترین سطوح برگزار می شود. فصل های متداول معمولاً از آگوست تا ماه می ادامه دارد. بازی های اروپایی و سایر رقابت ها را هم باید به تقویم اضافه کرد، و این تازه برنامه ی فوتبال یک کشور است. بازی های بین المللی، مسابقات مقدماتی و سایر تورنمنت های جهانی نیز وجود دارند. بازی های دوستانه ی پیش از فصل و تابستان ها که هم شاهد داغ ترین مسابقات در سراسرجهان است.
    بازی ایران و استرالیا یکی از این رقابت های پرشور اما دلهره آور بود

  60. Avatar محمد حسین

    به نام خدا

    بازی ایران ارژانتین خیلی برای من خاطره انگیز است چون من اون موقع به یک اردو اموزشی رفته بودم (اون اردو کلا مسیر زندگی منو عوض کرد)
    هیچ وقت یادم نمیره به در خواست مکرر بچه ها بلاخره مسئول اردو قانع شد ک بازی رو پخش کنه حالا ما کجا بودیم؟! وسط دهات اینترنت ک نبود دستگاه دیجیتال ک نبود بازی رو نشون بده فقط یک تلوزیون سونی بود (????فکر میکنم از اون مدلایی بود ک تازه رنگی شده بود) این تلوزیون???? ایتقدر برفک داشت مجبور بودیم یکی همیشه دستش رو به انتنش بزاره تا کیفیتش قابل دیدن باشه ????
    خب یه تلوزیون کوچیک ک کفاف 200 نفر ادم رو نمیداد پس باید چطوری میدیدم؟!
    از اون جایی ک یکی از بچه ها خیلی خلاق بود ایده ای داد گفت تلوزیون ک پخش میکنه ما به صورت زنده با دوربین فیلم بگیریم بعد بندازیم رو صفحه ویدیو پرژکتور????????
    درست کردن تصویر و…. یک نیمه فوتبال رو از دست دادیم ولی به ما ک خیلی داشت خوش میگذشت ک دقیقه 90 “” زارت”” مسی گذاشت تو دروازه ????☹️
    با اینک حالمون گرفته شد اما یکی از بهترین خاطره های فوتبالی رو برامون ساخت

    ????????????