نقد و بررسی بازی ۰۰۷ First Light؛ بازگشت شگفت‌انگیز جیمز باند

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۸ دقیقه
نقد و بررسی 007 First Light

جدیدترین اقتباس ویدیوگیمی جیمز باند با ترکیبی جذاب از اکشن سینمایی و جاسوسی به سبک هیتمن، همه‌ی آن چیزی است که طرفداران این جاسوس افسانه‌ای بریتانیایی می‌خواستند.

پس از یک غیبت طولانی، جیمز باند سرانجام در مه ۲۰۲۶ با ۰۰۷ First Light به دنیای بازی‌های ویدیویی بازگشت. این نخستین بازگشت بزرگ او ۱۴ سال پس از 007 Legends ناموفق اکتیویژن و در شرایطی است که هنوز جانشین دنیل کریگ روی پرده‌ی سینما نیز مشخص نشده است. این بازی توسط آی اینتراکتیو (IO Interactive)، استودیویی که با مجموعه‌ی هیتمن شاخته می‌شود، ساخته شده و از آنجا که این بار هیچ فیلمی برای اقتباس وجود نداشت، استودیوی دانمارکی آزادی عمل گسترده‌ای برای بازآفرینی شخصیت مشهور ایان فلمینگ در اختیار داشت و رویکردی جاه‌طلبانه را با روایت نخستین روزهای حضور باند در سرویس اطلاعاتی بریتانیا برگزید.

بنابراین بازیکن کنترل ماموری جوان را بر عهده می‌گیرد که هنوز باید شایستگی بدست آوردن نام رمز معروفش را ثابت کند که انتخابی هوشمندانه برای سازندگانی است که خود نیز باید توانایی‌شان در خلق اثری درخور جیمز باند را اثبات می‌کردند و می‌توانم بگویم که در این کار کاملا موفق بوده‌اند.

بازی 007 First Light مخصوص PS5

داستانی که از بعضی فیلم‌های باند هم بهتر است

نقد و بررسی 007 First Light

در داستان‌های جیمز باند همیشه واقعیت و خیال در هم تنیده‌ شده‌اند. این شخصیت بر اساس تجربیات یان فلمینگ (Ian Fleming)، عضو سابق اطلاعات نیروی دریایی بریتانیا و بعدها روزنامه‌نگار و نویسنده، خلق شد. بنابراین باند همیشه نوعی فانتزی بوده که بر پایه‌ای نسبتا واقعی ساخته شده است. در این میان First Light یک داستان خاستگاه (Origin Story) است که در آن آی‌او اینتراکتیو نشان می‌دهد که چگونه باند در نهایت موفق می‌شود شماره مشهور ماموریتی خود را به دست آورد. نخستین گام‌های این قهرمان به‌ عنوان عضوی از نیروی دریایی سلطنتی بریتانیا آغاز می‌شود. مهم نیست که آیا ماموریت اول ساده است، بیشتر هدایت‌شده است یا رگه‌هایی از بخش آموزشی در خود دارد، این جذابیت و مهارت استودیوی سازنده است که در چند دقیقه، شکوه جیمز باندی را می‌سازد که هنوز اهمیت نام خانوادگی خود را نمی‌داند.

در ابتدای بازی او را می‌بینیم که از یک حمله موشکی جان سالم به در می‌برد، روی ساحلی ناشناخته گیر می‌افتد و به‌ عنوان تنها بازمانده یگان خود، توجه‌ی سازمان MI6 را جلب می‌کند. از اینجا به بعد، او مجبور می‌شود تنها به خودش تکیه کند تا نگذارد که یک دارایی مهم به دست یک گروه تروریستی بیفتد. اما باند یک آدم معمولی نیست وگرنه بیش از نیم قرن در سینما زنده نمی‌ماند و احتمالا آمازون هم هزینه‌ی زیادی برای تصاحب این شخصیت خرج نمی‌کرد. جیمز جوان است، اما خونسردی‌اش را از دست نمی‌دهد.

نقد و بررسی 007 First Light

به عنوان شخصیتی بی‌تجربه، کمی سرکش، گستاخ و نافرمان است اما به طور کلی شخصیتی کاریزماتیک دارد و کسی است که می‌تواند در چند ثانیه با هر کسی (حتی با هدف ماموریتش!) سر صحبت را باز کند. در هر صورت پس از بازگشت به لندن، MI6 با او تماس می‌گیرد و روند آموزشی‌اش آغاز می‌شود؛ آموزشی که او را وارد گروهی از جاسوسان جوان در خدمت تاج و تخت می‌کند (نکته جالب اینکه این اولین داستان جیمز باند خارج از دوران طولانی سلطنت الیزابت دوم است). اگر بخواهم دقیق‌تر بگویم، او به هفتمین عضو نسل دوم برنامه 00 تبدیل می‌شود اما خیلی زود خودش را درگیر توطئه‌ای گسترده می‌بیند که خیانت‌ها، میلیاردرهای حوزه‌ی فناوری و حتی یکی از موضوعات داغ امروز یعنی رشد نگران‌کننده هوش مصنوعی و تاثیر آن بر زندگی روزمره ما را شامل می‌شود. هرچند این موضوعات گاهی با رویکردی نسبتا کلیشه‌ای مطرح می‌شوند. این توطئه برای نجات جهان، باند را به نقاط مختلف دنیا می‌کشاند و در نتیجه آغاز مسیر حرفه‌ای او به هیچ وجه آسان نخواهد بود.

با وجود اینکه بخش پایانی داستان کمی افت می‌کند و چند اشتباه دارد، باقی داستان کاملا استاندارد و به اصطلاح «باندی» است. در واقع تقریبا می‌شود یک چک‌لیست از عناصر کلاسیک جیمز باند ساخت و آن‌ها را در هنگام تجربه‌ی بازی تیک زد. حتی وقتی کمی در عناصر داستانی اغراق می‌شود و فضا به یک اکشن در حد جان ویک یا حتی یک فیلم علمی‌تخیلی نزدیک می‌شود، اوضاع چندان بد نمی‌شود. در واقع، داستان باند به‌ راحتی می‌تواند به یک فیلم اکشن کاملا قابل‌قبول تبدیل شود. این اثر برخی از مضامینی را که پیش‌تر در این مجموعه دیده‌ایم از جمله برخی از فیلم‌های اخیر سری تکرار می‌کند، اما داستان به‌ خوبی از پس وظیفه خود برمی‌آید و حتی می‌تواند هم‌سطح یا بهتر از چندین فیلم این جاسوس مشهور ظاهر شود. آغاز این داستان جنبه‌ای از شخصیت باند را نشان می‌دهد که کمتر در آثار مربوط به او دیده‌ایم و بیشتر روی وجه اجتماعی این شخصیت تمرکز دارد. هرچند داستان چندان ریسک نمی‌کند، اما آی‌او اینتراکتیو با First Light روایتی بسیار منسجم‌تر از مجموعه‌ی هیتمن ارائه داده است.

نقد و بررسی 007 First Light

باندی جوان، کاریزماتیک و سرکش

همان‌طور که انتظار می‌رود، 007 First Light در تمام جنبه‌های خود عشق و علاقه سازندگانش به دنیای این مامور مخفی افسانه‌ای را فریاد می‌زند؛ موضوعی که از همان اجراهای بازیگران آغاز می‌شود و واقعا شگفت‌انگیز است. جیمز باند با اجرای درخشان پاتریک گیبسون (Patrick Gibson) جان گرفته است. او به‌ خوبی موفق شده جیمز باندی را با شخصیتی کاریزماتیک، خونسرد، قهرمان‌گونه، اما در عین حال عجول و مستعد سرپیچی از دستورات، به تصویر بکشد که هنوز در آغاز مسیر حرفه‌ای خود قرار دارد و با دیالوگ‌های عالی پر از کنایه و طنز بریتانیایی برجسته شده است. جایی که بازی کاملاً موفق عمل می‌کند، نحوه به تصویر کشیدن این جیمز باند جدید است. جوان‌تر بودن باند باعث شده این نسخه نسبت به نسخه‌های پیشین، هویتی تازه‌تر و طراوت بیشتری داشته باشد. اگر بخواهم نظر شخصی‌ام را بگویم، به نظرم باند جدید بهترین انتقال یک شخصیت سینمایی به یک بازی ویدیویی است.

بازی به نوعی سعی می‌کند تا اسطوره‌شناسی باند را از پایه بازسازی کند و در این راستا سفر قهرمان را مرحله‌به‌مرحله و بدون حذف هیچ بخش مهمی می‌سازد و شخصیت‌های قدیمی و جدید را با دقت وارد زندگی جیمز می‌کند. مانی‌پنی، ام و کیو جذابیت همیشگی را دارند و حتی شخصیت‌های جدید نظیر کرسیدا، مونرو، گرین‌وی و ایسولا هم کاملا هویت‌دار و به‌یادماندنی هستند و هر کدام به شکل موثری به این ماجراجویی عمق می‌دهند. فضاسازی مرتبط با MI6 نیز به همان اندازه موفق عمل می‌کند و در عین حفظ آن خونسردی کاملا بریتانیایی، محیط‌هایی جذاب را به نمایش می‌گذارد. محیط‌های سازمان از دفتر ام گرفته تا راهروهای این نهاد افسانه‌ای و همچنین آزمایشگاه نمادین کیو، این بار از همیشه عجیب‌تر و پرزرق‌وبرق‌تر به نظر می‌رسند. البته سایر اعضای گروه بازیگران نیز در سطح بسیار بالایی ظاهر شده‌اند و چهره‌های شناخته‌شده‌ای را در خود جای داده‌اند. نوئمی ناکای (Noémie Nakai) در نقش میس راث و لنی جیمز (Lennie James)، در نقش گرین‌وی عملکرد بسیار خوبی دارند. لنی کراویتز (Lenny Kravitz) نیز در نقش یک ضدقهرمان کاملا جیمز باندی ظاهر شده است، هرچند نقش او بسیار کوتاه‌تر و کم‌اهمیت‌تر از انتظار بود و از شخصیت ام نیز انتظار بیشتری می‌رفت.

نقد و بررسی 007 First Light

جالب است بدانید که تمامی ماموریت‌ها پر از ادای احترام، ارجاعات کوچک و حتی آیتم‌های کلکسیونی هستند که لبخند را بر لب طرفداران قدیمی این مجموعه خواهند نشاند. علاوه بر این، بازی از کارگردانی‌ای بهره می‌برد که کاملا با قواعد و حال‌وهوای این مجموعه هماهنگ است و تجربه‌ای داستانی ارائه می‌دهد که می‌تواند در کنار بهترین فیلم‌های این سبک قرار بگیرد. در این میان نقش پررنگ موسیقی را نباید دست کم بگیریم. تم مشهور مجموعه که نخستین بار در فیلم دکتر نو شنیده شد، همچنان حضور دارد. همچنین آن آثار الهام گرفته از موسیقی‌های جز نیز به خوبی فضای داستان را شکل می‌دهند و در هر ماموریت و هر پیچش داستانی، جیمز باند را همراهی می‌کنند. به طور کلی موسیقی بازی می‌تواند در لحظات مناسب ملودی‌های نمادین را بنوازد و با تنش، لحظات انفجاری و احساسی به خوبی کار کند اما در مجموع کمی بیش از حد محتاطانه عمل می‌کند.

به طور کلی داستان First Light همان هویت خاص و آشنای جیمز باند را در خود دارد. سفر به نقاط مختلف جهان شما را به مکان‌هایی می‌برد که به همان اندازه که عجیب و غریب هستند، خطرناک، با دشمنانی اغراق‌شده، طنز، خشونت، تنش و هیجان همراه هستند. از نظر روایی، این بلاک‌باستر در سبک خود تقریبا هیچ کم‌ و کاستی ندارد، هرچند در بسیاری از مواقع به فرمول‌های آشنا متکی می‌شود و از کلیشه‌ها بهره می‌برد.

ترکیب عالی اکشن پرزرق‌ و برق و مخفی‌کاری عمیق

نقد و بررسی 007 First Light
  • نقد و بررسی 007 First Light

آی‌او اینتراکتیو در طراحی بازی جدید جیمز باند تصمیمی هوشمندانه گرفته است و فرمولی را که سال‌ها در آن استاد بوده برداشته و با اکشنی سینمایی‌تر و عامه‌پسندتر درآمیخته تا مخاطب گسترده‌تری را جذب کند. بهترین توصیف برای 007 First Light هم همین است؛ ترکیبی موفق از هیتمن‌های اخیر و سری آنچارتد که دقیقا مانند بهترین فیلم‌های این مجموعه، میان لحظات جاسوسی و مخفی‌کاری و صحنه‌های اکشن پرهیجان به صورت کاملا نرم و روان جابه‌جا می‌شود.

سری هیتمن یکی از بهترین نمونه‌های مخفی‌کاری در دنیای بازی‌هاست، اما ورود به این سری برای برخی بازیکنان دشوار است. به همین دلیل First Light بخش‌های مرتبط با هیتمن را بدون حذف کامل، کاهش داده تا تجربه‌ای سبک‌تر از نظر مخفی‌کاری ارائه دهد. این انتخاب کاملا به ماهیت شخصیت برمی‌گردد چرا که باند برخلاف مامور ۴۷ یک متخصص مخفی‌کاری نیست، بلکه یک همه‌فن‌حریف است که در جاسوس، کاریزما، دزدی، اغواگری و در عین حال تیراندازی و مبارزه‌ی تن به تن مهارت دارد. بازی تلاش می‌کند همه‌ی این جنبه‌ها را به‌ خوبی به نمایش بگذارد. گیم‌پلی بازی روی سه ستون تحقیق و بررسی، مخفی‌کاری و اکشن بنا شده و نقطه قوت بازی هم دقیقا همین‌جاست. در هیتمن معمولا یک یا نهایتا دو بخش در اولویت بودند و ضعف‌ها زودتر دیده می‌شدند، اما First Light کمی از عمق را فدا می‌کند تا ترکیبی از همه‌چیز ارائه دهد. سیستم‌ها شاید ساده‌تر باشند و در طول کمپین پیشرفت پیچیده‌ای نداشته باشند، اما هدفشان را به‌خوبی انجام می‌دهند که آن هدف، ارائه‌ی تجربه‌ای است که از نظر گیم‌پلی همان چیزی است که یک ماجراجویی جیمز باند باید باشد.

ساختار ماموریت‌ها مشابه است بدون اینکه دقیقا شبیه هم باشند. ابتدا با وسیله نقلیه‌ی به محل می‌رویم، سپس از طریق گفتگو با مانی‌پنی یا دیگر همکاران خلاصه‌ای از ماموریت می‌گیریم و وارد مرحله‌ی نفوذ می‌شویم. ماموریت‌ها جیمز را به سراسر جهان می‌برند و معمولا با یک هویت جعلی آغاز می‌شوند و در ادامه بازیکن باید محیط را بررسی کند و هدف را شناسایی کند. بخش بررسی و تحقیق در محیط‌هایی بزرگ و هزارتومانند رخ می‌دهد که در واقع همان فضاهای سندباکسی که در بازی‌های هیتمن دیده‌ایم. اینجا بازی جنبه‌ای آرام‌تر را ارائه می‌دهد که اجازه می‌دهد هدف را به روش‌های مختلف نظیر تعقیب مظنون‌ها، دزدیدن آیتم‌ها، استفاده از لباس مبدل، شنود گفتگوها، جمع‌آوری سرنخ و غیره دنبال کنیم.

وقتی وارد یک مهمانی فوق‌لوکس یا اقامتگاهی مجلل می‌شویم، باند باید سطح دیده‌شدنش را پایین نگه دارد و اطلاعات جمع کند تا به عمق مجموعه نفوذ کند. این بخش‌ها به اندازه‌ی هیتمن عمیق و پیچیده نیستند و بعضی روش‌ها ممکن است تکراری به نظر برسند، اما به‌ خوبی نشان می‌دهند که آی‌او اینتراکتیو در این زمینه استاد است که بخشی از دلیل این موض, دقت بالای طراحی محیط‌ها و پر بودنشان از جزئیات و شخصیت‌ها و بخشی هم به‌ خاطر نحوه‌ی اتصالشان به عناصر مخفی‌کاری است؛ چیزی که البته چندان هم غافلگیرکننده نیست و انتظارش را داشتیم. در کل بخش نفوذ مخفیانه سرگرم‌کننده و خوش‌ساخت است، اما هوش مصنوعی دشمنان همیشه در سطح مطلوب نیست و شاید ضعیف‌ترین بخش بازی باشد. نگهبان‌ها رفتارهای غیرقابل‌باوری دارند، به مسیرهای گشت محدود وابسته‌اند و گاهی نسبت به اتفاقات چند قدم دورتر بی‌تفاوت‌اند. حتی پیش می‌آید کسی را جلوی چشم بقیه بی‌هوش کنید و واکنشی نبینید که از نظر گیم‌پلی راحت است اما از نظر باورپذیری جای بحث دارد! این در حالی است که گاهی ناگهان به دانشی همه‌جانبه دست پیدا می‌کنند و ممکن است به شکلی کاملا غیرمنطقی شناسایی شوید؛مشکلی که به‌ ویژه وقتی بخواهید مرحله‌ای را بدون هیچ هشداری و بدون بیهوش کردن کسی تمام کنید، آزاردهنده می‌شود.

عناصر مخفی‌کاری کاملا کلاسیک باقی مانده است و شامل دور زدن دید دشمنان، پنهان شدن، زیر نظر گرفتن الگوهای حرکتی و چیزهایی است که گیمرها با آن‌ها آشنا هستند. نکته‌ی جالب این است که بازی حتی مکانیک‌های آشنا را هم با منطق دنیای خودش توجیه می‌کند. مثلا باند می‌تواند سایه‌ی دشمنان را از پشت دیوار ببیند، اما این توانایی به لطف لنزهای ساخت آزمایشگاه MI6 است. ساعت Q را هم می‌توان با گجت‌های مختلف نظیر ابزار بی‌هوش کردن نگهبان‌ها، خاموش کردن چراغ‌ها یا هک دستگاه‌های الکترونیکی برای حواس‌پرتی شخصی‌سازی کرد. باند البته ابزارهای مدرن‌شده‌ای هم دارد که از جالب‌ترین آن‌ها خودکاری است که موشک کوچک شلیک می‌کند یا ایرپادهایی که در واقع بمب دودزا هستند. در مورد گجت‌ها، گفتنی است که کیو مجموعه‌ای از ابزار در اختیار باند می‌گذارد که هرچند تعدادشان خیلی زیاد نیست اما جذابیت خاص خود را دارند. دارت‌هایی که دشمن را دچار تهوع می‌کنند و از موقعیتشان بیرون می‌کشند، ابزار هک و چند گجت دیگر که بهتر است لو نروند، در ترکیبشان با توانایی‌های طبیعی باند، مجموعه‌ای متعادل و جذاب از گزینه‌ها می‌سازد که آزادی عمل زیادی به بازیکن می‌دهد. هرچند مخفی‌کاری الگوهای تکراری دارد، در مدیریت منابع بیش از حد دست‌ و دل‌باز است و به‌ ویژه در نیمه‌ی نخست بازی کمی سطحی به نظر می‌رسد اما در ادامه بهتر می‌شود.

نقد و بررسی 007 First Light

یکی از مکانیک‌های جالب دیگر، سیستم زبان‌بازی است. باند چند نوار انرژی دارد که با بی‌هوش کردن نگهبان‌ها پر می‌شود و می‌توان آن را برای تظاهر به تسلیم شدن یا فریب شخصیت‌ها و عبور بی‌دردسر از سناریوهای پرخطر خرج کرد. در کنار این‌ها، گوش دادن مخفیانه به مکالمات دیگران یکی از ساده‌ترین راه‌ها برای جمع‌آوری اطلاعات است. این ویژگی گاهی کمی بیش از حد قدرتمند است و عبور از موانع را آسان می‌کند، اما بهانه‌هایی که باند می‌سازد، هوشمندانه طراحی شده‌اند و به داستان هر ماموریت وابسته‌اند. البته که اگر لو بروید، می‌توانید مستقیما وارد درگیری شوید. در واقع حتی اگر در مراحل نفوذ آشوب به پا کنید، بازی تنبیهتان نمی‌کند، بلکه با صحنه‌های اکشن لذت‌بخش پاداشتان می‌دهد. این برخلاف چیزی است که در هیتمن دیده بودیم؛ اثری که در آن آشوب زیاد، معمولا شما را به کام مرگ می‌کشاند. سیستم مبارزه‌ی تن‌به‌تن که با الهام از بازی‌هایی مثل آنچارتد 4 طراحی شده، سریع و سینمایی است. باند ترکیبی از مشت و لگد، جاخالی، پری، گرفتن دشمن و حملات شارژ شده را در اختیار دارد و اجرای فنون پایانی و زمین‌زدن‌های سینمایی بر جذابیت مبارزات تن به تن که بی‌شباهت به سری بتمن: آرکام نیست، می‌افزاید. همچنین اگر جیمز کنار دیواری باشد، سر دشمن را گرفته و به دیوار می‌کوبد یا اگر اگر بطری‌ای در دسترس باشد، آن را روی سر فرد مقابلش خرد می‌کند. سیستم مبارزات تن به تن شاید عمق فوق‌العاده‌ای نداشته باشد، ضعفی که به‌خصوص در نبردهای تن‌ به‌ تن با برخی باس‌ها آشکار می‌شود اما عملکرد خوبی دارد و همین کافی است. از طرفی با انیمیشن‌هایی جذاب که باعث می‌شوند صحنه‌های اکشن حال‌وهوایی کاملا سینمایی پیدا کنند، همه‌چیز فوق‌العاده روان به نظر می‌رسد.

اکشنی سینمایی

هرچند همه‌چیز به مشت و لگد ختم نمی‌شود و اگر میزان خشونت بیش از حد بالا برود یا دشمنان سلاحشان را بیرون بکشند، در مواقع لازم، مامور جوان ما به مجوز کشتن دسترسی پیدا می‌کند و از سلاح گرم استفاده می‌کند. اینجاست که مقایسه با آنچارتد کاملا منطقی می‌شود. به‌ دلیل محدود بودن مهمات و تخریب شدن کاورها، بازی بازیکن را وادار می‌کند دائما در حرکت باشد و از عناصر محیط مثل بشکه‌های انفجاری که همیشه در جاهای غیرمنتظره قرار دارند، استفاده کند. باند می‌تواند دو سلاح حمل کند (یک اسلحه دستی و یک سلاح بزرگتر مانند تفنگ تهاجمی یا شات‌گان) که از دشمنان کشته شده برداشته می‌شود. با از بین بردن دشمنان، Instinct بدست می‌آورید که با آن شما می‌تواند زمان را کند کنید تا اسلحه را از دست دشمن بیندازید یا به پایش شلیک کنید تا گیج شود یا اسلحه خالی را به صورتش پرتاب کنید و با چند ضربه کار را تمام کنید. آی‌او اینتراکتیو این بخش‌ها را به لحظاتی پرانرژی و به‌یادماندنی تبدیل کرده است. در کل جابه‌جایی میان تیراندازی، مبارزات تن‌به‌تن و ابزارهای ساعت مچی، هرج‌ومرج و بداهه‌پردازی زیادی را ایجاد می‌کند که همه‌چیز را شبیه یک فیلم اکشن می‌کند. ریتم این بخش‌ها تا حدی دیوانه‌وار است که خود باند هم گاها اظهار می‌کند نمی‌تواند مدت زیادی در چنین شرایطی دوام بیاورد. متاسفانه در صحنه‌های اکشن نیز هوش مصنوعی اغلب بیش از حد منفعل عمل می‌کند. معمولا دشمنان یکی‌یکی به سراغ شما می‌آیند یا نهایتا با پرتاب نارنجک سعی می‌کنند شما را از پشت سنگر بیرون بکشند که چالش خاصی برای جیمز جوان نیست.

در این میان، لحظات کاملا سینمایی بازی فوق‌العاده هستند و ظاهرا First Light حتی از رقابت با فیلم‌های سینمایی نمی‌ترسد. تعقیب‌وگریز روی جرثقیل‌های عظیم، فرار روی پشت‌بام‌ها، پریدن از هواپیما و حتی بخش‌هایی که در آن‌ها وسایل نقلیه‌ی موقتی را هدایت می‌کنیم، در حالی که نت‌های تم ماندگار مجموعه در پس‌زمینه پخش می‌شوند و با اینکه سناریوهای آن‌ها از قبل نوشته شده‌اند، به شدت رضایت‌بخشند، هرچند که از نظر گیم‌پلی پیچیدگی خاصی ندارند. دلیل موفقیت این صحنه‌ها این است که با وجود اغراق‌آمیز و پرزرق‌وبرق بودنشان، حس‌ و حال یک فیلم جیمز باند را منتقل می‌کنند. شاید همین سینمایی بودن و وسواس در حفظ ریتمی تند و هیجان‌انگیز، بزرگ‌ترین نقطه قوت بازی باشد. نکته‌ی دیگر اینکه برخلاف هیتمن، فقط با ماموریت‌های جاسوسی روبه‌رو نیستیم و زندگی جیمز را بیرون از میدان نبرد هم می‌بینیم. ما نگاهی به آپارتمانش در لندن، رابطه‌ی پیچیده‌اش با همکاران و جلسات با کیو خواهیم داشت و در واقع پیش از هر ماموریت، دیداری با شخصیت‌ها و تست ابزار جدید وجود دارد که حس سینمایی بودن بازی را تقویت می‌کند، هرچند گاهی ریتم را بیش از حد کند می‌کند.

کمپین اصلی بازی بسته به درجه سختی و میزان گشت‌وگذار، حدودا 15 ساعت زمان می‌برد. ماموریت‌ها طولانی هستند، اما به لطف تنوع بالا هیچ‌کدام خسته‌کننده نمی‌شوند و در مورد درجه سختی‌ها بهتر است که سراغ آسان نروید چرا که به شدت از لذت بازی می‌کاهد. از طرفی رفتن به درجه سختی سخت نیز مشکل زیادی ایجاد نمی‌کند چرا که در کل با بازی چالش‌برانگیزی روبرو نیستیم. البته پایان رساندن داستان تنها آغاز ماجراست. می‌توانید دوباره بازی را شروع کرده و برای یافتن آیتم‌های کلکسیونی جست‌وجو کنید که پر از ارجاعات هوشمندانه به جیمز باند، بازی‌های قبلی آی‌او اینتراکتیو و حتی آثار دیگر است. همچنین هر فصل همچنین چالش‌های اختصاصی (مثل تمام کردن مرحله بدون ایجاد هشدار) دارد که آیتم‌های تزئینی آزاد می‌کنند. بخش عمده ارزش تکرار بالای بازی به حالت TacSim وابسته بوده که یک سامانه واقعیت مجازی در آزمایشگاه کیو است که ماموریت‌های تکرارپذیر و چالش‌های مختلف را ارائه می‌کند. TacSim شامل نسخه‌های کوتاه‌تر مراحل کمپین اصلی با اهداف فرعی جدید است که همچین چیزی را در هیتمن‌های اخیر نیز دیده بودیم. با اتمام هر ماموریت در TacSim پول بدست می‌آورید تا لباس‌های جدید، سلاح‌ها و ابزارهای جاسوسی بخرید یا آن‌ها را ارتقا دهید. این پیشرفت‌ها باعث می‌شوند در مأموریت‌ها کارآمدتر باشید و چالش‌های دشوار را راحت‌تر پشت سر بگذارید. به طور کلی این حالتی است که پتانسیل زیادی دارد و به نظر می‌رسد مکررا محتوای جدیدی دریافت خواهد کرد اما فعلا برخی از آیتم‌ها محدود به نسخه‌های ویژه هستند.

نقد و بررسی 007 First Light

در نهایت در مورد گیم‌پلی می‌توان گفت که بازی از یک ساختار مشخص اما با ریتم خوب پیروی می‌کند که میان مراجعه به MI6 و ماموریت‌های سراسر جهان تقسیم می‌شود و این ماموریت‌ها خود به بخش‌های مخفی‌کاری و اکشن می‌رسند. بازی هرگز به یک فرمول ثابت قفل نمی‌شود و ممکن است یک لحظه مشغول شنود مکالمه‌ای برای نفوذ به ویلایی لوکس باشیم و لحظه‌ی بعد درگیر تعقیب‌وگریزی نفس‌گیر. با وجود ساختاری نسبتا قابل پیش‌بینی، 007 First Light هرگز خسته‌کننده نمی‌شود و ریتمی را حفظ می‌کند که بازیکن را تا پایان درگیر نگه می‌دارد.

در سطح استانداردهای روز

کیفیت بالای تولید را می‌توان در طراحی محیط‌ها، صحنه‌های سینمایی و بخش گرافیکی بازی نیز مشاهده کرد. در اینجا موتور گلیسیر (Glacier Engine) که پیش‌تر نیز در مجموعه‌ی هیتمن قدرت خود را به نمایش گذاشته بود، بار دیگر توانایی‌هایش را نشان می‌دهد و این بار حتی بهتر از گذشته ظاهر شده است. هرچند اگرچه بازی از نظر گرافیکی یک اثر بی‌رقیب محسوب نمی‌شود، اما از لحاظ کارگردانی هنری کار بسیار شایسته‌ای ارائه می‌دهد. برخی محیط‌ها واقعا عالی کار شده‌اند و نکته‌ی مهم‌تر طراحی داخلی برخی مکان‌ها است که به شدت جزئیات دارد.

نقد و بررسی 007 First Light
  • نقد و بررسی 007 First Light

البته آی‌او اینتراکتیو همواره در ساخت محیط‌های داخلی پرجزئیات، زنده و پر از افراد مختلف که حس ملموسی از واقع‌گرایی را منتقل می‌کنند، مهارت داشته است. کیفیت طراحی چهره‌ها و انیمیشن‌ها نیز بسیار بالاست. شخصیت‌ها احساسات خود را به‌خوبی منتقل می‌کنند و این موضوع اهمیت زیادی دارد، زیرا گاهی نگاه‌ها و حالت‌های چهره بهتر از هر دیالوگی تنش میان شخصیت‌ها را به تصویر می‌کشند. از طرفی به دلیل انیمیشن‌های عالی، طبیعی بودن کنترل جیمز باند در محیط‌های مختلف باورنکردنی است و این موضوع نه تنها در اجرای حرکات اکشن، بلکه در قدم زدن در یک مراسم نیز به چشم می‌آید.

از نظر فنی نیز بازی عملکرد بسیار خوبی دارد و در طول تجربه‌ای که روی کامپیوتر داشتم، شاهد نقص فنی خاصی که تجربه را مختل کند، نبودم. البته همه چیز هم بی‌نقص نیست. گاهی برخی باگ‌های جزئی دیده می‌شود که چندان آزاردهنده نیست. مورد دیگر، زمان‌های بارگذاری کمی طولانی‌تر از حد انتظار است که ممکن است بازیکنان را آزرده‌خاطر کند، به خصوص در دورانی که سرعت بارگذاری دیگر نباید مسئله‌ای باشد. با این وجود، در مجموع کیفیت هنری و فنی بازی در سطح بسیار رضایت‌بخشی قرار دارد؛ کیفیتی که باعث شده بتوان از گیم‌پلی اکشن مخفی‌کاری بازی از ابتدا تا انتها نهایت لذت را برد.

جمع‌بندی

در نهایت آی‌او اینتراکتیو اثری خطی ساخته که مثل یکی از بهترین فیلم‌های جیمز باند نوشته شده است. First Light با برقراری تعادلی عالی میان اکشن و مخفی‌کاری، خشونت کلاسیک مجموعه را حفظ کرده و جیمز باند را به شخصیتی کاملا معاصر تبدیل می‌کند. از طرفی با وجود کاستی‌هایی چون هوش مصنوعی ضعیف، مملو از صحنه‌های اکشن بلاک‌باستری، گجت‌های هوشمند، خودروهای سریع و شخصیتی کاریزماتیک بوده و همان اثری است که جیمز باند برای احیا شدن به عنوان یک شخصیت و نماد در این رسانه به آن نیاز داشت.

4.5
از ۵
نکات مثبت
  • داستان و روایتی سرگرم‌کننده درخور نام جیمز باند
  • شخصیت‌های جذاب؛ چه اصلی و چه فرعی
  • تنوع بالای ماموریت‌ها و نحوه‌ی انجام آن‌ها
  • تعادلی عالی میان اکشن و مخفی‌کاری
  • صحنه‌های اکشن سینمایی فوق‌العاده در سطح بهترین بلاک‌باکسترهایی سینما
  • جزئیات گرافیکی عالی به خصوص در بخش داخلی مکان‌ها
  • ارتباط قوی با دنیای جیمز باند از طریق ارجاعات فراوان
نکات منفی
  • هوش مصنوعی ضعیف دشمنان چه در مخفی‌کاری و چه در اکشن
  • افت ریتم جزئی در برخی بخش‌های مربوط به توضیح ماموریت‌ها
  • عمق کم مبارزات تن‌به‌تن
  • تعداد کم گجت‌ها

صفحه‌ی اصلی بازی دیجی‌کالا مگ | اخبار بازی، تریلرهای بازی، گیم‌پلی، بررسی بازی، راهنمای خرید کنسول بازی

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X