نقد فیلم «تصنیف قدرت»؛ پاول راد و نیک جوناس در یک کمدی موزیکال خوشساخت
جان کارنی از سال ۲۰۰۷ و بعد از اکران «یکبار» (Once)، فیلمی که نام او را به عنوان کارگردانی کاربلد در عرصهی بینالمللی تثبیت کرد، در فیلمهای خود از قدرت موسیقی در زندگی حرف زده است. «قدرت» در عنوان تازهترین فیلم جان کارنی آمده است و حتی نام قهرمان داستان هم هست، اما این بار به نوعی خاص از آهنگهای محبوب در دههی هشتاد میلادی اشاره دارد؛ «پاور بالاد» (Power Ballad)، یا آنطور که ترجمهاش کردهاند «تصنیف قدرت»، آهنگهایی احساسی هستند که در آنها اغلب از عشق میخوانند. از «یکبار» تا «دوباره شروع کن» (Begin Again)، موسیقی همیشه بخشی جدانشدنی از آثار جان کارنی بوده و این قضیه دربارهی «تصنیف قدرت» هم صادق است که در قالب کمدی موزیکال، داستانی از عشق، سرقت هنری و بحران میانسالی روایت میکند. در نقد فیلم «تصنیف قدرت» بیشتر به داستان آن و دوتایی تأثیرگذار پاول راد و نیک جوناس میپردازم.
هشدار! در نقد فیلم «تصنیف قدرت» خطر لو رفتن داستان وجود دارد
نقد فیلم «تصنیف قدرت»؛ چگونه بدون تو آهنگ بنویسم

نام جان کارنی شاید زیاد به گوشتان نخورده باشد؛ اما او کارگردانی است که سه تا از بهترین فیلمهای موسیقی-محور سینما را ساخته و برایشان نامزدی و جوایز اسکار و گلدن گلوب هم به دست آورده. در تازهترین فیلم جان کارنی، پاول راد در نقش ریک پاور، خوانندهی یک گروه موسیقی ظاهر شده که با دوستانش در عروسیها مجلسگرمی میکند و گاهی هم پاور بالادهای خودش را میخواند. سالها پیش او خوانندهی یک گروه راک درست و حسابی بوده، اما وقتی با همسر آیندهاش آشنا شده، تصمیم میگیرد زندگی بیبند و بار راکاستاری را رها کند و با همسرش در ایرلند ساکن شود. او حالا یک دختر نوجوان هم دارد.
ماجرا از یک عروسی آغاز میشود که در آن داماد، یکی از رفقای معروفشان را روی صحنه میآورد تا کنار ریک خوانندگی کند. این رفیق، دنی (نیک جوناس) از آب درمیآید که زمانی برای خودش سوپراستاری بوده و در یک گروه موسیقی پسرانه میخوانده؛ اما از زمان جداییاش از این گروه، دنی دارد در صنعت موسیقی دست و پا میزند. او و ریک فوراً با هم جور میشوند، با آهنگ «ای کاش» (I Wish) استیوی واندر حسابی صحنه را به آتش میکشند و شب را تا صبح در اتاق دنی میگذرانند؛ مینوشند و مینوازند و ریک هم چندبیتی از یکی از آهنگهای خودش را، «چگونه بدون تو آهنگ بنویسم»، برای دنی میخواند.

روز بعد هر کدام مسیر خودش را میرود و روز از نو، روزی از نو؛ ریک، مشغول گروه عروسی و دنبال یک لقمه نان، و دنی در تلاش برای نوشتن آهنگ سال در عمارت لاکچریاش. دنی که مدام از سمت استودیو و مدیر برنامهاش تحت فشار است، تنها ایدهی درست و درمانی که به ذهنش میرسد را پیش تهیهکنندهای میبرد و این ایده، چیزی نیست جز همان آهنگ ریک، «چگونه بدون تو آهنگ بنویسم».
شش ماه بعد، ریک در فروشگاهی است که ناگهان آهنگ خودش را که آن روز برای دنی خوانده بود، از اسپیکرها میشنود. از صدرنشینی در لیستهای بیلبورد، بازدیدهای میلیونی در یوتیوب و محبوبیت بیسابقهاش بین مردم، نه دنی و نه ریک حتی تصورش را نمیکردند «چگونه بدون تو آهنگ بنویسم» یکشبه به چنین موفقیتی برسد.
اما ریک حسابی ناراحت است؛ دنی نهتنها آهنگ او را بیاجازه دزدیده، که حتی حاضر نیست ذرهای در نوشتن این آهنگ به او اعتبار بدهد. اینجاست که تنشها در خانهی ریک پاور بالا میگیرد و ناامیدی فزایندهی او به موتور احساسی فیلم تبدیل میشود؛ چون هیچکس باور نمیکند در اصل ریک بوده که این آهنگ را نوشته است. این که ریک هیچ دلیل و مدرکی هم برای اثبات این ادعا ندارد خود مزید بر علت است. هر چه ریک بیشتر سعی میکند حرف خود را به کرسی بنشاند، زندگیاش بیشتر از هم میپاشد.

پاول راد فیلم را روی دوش خود پیش میبرد. او بالا و پایینهای احساسی ریک پاور را با اجرای دلنشین همیشگی خود ترکیب کرده است؛ اجرایی که یادآور کمدی-رمانتیکهای صاف و سادهی سالهای اوایل دوهزار میلادی است. از کاور کردن آهنگهای Thin Lizzy و The Police، تا پاور بالادهای اورجینال خود ریک، پاول راد در این فیلم کم خوانندگی هم نمیکند و به عنوان یک خوانندهی راک، اجرای قابل قبولی ارائه میدهد. با اینکه مشخصاً اجراهای فیلم، زنده ضبط نشدهاند، اما نسخهی استودیویی با انرژی فوقالعادهای که راد در هر اجراء میگذارد، باورپذیر شده است.
در مقابل او، نیک جوناس انگار دارد در یک فیلم زندگینامهای بازی میکند. حتی تصاویری از روزهای جوانیاش در فیلم گنجانده شده که مثلاً روزهای گذشته و دوران اوج دنی در گروه پسرانه را نشان میدهند. جوناس و راد از ثانیههای اولیهی قرار گرفتن کنار هم روی صحنه، بهسرعت با هم اخت میشوند و رنگ صدایشان جوری کنار هم مینشیند که انگار تمام عمرشان کنار هم خواندهاند. هر دو راد و جوناس وجهی شخصی، خودمانی و باورپذیر به کاراکترهایشان آوردهاند که نوستالژی و احساساتتان را قلقلک میدهند.
در کنار آنها، اغلب بازیگران فرعی ایرلندی هستند که به سبک فیلمهای دیگر جان کارنی، یکجور شوخطبعی ایرلندی به فیلم میآورند؛ به ویژه باید به رفیق گرمابه و گلستان ریک، سندی با اجرای پیتر مکدونالد اشاره کنم که همیشه یا حرف اشتباهی میزند یا کاری را میکند که نباید، و با کمدی اسلپاستیک خود، حسابی شما را به خنده میاندازد.

«تصنیف قدرت» بهترین فیلم جان کارنی نیست. با استانداردی که کارنی برای خودش گذاشته، توقع هم نداشتیم که کارنی سال ۲۰۲۶ با پاول راد و نیک جوناس بهترین فیلم خودش را بسازد. اما «تصنیف قدرت» یک کمدی موزیکال احساسی است که داستانش میتواند با هر کسی ارتباط بگیرد. از روابط پدر-فرزندی، زن و شوهری و دوستانه، تا صنعت موسیقی و خاصیت سیال و بیرحم آن که یکروز کسی را ستاره میکند و روز بعد او را فراموش، «تصنیف قدرت» از واقعیتهای ملموس حرف میزند و از راههای نرفته و رویاهای برباد رفته میگوید.
ریک مدام آرزوی اجراء کردن در «مدیسون اسکوئر گاردن» دارد و وقتی در عروسی میخواند، خودش را در برابر جمعیتی انبوه میبیند. این فرصت نصیبش نمیشود. در مقابل، دنی فرصت مییابد این رویا را زندگی کند. شاید استحقاقش را نداشته باشد؛ اما کارنی کاری با افسانهها ندارد. بلکه با «تصنیف قدرت» ثابت میکند که خوب میداند چطور باید یک فیلم حالخوبکن بسازد که با تمام غنای احساسیاش، همچنان پا در زمین دارد.
جان کارنی در «دوباره شروع کن» میپرسد آیا یک آهنگ عاشقانه میتواند زندگی کسی را نجات دهد؟ این سوالی است که در بطن تمام فیلمهای کارنی وجود دارد. در «تصنیف قدرت» آهنگِ ریک او را نجات نمیدهد، اما حداقل چند دلاری بیشتر برایش میآورد و اعتماد خانواده و دوستانش را به او برمیگرداند. آخر داستان بالاخره ریک دنی را گیر میآورد و دربارهی معنای حقیقی آهنگ به او میگوید. دنی عذاب وجدان میگیرد، اما باز هم حاضر نمیشود به ریک اعتبار بدهد. آخرسر این دختر ریک است که تکهای از «چگونه بدون تو آهنگ بنویسم» را در یک ویدیوی خانوادگی از سالها پیش پیدا میکند و مدرکی دست پدرش میدهد تا حق خود را بگیرد.
«تصنیف قدرت»، با نویسندگی و کارگردانی استانداردش، ضرباهنگهای قابل پیشبینی دارد، مانند دیگر فیلمهای کارنی، موسیقی نقش محوری در آن ایفا میکند و تمها و موضوعات آشنا از فیلمهای سابق کارنامهی این کارگردان در آن پیدا میشود (کارنی عملاً با یک نوازندهی خیابانی به «یکبار» خود ارجاع میدهد)؛ اما نمیتوان فیلم را دوست نداشت و با یک لبخند ملیح از پایش بلند نشد. با اینکه داستان «تصنیف قدرت» بیشتر از افسانهها، با واقعیت کار دارد، اما انگار برای لحظهای باورتان میشود که در نهایت این عشق و شادی است که باقی میماند.
شناسنامه فیلم «تصنیف قدرت» (Power Ballad)
کارگردان: جان کارنی
نویسنده: جان کارنی، پیتر مکدونالد
بازیگران: پاول راد، نیک جوناس، پیتر مکدونالد، هاوانا رز لیو، جک رینور
محصول: ۲۰۲۶، ایالات متحده و ایرلند
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۶.۸ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: ۸۷٪
خلاصه داستان: ریک پاور، که سالها پیش خوانندهی یک گروه راک بوده، حالا با دوستانش یک گروه موسیقی دارند که در عروسیها اجراء میکنند. روزی در یکی از این عروسیها، ریک با سوپراستار سابق، دنی، همخوان میشود. دنی و ریک حسابی با هم اخت میگیرند و شب را کنار هم میگذرانند، میخوانند و مینوازند و فردایش از هم جدا میشوند. شش ماه بعد به طرز غیرمنتظرهای، ریک یکی از آهنگهای اورجینالش را در فروشگاهی میشنود و یاد آن شب کنار دنی میافتد…
منبع: دیجیکالا مگ
