نقد و بررسی «گاد آو وار: پسران اسپارت»؛ کریتوس جوان و جویای نام!
در استیت آو پلی بامداد جمعهی پلیاستیشن شاهد رونمایی از بازیای بودیم که خیلی وقت بود زمزمهی ساختش پیچیده بود و همه منتظر نمایش آن نشسته بودیم، ولی نه انتشار ناگهانی (یا به اصطلاح «شدو دراپ» شدن) این بازی: خدای جنگ دو بعدی مترویدوانیا به نام «پسران اسپارت» (God of War: Sons of Sparta) ساختهی استودیو ناشناختهی «مگا کتز» (Mega Cats) با هدایت و سناریوی شخص استودیوی سانتامونیکا سازنده اصلی بازی خدای جنگ.
در کنار نمایش و انتشار این بازی «تیسی کارسون» (TC Carson)، بازیگر اوجی کریتوس در سهگانه یونان هم با ویدیویی که معلوم بود از بازگشت به نقش کریتوس عشق کرده، خبر ساخت بازسازی سهگانهی یونان خدای جنگ را هم داد که معلوم هم نیست کی منتشر میشود. همه این رونماییها و شدو دراپ کردنها به این سوال پاسخ نداد که خود «کوری بالروگ» (کارگردان گاد آو وار ۲ و گاد آور وار ۲۰۱۸ و تهیهکننده رگناروک) کجاست؟ چرا سالهاست از او بیخبریم؟ دقیقا مشغول ساخت چه بازی است؟ گاد آو وار مصر یا اینکا و آزتک یا یک بازی جدید علمی-تخیلی؟ که اگر آخری درست باشد هر دو پسران اعجوبه پلیاستیشن (کوری بالروگ و نیل دراکمن) جای دنباله مجموعههای محبوبشان در حال ساخت بازیهای حماسی فضایی هستند.
به بازی کریتوس جوان برگردیم. فرق اصلی این بازی با بازیهای دیگر این مجموعه دو بعدی و مترویدوانیا بودن آن است. علت این قضیه هم بیش از هرچیز علاقهی استودیو سازنده به ساخت یک بازی گاد آو وار در این قالب است و نه چیز دیگر.

بازی مترویدوانیا چجور بازی است؟ این مدل طراحی بازی که نامش را از سری متروید کلاسیک نینتندو و مجموعهی کسلوانیا دارد به بازیهایی گفته میشود که گیمپلی غیرخطی ولی هدایتشدهای دارند که در آنها برای باز شدن نقاط جدید نقشه، نیاز به کلید، آیتم، قدرت یا راهگشای دیگری دارند که باید از جای دیگری از نقشه که معمولا دور هم هست و با زدن یک غول نه چندان راحت به دست میآید، دنبال آن را گرفت.
حالا این بازی جدید گاد آو وار هم کمی تا قسمتی ادعای مترویدوانیا بودن را دارد، ولی متاسفانه یا خوشبختانه کاملا مترویدوانیا نیست بیشتر یک بازی اکشن ماجراجویی است. «پسران اسپارت» امکان انتخاب درجه سختی دارد و با مرگ کریتوس به جای بازگشتن به نقطهی ذخیره، بازی از همان جایی که مرده باشیم ادامه پیدا میکند و بهطور کلی هم بسیار راحتتر از مترویدوانیاهاست. با این حال «پسران اسپارت» همان ساختمان نقشهی غیر خطی بازیهای مترویدوانیا را دارد. باید متذکر هم بشویم که این بازیها جهانباز نیستند، بلکه بیشتر شبیه یک هزارتو میمانند.

شکل و شمایل و زیباییشناسی «پسران اسپارت» هم ما را بسیار یاد بازی معروف دیگر این سبک یعنی بازی Blasphemous (کفرآمیز) میاندازد که آن هم طراحی و نقاشی دستی دارد و توسط استودیوی کاردرست و اسپانیایی «گیم کیچن» ساخته شده است. «بلسفمس» فضای گوتیک مسیحی داشت و «پسران اسپارت» هم فضای اساطیری-هلنی دارد و وقایع آن دورهی جوانی کریتوس را دربرمیگیرد که همراه برادرش «دیموس» در آکادمی نظامی دولت-شهر اسپارت که در طول تاریخ نماد نظامیگری بوده است، در حال آموزش دیدن هستند که چون سر پر باد و ماجراجویی دارند، درگیر اتفاقاتی میشوند.
نکتهی جالب اینجاست که کریتوس هنوز با آن روی سکهی خدایان المپ مواجه نشده است و مثل مردمان دیگر یونان زیر سایهی المپ و لطف و مرحمت خدایان روزگار میگذراند. بازی حتی از نعمات آنان در گیمپلی هم استفاده میکند که در این بازی خدایان خود دادهاند و در بازیهای دیگر کریتوس به زور گرفته است. حالا که صحبت از بازیهای دیگر خدای جنگ شد باید به شباهتهای پسران اسپارت با بازیهای دیگر مجموعه هم اشاره کنیم که در سطح و نوستالژی مانده است، تا اینکه در گیمپلی تنیده شود. مثلا رابط کاربری و سیستم ارتقا و یادگیری عین دوگانهی نورس و صندوقچهها و گویهای سرخفام از سهگانهی یونان است.

روی هم رفته با بازی خوبی مواجه هستیم که اتمسفر قصههای نوجوانان را دارد و فضایی میسازد که مارا به دنیای اساطیر یونان میبرد. مخصوصا اینکه سونی هم یهویی آن را در سفرهی مردمان انداخت، مثل خدایان المپ که ملعبه به مردمان داده باشد تا سرشان گرم شود و نپرسند که گاد آو وار اصلی کجاست و کوری بالروگ بالاخره کی روی صحنه میآید تا برای ما بازیاش کند و تاریخ انتشارش را بگوید.
پس حالا به همین بازی پیکسلی که حداقل نام خدای جنگ را بردوش نحیف کریتوس جوان گذاشته بسنده میکنیم، تا ببینیم کوری بالروگ کجاست.
- نوستالژی بازی با کریتوس یونانی و صداپیشگی تی سی کارسن
- ماجراجویی دستی کشیده شده و سرگرمکننده
- انحصاری بودن و دهنکجی به رقبای پلیاستیشن (به یاد جنگهای کنسولی)
- سادگی نسبی آن شاید به مذاق مترویدوانیابازان کهنهکار خوش نیاید
- داستان لطیفتر نسبت به بازیهای قبلی مخصوصا مجموعه یونان که به آن تعلق دارد (به دیوید جفی کمی حق میدهیم)
- قیمت سی دلاری برای ما



