شیدا با تاک‌شوی «پرسونا» خود به کجا رسید؟

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۱ دقیقه
بررسی پرسونا

پلتفرم‌های نمایش خانگی برای حفظ تنوع محتوایی خود، نیازمند تولیداتی هستند که با سرمایه‌گذاری منطقی، بتوانند سلیقه‌های مختلف را پوشش دهند. رئالیتی‌شوها و برنامه‌های گفتگومحور از این دست محصولات هستند، اما موفقیت آن‌ها مستلزم داشتن اتاق فکر قوی و طراحی دقیق است. «پرسونا» با انتخاب رویکردی روان‌شناختی، مسیری متفاوت از تاک‌شوهای سنتی در پیش گرفته است و این انتخاب برای مخاطبانی که به دنبال محتوایی فراتر از گفتگوهای سطحی هستند، جذاب است.

اندروید باکس نت باکس مدل شاین اس به همراه ۳ ماه اشتراک رایگان فیلیمو

بحران عمیق محتوا

بیایید با صراحت و بدون تعارف درباره وضعیت تاک‌شوسازی در ایران صحبت کنیم. اگر بخواهیم صادق باشیم، باید بپذیریم که تاک‌شوهای ایرانی، چه در تلویزیون سنتی و چه در پلتفرم‌های نمایش خانگی، مدت‌هاست که به فرمولی تکراری، خسته‌کننده و بی‌روح تبدیل شده‌اند. چرخه معیوبی شکل گرفته که در آن مجری‌های یکسان، مهمان‌های مشابه را از یک برنامه به برنامه دیگر جابه‌جا می‌کنند و از آن‌ها سوالات پیش‌پاافتاده‌ای می‌پرسند که پاسخ‌هایش را مخاطب حتی پیش از شنیدن می‌داند. این وضعیت نتیجه سال‌ها بی‌توجهی به محتوا و تمرکز صرف بر فرم و ظاهر است. تولیدکنندگان و کارگردان‌ها فکر می‌کنند اگر دکور زیبایی بسازند، نورپردازی حرفه‌ای داشته باشند و یک مجری خوش‌چهره و پرحرف بیاورند، کار تمام است. اما واقعیت این است که بدون محتوای معنادار، همه این‌ها فقط یک پوسته تو خالی است.

وقتی به این برنامه‌ها نگاه می‌کنیم، با الگوی ثابت و تکرارشونده‌ای روبه‌رو هستیم که گویی کسی نسخه‌ای برای آن نوشته و همه از آن پیروی می‌کنند: شوخی‌های بی‌مایه و اجباری که هیچ ارتباطی با گفتگو ندارند و فقط برای پر کردن زمان و خنداندن مصنوعی مخاطب طراحی شده‌اند، تعریف و تمجیدهای کلیشه‌ای که مهمان و مجری از یکدیگر می‌کنند و همه می‌دانند که صادقانه نیستند، پرسش‌هایی درباره آخرین پروژه که بیشتر شبیه یک تبلیغ رسمی است تا گفتگوی واقعی و در نهایت چند دقیقه صحبت بی‌سر و ته درباره خاطرات دورانی خاص که نه عمقی دارند و نه ارتباطی با شخصیت واقعی فرد برقرار می‌کنند. مخاطب پس از تماشای چنین برنامه‌هایی با خود می‌پرسد: من چه چیزی یاد گرفتم؟ چه چیزی کشف کردم؟ چه تجربه جدیدی داشتم؟ پاسخ معمولاً هیچ است. این برنامه‌ها فقط زمان را می‌گذرانند، نه بیشتر.

برنامه پرسونا

یکی از مشخصه‌های بارز تاک‌شوهای معمولی ایرانی، تمرکز بیش از حد بر شوخی و خنده است. گویی تصور می‌شود که اگر برنامه جدی باشد و به موضوعات معنادار بپردازد، مخاطب خسته می‌شود و می‌رود. این تصور غلطی است که باعث شده محتوای بسیاری از برنامه‌ها به شوخی‌های بی‌محتوا تبدیل شود. مشکل این نیست که شوخی بد است. شوخی می‌تواند فضای گفتگو را نرم کند، به مهمان کمک کند راحت‌تر صحبت کند و لحظات سنگین را سبک‌تر سازد. اما وقتی شوخی به جای گفتگو می‌نشیند، وقتی تمام برنامه تبدیل به یک کمدی بی‌مایه می‌شود، آن وقت است که مشکل جدی داریم. در بسیاری از تاک‌شوهای ایرانی، مجری بیشتر نگران این است که چه شوخی بکند تا چه سوالی بپرسد. او بیشتر می‌خواهد خودش مرکز توجه باشد تا میهمان. بیشتر دنبال خودنمایی است تا کشف شخصیت فرد مقابل.

در نتیجه، گفتگو به نمایشی تبدیل می‌شود که در آن مجری بازیگر اصلی است و مهمان فقط نقش جانبی دارد. این رویکرد نه تنها به میهمان بی‌احترامی است، بلکه به مخاطب هم بی‌احترامی است. مخاطبی که وقت گذاشته و به این برنامه نگاه می‌کند، می‌خواهد درباره مهمان چیزی بداند، نه درباره مجری. او می‌خواهد بفهمد آن فرد چه کسی است، چه فکری می‌کند، چه تجربه‌هایی داشته. اما وقتی مجری مدام خودش را مرکز توجه قرار می‌دهد، این فرصت از دست می‌رود. بنابراین، موضوعات مهم و اساسی نادیده گرفته می‌شوند. حرف زدن درباره احساسات واقعی، چالش‌های شخصی، شکست‌ها و موفقیت‌های معنادار، نگرش به زندگی، ارزش‌ها و باورها، این‌ها موضوعاتی هستند که می‌توانند گفتگو را معنادار کنند اما کمتر در تاک‌شوهای معمول دیده می‌شوند.

برنامه پرسونا

شجاعت پرسیدن سوالات مهم

حدود دو سه ماهی است که پلتفرم شیدا میزبان «پرسونا» شده که امیرعلی دانایی مسئولیت تهیه‌کنندگی، کارگردانی و اجرای آن را برعهده دارد. این برنامه در قالب ۱۳ قسمت ۵۰ دقیقه‌ای تولید شده و هر هفته یک اپیزود جدید در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد و تاکنون 10 قسمت از آن منتشر شده است. آنچه «پرسونا» را از دیگر برنامه‌های گفتگومحور متمایز می‌کند، رویکرد روان‌شناختی آن است. این تاک‌شو با بهره‌گیری از مشاوره انسیه افضلی، روان‌شناس و یکی از نویسندگان برنامه، تلاش می‌کند لایه‌های پنهان شخصیت میهمانان را کشف کند. البته این رویکرد ریسک‌های خاص خود را نیز دارد. اگر سوالات خیلی شخصی یا تهاجمی باشند، می‌توانند فضای گفتگو را مخدوش کنند. از طرف دیگر، اگر خیلی احتیاط شود، برنامه ممکن است به هدف اصلی خود که کشف لایه‌های پنهان شخصیت است، دست نیابد.

واژه «پرسونا» در روان‌شناسی به نقابی اشاره دارد که افراد در جامعه بر چهره می‌زنند تا با انتظارات اجتماعی همخوانی داشته باشند. برنامه بر این فرض استوار است که گاه این نقاب‌ها آنقدر با هویت واقعی ما درهم می‌آمیزند که فراموش می‌کنیم پشت آن‌ها، انسانی با احساسات، رویاها و آسیب‌پذیری‌های واقعی وجود دارد. هدف اصلی «پرسونا» کمک به خودشناسی از طریق شناخت و پذیرش این نقاب‌هاست. پرسونا شجاعت پرسیدن سوالاتی را دارد که دیگران از آن می‌ترسند یا حتی فکرشان را هم نمی‌کنند. سوالاتی که به راحتی نمی‌توان از کنارشان گذشت یا با یک شوخی آن‌ها را خنثی کرد. سوالاتی که مهمان را مجبور می‌کنند که درباره خودشان فکر کنند، به درون خود نگاه کنند و شاید چیزهایی بگویند که تا حالا نگفته‌اند. وقتی دانایی از میهمانانش درباره نقاب‌های اجتماعی‌شان می‌پرسد، در واقع دارد آن‌ها را دعوت می‌کند به داخل خودشان نگاه کنند، نه به بیرون. او نمی‌خواهد بداند آخرین فیلمشان چه بود یا پروژه بعدی‌شان چیست. او می‌خواهد بداند آن‌ها واقعا چه کسانی هستند، چه احساسی دارند، با چه چالش‌هایی دست و پنجه نرم می‌کنند. این رویکرد نیازمند آمادگی و تحقیق عمیق است. نمی‌توان همین‌طور بدون برنامه‌ریزی بنشینید و سؤالات روان‌شناختی بپرسید. باید مهمان را بشناسید، تاریخچه‌اش را بدانید، نقاط قوت و ضعفش را درک کنید و سپس سوالاتی طراحی کنید که به اعماق شخصیت او نفوذ کند. این کاری است که تیم پرسونا تا حد خوبی انجام داده است.

تیم تولید با استفاده از امکانات متنوع، فضایی متفاوت از تاک‌شوهای معمول خلق کرده است که البته می‌تواند بعضا برای برخی از مخاطبان جوان‌تر خسته‌کننده هم شود. موسیقی متن خوب اثر پیام آزادی، صحنه‌آرایی نه چندان جذاب پیمان قانع و مشارکت انسیه افضلی که علاوه بر مشاوره روان‌شناسی، بخش‌هایی از برنامه را نیز اجرا می‌کند، به غنای محتوایی برنامه افزوده است. برنامه از عناصری چون اجرای موسیقی زنده و لحظات بصری خاص نیز بهره می‌برد که می‌تواند ریتم گفتگوها را متعادل کند و تجربه تماشا را جذاب‌تر سازد.

بررسی پرسونا

رویکرد روان‌شناختی

امیرعلی دانایی در «پرسونا» نقش میزبان را برعهده دارد و این یکی از مهم‌ترین عناصر کیفیت خوب برنامه است. میزبان یک تاک‌شو نه تنها باید بتواند سوالات مناسب بپرسد، بلکه باید فضایی ایجاد کند که میهمان احساس امنیت کند و حاضر به اشتراک‌گذاری باشد. مهارت‌های کلیدی دانایی شامل گوش دادن فعال، همدلی، توانایی خواندن زبان بدن و واکنش‌های میهمان و انعطاف‌پذیری در هدایت گفتگو است. او می‌داند چه زمانی باید پیگیر باشد و چه زمانی باید موضوع را عوض کند و تعادل خوبی میان کنجکاوی و احترام برقرار می‌کند.

از مهمانان برنامه تابه‌حال می‌توان به مسعود فراستی، لادن مستوفی، نسرین مقانلو، منوچهر هادی، علیرضا استادی، فخرالدین صدیق شریف و عبدالجبار کاکایی اشاره کرد که هرکدام به شیوه‌ای متفاوت با موضوع نقاب و پرسونا برخورد کرده‌اند. مسعود فراستی که راحت سیگارش را روشن می‌کند و از پدرش حرف می‌زند، نسرین مقانلو که با صداقت و شجاعت تمام از مواجهه‌اش با فقدان فرزندش می‌گوید و این‌که چگونه آن تجربه دردناک او را تغییر داده، منوچهر هادی که بدون تردید از زندگی شخصی‌اش صحبت می‌کند و عشق عمیقش به دخترش را بیان می‌کند، این‌ها لحظاتی هستند که در تاک‌شوهای معمولی نمی‌بینیم. چرا؟ چون مهمان‌ها احساس امنیت می‌کنند. چون می‌دانند که فضا برای قضاوت نیست. چون مجری با احترام و همدلی برخورد می‌کند و برنامه واقعا به درک آن‌ها علاقه‌مند است، نه فقط به استفاده از نام و شهرتشان. طبیعتا این نیازمند آمادگی و تحقیق عمیق نیز است. نمی‌توان همین‌طور بدون برنامه‌ریزی بنشینید و سوالات روان‌شناختی بپرسید. باید مهمان را بشناسید، تاریخچه‌اش را بدانید، نقاط قوت و ضعفش را درک کنید و سپس سوالاتی طراحی کنید که به اعماق شخصیت او نفوذ کند. این کاری است که تیم پرسونا به خوبی انجام داده است

البته این کار راحتی نیست و چالش‌های بزرگی دارد. پرسونا روی یک طناب باریک راه می‌رود؛ بین کنجکاوی و نقض حریم خصوصی، بین عمق و احترام، بین صداقت و محافظت. اما تا به امروز، این بندبازی را به خوبی انجام داده است و توانسته تعادل درستی برقرار کند. دانایی به عنوان میزبان، درک خوبی از این مرزها دارد. او می‌داند کی باید فشار بیاورد و کی باید عقب بکشد. می‌داند کی باید سکوت کند تا مهمان فرصت فکر کردن و صحبت کردن داشته باشد. می‌داند کی باید سوال را عمیق‌تر کند و کی باید موضوع را تغییر دهد. این نوع حساسیت و مهارت، نتیجه درک عمیق از روان‌شناسی انسانی و احترام واقعی به فرد مقابل است. تنوع میهمانان و عمق گفتگوها، از نقاط قوت اصلی این رئالیتی‌شو محسوب می‌شوند. هر میهمان با توجه به تجربیات شخصی‌اش، برداشت و پاسخ متفاوتی به مسئله نقاب ارائه می‌دهد و این همان چیزی است که کیفیت برنامه را دوچندان می‌کند.

پرسونا

همانطور که گفتم، پرسونا در لابلای گفتگوهای اصلی، بخش‌های بصری و محتوایی را نیز گنجانده که به تنوع برنامه می‌افزاید. تیم تولید با استفاده از امکانات متنوع، فضایی متفاوت از تاک‌شوهای معمول خلق کرده است. یکی از این عناصر، اجرای موسیقی زنده است که به شکل تک‌نوازی بوده و فضای بصری مناسبی هم برای اجرا دارد. تدوین هم به شکل هوشمندانه‌ای انجام شده است. برنامه از تکنیک‌های تدوین سریع و پرش‌های مداوم که در بسیاری از برنامه‌های امروزی معمول است، اجتناب می‌کند. در عوض، به گفتگو زمان می‌دهد که جریان طبیعی خودش را داشته باشد. سکوت‌ها حفظ می‌شوند و این یعنی مخاطب فرصت دارد همراه با مهمان فکر کند، احساس کند و به عمق گفتگو برسد.

بخش دیگر، اجرای انسیه افضلی است که علاوه بر نویسندگی و مشاوره روان‌شناسی، بخش‌های کوتاهی از برنامه را نیز اجرا می‌کند. این بخش‌ها نگاهی روان‌شناسانه به موضوع برنامه دارند و مکمل خوبی برای کلیت برنامه به شمار می‌روند. در بخش دیگری از برنامه نیز سوالاتی روانشناختی از مهمان در فضایی که در جلوی یک آینه قرار دارد پرسیده می‌شود که نگاه خوبی از دید آن شخصیت به برخی از مسائل به بیننده می‌دهد. این نوع ساختار چندلایه به برنامه عمق بیشتری داده است.

فراتر از سرگرمی

یکی از اشتباهات بزرگی که پلتفرم‌های ما مرتکب می‌شوند، تصور این است که مخاطب فقط به دنبال سرگرمی است. این تصور ریشه در نگاه تحقیرآمیز به مخاطب دارد که او را موجودی ساده و یک‌بعدی می‌بیند که فقط می‌خواهد بخندد و وقتش را بگذراند. اما واقعیت چیز دیگری است. مخاطبان امروز بعضا دیگر به سرگرمی صرف بسنده نمی‌کنند و علاقه فزاینده به موضوعات روان‌شناسی، سلامت روان، خودشناسی و رشد شخصی را در همه جا می‌بینیم. پادکست‌ها و کانال‌های یوتیوبی که این موضوعات را پوشش می‌دهند، میلیون‌ها دنبال‌کننده دارند و بازخورد بسیار مثبتی دریافت می‌کنند. این نشان‌دهنده یک تغییر فرهنگی مهم است. مردم دیگر از صحبت کردن درباره احساساتشان خجالت نمی‌کشند. دیگر پرسیدن درباره سلامت روان تابو نیست. دیگر جستجوی خودشناسی و معنا در زندگی چیز عجیب و غریبی نیست. این تحولات، فرصتی استثنایی برای تولیدکنندگان محتوا ایجاد کرده که می‌توانند با ارائه محتوای معنادار و کیفی، پاسخگوی این نیازها باشند.

پرسونا این نیاز را دیده و به آن پاسخ داده است. استفاده از مفاهیم روان‌شناختی در قالبی قابل فهم و جذاب، تمرکز بر خودشناسی و شناخت نقاب‌های اجتماعی و فضای امنی که برای گفتگوهای صادقانه ایجاد می‌کند، همه این‌ها نشان می‌دهد که این برنامه مخاطب خود را می‌شناسد و به نیازهای واقعی او توجه دارد. مهمان‌ها و گفتگوهای پرسونا نشان می‌دهند که وقتی فضای مناسب فراهم شود، وقتی سوالات درست پرسیده شوند، و وقتی احترام و همدلی وجود داشته باشد، حتی شناخته‌شده‌ترین چهره‌ها هم می‌توانند زوایای جدید و ناشناخته‌ای از خود نشان دهند.

پرسونا با موفقیتی که تا الان داشته، مسیری را نشان داده که می‌تواند الگویی برای برنامه‌های دیگر باشد. اما سوال این است: آیا صنعت ما آماده یادگیری از این تجربه است؟ آیا پلتفرم‌ها حاضرند روی محتوای کیفی سرمایه‌گذاری کنند؟ آیا تولیدکنندگان شجاعت متفاوت بودن را دارند؟ این سوالاتی است که پاسخ‌شان مشخص خواهد کرد که آیا پرسونا یک استثنا باقی می‌ماند یا می‌تواند شروع یک تحول باشد. اگر صنعت ما همچنان به تکرار فرمول‌های فرسوده ادامه دهد، اگر پلتفرم‌ها فقط به دنبال بازدیدهای آنی باشند و به کیفیت بلندمدت فکر نکنند، اگر مجری‌ها و تولیدکنندگان همچنان مخاطب را دست کم بگیرند، آن وقت هیچ چیز تغییر نخواهد کرد.

البته که یک برنامه کافی نیست و پرسونا نمی‌تواند تمام بیماری صنعت تاک‌شوسازی ما را درمان کند چرا که با توجه به جدی بودنش، شاید مخاطبان زیادی را از دست بدهد و بحث تغییر سلیقه‌ی افراد از سرگرمی صرف به برنامه‌های عمیق‌تر نیز اهمیت بسیاری دارد. صنعت نمایش خانگی ما، پلتفرم‌هایی مثل شیدا و کل اکوسیستم تولید محتوا در ایران نیاز به تحولی اساسی و ساختاری دارند. نیاز به رها کردن فرمول‌های فرسوده و پذیرش این واقعیت که مخاطب امروز چیزی بیش از سرگرمی ارزان و بی‌محتوا می‌خواهد. در پایان، می‌توان گفت که پرسونا با تکیه بر علم روان‌شناسی و به‌ ویژه شخصیت‌شناسی، توانسته است خود را از کلیشه‌های رایج تاک‌شوها متمایز سازد. این رویکرد، در صورتی که با دقت و احترام اجرا شود، می‌تواند تجربه‌ای غنی‌تر و ماندگارتر برای مخاطب ایجاد کند. اتفاقی که در قسمت‌های پخش شده تا به امروز به ثمر رسیده است و اتفاق خوبی را در میان برنامه‌های مشابه رقم زده است.

دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

۲ دیدگاه
  1. abbas

    همین که فراصتی حضور داره یعنی ارزش دیدن نداره 🙂

  2. مصطفی

    ‌قبل از این جناب علی درستکار هم یک تاک‌شوی سطح بالا در یکی از پلتفرم‌ها ساخته بودند.

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X