بهترین فیلمهای هندی بر اساس واقعیت؛ از «سانجو» تا «زندگی بزی»
از بین تمام برچسبهایی که فیلمهای هندی دوست دارند قبل از شروع فیلم به کار ببندند، «بر اساس واقعیت» است که احتمالا از نظر احساسی بهترین تأثیر را میگذارد. همین عبارت کوچک کافی است تا فوراً با نگاه دیگری سراغ فیلم بروید. این به ویژه در سینمای هند معنای دیگری پیدا میکند؛ جایی که فیلمهای زندگینامهای، درامهای میهنپرستانه، تریلرهای جنایی و فیلمهای اجتماعی به صنعت خود پررونقی تبدیل شدهاند و داستانهای الهام گرفته از واقعیت، بیشتر یک حقهی مارکتینگاند. مشکل اینجاست که «بر اساس واقعیت» میتواند تقریبا هر معنایی داشته باشد. گاهی اوقات به این معنی است که یک فیلم طرح کلی زندگی شخصیتی واقعی را گرفته و بقیه را با داستانهای دراماتیک پر کرده است. گاهی اوقات به این معنی است که فیلم یک موقعیت سیاسی پیچیده را گرفته و آن را به دوگانگی قهرمان در مقابل شرور تقلیل داده است و گاهی اوقات به این معنی است که کارگردان به گذشته نگاه کرده و سپس هر کاری که لازم بوده انجام داده تا آن بازهی زمانی را جالبتر کند.
التبه این لزوماً به این معنی نیست که چنین فیلمهایی بد هستند. برخی از بهترین فیلمهای هندی که بر اساس واقعیت ساخته شدهاند، فیلمهایی هستند که بیشتر از بقیهی ژانرها به جزئینگری مستندگونه، و به فرمولهای دراماتیک و پرزرق و برق بالیوودی تکیه دارند. بالاخره، واقعیت همیشه جالبترین فیلم را نمیسازد. فیلمسازان اینجا از تمام حقههای جعبهابزار خود بهره میبرند تا از داستانهای واقعی، فیلمهای تماشایی بیرون بیاورند. آنها خط زمانی را سرعت میبخشند، شخصیتهای ترکیبی میسازند، درگیریها را دراماتیزه و ایدئولوژیها را بیش از حد ساده میکنند. در نهایت، آنچه ارائه میدهند ممکن است به معنای واقعی کلمه حقیقت نباشد، بلکه بیشتر به درام، اسطوره و سرگرمی تبدیل شود؛ اما چه کسی است که از یک فیلم سرگرمکننده خوشش نیاید.
۱۰. سانجو (Sanju)
۹. ضربه (Chhapaak)
۸. مری کام (Mary Kom)
۷. ۸۳
۶. پل هوایی (Airlift)
۵. زندگی بزی (Aadujeevitham: The Goat Life)
۴. بدو میلکها بدو (Bhaag Milkha Bhaag)
۳. هیچکس جسیکا را نکشت (No one killed Jessica)
۲. نیرجا (Neerja)
۱. شمشیر (Talvar)
۱۰. سانجو (Sanju)

- سال اکران: ۲۰۱۸
- کارگردان: راجکومار هیرانی
- بازیگران: رانبیر کاپور، انوشکا شارما، سونام کاپور، مانیشا کویرالا، دیا میرزا
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۶ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۴۱ از ۱۰۰
ستارههای بالیوود مانند آمیتاب باچان و شاهرخ خان ممکن است دوران حرفهای افسانهای و شهرت جهانی خیرهکنندهای داشته باشند، اما دلیل خوبی وجود دارد که چرا از بین تمام بازیگرانی که میتوانستند به موضوع یک فیلم زندگینامهای بالیوودی تبدیل شوند، این سانجی دات است که در فیلم ۲۰۱۸ راجکومار هیرانی به مرکز توجهات آمده است.
سانجی، پسر نرگس، بازیگر برجستهی فیلم «مادر هند» (Mother India) و سونیل دات، بازیگر/فعال/سیاستمدار (که 30 سال فعالیت حرفهایاش در سینما تحت الشعاع مشکلات سوء مصرف مواد، اتهامات تروریسم و زندان قرار گرفت) است و در زندگی خودش از تراژدی، درام، جنایت و رستگاری همه به وفور پیدا میشود؛ یعنی عملاً تمام مواد اولیهای که برای ساخت یک فیلم بالیوودی خوب به آن نیاز دارید.
عنوان فیلم از نامی که مادر سانجی او را صدا میزده الهام میگیرد و رانبیر کاپور نقش بازیگر نمادین را بازی میکند که اتفاقاً شباهت عجیبی هم به او دارد. با توجه به زندگی بسیار جنجالی سانجی، به نظر میرسد راجکومار هیرانی، نویسنده و کارگردان، و آبیجات جوشی، نویسندهی دیگرِ فیلم، به خوبی میدانند که ستایش بیشرمانهی «پسر بدِ» بالیوود احمقانه خواهد بود؛ در واقع، در همان صحنهی اول فیلم، سانجیِ خشمگین کتابی یک زندگینامهنویس را که او را به گاندی تشبیه کرده است، میسوزاند. کمی بعد، همسرش مانیاتا (دیا میرزا) به او اطمینان میدهد که نویسندهای پیدا خواهند کرد تا داستان او را صادقانه روایت کند. او به سانجی میگوید: «انتخابهای بد، داستانهای خوبی میسازند و تو پادشاه انتخابهای بد هستی.»
۹. ضربه (Chhapaak)

- سال اکران: ۲۰۲۰
- کارگردان: میگنا گلزار
- بازیگران: دیپیکا پادوکونه، ویکرانت ماسی، باشا سومبلی
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۵.۴ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۸۹ از ۱۰۰
دیپیکا پادوکونه هرگز از حمایت از موضوعات حساس ابایی ندارد؛ چه این ترویج گفتگوی بیشتر در مورد سلامت روان باشد و چه حمایت از دانشجویان معترض به لایحهی جنجالی CAA در دانشگاه دهلی نو. اما در دنیای سینما، فیلمهای زیادی بازی نکرده است که مستقیماً با این آرمانها و ارزشها ارتباط دارند.
«ضربه» برای پادوکونه قلمروی تازهای است که با تغییر فیزیکی/ظاهری شدید این بازیگر، او را به قربانی اسیدپاشی تبدیل کرده است. کاراکتر او، مالتی آگاروال (پادوکونه) بر اساس لاکشمی آگاروال، قربانی اسیدپاشی و فعال اجتماعی، ساخته شده است. با اینکه نام شخصیت اصلی تغییر کرده، اما داستان همان روند را طی میکند. لاکشمی ۱۵ ساله به دلیل رد پیشنهادهای جنسی یک مرد سی و چند ساله مورد حمله قرار گرفته و قربانی اسیدپاشی میشود. فیلم هم همین داستان را نشان میدهد.
«ضربه» یکی از بهترین فیلمهای هندی است که بر اساس واقعیت ساخته شده؛ چراکه فرای واقعیت زندگی پسااسیدپاشی، به وجه اجتماعی آن و واکنش قانون به این موضوع نیز میپردازد؛ مثلا کارگردان، میگنا گلزار، از آغاز تبعیض جنسیتی را نشان میدهد که پلیس علت حمله به مالتی را تقصیر خود دخترک میاندازد.
در کنار کارگردانی گلزار، دیپیکا پادوکونه نیز یکی از بهترین اجراهای خود را به نمایش میگذارد. این بازیگر، که زیر تلی از گریم پنهان شده، همچنان توانسته احساسات عمیقی را به نمایش بگذارد. این نقشی است که پادوکونه را در آسیبپذیرترین و انسانیترین وجه او به نمایش میگذارد و دقایق پایانی فیلم گواه بزرگی بر این موضوع است.
۸. مری کام (Mary Kom)

- سال اکران: ۲۰۱۴
- کارگردان: اومانگ کومار
- بازیگران: پریانکا چوپرا، دارشان کومار، سانیل تاپه
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۶.۸ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۸۰ از ۱۰۰
مری کام شاید برای مخاطبان غیرورزشی خارج از هند نام آشنایی نباشد. اما او پنج بار قهرمان جهان در بوکس زنان شده و عملاً کسی است که هند را در این ورزش بر سر زبانها انداخت و به الهامبخش زنان جوانی در کشورش تبدیل شد که به دنبال رهایی از نقشهای اجتماعی سنتی هستند. پریانکا چوپرا، بازیگر و خوانندهی هندی که او هم در جهان هند را بر سر زبانها انداخته (او در سال ۲۰۰۰ میلادی به عنوان دختر شایسته جهان انتخاب شد)، نقش مری کام را در این فیلم بازی میکند. شاید در نگاه اول انتخاب پریانکا برای اجرای نقش مری کام، با توجه به سبکهای ظاهراً متضاد زنانگیشان، انتخابی عجیب به نظر برسد. اما این تضاد با انرژی آتشینِ داستان و کارگردانی فوقالعاده همراه شده است.
ماجرای فیلم ساده است؛ دختر فقیر، بالاخره به موفقیت میرسد. اما پایان «مری کام» آنقدر هیجانانگیز است که نقصهای داستان کلیشهای آن را میپوشاند. اومونگ کومار، کارگردان فیلم که اولین تجربهی کارگردانی خود را با این عنوان به سینما آورد، روحیهی مبارزهطلبی و شکستناپذیر قهرمان زن خود را به تصویر میکشد و پریانکا با مشتهای گرهکرده و پشت سر هم، صحنه را با احساساتی واقعی درهم میآمیزد.
۷. ۸۳

- سال اکران: ۲۰۲۱
- کارگردان: کبیر خان
- بازیگران: رانویر سینگ، دیپیکا پادوکونه، جیوا، آمریتا پوری، آدیتی آریا
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۵ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۸۰ از ۱۰۰
کبیر خان، کارگردان بالیوود که ستارههایی چون سلمان خان را به پای ثابت سینمای هند تبدیل کرد، سال ۲۰۲۱ با یکی از بهترین فیلمهای ورزشی هندی که بر اساس واقعیت ساخته شده به سینما بازگشت. این فیلم زندگینامهای/ورزشی، ماجرای پیروزی تیم کریکت هند را در جام جهانی ۱۹۸۳ به تصویر میکشد. اساسا عشق هند به کریکت ارتباط زیادی با عملکرد تیم کریکت سال ۱۹۸۳ دارد. در این فیلم سینگ، ستارهی نسل جدید هالیوود، در نقش کاپیتان کاپیل دو ایفای نقش میکند.
تیم هند در آن زمان فقط یک مسابقهی جام جهانی را برده بود. کبیر خان ورود این تیم به انگلستان را با لحنی طنزآمیز در «۸۳» به تصویر میکشد. تیم، با وجود حضور کاپیتان کاپیل دو و دیگر کریکتبازان افسانهای مانند سونیل گاواسکار (با بازی طاهر راج بهاسین) و راجر بینی (نیشانت داهیا)، حتی در بازیهای دستگرمی از تیمهای ردهپایین شکست میخورد و از این رو، روزنامهنگاران و مفسران ورزشی حسابی آنها را تحقیر میکنند.
روی کاغذ، فیلم «۸۳» دربارهی تیم ضعیفی است که خودش را بالا کشیده و پیروز میشود. اما هرچه عمیقتر شوید میبینید که هر بازیگر با اجراهای ظریف اما تأثیرگذار، دقیقا شخصیت آدمهای واقعی را به تصویر آوردهاند. نحوهی بازسازی لحظات نمادین سفر تیم هند در جام جهانی ۱۹۸۳ هم مهم است که به زیبایی با درام و احساسات و البته لفاظیهای ناسیونالیستی ترکیب شدهاند و از تصاویر واقعی الهام میگیرند. با اینکه «۸۳» نقاط ضعفی دارد، اما کبیر خان باری دیگر با این فیلم استاندارد بالای خود را حفظ کرده است.
۶. پل هوایی (Airlift)

- سال اکران: ۲۰۱۶
- کارگردان: راجا کریشنا منون
- بازیگران: آکشی کومار، نیمرات کور، فرینا وازهیر، کومد میشرا
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۹ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۸۵ از ۱۰۰
در ۱۹۹۰، در طول جنگ اول خلیج فارس، بیش از ۱۷۰ هزار هندی در کویت، به خاطر حملهی عراق سرگردان شدند. چند تاجر محلی و دیپلماتهای هندی وظیفهی شجاعانه و بهشدت دشوار بازگرداندن این افراد به خانه را بر عهده گرفتند. ۱۷۰ هزار نفر میتوانند نزدیک به ۵۰۰ هواپیما را پر کنند و این کاری است شگرف که راجا کریشنا منون آن را با اغراق بالیوودی اما کارایی تأثیرگذار در «پل هوایی» به تصویر میکشد.
در این فیلم هندی که بر اساس واقعیت ساخته شده آکشی کومار یکی از بهترین اجراهای تمام فیلمهای خود را ارائه میدهد. آکشی در «پل هوایی» نقش رانجیت کاتیال را بازی میکند، تاجر ثروتمند هندیالاصل و عاشق سود که زندگی پرزرق و برق و بینقصش با حمله نیروهای عراقی به کویت فرو میریزد. ناگهان، مردم در خیابانها وحشیانه به گلوله بسته، خانهها غارت، ساختمانها منفجر و تانکها تصرف میشوند و هلیکوپترها آسمان را قبضه میکنند. سرگرد عراقی حلف (انعامالحق) به رانجیت و همسرش آمریتا (نیمرات کور) پیشنهاد میدهد با خریدن بلیطهای میلیون دلاری، آزادی خودشان و فرزندشان را بخرند. اما رانجیت ترجیح میدهد بماند و از هزاران هندی که از فرار ناامید شدهاند، مراقبت کند. آکشی در نقش رانجیت، که از محافظت از خانوادهی خود به هموطنانش روی میآورد، بازی پخته، مهار شده و قدرتمندی ارائه میدهد. نیمرات هم جسارت شکنندهی همسری را منتقل میکند که عاشق قلب انساندوست شوهرش است.
۵. زندگی بزی (Aadujeevitham: The Goat Life)

- سال اکران: ۲۰۲۴
- کارگردان: بلسی ایپ توماس
- بازیگران: پریتویراج سوکوماران، جیمی ژان لوئیس، شبحا موهان، ک.آر.گوکول
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۱ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۷۸ از ۱۰۰
«زندگی بزی» از بهترین فیلمهای هندی ۲۰۲۴ است که بر اساس کتابی به همین نام ساخته شده و واقعیت دردناک زندگی کارگران مالایایی را روایت میکند. نجیب (پریتویراج سوکوماران)، یک کارگر روزمزد اهل کرالا همچون مالایاییهای بسیاری، با آرزوی کار به عربستان سعودی میرود؛ اما او را با فرد دیگری اشتباه میگیرند؛ در نتیجه، نجیب ربوده، در بیابانهای خشک رها و در دام بردهداری گرفتار میشود. حالا نجیب باید در میان شرایط بسیار اسفناک و غیرقابل تصور، بدون دسترسی به حتی امکانات اولیه مانند غذا و آب، از بزها مراقبت کند. نجیب به مرور پوست و استخوان شده و همزبان دیگری جز بزها ندارد. اما امید همچنان در وجودش میجوشد و او را ترغیب میکند تا به سفری دشوار برای آزادی پا بگذارد.
از مناظر بیابانی خشک به مردابهای حاصلخیز کرالا یا تبدیل روز به شب، کهربایی به آبی سرد، یا پیشرفت زمان بدون استفاده از ابزارهای سینمایی مانند صدای روی تصویر یا زیرنویس، کارگردان بلسی و تیم فنی توانمند او (فیلمبردار – سونیل کی اس، تدوینگر – سریکار پراساد، صدا – رسول پوکوتی) تصاویری را ارائه میدهند که اگر آن را «شعر در حرکت» بنامیم، اغراق نکردهایم. بلسی از بیابان به عنوان موتیف تنهایی و از دست دادن امید استفاده میکند.
در هر فریمِ «زندگی بزی» جادویی وجود دارد که اگر خودتان را به دست آن بسپارید، شما را به دنیای خود میبرد. نجیب که ناگهان خود را در سرزمینی بیگانه مییابد و خشم، انکار، غضب، ناامیدی و پذیرش سرنوشت همه احساساتی هستند که او از سر میگذراند. ما هم این احساسات را پا به پای نجیب درک میکنیم؛ با تکتک دیالوگها، تعاملات بین شخصیتهای عرب و نجیب و عاقبت او در میان شنهای بیابان.
۴. بدو میلکها بدو (Bhaag Milkha Bhaag)

- سال اکران: ۲۰۱۳
- کارگردان: راکیش امپراکاش مهرا
- بازیگران: فرهان اختر، آرت مالیک، پاوان مالهوترا، یوگراج سینگ، سونام کاپور
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۸.۲ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۷۵ از ۱۰۰
میلکها سینگ، اسطورهی دو و میدانی المپیک هند – که با نام سیک پرنده نیز شناخته میشود – در فیلم «بدو میلکها بدو» به موضوع اصلی این فیلم زندگینامهای پرزرق و برق تبدیل شده است. این درام ورزشی مهیج و خوشساخت البته تنها به زندگی او نمیپردازد؛ بلکه بازتابی هم از روابط پرتنش هند و پاکستان در سالهای پس از جدایی هند و پاکستان در سال ۱۹۴۷ ارائه میدهد. با بازی جذاب فرهان اختر، کارگردان سابق و بازیگر امروز، و کارگردانی قوی راکیش اومپراکاش مهرا (که در فیلم «رنگ باسانتی» (Rang de basanti) محصول ۲۰۰۶ به مضامین مشابهی از هویت شخصی و ملی پرداخته بود)، «بدو میلکها بدو» به یکی از بهترین فیلمهای هندی بر اساس واقعیت تبدیل میشود.
سینگ، که گفته میشود حق ساخت فیلم زندگینامهایاش را به فیلمسازان به مبلغ ۱ روپیه فروخته است، شخصیتی مقاومتناپذیر دارد، هم به خاطر مهارت ورزشیاش و هم به خاطر زندگیای پر پیچ و خم و سرنوشت عجیب او که انگار از دل افسانهها بیرون آمده است. داستان فیلم زندگینامهای او هم افسانهای است.
فیلم در ابتدا با المپیک تابستانی ۱۹۶۰ در رم آغاز میشود؛ جایی که سینگِ به شدت محبوب در نهایت در مسابقهی معروف خود (۴۰۰ متر) به مقام چهارم میرسد. سپس فیلم به دوران کودکی و نوجوانی سینگ برمیگردد؛ جایی که در آن مهرا و فیلمنامهنویس پراسون جوشی شروع به رمزگشایی از موانع و چالشهای شخصی زندگی سینگ میکنند؛ چالشهایی که مانع دستیابی او به مدال طلا میشدند. ساختار منقطع فیلم مدام در زمان به عقب و جلو حرکت کرده و وقایع زمان حال سینگ خاطرات گذشته را در ذهن او زنده میکند. به خصوص خاطرات میلکهای جوان (با بازی جابج سینگ) که شاهد قتل عام والدینش در جریان شورشهای خشونتآمیز جدایی هند و پاکستان است. عنوان فیلم که به «بدو میلکها بدو» ترجمه میشود، آخرین کلماتی است که پدرش – با بازی خوب آرت مالک، بازیگر کهنهکار انگلیسی-پاکستانی – به پسرک میگوید. در کنار خاطرات دردناک گذشته، دو مربی قدیمی سینگ (پاوان مالهوترا و یوگراج سینگ) با قطار به سراسر هند سفر میکنند تا سینگِ ناامید را که به دلیل شکست در رم دلسرد شده، متقاعد کنند تا نمایندهی هند در بازیهای کشورهای مشترکالمنافع باشد.
۳. هیچکس جسیکا را نکشت (No one killed Jessica)

- سال اکران: ۲۰۱۱
- کارگردان: راج کومار گوپتا
- بازیگران: رانی موکرجی، ویدیا بالان، یوگندرا تیکو، ساتیادیپ میشرا
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۲ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۸۲ از ۱۰۰
«هیچکس جسیکا را نکشت» فیلمی است که احساسات بیشماری را در شما برمیانگیزد. حقایق تلخ پروندهی آن را تقریبا همه در هند میدانند، اما نحوهی برخورد دراماتیک کارگردان راجکومار گوپتا با این داستان، طوفان به پا میکند. فیلم گوپتا از بهترین فیلمهای هندی است که بر اساس واقعیت ساخته شده و به ماجرای قتل دردناک مدل جسیکا لال در یک رستوران در مرکز شهر دهلی و مبارزهی خواهرش، سابرینا لال، برای عدالت میپردازد. گوپتا هند معاصر را آنطور که هست به نمایش میگذارد؛ با انتقاد از رویههای قانونی، نقاط ضعف سیستم پلیس، فساد در محافل قدرت، آسیبپذیری مردم عادی هند. مبارزهی سابرینا (ویدیا بالان) – که با حمایت روزنامهنگار پرشور، تحقیقات سرسختانهی میرا گیتی و جنبش مردمی همراه است – به تیترهای روزنامهها جان میبخشد؛ تیترهایی که هنوز در هند فراموش نشدهاند.
برخلاف حماسههای ابرقهرمانی، این فیلم فقط دو زن شجاع – سابرینا و میرا – را به نمایش نمیگذارد که با قدرت در برابر سیاستهای ناکارامد دولت هند مقابله میکنند. آنها نشان میدهند چگونه قدرت در واقع در مردم نهفته است، نه در سیاستمداران؛ مخصوصا وقتی که تمام ملت گرد هم آمدند و به جنبش عدالت برای جسیکا پیوستند. «هیچکس جسیکا را نکشت» میتوانست به راحتی مانند یک مستند بیروح باشد که فقط تیترهای روزنامهها را به شکل چسب و قیچی کنار هم میگذارد. اما باید به فیلمساز و بازیگرانش آفرین گفت که روحی در فیلم دمیدهاند که بیشتر از مستند، آن را شبیه تریلرهای تأثیرگذار پیش میبرد.
فیلم، نیمهی اول بیعیب و نقصی دارد و میتوانست با کمی تدوین در نیمه دوم بهتر شود. اما درام بالا، بازیهای جذاب و آهنگ پرشور (آمیت تریودی)، «هیچکس جسیکا را نکشت» را به اثری خاطرهانگیز تبدیل میکند.
۲. نیرجا (Neerja)

- سال اکران: ۲۰۱۶
- کارگردان: رام مدهوانی
- بازیگران: سونام کاپور، شبانه اعظمی، یوگندرا تیکو، شکهار راوجینی
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۷.۶ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۱۰۰ از ۱۰۰
رام مدهوانی با این تریلر غمانگیز و عاری از زرق و برقهای معمول فیلمهای هندی، یکی از بهترین فیلمهای سینمایی بر اساس واقعیت را ساخته است. داستان، ماجرای نیرجا بانوت (سونام کاپور)، مهماندار ارشد پرواز شماره ۷۳ پان امریکن را روایت میکند که در سپتامبر ۱۹۸۶ توسط یک گروه تروریستی در فرودگاه کراچی ربوده شد. خلبانان (طبق آموزش خود، برای جلوگیری از اجبار به پرواز) هواپیما را تخلیه کردند و نیرجا، مهماندار ۲۲ ساله هواپیما، را برای محافظت از ۳۶۱ مسافر در برابر افراد مسلح تنها گذاشتند. این درگیری بیش از ۱۷ ساعت طول کشید که در طی آن نیرجا نقش مهمی در کمک به فرار اکثر مسافران داشت.
فیلمهایی که دربارهی هواپیماربایی هستند، اغلب یک مرد با قدرتهای تقریبا ابرقهرمانی را در جایگاه شخصیت اصلی میگذارند؛ اما مدهوانی، شور و شوق و رفتار حرفهای نیرجای جوان را به تصویر میکشد و ما را مجذوب شخصیت او میکند؛ حتی مدتها پیش از آنکه ببینیم نیرجا چطور در مواجهه با ترس رفتاری الهام بخش و باورنکردنی از خود نشان میدهد. فیلم بین صحنههای اکشن و فلشبکهایی که زندگی شخصی نسبتاً شاد نیرجا را به تصویر میکشند، در حرکت است. «نیرجا» با نماهایی از دخترک شاد در کنار خانوادهاش، و تروریستها که خود را آمادهی مأموریتشان میکنند آغاز میشود که فیلمی چون «بعد از ظهر سگی» (Dog Day Afternoon) را یادتان میاندازد. اجرای قوی سونام کاپور و بازیگران باتجربهی دیگر، از فیلم «نیرجا» یک اثر ارزشمند و احساسی ساختهاند.
۱. شمشیر (Talvar)

- سال اکران: ۲۰۱۵
- کارگردان: میگنا گلزار
- بازیگران: عرفان خان، کونکونا سن شارما، نیراج کابی، آلیشا پروین خان، تابو
- امتیاز کاربران وبسایت IMDb به فیلم: ۸.۱ از ۱۰
- امتیاز وبسایت راتن تومیتوز به فیلم: ۹۱ از ۱۰۰
فیلمهای بسیار کمی وجود دارند که بتوانند جوهرهی یک رویداد را به تصویر بکشند، بیطرف بمانند و مخاطب را نیز به فکر فرو ببرند. فیلم «شمشیر» یکی از آن فیلمهای نادری است که توانسته این موضوع را به درستی درک کند. «شمشیر» یا «مجرم» داستان قتل نوجوانی به نام شروتی تاندون و خدمتکارشان خمپال را به تصویر میکشد. گلزار از همان ابتدا با تیزبینی سراغ این پرونده میرود. با الهام از پروندهی قتل این دو نفر، گلزار دو دیدگاه متفاوت را ارائه میدهد: یکی اینکه والدین گناهکار هستند و دوم اینکه خدمتکاران گناهکار هستند و مخاطب را مجبور میکند تا تصمیم بگیرد که از کدام طرف حمایت میکند. اگرچه فیلم با بیطرفی شروع میشود؛ اما در اواخر داستان به وضوح میتوان دید که کارگردان با چه کسی بیشترین همدردی را دارد.
عرفان خان اوج بازیگری خود را در «شمشیر» به نمایش میگذارد. او کاملاً در نقش افسر ادارهی مرکزی تحقیقات (CDI)، اشوین کومار، فرورفته و هوش سرشار، طنز تلخ و مهربانی ملایمش نسبت به همسرش ریما (تابوی درخشان) را در کنار شدت عمل در تحقیقات همزمان پیش میبرد.
با لایههایی از حقیقت و دروغ، سیرک خبرنگاران، آزمایشها و تحقیقات مبهم، از پشت خنجر زدنها و بوروکراسی و سیاستهای ناکارآمد اداری، «شمشیر» پرترهای بیرحم و تند و تیز از این پروندهی قتل واقعی ترسیم میکند. گلزار با نماهای دلخراش از آپارتمانی کوچک و تنگ در حومهی غبارآلود شهر، بر تاریکی زندگی کاراکترها تأکید دارد. تدوین دقیق سریکار پراساد عالی است و نوشتار ویشال بهاردواج، مملو از حقایق و پر از فرضیهها میدرخشد و مخاطب را به سمت گمانهزنی سوق میدهد. «شمشیر» از بهترین فیلمهای هندی است که بر اساس واقعیت ساخته شده و حتی آن را با «راشومون» (Rashomon) مقایسه میکنند. اما جایی که فیلم کوروساوا در جنگلهای خیال پرسه میزند، «شمشیر» به واقعیت میپردازد.
منبع: India Times




سلام
یه فیلم هندی حدود ۱۵ سال پیش دیدم که بازیگر مرد ویدئو کلوپ داشت و همسرش هم بسیار سنگین بود و در طول فیلم مسابقه ای برگزار شد که در اون مسابقه مرد همسرش را به دوش گرفت و مسیری را طی کرد و همین مسابقه زندگیشان را گرم کرد
دنبال این فیلم هستم آیا کسی می داند؟