«ال توپو» آلخاندرو خودروفسکی چگونه الهام بخش «متال گیر سالید» بود؟
این روزها، اگر حال و حوصلهی دیدن چیزی را ندارید، پیشنهاد میکنیم سراغ تماشای دوبارهی فیلمها و سریالهای مورد علاقهی خود بروید؛ مخصوصا آنهایی که شاید سالهاست دوباره سراغشان نرفتهاید. احتمالا میبینید که تجربهی دوبارهی آنها، این بار با دانشی گستردهتر و حتی شاید جهانبینی تازه از سمت خودتان، بسیار متفاوت از گذشته خواهد بود. چند روز پیش پس از سالیان، بهترین ساختهی «آلخاندرو خودروفسکی» یعنی «ال توپو» را دوباره میدیدم و میانههای آن، یاد جملهای قدیمی از هیدئو کوجیما افتادم؛ مصاحبهای که او طی آن در توصیف متال گیر سالید، بازی خود را الهامگرفته از ال توپو معرفی کرده بود. نهتنها بهراحتی میتوان چگونگی الهام بخشی ال توپو را در متال گیر سالید ریشهیابی کرد، بلکه میتوان تاثیر آن را چه مستقیم و چه غیر مستقیم در دیگر بازیها هم دید.
«ال توپو»، فیلم سورئال و عجیب و غریب آلخاندرو خودروفسکی، بیش از هر چیز وابسته به نمادگرایی قدرتمندی است که صحنه به صحنهی آن را همراهی میکند، اما همهی نمادگراییها و ارجاعات مختلف به جای خود، آنچه امروز میخواهیم در ال توپو جستوجو کنیم، ساختار ویدیوگیم-مانند آن است. ال توپو از نظر ساختاری بهشدت شبیه یک بازی ویدیویی است؛ اتفاقی که برای یک فیلم ناشناخته ساختهی ۱۹۷۰ مکزیک، فیلمی که تازه ده پانزده سال است روی دیویدی عرضه شده، مثل خود فیلم بسیار غریب به نظر میرسد.

داستان «ال توپو» دربارهی هفتتیرکشی به همین نام است، که پس از مشاهدهی قتل عام تعدادی روستایی بیگناه، دنبال مسوول آن میگردد و «کلنل» و افرادش را به شکلی تحقیرآمیز میکشد. ال توپو سپس با بردهی کلنل که معشوقهی او هم بود، فرار میکند. پس اینکه ال توپو به شکلی پیامبرگونه و با قدرت ایمان، از داخل سنگ آب بیرون میآورد و از میان پاهای زن، غذا، از این زن ماموریتی میگیرد: چهار هفتتیرکش افسانهای در گوشه گوشهی صحرا مخفی شدهاند و اگر ال توپو عشق زن را میخواهد، باید این چهار هفتتیرکش افسانهای را شکست دهد. دقیقا از همین نقطه به بعد، ساختار ویدیوگیمی ال توپو نمایان میشود.

ال توپو پیش از هر چیز، باید این چهار هفتتیرکش را پیدا کند، آن هم در ساختاری که بیشباهت به نقشهی جهانباز «سایهی کلوسوس» یا قدیمیتر از آن «افسانهی زلدا» و تلاش برای پیدا کردن غولآخرها در آن نیست. گفتیم غولآخر، چون دقیقا هر کدام از این هفتتیرکشهای افسانهای، عینا یک غولآخر هستند که ال توپو باید راه شکست دادن آنها را پیدا کند.
تا همین جای کار هم بهخوبی جریان متال گیر سالید را توصیف کردهایم، اما وقتی ال توپو به خود غولآخرها میرسد، دیگر میتوانید بهوضوح تاثیر ال توپو را روی هیدئو کوجیما و متال گیر سالید ببینید.

هر کدام از هفتتیرکشهای افسانهای ال توپو، درست مثل تک تک غولآخرهای متال گیر سالید، پیش از آغاز مبارزه مقابل ال توپو مینشینند و از قدرتهای خود و همچنین فلسفههای خود میگویند. ال توپو و «سالید اسنیک» هر دو پیش از آغاز مبارزه حتی جرئهای از قدرتهای غولآخر را میبینند، هر بار با دشمنی که شکستناپذیر بهنظر میآید روبرو میشوند و حالا باید به دنبال راهی بگردند تا او را شکست دهند.
هفتتیرکشهای افسانهای ال توپو حتی بسیار شبیه به غولآخرهای متال گیر سالید هستند. یکی بدنش در مقابل تیرهای تفنگ مصون است، دیگری آن قدر در تیراندازی مهارت دارد که میتواند سرعت و مسیر گلوله را کنترل کند، یک هفتتیرکش دیگر با حیوانات دوست است و نهایتا هم آخرین هفتتیرکش پیرمردی است که منتظر آخرین نبردش نشسته و حتی ال توپو او را نمیکشد و خودش به دست خودش زندگیاش را تمام میکند. اگر متال گیر سالید بازی کرده باشید، میتوانید خیلی راحت قدرتهای ماورایی این هفتتیرکشها را در غولآخرهایی مثل «ومپ»، «آسلات»، «وولف» و «پایان» (The End) ببینید.

حتی جملاتی که هفتتیرکشهای افسانهای دربارهی قدرتها و باورهای خود میگویند هم کاملا شبیه به جملات غولآخرهای متال گیر سالید هستند.
هیدئو کوجیما طی مصاحبهای در یکی از نمایشگاههای E3 سالهای ۲۰۰۰ (که این روزها نمیتوانیم سال دقیقش را در بیاوریم)، مشخصا گفته بود که فیلم ال توپو در طراحی غولآخرها و اینکه آنها قبل از مبارزه از عقاید خود برای اسنیک میگویند، تاثیرگذار بوده است.
نکتهی جالبتر حتی اینجاست: اینکه نسخهای (مطمئنا کپی شده و تقلبی) از فیلم ال توپو سالها قبل از اینکه بخواهد رسما عرضه شود، به دست هیدئو کوجیما رسیده است که او بخواهد آن را ببینید و این اتفاق بخواهد روی متال گیر سالید سال ۱۹۹۸ تاثیری به این بزرگی داشته باشد. در نظر داشته باشید که در آن زمان نه اینترنتی وجود داشته و نه دیسکی، و احتمالا از یک نوار کاست ویدیو صحبت میکنیم که بین جماعتی در ژاپن دست به دست میشده است.
و در نکتهی آخر، میتوانیم بگوییم که احتمالا آن نوار کاست به دست «گوییچی سودا» (اتفاقا از دوستان کوجیما) هم رسیده بوده است، که او حتی واضحتر از هیدئو کوجیما بازی وسترن «بدون قهرمانی دیگر» (No More Heroes) را با الهام از ال توپو و دربارهی یک قاتل میسازد؛ قاتلی که در گوشه گوشهی شهری بیابانی، تعدادی غولآخر با قدرتهای عجیب و غریب را یکی پس از دیگری از پای در میآورد.




رضا به تو خوشه دلم
این مطلب ات درخشان بود.شاید جز بهترین مطالبی بود که من تو یکسال اخیر خواندم
رضا منبع هم داره بنویس زیرش
تالیفیه مطلب. منبع نداریم الان برادر من توی بیاینترنتی. نشستیم با دانش خودمون از خودمون تراوش میکنیم. (بهوضوح نخوندی مقاله رو کامل. که توش نوشتم ریشه این ایده یه مصاحبهایه از هیدئو کوجیما توی یه سالی که یادم نیست و الان هم نمیشه گوگل کرد.)
آهان راست میگی حواسم نیست اینترنت قطع است. آخه چون قبلا بچه های دیجی مگ مقاله زیاد ترجمه میکردن گفتم اونم حتما بر اساس اونه آخه قبلا شما زیاد اهل نوشتن مقاله نبودی بیشتر خبر معمولی میزاشتی
چرا مقاله رو کامل خوندم تا آخرش اتفاقا جز بهترین مقاله هایی بود که تا حالا نوشتی فکر کنم بهترین مقاله ات بود
مرسی که تو این شرایط می نویسید سپاس از شما
خواهشا ادامه بدید شما و آقای میرزایی از نویسندگان مورد علاقه ی من هستید
دم شما گرم واقعا که میخونین و دنبال میکنین.
امیرحسین ما دنبال میکنیم ولی اینم در نظر بگیرید مطالب طولانی ننویسید اگه،طولانی شد چند بخش کنید الان کشی حوصله ندازه مطلب ۲۰ دقیقه ای بخونه
من مطالب یونس،بهرامی تازه فهمیدم چه جواهری هست ترجمه هاش ولی خوب طولانیه هر کسی نمیخونه ولی شاهکاره اون ترجمه ها و مطالب من خیلی چیزها یاد گرفتم
خیلی ها دیجی کالا مگ نمیشناختند من خودم اینجا رو کشف کردم با مطالب فربد اذسن بعد من خودم اینجا رو تبلیغ کردم برای بچه های گیمفا
رصا قبلا مقاله ترجمه نمیکرد سابقه اش زیاده تو دیجی مگ ۶ سال قبل هم بوده ولی گزیده کار کاملا مطالبش اکثرا اخبار معمولی بوده و ۳ صفحه بیشتر نبوده کل مطالبش،تو دیجی مگ یک کسایی مثل خانم مهناز یا نگار در مدت کوتاه مطالب زیاد و با ارزشی تجربه کردن