نقد فیلم «قیام»؛ رابین هود اشتباهی

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۷ دقیقه
نقد فیلم «قیام»

در ترکیبی از فولکور و افسانه، «قیام» (The Uprising)، فیلم تازه‌ی کارگردان بریتانیایی نامزد اسکار، پاول گرینگرس، به ریشه‌های رابین هود می‌پردازد؛ یا نمی‌پردازد. خودش هم دقیقاً نمی‌داند. فوکس فیچرز (Focus Features)، که حق پخش فیلم را در امریکا برعهده داشت، در آخرین تلاش خود برای جذب مخاطبان اشتباهی، «قیام» را بازتعریف ریشه‌های یکی از افسانه‌های آشنای بریتانیایی، رابین هود، توصیف کرد. فیلم اول با عنوان «قیام: ظهور رابین هود» تبلیغ شد که آن را به فیلم دیگری شبیه اثر رابین هودی اخیر هیو جکمن، «مرگ رابین هود» (The Death of Robin Hood) تبدیل می‌کرد. اما فیلم تنها در یک حرکت لحظه‌آخری ارجاعی به رابین هود می‌دهد و بقیه‌ی دو ساعت و ده دقیقه‌ی فیلم را به قیام قرن ۱۴ میلادی دهقانان انگلستان می‌پردازد. چه «قیام» درباره‌ی رابین هود باشد، چه نه، فیلم تازه‌ی گرینگرس یک حماسه‌ی تاریخی/افسانه‌ای ضعیف است که بیش از هرچیز از دوربین لرزان آن ضربه می‌خورد. در نقد فیلم «قیام» به سبک گرینگرس می‌پردازم که همزمان که با رویکردی سیاسی در الهام از وقایع تاریخی، وجهی امروزی به داستانش بخشیده، با اصرار به سبک فیلمبرداری واقع‌گرای خود، تأثیر کلام را از بین می‌برد.

 هشدار! در نقد فیلم «قیام» خطر لو رفتن داستان وجود دارد

نقد فیلم «قیام»؛ حماسه‌ای تاریخی یا فیلم ابرقهرمانی هالیوودی؟

اندرو گارفیلد

داستان حول قیام ۱۳۸۱ میلادی دهقانان در انگلستان می‌گذرد؛ بعد از شیوع طاعون و مالیات سنگینی که پادشاه بی‌کفایت انگلستان، ریچارد دوم (وودی نورمن)، تحت تأثیر مشاوران بی‌کفایت‌تر خود (شامل تام هالندر و استیون دیلین) بر دهقانان تحمیل کرد. او که توانایی اداره‌ی امور حکومت را ندارد،‌ برای حل مشکل تأمین هزینه‌ی جنگ‌های اسکاتلند و فرانسه، به مشاوران منفعت‌طلبش روی می‌آورد که نه حاضرند از تجار متول لندن مالیات بگیرند، نه از کلیسا. تنها راه حل را در افزایش بار مالیاتی بر توده‌ی مردم می‌بینند. در یکی از صحنه‌های آغازین، مأمور مالیات با طعنه و افاده در روستا پشت میز خود نشسته و دهقانان را به وحشت می‌اندازد که اگر مالیاتشان را ندهند، عواقب بدی در انتظار خودشان و زنان و کودکان آن‌هاست. این ماجرا زمانی بالا می‌گیرد که مأمور مالیات به سربازان دستور می‌دهد تا تمام دختران روستا را معاینه کنند و تشخیص دهند که آیا آن‌ها به بلوغ رسیده‌اند و می‌توان آن‌ها را در زمره‌ی مشمولان مالیات به حساب آورد یا خیر.

12 فیلم برتر درباره رابین هود؛ از «شاهزاده دزدان» تا «دلقک دربار»

یک کشاورز ساده (اندرو گارفیلد)، که زن و فرزندانش را به خاطر طاعون از دست داده است، از آنچه پیش چشمانش می‌گذرد به خشم می‌آید و بی‌رحمانه به مأمور مالیات حمله می‌کند که مردم را به مقاومت علیه این تصمیم حکومت برمی‌انگیزاند. از اینجا سرخوردگی و خشمی که سال‌ها انباشته شده بود، فوران می‌کند. کشاورز همراه کشیشی مرتد (جیمی بل) و نظامی سابق، وات تایلر (کازمو جارویس)، رهبری شورشیان را برعهده می‌گیرند و راهی لندن می‌شوند تا دادخواست خود را به ریچارد دوم ارائه دهند. اما افسوس که ایمان مردم به نیت خیر پادشاه جوان و لوس‌اشان، ساده‌لوحانه است. به تصور آن‌ها، پادشاه آلت دست مشاورانش شده؛ وگرنه مگر می‌شود حکمرانی که حق حاکمیت خود را از خداوند می‌گیرد، صلاح مردمش را نخواهد. با وجود تلاش‌های مادر پادشاه (کاترین واترستون) برای آنکه حقانیت این قیام را به او بفهماند، ریچارد دوم ثابت می‌کند که شایستگی تاج و تخت را ندارد. ساختار حکومت از هم می‌پاشد و اوضاع به هرج‌ومرج و خون‌ریزی کشیده می‌شود.

هم‌زمان با اوج‌گیری خشم عمومی، سقوط شهرها و حرکت خیل جمعیت به سوی لندن، گرینگرس ما را غرق در تماشای صحنه‌های خونین و آتشین می‌کند؛ صحنه‌هایی که در آن ثروتمندان بیرون کشیده، گردن زده شده و به شکلی وحشیانه تکه‌پاره می‌شوند. ماهیت «قیام» این است؛ خشن، بی‌وقفه، سرگیجه‌آور و ملال‌آور.

کازمو جارویس

«قیام» آنقدر بی‌روح است که گاه وایدشات‌های کامیپوتری از آشوب و هرج و مرج، از قاب‌های نزدیک و لرزان از چهره‌ی گارفیلد جذاب‌تر از آب درآمده‌اند. در این میان، دوربین گرینگرس مدام می‌لرزد و تدوین آنقدر سریع و سراسیمه است، که تمام ریتم روایی در آن گم می‌شود. البته باید انتظار چنین جلوه‌هایی را از این فیلمساز انگلیسی داشت که به سبک سینما وریته خود در فیلم‌های اکشن و مستندش شناخته می‌شود. این فیلمساز، که با درام «یونایتد ۹۳» (United 93) درباره‌ی حادثه‌ی ۱۱ سپتامبر نامزد اسکار شده است، بیشتر به بازتعریف زبان اکشن در فیلم‌های «برتری بورن» (The Bourne Supremacy) و «اولتیماتوم بورن» (The Bourne Ultimatum) شناخته می‌شود که در آن‌ها اکشن و تعلیق را به سبک سینما وریته ترکیب کرد.

همانطور که از این آثار، و جدیدترین فیلمش، «اتوبوس گمشده» (The Lost Bus)، برمی‌آید، همیشه زیرلایه‌ای سیاسی در فیلم‌های پاول گرینگرس وجود دارد. فیلم‌های بورن، دستگاه نظارتی و امنیتی امریکا را پس از ۱۱ سپتامبر زیر سؤال بردند. «اتوبوس گمشده» به وضعیت اسف‌بار محیط زیستی و فروپاشی اقلیمی اشاره دارد. فیلم ۲۰۱۸ او، «۲۲ ژوئیه» (22 July)، اساساً درباره‌ی قتل عام ۷۷ نفر در سال ۲۰۱۱ به دست یک نئونازی در نروژ است.

50 فیلم قرون وسطایی برتر تاریخ سینما از بدترین تا بهترین

او حالا در «قیام» با بازگشت به قرن چهاردهم انگلستان، نقدی صریح به وضعیت سیاسی کنونی دارد؛ جایی که غلبه‌ی عده‌ای اندک بر اکثریت، امان مردم را بریده است؛ جایی که بازماندگان یک طاعون ویرانگر (شما بخوانید کووید) باید با حکومتی سرکوبگر و شکاف فزاینده‌ی اقتصادی دست و پنجه نرم کنند که شبیه دنیای تاریک و دلگرفته‌ی انگلستانِ قرن چهاردهمی «قیام»، حسی آخرالزمانی دارد. تمام این‌ها اما به‌شدت از سبک فیلمبرداری «قیام» ضربه خورده است.

نقد فیلم «قیام»

فیلم‌برداری روی دست و مستندگونه‌ی گرینگرس، شاید با پیامی که او در پی انتقال آن است، هماهنگ باشد، اما با فضای قرون‌وسطایی داستانش نه. گرینگرس هم هیچ تمایل یا تلاشی برای انطباق سبک فیلمبرداری خود با ماهیت داستان ارائه نمی‌دهد. شتاب بی‌وقفه و بی‌هدف فیلم جایی برای نفس کشیدن باقی نمی‌گذارد. نماهای لرزان و بی‌پایان دوربین روی دست از درون توده‌ی در حال حرکت و موج چهره‌های درهم‌فرورفته، تصویر را خفه کرده‌اند. دنبال کردن صحنه‌های مبارزه‌ی «قیام» نیز با دوربین روی شانه، نماهای نزدیک نامنظم، تدوین منقطع و حرکات غیرقابل باور (داس چرخاندن گارفیلد و دست‌خالی شمشیر را مهار کردن) کار دشواری است. در ادامه گرینگرس با اتکا به جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری و نماهای واید، مدام از صحنه‌های اکشن فاصله می‌گیرد اما باز به قاب‌های خشن و ناآرامی برمی‌گردد که در کنار تصحیح رنگ فیلم، فضایی سرد و بی‌روح به آن بخشده‌اند. اینگونه او شما را از جو فیلم بیرون می‌اندازد و دنیای آن را، با تمام گرد و خاک و کثافتش، بی‌وزن و مصنوعی نشان می‌دهد.

در این میان، اندرو گارفیلد تمام تلاشش را می‌کند تا ما را به عمق احساسی شخصیت و روایت برساند؛ اما حتی این بازیگر نیز بین تمام حواس‌پرتی‌های بصری و شنیداری گم می‌شود. در وهله‌ی اول، انتخاب کاراکتر او، که حتی اسمی ندارد، برای تمرکز روایت حول آن، انتخابی خلاقانه به نظر می‌رسد. با اینکه گذاشتن چهره‌های تاریخی مثل جان بال و وات تایلر در مرکزیت داستان اولین تصمیم منطقی است که به ذهن متبادر می‌شود، کشاورز/شخم‌زنِ گارفیلد، یک چهره‌ی بی‌نام است، نمادی از انقلاب و از شورشیان بی‌شماری که به این انقلاب جامه‌ی عمل پوشانیدند. اما با چرخشی که گرینگرس در دقایق پایانی به این کاراکتر می‌دهد، این فیلمِ تاریخی، حتی غیرواقعی‌تر جلوه می‌کند.

اندرو گارفیلد

«قیام» در پرده‌ی پایانی به مسیری متفاوت می‌رود. اول با خیانت پادشاه، که به شیوه‌ای عجولانه و غیرقابل باور به تصویر کشیده شده، می‌کوشد مخاطب را غافلگیر کند. اما در مؤخره حتی از این هم فراتر می‌رود. در دقایق آخر با تغییر شدید لحن روایت، فیلم از یک تریلر تاریخی-سیاسی، به حماسه‌ای به سبک مارول تبدیل می‌شود و بعد از دیدن دوساعت تاریخ شورش دهقانان قرن چهاردمی، ناگهان هویت خود را به عنوان پیش‌درآمدی بر شکل‌گیری افسانه‌ی رابین هود آشکار می‌کند!

قیام ۱۳۸۱ میلادی، یک قیام واقعی است، ریشه در تاریخ و آدم‌های واقعی دارد و گرینگرس با تمرکز روایتش حول کاراکتر بی‌نام گارفیلد، انگار در آغاز می‌خواهد روی همین وجه مردمی بودن، سرکوب بی‌رحمانه‌ی این قیام و ارتباطش با دنیای کنونی انگشت بگذارد. اما انگار که هم استودیو و هم گرینگرس از پایان‌بندی فیلم راضی نباشند، در نهایت با چسباندن آن به نام رابین هود، محور اصلی فیلم را تغییر داده‌اند.

2.5
از ۵
نکات مثبت
  • اجرای اندرو گارفیلد
  • تمرکز روایت حول کاراکتر بی‌نام گارفیلد
  • فضاسازی عالی به ویژه وقتی دو جبهه وارد لندن می‌شوند
  • ایجاد شباهت‌های ضمنی بین قیامی تاریخی و وضعیت سیاسی-اجتماعی امروز
نکات منفی
  • طراحی مبارزات ناامیدکننده
  • تدوین پرهرج و مرج و سرسام‌آور
  • اتکا به جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری و خشونت بی‌حساب
  • کاراکترهای فرعی فراموش‌شدنی با پس‌زمینه و انگیزه‌های گنگ
  • پیچش نهایی با ربط قیام دهقانی ۱۳۸۱ انگلستان به پیش‌زمینه‌ی رابین هود
  • فیلمبرداری مستندگونه با دوربین لرزان و زوم‌های ناگهانی که با حال و هوای روایت همخوانی ندارند

«قیام» در بهترین لحظات خود، تلاشی است برای یادآوری تاریخ؛ اینکه آنچه در قرن چهاردهم انگلستان اتفاق افتاد، همچنان مصداق دارد. دیدن شباهت‌های فراوان میان آن دوران و دنیای امروز به‌شدت تأمل‌برانگیز است؛ اما اگر گرینگرس اجازه می‌داد این شباهت‌ها دیده شوند. در نهایت این تراژدی تاریخی، به یک ماجرای ابرقهرمانی هالیوودی تبدیل شده که با انتخاب‌های نابخردانه در فرم و محتوا در به ثمر رساندن نیت خود، بی‌ثمر می‌ماند.

شناسنامه فیلم «قیام» (The Uprising)

کارگردان: پاول گرینگرس
نویسنده: پاول گرینگرس
بازیگران: اندرو گارفیلد، جیمی بل، استفن دیلین، تام هالندر، کازمو جارویس، توماسین مکنزی، وودی نورمن، کاترین واترسون
محصول: ۲۰۲۶، انگلستان، آلمان، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۶.۲ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز:  ۵۵٪
خلاصه داستان: پادشاه جوان ریچارد دوم، که کابوس‌های شبانه و بی‌کفایتی روزانه‌اش، او را از رسیدگی به امور کشور بازداشته، رهبری کشور را به شورایی از مشاوران فاسد خود می‌سپارد که پس از نابودی جمعیتی عظیم به‌واسطه‌ی طاعون، دنبال تأمین هزینه‌های مالی جنگ در فرانسه و اسکاتلند هستند. آن‌ها به جای رفتن سراغ بازرگانان یا کلیسا، مالیات بیشتری بر دوش مردم، یا آنچه از مردم باقی مانده، می‌گذارند که تنها برای بقا دست و پا می‌زنند. در جریان این بی‌عدالتی‌ها، کشاورزی ساده که خود زن و فرزندانش را به‌خاطر طاعون از دست داده، مردم را برمی‌انگیزاند تا علیه مأموران مالیاتی ظالم برخیزند و با داس و شمشیر، از حق خود دفاع کنند…

نقد فیلم «قیام» دیدگاه شخصی نویسنده است و لزوما موضع دیجی‌کالا مگ نیست.

منبع: دیجی‌کالا مگ

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X