پاورقی دنباله‌دار کتاب «یگانه دستگاه: تاریخچه مخفی آیفون» (فصل سوم/بخش اول)

۱۰ بهمن ۱۳۹۶ | ۱۹:۰۰ ۱۰ بهمن ۱۳۹۶ زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۶ دقیقه

فصل سوم

تلفن معدنی

استخراج عناصر اصلی ساخت آیفون

کوه ثِرّو ریکو[۱] بر شهر پوتوسی[۲] در بولیوی سایه افکنده است. شهری قدیمی و مربوط به دوران استعماری بولیوی. کوه شبیه هِرمی بزرگ و خاکی است. وقتی آدم در بزرگراه است و به‌سمت شهر می‌رود، می‌تواند از کیلومترها دورتر «کوه غنی» را ببیند. این کوه که نزد همگان شناخته شده است، نامی دیگر هم دارد که محلی‌ها به آن می‌خوانندش: «کوه آدم‌خوار.» هر دو نامی که بر این کوه گذاشته‌اند، چه کوه غنی و چه کوه آدم‌خوار، هر دو به‌خاطر معادنی است که از اواسط قرن شانزدهم در دل کوه حفر شده‌اند و همواره از آن‌ها مواد معدنی استخراج می‌شده است. وقتی اسپانیایی‌ها برای نخستین بار پا به این منطقه گذاشتند، بومی‌های کِچوا[۳] را مجبور کردند تا کوه ریکو را حفر و مواد معدنی آن را استخراج کنند.

به‌مدت صدها سال ثروتی سرشار از کوه آدم‌خوار به جیب امپراتوری اسپانیا سرازیر می‌شد. در قرن شانزدهم حدود ۶۰ درصد از کلّ نقره‌ی استخراجی جهان را از دل همین کوه بیرون می‌کشیدند. در قرن هفدهم معدن‌کاری رواجی بی‌سابقه پیدا کرد و به همین دلیل، پوتوسی، شهری که در پایین کوه بنا شده بود، بدل به یکی از بزرگ‌ترین شهرهای جهان گشت؛ ۱۶۰ هزار نفر سکنه، از بومی‌های محلی گرفته تا بردگان آفریقایی و مهاجران اسپانیایی در این شهر زندگی می‌کردند و با حضور این جمعیت فراوان، پوتوسی در آن زمان، در میان شهرهای صنعتی حتی از لندن هم بزرگ‌تر شده بود. علاوه بر این جمعیت، عده‌ی بیشتری هم در آینده به پوتوسی می‌آمدند و کوه هم بی‌شمار از آن‌ها را در خود می‌بلعید. گفته می‌شود که رقم قربانیان کوه آدم‌خوار چیزی بین چهار تا هشت میلیون نفر است. این افراد در اثر فروریختن آوار، بیماری‌های ریوی، یخ‌زدگی یا گرسنگی جان خود را از دست داده‌اند.

امروزه ثرّو ریکو را آن‌قدر حفاری کرده و از دل آن مواد مختلف استخراج کرده‌اند که زمین‌شناسان می‌گویند بیم آن می‌رود که به‌زودی زود، تمام کوه فرو بریزد.

جک ودرفورد[۴]، انسان‌شناس نامی، می‌نویسد: «کوه ثِرّو ریکو امروزه به نخستین و احتمالاً مهم‌ترین نماد سرمایه‌داری و تلاش‌های انسان برای تحقق انقلاب صنعتی بدل شده است. پوتوسی نخستین شهری بود که به ورطه‌ی سرمایه‌داری سقوط کرد، چرا که این شهر، اولینِ ملزومات سرمایه‌داری را در اختیار جهان قرار داد که همانا پول باشد. در پوتوسی پولی تولید می‌شد که بی‌هیچ تردیدی مناسبات اقتصادی جهان را برای همیشه تغییر داد.» نخستین ضرابخانه‌ی آمریکای لاتین هنوز هم در قلب شهر پوتوسی قرار دارد و اتفاقی برای آن نیفتاده است.

امروزه ثرّو ریکو را آن‌قدر حفاری کرده و از دل آن مواد مختلف استخراج کرده‌اند که زمین‌شناسان می‌گویند بیم آن می‌رود که به‌زودی زود، تمام کوه فرو بریزد و تمام پوتوسی را نیز در خود ببلعد. با تمام این اوصاف، کماکان پانزده هزار نفر معدنچی در این معدن مشغول به کار هستند و قلع و مس و زینک و هرچه نقره بر جا مانده، از لای دیواره‌های نازک کوه خارج می‌کنند. از این پانزده هزار نفر معدنچی، هزاران نفرشان کودک هستند. کودکانی که عده‌ای از آن‌ها تنها حدود شش سال سن دارند. به احتمال خیلی زیاد بخشی از قلعی که این کارگران از معدن ثرو ریکو استخراج کرده‌اند، در همان آیفونی است که شما دارید.

حتی نیم ساعت هم در عمق معدن دوام نیاوردیم.

هر کسی که دل‌وجرئتش را داشته باشد، می‌تواند به عمق معدن ثرو ریکو برود و خودش شاهد وضعیت آنجا باشد. اهالی پوتوسی از هر مسافری دعوت می‌کنند تا به دل معادن زیر کوه برود و تمام هزارتوی معادن زیر ثرو ریکو را ببیند. جیسن کوبلر[۵] که دوست، همکار و در این سفر مترجم من بود، ترتیبی داد تا با یکدیگر به عمق معادن برویم. ماریا[۶]، راهنمای ما، معلم مدرسه‌ی ابتدایی است و به ما می‌گوید که این بازدید تنها شامل دیدار از قسمت‌های «امن» معدن می‌شود. بله، ماریا گفت که حتی امروز روز هم هر ساله عده‌ی زیادی در این معدن جان خود را از دست می‌دهند و آخرین قربانیان این معدن که همین هفته‌ی گذشته در اینجا جان باخته‌اند، دو نوجوان بوده‌اند که بعد از نوش‌خواری فراوان، راه‌شان را در معدن گم کرده و بعد در اثر سرمای فراوان، جان خود را از دست داده‌اند. ماریا می‌گوید که نباید نگران باشیم و هیچ اتفاقی نمی‌افتد. البته که حرفش را قبول نمی‌کنم.

طبق برنامه باید کلاه‌ها و چکمه‌های بسیار محکم می‌پوشیدیم و عینک‌های محافظ به چشم می‌زدیم و چراغی روی سر می‌گذاشتیم و به عمق حدود یک و نیم کیلومتر در دل معادن ثرو ریکو پایین می‌رفتیم. ماریا قبل از اینکه ما را به ورودی معدن ببرد، جلوی فروشگاه عرضه‌ی ملزومات معدن‌کاران نگاه می‌دارد و از آنجا یک‌عالمه برگ کوکا و نوشیدنی ۹۶ درصد الکل می‌خریم تا هنگام گشت‌وگذار در معدن، موقع دیدار با معدنچیان کمی از برگ و نوشیدنی به آن‌ها بدهیم. آفتاب به‌تندی بر سرمان می‌تابد و نورش حسابی تیز است، اما هوای اینجا از سردی پوست آدم را می‌گزد. وقتی جلوی ورودی معدن می‌ایستم و به پشت‌سر نگاه می‌کنم، می‌بینم که در آن‌سوی تعدادی گاری مخصوص معدن که همگی غبارآلود و بسیار کثیف‌اند، شهر پوتوسی در دوردست قرار گرفته و پیش چشمانم گسترده شده است.

عصبی شده‌ام. حتی اگر هر هفته گردشگرانی از تمام جهان به اینجا بیایند و هر روز کارگرانی کم‌سن‌وسال در این معدن کار کنند، باز هم تونل‌های معدن به‌نظرم هول‌انگیز می‌آیند. پوتوسی در میان شهرهای بزرگ دنیا در بیشترین ارتفاع از سطح دریا قرار گرفته است و حالا که ما به معدن کوه ثرو ریکو آمده‌ایم، ارتفاع‌مان حتی از شهر هم بالاتر است و در کل، از سطح آب‌های آزاد حدود چهار و نیم کیلومتر ارتفاع داریم. هوا رقیق است و نفس‌هایم کوتاه شده‌اند. نگاهی کوتاه به تیرهای چوبی و فرسوده‌ای می‌اندازم که دهانه‌ی باریک معدن را باز نگاه داشته‌اند و راه ما را به تاریکی مطلق نمایان می‌کنند. در همین لحظه نفسی عمیق می‌کشم که بوی سولفور می‌دهد. همین نگاه و نفس کافی است تا تمام وجودم پر از میل به برگشتن شود. برگشتن از همین نقطه.

آسمان‌ها و زمین در ید قدرت خداست، اما شیطان و اهریمنان زیر زمین را در سیطره‌ی خود دارند.

هزاران کارگر هر روزه از همین راه وارد معدن می‌شوند. البته قبل از اینکه وارد معدن شوند، رشوه‌ای به شیطان می‌دهند. قبلاً نگفته بودم که کارگران معدن ثرو ریکو همگی شیطان‌پرست هستند؟ اگر هم شخص شیطان را نپرستند، از پرستندگان یکی از اهریمنان نزدیک به شیطان‌اند که اِل تیو[۷] نام دارد. نزدیک ورودی معدن، زیارتگاهی کوچک برپا کرده‌اند و بُتی کوچک از اِل تیو در آنجا قرار داده‌اند. توی دهان بُت پر است از ته‌سیگار و برگ کوکا و پایین پایش هم موج می‌زند از قوطی‌های خالی آبجو؛ معدنکاران پیشکشی‌های خود را نزد بت رها می‌کنند تا هنگام کار در معدن، بخت یارشان باشد. آسمان‌ها و زمین در ید قدرت خداست، اما شیطان و اهریمنان زیر زمین را در سیطره‌ی خود دارند. من، ماریا و جیسن هر کدام یک سیگار برای ال تیو روشن می‌کنیم و آماده می‌شویم که قدم به اعماق کوه بگذاریم.

ادامه دارد…

[۱] Cerro Rico

[۲] Potosí

[۳] Quechua

[۴] Jack Weatherford

[۵] Jason Koebler

[۶] Maria

[۷] El Tío

 

قسمت‌های گذشته:

پاورقی دنباله‌دار کتاب «یگانه دستگاه: تاریخچه مخفی آیفون» (مقدمه/بخش اول)

پاورقی دنباله‌دار کتاب «یگانه دستگاه: تاریخچه مخفی آیفون» (مقدمه/بخش دوم)

پاورقی دنباله‌دار کتاب «یگانه دستگاه: تاریخچه مخفی آیفون» (فصل اول/بخش اول)

پاورقی دنباله‌دار کتاب «یگانه دستگاه: تاریخچه مخفی آیفون» (فصل اول/بخش دوم)

پاورقی دنباله‌دار کتاب «یگانه دستگاه: تاریخچه مخفی آیفون» (فصل اول/بخش سوم)

پاورقی دنباله‌دار کتاب «یگانه دستگاه: تاریخچه مخفی آیفون» (فصل دوم/بخش اول)

پاورقی دنباله‌دار کتاب «یگانه دستگاه: تاریخچه مخفی آیفون» (فصل دوم/بخش دوم)

پاورقی دنباله‌دار کتاب «یگانه دستگاه: تاریخچه مخفی آیفون» (فصل دوم/بخش سوم)

پاورقی دنباله‌دار کتاب «یگانه دستگاه: تاریخچه مخفی آیفون» (فصل دوم/بخش چهارم)

برچسب‌ها :
دیدگاه شما