علی جوان؛ مخترع لیزر گازی، کسی که پروژه‌ی بزرگش در ایران رد شد!

۲۷ شهریور ۱۳۹۵ | ۲۰:۳۰ ۲۰ فروردین ۱۳۹۸ زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۲ دقیقه

از همان کودکی ریاضیات را دوست داشت؛ در یک کلام «بچه درس‌خوان» بود. شاید آن روزها که در دبیرستان البرز تهران محصل بود کسی فکر نمی‌کرد روزی او با اختراعش دنیا را تکان دهد و به معنای حقیقی کلمه علم را یک قدم پیش ببرد؛ با زندگی‌نامه‌ی «علی جوان» مخترع لیرز گازی همراه باشید.

علی جوان در ۵ دی ۱۳۰۵ در تهران و در خانواده‌ای آذری به دنیا آمد (۲۲ شهریور ۱۳۹۵ فوت کرد). از ۵، ۶ سالگی و وقتی هنوز مدرسه نمی‌رفت در خانه شمارش و کمی حساب یاد گرفته بود و عاشق بازی با اعداد بود. بعد از اتمام دروه‌ی ابتدایی، تحصیلات خود را در رشته‌ی ریاضی-فیزیک در دبیرستان‌های مشهور فیروز بهرام و ماندگار البرز ادامه داد. با پایان متوسطه در کنکور شرکت کرد و با قبولی در رشته ریاضی-فیزیک دانشگاه تهران، هم به آرزویش رسید هم مسیر آینده‌ی خود را مشخص کرد. پس از دریافت مدرک فوق لیسانس دریافت که آن‌جا دیگر چیزی برای یاد دادن به او ندارد. به کمک شرایط مساعد وقت، راهی سرزمینی شد که امکان پیشرفت را برایش فراهم می‌کرد؛ «جوان» در ۱۹۴۸ برای تحصیل در دوره‌ی دکترای فیزیک به دانشگاه کلمبیای ایالات متحده رفت. علی به جز ریاضی و فیزیک، هنردوست هم بود و به طور خاص عشق زیادی به موسیقی داشت؛ در حدی که در همان دانشگاه کلمبیا در کلاس‌های هنری موسیقی هم شرکت می‌کرد. او در جایی گفته موسیقی باخ جلوه‌ای از عالم ریاضی است؛ علی جوان تحت نظر استاد راهنمایش، چارلز تونز، مدرک دکترا خود را گرفت و بعد به دوره فوق دکترا رفت. ده سال بعد از ورودش به خاک آمریکا، در حالی که هنوز مشغول تحصیلات دانشگاهی (دوره فوق دکترا) بود به گروه تحقیقاتی آزمایشگاه بل در نیوجرسی پیوست؛ جایی که در آن مهم‌ترین دست‌آوردش را هم به دست آورد.

دو سال پس از ملحق شدن به آزمایشگاه بل و فقط چند ماه پس از این‌که تئودور مایمن در سال ۱۹۶۰ میلادی مبانی نظری لیزر را مطرح کرد، علی جوان به همراه دو تن از همکارانش «ویلیام بنت» و «دونالد هریوت» ایده‌ی خود را برای پایه‌ی آن عملی کردند و در بعد از ظهر سرد و برفی ۱۲ دسامبر ۱۹۶۰ لیزر گازی هلیوم-نئون اختراع شد. «جوان» فردای آن روز (۱۳ دسامبر ۱۹۶۰) لیزر گازی را با ارسال یک پیام تلفنی آزمود و برای اولین بار در تاریخ، یک مکالمه تلفنی از طریق لیزر نوری انجام گرفت. این اختراع، انقلابی در دنیای فن‌آوری ایجاد کرد؛ بسیاری از پژوهشگران اختراع لیزر گازی را نقطه عطفی در تاریخ فن‌آوری‌های نوین می‌دانند. چهل سال بعد از آزمایش او، ارتباط به وسیله لیزر به صورتی عادی در آمد و از آن در صنایع اینترنتی استفاده‌ زیادی شد. «جوان» یک سال بعد در ۱۹۶۱ با درجه‌ی دانشیاری به عضویت هیات علمی موسسه‌ی فن‌آوری ماساچوست (MIT) در آمد و خیلی زود در ۱۹۶۴ به سراُستادی (Full Professor) رسید.

بزرگترین دستاورد علی جوان، اختراع لیزر گازی است.

بزرگترین دستاورد علی جوان، اختراع لیزر گازی در سال ۱۹۶۰ است.

داستان اختراع از زبان علی جوان

لیزر نتیجه شناخت ما از طبیعت اتم‌ها است؛ به‌خصوص طبیعت موجی اتم‌ها. ما طبیعت اتم ها را کشف کرده‌ایم. در سال ۱۹۲۰ ساختار اتم‌ها تا کوچک‌ترین جزء، شناخته شده بود.  کتاب‌هایی در این رابطه نوشته شده بود. در آن زمان بزرگانی مانند  نیلز بور، اروین شرودینگر و انشتین و دیگران بودند که این اکتشافات را دنبال می‌کردند. مشکل است که شما با دقت بخواهید بگویید که در چه موقع یک نظر خلاق ظهور کرده است.

من تصور میکنم حتما نقطه شروعی در ابتدای این خط بوده، اما سرمنشا آن را کسی نمی‌داند. آدم در یک لحظه همه چیز را درباره اختراعش درک می‌کند؛ و این در حالی است که از انجام آن آگاه و باخبر نیستید و نمی‌دانید که دقیقا دارید چه می‌کنید. سپس به‌طور ناگهانی همه چیز درست از آب در می‌آید و شما موفق به کشف یا اختراع آن چیز می‌شوید. موقعی که من نظریه‌ام را در رابطه با لیزر گازی دادم، بعضی از قسمت‌های آن، اگر نه همه‌اش، را بر پایه‌ی حضورم در کارهایی بود که مشغول انجام آن‌ها بودم. اما [ته دلم] می‌دانستم که بالاخره می‌توانم این لیزر گازی را اختراع کنم؛ در غیر اینصورت اصلا دنبالش را نمی‌گرفتم.

کسانی که از همان ابتدا نظر من را می‌دانستند، خیلی به آن بدبین بودند. حتی آن‌هایی که در تیم من بودند و با من کار می‌کرند، در این رابطه شک داشتند. من این شک را در خیلی از آن‌ها دیدم. حتی فیزیک‌دانان خوب هم بعضی از وقت‌ها در عقاید خودشان نامطمئن هستند، و یک جا با یک تردید نابه‌جا متزلزل می شوند.

یادم می‌آید موقعی که با یکی از شاگردانم در حال کار روی لیزر گازی بودیم، درست وقتی که برای آزمایش نهایی آماده شده بود، من به شوخی رو بهش کردم و گفتم «هی، اگر من کلید را بزنم و هیچ اتفاقی رخ ندهد، چه؟». ناگهان انگار که ترسیده باشد صورتش سفید شد. من شروع به خندیدن کردم و گفتم «نه، نه، حتما کار می‌کند». من این را به خاطر اطمینان او بیان کردم. سپس کلید را زدیم و همه چیز به‌خوبی انجام گرفت.

اما این مسئله ترس و تردید اغلب برای کسانی که در حال کشف و اختراع چیزی هستند اتفاق می‌افتد. آن‌ها نامطمئن و مضطربند؛ حتی وقتی که هیچ چیزی برای ترسیدن و اضطراب وجود ندارد. البته گاهی هم که موضوع کار آزمایش‌های بزرگ و مهم باشد قطعا در خیلی موارد جای تردید وجود دارد؛ مثلا به خاطر این‌که مبنای علمی آن کاملا معلوم نیست و شما به عنوان یک دانشمند مجبور هستید که نظرات خود را آزمایش کنید و انجام‌شان دهید، حتی اگر دقیقا ندانید که نتیجه چه خواهد بود. اما خوب یقینا بهتر است که مطمئن شوید که جواب به دست آمده حتما شما را به راهی که دنبال می‌کنید نزدیک کند.

Alijavan2

ولی تنها چیزی که برای من مهم بود این بود که این لیزر گازی حتما کار کند. قبل از دست زدن به هر اقدامی و گرد هم آوردن نفراتی که بتوانند در این زمینه من را یاری دهند، باید حتما مطمئن می‌شدم که پروژه به نتیجه خواهد رسید. در آن موقع تازه به گروهی که در حال تحقیق در آزمایشگاه تلفن بل در هیل موری نیوجرسی بودند ملحق شده بودم؛ در آن‌جا آن‌ها را متقاعد کردم که دست من را در راه این کار باز بگذارند تا بتوانم هر گونه آزمایشی که لازم است در رابطه با این لیزر گازی انجام دهم.

درست در همان زمان دو محقق دیگر آقایان چارلز اچ. تاونس و آرتور ال. شاولو راه دیگری را برای دست‌یابی به لیزر پیشنهاد کردند. در واقع نظریه آن‌ها بر مبنایی بود که ما اکنون آن را به عنوان «پمپ کردن لیزرهای نوری» می‌شناسیم؛ در این روش نور لیزرها توسط مکش با یک منبع نور زیاد استخراج می‌شود. نظریه من تماما با آن‌ها متفاوت بود. من در این راه از جریانات برقی استفاده کردم [نه یک منبع نور زیاد]، که انرژی الکتریکی را به نور لیزری تبدیل می کند؛ آن شیوه حالا با نام «لیزر گازی» شناخته می‌شود. این دو اختراع «پمپ کردن لیزرهای نوری» و «لیزر گازی» به طور کلی با همدیگر تفاوت دارند و برای مقاصد مختلف به کار گرفته می‌شوند.

به دلایل کاملا فنی برای اولین مرتبه که می‌خواستم روی نظریه لیزر آزمایش انجام دهم، از دو گاز بی‌اثر هلیم و نئون استفاده کردم. برای شما توضیح می‌دهم که چگونه کار می‌کند: داخل دستگاه لیزر، دو الکترود جریان برق را با دقت و آهسته از میان گاز عبور می‌دهند تا یک سری فعل و انفعالات در آن انجام گیرد. انرژی الکتریکی به عنوان یک انرژی درونی و ذخیره، به صورت فعال در اتم‌های هلیم وجود دارد، بنابراین خود را به اتم‌های شبیه روشنایی هلیم انتقال داده و سپس تغییر یافته و به یک نور لیزر تبدیل می‌شود.

فرآیند این اختراع دو سال به طول انجامید و شرکت بل مبلغ دو میلیون دلار روی آن سرمایه‌گذاری کرد. من نظریه‌ام را در ژوئن سال ۱۹۵۹ در مجله «بررسی نامه‌های فیزیک» به چاپ رساندم؛ در آن زمان واقعا درگیر عملی کردن نظریه بودم. قبلا یک تیم گرد آورده بودم و مشغول آزمایش و اندازه‌گیری روی پارامترهای گرداننده در ترکیب گازی بودیم. واقعه‌ی مهمی که در ماه فوریه و مارس ۱۹۶۰ اتفاق افتاد، این بود که تیم ما موفق شد نظریه‌ای را که در سال ۱۹۵۹ مطرح کرده بودم با موفقیت به انجام برساند. اما چند ماه دیگر وقت لازم بود که یک دستگاه فعال لیزر که می‌توانست نور لیزر را از اتم ها استخراج کند ساخته شود. من زمان را طوری تقسیم‌بندی کرده بودم که بتوانم این کار را قبل از کریسمس انجام دهم؛ و آن اتفاق که مدت‌ها منتظرش بودم درست طبق برنامه در روز ۱۲ دسامبر سال ۱۹۶۰ اتفاق افتاد. این برای اولین بار در تاریخ علم بود که نور لیزر از یک دستگاه لیزر گازی سرچشمه گرفته بود. من دقیقا وقتی را که به ساعت مچی‌ام نگاه کردم به یاد می آورم: ساعت دقیقا ۴ و بیست دقیقه بعدازظهر بود و برف سنگینی در آن روز می‌بارید.»

alijavan4

لیزر گازی چیست؟

لیزرهای گازی دسته‌ای از لیزرها هستند که برای کار، گازی (یا ترکیب چند گاز مانند هلوم-نئون) به داخل یک لوله‌ی شفاف، مانند لامپ‌های لوله‌ای فلورسنت، فرستاده می‌شود. عبور جریان الکتریکی از این لوله باعث رفت‌وآمد فوتون (نور) می‌شود؛ لیزر ساخته «جوان» اولین لیزری بود که می‌توانست بی‌وقفه کار کند و به همین خاطر توجه‌ها را به خود جلب کرد. در نوع دیگر این لیزر‌ها از کربن دی‌اکسید (CO2) استفاده می‌شود که می‌تواند نور لیزری با توان بالا تولید کند؛ در رادارها، جوش‌کاری و برش‌کاری دقیق لیزری، این روش به کار می‌رود.

اهمیت لیزر گازی

در واقع لیزر گازی زیربنای ارتباط از طریق فیبر نوری است. در زمانی که زندگی می‌کنیم ارتباطات لیزری توسط فیبرهای نوری مانند رگ‌های خون‌رسان شبکه‌ی جهانی (اینترنت) هستند. لیزرهای گازی هلیوم-نئون نخستین لیزرهایی بودند که به تولید انبوه رسیدند. از آن‌ها در همه‌جا از دستگاه‌های اسکنر و پخش‌کننده‌های انواع دیسک‌ها گرفته تا پزشکی و پرینت و فن‌آوری‌های نظارتی استفاده می‌شود. البته کم‌کم فن‌آوری تازه‌ی لیزرهای حالت جامد و دیودهای لیزری در حال جایگزین شدن هستند.

نخستین سمپوزیوم لیزر

در سال ۱۹۷۱ (۱۳۵۰) بسیاری از فیزیک‌دانان به‌نام جهان از جمله علی جوان، چارلز هارد تاونز (برنده نوبل فیزیک)، الکساندر میخایلوویچ (برنده نوبل فیزیک) و ده‌ها فیزیک‌دان برجسته دیگر در اولین سمپوزیوم لیزر جهان که در ایران برگزار شد. این سمپوزیوم با حمایت دانشگاه آرایامهر سابق و همکاری دانشگاه‌های اصفهان و MIT برپا شد و علی جوان از سخن‌رانان آن بود.

افتخارات

علی جوان عضو آکادمی ملی علوم و آکادمی علم و هنر آمریکا و در موسسه تریسته برای ترویج علوم عضو افتخاری بود. او در سال ۱۹۶۶ برنده مدال بنیاد «فنی و جان هرتز» شد و در ۱۹۷۵ مهم‌ترین نشان انجمن نورشناسی آمریکا (فردریک ایوز) را دریافت کرد. در ۱۹۷۹ جایزه علمی آلبرت انشتین به جوان داده شد. نشریه‌ی تلگراف در رتبه‌بندی انسان‌های نخبه جهان، «علی جوان» را در رده ۱۲ام قرار داد.

بازنشستگی

علی جوان تا پایان دوره‌ی کاری خود در دانشگاه ام‌آی‌تی ماند و از همان‌جا بازنشسته شد. نام او در کنار بزرگان فیزیک جهان مانند تئودور میمن، چارلز هارد تاونز، الکساندر میخایلوویچ و دیگران ثبت شده است؛ وی در ۲۲ شهریور ۱۳۹۵ (۱۲ سپتامبر ۲۰۱۶) در ۸۹ سالگی چشم از جهان فرو بست.

Alijavan3

پروژه یکصد میلیون دلاری در ایران

به نقل از پایگاه خبری-تحلیلی علمنا، در سال ۱۳۷۰ وزارت فرهنگ و آموزش عالی ایران (وزارت علوم امروزی) از علی جوان که آوازه‌اش در جهان نیز پیچیده بود دعوت می‌کند تا به ایران سفری داشته باشد و در زمینه های فناوری و علوم لیزر فعالیت های خود را انجام دهد. او با پذیرش این دعوت به ایران می آید. علی جوان اما با دست پر به ایران می آید؛ او با خود همراه با چند طرح بزرگ علمی، طرح ساخت تداخل سنج امواج گرانشی را که هنوز در محافل بزرگ علمی آن روزها صرفا پچ پچ هایی از آن می‌شد را برای مسئولان عالی علمی کشور سوغات آورد. طرحی که در حدود دو سال دو نوبت او را به ایران کشاند و برایش جلسات متعددی با مقامات ایرانی برگزار کرد.

طرح او چه بود؟

طرح او که ساخت یک رصدخانه برای شکار امواج گرانشی بود (همان تداخل سنج امواج گرانشی) همراه با تحقیقات بسیار وسیع در زمینه فناوری لیزر همراه بود چرا که برای ساخت این تداخل سنج در یک بخش از آن باید امواج گرانشی بر اساس نظریه نسبیت عام انیشتین مورد بررسی و مطالعه قرار می گرفت و بخش بعدی و سخت ماجرا، بحث آشکارسازی توسط آنتن جدیدی بود که عمده پیچیدگی آن به خاطر فناوری لیزر یا پایدارسازی در یک بسامد معین است به شمار می رفت و مهمتر اینکه این موضوع در آن زمان تازه کشف شده بود و در صورت اجرایی شدن آن در ایران یک جهش بسیار بزرگ و سریع برای ایران و دانشمندان ما محسوب می شد.

برخی از اهدافی که ایران می توانست با اجرای این پروژه بدست آورد:

  • جلوگیری از مهاجرت دانشمندان و فعالیت آنها در مرز دانش و فناوری
  • فعالیت ایران در زمینه علوم بنیادین
  • این طرح در راستای علم و صلح در جهان به شمار می رفت
  • دانشمندان کشورمان فناوری های لیزر را با دقت بسیار زیاد می آموختند
  • نیروهای بسیار ماهر و متخصص در این زمینه تربیت می‌شد
  • ایران پیشرو در حوزه تداخل سنج امواج گرانشی می شد
  • الفبای مدیریت و فعالیت گروهی در یک پروژه علمی را می آموختیم
  • بخشی از بدنه صنعت کشور رشد می کرد

نتیجه این جلسات این شد که یک مرکز تحقیقاتی برای رصدخانه امواج گرانشی در ایران ایجاد شود. ایده ای که در جهان علم بسیار بدیع و نو به شمار می آمد. رئیس جمهور وقت، آیت الله هاشمی رفسنجانی در جلسه‌ای که با حضور شخص آقای پروفسور علی جوان و وزیر علوم وقت، دکتر مصطفی معین برگزار شد، دستور اجرای این پروژه بزرگ ملی را می دهد. آن هم با بودجه مصوب که در سال اول آن مبلغ ۱۰۰ میلیون دلار به آن اختصاص یابد.

اما…

کمی بعد ۲۵ سال عقب ماندیم!!

کمی بعد، اجرای این پروژه که به وزارت فرهنگ و آموزش عالی ایران واگذار شده بود، به دلایل نامعلومی با کارشکنی‌هایی (که هم اکنون نیز در بسیار از پروژه های علمی کشورمان رایج است) مواجه می شود و پرونده این پروژه شروع نشده، بسته می شود.

پیگیری مشابه پروژه این بار توسط کنگره آمریکا

نکته جالب توجه اینکه چند ماه بعد از دستور آیت الله هاشمی رفسنجانی مبنی بر ساخت این پروژه عظیم ملی، طرح ساخت تداخل سنج امواج گرانشی در کنگره آمریکا (به صورت کاملا اتفاقی) و طرحی مشابه در خصوص ساخت تداخل سنج امواج گرانشی ایران تصویب می شود.

دانشمندان و مسئولین علمی ایالات متحده آمریکا همین سال گذشته بود که توانستند نتیجه سرمایه گذاریشان بر روی این پروژه را ببینند. بمب خبری‌ای در جهان علم منفجر شد. و لقب یکی از بزرگترین کشف‌های قرن اخیر را از آن خود کرد، «کشف امواج گرانشی» توسط تداخل سنج امواج گرانشی «لایگو» که توانست مهر تایید دیگری باشد بر نظریه نسبیت انیشتین و البته مهر تایید دیگری بر دور اندیشی آمریکایی ها در حوزه های علم و فناوری.

نظر شما درباره دانشمندان بزرگی مانند «علی جوان» چیست؟ آیا ایرانی خطاب کردن آن‌ها درست است یا باید بی‌آن‌که ملیت آن‌ها را مد نظر قرار دهیم به فعالیت و دست‌آوردشان برای بشریت بپردازیم؟ صرف این‌که انسان در کجای این کره خاکی دنیا می‌آید آیا لزوما اهلیت آن‌جا را هم می‌گیرد؟ یا تعلق خاطر و گرایش‌های او در تعیین آن تاثیرگذارترند؟

درباره اختراع علی جوان چه اطلاعات دیگری دارید؟ اگر او لیزر را در ارتباطات به کار نمی‌برد امروز اینترنت به این گستردگی می‌شد؟

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

۳۷ دیدگاه
  1. Avatar میلاد

    به ایران،کشور دزدان نخبه کش خوش آمدید

  2. Avatar میلاد

    ایشون چند روز پیش فوت کردن در حالی که من از رسانه های داخلی حتی خبر فوتشون رو هم نشنیدم!
    حتی از وجود ایشون بی اطلاع بودم!
    همیشه میگم درد ما اینه که «الگو» و اسوه ی حی و حاضر نداریم که اینقدر سرگردانیم
    ببینید از بی الگویی جوان ۱۶ یا ۱۷ ساله ی ما امثال ا.ت رو الگوی خودش قرار میده!
    یک خواننده که خودش از بی هویتی رنج میبره باید به جوان ما هویت ببخشه؟
    چرا؟
    چون اون افرادی که باید باشن و موجب افتخار و سرافرازی ما باشن،نیستن
    چون اونقدر افراد بی لیاقتی هستیم که نمیدونیم چطور باید از فرزندان خودمون حمایت کنیم

    خوندن مقاله ای در خصوص یک دانشمند خیلی خوبه علی الخصوص که اون شخص یک ایرانی باشه ولی فهمیدن اینکه کسانی که باید، به اون شخص بها ندادن حس تاسف عمیقی رو تو وجودتون به جریان میندازه

  3. Avatar حسین2

    تو همه چیز یه نفوذی وجود داره که نمیذاره کارها پیش بره ، سیاست ، اقتصاد ، علم و … متاسفانه برخی از افراد هم گوششون به دهن این نفوذیهای انگلیسی است . کشور ما یکی از ایرادات بزرگش اینه که منافقان رو خوب شناسایی نمیکنه . به هر حال این یک مورد از آنهایی است که بهش بها ندادند . در کل لعنت بر منافق…

  4. Avatar Kaab Gan

    سر استادی همان استاد تمام نیست؟

    درستش کنید.

  5. Avatar مجید

    ای کاش این پروژه بزرگ علمی در ایران اجرا میشد…..
    با تشکر از نویسنده محترم جهت معرفی یکی از مفاخر علمی ایران و دستاورد عظیم ایشان

  6. Avatar وحید

    واقعا وضع اداره کشور خیلی خجالت اوره . وقتی یکی میره طلبه بشه مفت ثبت نام میکنن و حتی بهش پول هم میدن . ولی به یک دانشجو یا یک تحصیل کرده اصلا اهمیت نمیدن . میلیارد ها پول صرف فوتبال میشه در حالی که همش در جا میزنیم در حالی که وضع ورزش های دیگه که توش خیلی موفق تر هستیم به مراتب بدتره. هزینه ثبت نام مدرسه تیزهوشان( در اردبیل از شهر های دیگه خبری ندارم) یک میلیون تومنه . ادم های زیادی میشناسم که بخاطر پولش ثبت نام نکردن. وضعیت کار خیلی بده . وضعیت زندگی خیلی بده . خلاصه در این اوضاع به هم ریخته چراغ هایی سر راهمون روشن میشه که زود میزنیم نابودش میکنیم . در حالی که جا های دیگه چراغ ها رو میبرن تو کشورشون جمع میکنن تا مثل خورشید کشورشون رو روشن و اباد کنه .
    این وضع ماست

  7. Avatar |iman

    بادرودواحترام
    این مطالب وصدها مطلب دیگردرباره نخبه های ایرانی مرایاداین جمله می اندازد .

    اینجاسرزمین سروهانیست .اینجا سرزمین شمشاد هاست

  8. Avatar L0R5

    بسیار عالی….
    کارشناس ادبیات نگارشی نیستم، اما نمیشه یک سری اشکالات نگارشی و ادبیاتی مقاله رو نادیده گرفت.
    در خصوص بخش آخر، صرفا نظریه خودم رو مطرح میکنم و تمایل دارم بازخورد شما رو هم بشنوم.
    گفتن جمله “دستاوردی برای بشر”، خب خیلی شیرین و لذت بخشه. محدودیتی رو هم برای اینکه به دستاوردی افتخار کنیم یا خیر، برامون در پیش نداره. اما این یکی نگرش… کم و بیش برامون غیر قابل قبوله یا شایدم فقط تظاهر میکنیم؟ اینطور نیست؟
    جناب آقای برادران، من از شما هم درخواست میکنم نسبت به این موضوع فکر کنید.
    آیا غیر از این هست که شما بخشی از مقالتون رو صرفا اختصاص دادید به مزایای احتمالی این پروژه مسکوت مانده؟
    آیا این امر؛ صرفا به این خاطر هست که اشاره ای کرده باشید به یک سری فرصت های از دست رفته و تقبیه رفتار های گذشته؟
    در جای دیگری از مقالتون، نظرم به جمله ای تفکر برانگیر جلب شد که به طور خلاصه مفهومش رو بازگو میکنم “نادیده گرفتن تبدیل به روالی عادی شده”.
    خب؛ اجازه بردید بر گردم به بخش اول گفته های خودم. آیا اصلا ما در جایگاهی قرار داریم که بخواهیم دستاوردی رو مایه افتخار خودمان بدانیم؟ یا حتی گفتن جمله “مزایای این کشف برای بشر” صرفا از روی ناچاری ما نیست؟
    چرا همه ما این تمایل ذاتی رو داریم که به دستاورد های داخلی با دید دیگری، یا بهتر بگم، با امید پر نور تری نگاه کنیم؟
    جوابش تنها از دو بخش ساده تشکیل شده، گذشته پر اشتباه، آینده بی راه و چاه….
    تکذیب مفهومی با نام منفعت ملی ناممکن هست عزیزان، حتی اگر منفعت جامعه بشری نسبت به آن دارای اولویت باشد، چه بسا که مفهوم والاتری نیز به آن می بخشد.
    همه ما، با نگاه به آینده ای نه چندان روشن، همواره به عقب نگاهی می اندازیم و افسوس فرصت های از دست رفته ای رو میخوریم که نقشی در تعیین یا بهره مندی از آنها را نداشتیم.
    افسون خوردن و مقصر دانستن دیگران، همیشه آسان ترین راه هاست… آری؛ همیشه دیگران مقصرند…!
    آقای علی جوان، چیزی رو کشف نکرد، بلکه با کشفیات قبلی چیزی رو اختراع کرد و این برای پاسخ به همه سوالات و رد شبهات کاملا قانع کننده بود.
    سوال اینجاست؛ آیا ما چیزی رو فراموش کردیم و نیاز به کشف مجددش داریم؟ یا از ابتدا چیزی رو کم داشتیم و می بایست دست به اختراعش بزنیم؟

  9. Avatar حسین

    تو آیپد تمام فونت های سایت خراب نشون داده میشه

  10. Avatar امین

    متاسفانه بیشتر کسانی که در راس کار این کشورمون هستن لایق ریاست نیستن و باعث میشن این مغزهای خوب کشورمون به خارج سفر کنن و علم و پیشرفت رو برای سایرین به ارمغات بیارن
    خدا رحمتش کنه روحش شاد

  11. Avatar رایا

    مطلب بسیار جالبی بود ممنون از دیجی مگ بخاطر مقاله‌های خواندنی و تسلیت بابت از دست رفتن دانشمند گرانقدری که اصالتش برای ما افتخار بود.
    در خصوص سوال پایانی مقاله که همیشه دغدغه و انتقاد خود من هم بوده باید گفت چطور جوانی را که بخش اعظم تحصیلات عالیه و بودجه‌های تحقیقاتی و دستاوردهای علمی اش در یک مملکت غربی صورت گرفته را ایرانی می نامیم و داد ما چنینیم و چنان سر میدهیم. نه به نظر من در درجه اول شخصیت‌های عظیمی چون ایشان در قالب مرزها تعریف نمی‌شوند و افتخار تربیت چنین بزرگانی هم نه به زادگاهشان که به سرزمینی که امکان رشد برایشان فراهم کرده تعلق می‌گیرد.
    کوچیدن چنین گوهرهای درخشانی از کشورهای فقیر و به دور از فناوری چندان دور از ذهن نیست ولی چه دردناک که در سرزمین ثروتمندی چون ایران برای این نوابغ جایگاهی نیست.
    به امید روزی که دانایی در لیست اولویت‌های دولتها در ایران جایگاهی داشته باشد. و آفت سیاسی گری از این مملکت رخت بربندد.

  12. Avatar امیررضا

    بسیار مطلب برجسته و عالی بود .از نظر من جوان های این چنین بسیارند این مسئولین هستند که باید به فکر باشند که نیستند.

  13. Avatar رضا

    نه فقط در ایران ، در همه جای دنیا
    این موضوع حرف ها و چیزهای جدید و بدیع
    مخالفت ها و سنگ اندازی های خودش را داره
    خب ، این کلیت نظام اجتماعیه ما آدم هاست
    اما در ایران
    از همین جمع کوچک خانواده بگیر تااااااا کل جامعه و حکومت
    اکثریت که حال انجام کارای بزرگ و نداریم
    و بهتر بگم جسارت و عرضه ش نیست
    حالا اگه یه اقلیتی هم پیدا بشه که این حال و جسارت و عرضه را داشته باشند
    بقیه میشن سنگ جلو پا ، چوب لای چرخ ، فرستنده امواج منفی ، سرعت گیر و از این دست عناوین
    و البته این اقلیت یه جمله معرف دارن : تشویق کردن پیش کشتون
    یه کتابی میخوندم یادم نیست اسمشو که میگفت :
    اختراع چیزی که قبلا اختراع شده و تو از اختراع اون و شیوه ساختنش بی خبر بودی ، بازم یه اختراع ارزشمنده
    خیلی حیفه ، حسابش را کنید
    با شوق و انگیزه زیاد ، زحمت بکش ، زحمت بکش ، زحمت بکش و نتیجه اون تو را به وجد بیاره
    و بدونی که این طرح مفید و ارزشمنده
    اما جماعت پر عنوان رو به روت و تو بخوای قانعشون کنی که
    من هیچ ، زحماتم هیچ ، لااقل طرحم را ببینید و حمایتم کنید
    اما …
    کم نداریم از این (جوان) ها که مستعدند و پر علم و سوا و انگیزه و اما … هووووف
    دم همه علی ها و جوان های سرزمینمون گرمه گرم

  14. Avatar رضا دادرس

    سلام
    مطلبتون دل نشین و پر از تاسف بود
    امیدوارم باز هم از این مطالب بیان بشه
    تا واقعا یادمون بیاد کی هستیم
    با تشکر آقای برادران

  15. Avatar محمد رضا

    افراد زیادی مثل این داتشمند بودن که پروژه ها و طرح هاشون بدون پشتیبانی و حتی بها دادن به فراموشی سپرده شده در حالی که میتونستن نام ایرانی رو تو دنیا توی علم و پیشرفت به سر زبون ها بندازن ولی متاسفانه نبود 1 سازمان یا ارگان چه دولتی و یا خصوصی برای حمایت وجود نداره که بخوان دل خوش باشن و همیشه باید شاهد افتخار افرینی ایرانی ها در کشوری غیر ایرانی باشیم

  16. Avatar محمد رضا

    ممنون از این خبر، من تا الان فقط یکبار توی کتاب فیزیک دبیرستان اسم ایشون رو شنیده بودم و نمی دونستم که ایشون تا یک هفته پیش زنده بودن.
    اول اینکه خیلی متاسفم که هم عواقب جنگ 8 ساله و هم جاهلیتی عده ای که هنوز هم هستند باعث شده تا نه تنها این دانشمند بلکه دانشمندان ایرانی بسیاری که قصد شکوفایی ایران و جوانانش را دارند،نتوانند کشور را به جلو برده و هنوز درجا میزنیم.
    دوم اینکه گفتید آیا ایرانی بودن ملاک هست، نظر من اینه که درسته یک نفر در بهترین دانشگاهها درس میخونه و اگر آنجا نبود، اینگونه نمی توانند به بشریت کمک کنند ولی بخشی از استعداد هر فرد متلق به خاک و منطقه ای است که در آن به دنیا آمده و چه اینکه این دانشمند عزیز تا فوق لیسانس هم در ایران بوده است.
    به هرحال، امیدوارم ایران نیز بتواند پیشرفت کند و سهمی در پیشبرد اهداف بشریت داشته باشد

  17. Avatar احمد

    واقعا تاسف انگیزه
    بنده خدا بعد از مدت ها برمیگرده کشورش با ی پروژه عالی که به وطنش خدمت کنه بعد ما نه تنها کمکش نمیکنیم بلکه کاری میکنیم که خودش هم نتونه پروژش رو انجام بده
    این خیلی بده باید قدر این جور ادم ها رو دونست
    تا کشور پیشرفت کنه و دیگه نیازی نباشه نخبه هامون از کشور خارج بشن

  18. Avatar احمد

    جای بسی تأسف و شرمساری است که به چنین افراد بزرگی اجازه فعالیت و گستراندن علم در ایران داده نمی شود.
    من خبرهای مربوط به کشف امواج گرانشی رو از همین دیجی کالا مگ دنبال میکردم و زمانی که انتشار خبرش دنیای علم رو منفجر کرد، واقعاً جای شور و شگفتی فراوانی داشت!
    اما حالا که متوجه شدم این اتفاق در ایران میتوانست رخ بدهد، بسیار متأسف شدم که بزرگانی چون علی جوان نتوانستند در برابر کارشکنی های دولتمردان کاری از پیش ببرند!
    خدا به داد نخبه های بزرگ و کوچک بعد از این برسد!

  19. Avatar علیرضا

    درود به شرفتون

  20. Avatar کوروش

    بعد میان میگن چرا مغز ها دارن فرار میکنن!!!!!!!!!!!

  21. Avatar خخخخخ

    تو کشور ما فقط رو دو نوع پروژه سرمایه گذاری میشه پروژه های که پول میاره و پروژه های که زور میاره نه پروژه های که افتخار میاره

  22. Avatar سیاوش

    قطعا موفقیت های ایشون ربطی به ایران نداره و ایران تنها محل به دنیا اومدنه همچین افرادیه.سیستمی که ما درست کردیم و در حال غرق شدن توش هستیم، لیاقت همچین افرادی رو نداره.

  23. Avatar حمید

    متاسفم ، از همه بیشتر واسه خودم که توی کشوری زندگی میکنم که نخبه هایی به بزرگی آقای جوان و آقای نادری رو فقط اینجا باید چیزی ازشون ببینم !! فقط اینجا بفهمم چند روز پیش یه نخبه که حداقل نشون “ایرانی” داره فوت کرده !! کاش فقط جلوی شما رو نگیرن و همیشه از این متن ها بذارید ، ممنون …

  24. Avatar اردشیر کاویانی

    ” بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی به دبیرستان البرز تهران رفت و رشته ریاضی-فیزیک را انتخاب کرد.”

    علی جوان به مدت 5 سال در دبیرستان ماندگار فیروزبهرام درس میخواند و تنها برای سال دوازدهم به دبیرستان البرز رفت.

    1. علیرضا برادران علیرضا برادران

      اصلاح شد.

  25. Avatar TiT

    بعد می گن اون مغز هایی که ایرانو ول می کنن می رن بی غیرت و وطن فروشن ????
    نمی گن چرا ول کردن رفتن

  26. Avatar مصطفی

    سلام من دانشجوی کارشناسی نرم افزار کامپیوتر هستم که در دانشکده فنی و مهندسی شهید باهنر شیراز در حال تحصیلم و در حالی که من روزانه هستم بهم خوابگاه نمیدن و من یک ماه اول رو کلاس نمیرم و دم در اطاق امور خوابگاه وای میستم و التماس میکنم تا بعد از یک ماه اگه دلشون سوخت و جا هم بود به من خوابگاه بدن اونم ترمی سیصد و پنجاه هزار تومن و مجبورم هستم به خدا پوا ندارم که برم خونه بگیرم و برم خوابگاه خصوصی یعنی دولتیه اونم روزانه,استاد خوب دو تا بیشتر نداره بقیشون هیچی حالیشون نمیشه و وضع غذاش افتضاحه,خلاصه وضع خیلی خرابه,آدم دیگه خورد میشه,منم خودمو زدم به بی خیالی وفقط شب امتحان میخونم و مدرکو بگیرم تموم بشه و بعدشم که کار نیست برم سربازی و بعد از سرباز ی هم دوباره بی کار مجبورم واسه این که شکممو سیر کنم برم کارگری,آخه آدم به چی دلش خوش باشه که زحمت بکشه این زمونه همش پارتی بازی و پول فقط کاربرد داره

  27. Avatar روزبه

    یک اصل همیشه برای من ثابت شده هست ؛ ایران امروز گورستان استعداد ها و قاتل اندیشه هاست .

    1. Avatar فرشاد

      کاملا درست حرفتون موافقم

  28. Avatar asd

    شروع پر هیجان و افتخار آمیز و پایانی غم انگیز…روحشون شاد.
    جالبه من تا به امروز از وجود چنین شخصیتی بی اطلاع بودم و حتی خبر فوتشون رو هم در هیچ رسانه ای ندیدم و نشنیدم و این واقعا عادلانه نیس.ولی به نظرم در درجه اول مقصر خود ماییم و نباید الکی تقصیر رو گردن دولت، شخص یا سازمان دیگری بندازیم.پس یا باید از جامون بلند شیم و خودمونو تغییر بدیم و شرایطو درست کنیم یا بشینیم سرجامون و تا آخر عمر فقط غر بزنیم و بحث کنیم که مقصر کی بوده و ایران فلانه و بیساره…

  29. Avatar حسین

    سلام لطفا زندگی نامه افراد موفق در رشته ها ی دیگری مثل بیولوژی(بیوتکنولوژی,بیوشیمی ,ژنتیک و …) رو هم بذارید.

  30. Avatar هدی

    من اگر یه بچه از پرورشگاه بیارم و یه آدم موفق تربیتش کنم افتخارش برای منه یا پدر مادر ی که رهاش کردند؟؟؟

    1. Avatar امیرحسین احمدی

      حرفتون بسیار بسیار زیبا بود و جواب دندان شکن برای بعضی ها! کاملا موافقم

  31. Avatar مهران

    عزیزان سلام
    فراموش نکنیم که این طور به ملیت و جغرافیای سرزمین نگاه کردن خودش اولین ضربست به خودمون.
    فراموش نکنیم رشد علمی در بعضی از دولت ها در حد خیلی بالایی بوده. و هنر میخواد از این فضا در جهت منافع ملی استفاده بشه .
    و دیگه این که ما اکثریتمون چند سالیه دچار بیماری شدیم،
    بیماری به نام آنفولانزای نیویورکی…
    بهتره واقع بین باشیم. همین موضوعی که جناب آقای برادران زحمت کشیدن نوشتن میتونست در آخر خودش باعث ایجاد روحیه در ذهن و جسم ما خوانندگان بشه … ولی حس ناامیدی درش موج میزنه.
    لااقل در اکثریت ، و این خوب نیست
    به امید روزهای روشن تر برای همگی…

  32. Avatar Yasaman

    ممنونم از آقای برادران برای تهیه ی این مطلب زیبا. واقعا در عجبم که چرا تا الان که این مطلب رو اینجا خوندم چیزی راجع به یه همچنین دانشمند برجسته ای از کشور خودم نشنیده بودم.
    حقیقت تلخ اینه که ایران این حق رو نداره که دستاوردهای ایشون رو افتخار خودش بدونه و بهتره به جای انکار، همه ی ما این حقیقت تلخ رو قبول کنیم.
    افتخار دستاوردهای ایشون اول برای خودشون هست بابت همه ی زحمات و سخت کوشی ها و تلاش هاشون صرف نظر از کشوری که در اون زندگی کردن، چه در ایران و چه در آمریکا.
    و بعد هم این افتخاریه برای فرهنگ و محیطی که امکانات، منابع و سرمایه های لازم رو برای پیشرفت در اختیارشون قرار داد و بستری برای رشد براشون فراهم کرد.

  33. Avatar امين اميني

    واقعا يكي از خبرهاي ناراحت كننده براي من كه مدرس فيزيك كنكور هستم خبر فوت پروفسور علي جوان بود كه هم در رسانه هاي بين المللي و هم در صداوسيما پخش شد،
    من هميشه توي كلاس هام هرسال ٣٠ دقيقه راجب ايشون حرف ميزنم و واقعا موجي از انرژي رو تو چشم مخاطبام مي بينم،در حاليكه در كتابهاي درسي ايران فقط ٤ خط از ايشون در كتاب فيزيك پيش دانشگاهي نام برده شده است. و بي لطفي نسبت به كشف ايشان مشهود است.
    روحش شاد و يادش گرامي

  34. Avatar بهار

    بنظرم ما بریم همون سیب زمینی مون رو بکاریم بخوریم