تخت جمشید؛ از کاخ‌های هخامنشی تا آنچه امروز می‌بینیم

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۲۱ دقیقه
تخت جمشید

تخت جمشید مجموعه‌ای از کاخ‌ها، تالارها، پلکان‌ها و بناهای اداری هخامنشی در دامنه کوه رحمت و نزدیک شهر مرودشت استان فارس است. ساخت این مجموعه حدود ۵۱۸ پیش از میلاد به فرمان داریوش اول آغاز شد و خشایارشا، اردشیر یکم و پادشاهان بعدی آن را گسترش دادند. تخت جمشید در سال ۱۹۷۹ میلادی، برابر با ۱۳۵۸ خورشیدی، در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. عبارت رایج «تخت جمشید شیراز» کمی گمراه‌کننده است؛ این اثر داخل شهر شیراز قرار ندارد و برای رسیدن به آن باید حدود ۶۰ کیلومتر به سمت شمال شیراز حرکت کرد.

بازدید از تخت جمشید معمولاً در برنامه سفر کسانی قرار می‌گیرد که می‌خواهند مهم‌ترین جاهای دیدنی شیراز و اطراف آن را ببینند. با این حال، ارزش این محوطه فقط در قدمت بیش از ۲۵۰۰ ساله‌اش خلاصه نمی‌شود. سنگ‌نگاره‌های هیئت‌های نمایندگی، لوح‌های اداری، شبکه آب زیرزمینی و شیوه ترکیب سنت‌های هنری سرزمین‌های مختلف، تصویری کم‌نظیر از سازوکار یک امپراتوری بزرگ ارائه می‌دهند.

تخت جمشید در یک نگاه

اطلاعات پاسخ سریع
موقعیت استان فارس، شهرستان مرودشت، دامنه کوه رحمت
نوع مجموعه مجموعه کاخ‌ها، تالارهای تشریفاتی، بناهای اداری و آرامگاه‌های هخامنشی
بنیان‌گذار داریوش اول
آغاز ساخت حدود ۵۱۸ پیش از میلاد
قدمت بیش از ۲۵۰۰ سال
نام‌های شناخته‌شده پارسه، پرسپولیس و تخت جمشید
وسعت صفه اصلی حدود ۱۳ هکتار
ثبت جهانی سال ۱۹۷۹ میلادی، برابر با ۱۳۵۸ خورشیدی
اطلاعات بازدید همه روزه از ساعت ۹:۰۰ صبح تا ۴:۳۰ بعد از ظهر
لوکیشن لوکیشن تخت جمشید در گوگل مپ

تخت جمشید کجاست موقعیت در مرودشت و مسیر از شیراز

تخت جمشید

تخت جمشید در شمال استان فارس، شهرستان مرودشت و دامنه غربی کوه رحمت قرار گرفته است. نزدیک‌ترین شهر بزرگ به مجموعه، مرودشت است و ورودی محوطه در محدوده‌ای بیرون از بافت شهری قرار دارد. اگر در اینترنت «تخت جمشید شیراز» را جست‌وجو کنید، معمولاً همین مجموعه نمایش داده می‌شود؛ اما از نظر اداری و جغرافیایی، تخت جمشید در شهرستان مرودشت قرار دارد.

فاصله از شیراز و مرودشت

فاصله جاده‌ای از مرکز شیراز تا ورودی تخت جمشید، بسته به مبدأ و مسیر انتخابی، حدود ۶۰ تا ۷۰ کیلومتر است. اگر میدان قرآن یا شمال شیراز را مبدأ بگیرید، عدد به حدود ۶۰ کیلومتر نزدیک می‌شود؛ از محله‌های جنوبی شهر مسیر طولانی‌تر خواهد بود. زمان رانندگی در ترافیک معمولی نزدیک یک ساعت است.

مرکز شهر مرودشت تا مجموعه حدود ۱۲ تا ۱۵ کیلومتر فاصله دارد. این مسیر با خودرو معمولاً در کمتر از ۲۰ دقیقه طی می‌شود. برای جلوگیری از اختلاف میان اعداد منابع، بهتر است هنگام برنامه‌ریزی مبدأ دقیق هتل یا محل اقامت را در نقشه وارد کنید.

چگونه با خودرو تاکسی یا تور به مجموعه برویم؟

با خودروی شخصی، از شیراز وارد مسیر شمالی به سمت مرودشت و سپس تابلوهای تخت جمشید شوید. مسیر اصلی آسفالته و مشخص است و نزدیک ورودی مجموعه پارکینگ وجود دارد. بهتر است لوکیشن را پیش از حرکت ذخیره کنید؛ پوشش اینترنت در مسیر معمولاً برقرار است، اما داشتن نقشه آفلاین خیال شما را راحت‌تر می‌کند.

تاکسی اینترنتی یا دربست گزینه دیگری است. پیش از حرکت درباره رفت‌وبرگشت و زمان انتظار توافق کنید. تورهای نیم‌روزه معمولاً تخت جمشید و نقش رستم را با هم می‌بینند؛ تور یک‌روزه همراه پاسارگاد فشرده‌تر خواهد بود. حمل‌ونقل عمومی مستقیم از مرکز شیراز تا ورودی مجموعه محدود است و مسیر ترکیبی مرودشت و تاکسی زمان بیشتری می‌گیرد.

عکس تخت جمشید از نمای امروز تا بازسازی قبل از ویرانی

تخت جمشید سالم چه شکلی بوده است؟

تخت جمشید

تخت جمشید سالم مجموعه‌ای رنگی با دیوارهای بلند خشتی، درهای چوبی، سقف‌های چوبی و ستون‌هایی نزدیک به ۲۰ متر ارتفاع بود. بخش‌هایی از نقش‌برجسته‌ها رنگ داشتند و آثار رنگ‌دانه هنوز در برخی نقاط شناسایی شده است. سطوح فلزی، پارچه‌ها، پرده‌ها، فرش‌ها و اثاث کاخ‌ها نیز فضای داخلی را با آنچه امروز می‌بینیم کاملاً متفاوت می‌کردند.

در بازسازی معتبر، حجم بناها، محل ستون‌ها و نقشه اتاق‌ها بر شواهد تکیه دارند. رنگ دقیق، چیدمان داخلی، نور و ظاهر افراد بیشتر تفسیری‌اند.

عکس‌های قدیمی بازسازی سه‌بعدی و تصاویر هوش مصنوعی چه تفاوتی دارند؟

عکس آرشیوی سند بصری یک زمان مشخص در دوره معاصر است؛ برای نمونه، عکس‌های مأموریت دانشگاه شیکاگو در دهه ۱۹۳۰ وضعیت محوطه هنگام کاوش را ثبت کرده‌اند. طراحی باستان‌شناختی بر اندازه‌برداری، پلان، بقایای موجود و مقایسه علمی تکیه دارد. بازسازی سه‌بعدی همان فرضیه پژوهشی را به یک مدل فضایی تبدیل می‌کند. تصویر هوش مصنوعی می‌تواند چشمگیر باشد، اما اگر منابع و میزان قطعیت آن مشخص نشود، ارزش تاریخی مستقلی ندارد و باید با برچسب «بازآفرینی تخیلی» منتشر شود.

تاریخچه تخت جمشید؛ چه کسی آن را ساخت و چند سال قدمت دارد؟

تاریخچه تخت جمشید؛ چه کسی آن را ساخت و چند سال قدمت دارد؟

پاسخ کوتاه این است که داریوش اول بنیان‌گذار تخت جمشید بود، اما یک پادشاه به‌تنهایی همه مجموعه را نساخت. پروژه چند نسل ادامه یافت و هر فرمانروا بخش‌هایی را تکمیل یا اضافه کرد. به همین دلیل، آغاز ساخت را نباید با پایان تمام کاخ‌ها یکی گرفت.

آغاز ساخت به فرمان داریوش اول

حدود ۵۱۸ پیش از میلاد، داریوش اول ساخت صفه و نخستین بناهای بزرگ را آغاز کرد. یونسکو نیز همین تاریخ را برای بنیان‌گذاری مجموعه ثبت کرده است. کاخ تچر، آغاز کار آپادانا، خزانه و زیرساخت‌های اولیه با دوره او پیوند دارند. داریوش در کتیبه‌ها از «پارسه» نام می‌برد و بر مشارکت سرزمین‌های گوناگون در ساخت و تزیین بناها تأکید می‌کند.

تخت جمشید تنها پایتخت هخامنشیان نبود؛ شوش، بابل، هگمتانه و پاسارگاد نیز نقش داشتند. مجموعه بیشتر جایگاه نمایش قدرت شاهی و پذیرایی رسمی بود. پیوند آن با آیین‌ها پذیرفتنی است، اما نسبت‌دادن قطعی همه بناها به جشن نوروز پشتوانه کافی ندارد.

نقش خشایارشا و اردشیر یکم در گسترش مجموعه

خشایارشا پروژه‌های پدرش را ادامه داد و بناهای مهمی مانند دروازه ملل و کاخ هدیش را ساخت. او آپادانا را نیز تکمیل کرد و تغییراتی در مسیرهای دسترسی و سازمان فضایی صفه پدید آورد. کتیبه سه‌زبانه دروازه ملل نام خشایارشا را ثبت کرده و می‌گوید این «دروازه همه سرزمین‌ها» به فرمان او ساخته شد.

اردشیر یکم تالار صدستون را که احتمالاً در دوره خشایارشا آغاز شده بود به پایان رساند. شاهان بعدی نیز بنا و تزیینات تازه افزودند؛ فعالیت ساختمانی تا نزدیکی سقوط امپراتوری ادامه داشت.

ساخت کاخ‌ها چقدر طول کشید و چه کسانی در آن مشارکت داشتند؟

ساخت کاخ‌ها چقدر طول کشید و چه کسانی در آن مشارکت داشتند؟

اگر منظور ساخت هسته اصلی مجموعه باشد، چند دهه نخست بیشترین حجم کار را دربر می‌گیرد. اگر تمام توسعه‌های هخامنشی را حساب کنیم، ساخت‌وساز تا اواخر این سلسله ادامه داشت. به همین دلیل، عبارت‌هایی مانند «تخت جمشید در ۶۰ سال ساخته شد» تنها با تعریف محدوده پروژه معنا پیدا می‌کنند و نباید حکم قطعی تلقی شوند.

معماران، سنگ‌تراشان، نجاران و فلزکارانی از بخش‌های مختلف امپراتوری مشارکت داشتند. هنر دربار، سنت‌های ایرانی، ایلامی، میان‌رودانی، مصری و یونانی را در طرحی هماهنگ به کار گرفت.

لوح‌های باروی تخت جمشید اطلاعاتی کم‌نظیر درباره جابه‌جایی کالا، جیره و پرداخت‌های سازمان‌یافته ارائه می‌دهند. بیش از ۲۱۰۰ متن ایلامی منتشرشده نشان می‌دهند که پرداخت مواد غذایی بر اساس مقیاس‌های مشخص انجام می‌شد و اسناد مهرشده، دریافت و تحویل را ثبت می‌کردند. این مدارک از حضور زنان و مردان و گروه‌های کاری مختلف خبر می‌دهند؛ با این حال، تعبیر امروزی «بیمه کارگری» برای آن نظام دقیق نیست. لوح‌ها از جیره، دستمزد کالایی و اداره نیروی کار سخن می‌گویند، نه بیمه به معنای حقوقی امروز.

خط زمانی کوتاه تخت جمشید

زمان رویداد
حدود ۵۱۸ پیش از میلاد آغاز ساخت صفه و کاخ‌ها به فرمان داریوش اول
۴۸۶ تا ۴۶۵ پیش از میلاد ادامه آپادانا، ساخت دروازه ملل و توسعه مجموعه در دوره خشایارشا
۴۶۵ تا ۴۲۴ پیش از میلاد تکمیل و توسعه برخی بناها در دوره اردشیر یکم
۳۳۰ پیش از میلاد تصرف پارسه و آتش‌سوزی بخش‌های کاخ‌ها در لشکرکشی اسکندر
سده‌های میانه تا دوره جدید ویرانه‌ها شناخته‌شده بودند و مسافران و نویسندگان از آن‌ها یاد کردند
۱۹۳۱ تا ۱۹۳۹ کاوش‌های برنامه‌ریزی‌شده دانشگاه شیکاگو به سرپرستی هرتسفلد و سپس اشمیت
۱۹۷۹ میلادی ثبت تخت جمشید در فهرست میراث جهانی یونسکو

چرا نام این مجموعه تخت جمشید است؟

چرا نام این مجموعه تخت جمشید است؟

تخت جمشید به انگلیسی Persepolis نوشته می‌شود. این نام با «پارسه» ارتباط دارد، اما نام فارسی امروز مجموعه از جمشید، پادشاه اسطوره‌ای روایت‌های ایرانی، گرفته شده است. برای فهم درست نام‌ها باید سه دوره را از هم جدا کرد.

پارسه و پرسپولیس چه معنایی دارند؟

«پارسه» نامی است که در کتیبه‌های هخامنشی برای این مکان و سرزمین پارس دیده می‌شود. «پرسپولیس» صورت یونانی نام و در معنای رایج «شهر پارسیان» یا «شهر پارس» است. امروز در پژوهش‌های بین‌المللی و پرونده یونسکو از Persepolis استفاده می‌شود.

جمشید اسطوره‌ای چه ارتباطی با این بنا دارد؟

پس از فراموش‌شدن خط میخی و گسست اطلاعات تاریخی، مردم محلی سازنده واقعی کاخ‌ها را نمی‌شناختند. عظمت صفه، نقش شاه بر تخت و ستون‌های بلند با روایت جمشید در شاهنامه و سنت‌های اسطوره‌ای پیوند خورد. از همین‌جا نام تخت جمشید ماندگار شد.

این نام به معنای دفن جمشید یا وجود تخت واقعی او نیست. کتیبه‌ها و داده‌های باستان‌شناسی، مجموعه را به شاهان هخامنشی پیوند می‌دهند.

داخل مجموعه چه ببینیم راهنمای کاخ‌ها و بناهای اصلی

برای بازدید خوب، بناها را فقط به شکل چند ستون و سنگ جدا نبینید. هر بخش کارکردی در مسیر ورود، پذیرایی، نمایش قدرت، سکونت یا اداره مجموعه داشت. ترتیب زیر تقریباً با مسیر طبیعی بازدید هماهنگ است.

پلکان ورودی و دروازه ملل

پلکان ورودی و دروازه ملل

  • این بنا چیست؟ پلکان دوطرفه ورودی، بازدیدکننده را از سطح دشت به صفه می‌رساند. هر بازو ۱۱۱ پله کم‌ارتفاع دارد. پس از آن، دروازه ملل قرار گرفته؛ تالاری چهارستونی که خشایارشا ساخت و ورودی اصلی تشریفاتی مجموعه بود.
  • چه چیزی باقی مانده؟ پله‌ها، بخش بزرگی از جرزهای سنگی، گاوهای عظیم در ورودی غربی، موجودات بالدار با سر انسانی در خروجی شرقی و چند ستون هنوز دیده می‌شوند.
  • به چه جزئیاتی توجه کنیم؟ کم‌ارتفاع‌بودن پله‌ها حرکت آرام جمعیت و افراد با لباس‌های بلند را آسان می‌کرد. ادعای رایج بالا رفتن سواران با اسب جذاب است، اما مدرک قطعی ندارد. در دروازه، کتیبه سه‌زبانه خشایارشا و تفاوت نگهبانان سنگی دو سمت را ببینید.

آپادانا و پلکان نقش‌برجسته آن

آپادانا و پلکان نقش‌برجسته آن

  • این بنا چیست؟ آپادانا تالار بزرگ بارعام داریوش و خشایارشا بود. تالار مرکزی ۳۶ ستون داشت و سه ایوان هرکدام با ۱۲ ستون، شمار کل ستون‌ها را به ۷۲ می‌رساندند. ارتفاع ستون‌ها نزدیک ۲۰ متر بود.
  • چه چیزی باقی مانده؟ شماری از ستون‌ها، پایه‌ها، پلکان‌ها و نقش‌برجسته‌های بسیار سالم باقی مانده‌اند. پلکان شرقی به دلیل مدفون‌شدن زیر آوار خشتی، بهتر از پلکان شمالی حفظ شد.
  • به چه جزئیاتی توجه کنیم؟ هیئت‌های نمایندگی را از روی پوشش، موی سر، هدایا و حیواناتشان دنبال کنید. دست‌گرفتن راهنمای مادی توسط مأمور پارسی یا مادی بیشتر صحنه هدایت محترمانه را نشان می‌دهد تا کشاندن اسیر. مرز میان اقوام با درخت سرو جدا شده و نظم صف‌ها بخشی از پیام سیاسی تصویر است.

تچر کاخ اختصاصی داریوش

تچر کاخ اختصاصی داریوش

  • این بنا چیست؟ تچر کاخ کوچک‌تر و خصوصی داریوش بود و به دلیل سنگ‌های صیقلی‌اش گاهی «کاخ آینه» نامیده می‌شود. ساخت آن در دوره داریوش آغاز شد و خشایارشا بخش‌هایی را کامل کرد.
  • چه چیزی باقی مانده؟ چارچوب‌های سنگی درها و پنجره‌ها، بخشی از دیوارها، پلکان و نقش شاه و خدمتکاران پابرجا مانده‌اند. دیوارهای خشتی و سقف چوبی از بین رفته‌اند.
  • به چه جزئیاتی توجه کنیم؟ سطح صاف سنگ‌ها، نقش خدمتکارانی که حوله یا ظرف حمل می‌کنند و کتیبه‌های چند دوره را بررسی کنید. نوشته‌های متأخر نشان می‌دهند بنا پس از هخامنشیان نیز دیده می‌شد و بازدیدکنندگان بر آن اثر گذاشته‌اند.

هدیش و کاخ سه‌در

هدیش و کاخ سه‌در

  • این بنا چیست؟ هدیش کاخ خشایارشا در بخش مرتفع‌تر صفه بود. کاخ سه‌در یا تالار شورا، فضای ارتباطی میان بناهای عمومی و خصوصی به شمار می‌رفت و سه ورودی اصلی داشت.
  • چه چیزی باقی مانده؟ از هدیش بیشتر پایه‌ها، پلکان‌ها و چارچوب‌های سنگی مانده و آسیب آتش در آن محسوس است. در کاخ سه‌در، نقش شاه، ولیعهد، بزرگان و تخت‌بران روی جرزها قابل مشاهده‌اند.
  • به چه جزئیاتی توجه کنیم؟ در هدیش اختلاف سطح و جایگاه آن نسبت به دیگر کاخ‌ها را ببینید. در سه‌در، به مقیاس شاه و دیگر افراد و همچنین مردمانی توجه کنید که تخت را حمل می‌کنند؛ تصویر می‌خواهد پادشاهی را متکی بر مجموعه سرزمین‌های امپراتوری نشان دهد.

تالار صدستون و خزانه

تالار صدستون و خزانه

  • این بنا چیست؟ تالار صدستون یا تالار تخت، فضایی بزرگ با شبکه ده در ده ستون بود. ساخت آن احتمالاً در دوره خشایارشا آغاز و در زمان اردشیر یکم کامل شد. خزانه محل نگهداری اشیای ارزشمند، کالاها و بخشی از امور اداری بود.
  • چه چیزی باقی مانده؟ پایه ستون‌ها، درگاه‌های سنگی و نقش‌های تالار صدستون دیده می‌شوند. در خزانه، نقشه اتاق‌ها و حیاط‌ها مشخص است و یافته‌های مهمی مانند لوح‌ها و نقش‌های منتقل‌شده آپادانا در آن کشف شد.
  • به چه جزئیاتی توجه کنیم؟ درگاه‌های تالار صدستون صحنه شاه، نگهبانان و نبرد نمادین با جانوران را نشان می‌دهند. در خزانه به وسعت انبارها و مسیرهای محدود ورود دقت کنید؛ معماری کارکرد امنیتی داشته است.

آرامگاه‌های شاهی و موزه

آرامگاه‌های شاهی و موزه

  • این بخش چیست؟ دو آرامگاه کامل و یک آرامگاه ناتمام در دامنه کوه مشرف به صفه قرار دارند. دو آرامگاه کامل معمولاً به اردشیر دوم و اردشیر سوم نسبت داده می‌شوند و بنای ناتمام را گاه برای داریوش سوم می‌دانند؛ این نسبت‌ها در همه جزئیات قطعی نیستند. آرامگاه داریوش اول و چند شاه دیگر در نقش رستم، نه داخل صفه تخت جمشید، قرار دارد.
  • چه چیزی باقی مانده؟ نمای صلیبی‌شکل آرامگاه‌ها، نقش شاه در برابر آتشدان و ردیف تخت‌بران دیده می‌شود. موزه تخت جمشید نیز در بنای بازسازی‌شده‌ای معروف به حرمسرای خشایارشا قرار گرفته و مجموعه‌ای از یافته‌های محوطه را نمایش می‌دهد.
  • به چه جزئیاتی توجه کنیم؟ بالا رفتن تا محدوده مجاز آرامگاه‌ها نمای کلی صفه را روشن می‌کند. پیش از حرکت، بازبودن مسیر و ساعت موزه را بررسی کنید؛ زمان فعالیت موزه ممکن است کوتاه‌تر از محوطه باشد.

بناهای کمتر شناخته‌شده

بنا معرفی کوتاه نکته بازدید
دروازه ناتمام ورودی بزرگی که احتمالاً در اواخر دوره هخامنشی در حال ساخت بود آثار فرایند نیمه‌تمام سنگ‌تراشی را می‌توان دید
کاخ G بقایای کاخی در بخش جنوبی صفه که شناسایی کارکرد دقیق آن دشوار است پلان بنا را با نقشه محوطه دنبال کنید
کاخ H بنایی در غرب هدیش با قطعات نقش‌برجسته جابه‌جا یا دوباره‌استفاده‌شده برای فهم تغییرات متأخر مجموعه مفید است
محل استقرار سربازان فضاهایی نزدیک تالارها و مسیرهای کنترل‌شده نشان می‌دهد مجموعه فقط کاخ پذیرایی نبود
چاه سنگی گودالی عمیق در دامنه کوه، مرتبط با مدیریت آب از لبه و محدوده حفاظتی فاصله بگیرید

معماری تخت جمشید این مجموعه چگونه ساخته شد؟

شهرت جهانی معماری تخت جمشید از اندازه بناها تنها نمی‌آید. مهندسان هخامنشی یک برآمدگی طبیعی را تراشیدند، بخش‌هایی را با دیوار و خاک‌ریز گسترش دادند، آب باران را از زیر کاخ‌ها عبور دادند و سقف‌های وسیع را روی ستون‌های باریک و بلند نشاندند.

صفه سنگی مصالح و اتصال قطعات

صفه سنگی مصالح و اتصال قطعات

صفه حدود ۱۳ هکتار وسعت دارد و ترکیبی از بستر طبیعی کوه و بخش‌های ساخته‌شده است. کار با هموارکردن سنگ طبیعی، ایجاد دیوارهای حائل و پرکردن اختلاف سطح پیش رفت. بعضی بلوک‌های سنگ آهک از معدن‌های نزدیک تأمین شدند؛ نشانه‌های برش در معدن‌های اطراف هنوز اطلاعاتی درباره روش جداکردن سنگ می‌دهند.

بست‌های فلزی، گیره‌های دم‌چلچله‌ای و اتصال دقیق سطوح، بسیاری از قطعات را کنار هم نگه می‌داشتند. در برخی نقاط اطراف بست سرب می‌ریختند؛ بیرون‌کشیدن فلزات در دوره‌های بعد به سنگ‌ها آسیب زد.

بخش عمده دیوارها خشتی بود و روی آن اندود می‌آمد. چوب برای سقف‌ها، تیرها و درها کاربرد داشت. پس تعبیر «تخت جمشید خشتی» کاملاً غلط نیست، اما ناقص است؛ مجموعه معماری ترکیبی داشت و آنچه امروز مانده بیشتر اجزای سنگی بادوام آن است.

ستون‌ها سرستون‌ها و سقف کاخ‌ها

ستون‌های بلند فضای بزرگ و نسبتاً بازی می‌ساختند. سرستون‌های دوگانه به شکل گاو، شیر یا جانوران ترکیبی محل تکیه تیرهای چوبی بودند. تنه باریک ستون‌ها ممکن است در نگاه اول برای سقف عظیم ناکافی به نظر برسد، ولی سبک‌ترکردن سازه چوبی سقف و توزیع بار، استفاده از ستون‌های کشیده را ممکن می‌کرد.

سقف‌های چوبی با آتش و پوسیدگی از بین رفتند و دیوارهای خشتی نیز فرو ریختند. امروز پایه‌ها و ستون‌های سنگی پلان را نشان می‌دهند، نه حجم کامل اتاق‌ها را.

آبراهه‌ها و مدیریت آب باران

پیش از برپایی بسیاری از کاخ‌ها، شبکه‌ای از کانال‌ها و آبراهه‌های زیرزمینی در صفه ایجاد شد. آب باران از بام‌ها و حیاط‌ها به مجراها می‌رسید و به بیرون هدایت می‌شد. بخشی از کانال‌ها در سنگ کوه تراشیده شده و دسترسی به آن‌ها از راه دهانه‌های عمودی ممکن بود.

این شبکه فاضلاب شهری به معنای امروز نبود؛ روان‌آب را کنترل می‌کرد و از جمع‌شدن آب زیر بناها جلوگیری می‌کرد.

نقش‌برجسته‌ها و کتیبه‌ها چه می‌گویند؟

نقش‌برجسته‌ها و کتیبه‌ها چه می‌گویند؟

نقش‌برجسته‌های تخت جمشید را می‌توان رسانه رسمی دربار هخامنشی دانست. این تصاویر گزارش روزمره یا عکس یک رویداد مشخص نیستند؛ نظمی آرمانی را نمایش می‌دهند که در آن شاه در مرکز قرار دارد و گروه‌های مختلف با پوشش و هدیه‌های متمایز در کنار یکدیگر دیده می‌شوند.

هیئت‌های نمایندگی و صحنه‌های بارعام

روی پلکان آپادانا معمولاً ۲۳ هیئت از سرزمین‌های گوناگون شناسایی می‌شوند. تشخیص آن‌ها بر لباس، کلاه، مدل مو، سلاح، ظروف، پارچه‌ها و حیوانات تکیه دارد. مصری‌ها، لیدیایی‌ها، بلخی‌ها، هندی‌ها و گروه‌های دیگر در این صف‌ها معرفی شده‌اند، هرچند درباره هویت بعضی گروه‌ها اختلاف نظر وجود دارد.

اشیای همراه هیئت‌ها گاهی «خراج» و گاهی «هدیه» خوانده می‌شوند؛ تصویر نوع حقوقی پرداخت را ثابت نمی‌کند. پیام روشن‌تر، نمایش تنوع سرزمین‌ها در نظمی شاهنشاهی است.

شیر و گاو گل نیلوفر و جانوران ترکیبی

صحنه شیر در حال حمله به گاو بارها تکرار شده است. تعبیر مشهور آن را نماد نوروز، غلبه خورشید یا تغییر فصل می‌داند، اما این معنا قطعی نیست. می‌توان نقش را بیان چرخه قدرت، چیرگی یا یک مضمون کهن سلطنتی دانست. بهتر است میان چیزی که واقعاً روی سنگ دیده می‌شود و معنایی که پژوهشگر پیشنهاد می‌کند فاصله بگذاریم.

گل‌هایی شبیه نیلوفر یا رزت نیز در دست افراد و حاشیه‌ها دیده می‌شوند. شمار گلبرگ‌ها و تکرار نقش توجه‌برانگیز است، ولی پیوند قطعی هر نمونه با تقویم یا آیینی مشخص نیاز به مدرک دارد. گاوهای بالدار، شیرها و موجودات ترکیبی در دروازه‌ها و سرستون‌ها هم نقش نگهبان، قدرت و شکوه سلطنتی را القا می‌کنند و هم وام‌گیری و بازآفرینی سنت‌های هنری امپراتوری را نشان می‌دهند.

سنگ‌نوشته‌های شاهی و لوح‌های اداری

کتیبه‌های شاهی بیشتر نام پادشاه، نسب او، ستایش اهورامزدا، فهرست سرزمین‌ها و شرح ساخت بنا را ثبت می‌کنند. بسیاری از آن‌ها سه‌زبانه‌اند: فارسی باستان، ایلامی و بابلی. همین متن‌ها در شناسایی نام سازندگان و کارکرد بخش‌ها اهمیت زیادی دارند.

لوح‌های اداری جنس دیگری دارند. لوح‌های بارو و خزانه، ثبت جیره، پرداخت، سفر، تحویل کالا و فعالیت مقام‌ها را در خود نگه داشته‌اند. بیشتر لوح‌های بارو به زبان ایلامی‌اند، اما اسناد و نشانه‌هایی به آرامی و زبان‌های دیگر هم وجود دارد. تفاوت مهم اینجاست: کتیبه شاهی صدای رسمی پادشاه را منتقل می‌کند، ولی لوح اداری سازوکار روزمره حکومت را نشان می‌دهد.

چه کسی تخت جمشید را ویران کرد و چرا

چه کسی تخت جمشید را ویران کرد و چرا

سپاه اسکندر مقدونی در سال ۳۳۰ پیش از میلاد پارسه را تصرف کرد و بخشی از کاخ‌ها در آتش سوخت. شواهد آتش‌سوزی، لایه‌های سوخته و گزارش‌های تاریخی اصل رویداد را تأیید می‌کنند؛ اما درباره انگیزه دقیق اسکندر روایت واحدی وجود ندارد.

حمله اسکندر و آتش‌سوزی کاخ‌ها

آغاز لشکرکشی اسکندر به قلمرو هخامنشی با زمان رسیدن او به تخت جمشید یکی نیست. جنگ از سال ۳۳۴ پیش از میلاد شروع شد و پس از شکست‌های داریوش سوم، اسکندر در زمستان ۳۳۰ پیش از میلاد به پارسه رسید. خزانه مجموعه ثروت عظیمی داشت و انتقال غنایم طبق روایت‌ها به نیروی حمل‌ونقل فراوان نیاز پیدا کرد.

چند ماه بعد، کاخ‌ها آتش گرفتند. سقف‌ها و تیرهای چوبی آتش را گسترش دادند و گرما به سنگ‌ها آسیب زد. با این حال، همه شهر و همه بناها یکباره محو نشدند. بخش‌هایی از محوطه پس از سقوط هخامنشیان نیز استفاده شدند و ویرانه‌ها طی قرن‌ها در معرض فرسایش، برداشت سنگ و رسوب قرار گرفتند.

درباره انگیزه آتش‌زدن چه روایت‌هایی وجود دارد؟

آریان آتش‌زدن را اقدامی عمدی و انتقام حمله خشایارشا به یونان معرفی می‌کند. دیودور و پلوتارک روایتی نمایشی‌تر نقل می‌کنند: در یک بزم، زنی آتنی به نام تائیس پیشنهاد آتش‌زدن کاخ را داد و جمع با مشعل حرکت کرد. برخی روایت‌ها از پشیمانی بعدی اسکندر سخن می‌گویند.

مورخان جدید این احتمال‌ها را در کنار هم بررسی می‌کنند: انتقام نمادین، تصمیم سیاسی برای پایان‌دادن به مرکز مشروعیت هخامنشی، رفتار ناشی از بزم یا ترکیبی از آن‌ها. فاصله زمانی نویسندگان با رویداد و تفاوت روایت‌ها اجازه نمی‌دهد یکی را با اطمینان کامل حقیقت نهایی بدانیم. قطعیت ما درباره وقوع آتش بیشتر از قطعیت درباره انگیزه آن است.

چرا بخش‌هایی از بنا زیر خاک بود و کاوش‌ها چگونه انجام شد؟

چرا بخش‌هایی از بنا زیر خاک بود و کاوش‌ها چگونه انجام شد؟

تخت جمشید در قرن بیستم ناگهان «کشف» نشد. ستون‌ها و دیوارهای آن قرن‌ها از دشت دیده می‌شدند و مسافران، جغرافی‌دانان و هنرمندان از ویرانه‌ها نوشته یا تصویر تهیه کرده بودند. آنچه در دهه ۱۹۳۰ تغییر کرد، آغاز کاوش علمی و برنامه‌ریزی‌شده در مقیاس بزرگ بود.

تفاوت شناخته‌بودن ویرانه‌ها با کاوش علمی

پس از آتش‌سوزی، سقف چوبی و دیوارهای خشتی فرو ریختند. آوار، گل حاصل از خشت‌ها، گردوغبار و رسوبات بخش‌هایی از پلکان‌ها و اتاق‌ها را پوشاند. همین پوشش گاهی نقش‌برجسته‌ها را از باد، باران و دستکاری محافظت کرد. پلکان شرقی آپادانا نمونه مهمی است که به دلیل مدفون‌بودن، جزییات بیشتری حفظ کرده بود.

مسافران قرن‌ها ستون‌ها و کتیبه‌ها را توصیف می‌کردند. پس بخش‌هایی زیر آوار بود، نه اینکه کل مجموعه ناپدید شده باشد.

عکس‌های تاریخی و فعالیت هرتسفلد و اشمیت

ارنست هرتسفلد در سال ۱۹۳۱ مدیر نخستین مأموریت میدانی مؤسسه شرق‌شناسی دانشگاه شیکاگو در تخت جمشید شد. تیم او پلکان شرقی آپادانا، پلکان کاخ سه‌در و بخش معروف به حرمسرای خشایارشا را کاوش کرد. هرتسفلد در ۱۹۳۳ به مجموعه بزرگی از لوح‌های بارو دست یافت.

اریش اشمیت از ۱۹۳۴ کار را ادامه داد و تا ۱۹۳۹ کاوش‌های گسترده، نقشه‌برداری و عکاسی هوایی انجام داد. عکس‌های سیاه‌وسفید این مأموریت منبع مهمی برای مقایسه وضعیت بناها و روند کاوش‌اند. پس از آن، باستان‌شناسان و مرمتگران ایرانی و گروه‌های علمی دیگر حفاظت و پژوهش را ادامه دادند.

مرمت امروز با بازسازی کامل گذشته چه تفاوتی دارد؟

هدف مرمت امروزی حفظ ماده تاریخی، پایدارکردن قطعات و جلوگیری از آسیب بیشتر است. گاهی قطعات اصلی پراکنده دوباره در جای خود نصب می‌شوند؛ این روش را آناستیلوز می‌نامند. بازسازی کامل با مصالح نو می‌تواند مرز میان اثر اصیل و حدس جدید را مخدوش کند، به همین دلیل در محوطه‌ای مانند تخت جمشید با احتیاط انجام می‌شود.

مدل سه‌بعدی آزادی بیشتری دارد، چون بدون دست‌زدن به بنا فرضیه‌ها را نمایش می‌دهد و قابل اصلاح است. در بازدید حضوری باید انتظار دیدن ویرانه حفاظت‌شده را داشت، نه نسخه نوساز کاخ‌های هخامنشی.

تفاوت تخت جمشید و پاسارگاد چیست؟

تفاوت تخت جمشید و پاسارگاد چیست؟

تخت جمشید و پاسارگاد دو مجموعه مستقل هخامنشی‌اند. پاسارگاد با کوروش بزرگ و نخستین پایتخت دودمانی پیوند دارد؛ تخت جمشید را داریوش اول بنیان گذاشت و شاهان بعدی گسترش دادند. آرامگاه کوروش در پاسارگاد قرار دارد، نه تخت جمشید.

معیار تخت جمشید پاسارگاد
موقعیت دامنه کوه رحمت، شهرستان مرودشت دشت پاسارگاد، شهرستان پاسارگاد
بنیان‌گذار اصلی داریوش اول کوروش بزرگ
آغاز شکل‌گیری حدود ۵۱۸ پیش از میلاد سده ششم پیش از میلاد، پیش از تخت جمشید
ساختار فضایی صفه متراکم با کاخ‌ها و تالارهای بزرگ مجموعه‌ای بازتر از کاخ‌ها، باغ‌ها و بناهای پراکنده
بناهای شاخص دروازه ملل، آپادانا، تچر، تالار صدستون آرامگاه کوروش، کاخ دروازه، کاخ بارعام، کاخ اختصاصی و باغ شاهی
آرامگاه کوروش ندارد در این مجموعه قرار دارد
ثبت جهانی ۱۹۷۹ میلادی ۲۰۰۴ میلادی

فاصله جاده‌ای دو مجموعه با مسیر انتخابی حدود ۷۵ تا ۸۵ کیلومتر است و رانندگی معمولاً نزدیک یک ساعت طول می‌کشد. می‌توان هر دو را در یک روز دید، اما برنامه مناسب باید صبح زود شروع شود. اگر نقش رستم را هم اضافه کنید، روز فشرده می‌شود. برای دیدن دقیق نقش‌برجسته‌ها و موزه تخت جمشید، بهتر است دست‌کم دو تا سه ساعت به این محوطه اختصاص دهید.

راهنمای بازدید ساعت کاری بلیط و بهترین زمان رفتن

همه روزه از ساعت ۸:۰۰ صبح تا ۶ بعد از ظهر می‌توانید از این مجموعه بازدید کنید. گیشه بلیت‌فروشی معمولاً ۳۰ الی ۴۵ دقیقه قبل از پایان ساعت کار مجموعه بسته می‌شود؛ بنابراین پیشنهاد می‌شود برنامه خود را به اواخر وقت موکول نکنید.

قیمت بلیط و روش تهیه آن

بلیط این مجموعه برای بازدیدکنندگان ایرانی در حال حاضر 40 هزار تومان است.علاوه بر روش آنلاین، کیوسک‌های الکترونیکی و باجه‌های فروش حضوری نیز در ورودی مجموعه تخت جمشید مستقر هستند تا در صورت عدم دسترسی به اینترنت بتوانید بلیط خود را در محل تهیه کنید.

آب‌وهوا زمان مناسب و وسایل همراه

بهار، به‌ویژه فروردین و اردیبهشت، هوای مطبوع‌تری دارد اما تعطیلات نوروز شلوغ است. اوایل پاییز نیز برای بازدید مناسب خواهد بود. تابستان دشت مرودشت آفتاب شدید و سایه کمی دارد؛ صبح زود یا نزدیک عصر بروید. زمستان ممکن است باد، سرما و بارش برنامه را دشوار کند.

کفش مناسب پیاده‌روی، کلاه لبه‌دار، ضدآفتاب، آب آشامیدنی و لباس متناسب با باد همراه داشته باشید. سطح محوطه در همه بخش‌ها یکدست نیست و پله، سنگ و شیب دارد. سه‌پایه، تجهیزات حرفه‌ای، پهپاد یا عکاسی تجاری ممکن است به مجوز نیاز داشته باشد.

برای کودک، زمان بازدید را کوتاه‌تر و تعاملی کنید؛ پیدا کردن حیوانات، نوع پوشش هیئت‌ها و شکل سرستون‌ها جذاب‌تر از توضیح طولانی تاریخ پادشاهان است. سالمندان یا افرادی که محدودیت حرکتی دارند بهتر است مسیر اصلی را انتخاب کنند و صعود به آرامگاه‌های کوه را از برنامه حذف کنند. دسترسی دقیق بخش‌ها ممکن است با عملیات حفاظتی تغییر کند.

مسیر بازدید کوتاه و مسیر کامل‌تر

  • مسیر کوتاه ۹۰ تا ۱۲۰ دقیقه‌ای: پلکان اصلی، دروازه ملل، آپادانا و پلکان شرقی، کاخ تچر، نمای کلی کاخ سه‌در و بازگشت. این مسیر مهم‌ترین تجربه‌های بصری را پوشش می‌دهد و برای گرمای شدید، خانواده دارای کودک یا زمان محدود مناسب‌تر است.
  • مسیر کامل سه تا چهار ساعته: پلکان اصلی، دروازه ملل، آپادانا، تچر، هدیش، کاخ سه‌در، خزانه، تالار صدستون، دروازه ناتمام، موزه و در صورت بازبودن مسیر، آرامگاه‌های کوه. ترتیب دقیق را با مسیرهای مجاز همان روز هماهنگ کنید؛ برخی نقاط ممکن است برای مرمت بسته باشند.

جمع‌بندی

تخت جمشید در شهرستان مرودشت استان فارس قرار دارد و حدود یک ساعت با شیراز فاصله دارد. داریوش اول ساخت آن را حدود ۵۱۸ پیش از میلاد آغاز کرد؛ خشایارشا، اردشیر یکم و شاهان بعدی بناهای تازه‌ای به آن افزودند. آنچه امروز باقی مانده، اسکلت سنگی بخشی از مجموعه‌ای بسیار کامل‌تر با دیوارهای خشتی، سقف‌های چوبی، رنگ، فلز، پارچه و اثاث است.

برای شناخت تخت جمشید باید سه لایه را هم‌زمان دید: معماری کاخ‌ها، پیام سیاسی نقش‌برجسته‌ها و زندگی اداری ثبت‌شده روی لوح‌ها. بازدید دو تا چهار ساعته، همراه با پلان محوطه و توجه به تفاوت شواهد و بازسازی‌ها، تصویر دقیق‌تری از پارسه می‌سازد. ساعت کار و قیمت بلیت متغیرند؛ پیش از حرکت اطلاعیه روز را بررسی کنید و اگر زمان دارید، نقش رستم را نیز در همان برنامه قرار دهید.

سوالات متداول در مورد تخت جمشید
تخت جمشید در شیراز است یا مرودشت؟
این مجموعه در شهرستان مرودشت استان فارس قرار دارد. نام «تخت جمشید شیراز» رایج است، اما بنا داخل شهر شیراز نیست و از مرکز شیراز حدود ۶۰ تا ۷۰ کیلومتر فاصله جاده‌ای دارد.
تخت جمشید را کوروش ساخت یا داریوش؟
آغاز ساخت تخت جمشید به فرمان داریوش اول بود و جانشینان او مجموعه را گسترش دادند. کوروش بزرگ با پاسارگاد ارتباط دارد و آرامگاه او نیز در همان مجموعه قرار گرفته است.
آیا عکس واقعی از تخت جمشید قبل از ویرانی وجود دارد؟
خیر. در دوره هخامنشی عکاسی وجود نداشت. تصاویر بنای سالم، بازسازی پژوهشی، مدل سه‌بعدی یا اثر هنری‌اند. عکس‌های آرشیوی فقط وضعیت ویرانه‌ها را در دوره معاصر نشان می‌دهند و تصاویر مولد باید «بازآفرینی تخیلی» نام‌گذاری شوند.
تخت جمشید همان پرسپولیس است؟
بله. Persepolis نام شناخته‌شده تخت جمشید در زبان‌های غربی است و با نام تاریخی پارسه ارتباط دارد. پاسارگاد مجموعه‌ای جداگانه و قدیمی‌تر است.
آیا تخت پادشاهان در مجموعه باقی مانده است؟
نباید انتظار دیدن یک تخت سالم متعلق به جمشید یا شاهان هخامنشی را داشت. نقش شاه روی تخت و صحنه تخت‌بران در سنگ‌نگاره‌ها دیده می‌شود، اما تخت چوبی یا فلزی کامل از کاخ‌ها باقی نمانده است.
آیا برای بازدید از تخت جمشید و پاسارگاد یک بلیط کافی است؟
خیر؛ این‌ها دو مجموعه مستقل‌اند و معمولاً بلیت جدا دارند. اگر طرح بلیت ترکیبی یا تخفیف خاصی اجرا شود، باید هنگام برنامه‌ریزی از سامانه رسمی یا گیشه مجموعه بررسی شود.

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X