نقد فیلم «اوج»؛ شارلیز ترون در فیلمی درباره‌ی تلاش برای بقا در برابر خرس‌ها و آدم‌ها

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۶ دقیقه
نقد فیلم «اوج»

حضور شارلیز ترون کافی است تا هر فیلمی را دیدنی کند. «اوج» (Apex) به کارگردانی بالتاسار کورماکور، یکی دیگر از فیلم‌های نه‌چندان خوبی چون «نگهبانی از دیرباز» (The Old Guard) است که جز شارلیز ترون، دستاورد زیادی ندارد. در این دنبال‌بازی یک‌ساعت و نیمه در جنگل‌های استرالیا، ترون صخره‌ها، رودها، آبشارها و جنگل‌ها را درمی‌نوردد و تمام حقه‌های بقا را به کار می‌بندد تا از دست شکارچی سادیستی خود بگریزد. در نقد «اوج» بیشتر به اجرای ترون و طراحی صحنه‌های اکشن می‌پردازم که داستان تک‌خطی فیلم را به یک ماجراجویی سرگرم‌کننده تبدیل کرده‌اند.

هشدار! در نقد فیلم «اوج» خطر لو رفتن داستان وجود دارد

نقد فیلم «اوج»؛ وقت شکار

شارلیز ترون در «اوج» باری دیگر یک قهرمان زن باحال است که از همان ثانیه‌های آغازین فیلم می‌دانید از پس هر چیزی برمی‌آید. او نقش ساشا را بازی می‌کند؛ زنی معتاد هیجان که با آمادگی بدنی فوق‌العاده از صخره‌های پرخطر نروژی، معروف به دیوار ترول بالا می‌رود. اما در همین صحنه به تراژدی پی می‌بریم که جریان سفر ساشا را راه می‌اندازد: تامی (با اجرای کوتاه اریک بانا)، شریک زندگی و رفیق ماجراجویی‌های ساشا، از صخره سقوط می‌کند و ساشا خود را مسئول مرگش می‌بیند. مخصوصا که درست پیش از این صعود، تامی به ساشا هشدار داده بود که بهتر است بی‌خیال رسیدن به قله شوند و برگردند.

از همین صحنه‌ی آغازین هم می‌توان فهمید چرا شارلیز ترون چنین بازیگر توانمندی است. ترون بدون آنکه کلمه‌ای به زبان بیاورد، تنها با چشمانش نشان می‌دهد هشدارِ تامی را دوپهلو برداشت کرده؛ اینکه تامی نه از آدرنالین یا صعود، که شاید از ساشا و جاه‌طلبی‌های بی‌پایانش خسته شده است. ترون مثل یک قهرمان اکشن عالی، همه‌ی این‌ها و تمام ویژگی‌های مهم شخصیت ساشا را بدون اتلاف وقت و در چند حرکت و نگاه خلاصه می‌کند.

نقد فیلم «اوج»

مدتی بعد از این صعود تلخ، ساشا را می‌بینیم که طاقت نیاورده سرجایش بنشیند و حالا از استرالیا سردرآورده است. این بار اما نه برای صخره‌نوردی، که کایاک‌سواری تکی در پارک ملی استرالیا. با اینکه در فروشگاه بین راهی، مردانی کریه براندازش می‌کنند و مرد به ظاهر مهربانی به نام بن (تارون اجرتون)، در دفاع از او لب به اعتراض می‌گشاید، اما ساشا دعوت این مرد خیر برای همراهی در سفر را نمی‌پذیرد و تنهایی به مسیرش ادامه می‌دهد. انگار نمی‌خواهد شریک سابقش را به این زودی‌ها جایگزین کند.

اینجا می‌توانید غم درونی که از درون ساشا را می‌خورد ببینید. او هنوز با مرگ تامی کنار نیامده و به‌خاطرش خود را سرزنش می‌کند. پس ترجیح می‌دهد بدون پذیرش کمک از هیچکس، تنهایی کایاک به آب بیندازد. اما طولی نمی‌کشد که کوله‌پشتی‌اش گم (یا دزدیده؟) می‌شود و او از آلونک بن سردرمی‌آورد که انگار تنهایی در آن وسط جنگل زندگی می‌کند.

بنِ اجرتون در ابتدا با رفتار محبت‌آمیزش و تقسیم آب و غذای خود با ساشا، می‌خواهد اعتمادش را به خود جلب کند. اما به مرور دستش رو می‌شود و آن روی دیوانه‌اش را نشان می‌دهد. بن کراسبو را بیرون می‌کشد و به ساشا وقت می‌دهد تا می‌تواند از او دور شود. وقت شکار است!

نقد فیلم «اوج»

«اوج» ترون را وامی‌دارد تا در نقش ساشا با دست‌های بسته از دست متجاوزی، که آدمخوار هم از آب درمی‌آید، فرار کند و گاه برای نجات جانش، به مشکلات مامانی این متجاوز هم تن دهد. این بازگشت به ژانری است که گمان می‌کردم دوره‌اش به سر آمده باشد. اما کورماکور بی‌شرمانه از شکنجه‌ی قهرمان زن خود لذت می‌برد.

اگر حتی این صحنه‌ها را، که جز برای شوکه کردن مخاطب نیستند نادیده بگیرید، ضعف داستانی را نمی‌توانید. چرا که هیچ صحنه‌ی اکشن و دنبال‌بازی نمی‌تواند ضعف داستانی را بپوشاند. با اینکه دو قهرمان فیلم هم از نظر فیزیکی و هم احساسی اجرای بسیار خوبی ارائه می‌دهند، اما فیلمنامه‌ی جرمی رابینز شخصیت‌پردازی برای ساشا و بن را فراموش کرده است. اکثریت زمان فیلم به صحنه‌های بقا و موش و گربه‌بازی در میان صخره‌ها و آبشارها می‌گذرد، اما فرصت کافی داده نمی‌شود تا پویایی جالبی بین ساشا و بن شکل بگیرد. انگیزه‌ی بن از آدمکشی و آدمخواری هیچوقت درست توضیح داده نمی‌شود و صحنه‌ی اولیه‌ی آن در فروشگاه تنها ثابت می‌کند که آخرسر باید خرس را به مرد ترجیح داد.

نقد فیلم «اوج»

«اوج» جلوه‌های ویژه‌ی درجه‌یکی هم ندارد و پرده‌ی سبز آن توی چشم می‌زند. که البته از یک فیلم نتفلیکسی بیشتر از این هم توقع نداریم. خوشبختانه، فیلم با ترکیب جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری و عملی و کارگردانی خوب صحنه‌های اکشن، تمرکز را از این نقطه ضعف برداشته و سطح هیجان را حفظ می‌کند. اما با رسیدن به یک‌سوم نهایی، «اوج» مثل شخصیت‌هایش حسابی از نفس می‌افتد.

ساشا و بن، که حالا به یکدیگر زنجیر شده‌اند از آبشاری می‌افتند و پس از تقلاهای فراوان خودشان را به خشکی می‌رسانند. در اینجا ساشا به جای آنکه سنگی در سر بن، که از هوش رفته بزند، یا او را با زنجیر خفه کند یا هر کار دیگر، نجاتش می‌دهد! بن، که یک پایش شکسته و عفونت برداشته، به ساشا می‌گوید تنها راه بقا صخره‌نوردی از دیوار راست مقابلشان است. ساشا اما در تصمیمی احمقانه با بن معامله می‌کند که به شرط آزادی، او را تا بالای دیوار می‌برد. این در حالی است که می‌توانست به راحتی از پسِ بن برآید و از شرش خلاص شود.

نویسنده‌ی «اوج» اما تلاش کرده هوشمندی به خرج دهد و به قوانین فیلمنامه‌نویسی بازگردد. از این رو، به زور صحنه‌ی نهایی را به صحنه‌ی ابتدایی فیلم پیوند زده است: صخره‌نوردی ساشا با دیگری و پایین انداختن همراهش. متأسفانه، این تصمیم تنها نشان می‌دهد که «اوج» قهرمان یا شرور باهوشی ندارد و باید تقلاهای آخر ساشا برای رها شدن از این متجاوز و به زور بالا کشیدن او از صخره را هم ببینیم تا بالاخره اتفاقی که باید بیفتد، می‌افتد و بن از صخره سقوط کرده و می‌میرد. در اپیلوگ فیلم، ساشا که زنده مانده و بالاخره از دست عذاب وجدان و خودخوری‌ها رها شده، قطب‌نمای تامی را به دریا می‌اندازد.

نقد فیلم «اوج»

با اینکه «اوج» داستان ندارد و بار تمام جذابیت فیلم را روی شانه‌ی انتخاب بازیگرانش گذاشته، اما شکی نیست که شانه‌هایی بهتر از مال ترون برای این کار پیدا نمی‌شود که هر کسی که صحنه‌های مبارزه‌اش را روی پرده سینما دیده باشد، می‌داند که او از قدرت بدنی بالایی برای ایفای نقش‌های اکشن برخوردار است. کورماکور هم ترون را در برابر طبیعت و یک قاتل روان‌پریش می‌اندازد و حسابی از او کار می‌کشد که مشخصا تا جای ممکن بدلکاری‌هایش را خودش انجام داده است.

اولویت دادن به صحنه‌های اکشن و نفس‌گیر به جای برانگیختن احساسات از طریق شخصیت‌پردازی و داستان‌گویی، ویژگی فیلم‌های کورماکور است.

این کارگردان ایسلندی، که با تریلرهای اکشن و کلیشه‌ای مثل «اورست» (Everest) و «هیولا» (Beast) بیگانه نیست، در کارگردانی اکشن «اوج» هم بسیار بهتر عمل کرده و گاه حتی از ژانر بقا، فیلم را به سمت یک تریلر ترسناک تمام عیار می‌برد. این کارگردان پس از چندین فیلم در این ژانر، یاد گرفته چطور در استفاده از لوکیشن‌هایش استادانه عمل کند و با کمک فیلمبرداری لارنس شر، فیلمبردار فیلم «عروس!» (The Bride)، از تمام پتانسیل طبیعت جذاب و خطرناک پس‌زمینه بهره برده، هر رود، غار، صخره و آبشار را به طور یکپارچه با روایت پیوند می‌زند.

با اینکه شارلیز ترون مجبورمان کرده باری دیگر پای یک فیلم نه‌چندان خوب بنشینیم، اما کیست از که دیدن ترون که از صخره‌ها بالا می‌رود و از آبشار پایین می‌افتد ناراضی باشد. در همین حال، قدرت و مقاومت ساشای ترون، در برابر دیوانگی و خونخواری بنِ اجرتون، تضاد جذابی بین قهرمانان فیلم ایجاد می‌کند که با وجود سطحی بودن کاراکترشان و گاه تکراری شدن تعقیب و گریزها، نمی‌توانید از آن‌ها چشم بردارید.

2.5
از ۵
نکات مثبت
  • طراحی و فیلمبرداری صحنه‌های اکشن
  • اجرای فیزیکی و احساسی شارلیز ترون
نکات منفی
  • داستان و شخصیت‌پردازی سطحی
  • افت فیلم در یک سوم پایانی با تکراری شدن دنبال‌بازی‌ها و تصمیمات عجیب شخصیت‌ها

شناسنامه فیلم «اوج» (Apex)

کارگردان:  بالتاسار کورماکور
نویسنده: جرمی رابینز
بازیگران: شارلیز ترون، تارون اجرتون، اریک بانا
محصول: ۲۰۲۶، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۶.۲ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز:  ۶۵٪
خلاصه داستان: ساشا، زنی عشق آدرنالین و خطر، سرسختانه می‌کوشد با شریکش، تامی، از صخره‌ی خطرناک ترول بالا رود. او حتی به هشدارهای همراهش درباره‌ی کنار گذاشتن جاه‌طلبی‌ها و خطرات آب و هوا گوش نمی‌دهد. این کله‌شقی به حادثه‌ای تراماتیک می‌انجامد که ساشا را دچار عذاب وجدان می‌کند. چندین ماه بعد، ساشا دوباره به دامن طبیعت بازمی‌گردد. این بار اما تنها و در تلاش برای عبور از خاطرات تلخ صعود گذشته. در مسیر او با آدم‌هایی خطرناک و مشکوک مواجه می‌شود و تصمیم می‌گیرد به گوشه‌ای متروک از پارک ملی استرالیا برود. ساشا اما بی‌خبر از همه جا به تله‌ی قاتلی خطرناک پا گذاشته و به تازه‌ترین طعمه‌ی او تبدیل می‌شود…

نقد فیلم «اوج» دیدگاه شخصی نویسنده است و لزوما موضع دیجی‌کالا مگ نیست.

منبع: دیجی‌کالا مگ

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

یک دیدگاه
  1. محسن

    درود فراوان
    نقد درست و قشنگی بود
    سپاسگزارم

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X