جهان عجیب موراکامی از کاغذ به صحنه آمد؛ اقتباسی متفاوت از یک شاهکار علمی-تخیلی

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۸ دقیقه
جهان عجیب موراکامی از کاغذ به صحنه آمد؛ اقتباسی متفاوت از یک شاهکار علمی-تخیلی

اقتباس نمایشی از رمان رویاگونه هاروکی موراکامی، «سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا» (Hard-Boiled Wonderland and the End of the World)، در حالی راهی تور بین‌المللی شده که علاقه جهانی به فرهنگ و هنر ژاپن بیش از همیشه پررنگ است. این نمایش که تلاش می‌کند یکی از پیچیده‌ترین و خیال‌انگیزترین آثار موراکامی را به زبان تئاتر ترجمه کند، حالا پس از اجرا در ژاپن و سنگاپور، خود را برای اجرا در لندن آماده می‌کند. سازندگان نمایش درباره دشواری‌های تبدیل جهان چندلایه و نمادین موراکامی به یک تجربه زنده و دیداری صحبت کرده‌اند؛ جهانی که حتی برای مخاطبان ژاپنی نیز همیشه ساده و قابل‌فهم نیست.

کتاب سرزمین عجایب بیرحم وته دنیا اثر هاروکی موراکامی انتشارات نیکو نشر

تاتسویا فوجیوارا با تئاتر باربیکن لندن بیگانه نیست. نزدیک به ۳۰ سال پیش، زمانی که تنها ۱۵ سال داشت، نخستین تجربه تئاتری خود را روی صحنه آغاز کرد. یوکیو نیناگاوا، کارگردان برجسته تئاتر ژاپن، او را از میان بیش از پنج هزار جوان مستعد برای بازی در نمایش «شینتوکو-مارو» (Shintoku-Maru) انتخاب کرد. این انتخاب نقطه شروع مسیر حرفه‌ای فوجیوارا بود؛ مسیری که سه سال بعد با حضور او در فیلم کالت و ویران‌شهری «نبرد سلطنتی» (Battle Royale) به مرحله تازه‌ای رسید و او را به یکی از چهره‌های شناخته‌شده سینما و تلویزیون ژاپن تبدیل کرد. فوجیوارا در سال‌های بعد نیز همکاری خود با نیناگاوا را ادامه داد و همزمان در پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی متعددی حضور پیدا کرد.

حالا فوجیوارا پس از سال‌ها دوباره به نقطه‌ای آشنا بازگشته تا در اقتباس تئاتری از رمان علمی-تخیلی موراکامی بازی کند. سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا داستانی دوپاره و پیچیده دارد که میان دو جهان ظاهرا بی‌ارتباط رفت‌وآمد می‌کند: از یک سو توکیویی آینده‌نگر و سایبرپانکی که در آن رمزنگاری، فناوری و ذهن انسان در هم تنیده‌اند و از سوی دیگر شهری خیالی، محصور و سوررئال که قواعد خاص خودش را دارد.

این نمایش به کارگردانی فیلیپ دوکوفله، طراح و کارگردان فرانسوی، نخستین بار در ژانویه در توکیو روی صحنه رفت. پس از آن، گروه نمایش تور خود در ژاپن را تا ماه مارس ادامه داد و در آوریل به سنگاپور رسید. اجراهای پاییز در باربیکن لندن، یکی از آخرین ایستگاه‌های این تور پیش از پایان آن در پاریس خواهد بود.

فوجیوارا درباره تفاوت اجرای نمایش برای مخاطبان ژاپنی و تماشاگران خارج از کشور می‌گوید در ژاپن، گروه پس از مدتی به مخاطبان خود عادت می‌کند و می‌داند چگونه باید با آن‌ها ارتباط برقرار کند، اما به محض عبور از مرزها، این اطمینان از بین می‌رود و همه چیز دوباره به یک تجربه تازه تبدیل می‌شود.

وقتی مخاطب خارجی با دنیای موراکامی روبه‌رو می‌شود

دیدار با گروه نمایش در ماه آوریل و پشت صحنه سالن اسپلنید سنگاپور، چند ساعت پیش از نخستین اجرای انگلیسی‌زبان آن‌ها انجام شد؛ هرچند خود نمایش همچنان به زبان ژاپنی اجرا می‌شود و زیرنویس انگلیسی دارد. بازخورد تماشاگران سنگاپوری برای گروه غافلگیرکننده بود. واکنش آن‌ها حتی از تماشاگران ژاپنی پرشورتر توصیف شد و به‌ویژه در صحنه‌های کمدی، خنده‌ها و واکنش‌های مستقیم‌تری از سوی تماشاگران شنیده می‌شد.

این تفاوت شاید ریشه در شیوه متفاوت ابراز احساسات یا حتی درک طنز در فرهنگ‌های مختلف داشته باشد، اما برای گروه نمایش یک نتیجه مهم داشت: اعتمادبه‌نفس بیشتر برای روی صحنه بردن اثر در لندن. دوکوفله معتقد است استقبال مخاطبان سنگاپوری نشان داد که جهان موراکامی، با وجود ریشه‌های عمیق ژاپنی‌اش، می‌تواند با مخاطبان فرهنگ‌های دیگر نیز ارتباط برقرار کند.

این نمایش در شرایطی راهی لندن می‌شود که فرهنگ ژاپن در سال‌های اخیر محبوبیت چشمگیری در بریتانیا پیدا کرده است. تنها طی پنج سال گذشته، نمایشگاه‌ها و رویدادهای متعددی با محوریت هنر و فرهنگ ژاپن در این کشور برگزار شده‌اند. موزه بریتانیا به موضوعاتی مانند مانگا، آثار هوکوسائی و سامورایی‌ها پرداخته، موزه ویکتوریا و آلبرت تاریخ کیمونو را بررسی کرده، موزه اشمولین آکسفورد به هنر و عکاسی توکیو پرداخته وخانه سامرست نیز پنجاهمین سالگرد تولد «هلو کیتی» (Hello Kitty) را جشن گرفته است.

با این حال، وقتی صحبت از اقتباس‌های نمایشی موفق ژاپنی در خارج از این کشور به میان می‌آید، بخش قابل‌توجهی از نمونه‌های شناخته‌شده همچنان از دنیای انیمه و مانگا می‌آیند؛ از «دفتر مرگ» (Death Note) گرفته تا «سیلور مون» (Sailor Moon) و «شهر اشباح» (Spirited Away) که همگی تجربه‌هایی موفق روی صحنه لندن داشته‌اند.

۱۰ انیمه‌ی حماسی برتر؛ از «افسانه قهرمانان کهکشان» تا «وان پیس»

میاکو کاناموری، تهیه‌کننده باسابقه شرکت هوریپرو، معتقد است مسیر برای ارائه آثار ژاپنی به مخاطبان جهانی نسبت به گذشته هموارتر شده است. او می‌گوید زمانی که حدود ۳۰ سال پیش آثار نیناگاوا را به بریتانیا می‌بردند، چنین علاقه گسترده‌ای به فرهنگ ژاپن وجود نداشت، اما امروز مخاطبان بین‌المللی اشتیاق بیشتری برای آشنایی با داستان‌گویی و زیبایی‌شناسی ژاپنی دارند. شاید همین تغییر، فرصتی مناسب برای دیده شدن بیشتر تئاتر ژاپن در خارج از کشور فراهم کرده باشد؛ به‌ویژه وقتی نام نویسنده‌ای مانند موراکامی در مرکز این پروژه قرار دارد.

چرا اقتباس از موراکامی روی صحنه دشوار است؟

صحنه‌ای. از نمایش

با این حال، انتقال جهان موراکامی به صحنه تئاتر کار ساده‌ای نیست. رمان‌های او معمولا سرشار از نمادها، استعاره‌ها، جهان‌های موازی و لایه‌های روان‌شناختی هستند و حتی مخاطب ژاپنی نیز ممکن است برای درک تمام ابعاد آن‌ها به زمان و تامل نیاز داشته باشد.

سرزمین عجایب بیرحم و ته دنیا نیز از این قاعده مستثنی نیست. رمان بیش از ۴۰۰ صفحه دارد و در طول داستان، موجوداتی عجیب و غیرمعمول از تک‌شاخ‌ها گرفته تا هیولاهای فاضلاب ظاهر می‌شوند. فوجیوارا در نمایش نقش شخصیتی با نام ]واتاشی را بازی می‌کند؛ پردازشگر داده‌ای در جهان سایبرپانک که وظیفه رمزنگاری اطلاعات را بر عهده دارد. زندگی حرفه‌ای او به‌تدریج او را با رازهایی درباره ذهن و گذشته خودش روبه‌رو می‌کند.

کتاب Hard Boiled Wonderland and the End of the World اثر Haruki Murakami انتشارات هوگارت

در سوی دیگر داستان، جهان «ته دنیا» قرار دارد؛ شهری خیالی و محصور که قهرمان آن پس از ورود، سایه و خاطراتش را از دست می‌دهد. او در این جهان وظیفه‌ای عجیب بر عهده می‌گیرد: خواندن رویاها از جمجمه تک‌شاخ‌های مرده. این دو روایت در ابتدا کاملا جدا به نظر می‌رسند، اما سرانجام به شکلی پیچیده و غافلگیرکننده به یکدیگر متصل می‌شوند؛ روایتی که اگرچه از واقعیت فاصله زیادی دارد، در نهایت پرسش‌هایی کاملا ملموس درباره هویت، حافظه و ماهیت انسان مطرح می‌کند.

نکته جالب اینجاست که با وجود گذشت چند دهه از زمان نگارش رمان، پرسش‌های آن در عصر هوش مصنوعی حتی تازه‌تر از گذشته به نظر می‌رسند. دغدغه موراکامی درباره حافظه، هویت و اینکه انسان بدون خاطراتش چه چیزی از خود باقی می‌گذارد، حالا در دورانی که فناوری می‌تواند مرز میان ذهن انسان و ماشین را بیش از همیشه محو کند، معنای تازه‌ای پیدا کرده است.

دوکوفله در ابتدا تصور می‌کرد تبدیل چنین داستانی به یک نمایش تقریبا غیرممکن است. او نه ژاپنی است و نه ادعا می‌کند که می‌تواند تمام لایه‌های فرهنگی و ادبی متن موراکامی را درک کند. با این حال، تصمیم گرفت به جای تلاش برای بازسازی مو به موی جهان نویسنده، آن را از زاویه نگاه و تخیل خودش بازآفرینی کند.

کتاب‌های هاروکی موراکامی از بدترین تا بهترین

وقتی حرکت و موسیقی جای توضیح را می‌گیرند

نمایی از نمایش

انتخاب یک کارگردان اروپایی با پیشینه طراحی حرکت، بخشی از همین رویکرد بود. کاناموری پس از تجربه اقتباس‌های قبلی از آثار موراکامی به این نتیجه رسیده بود که توضیح دادن تمام ابعاد روانی و معنوی داستان‌های او تنها از طریق دیالوگ، کار دشواری است. بنابراین موسیقی، حرکت و زبان بدن می‌توانستند راه موثرتری برای انتقال فضای ذهنی موراکامی به مخاطبان غیرژاپنی باشند.

دوکوفله در همکاری با آکو تاکاهاشی، نمایشنامه‌نویس ژاپنی، این ایده را به یک تجربه بصری تبدیل کرد. بالرین‌ها در نقش تک‌شاخ‌ها با لباس‌های طلایی روی صحنه ظاهر می‌شوند و رقاصان خیابانی نقش هیولاها را بر عهده دارند. به این ترتیب، بخشی از آنچه در رمان با کلمات و توصیف‌های پیچیده ساخته شده، روی صحنه با حرکت، موسیقی و طراحی بصری جان می‌گیرد.

خود موراکامی نیز در مراحل تمرین نمایش حضور داشت؛ حضوری که برای گروه اهمیت زیادی داشت. دوکوفله می‌گوید نویسنده معمولا آرام و ساکت در گوشه‌ای می‌نشست و تمرین‌ها را تماشا می‌کرد، اما زمانی که برای نخستین بار صحنه را دید و متوجه شد شخصیت‌ها و جهان داستانش مقابل چشمانش جان گرفته‌اند، واکنش او کاملا متفاوت بود. به گفته دوکوفله، شادی را می‌شد در چهره موراکامی دید.

موراکامی پس از افتتاحیه نیز جمله‌ای به گروه گفت که شاید بهترین توصیف برای تجربه تماشای این نمایش باشد: او گفته بود این رمان را حدود ۴۰ سال پیش نوشته و بسیاری از جزئیاتش را فراموش کرده، اما تماشای نمایش باعث شده موجوداتی را که خودش خلق کرده بود دوباره به یاد بیاورد. برای سازندگان نمایش، دیدن نویسنده در حال تماشای زنده شدن دنیای خودش، یکی از مهم‌ترین لحظات این پروژه بوده است.

دوکوفله که پیش از این نیز سابقه همکاری با هنرمندان ژاپنی را داشته، در جریان تولید نمایش از مهارت و انضباط بالای رقاصان ژاپنی نیز شگفت‌زده شده است. این همکاری در نهایت نمونه‌ای از همان تبادل فرهنگی است که سال‌هاست میان هنر ژاپن و غرب جریان دارد.

تاثیرگذاری متقابل میان این دو فرهنگ البته سابقه‌ای طولانی دارد. در دوره ادو، چاپ‌های دستی ژاپنی که حتی از طریق بسته‌بندی آثار سرامیکی به اروپا راه پیدا می‌کردند، الهام‌بخش هنرمندانی مانند کلود مونه، ونسان ون‌گوگ و گوستاو کلیمت شدند و نقشی مهم در شکل‌گیری نگاه تازه هنر غرب به تصویر، رنگ و ترکیب‌بندی داشتند.

حالا به نظر می‌رسد این تبادل فرهنگی در مسیری تازه ادامه پیدا می‌کند؛ این بار با تئاتری که تلاش دارد یکی از پیچیده‌ترین جهان‌های ادبی موراکامی را به مخاطبان بین‌المللی معرفی کند.

فوجیوارا امیدوار است استقبال جهانی از این نمایش تنها به موفقیت یک اقتباس محدود نشود و بتواند توجه بیشتری را به تئاتر ژاپن جلب کند. او می‌گوید آرزو دارد روزی تئاتر در ژاپن نیز مانند بریتانیا به بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی روزمره مردم تبدیل شود. به اعتقاد او، حضور نام موراکامی در این پروژه باعث شده فضای بیشتری برای دیده شدن تئاتر ژاپن در جهان ایجاد شود و امید به ارتباط با مخاطبان گسترده‌تر از همیشه باشد.

منبع: The Guardian

دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X