راز خلق بهترین لحظه‌ی «جان‌سخت»؛ صحنه‌ای که در فیلم‌نامه نبود!

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۵ دقیقه
صحنه‌ای که در فیلم‌نامه نبود؛ راز خلق بهترین لحظه «جان‌سخت»

پیش از اکران «جان‌سخت» (Die Hard) در سال ۱۹۸۸، شخصیت‌های منفی در فیلم‌های اکشن معمولا چهره‌هایی تک‌بعدی و کلیشه‌ای بودند. شروری که فقط با ظاهرش شناخته می‌شد؛ مردی مرموز با گربه‌ای روی زانو، غولی عضلانی و کم‌حرف، آدم‌کشی روان‌پریش یا دشمنی که نماد دوران جنگ سرد بود و مدام با لبخندی تحقیرآمیز قهرمان داستان را تهدید می‌کرد. این شخصیت‌ها قرار نبود پیچیده باشند؛ تنها وظیفه آن‌ها این بود که مخاطب از آن‌ها متنفر شود.

اما همه چیز با ورود آلن ریکمن در نخستین تجربه سینمایی‌اش تغییر کرد. او با بازی در نقش هانس گروبر نه فقط یکی از ماندگارترین شخصیت‌های منفی تاریخ سینما را خلق کرد، بلکه استاندارد تازه‌ای برای شرورهای فیلم‌های اکشن به وجود آورد؛ شخصیتی که به همان اندازه که خطرناک بود، باهوش، خونسرد، شوخ‌طبع و پیش‌بینی‌ناپذیر هم به نظر می‌رسید.

ریکمن در سراسر فیلم اجرایی درخشان دارد، اما یک سکانس در نیمه دوم جان‌سخت بیش از هر لحظه دیگری نشان می‌دهد چرا هانس گروبر تا این اندازه متفاوت است؛ سکانسی که اتفاقا از ابتدا در فیلم‌نامه وجود نداشت و درست وسط فیلم‌برداری شکل گرفت.

صحنه‌ای که همه چیز را تغییر داد

صحنه‌ای از فیلم جان‌سخت

در این بخش از فیلم، گروبر تلاش می‌کند چاشنی‌های الکترونیکی لازم برای باز کردن گاوصندوق را پیدا کند و در عین حال جان مک‌کلین، همان پلیس سمجی که تمام نقشه سرقت را به هم ریخته، از سر راه بردارد.

او از روی سکویی پایین می‌پرد، اما ناگهان خودش را مقابل جان مک‌کلین می‌بیند؛ مردی که اسلحه را مستقیم به سمت صورتش گرفته است. مک‌کلین با همان آرامش همیشگی می‌گوید: «سلام رفیق… حالت چطوره؟»

گروبر تنها چند ثانیه برای تصمیم گرفتن فرصت دارد؛ اما به جای اینکه مثل یک خلافکار حرفه‌ای واکنش نشان دهد، ناگهان کاملا تغییر شخصیت می‌دهد. با لهجه‌ای آمریکایی و صدایی لرزان فریاد می‌زند: «خدای من… نه! لطفا من رو نکش… خواهش می‌کنم!» مک‌کلین که تصور می‌کند با یکی از گروگان‌ها روبه‌رو شده، اسلحه را پایین می‌آورد و سعی می‌کند آرامش کند.

گروبر هم داستانی کاملا ساختگی تعریف می‌کند؛ این‌که از دست تروریست‌ها فرار کرده و می‌خواسته خودش را به پشت‌بام برساند تا درخواست کمک کند. مک‌کلین هم که هیچ شکی به او ندارد، می‌گوید: «پشت‌بام رو فراموش کن. آدم‌های اونا همه‌جا هستن. اگه می‌خوای زنده بمونی، با من بیا.» همین چند دقیقه، یکی از پراسترس‌ترین سکانس‌های فیلم را می‌سازد.

تماشاگر دقیقا می‌داند مردی که از ترس جانش التماس می‌کند، همان مغز متفکر عملیات است؛ اما مک‌کلین هیچ شناختی از چهره او ندارد و فقط صدایش را از پشت بی‌سیم شنیده است. همین برتری اطلاعاتی، تعلیقی کم‌نظیر خلق می‌کند؛ مخاطب هر لحظه منتظر است هویت گروبر فاش شود، اما این اتفاق نمی‌افتد.

امروز این سکانس یکی از مشهورترین لحظات تاریخ سینمای اکشن به شمار می‌رود، اما نکته جالب اینجاست که در نسخه اولیه فیلم‌نامه اصلا وجود نداشت.

فیلم‌های «جان سخت» از بدترین تا بهترین

سکانسی که وسط فیلم‌برداری متولد شد

صحنه‌ای از فیلم جان‌سخت

جان‌سخت را جان مک‌تیرنان براساس فیلم‌نامه‌ای از جب استوارت و استیون ئی. د سوزا ساخت. طبق گفته د سوزا در گفت‌وگویی با نشریه اسلش‌فیلم به مناسبت سی‌امین سالگرد فیلم، شکل‌گیری این سکانس کاملا اتفاقی بود. از آنجا که جان‌سخت نخستین تجربه سینمایی آلن ریکمن بود، عوامل هنوز شناخت کاملی از توانایی‌های او نداشتند.

در یکی از استراحت‌های فیلم‌برداری، یکی از اعضای گروه از ریکمن پرسید آیا می‌تواند با لهجه آمریکایی صحبت کند یا نه. ریکمن هم برای شوخی، چند جمله را با لهجه کالیفرنیایی ادا کرد. د سوزا می‌گوید: «همان لحظه ساندویچ از دستم افتاد. فهمیدم این دقیقا همان چیزی است که فیلم لازم دارد.» او بلافاصله تهیه‌کننده و کارگردان را صدا زد و از ریکمن خواست دوباره همان لهجه را اجرا کند. چند دقیقه بعد، ایده بزرگی شکل گرفت.

بهترین فیلم‌های آلن ریکمن؛ از «جان سخت» تا «هری پاتر»

اگر گروبر بتواند لهجه انگلیسی خود را پنهان کند، پس می‌تواند مستقیما با مک‌کلین روبه‌رو شود؛ بدون اینکه قهرمان داستان متوجه شود با دشمن اصلی خود صحبت می‌کند. فقط یک مشکل وجود داشت. در نسخه اولیه فیلم، مک‌کلین صحنه قتل تاکاگی را توسط گروبر دیده بود و طبیعتا چهره او را می‌شناخت. اما خوش‌شانسی با گروه سازنده همراه بود. آن سکانس هنوز فیلم‌برداری نشده بود.

در نتیجه، آن‌ها تصمیم گرفتند دکوپاژ فیلم را تغییر دهند و صحنه قتل را طوری طراحی کنند که مک‌کلین فقط صدای شلیک را بشنود و هرگز چهره گروبر را نبیند. به همین سادگی، یکی از بهترین سکانس‌های تاریخ سینمای اکشن متولد شد.

آلن ریکمن چگونه این صحنه را بازی کرد؟

صحنه‌ای از فیلم جان‌سخت

اجرای ریکمن در این سکانس فقط به تغییر لهجه محدود نمی‌شود. او باید ظرف چند ثانیه از مردی مقتدر و حسابگر به گروگانی وحشت‌زده تبدیل می‌شد؛ تغییری که اگر حتی ذره‌ای اغراق‌آمیز از آب درمی‌آمد، کل سکانس باورپذیری خود را از دست می‌داد. جالب‌تر اینکه هنگام فیلم‌برداری، ریکمن از ناحیه زانو آسیب دیده بود. به همین دلیل، تمام گفت‌وگویش با بروس ویلیس را عملا روی یک پا بازی کرد و پای آسیب‌دیده را بیرون از قاب دوربین نگه داشت. جان مک‌تیرنان هم برای تقویت حس ناامنی و فریب، دوربین را با زاویه هلندی فیلم‌برداری کرد؛ تکنیکی که ناخودآگاه به مخاطب القا می‌کند همه چیز آن‌طور که به نظر می‌رسد، نیست.

50 فیلم اکشن بروس ویلیس از بدترین تا بهترین

چرا این سکانس هنوز هم مثال‌زدنی است؟

صحنه‌ای از فیلم جان‌سخت

آنچه این صحنه را ماندگار کرده، فقط بازی درخشان آلن ریکمن نیست؛ بلکه انعطاف گروه سازنده در برابر یک ایده ناگهانی است. آن‌ها حاضر شدند برنامه فیلم‌برداری را تغییر دهند، دکوپاژ را از نو طراحی کنند و حتی یکی از سکانس‌های مهم فیلم را بازنویسی کنند تا از فرصتی که به طور اتفاقی به وجود آمده بود، بهترین استفاده را ببرند.

نتیجه این تصمیم، خلق یکی از ماندگارترین شخصیت‌های منفی تاریخ سینما بود. هانس گروبر دیگر صرفا یک تروریست یا خلافکار نبود؛ او باهوش، کاریزماتیک، آرام، چند قدم جلوتر از دیگران و مهم‌تر از همه، انسانی باورپذیر بود. شخصیتی که بعدها الهام‌بخش بسیاری از شرورهای مشهور سینمای اکشن شد.

۳ درس مهم فیلم‌نامه‌نویسی که «روانی» آلفرد هیچکاک به نویسندگان می‌آموزد

شاید مهم‌ترین درس این ماجرا همین باشد؛ گاهی بهترین ایده‌ها نه هنگام نوشتن نسخه اولیه فیلم‌نامه، بلکه در دل فرایند تولید و با ذهنی باز و انعطاف‌پذیر شکل می‌گیرند. جان‌سخت نمونه‌ای درخشان از این واقعیت است؛ فیلمی که نشان داد یک تصمیم چند دقیقه‌ای می‌تواند تاریخ یک ژانر را برای همیشه تغییر دهد.

منبع: No Film School

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X