۹ ارجاع مجموعه «هری پاتر» به واقعیت‌های تاریخی

۱۸ تیر ۱۴۰۱ | ۱۴:۰۰ ۱۸ تیر ۱۴۰۱ زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۵ دقیقه
ارجاعات تاریخی هری پاتر

اگرچه فیلم «جانوران شگفت‌انگیز: اسرار دامبلدور» از نظر منتقدان فیلم بی‌نظیری نیست اما هواداران مجموعه‌ی هری پاتر همچنان از انتشار این فیلم خوشحال و هیجان‌زده‌اند. این هیجان‌زدگی از امتیاز بالای فیلم در بخش آرای مخاطبین سایت راتن‌ تومیتوز مشهود است. دنیای جادویی و رمزآلودی که جی. کی. رولینگ آفریده، هرگز در سرگرم‌کردن مخاطبانش شکست نمی‌خورد، شاید به این دلیل که رولینگ سهم قابل‌توجهی از شخصیت‌ها و طرح‌های داستانی‌اش را با الهام‌گرفتن از تاریخ خلق کرده است.

تمام درس‌های زندگی‌ که درباره‌ی شجاعت، وفاداری، دوستی، اعتماد و اتحاد در داستان‌های هری پاتر سر داده می‌شوند، مانند نوک کوه یخ‌اند؛ کوهی که بخش بزرگ‌ترش زیر آب پنهان مانده. همانطور که اشاره شد رولینگ بخش بزرگی از شخصیت‌های داستانی‌اش را با الهام‌ از فرهنگ و تاریخ خلق کرده است. تعدد ارجاعات تاریخی و وام‌گیری از فرهنگ‌های مختلف آن‌قدر در رمان‌ها و فیلم‌های هری پاتر زیادند که اگر همگی‌شان یک جا جمع شوند، به تنهایی می‌توانند یک رمان مستقل و کامل بسازند. چیزی که هری پاتر را به روایتی تأثیرگذار و جهان‌شمول تبدیل می‌کند، لایه‌های متعدد و نامحدودی‌ست که نویسنده در بطن اثرش جای داده تا مخاطبان همیشه چیز تازه‌ای برای آموختن از آن داشته‌ باشند.

در این مطلب ۹ مورد از استفاده‌های جی. کی. رولینگ از گنجینه‌ی تاریخ و فرهنگ را معرفی و بررسی می‌کنیم.

۹) نیکولاس فلامل یک کاتب و کیمیاگر واقعی بوده

نیکولاس فلامل

نیکولاس فلامل یک مرد واقعی فرانسوی‌ست و مربوط به یک اسطوره‌ی قرن ۱۷امی است. او که در شهرش به کتاب‌داری مشغول بوده و با نوشتن نسخه‌های خطی کتاب‌های قدیمی، زندگی ساده‌ای را می‌گذرانده، مورد شک هم‌شهری‌هایش قرار گرفته بوده. مردم شهر تصور می‌کردند که این پیرمرد مرموز مشغول به کیمیاگری‌ست و به سنگ جادو یا همان سنگ جاودانگی دست پیدا کرده.

نخستین بار در فیلم «هری پاتر و سنگ جادو» به نیکولاس فلامل اشاره می‌شود و از او به عنوان یکی از دوستان دامبلدور یاد می‌شود. سنگ جاودانگی او یک میراث حفاظت‌شده است که باید از دست ولدمورت دور نگه داشته‌شود. فلامل برای بار دوم، در فیلم «جانوران شگفت‌انگیز: جنایات گریمولد» ظاهر می‌شود و این‌بار خودش هم در فیلم حضور دارد و نقش مهمی ایفا می‌کند.

۸) ولدمورت یا ادیپ؟

لرد ولدمورت

ولدمورت در سراسر کتاب‌ها و فیلم‌های هری پاتر، دیالوگ‌ها و روایت‌هایی را می‌گفت که نشان‌دهنده‌ی گذشته‌ی تلخ و وحشتناکی بودند که او از سر گذرانده بود. همچنین می‌دانیم که او در سن کم پدر خود را به‌خاطر ماگل‌بودن کشته بود و خود را یک «ارباب» خوانده بود. به‌نظر می‌رسد که جی. کی. رولینگ اینجا استفاده‌های ظریفی از اسطوره‌ی «ادیپ» کرده.

ادیپ هم درست مانند تام ریدل جوان، پدرش را به‌قتل رساند و صاحب تمام امپراطوری تحت‌فرمان او شد. البته رابطه‌ی تام ریدل و مادرش دقیقاً مشابه رابطه‌ی ادیپ و مادرش نبود. اما همین پیوند ظریف میان داستان ادیپ و ولدمورت، نشان می‌دهد که ولدمورت هم در انتها محکوم به شکست و پذیرش تقدیرش است.

۷- کوییرل در رم باستان

پروفسور کوییرل

پروفسور کوییرل در «هری پاتر و سنگ جادو» به‌عنوان یک خدمت‌گذار وفادار برای ولدمورت ایفای نقش کرد. او هم از نظر خلق‌وخوی متناقض با اهدافش و هم از این نظر که توانست ارباب تاریکی را در پشت سر خود جای دهد، یک شخصیت دوچهره محسوب می‌شود. توانایی کوییرل در سوءاستفاده از دیگران و پنهان‌کردن خواسته‌ها و شخصیت واقعی‌اش، ماهیت واقعی او را آشکار کرد.

شخصیت او اشاره به یک خدای رومی به نام «یانوس کویرینوس» دارد که به داشتن ۲ چهره مشهور بود. یانوس فریب‌کار، به‌عنوان خدای درها و آغازها شناخته می‌شود. او هم مانند پروفسور کوییریل داستان هری پاتر، اغلب اوقات مردم را برای رسیدن به اهداف شخصی خودش گمراه می‌کند.

۶) سیبیل تریلانی و پیشگوهای باستانی

سیبیل تریلانی

پروفسور تریلانی به‌عنوان یک شخصیت با مهارت‌های اجتماعی پایین و پیشگویی‌های وحشتناکش در مجموعه‌ی «هری پاتر» شناخته می‌شود. «سیبیل» بخشی از یک کلمه‌ی یونانی به معنای پیامبر است و از همان ابتدا، نشان از قدرت بالای این شخصیت می‌دهد.

در کتاب‌های هری پاتر ذکر شده که مادربزرگ سیبیل، کاساندرا تریلانی نام داشته و یک غیب‌گو بوده. این نیز احتمالاً اشاره به اسطوره‌ی یونانی «کاساندرا» دارد. کاساندرا هم مانند پروفسور تریلانی داستان هری پاتر، بابت چیزهایی که می‌گفته مورد غضب مردمان زمانه‌اش واقع شده.

۵) ققنوس دامبلدور، فاوکس، از روی «گای فاوکس» نام‌گذاری شده

فاوکس ققنوس

یکی دیگر از ارجاعات تاریخی در داستان‌های «هری پاتر»، ارجاع به گای فاوکس، قهرمان بریتانیایی است. از ویژگی‌های فاوکس در داستان‌های هری پاتر، داشتن اشک شفا‌بخش، قدرت فوق‌العاده و توانایی زاده‌شدن مجدد از خاکستر خودش است. هم‌نام او، «گای فاوکس» هم پیوندی با آتش دارد. چرا که تعطیلات «شب آتش‌سوزی» در بریتانیا، از گای فاوکس الهام گرفته شده‌است. گای فاوکس که می‌خواست به حاکمیت پروتستان بر بریتانیا پایان بخشد، در ساختمان پارلمان انگلستان بمب‌گذاری کرد تا پارلمان را به همراه پادشاه و نمایندگان داخلش نابود کند. ققنوس هری پاتر هم مانند «شب آتش‌سوزی»، نماد تولد دوباره است. البته با این تفاوت که ققنوس هری پاتر نسبت به گای فاوکس رویکرد صلح‌آمیزتری دارد.

۴) گرگینه‌ها

لوپین

ریموس لوپین که یکی از شخصیت‌های محبوب هری پاتر در میان هواداران مجموعه است، هم‌نام یکی از شخصیت‌های اساطیری یونان است که توسط یک گرگینه بزرگ شده. شخصیت او با روایت مصیبت‌هایی که او به‌خاطر گرگینه‌بودن به آن ها دچار شده معرفی و تعریف می‌شود.

فنریر گری‌بک یکی دیگر از گرگینه‌های این مجموعه است که همراه با نام و سیمای خود، وحشت و ترس را منتقل می‌کند. نام او اشاره به اسطوره‌ی نورس، به نام فنریر دارد که یک گرگ غول‌پیکر است. فنریر هم مانند گرگینه‌ی مجموعه‌ی هری پاتر نماد شر است و بی گناهان را شکار می‌کند.

۳) هم‌نام خشک‌شده‌ی هرمیون

هرمیون

هرمیون نام منحصربه‌فرد و بسیار نادری است که توسط شکسپیر و در نمایشنامه‌ی «حکایت زمستان» هم استفاده شده. ملکه هرمیون در آن نمایشنامه به ناگاه از دل مجسمه‌ی سنگی‌ای زنده می‌شود برای یادبود او ساخته شده‌بوده. در این داستان عشق و فداکاری، ملکه هرمیون نهایتاً به نزد کسانی که بیشتر از همه دوستشان می‌داشته باز گردانده می‌شود.

مشابه این اتفاق برای هرمیون گرنجر هم رخ می‌دهد. در «هری پاتر و تالار اسرار»، او به‌سبب مواجهه با باسلیسیک خشک می‌شود و پس از تلاش‌ها و فداکاری‌های عزیزانش، به شکل معجزه‌آسایی در سلامت کامل به زندگی برمی‌گردد؛ درست مانند هم‌نام خود در نمایشنامه‌ی شکسپیر.

۲- محاکمات جادوگری در سیلم

محاکمه‌ی جادوگران سیلم

یکی از مسائلی که در فیلم «جانوران شگفت‌انگیز و زیست‌گاه‌های آن‌ها نیز میان کشیده می‌شود، تبعیضی‌ست که ماگل‌ها بر جادوگران روا می‌داشتند. یکی از نمونه‌های این تبعیض‌ها در دنیای واقعی، محاکمات جادوگران در شهر سیلم آمریکا است که طی آن، ۲۵ نفر به جرم ادعای جادوگری کشته شدند.

سابقه‌ی تاریخی مقابله‌ی انسان‌ها با جادوگری یا هر چیز ماورایی که قادر به درک آن نبودند، به ماموریت‌های بسیاری در «جانوران شگفت‌انگیز» دامن زد. این مقابله‌ها نسبت به جادوگری در جهان هری پاتر هم نمود پیدا کرد و باعث شد که بسیاری از خانواده‌های جادوگری از پذیرش دنیای جدید خودداری کنند و به آن نپیوندند.

۱-خواهران بلک و خواهران میتفورد

نارسیسا و بلاتریکس

خواهران بلک، صرف‌نظر از پیچیدگی و شرارتی که داشتند، به‌خاطر وفاداری بی‌قیدوشرطی که به عزیزانشان داشتند بدنام بودند. در اصل تمام خانواده‌ی بلک‌ها، به‌استثنای سیریوس و ریگولوس و آندرومدا، به‌خاطر استفاده از جادوی سیاه و داشتن دیدگاه‌های تعصب‌آمیز نسبت به مردم و ماگل‌ها، بدنام بودند.

ایده‌ی شخصیت‌های نارسیسا و بلاتریکس، ممکن است از خواهران میتفورد گرفته شده باشد. خواهران میتفورد از فداییان حزب نازی بودند. آن‌ها تمام داشته‌هایشان را فدا کردند تا زندگی جدیدی در قامت نازی‌های قسم‌خورده آغاز کنند. بلاتریکس به‌طور مشخص قابل قیاس با «یونیتی میتفورد» است که دلباخته‌ی هیتلر بود.

منبع: ScreenRant

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

یک دیدگاه
  1. Avatar Sabity

    از ارجاعات صریح که در این مطالب نبود ارجاع به کشته شدن یهودی ها بود که مادر و پدر هری پاتر در اتفاق کشته میشوند
    کلا کتاب و فیلم هری پاتر برای یهودیان ساخته شده و این در بسیاری از بخش های هری پاتر دیده میشه بخصوص زمانی که میگن دورگه وقتی درمورد یهود بخونید متوجه میشید که نسل آنها از طرف زن ادامه پیدا می کنه و اونها علاقه ای ندارند با غیر یهودی ازدواج کنند مگر برای منافع یهود مثل مادر ادواردو آنییلی که با پدر ادواردو ازدواج کرد چون ثروت زیادی که داشت

    درکنار همه اینها این را بگویم که منظور از این یهودیانی که در این فیلم وکتاب و در گفته من آمده آنهایی هستند که در اسرائیل زندگی میکنند