نقد فیلم «آلفا»؛ تصویری سورئال از بیماری جسمی و روحی

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۴ دقیقه
فیلم Alpha

«آلفا»، جدیدترین ساخته‌ی «جولیا دوکورنو»، کارگردان فرانسوی که پیش از این با دو فیلم «خام» و «تیتان» خود سر و صدای زیادی به راه انداخته بود، سال گذشته کم رمق‌تر از قبل اکران شد. نمی‌توان بدون صحبت از فیلم‌های گذشته‌ی دوکورنو از «آلفا» صحبت کرد و همین موضوع، بدون شک روی بازخوردی که از آلفا گرفته شد، تاثیری بزرگ داشت؛ با این حال، اگر انتظاراتی که از دو فیلم قبل در طرفدار و مخاطب دوکورنو ایجاد شده است را کنار بگذاریم، می‌توانیم ببینیم که «آلفا» (Alpha) هم به‌خودی خود یک فیلم ارزشمند و تحسین‌برانگیز است، حتی اگر فیلم‌نامه‌ی دقیق ساخته‌های قبلی دوکورنو و نمادگرایی قدرتمند آن‌ها را در خود نداشته باشد.

همان‌طور که بالاتر گفتیم، صحبت از جولیا دوکورنو بدون میان آوردن فیلم‌های قبلی او ممکن نیست. در حالی که «خام» (Raw) دنیایی واقع‌گرایانه، اما تیره و تاریک را به تصویر کشید، داستانی تازه که در آن دو دخترک دانشجو، با دلیل درست و درمان و نویسندگی موجه، روی به آدم‌خواری آورده بودند، فیلم دوم دوکورنو بود که نام این کارگردان را به‌عنوان یکی از بهترین فیلم‌سازان نسل جدید تثبیت کرد. «تیتان» به‌راحتی یکی از بهترین ساخته‌های سینما در یک دهه‌ی گذشته است؛ فیلمی که شاید در ظاهر، داستانی سورئال از عشق دختری درمانده و مستاصل با یک ماشین باشد که به شکل فیزیکی نمود پیدا می‌کند، اما در باطن لایه‌هایی مختلف و متعدد از دغدغه‌های ذهنی و اجتماعی تعدادی شخصیت را در خود جای می‌دهد و به شکل تاثیرگذار و قدرتمند آن‌ها را به مخاطب منتقل می‌کند. مو لای درز نوشتن، کارگردانی و اجرای «تیتان» نمی‌رود و جماعت زیادی من جمله ما، به‌شدت منتظر تماشای ساخته‌ی جدید دوکورنو بودیم. «آلفا» فیلمی عالی است، که چندان برای طرفدار تیتان چیزی ندارد. فیلم به شدت از همه نظر ساده‌تر است، چه نویسندگی و چه ساخت، اما کاری که می‌خواهد انجام دهد به بهترین شکل انجام می‌دهد.

فیلم Alpha

داستان «آلفا» با یک خالکوبی آغاز می‌شود. دخترک نقش اصلی فیلم (با بازی ملیسا بوروس) که نامش همین آلفاست، در یک مهمانی، کاملا بی‌پروا از سمت یکی از دوستان خود یک خالکوبی از حرف A را دریافت می‌کند؛ یک خالکوبی که با سوزنی ساده و به کثیف‌ترین شکل ممکن انجام می‌شود. دخترک به خانه بازمی‌گردد و مادر او (با بازی گلشیفته فراهانی)، خالکوبی را روی دستش می‌بیند. خالکوبی عفونت کرده است، آن هم در حالی که یک بیماری کشنده که با خون منتقل می‌شود و درمانی ندارد، به تازگی همه‌گیر شده است. مادر آلفا به‌شدت از اینکه دخترک بیماری را گرفته باشد، می‌ترسد. در این میان، دایی آلفا به نام «امین» (با بازی طاهر رحیم) که یک فرد به‌شدت معتاد و کم و بیش رو به موت است، به خانه‌ی آن‌ها می‌آید تا ترک کند و طولی نمی‌کشد، تا آلفا، مادرش و امین با یکدیگر درگیر شوند.

فیلم حرفی از زمانی که داستانش در آن اتفاق می‌افتد نمی‌زند، اما به‌نظر می‌رسد که با اواخر دهه‌ی هشتاد و اوایل دهه‌ی نود طرف باشیم و آن بیماری کشنده که با خون و سوزن و رابطه‌ جنسی منتقل می‌شود، به‌وضوح ایدز است.

فیلم Alpha

در حرکتی کمی دوکورنو-طور، بیمارانی که این بیماری لاعلاج را گرفته‌اند، ظاهری متفاوت پیدا کرده و به مرور در حال تبدیل شدن به سنگ مرمری بسیار زیبا هستند. این حرکت، که مشخص نیست آیا واقعی است یا فقط شخصیت اصلی فیلم که آلفا باشد آن‌ها را به این شکل می‌بیند، تمایز بین افراد بیمار و سالم را در فیلم ممکن کرده است. مشخصا هم باید اشاره کنیم که گریم این بیماران در فیلم بسیار زیبا انجام شده و طراحی ظاهر سنگ-گونه‌ی این بیماران به‌شدت خوب انجام شده است.

دوکورنو برای اینکه خفقان و ترسی که دخترک از بیماری دارد را به نمایش بگذارد، باز هم کمی دیگر به تلاش‌های موفق خود در گذشته برای ادغام واقعیت و خیال رجوع می‌کند و این تصاویر هم بسیار خوب در «آلفا» اجرا شده‌اند. فیلم به‌لطف کارگردانی خوب دوکورنو از ابتدا تا انتها جوی بسیار سنگین دارد و حس و حال شخصیت‌ها را عالی منتقل می‌کند.

فیلم Alpha

با تمام این اوصاف، بهترین بخش فیلم بدون شک اجرای سه شخصیت اصلی آن است. «طاهر رحیم» در نقش «امین» اجرایی شگفت‌انگیز از یک فرد معتاد، که در عین تلاش برای رهایی از درد، خواهر و خواهرزاده‌اش برایش مهم هستند، بهترین بازیگر فیلم است. پس از او «ملیسا بوروس» در نقش «آلفا» قرار می‌گیرد که در اکثر صحنه‌ها کنار امین قرار دارد و اجرایی به‌شدت واقعی چه از ترس خود و چه در رفتار با دایی معتادش را به نمایش می‌گذارد. نهایتا هم «گلشیفته فراهانی» هم به‌عنوان مادر آلفا و حتی شاید فراتر از آن، دکتری که شب و روز در حال روبرو شدن با بیمارانی است که یکی پس از دیگری می‌میرند و او نمی‌تواند کاری برای آن‌ها بکند، از بهترین اجراهای تابه‌امروز را به تصویر می‌آورد.

کاشت و برداشت‌ها در فیلم‌نامه به‌درستی انجام شده‌اند و به بسیاری از نکات، چه در داخل داستان و چه به شکل المان‌های بصری، ارجاع داده می‌شود و می‌توان گفت دوکورنو به‌خوبی از پس نویسندگی فیلم‌نامه برآمده است، اما فیلم انگار بیشتر برای خودش نوشته شده است و جنبه‌ای شخصی دارد. با این حال، بیننده‌ای که تجربه‌ی از دست دادن نزدیکان خود را، مشخصا به بیماری، داشته باشد، مطمئنا تحت تاثیر فیلم قرار خواهد گرفت.

تیتان به جای خود، در مقایسه‌ی فیلم‌های دوکورنو می‌توان گفت که «آلفا» در ساخت از «خام» بارها بهتر است، اما از طرفی ایده‌ی نو و تازه‌ی آن را ندارد، و با اینکه می‌توان آن را به‌راحتی فیلمی بهتر از خام در نظر گرفت، اما برای دوکورنو پسرفتی پس از تیتان محسوب می‌شود.

4
از ۵
نکات مثبت
  • اجراها همگی در فیلم شگفت‌انگیز است، چه طاهر رحیم، چه گلشیفته فراهانی و چه ملیسا بوروس
  • کارگردانی فیلم حس خفقان و ترس را همراستا با موضوع آن، به بهترین شکل تداعی می‌کند
  • موسیقی الکترونیک عالی که به خوبی روی صحنه‌ها نشسته است
  • طراحی و اجرای گریم بیماران بسیار خوب از آب درآمده
نکات منفی
  • فیلم پیچیدگی ساخته‌های قبلی دوکورنو را ندارد

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X