چرا یک قرن طول کشید تا فردی مانند ایلان ماسک در صنعت خودرو ظهور کند؟

رضا جلالی ۱۰ تیر ۱۳۹۸ | ۱۴:۱۱ ۱۱ تیر ۱۳۹۸ زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۶ دقیقه

ایلان ماسک، بنیان‌گذار و مدیر عامل تسلا، بیش از اینکه یک مدیر امروزی باشد؛ به یک کارآفرین قدیمی شباهت دارد. شخصیت او شبیه به بنیان گذاران بسیاری از کمپانی‌های خودرو سازی بزرگ دنیا است، اما دهه‌هاست که هیچ فردی برای تاسیس یک خودرو سازی به عظمت تسلا اقدام نکرده است و از این جهت می‌توان او را تنها فردی دانست که در طول یک قرن گذشته این جسارت را داشته است. اگر ماشین زمان وجود داشت و ما را به قرن بیستم می‌برد، می‌توانستیم دنیایی با چندین ایلان ماسک را ببینیم.

تا قرن ۱۹ استفاده از اسب همچنان بین مردم رواج داشت، اما اختراع ارابه‌های مجهز به موتور یا همان اتومبیل‌ها هیاهویی به پا کرد که اسب‌ها را به حاشیه راند. اتومبیل در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم میلادی بسیار شگفت انگیز و محبوب بود؛ به اندازه‌ای که اینترنت در عصر ما محبوب است. این اختراع جدید نظرات بسیاری را در نیمه غربی دنیا به خود جلب کرد و به طرز عجیبی باعث هجوم کارآفرینان به صنعت خودرو سازی شد که در نتیجه آن شاهد معرفی هزاران مدل مختلف از این محصول در طول هر سال بوده‌ایم.

فورد و جنرال موتورز هر دو ۱۰۰ سال پیش تاسیس شدند، تویوتا از سال ۱۹۳۰ اتومبیل تولید می‌کند و فراری از ۱۹۳۹ شناخته شد و در دهه ۴۰ فروش خودروهایش را آغاز کرد. در حالی‌که این صنعت سالانه به میلیون‌ها نفر خودرو می‌فروشد، برای صدها هزار نفر نیز اشتغال‌زایی کرده است. اما اکنون دیگر شرکت‌ها نمی‌توانند صرفا با رویاپردازی به پیش بروند و کسب و کار خودروسازان امروزی با آن زمان متفاوت است.

به همین دلیل است که ظهور مدیر عامل تسلا برای ما شوکه کننده است. همان‌طور که اشاره کردیم، شخصیت او مشابه کارآفرینان قرن بیستم است که می‌خواستند ارابه‌ها را از اسب‌ها جدا کنند و به جای آن‌ها از موتور مکانیکی برای جابجایی مردم استفاده کنند. او نیز می‌خواهد مردم را از اتکا به سوخت فسیلی رها کند و خودروهای الکتریکی را جایگزین کند. بسیاری از با تجربه‌های این صنعت، اهالی وال استریت و همچنین منتقدین ماسک معتقدند که دستیابی به جایگاه او سخت است.

اما اگر به تاریخچه صنعت خودرو نگاهی بیاندازیم، متوجه می‌شویم که نه تنها او در مقایسه با سایر بنیان‌گذاران خودرو سازی‌ها بزرگ دنیا مفاوت نیست؛ بلکه در واقع یک نمونه تمام عیار از آن‌هاست:

۱. باید عقلتان را از دست داده باشید که بخواهید یک خودرو سازی تاسیس کنید!

اگر قصد داشته باشید به این حوزه ورود و برند جدیدی را پایه گذاری کنید، باید با تضادها، دید عمومی جامعه و احتمالا نصیحت‌های افرادی که می‌گویند همه چیز خود را در این راه از دست می‌دهید، مبارزه کنید.

تقریبا بیش از یک قرن از زمانی که اولین خودروها در اختیار ما قرار گرفتند می‌گذرد. خلاقیت بی حد و مرز و ریسک پذیری خودرو سازها در آن زمان معیارهای موفقیت این صنعت بودند و باعت شدند تا هزاران نفر جذب این حوزه شوند. زمانی را تصور کنید که در آن چندین ایلان ماسک وجود داشت!

اگرچه امروزه هنوز هم تعدادی با عشق و تعصب در این صنعت حضور دارند، اما خودرو سازی در سطح جهان آنچنان گسترش یافته است که مهارت‌های مدیریتی و تیپ‌های مدیریت بازرگانی بیشتر از عشق و جنون کارساز خواهند بود.

۲. خودروهای فعلی تسلا واقعا رویایی هستند

چند سال پیش، زمانی که جیم هکت به عنوان مدیر عامل کمپانی فورد انتخاب شد، متوجه این موضوع شد که پیش زمینه‌ای از صنعت اتومبیل ندارد و باید درک خود را نسبت به آن بیشتر کند. او تا حدی از این مشکل آگاه بود، اما نمی‌دانست عشقی که در رابطه بین مشتریانش با تولیدات فورد وجود دارد را چگونه تعبیر کند.

این دقیقا همان چیزی است که ماسک به خوبی از آن آگاه است. او عزمش را جزم کرده تا خودروهایی تولید کند که مالکان آن‌ها را ستایش کنند و تا حد زیادی نیز موفق شده است. گرچه تسلا هم با مشکللاتی دست به گریبان است، اما تولید خودروهای رویایی یک مزیت برای این کمپانی است.

همه ما در سال‌های پیش از ظهور تسلا و ایلان ماسک نیز به دنبال حضور گسترده خودروهای الکتریکی بودیم، ولی صنعت خودروسازی در آن زمان از پس برآورده کردن آن برنمی‌آمد. این یک رویا بود و تسلا آن را به واقعیت بدل کرد.

۳. مسئولیت‌هایی فراتر از مدیر عامل یک خودروسازی

ماسک اکنون بیش از یک مدیر عامل‌ شناخته شده در صنعت اتومبیل سازی است؛ به‌ویژه اگر صحبت از خودروهای الکتریکی و خودران در میان باشد. شاید مطلع باشید که او همزمان مدیر عامل شرکت فضایی اسپیس ایکس نیز هست و در زمینه موشک‌های فضایی هم دانش قابل قبولی دارد. بعید است در حال حاضر هیچ یک از مدیران خودروسازی‌های شناخته شده در دنیا بتوانند خود را در زمینه موشک‌های فضایی دانشمند قلمداد کنند.

برخی از منتقدین او سعی دارند مدیریت او در تسلا را تا حد زیادی ناکارآمد جلوه دهند، ولی در حقیقت این‌طور نیست. مشکل ماسک این نیست که او درک صحیحی از تولید و فروش خودرو ندارد؛ بلکه جاه طلبی بیش از حد او درباره بهبود فرآیند تولید است که برایش دردسرساز شده است.

در حقیقت، شغل واقعی و مهم‌ترین شغل ایلان ماسک، فروشندگی است. او یک مدیر فروش موفق است و تنها مدیر ارشدی که در طول چند دهه گذشته به اندازه‌ ماسک در این زمینه به موفقیت رسید، لی ایاکوکا، مدیر عامل کرایسلر در دهه ۸۰ میلادی بود. البته دنیای تجارت ایاکوکا را فراموش کرده است و شاید دلیل آن هم شیوه رهبری اوست که در قرن حاضر پاسخگوی بازارهای جهانی نیست. امروزه مدیر عاملان این حوزه باید آینده نگر و سیاست‌مدار باشند و مشکل بزرگی که همان بی سر و سامانی در اعطای فروش به نمایندگان است را رفع کنند.

ماسک قطعا آینده نگر است، اما در مورد سیاست‌مدار بودنش نمی‌توان با قطعیت نظر داد. هدف او این است که تا حد ممکن خودروهای تسلا را به فروش برساند تا به وابستگی بشر به سوخت فسیلی پایان دهد. برای تحقق این هدف به جایگاهی فراتر از یک مدیر عامل و مدیر فروش نیاز است، جایگاهی مشابه فرمانده یا پادشاه صنعت خودروسازی!

۴. هنری فورد، انزو فراری و لی ایاکوکا مجبور نبودند با توییتر دست و پنجه نرم کنند

هر سه مدیر عامل یاد شده هیچ آشنایی با توییتر نداشتند. در واقع هیچ یک از این ایده پردازان بزرگ صنعت اتومبیل سازی با تمام خطاها و معایب‌شان، هیچ نگرانی از بابت رسانه‌ها یا اینترنت نداشتند. زمانی که ایاکوکا مدیریت کرایسلر را بر عهده داشت، تنها سه شبکه تلویزیونی وجود داشت.

زمانی که فورد خودروسازی‌اش را تاسیس کرد، رادیو یک اختراع جدید بود و اگر به انزو فراری لقب فرمانده داده بودند به این دلیل نبود که با ترول‌های توییتری دست به گریبان بود.

اما قطعا شما هم جنجال‌هایی که مدتی پیش درباره ایلان ماسک و مصرف ماری جوانا پیش آمد به یاد می‌آورید. (برای اطلاع بیشتر از این ماجرا می‌توانید به خبری که مدتی قبل در دیجی‌کالا مگ منتشر کردیم مراجعه کنید). زندگی در عصر حاضر سبب شده ماسک بخشی از توجه خود را به موج رسانه‌ها و شبکه‌های اجتمعای معطوف کند.

۵. مدت‌هاست خودروسازها جذابیت خود را از دست داده‌اند!

ممکن است با عنوان مورد پنجم مخالف باشید، اما باید بدانیم درست است که کمپانی‌هایی مانند لامبورگینی و فراری هنوز هم می‌توانند محصولات شایسته‌ای تولید کنند و خودروسازهای جوان‌تر مانند پاگانی هم‌اکنون پرچم‌دار خودروهای اسپرت و هیچان انگیز هستند؛ اما همه این شرکت‌ها در چند دهه اخیر بیش از این که به تولید محصولات شگفت انگیز فکر کنند، به فکر فرآیندهای تولید و مدیریت بوده‌اند.

در سوی دیگر، اوضاع در تسلا متفاوت است. خودروهای این شرکت با اینکه ممکن است گاهی عجیب به نظر برسند، کاملا حس هیجان، شگفتی و جذابیت را القا می‌کنند. این اتومبیل‌ها واقعا سریع هستند؛ حتی گاهی سریعتر از ابر خودروهای موجود. همچنین این شرکت محصولات متفاوتی مانند ابر خودرو رودستر و یا کامیون‌های خودران را معرفی کرده است که در نهایت، آن‌ها را سمبل آینده خودرو سازی به شمار می‌آوریم.

برچسب‌ها :
دیدگاه شما