چرا «مرد عنکبوتی: روز کاملاً جدید» باید از بازیهای اسپایدرمن درس بگیرد؟
فیلم Spider-Man: Brand New Day روی پرده سینماها رفته و رکوردهای زیادی را شکسته و خوشبختانه فیلم هم خوب از آب درآمده است. پس از سهگانه فیلمهای تام هالند که عمدا مسیر متفاوتی نسبت به چیزی که طرفداران از اقتباسهای قبلی این شخصیت انتظار داشتند در پیش گرفت و واکنشهای نسبتا خوبی هم دریافت کرد، Brand New Day این نسخه از پیتر پارکر را به داستانی بسیار آشناتر برمیگرداند.
در جدیدترین فیلم، قهرمان داستان کاملا وقف مبارزه با جرم و جنایت شده و دیگر زمانی برای زندگی شخصی خود ندارد. او برای متوقف کردن شخصیت شرور داستان مجبور است با وجدان اخلاقی خودش دست و پنجه نرم کند و در عین حال همچنان قهرمان باقی بماند؛ همچنین در آپارتمانی فرسوده در منهتن زندگی میکند که احتمالا اجاره آن همچنان چند هزار دلار در ماه است. با این حال، یکی از بزرگترین نقاط قوت فیلم، اگر پس از تماشای آن دوباره سراغ بازیهای Marvel’s Spider-Man ساختهی استودیو اینسامنیاک گیمز (Insomniac Games) بروید، همزمان به یکی از نقاط ضعف آن تبدیل میشود.
با وجود تمام تلاشهای Brand New Day برای بازگرداندن مرد عنکبوتی به ریشههایش و دور کردن او از ارتباطاتش با دنیای سینمایی مارول، این فیلم همچنان کاملا بخشی از MCU است. مارک رافلو (Mark Ruffalo) در نقش هالک دوباره به این فیلمها بازمیگردد و جان برنتال (Jon Bernthal) در قالب نقش پانیشر بالاخره اولین حضور خود را روی پرده سینما تجربه میکند. همچنین با نسخه جدیدی از یکی از شخصیتهای محبوب کمیکهای مارول روبهرو میشویم که در نهایت به شرور اصلی فیلم تبدیل میشود.
حضور این شخصیتها را میتوان یکی از بزرگترین نقاط قوت فیلم دانست چرا که حضور آنها طبیعی و معنادار به نظر میرسد و صرفا برای برآورده کردن تعهدات قراردادی یا فیلمبرداری آنها مقابل پرده سبز و قرار دادنشان در صحنههای از پیش ساختهشده نیست. تعامل آنها با پیتر، چه در قالب شخصیت واقعی خودش و چه در نقش هویت ابرقهرمانیاش، به تقویت داستان مرد عنکبوتی کمک میکند و در عین حال، درسهای ارزشمندی به خود این شخصیتها میدهد.

با این حال، حضور تمام این شخصیتهای دیگر، زمینه را برای برخی انتقادها نیز فراهم میکند. داستانی که کارگردان فیلم، دستین دنیل کرتون (Destin Daniel Cretton) و تیمش با شخصیت شرور مرموز فیلم روایت کردهاند کیفیت کافی را دارد اما اگر این نقش واقعا به یکی از اعضای فهرست شخصیتهای شرور مرد عنکبوتی سپرده میشد، داستان میتوانست بسیار بهتر از این عمل کند. در اوایل مراحل تولید فیلم، شایعات زیادی مطرح شده بود که داستان Brand New Day شامل مستر نگتیو، هویت شرورانه مارتین لی، خواهد بود. مارتین لی در کنار فعالیتهای خلافکارانه خود، در اداره یک خیریه برای افراد بیخانمان به نام .F.E.A.S.T نیز نقش دارد. جدا از ارتباط سادهای که از طریق معرفی مستر نگتیو در خط داستانی Brand New Day از کمیکهای مرد عنکبوتی وجود دارد، نکته دیگری هم هست و آن این است که شرور فیلم میتواند ذهن افراد دیگر را تحت کنترل خود درآورد.
مستر نگتیو نمیتواند مستقیما کنترل دیگران را به دست بگیرد، اما توانایی متقاعد کردن آنها برای انجام خواستههایش را دارد و با کمی تغییر در فیلمنامه، بهراحتی میتوانست نقش آنتاگونیست فیلم را بر عهده بگیرد، در حالی که بسیاری از عناصر دیگر داستان نیز حفظ میشدند. در عوض، فیلم شخصیتی را در این نقش قرار داده که قرار است از دنیای پیتر خارج شود و در ادامه به پایهای برای بخش دیگری از MCU تبدیل شود. به همین دلیل، Brand New Day در نهایت با اشتباهاتی مشابه آنچه در سهگانه اول تام هالند شاهد بودیم، خدشهدار میشود. در طول چهار فیلم، شخصیتهای زیادی وارد دنیای پیتر شدهاند و از آن خارج شدهاند. برخی شخصیتها به دلیل پروژههای دیگر MCU از داستان او فاصله گرفتهاند و برخی دیگر نیز در نتیجه اتفاقات داستانی کنار گذاشته شدهاند؛ اتفاقاتی که بعضی از آنها حتی خارج از فیلمهای مرد عنکبوتی رخ دادهاند. با این حال، یکی از جذابیتهای اصلی شخصیت اسپایدرمن، ارتباط تنگاتنگ میان شبکه متحدان و دشمنان اوست. این موضوع در بازیهای ساخته اینسامنیاک گیمز به شکلی فوقالعاده به نمایش گذاشته شده است.
مارتین لی در هر دو بازی اسپایدرمن 1 و 2 نقش مهمی دارد. در بازی اول، اقدامات او در نقش مستر نگتیو باعث مرگ پدر مایلز مورالز در میانه داستان میشود. مایلز که در بازی خودش به یک مرد عنکبوتی دیگر تبدیل میشود و در اسپایدرمن 2 نیز یکی از شخصیتهای اصلی است، در اواخر این بازی یکی از بهترین لحظات هر سه اثر مجموعه را هنگام رویارویی با لی تجربه میکند. لی که تلاش دارد به خاطر جنایات گذشتهاش توبه کند، با مایلز متحد میشود تا جان پیتر را نجات دهند. وقتی به نظر میرسد لی برای انجام این کار مجبور است خودش را قربانی کند، مایلز تصمیم میگیرد با وجود احساسات متناقضی که دارد، تلاش کند با این شرور سابق کنار بیاید. مایلز میگوید: «من تو را نمیبخشم. چنین چیزی در وجود من نیست. اما دیگر نمیتوانم این نفرت را با خودم حمل کنم، رفیق. پس بیا همه چیز را درست کنیم.» این تنها یکی از لحظات قدرتمند در بازیهای اینسامنیاک است و قدرت چنین لحظاتی از جهانسازی فوقالعاده این مجموعه سرچشمه میگیرد.

در Brand New Day، نگاهی اجمالی به لیست دشمنان مرد عنکبوتی داریم. فیلم با یک مونتاژ ابتدایی از ماجراهای این ابرقهرمان پس از اتفاقات فیلم No Way Home محصول ۲۰۲۱ آغاز میشود. با این حال، تنها شروری که واقعا زمان قابل توجهی روی پرده دارد، اسکورپیون است. مک گارگان با بازی مایکل ماندو (Michael Mando) که در نخستین فیلم تام هالند، یعنی Homecoming، حضوری کوتاه داشت، بالاخره به عنوان یک ابرشرور تمامعیار بازمیگردد. با این حال، گارگان با وجود اینکه یکی از دشمنان کلاسیک مرد عنکبوتی است و پیش از این نیز در MCU معرفی شده، در Brand New Day چیزی بیشتر از یک عروسک خیمهشببازی تحت کنترل باقی نمیماند.
در کمیکها و همچنین دیگر اقتباسهای این شخصیت، گارگان در نتیجه آزمایشی که هزینه آن توسط جی. جونا جیمسون (J. Jonah Jameson)، سردبیر روزنامه دیلی بیوگل که به شدت از مرد عنکبوتی متنفر است، تامین شده، به اسکورپیون تبدیل میشود. این فرایند ذهن گارگان را دچار تغییر میکند و لباس اسکورپیون نیز به شکلی دائمی به بدن او متصل میشود. به همین دلیل، این شرور بارها نه تنها مرد عنکبوتی، بلکه جیمسون را نیز هدف قرار میدهد و اغلب باعث میشود اسپایدرمن مجبور شود از جیمسون دفاع کند که هیچکدام از این دو طرف از آن راضی نیستند.
اسکورپیون در هر دو بازی اینسامنیاک نیز حضور دارد، اما در آنجا هم شخصیتپردازی چندان گستردهای ندارد. با این حال، او در یکی از لحظات مهم اسپایدرمن 2 نقش قابل توجهی ایفا میکند، جایی که کریون (Kraven) به راحتی او را از سر راه برمیدارد و با این کار مهارتها و هوش شکارچی خود را به نمایش میگذارد و به عنوان حریفی قدرتمند برای مرد عنکبوتی معرفی میشود. جیمسون در فیلمهای تام هالند نیز حضور داشته است و جی. کی. سیمونز (J.K. Simmons) پس از ایفای این نقش در سهگانه اصلی توبی مگوایر، دوباره به آن بازگشته است. با این حال، برداشت سیمونز از سردبیری خشمگین در No Way Home فاصله زیادی با تفسیر نمادین او از این شخصیت در فیلمهای اوایل دهه ۲۰۰۰ دارد. در این نسخه، جیمسون بیشتر از هر چیز چهره یک کمپین ضد مرد عنکبوتی است. او تاثیر چندانی بر داستان ندارد، هرچند حملات کلامیاش علیه مرد عنکبوتی تا حدی پیتر را به این تصمیم سوق میدهد که خاطره همه مردم از هویت او به عنوان مرد عنکبوتی را پاک کند.
تام هالند و زندایا نقشآفرینیهای بسیار خوب و کاملی از پیتر و امجی ارائه میدهند، اما آنها تنها شخصیتهای مجموعه فیلمهای مرد عنکبوتی هستند که در این چهار فیلم میتوان چنین توصیفی دربارهشان داشت. انتخاب ماریسا تومی (Marisa Tomei) برای نقش زن عمو می تصمیم بسیار خوبی بود، اما در این نسخه، وجود عمو بن و مرگ تراژیک او که طبق داستان اصلی تنها به دلیل یک تصمیم خودخواهانه از سوی پیتر رخ میدهد، کاملا نادیده گرفته شده یا شاید اصلا اتفاق نیفتاده است. حذف عمو بن، یکی از جذابترین جنبههای تحول این قهرمان جوان و رابطه او با زن عمویش را به طور کامل از داستان کنار میگذارد. ند با بازی جیکوب باتالون شخصیت سرگرمکنندهای است، اما در مقایسه با شخصیتهایی مانند هری آزبورن، رشد و تحول بسیار محدودی داشته است. هری انتخاب سنتی برای نقش بهترین دوست پیتر است و اتفاقا پدرش نیز بزرگترین دشمن مرد عنکبوتی محسوب میشود.
در این میان با اینکه شرورهای فیلمهای تام هالند عمدتا عملکرد خوبی داشتهاند، اما برخی از آنها، مانند میستریو، مردهاند و برخی دیگر نیز در دنیایی دیگر گرفتار شدهاند. این موضوع شامل کرکس، شرور فیلم Homecoming، هم میشود که به شکلی غیرقابل توضیح به دنیای موربیوس منتقل شد تا تلاشی برای مرتبط کردن فیلمهای فاجعهبار سونی درباره شخصیتهای غیر از مرد عنکبوتی با دنیای فیلمهای تام هالند صورت بگیرد. تقریبا تمام شخصیتهای مهم دیگری که در فیلمهای مرد عنکبوتی تام هالند حضور داشتهاند، از جمله تونی استارک (Tony Stark)، هپی هوگان (Happy Hogan)، نیک فیوری (Nick Fury) و دکتر استرنج (Doctor Strange)، شخصیتهایی واردشده از MCU بودهاند و مهم نیست این کراساورها در Brand New Day چقدر خوب اجرا شده باشند. میتوان گفت که تقریبا نیمی از بازیگران فیلم همچنان در همین دسته قرار میگیرند.

در مقایسه، بازیهای مرد عنکبوتی اینسامنیاک گیمز تعداد زیادی از شخصیتهایی را که مستقیما به دنیای اسپایدرمن تعلق دارند، به خوبی پرورش دادهاند از جمله مایلز مورالز، مادرش ریو، هری و نورمن آزبورن، دکتر اختاپوس، مارتین لی، یوری واتانابه، فلیشیا هاردی، کریون شکارچی، ویلسون فیسک و غیره. البته که یک بازی فضای بسیار بیشتری برای پرداخت و توسعه شخصیتها دارد اما فیلمهای مرد عنکبوتی توبی مگوایر و اندرو گارفیلد با وجود تمام ایرادهای خود، حداقل تلاش کردند دایره روابط شخصی و اجتماعی پیتر پارکر را گسترش دهند. هر زمان که فیلمهای تام هالند فرصتی برای انجام همین کار پیدا میکنند، جایگاهی که میتوانست به یکی از شخصیتهای اختصاصی مرد عنکبوتی داده شود، در عوض به یکی از اعضای خانواده گسترده مارول اختصاص پیدا میکند.
هرچند انتظار نمیرود که یک فیلم دو تا سه ساعته بتواند گروه بزرگی از شخصیتها را با همان مهارتی مدیریت کند که بازیهای اینسامنیاک گیمز در کمپینهای بیش از دوازده ساعته خود انجام میدهند. با این حال، تلاشی که این بازیها برای عمق بخشیدن به دنیای مرد عنکبوتی انجام دادهاند، برای تمام شخصیتهای آن نتیجه بسیار خوبی به همراه داشته و در عین حال، زمینه مناسبی برای رشد قسمتهای آینده فراهم کرده است. هر یک از فیلمهای تام هالند تمرکز محدودی روی ساختن شخصیت پیتر دارند و هر جا که در راستای این هدف منطقی باشد، دیگر قهرمانان MCU را نیز وارد داستان میکنند. مرد عنکبوتی تام هالند شاید در یک محله دوستانه زندگی کند، اما این محله به شکلی ناامیدکننده کوچک است و پس از چهار فیلم، باید پر از شخصیتهای نمادین دنیای کمیک باشد که حضورشان میتوانست تارهای داستانی بیشتری برای آویزان شدن مرد عنکبوتی از آنها ایجاد کند.
منبع: GameSpot









