به مناسبت روز جهانی تالاب‌ها؛ بهشت‌های کوچکی که از بین می‌روند

۱۳ بهمن ۱۳۹۴ | ۱۲:۳۰ ۲۱ فروردین ۱۳۹۸ زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۷ دقیقه

 تالاب همان نظام حیات­‌بخش صبور و پرمنفعتی است که بسیاری از تمدن‌های بشری نظیر تمدن بین­‌النهرین شکل­‌گیری خود را مرهون آن هستند. این عرصه‌­های پویا و حاصلخیز که برخی نام مرداب (آب­مرده)، باتلاق، گنداب و یا حتی هرزآب را به ناحق برایشان برگزیده­‌اند، بدون‌­تردید یکی از بدبیارترین اکوسیستم‌ها و در عین حال بزرگترین قربانیان باورهای نادرست بشر هستند چرا که علی‌رغم منافع کلان برای کلیه زیستمندان از جمله انسان‌ها، نه‌­تنها جایگاه رفیعی که شایسته‌­اش هستند را نیافته‌­اند بلکه بالعکس به شکلی ناباورانه و اغلب هم تکراری از ضربه­‌های تازیانه ناآگاهی، غفلت و انسان­‌محوری زخم خورده و می­خورند.

تالاب هرزآب نیست

تالاب‌ها زیست‌بوم‌های ارزشمندی هستند که نه­ مرده­‌اند، نه لجن‌زارند و نه صرفاً عامل نشو و نمای حشرات و بیماری‌های مهلک؛ ما انسان‌ها سال‌هاست که آن‌ها را از مرحله رشد و بالندگی خارج ساخته­ و به درد تخریب‌های گوناگون مبتلا ساخته­‌ایم. بدیهی است که حاصل این کوتاهی نمی­‌تواند چیزی به‌ غیر از اثرات زیان‌بار اعم از هجوم ریزگردها، تهدید معیشت روزمره، مهاجرت گسترده از مناطق روستایی به شهری، شیوع بیماری‌ها و هزار و یک مشکل ناخواسته دیگر باشد؛ اثراتی که در دنیای امروز به وضوح شاهد رخ‌نمایی و جلوه‌­گری‌­اش هستیم.

به چه جایی تالاب گفته می­‌شود؟

در حال حاضر نزدیک به ۵۰ تعریف از تالاب وجود دارد که هرکدام در جایگاه خاصی مصداق پیدا می­‌کنند. شاید در این میان تعریف کنوانسیون رامسر نسبت به سایرین رایج‌­تر و شناخته­‌شده­‌تر باشد. کنوانسیون رامسر قدیمی­‌ترین معاهده بین‌­المللی با موضوع حفاظت از طبیعت و تنوع ­زیستی تالابی مورخ ۱۹۷۱ (۱۳۵۰) است که ایران در شکل­ گیری آن نقشی کلیدی ایفاء کرد.

این کنوانسیون بعنوان مهمترین و شناخته­ شده­‌ترین مرجع، تعریف عمومی و رایجی را بدین شرح ارائه داده است:

«مناطق مردابی، آبگیر، تورب­زار (پیت­زار)، آبی بصورت طبیعی، مصنوعی، دائم یا موقت با آب ساکن، جاری شیرین، لب­‌شور (آبی که شوری آن بیشتر از آب شیرین و کمتر از آب دریا باشد) یا شور مشتمل بر آن‌دسته از آب‌های دریایی که عمق آب در کشند پایین از ۶ متر تجاوز نکند را تالاب می­گویند.»

بر اساس این تعریف مدیریت تالاب نیازمند دانشی است که نه­ تنها همه منابع آبی اعم از طبیعی (دریاچه و رودخانه) و انسان­ ساز (سد) را بطور یکپارچه مورد مطالعه قرار دهد بلکه در عین حال ارتباط میان تالاب‌ها و اراضی پیرامونی را نیز مدنظر داشته باشد.

نمایی از دریاچه‌ی ارومیه

نمایی از دریاچه‌ی ارومیه. عکس از طرح ملی حفاظت تالاب‌ها

این دقیقاً همان نکته کلیدی است که امروز در مدیریت بسیاری از تالاب‌ها نادیده انگاشته می­شود و گواه آن را در ایران می‌­توان در ساخت بیش از ۴۰ سد در حوضه آبریز کارون و کرخه به انضمام انواع سدهای بزرگ و کوچکی که هنوز در این حوضه در فاز مطالعاتی هستند، ساخت و بهره‌­برداری بیش از ۲۹ سد در حوضه آبریز دریاچه ارومیه با ظرفیت ۱.۷۱۲ میلیون مترمکعب به انضمام ۱۶ طرح سدسازی در دست اجرا و ۱۷ طرح سدسازی در دست مطالعه به ترتیب با ظرفیت‌های ۱۵۰۰ و ۶۵۷ میلیون مترمکعب در همین حوضه جستجو کرد.

بند «ج» ماده یک قانون اراضی مستحدث و ساحلی مصوب ۲۹/۴/۱۳۵۴ : تالاب، اعم از اراضی مرداب، باتلاق یا آب‌­بندان طبیعی جایی است که سطح آن در حداکثر ارتفاع آب از ۵ متر کمتر نباشد.

وضعیت فعلی تالاب‌ها در ایران

تعداد تالاب‌های بااهمیت ایران بر اساس آخرین مستندات معاونت محیط­زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط­زیست، ۸۴ مورد گزارش شده است و از این میان ۲۴ تالاب عنوان «رامسر سایت» یا «تالاب بین­‌المللی» را به خود اختصاص داده­اند. طرح موسوم به حفاظت از تالاب‌های ایران، ارزش خدمات و کارکردهای تالاب‌های بین­‌المللی کشورمان که وسعتی معادل ۱.۴۸۱.۱۴۷ هکتار را تحت پوشش دارند، بر مبنای ارزش متوسط ۱۰ هزار دلاری هر هکتار، سالانه ۱۵ میلیارد دلار تخمین زده است.

رقم فوق جزئی از منافع اقتصادی است که به شکل مستقیم یا غیرمستقیم وارد چرخه‌­های مالی کشور گردد.

چرا ارزش تالاب‌ها را نمی‌دانیم؟

اما واقعیت این است که ارزش حقیقی تالاب‌ها شاید تنها در زمان فقدان­ آن‌ها مشخص می‌شود، چنانکه بحران دریاچه ارومیه هم ­اکنون تنها ذره­ای کوچک از تلخی تخریب یک تالاب را به منصه ظهور رسانده است. از مجموع ۴۲ نوع مختلف تالابی که در سیستم طبقه­‌بندی و کدبندی تالاب‌های کنوانسیون رامسر در کل جهان به ثبت رسیده، کشور ما همه موارد به استثنای تورب­‌زارها را در خود پذیرا شده است.

این طیف وسیع و متنوع پهنه­‌های تالابی ایران از جنگل‌های مانگرو گرفته تا صخره­‌های مرجانی و دریاچه‌­های آب شور و شیرین به خوبی موید تنوع‌­زیستی خارق­‌العاده­‌­ای است که توسط این مناطق پشتیبانی و حمایت می‌­شود. اما از سوی دیگر مشکلات تالاب‌ها کم نیست. در حال حاضر افزایش نیاز آبی و توسعه بهره‌­برداری از منابع آبی اعم از سطحی و زیرزمینی سبب گردیده تا نه ­تنها جریان‌های رودخانه‌­ای دستخوش تغییر شوند بلکه حتی تالاب‌ها نیز بعنوان مناطق پایین‌­دست با کاهش آب جدی مواجه گردند.

تالاب شادگان

تالاب شادگان

مهمترین دلیل این معضل، انتقال آب بین حوضه‌­ای و اجرای طرح‌های سدسازی متعدد در حوضه­‌های گوناگون عنوان شده است. تالاب‌های ایران چه در مقیاس منطقه­‌ای و چه در مقیاس جهانی تماشایی و منحصربفرد هستند اما در عین حال وجوه اشتراک بسیاری نیز میان آن‌ها و سایر عرصه­‌های تالابی در نقاط مختلف جهان وجود دارد. وجوه اشتراک تالاب‌های ایران و سایر تالاب‌های جهان از ابعاد گوناگون قابل بررسی است اما به طور کلی می‌توان گفت که همه آن‌ها نه­‌تنها ارزش‌های کم­‌نظیری را برای جوامع انسانی به ارمغان آورده‌­اند بلکه حتی اغلب در معرض تهدیدهای نسبتاً مشابهی نیز هستند.

شاید بزرگترین تهدید تالاب‌های ایران در حال حاضر همان تغییرات اقلیمی باشد. تغییرات اقلیمی مشکل اصلی حیات و بقای تالاب‌ها بالاخص در مناطق خشک است. از سوی دیگر بسیاری از تالاب‌های ساحلی و دلتاها نیز هم­‌اکنون با مشکلات جدی مواجه هستند. در این مورد خاص انگشت اتهام بیشتر به سمت فشار مضاعف ناشی از افزایش سطح آب دریاها و کاربری‌های ناسازگار زمین اشاره رفته است. تالاب‌های ساحلی و دلتاها به شدت نسبت به افزایش سطح آب دریاها حساس و آسیب­‌پذیر هستند. چنانچه اغلب تالا‌ب‌های ساحلی ایران نظیر شادگان نیز در ظرف سال‌های اخیر به دفعات با این مشکل دست و پنجه نرم کرده­ و احتمالاً در ظرف سال‌های آینده هم خواهند کرد.

بزرگترین تهدید تالاب‌های ایران ناشی از تغییرات اقلیمی و طرح‌های مدیریتی کوتاه‌مدت است. 

مشکلات برخی تالاب‌های ایران جدی است

تالاب‌های ساحلی اغلب وضعیت پیچیده­‌ای دارند، بعنوان مثال در تالاب شادگان سدسازی، ورود پساب‌های آلوده، عبور خطوط لوله نفتی و مهمتر از همه رعایت نشدن حقابه تالاب همگی دست به دست هم داده و یکی از منحصربفردترین اکوسیستم‌های کشور را که متشکل از تالاب‌های شیرین و شور و نواحی جذر و مدی بی‌­نظیر است، به‌شدت آسیب­‌پذیر و شکننده ساخته.

مشکل دیگر تالاب‌های ساحلی نه­‌تنها در ایران بلکه در جهان این است که اغلب آن‌ها بنادر ایده‌­الی هستند و این مساله می­‌تواند به معنای صنعتی شدن انبوه و آلودگی هر چه بیشتر باشد.

ایران ضمناً گروه دیگری از تالاب‌های بزرگ و فوق­‌العاده شگفت­‌انگیز نظیر هامون صابری و هامون هلمند را در استان سیستان و بلوچستان دارد که به طور طبیعی و دوره­ای خشک می­‌شوند. درست است که این دوره تناوبی در حفظ باروری و حاصلخیزی اکوسیستم غنی هامون تاثیری حیاتی و تعیین ­کننده دارد اما تاثیر فعالیت‌های انسانی بر این دست از تالاب‌ها غیرقابل انکار است.

تالاب انزلی یکی دیگر از تالاب‌های مساله‌دار ایران است. یکی از منحصربفردترین ویژگی‌های تالاب انزلی قرارگیری آن در حدفاصل آب‌های شیرین و شور است و لذا تنوع‌­گونه‌­ای این تالاب در مقایسه با مساحت آن قابل­ توجه گزارش شده. در دهه ۶۰  فاجعه‌­ای به نام تکثیر آزولا در انزلی رقم خورد که زخم‌های ناشی از آن هنوز درمان نشده است. آزولا در ظاهر بی­‌خطر که خشک­ شده آن حتی مصرف خوراک دامی دارد، در مرحله مطالعات اولیه از استخرهای مخصوص خارج و ابتدا به انزلی وارد شد و در اندک زمانی به دلیل نداشتن کنترل طبیعی به آن‌چنان دردسری تبدیل شد که نه­ تنها انزلی بلکه دیگر تالاب‌های شمال کشور را هم مورد تهدید جدی قرار داد.

دریاچه‌ی ارومیه. عکس از طرح ملی حفاظت از تالاب‌ها

دریاچه‌ی ارومیه. عکس از طرح ملی حفاظت از تالاب‌ها

تالاب بین­‌المللی و پناهگاه حیات ­وحش میانکاله واقع در استان مازندران، اولین تالاب ثبت ­شده بین‌­المللی ایران است که در کل شامل شبه­‌جزیره میانکاله، جزیره آشوراده و خلیج گرگان می­‌باشد. از آنجایی که در حدود دو سوم (۲۸۸ گونه) از فون پرندگان سالانه از این استراحتگاه ایده‌­آل گذر می­‌کنند لذا میانکاله را می­توان قلب تپنده پرنده­‌نگری در ایران قلمداد کرد. شبه­‌جزیره آشوراده که این روزها خبر اجرای طرح گردشگری در آن آه را از نهاد دوستداران محیط­زیست برآورده، به واقع جزئی بی­‌نهایت ارزشمند از این تالاب با اهمیت بین‌­المللی و زیستگاه تعدادی از نادرترین گونه­‌های گیاهی و جانوری کشور از جمله فک خزری است که با انقراض فاصله چندانی ندارد.

تالاب بین­‌المللی گمیشان که در محدوده شهرستان گمیش­‌تپه (در زبان ترکمنی تپه نقره­ای) استان گلستان که به دلیل تداخل آب شور و شیرین، تنوع­‌زیستی کم­‌نظیری را پشتیبانی می‌کند نیز در معرض خطر است. هم‌­اکنون نه‌­تنها بخش وسیعی از علفزارهای طبیعی اطراف این تالاب به کاربری زراعی اختصاص داده شده­ بلکه تاثیرات ناشی از پروژه‌­های نفتی نیز در این محدوده ملموس است.

تالاب‌هایی نظیر گاوخونی که سالیان سال از منابع تغذیه­‌کننده­‌شان نظیر زنده‌­رود بی­‌بهره می­مانند، آرام و خاموش در خون خود غلتیده و به ورطه هلاک می­‌افتند. اما گاه اتفاقات خوبی نیز در این میان می­‌افتد. بازگشت آب زنده­‌رود به تالاب گاوخونی پس از قریب ۱۰ سال در تیرماه سال ۹۴ و خبرهای امیدوارکننده از تامین حقابه آن بدون‌تردید جزو خبرهای مسرت‌بخش است. اما زمانی میتوان به احیاء گاوخونی امیدوار بود که این شریان حیاتی به شکل مستمر و در بلندمدت حفظ شود.

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

۶ دیدگاه
  1. Avatar مهرداد

    سلام
    خط اول “مرهون” به معنای “در گرو” چیزی بودن درسته، لطفا ویرایش کنید

    1. مهدی مومن زاده مهدی مومن زاده

      ممنونم اصلاح شد.

  2. Avatar شایان

    بند «ج» ماده یک قانون اراضی مستحدث و ساحلی مصوب ۲۹/۴/۱۳۵۴ : تالاب، اعم از اراضی مرداب، باتلاق یا آب‌­بندان طبیعی جایی است که سطح آن در حداکثر ارتفاع آب از ۵ هکتار کمتر نباشد.
    ۵ هکتار؟
    هکتار واحد مساحت هست تا جایی که یادمه
    و واحد سنجش ارتفاع هم متر بود باز تا جایی که یادمه

    1. Avatar مهرداد

      سطح آب رو در بیشترین ارتفاع در نظر گرفتن، ینی وقتی آب به بالاترین سطح میرسه مساحت این سطح از آب کمتر از ۵ هکتار نباشه

    2. Avatar مهرداد

      خانم حیدی لطفا این قسمت رو تغییر ندید، هکتار با توضیحی که دادم درست بکار برده شده
      این لینک رو بخونید و اگه خواستید حذفش کنید : http://www.ghavanin.ir/detail.asp?id=8931

    3. مهدی مومن زاده مهدی مومن زاده

      ممنونم اصلاح شد.