۸ فیلم ورزشی جذاب شبیه «مارتی سوپریم» که باید ببینید

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۲ دقیقه
فیلم شبیه مارتی سوپریم

«مارتی سوپریم» -یا «مارتی بزرگ/معظم» یکی از آثار پرطرفدار دو ماه اخیر بوده که به وفور از آن صحبت شد؛ فیلمی پرانرژی و جذاب که امضاهای آشنای سفدی‌ها را دارد، گاهی بامزه است، گاهی تعلیق‌آمیز و در لحظاتی هم غافل‌گیرکننده. «مارتی سوپریم» اما تنها اثر ورزشی خوب سال‌های اخیر نیست و چند فیلم جذاب شبیه آن داریم که ارزش تماشا دارند.

برگ برنده «مارتی سوپریم»، بازی خوب تیموتی شالامی است که هم مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و هم جایزه گلدن گلوب را برایش به ارمغان آورد. او نقش یک بازیکن تنیس روی میز را بازی می‌کند که بیشتر به یک ضدقهرمان شبیه است. او می‌خواهد به هر قیمتی پیروز شود و در این مسیر، حاضر است هر کاری انجام دهد.

فیلم با الهام از زندگی واقعی مارتی ریسن، قهرمان نامدار پینگ پونگ ساخته شده اما جاش سفدی برخلاف برادرش، بنی سفدی که با «ماشین کوبنده» تلاش کرده بود اثری شبه‌مستند بسازد، اینجا تلاش کرده تا برداشتی دراماتیزه و هیجان‌انگیز از رویدادهای واقعی ارائه دهد. «مارتی سوپریم» اما علی‌رغم همه‌ی ویژگی‌های مثبتش، بی‌همتا نیست. سینما بارها به سراغ داستان‌هایی رفته که در آن‌ها ورزش، نه یک رقابت فیزیکی، بلکه میدان نبردی برای هویت، طبقه اجتماعی، غرور و بقاست. «مارتی سوپریم» شاید حال‌وهوای خاص خودش را داشته باشد، اما از نظر ساختار و دغدغه‌های انسانی، دنباله‌روی آثار مهمی است که پیش از آن ساخته شده‌اند.

بنابراین اگر از تماشای این فیلم لذت برده‌اید، احتمالا با آثار جذابی که در این مقاله معرفی می‌کنیم هم ارتباط برقرار خواهید کرد، چون اکثرا درباره ورزشکاران جاه‌طلب، آسیب‌دیده و سرکش هستند. این 10 فیلم شاید از جنبه بصری، به «مارتی سوپریم» شبیه نباشند اما از جنبه‌ی مضمونی، مسیر مشابهی را طی می‌کنند.

8- من تونیا هستم (I, Tonya)

  • سال اکران: 2017
  • کارگردان: کریگ گیلسپی
  • بازیگران: مارگو رابی، سباستین استن، جولیان نیکلسون، بابی کاناوله، آلیسون جانی، پال والتر هاوزر، بوجانا نوواکوویچ
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.5 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 90 از 100

«من تونیا هستم» یک مستندنما درباره‌ی چهره جنجالی ورزش اسکیت، تونیا هاردینگ است؛ اسکیت‌بازی بااستعداد اما بداقبال که بیشتر از مدال‌ها و رکوردهایش، با رسوایی بزرگ سال 1994 به یاد آورده می‌شود. مارگو رابی در نقش تونیا، زنی را به تصویر می‌کشد که از کودکی یاد گرفته برای بقا بجنگد، حتی اگر این جنگ او را در نهایت نابود کند.

فیلم تمرکز ویژه‌ای بر روابط سمی زندگی تونیا دارد: مادری سرد (آلیسون جنی)، و همسری ناپایدار (سباستین استن). این روابط، همان‌قدر که به فروپاشی شخصیت تونیا کمک می‌کنند، توضیح می‌دهند چرا او همیشه یک «بیگانه» در دنیای اسکیت نمایشی بود. «من تونیا هستم» با شکستن دیوار چهارم و بازیگوشی در روایت، واقعیت را از زاویه‌های مختلف بازگو می‌کند و تماشاگر را وادار می‌کند مدام از خود بپرسد حقیقت دقیقا چیست؟

شباهت اصلی «من تونیا هستم» با «مارتی سوپریم» در نوع نگاهش به قهرمان قصه است. هر دو فیلم به ‌جای ساختن اسطوره، انسان‌هایی ناقص، عصبی و گاهی غیرقابل‌دفاع را به مرکز توجه می‌آورند. تونیا و مارتی هر دو تشنه‌ی اعتبارند، هر دو از سیستم حاکم بر ورزششان ضربه خورده‌اند، و هر دو برای رسیدن به جایگاهی که فکر می‌کنند حقشان است، دست به انتخاب‌هایی می‌زنند که هزینه‌اش سنگین‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کردند.

7- بوکسور (The Boxer)

  • سال اکران: 1997
  • کارگردان: جیم شریدان
  • بازیگران: دانیل دی-لوئیس، امیلی واتسون، برایان کاکس، کن استات، جرالد مک‌سورلی، ایان مک‌الینی
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 80 از 100

«بوکسور» یک درام ورزشی کلاسیک است، اما خیلی زود متوجه می‌شویم که مشت‌زنی، رینگ و تمرین‌های طاقت‌فرسا فقط ظاهر بیرونی فیلم هستند. ما با داستان مردی روبه‌رو هستیم که تلاش می‌کند پس از سال‌ها زندان و خشونت، دوباره معنایی برای زندگی‌اش پیدا کند. دنی فلین (دانیل دی-لوئیس)، بوکسوری است که قبلا عضوی از ارتش موقت جمهوری‌خواه ایرلند بود و گذشته‌اش روی زندگی فعلی‌ او سایه‌ای سنگین انداخته.

بازگشت دنی به جامعه‌ای که هنوز درگیر درگیری‌های خونین ایرلند شمالی است، ساده نیست. او نه‌تنها باید با زخم‌های روحی و خاطرات زندان کنار بیاید، بلکه مدام میان گذشته‌ای خشن و آینده‌ای که آرزویش را دارد، گیر افتاده است. راه‌اندازی یک باشگاه بوکس برای پسران، تلاش او برای شکستن چرخه‌ی خشونت است؛ تلاشی برای اینکه نسل بعدی مجبور نباشد همان مسیری را برود که خودش رفته است.

در «بوکسور» ورزش ابزاری برای رستگاری معرفی می‌شود. دنی با هر مشت، نه ‌فقط با حریف مقابلش، بلکه با گناه، پشیمانی و خشم فروخورده‌ی خودش می‌جنگد. از این منظر، اگرچه زندگی دنی شباهت مستقیمی به مارتی ندارد، اما هر دو شخصیت در یک نقطه‌ی مشترک به هم می‌رسند: مردانی مصمم که می‌خواهند از دل هرج‌ومرج (چه سیاسی، چه اجتماعی، چه شخصی) برای خودشان معنا بسازند. هر دو در دنیایی زندگی می‌کنند که مدام آن‌ها را به عقب می‌کشد، و هر دو تنها چیزی که دارند، مهارت و اراده‌ی خودشان است.

در میان نقش‌آفرینی‌های شاخص دانیل دی-لوئیس به «بوکسور» کمتر توجه شده اما در دوران اکران، با تحسین منتقدان روبه‌رو شد و سه نامزدی گلدن گلوب به دست آورد. این فیلم به کلیشه‌های ژانر ورزشی بی‌اعتنا است، تلخ پیش‌ می‌رود و مفهوم پیروزی را در آشتی با خود تعریف می‌کند.

11 فیلم برتر تاریخ با محوریت ورزش بوکس

6- مردان سفید نمی‌توانند بپرند (White Men Can’t Jump)

  • سال اکران: 1992
  • کارگردان: ران شلتون
  • بازیگران: وسلی اسنایپس، وودی هرلسون، رزی پرز، تایرا فرل، سیلک کوزارت، کادئم هاردیسون، جان مارشال جونز
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.8 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 75 از 100

«مردان سفید نمی‌توانند بپرند» حال‌وهوای کاملا متفاوتی نسبت به دو فیلم فوق‌الذکر دارد؛ فیلمی بامزه با دیالوگ‌های هوشمندانه و شیمی خوب میان وودی هرلسون و وسلی اسنایپس که بی‌تردید یکی از بهترین کمدی‌های ورزشی دهه 90 میلادی است. با این حال، اینجا هم اگر ظاهر رنگارنگ و شوخ فیلم را کنار بگذاریم، با قصه‌ای جدی‌تر روبه‌رو می‌شویم.

بیلی (وودی هرلسون) یک شیاد خیابانی است که از پیش‌داوری‌های نژادی به نفع خودش استفاده می‌کند. او وانمود می‌کند که یک سفیدپوست دست‌وپاچلفتی است، فقط برای اینکه شرط‌بندی‌ها را ببرد. ورود سیدنی (وسلی اسنایپس) که بازیکنی باهوش، مغرور و به‌همان‌اندازه فرصت‌طلب است، معادله را تغییر می‌دهد. رابطه‌ی این دو، پر از رقابت، بی‌اعتمادی، رفاقت و خیانت‌های کوچک است.

برخلاف اکثر فیلم‌های ورزشی که موفقیت را خطی و قهرمانانه به تصویر می‌کشند، «مردان سفید نمی‌توانند بپرند» تصویری واقع‌گرایانه‌تر از بقاء ارائه می‌دهد. اینجا بسکتبال فقط یک بازی نیست؛ راهی است برای پرداخت اجاره، فرار از بدهی، حفظ غرور و زنده ماندن در شهری که زندگی در آن هر روز سخت‌تر می‌شود. فیلم با زبانی طنز، به موانع مالی، شکست‌های عاطفی و فشارهای اجتماعی شخصیت‌هایش می‌پردازد و نشان می‌دهد که استعداد، بدون هوش خیابانی و شانس، همیشه کافی نیست.

از این منظر، شباهت فیلم با «مارتی سوپریم» آشکار است. هر دو فیلم درباره‌ی شیادی هستند؛ درباره‌ی آدم‌هایی که مرز اخلاق و تقلب را آگاهانه مبهم می‌کنند، چون سیستم از ابتدا علیه آن‌ها طراحی شده است. همان‌طور که مارتی در دنیای پینگ ‌پنگ به دنبال میان‌بُر زدن برای رسیدن به موفقیت است، بیلی و سیدنی هم در زمین‌های آسفالت‌شده‌ی بسکتبال، قواعد بازی را به نفع خودشان خم می‌کنند.

«مردان سفید نمی‌توانند بپرند» در زمان اکران موفق بود و به تدریج به یک مرجع فرهنگی تبدیل شد؛ فیلمی که هنوز هم دیالوگ‌هایش نقل می‌شود و نگاهش به نژاد، رقابت و بقاء، تازه و قابل‌بحث باقی مانده است. درست مانند «مارتی سوپریم»، این فیلم یادآوری می‌کند که در دنیای ورزش -و شاید در زندگی- همیشه برنده کسی نیست که پاک بازی را می‌کند؛ کسی است که می‌داند چگونه از مخمصه جان سالم به در ببرد.

5- بیلیاردباز (The Hustler)

  • سال اکران: 1961
  • کارگردان: رابرت راسن
  • بازیگران: پل نیومن، پایپر لوری، جرج سی. اسکات، جکی گلیسون، مایرون مک‌کورمیک، بلو واشینگتن
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.9 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 94 از 100

«بیلیاردباز» از زمانه‌اش جلوتر بود، یک درام ورزشی ماندگار که تصویری تلخ و دقیق از شکست رویای آمریکایی ارائه می‌دهد. ادی (پل نیومن) یک نابغه‌ی بیلیارد است، اما آنچه او را به جلو می‌راند استعداد نیست؛ وسواس بیمارگونه‌ وی برای اثبات برتری‌اش است. بنابراین رقابت ادی با مینه‌سوتا (جکی گلیسون)، به چیزی بیشتر از یک مسابقه‌ی بیلیارد تبدیل می‌شود.

ادی می‌خواهد برنده شود تا ثابت کند «بهترین» است، در حالی که مینه‌سوتا می‌خواهد ببرد چون بلد است چگونه ببرد. اطراف ادی، شخصیت‌هایی مثل برت گوردون (جرج سی. اسکات) حضور دارند که نماینده‌ی دنیای بی‌رحم شرط‌بندی، سوءاستفاده و تجارت از استعداد دیگران هستند؛ دنیایی که اگر حواست نباشد، خیلی راحت تو را قورت می‌دهد.

«بیلیاردباز» درست مانند «مارتی سوپریم»، درباره مردانی است که در گوشه‌ای خاص و بسته از جهان ورزش زندگی می‌کنند؛ فضاهایی که قوانین خودشان را دارند و بیرون از آن‌ها، قهرمانان فیلم تقریبا هیچ هویتی ندارند. ادی و مارتی هر دو شیادند، اما نه برای پول، برای حفظ تصویری که از خودشان ساخته‌اند. پیروزی برای آن‌ها بیشتر از یک نتیجه است؛ نوعی اعتیاد است. هر دو فیلم نشان می‌دهند که این عطش بی‌پایان برای «بهترین بودن»، اغلب به قیمت از دست دادن روابط انسانی، آرامش روان و حتی احترام به خود تمام می‌شود.

«بیلیاردباز» یک موفقیت تجاری بود و با نقدهای مثبتی روبه‌رو شد و در نهایت 9 نامزدی اسکار به دست آورد و دو جایزه را هم به خانه برد. «بیلیاردباز» یکی از بهترین فیلم‌های ورزشی تاریخ است و البته انعکاسی از جاه‌طلبی انسان مدرن.

4- رنگ پول (The Color of Money)

  • سال اکران: 1986
  • کارگردان: مارتین اسکورسیزی
  • بازیگران: پل نیومن، تام کروز، مری الیزابت مسترآنتونیو، هلن شیور، جان تورتورو، بیل کوبس، فارست ویتاکر
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 87 از 100

اگر «بیلیاردباز» درباره‌ی غرور جوانی بود، «رنگ پول» درباره‌ی تاوان تجربه است. مارتین اسکورسیزی در این دنباله، ادی (پل نیومن) را دوباره به میدان می‌آورد؛ اما این‌بار در قالب مردی خسته، زیرک و کمی تلخ که بیشتر از آنکه بازی کند، مسابقات را مدیریت می‌کند. پل نیومن در این نقش چنان پخته ظاهر می‌شود که گویی سال‌ها زندگی واقعی را به فیلم تزریق کرده است؛ نقشی که بالاخره اسکار بهترین بازیگر مرد را برایش به ارمغان آورد.

در مقابل ادی، وینسنت (تام کروز) قرار دارد؛ جوانی پرانرژی، خودشیفته و بی‌پروا که استعداد دارد، اما فاقد صبر و درک عمیق از بازی است. رابطه‌ی این دو، چیزی فراتر از استاد و شاگردی است؛ نبرد دو نسل است، کسی که فکر می‌کند همه‌چیز را می‌داند و کسی که واقعا می‌داند دنیا چگونه کار می‌کند. ادی تلاش می‌کند به وینسنت یاد بدهد که بیلیارد فقط درباره‌ی ضربه‌های دقیق نیست، درباره‌ی کنترل آدم‌ها، فضا و لحظه‌هاست.

«رنگ پول» همان سوالاتی را مطرح می‌کند که در «مارتی سوپریم» هم داریم: آیا شیادی یک هنر است یا یک سقوط اخلاقی؟ این فیلم نشان می‌دهد که حتی وقتی یک قهرمان جاه‌طلب پیرتر و عاقل‌تر می‌شود، وسوسه‌ی پیروزی هرگز کاملا از بین نمی‌رود، فقط شکل عوض می‌کند.

10 فیلم ورزشی که بر اساس داستان‌های واقعی ساخته شده‌اند

3- مشت‌زن (The Fighter)

مشت‌زن (The Fighter)

  • سال اکران: 2010
  • کارگردان: دیوید او. راسل
  • بازیگران: مارک والبرگ، کریستین بیل، ایمی آدامز، ملیسا لیو، پال کمپبل، فرانک رنزولی، بیانکا هانتر، شوگار ری لئونارد
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.8 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 91 از 100

«مشت‌زن» یکی از انسانی‌ترین فیلم‌های ورزشی دو دهه اخیر است. اینجا خبری از اسطوره‌سازی اغراق‌آمیز نیست؛ دوربین به دل زندگی واقعی می‌زند، جایی که قهرمانی نه در رینگ، بلکه در آشفتگی خانواده، فقر و اعتیاد شکل می‌گیرد. میکی (مارک والبرگ)، بوکسوری بااستعداد است که در زنجیره‌ای از روابط سمی گرفتار شده و زندگی شخصی‌اش اجازه نمی‌دهد به شکوفایی برسد.

بزرگترین چالش -و منبع الهام- میکی، برادرش دیکی (کریستین بیل) است. دیکی در گذشته یک قهرمان بود اما قربانی اعتیاد شد و حالا در گذشته زندگی می‌کند. رابطه‌ی این دو، قلب تپنده‌ی فیلم است؛ عشقی آمیخته به حسادت، وابستگی و ناامیدی. اینجا ورزش تنها شانس واقعی برای بیرون آمدن از چرخه‌ی شکست است.

مانند «مارتی سوپریم»، «مشت‌زن» روی واقع‌گرایی بی‌رحمانه بنا شده است. موفقیت نه ناگهانی است و نه باشکوه؛ نتیجه‌ی تصمیم‌های دردناک، بریدن از آدم‌های نزدیک و پذیرش مسئولیت است. جوایز متعدد فیلم (از جمله اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل برای کریستین بیل و ملیسا لئو) نشان می‌دهد که این بازیگران تا چه اندازه در روایت جا افتاده‌اند و فرصت خودنمایی داشته‌اند.

اینجا هم، ورزش بهانه است. آنچه اهمیت دارد، تقابل انسان با جاه‌طلبی، غرور، شکست و امید است؛ روایتی از کسانی که می‌خواهند چیزی بیشتر از آنچه دنیا برایشان کنار گذاشته، به دست بیاورند، حتی اگر هزینه‌اش سنگین باشد.

2- سردسته (Kingpin)

فیلم شبیه مارتی سوپریم؛ سردسته (Kingpin)

  • سال اکران: 1996
  • کارگردان: برادران فارلی
  • بازیگران: وودی هارلسون، رندی کواید، ونسا آنجل، بیل مری، دانیل گرین، مورگانا، کریس الیوت، راب مورن، لین شی
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.9 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 51 از 100

«سردسته» در نگاه اول همان چیزی است که از سازندگان «احمق و احمق‌تر» انتظار دارید: شوخی‌های متعدد، موقعیت‌های اغراق‌آمیز و شخصیت‌هایی که مرزهای حماقت را مدام جابه‌جا می‌کنند. اما زیر این ظاهر شلوغ و گاه بی‌ادبانه، یک قصه انسانی پنهان شده است. فیلم روایت سقوط و ظهور دوباره‌ی روی مانسون» (وودی هرلسون) است؛ قهرمان سابق بولینگ که یک اشتباه و یک آسیب جسمی، حرفه‌ و اعتمادبه‌نفسش را نابود کرده.

سال‌ها بعد، روی را در نقطه‌ای می‌بینیم که دیگر چیزی برای از دست دادن ندارد: یک دائم‌الخمر خسته و بی‌هدف. ورود اسماعیل (رندی کواید) یک بولینگ‌باز جوان با استعدادی ناب اما بی‌خبر از دنیای بیرون، فرصتی دوباره برای روی فراهم می‌کند تا هم به مسابقات برگردد، هم خودش را نجات دهد. «سردسته» بیشتر کمدی است تا یک درام ورزشی جدی اما مضمون اصلی‌اش آشناست؛ تلاش برای رستگاری از طریق ورزش.

روی، مثل مارتی، آدمی است که در حاشیه‌ی جامعه زندگی می‌کند و تنها چیزی که برایش باقی مانده، مهارتی است که روزی او را خاص می‌کرد. هر دو شخصیت می‌دانند که شانس‌شان برای موفقیت کم است، اما همین تلاش ظاهرا بیهوده، به داستانشان معنا می‌دهد. فیلم در زمان اکران نقدهای ضدونقیضی گرفت، اما در گذر زمان، نگاه‌ها به آن مثبت‌تر شد. «سردسته» حالا یک فیلم کالت در نظر گرفته می‌شود.

1- مثل بکام کات‌دار بزن (Bend It Like Beckham)

مثل بکام کات‌دار بزن (Bend It Like Beckham)

  • سال اکران: 2002
  • کارگردان: گاریندر چادا
  • بازیگران: کیرا نایتلی، پارمیندر ناگرا، جاناتان ریس میرز، آرچی پنجابی، انوپم کهیر، فرانک هارپر
  • امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.7 از 10
  • امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 85 از 100

«مثل بکام کات‌دار بزن» فیلمی الهام‌بخش است که ورزش را به بستری برای گفتگو درباره هویت، فرهنگ و رویاهای شخصی تبدیل می‌کند. جس و پینکی دو خواهر هندی-بریتانیایی هستند که یکی از آن‌ها عاشق فوتبال است و دیگری قرار است به‌زودی ازدواج کند. خانواده‌ی جس علاقه‌ای ندارند که او فوتبال بازی کند، بنابراین وقتی که دخترک به یک تیم محلی ملحق می‌شود، باید این مسئله را از والدینش پنهان کند. جس آنجا با جولز (کیرا نایتلی)، دختری سفیدپوست از طبقه متوسط آشنا می‌شود.

جذابیت فیلم در تضاد میان این دو جهان شکل می‌گیرد. جس باید با انتظارات سخت‌گیرانه‌ی خانواده‌ای سنتی کنار بیاید که آینده‌ی او را در ازدواج و زندگی خانگی می‌بینند، نه در زمین فوتبال. در مقابل، جولز با نوعی بی‌اعتمادی پنهان روبه‌روست؛ جامعه‌ای که هنوز به‌طور کامل باور نکرده دخترها می‌توانند فوتبالیست‌های جدی باشند. فوتبال برای هر دوی آن‌ها چیزی فراتر از یک ورزش است: راهی برای تعریف دوباره‌ی خودشان.

با اینکه فیلم از جنبه ساختاری شباهت خاصی به «مارتی سوپریم» ندارد، اما در بطن داستان، دغدغه‌ی مشابهی را می‌بینیم: تلاش برای شکستن محدودیت‌هایی که جامعه تحمیل می‌کند. مارتی در برابر ساختارهای بی‌رحم دنیای حرفه‌ای ورزش می‌ایستد؛ جس در برابر سنت‌ها و انتظارات فرهنگی. هر دو مجبورند برای رویایشان هزینه بدهند و هر دو می‌دانند که موفقیت تضمین‌شده نیست.

«مثل بکام کات‌دار بزن» یکی از کمدی‌های خوب دهه اول قرن بیست‌ویکم است که می‌تواند الهام‌بخش دختران جوان باشد و در دوره اکران هم با بازخوردهای مثبتی روبه‌رو شد. فیلم با نگاهی صادقانه و بدون شعارزدگی، به ما یادآور می‌شود که جاه‌طلبی ورزشی می‌تواند ابزاری کارآمد برای رسیدن به آزادی شخصی باشد.

منبع: collider

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X