نقد قسمت دوم سریال «یل»؛ معمایی که پیچیده‌تر شد

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۶ دقیقه
نقد قسمت دوم سریال یل

قسمت دوم سریال «یل» شروع خوبی دارد و پیامدهای ابتدایی یک حادثه غم‌انگیز را به تصویر می‌کشد؛ در این میان، چند شخصیت جدید هم معرفی می‌شوند. اما با برخی مشکلات نیز روبروست.

هشدار: بخش‌هایی از متن، داستان قسمت دوم سریال را لو می‌دهد.

افتتاحیه قسمت دوم از بهترین بخش‌های قسمت دوم. این قسمت با جیغ‌های غزل و یک فلش‌بک چندثانیه‌ای شروع می‌شود و بعد صدا قطع می‌شود. سهراب نیز به نظر در فاصله زمانی نزدیک در حال رد شدن از همان منطقه است که صداهایی را از نیزار می‌شنود اما وارد آن نمی‌شود با اینکه بارها به شک می‌افتد و در نهایت وارد کارخانه‌ای می‌شود. در ادامه محسن را می‌بینیم که به جاده خالی نگاه می‌کند. غزل باید تا حالا رسیده باشد و نرسیده و همین سکوت او نگران‌کننده است. محسن به خانه برمی‌گردد و فقط اسم غزل را صدا می‌زند. به سراغ غلام می‌رود و بدون هیچ دیالوگی، فقط با نگاه، هر دو می‌فهمند چه شده است. در این قسمت، به نظر نگاه‌ها از دیالوگ موثرترند. نگاه سرزنشگر محسن وقتی غلام را مشغول آب‌تنی می‌بیند و وقتی سماوات می‌خواهد خبر تجاوز را به محسن بدهد، از این نمونه‌ها هستند.

نقد قسمت اول سریال «یل»؛ میراث پوست شیر یا شروعی مستقل؟

سریال با همین سکوتی که ظاهرا در این قسمت به دنبالش است، اپیزود را شروع می‌کند و در نهایت با مقداری سر و صدا تمام می‌کند. مردم ده با گریه و دلهره دنبال غزل می‌گردند و ما به سعید و سهراب کنار آتش درون کارخانه می‌رسیم که می‌خندند و تعریف می‌کنند. تدوین موازی انتخاب شده بین این دو سکانس‌ها تضادی ایجاد می‌کند که ذهن مخاطب را درگیر می‌کند. اینکه رفیق دیرینه سهراب در لحظه‌ای که غزل در حالت وخیمی‌ است، در حال خوش‌گذرانی است، سوال‌هایی می‌سازد که به معمای قصه هم مربوط می‌شود که بیشتر به آن می‌پردازم. نیمه اول اپیزود که بیشتر روی سکوت متمرکز است کاملا جواب می‌دهد و حس نگرانی و تنش فضا را به خوبی منتقل می‌کند اما بخش‌های جست‌وجوی کل روستا و پیدا شدن غزل، به خصوص وقتی دختربچه را در نیزار پیدا می‌کنند، آن ترس و تاسف و شوکی که باید منتقل شود، منتقل نمی‌شود. واکنش‌ها کم و تا حدی تئاتری است و آنچه هست را بیشتر موسیقی به دوش می‌کشد، نه تصویر. بازی حسین یاری نیز به خصوص در این سکانس راضی‌کننده نیست.

قسمت دوم یل

مشکل دیگری هم که وجود دارد این است که آن نگرانی‌ای که باید را در چهره روستاییان نمی‌بینیم و این لحظه‌ها که در آن در آتش به دست فاصله کم از هم حرکت می‌کنند (بدون اینکه منطقی وجود داشته باشد)، خوب از کار درنیامده است. این در حالی است که ما در صحنه‌های خوشحالی و جشن در قسمت ابتدایی بیشتر غرق در آن فضا می‌شدیم. البته که وقتی پدر مقتول آنچنان که باید ری‌اکشنی از خود نشان نمی‌دهد، نباید از بقیه انتظار بیشتری داشت!

سعید و سهراب

یکی از نکات مثبت این قسمت، شکل‌گیری واقعی رفاقت میان سهراب و سعید است؛ چیزی که در قسمت اول میان سهراب و محسن اتفاق نیفتاد و رابطه‌شان بیشتر به یک آشنایی ساده و هم‌شهری‌طور محدود ماند. این رفاقت زمینه‌ای است که سریال می‌تواند تا پایان داستان روی آن حساب کند و حتی می‌تواند هسته اصلی داستان باشد. هرچند ملاقات این دو طولانی می‌شود و یکی از دلایل اصلی افت ریتم قسمت است، نتیجه نهایی تا حد زیادی این سرمایه‌گذاری روی رابطه را توجیه می‌کند. بازی بابک حمیدیان در نقش سعید برون‌گرا و پرانرژی است، به‌ خصوص که شخصیتش در این صحنه مست است و در مقابل، میلاد کی‌مرام بازی درونی‌تر و کنترل‌شده‌تری دارد.

این تفاوت به‌خودی‌خود ایرادی ندارد چرا که به هر حال هر کسی شخصیتی برای خود دارد اما باید به شکلی میان این دو رویکرد تعادل برقرارشود تا بازی‌ها در کنار هم طبیعی‌تر به نظر برسند و اینگونه نباشد که انگار با دو چیز متضاد از هم روبرو هستیم. خنده‌ها و واکنش‌های اغراق‌آمیز دو بازیگر نیز به این مشکل دامن می‌زنند و جای احساس شکل‌گیری یک رفاقت قدیمی، بیشتر تلاش بازیگران برای القای چنین رابطه‌ای به چشم می‌آید. بازی بابک حمیدیان ظرافت خوبی دارد و در مورد قاتل بودن یا نبودن او تشخیص این موضوع از روی واکنش‌هایش به شدت سخت است اما حس می‌کنم که کی‌مرام پتانسیل بیشتری دارد و بازی‌اش فعلا تا عالی بودن فاصله دارد.

نقد قسمت دوم یل

ورود ملک به داستان

ورود ملک به داستان تا انتهای اپیزود، مشکلات قسمت دوم را رقم می‌زند. این شخصیت با بازی نوید محمدزاده، معرفی به شدت کلیشه‌ای در قالب یک پلیس بد دارد. ملک مشروب می‌خورد، سیگار می‌کشد، بددهن است، اخلاق ندارد و عاشق پول است. دور و برش را هم لات و قلچماق گرفته‌اند. از سکانس هتل و معرفی ملک که به نظرم اصلا لازم نبود و می‌شد که به مستقیم به پاسگاه رفت که بگذریم مشکل دیگر بازی محمدزاده است. لحن و رفتارهای تهدیدآمیز و میمیک‌هایی که قرار است شخصیت پیچیده او را القا کنند فعلا خوب از آب درنیامده و مصنوعی است و باید دید که در قسمت‌های بعد شخصیت او چگونه پرداخت و گسترش می‎‌یابد. ملک در نهایت با گرفتن مقام و خلع سلاح کردن سماوات و بقیه افرادش می‌گوید که به دنبال فردی باشیم که در جشن حضور نداشته.

در مورد سکانس خلع مقام سماوات، با اینکه پتانسیل زیادی برای لحظه‌ای دردناک درباره از بین رفتن شان یک انسان که به دنبال شرافت است دارد، اما صحنه بیشتر به ادامه‌ی قدرت‌نمایی ملک می‌پردازد و انگار که اینجا همه چیز حول محور ملک است. سازندگان می‌توانستند بهتر به سماوات بپردازند اما در عوض نماهایی بعضا طولانی در این بخش آورده‌اند که تاثیر زیادی هم ندارد. در مورد اینکه ملک می‌گوید به دنبال فردی باشیم که در جشن حضور نداشته، نکته جالبی وجود دارد. نام سریال «یل» است و در قسمت اول، سهراب با آن ویژگی‌ها به عنوان قهرمان داستان معرفی شد. حالا غزل گم شده و اهالی روستا خواهان پیدا کردنش‌اند. اما هیچ‌کس در هیچ سکانسی نمی‌پرسد که سهراب کجاست. به صورت طبیعی اگر بخواهیم که باور کنیم که سهراب یل روستاست، باید رفتار اطرافیان هم همین را نشان بدهد. در هر صورت او وسط جشن برای رسیدن به سعید غیبش می‌زند و شاید قرار است سهراب متهم شود. آن موقع حرف زدن درباره بازی کی‌مرام هم راحت‌تر می‌شود.

نقد سریال یل قسمت دوم

به نظرم بد نیست در مورد ریتم سریال هم صحبت کوتاهی داشته باشیم. با اینکه بخشی از افت ریتم لازم است، چون به هر حال داغی رخ داده و باید فرصت پرداختن به آن برای تاثیرگذاری بیشتر داده شود، اما تا بیش از نیمی از اپیزود اتفاق خاصی نمی‌افتد. همچنین در مورد بحث تجاوز باید در ادامه دید که قرار است نوعی آگاهی در این مورد داده شود یا صرفا برای دیده شدن بیشتر این تصمیم گرفته شده است. این را هم بگویم که تصویربرداری و نورپردازی سریال کیفیت بسیار خوبی دارد؛ هرچند که قاب‌بندی جای ریتم و درام را نمی‌گیرد.

جمع‌بندی

در مجموع این قسمت از «یل» شروع تقریبا خوبی دارد اما درگیر کلیشه‌ی پلیس فاسد، اجراهای نه چندان عالی و ریتم کند است. البته هنوز برای قضاوت نهایی در مورد کیفیت آن زود است و سریالی سه‌فصلی دست‌ کم چهار پنج قسمت وقت می‌خواهد تا شخصیت‌ها و مهره‌هایش جا بیفتد اما تا همینجا هم از «پوست شیر» چند پله عقب‌تر ایستاده است و جواب نهایی را قسمت‌های بعد خواهند داد.

شناسنامه سریال «یل»

پخش: فیلمنت، ۱۴۰۵
کارگردان: جمشید محمودی
بازیگران: نوید محمدزاده، میلاد کی‌مرام، حسین یاری، سید جواد رضویان، پردیس احمدیه، ندا جبرائیلی
خلاصه داستان: داستان در روستایی در دهه ۱۳۵۰ می‌گذرد؛ جایی که قتل‌های زنجیره‌ای دختران جوان، اهالی روستا را با معمایی پیچیده روبه‌رو می‌کند. یک کارآگاه برای کشف حقیقت وارد این روستا می‌شود.

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X