نقد و بررسی بازی Reanimal؛ وقتی انسان حیوان می‌شود

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۰ دقیقه
نقد و بررسی بازی Reanimal

بازی Reanimal، اثر جدید تارسیر استودیوز (Tarsier Studios)، نه تنها اصول سری لیتل نایتمرز (Little Nightmares) را حفظ کرده بلکه آن‌ها را به یک افسانه درباره‌ی خشونت انسانی تبدیل می‌کند.

دورانی که بازی‌هایی مثل اولین قسمت لیتل نایتمرز از تارسیر حسی کاملا اورجینال و تازه داشتند، مدت‌هاست گذشته است. لیتل نایتمرز نمایانگر شیوه خاصی از روایت وحشت از دید کودکان شد که به‌ شدت با هویت بصری و نوع طراحی ماجراجویی‌اش گره خورد. با این حال، پلتفرمرهای معمایی با حال‌وهوای این چنینی که بعضی آن را «وحشت کودکانه» (Charming horror) می‌نامند، هنوز هم جذابیت خاص خودشان را دارند. این ترکیب متناقض، به‌ خوبی حس همزمان دوست‌داشتنی و در عین حال چندش‌آوری را توصیف می‌کند که لیتل نایتمرز به‌ طور مداوم منتقل می‌کند.

بعد از اینکه تارسیر دنیای ساخته‌شده خود را به سوپرمسیو گیمز (Supermassive Games) واگذار کرد، حالا با یک آی‌پی جدید بازگشته است. اما از همان دقایق ابتدایی متوجه می‌شوید که انتظار یک تغییر اساسی و رادیکال، ساده‌لوحانه است. در واقع، اگر کسی به من بدون هیچ پیش‎‌زمینه‌ای می‌گفت که دوباره به دنیای The Nowhere در لیتل نایتمرز برگشته‌ام، احتمالا بدون تردید حرفش را باور می‌کردم. اگر در سال‌های ۲۰۱۷ و ۲۰۲۱ ماجراجویی‌های سیکس و مونو را تجربه کرده باشید، می‌توانید تصور بسیار روشنی از چیزی که در این جانشین معنوی پیدا خواهید کرد داشته باشید؛ هم از جنبه‌های مثبت و هم منفی. از نظر مثبت، چون این فرمول هنوز هم بسیار خوب کار می‌کند و از نظر منفی، چون چندان نوآورانه نیست. برای درک بهتر این موضوع، در ادامه‌ی مطلب همراه ما باشید.

نقد و بررسی بازی Reanimal

روایتی مبهم از دنیایی بی‌رحم

مانند آثار قبلی، Reanimal یک افسانه با فضایی بسیار تاریک است که روایت آن بیشتر بر تفسیر شخصی تکیه دارد و تقریبا هیچ دیالوگی در آن وجود ندارد. از آنجایی که توضیح مستقیمی ارائه نمی‌شود، بنابراین باید خودتان اتفاقات و حتی تروماهای کودکی‌ای را که ممکن است باعث این رویدادها شده باشند، تصور کنید. داستان حول دو خواهر و برادر نقاب‌دار می‌چرخد که باید سه دوست خود را نجات دهند و از یک جزیره‌ی جهنمی فرار کنند. با این حال، این دو کودک که حتی نامی هم ندارند، کاریزمای سیکس در لیتل نایتمرز را ندارند؛ شخصیتی که با بارانی زردش بسیار بیشتر در ذهن می‌ماند. فقط دخترک تا حدی می‌تواند از نظر جذابیت به او نزدیک شود.

با این وجود، همین موضوع زمینه را برای یک روایت خاص فراهم می‌کند که در آن مفاهیمی مثل آب، یک چاه و مهم‌تر از همه مجموعه‌ای از حیوانات مانند پلیکان‌ها، عنکبوت‌ها، خوک‌ها یا گوسفندها نقش کلیدی دارند. جالب اینجاست که این حیوانات از خود کودکان هم کاریزماتیک‌تر هستند. همه‌ی این‌ها با استفاده‌های گهگاهی و اغراق‌آمیز از رنگ قرمز همراه شده، چیزی که حتی در لوگوی بازی هم به آن اشاره شده است. در مجموع، همه‌چیز کمی مبهم به نظر می‌رسد، حتی پایان بازی که کاملا به برداشت شخصی هر بازیکن وابسته است. اما نقدی که به خشونت انسانی وارد می‌شود کاملا واضح است؛ اینکه انسان‌ها اغلب مانند حیوانات رفتار می‌کنند و آن عقلانیتی که از آن‌ها انتظار می‌رود را کنار می‌گذارند؛ چیزی که اوج آن را می‌توان در جنگ دید. از این نظر، بازی تا حدی یادآور مزرعه‌ی حیوانات است.

نقد و بررسی بازی Reanimal

به طور کلی بازی از همان اصل قدیمی تارسیر پیروی می‌کند یعنی «نشان بده، توضیح نده». اما گاهی فقط نشان دادن کافی نیست و در نتیجه، با وجود تصاویر چشم‌نواز و قدرت بصری انکارناپذیر این استودیو، داستان Reanimal بدون ارائه‌ی پاسخ‌های زیاد آغاز و پایان می‌یابد. البته اگر بخواهیم کمی منصفانه نگاه کنیم، باید گفت داستان‌های این استودیو همیشه از یک نقطه مبهم و تقریبا غیرقابل درک شروع می‌شوند یعنی عنصری اولیه که لحن روایت را شکل می‌دهد، سرنخ‌هایی می‌کارد و با تصاویر قدرتمندش تاثیر می‌گذارد.

سپس در آثار بعدی، این پازل به‌تدریج کامل‌تر می‌شود. ما هم دنیای لیتل نایتمرز را از طریق آثار جانبی و ادامه‌ها بهتر شناختیم. از این نظر، Reanimal هم به‌نظر می‌رسد که اولین قدم جالب در جهانی جدید باشد که در آن احساسی خاص که وقتی با چیزی همزمان آشنا و بیگانه روبه‌رو می‌شوید را تجربه می‌کنید.

نقد و بررسی بازی Reanimal

متاسفانه تیتراژ پایانی خیلی زود از راه می‌رسد. مسئله فقط کوتاه بودن بازی نیست، بلکه روند اوج‌گیری داستان هم چندان رضایت‌بخش نیست. بازی بعد از یک بخش بسیار هیجان‌انگیز، شاید بهترین قسمت کل Reanimal، به پایان می‌رسد، اما این پایان کمی ناگهانی و ناتمام به نظر می‌رسد. به شخصه دوست داشتم که یک پایان‌بندی بهتر یا حتی یک پیچش داستانی مهم ببینم که کمی به وقایع بازی معنا بدهد. اما Reanimal در این زمینه بسیار کم‌حرف است.

وقت مبارزه است!

روند بازی Reanimal کاملا از الگوی دو اثر قبلی تارسیر پیروی می‌کند و ترکیبی سرگرم‌کننده و متنوع از اکتشاف، پلتفرمینگ، مخفی‌کاری و پازل ارائه می‌دهد. هرچند که بخش پازل کمرنگ‌تر از بقیه‌ی بخش‌هاست. بخش ابتدایی Reanimal، با وجود برخی لحظات که ریتم کندی دارند، بسیار شبیه لیتل نایتمرز است. مشکل ریتم به ساختاری برمی‌گردد که بر پایه تنش و رهایی بنا شده؛ الگویی قدیمی که بین لحظات اضطراب‌آور (اکتشاف و مخفی‌کاری) و لحظات تعقیب و درگیری با موجودات جزیره جابه‌جا می‌شود. شاید مشکل این باشد که بخش‌های مبتنی بر تنش به‌ اندازه صحنه‌های اکشن خوب ساخته نشده‌اند.

نقد و بررسی بازی Reanimal

محیط‌ها معمولاً نورپردازی بسیار کمی دارند و گاهی فقط با نورهای نئونی روشن می‌شوند. با این حال، شباهت‌ها به آثار قبلی با نوعی پختگی بیشتر همراه شده‌اند و در نتیجه دوربین پویاتر است، فضاها بزرگ‌تر شده‌اند و کارگردانی صحنه‌ها بهتر به نظر می‌رسد. این بازی با اینکه در دسته‌ی آثار ماجراجویی ترسناک قرار می‌گیرد و درجه‌بندی سنی مثبت 18 دارد، اما در عمل آن‌قدرها هم ترسناک نیست. در بازی بخش‌های مختلف از طریق مناطق دریایی به هم متصل شده‌اند و شما با یک قایق پارویی بین آن‌ها جابه‌جا می‌شوید. همچنین عنصر اکشن پررنگ‌تر شده است و حالا سلاح‌هایی مثل یک قیچی بزرگ یا نیزه‌های پرتابی در اختیار دارید که به شما اجازه می‌دهند هم روی خشکی و هم در آب با دشمنان مقابله کنید و البته قایق تنها وسیله نقلیه موجود در بازی نیست.

تقریبا از نیمه بازی، Reanimal شروع به نشان دادن چهره واقعی خود می‌کند. محیط‌ها گسترده‌تر می‌شوند و حتی لحظاتی از آزادی در اکتشاف ارائه می‌دهند و داستان هم تاریک‌تر و ترسناک‌تر می‌شود. در برخی صحنه‌ها، میان جسدهای توخالی انسان‌ها قدم می‌زنید یا وارد بخش‌هایی شبیه سنگرهای جنگی می‌شوید که هم از نظر مفهومی و هم از نظر بصری بسیار خشن هستند. و در اینجا، بازی یکی از جالب‌ترین تغییرات فلسفی خود را معرفی می‌کند، شخصیت‌ها دیگر فقط قربانی وحشت نیستند، بلکه با آن مبارزه می‌کنند.

نقد و بررسی بازی Reanimal

در واقع برخی لحظات واقعا حال‌وهوایی به‌شدت تلخ دارند. البته سوپرمسیو گیمز هم در لیتل نایتمرز 3 قدم‌هایی در این مسیر برداشته بود، جایی که شخصیت‌ها ابزارهایی برای دفاع داشتند. اما در Reanimal، قهرمانان بسیار تهاجمی‌تر هستند. این موضوع به صحنه‌های مبارزه متعدد و نبرد با باس‌ها منجر شده که فقط به فرار ختم نمی‌شوند. هرچند آن فرارهای کلاسیک هنوز وجود دارند، بلکه درگیری‌های سینمایی و چشمگیری هم دارند که در آن‌ها کودکان حتی می‌توانند از نظر فیزیکی بر هیولاها غلبه کنند، گاهی با کمک برتری عددی، چون در بعضی لحظات حتی پنج نفره می‌شوند.

به طور کلی طراحی مراحل به‌ صورت دوره‌ای تکرار می‌شود. در بیشتر مناطق، باید کلیدی پیدا کنید، چندین پرش انجام دهید و معماهای محیطی نسبتا ساده‌ای را حل کنید. در نهایت هم معمولا به یک فرار پرسرعت و سپس مبارزه با یک باس ختم می‌شود. اما بزرگ‌ترین نوآوری Reanimal نسبت به بازی‌های قبلی تارسیر این است که می‌توان آن را به‌صورت دونفره بازی کرد؛ چیزی که در لیتل نایتمرز 2 وجود نداشت، با اینکه آن بازی هم دو شخصیت اصلی داشت. جالب اینجاست که حالا سوپرمسیو گیمز همین ویژگی را برای لیتل نایتمرز 3 اضافه کرده است. خوشبختانه امکان بازی دونفره به‌ صورت محلی هم وجود دارد که واقعا جای قدردانی دارد. همچنین اگر اهل بازی آنلاین باشید، قابلیت کراس‌پلی بین پلتفرم‌های مختلف هم در دسترس است.

نقد و بررسی بازی Reanimal

با این حال، این بخش چندنفره به هیچ‌وجه عمق و پیچیدگی بازی‌های جوزف فارس نظیر It Takes Two یا اسپلیت فیکشن را ندارد. در برخی بخش‌ها، وظایف پسر و دختر از هم جدا می‌شود (مثلا روی قایق که یکی هدایت می‌کند، دیگری نورافکن را کنترل می‌کند یا نیزه پرتاب می‌کند)، اما موقعیت‌های بیشتری که همکاری واقعی و خلاقانه‌تری بطلبد، فراتر از کمک کردن به بالا رفتن یا دست دادن برای رسیدن به نقاط مرتفع، کم احساس می‌شود. به عبارتی از نظر گیم‌پلی، بین دو شخصیت تفاوت خاصی وجود ندارد. نکته دیگر اینکه اگر به‌ تنهایی بازی کنید، مشکلی از بابت هوش مصنوعی نخواهید داشت. شخصیت همراه نه می‌میرد و نه باعث لو رفتن شما مقابل هیولاها می‌شود؛ بنابراین اگر شکست بخورید، کاملا تقصیر خودتان است.

در مورد چالش‌ها باید گفت که بازی هیچ گزینه‌ای برای تنظیم درجه سختی ندارد. روند بازی بسیار خطی است و تقریبا همیشه به‌ لطف برخی نشانه‌های بصری که وقتی به اشیا نزدیک می‌شوید، تعامل با آن‌ها را نشان می‌دهند، مشخص است که باید چه کاری انجام دهید. تنها بخش‌های نسبتا سخت ممکن است برخی پرش‌ها باشند که به‌ دلیل زاویه دوربین دور، گاهی به‌ اشتباه انجام می‌شوند. از نظر مدت زمان، با یک ماجراجویی نسبتا کوتاه تقریبا 5 ساعتع طرف هستیم که از نظر ارزش تکرار، تنها مواردی مثل آیتم‌های جمع‌کردنی وجود دارد که شامل بیست تصویر هنری که در گالری قابل مشاهده‌اند، هجده ماسک برای قرار دادن روی شخصیت‌ها و پنج مجسمه که می‌توانید در آن‌ها شمع روشن کنید که این‌ها چندان شما را برای دورهای بعدی تجربه مجاب نمی‌کنند. متاسفانه بعد از تمام کردن بازی هم امکان انتخاب فصل‌ها وجود ندارد و اگر بخواهید دوباره بازی کنید، باید از ابتدا شروع کنید. در حالی که وجود چیزی مثل نیو گیم پلاس برای باز کردن پایان دوم می‌توانست خیلی مناسب باشد.

نقد و بررسی بازی Reanimal

سیستم ذخیره بازی هم کمی آزاردهنده است زیرا همیشه منطقی عمل نمی‌کند و بسته به اینکه بازی را ببندید، در کوآپ قطع شوید یا بمیرید، رفتار متفاوتی دارد. علاوه بر این، هر بار لود شدن با یک انیمیشن همراه است که شخصیت‌ها روی زمین نشسته‌اند و بعد بلند می‌شوند. این تغییر انیمیشن‌ها رابطه آن‌ها را خوب نشان می‌دهد، اما در بخش‌هایی که نیاز به تکرار دارید، تبدیل به اتلاف وقت می‌شود.

زیبایی در دل تاریکی

از نظر صوتی و بصری، Reanimal وارث مستقیم سری لیتل نایتمرز محسوب می‌شود. کل ماجراجویی فضایی بسیار تاریک دارد که با داشتن فندک و فانوس توسط دو شخصیت اصلی کاملا هم‌خوانی دارد. علاوه بر این، Reanimal رنگ‌های زنده را کنار گذاشته و همه‌چیز را در فضایی مه‌آلود فرو برده است که به گفته سازندگان، از سایلنت هیل الهام گرفته است. زاویه دوربین‌های نیمه‌ ثابت و بسیار دور باعث می‌شود طراحی خود دو کودک چندان به چشم نیاید، اما در عوض محیط‌ها از جمله دریاها و سواحل، جنگل‌ها، روستاها و شهرها، سینما، مزرعه و فانوس دریایی، بسیار چشم‌نواز و پرجزئیات هستند. همچنین باید به هیولاهای حیوان‌ مانند و باس‌ها با طراحی فوق‌العاده‌شان، اشاره ویژه‌ای کرد.

نقد و بررسی بازی Reanimal

ترکیب این عناصر، صحنه‌هایی بسیار تماشایی خلق می‌کند. برخی از تعقیب‌وگریزها، به‌ ویژه روی پله‌های مارپیچ یا پشت‌بام‌ها، بسیار چشمگیر هستند. علاوه بر این، بعضی نماهای بسیار دور دوربین واقعا فوق‌العاده از کار درآمده‌اند. همچنین برخلاف فضای فانتزی لیتل نایتمرز که در آن کودکان مثل موجوداتی کوچک در دنیایی از غول‌ها به نظر می‌رسیدند، این‌بار همه‌چیز تناسب واقعی دارد. شخصیت‌ها همچنان کودک هستند، اما در جهانی که از نظر ابعاد و فرم کاملا باورپذیر است. در نهایت احساس کلی بیشتر شبیه حرکت در یک شهر متروکه یا کشوری درگیر جنگ است.

در واقع ریشه نوردیک تارسیر استودیوز در طراحی محیط‌ها کاملاً مشهود است و فضای آمریکایی لیتل نایتمرز 3 را کنار زده است. در بخش صدا، با اینکه موسیقی چندان به چشم نمی‌آید، اما به تقویت فضای پرتنش بازی کمک می‌کند. صداگذاری شخصیت‌ها هم بسیار محدود است و تعداد دیالوگ‌های بازی را می‌توان با انگشتان یک دست شمرد و آن‌ها هم به چند جمله کوتاه و کم‌اهمیت از سوی کودکان خلاصه می‌شوند.

نقد و بررسی بازی Reanimal

شروعی جذاب برای یک جهان جدید

تارسیر استودیوز در اولین پروژه خود تحت مالکیت THQ Nordic، در منطقه امن خود باقی مانده است؛ موضوعی که چندان هم عجیب نیست، چرا که Embracer Group، شرکت مادر این ناشر، به سخت‌گیری و عدم پذیرش خطا از سوی استودیوهایش معروف است. بازی Reanimal در اصل همان لیتل نایتمرز با نامی متفاوت است، با این تفاوت که به‌ جای هیولاهای انسان‌نما، از موجودات حیوان‌گونه استفاده می‌کند.

فرمول وحشت کودکانه این استودیوی سوئدی همچنان به‌ خوبی کار می‌کند و با اینکه چیز انقلابی خاصی در اینجا دیده نمی‌شود و داستان هم به‌ خاطر ترکیب انواع مختلف خشونت انسانی در زمانی کوتاه، کمی گیج‌کننده است، با این حال، روند بازی سرگرم‌کننده است. در نهایت Reanimal قدمی در مسیری جالب است و شاید بتوان به آن خرده گرفت که در طول ماجراجویی کمی دیر هویت خودش را پیدا می‌کند، اما در عوض جرات دارد به سمت تاریکی و حتی به سمت کابوس‌های بزرگسالان حرکت کند!

 

3.5
از ۵
نکات مثبت
  • طراحی هنری چشمگیر دنیای خیالی بازی
  • امکان تجربه‌ی دونفره
  • طراحی جذاب هیولاها
  • صحنه‌های اکشن سرگرم‌کننده
نکات منفی
  • داستان می‌توانست پایان‌بندی بهتر و ابهام کمتری داشته باشد
  • مدت زمان کوتاه
  • عدم نوآوری و تعداد کم پازل‌ها
  • مشکلاتی در ریتم به خصوص در نیمه‌ی اول بازی

صفحه‌ی اصلی بازی دیجی‌کالا مگ | اخبار بازی، تریلرهای بازی، گیم‌پلی، بررسی بازی، راهنمای خرید کنسول بازی

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

۴ دیدگاه
  1. شاهین

    وحید تو امروز کجایی

  2. برسام

    پایان بندی بازی بشدت گیج کننده است
    اضافه کردن کمی اکشن و درگیری نزدیک به ری انیمال ، اون رو از لیتل نایتمیر متمایز کرده. ولی متاسفانه کاراکتر ها اصلا کاریزما ندارند

  3. شاهین

    وحید خیلی مطالب گذشته ات پیدا کردم مقاله هات ترجمه وحشت لاوکرفتی bloodborne خیلی جالب بود از اون مقاله ها بیشتر بزار
    پیدا کردنش البته سخت بود زدم most comments

  4. شاهین

    وحید علاوه بر نقد یک نمادشناسی و بحث فلسفی برو مثل inside ببینیم مفهوم این چیه

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما