فیلم «سوپرگرل» ثابت می‌کند چرا دنیای سینمایی دی‌سی باید از جیمز گان فراتر رود

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۷ دقیقه
بحران جیمز گان با سوپرگرل

فیلم «سوپرگرل» (Supergirl) با اکران خود، نقدهای تندی را برانگیخت. فراتر از اینکه چقدر این نقدها به‌جا هستند و چقدر از جبهه‌گیری‌هایی نشأت می‌گیرند که همیشه نسبت به ابرقهرمانان زن وجود دارد، منتقدین و مخاطبین متفق‌القولند که فیلم «سوپرگرل» رویکرد منسجمی ندارد. همانطور که دختر پولادین در مواجهه با کریپتونایت ضعیف می‌شود، اجرای قوی و بدیع میلی الکاک از این ابرقهرمان بارها و بارها با انتخاب‌های داستانی دست و پاگیر، جلوه‌های بصری بی‌روح و صحنه‌های گیج‌کننده در فیلم پایین کشیده می‌شود. برخی انتخاب‌ها هیچ تطابقی با سایر بخش‌های فیلم ندارند و این حس را می‌رسانند که کارگردانِ «سوپرگرل»، کریگ گیلسپی، می‌خواسته با تقلید از کار جیمز گان، رئیس کنونی دی‌سی در کنار پیتر سفران، کم‌کاری خود را پوشش دهد؛ یا حداقل آنطور که خودش فکر می‌کرده، «سوپرگرل» را همسو با فیلم‌های «سوپرمن» (۲۰۲۵) و دنباله‌ی آن، «مرد فردا» (Man of Tomorrow) قرار دهد که فعلاً قرار است سال ۲۰۲۷ اکران شود.

پس از اکران فیلم و انتشار مصاحبه‌های مختلف از گیلپسی، کاشف به عمل آمد که تأثیر جیمز گان بر «سوپرگرل» تنها در حد تقلید یا الهام نبوده است؛ در واقع، گان بر فیلم تأثیر گذاشته، اما نه لزوماً به انتخاب خود گیلپسی. در مقاله‌ای که «هالیوود ریپوتر» (The Hollywood Reporte) منتشر کرده، گویا استودیو دی‌سی زمستان گذشته دو نسخه از «سوپرگرل» را به صورت آزمایشی به مخاطبان محدود نشان داده‌اند؛ یک نسخه‌اش خط فکری گیلسپی را دنبال می‌کرده و دیگری تدوین مد نظر استودیو بوده است. آن موقع هر دو نسخه به مخاطبان آزمایشی نشان داده شد. در مقایسه با زمانی که فقط یک نسخه از فیلم به مخاطبان نشان داده می‌شود، «سوپرگرل» نمره‌های به‌شدت پایین‌تری گرفت، اما در کل، نسخه‌ی استودیو از نسخه‌ی گیلسپی کمی نمره‌هایش بهتر بود. در نهایت هم این نسخه‌ی استودیو بود که به سینماها راه یافت. این افشاگری از «هالیوود ریپوتر» اگر یک چیز را نشان دهد، این است که مشکلات «سوپرگرل» تنها تقصیر گیلسپی یا سایر دست‌اندرکاران فیلم نیستند. اگر دی‌سی می‌خواهد موفق شود، باید از جیمز گان و رویکرد او فراتر رود و اجازه‌ی تحول و تکامل به دنیای سینمایی دی‌سی بدهد.

تلاش برای موفقیت

به راحتی می‌توان دید که چرا «برادران وارنر» می‌خواهد تا این اندازه به جیمز گان تکیه کند. در مارول، کوین فایگی بود که اساسا چشم‌انداز مارول را تغییر داد و فیلم‌های ابرقهرمانی مدرن را از نو تعریف کرد. فایگی به عنوان نویسنده/تهیه‌کننده نظر نهایی را روی تمام ساخته‌های دنیای سینمایی مارول می‌دهد. اما همانطور که در فیلم‌های «نگهبانان کهکشان» (Guardians of the Galaxy) دیدیم، گان یکی از معدود کسانی است که فهمید چطور باید زیر سیستم فایگی، سبک خودش را حفظ کند. علاوه بر این، گان دانش و اشتیاق لازم برای انتخاب‌های عجیب و غریب از کمیک‌های دی‌سی را دارد؛ همانطور که در «پیس‌میکر» (Peacemaker) یا «کریچر کماندوز» (Creature Commandos) شخصیت‌های ناشناخته و عجیب‌تر را بیرون کشید و در مرکزیت قرار داد. با «سوپرمن» جیمز گان ثابت کرد که می‌تواند برداشتی جذاب اما وفادار از کمیک‌ها در چارچوب سبک خود ارائه دهد. اینجا بود که به نظر می‌رسید جیمز گان جایگاه خود را به عنوان فیلمسازی کاربلد برای هدایت دی‌سی تثبیت کرده است.

به مرور حسن شهرت گان بیشتر از این هم شد. او گفت که خلاف رویکرد مارول، می‌خواهد دست کارگردانان را باز بگذارد تا رویکرد خود را به دنیای دی‌سی بیاورند؛ رویکردی که کاملاً با کارخانه‌ی فیلم و سریال‌سازی مارول در تضاد است. گان اصرار داشت که هیچ پروژه‌ای در دی‌سیِ تحت هدایت او، بدون یک فیلمنامه‌ی درست و درمان وارد مراحل تولید نخواهد شد. جیمز گان گفت که فیلمنامه‌نویسان را در اولویت قرار می‌دهد و حتی آنا نوگیرا، فیلمنامه‌نویس «سوپرگرل»، را در طول کمپین تبلیغاتی فیلم در کنار میلی الکاک و جیسون موموآ نشاند.

در نگاه اول به نظر می‌رسد مشکلات پشت صحنه‌ی «سوپرگرل» عامل اصلی افت نهایی فیلم بوده‌اند. تدوین‌هایی که استودیو اعمال کرده، فیلمبرداری‌های مجدد، تبلیغاتِ بیش از حد، این‌ها چیز تازه‌ای در دنیای فیلمسازی با بودجه‌ی بالا و مبنی بر آی‌پی نیستند و فکر می‌کردیم گان بتواند این مشکلات را کنترل کند. اما اگر ادعاهای منابع ناشناس نقل شده در مطلب «هالیوود ریپوتر» مبنی بر تفاوت رویکردهای هنری گان و گیلسپی درست باشد، باید اینطور نتیجه گرفت که حتی جیمز گان هم نمی‌تواند در برابر رویه‌های استاندارد فیلمسازی استودیویی مقاومت کند و رویکرد کارگردان‌محور را اولویت قرار دهد.

ترتیب کامل دیدن سریال‌های دنیای اروو ورس (Arrowverse)

اما نشانه‌های مشکلات حتی پیش از شروع فیلمبرداری «سوپرگرل» خودشان را نشان دادند. پیش از «سوپرگرل» اگر نگاهی به کارنامه‌ی گیلسپی بیندازید، چندتایی فیلم برجسته در آن می‌بینید؛ از فیلم برنده‌ی اسکار «من، تونیا» (I, Tonya) بگیر، تا فیلم «کروئلا» (Cruella) درباره‌ی روزهای آغازین یک شرور دیزنی. با این حال، نمی‌توان گفت گیلسپی در کارگردانی‌اش مهر و امضای خاصی دارد. اگر هم داشته باشد، چیزی شبیه یا کمرنگ‌تر از مهر و امضای جیمز گان است؛ مثل قهرمانان ازدرون‌فروپاشیده، یا کمدی خودآگاه و قطعه‌های موسیقی که ناگهان وسط فیلم پیدایشان می‌شوند. گان برای فیلم موردانتظار بتمن، «شجاع و جسور» (The Brave and the Bold)، اندی موسکیتی را به عنوان کارگردان انتخاب کرده است؛ کسی که بزرگترین دستاوردش، آوردن «آن» (It) به سینما و جمع کردن افتضاح فیلم «فلش» (The Flash) آن هم پس از مراحل تولید به‌شدت آشفته‌ی آن است.

فیلم بعدی دنیای سینمایی دی‌سی، «کلی‌فیس» (Clayface)،که فیلمنامه‌ای از مایک فلانگانِ فوق‌العاده دارد، به دست جیمز واتکینز کارگردانی خواهد شد؛ کسی که در بهترین فیلمش، «بد حرف نزن» (Speak No Evil)، بیشتر کنار کشید و دست جیمز مک‌اووی را باز گذاشت تا هرچقدر می‌خواهد دیوانه‌بازی دربیاورد.

بحران در دنیای دی‌سی جیمز گان

جیمز گان

با نگاهی به این فهرست کارگردانان، به نظر می‌رسد که جیمز گان خلاف گفته‌ی پیشین‌اش، آنقدرها از مسیر مارول منحرف نشده است؛ یعنی او هم یک‌سری کارگردان آورده تا برای ساخت فیلم‌هایی که استودیو می‌خواهد، پشت دوربین بنشینند. اما اوضاع در دی‌سی کمی بدتر است؛ چون حداقل کوین فایگی در مارول می‌داند چطور باید استودیو را ریاست کند؛ جیمز گان آخرِ آخرش، کارگردان است.

البته گان نگاه خودش را به شخصیت‌های کمیک‌های دی‌سی دارد و می‌داند چگونه بهترینِ آن‌ها را بیرون بکشد. او هرگز از نشان دادن حماقت ابرقهرمانانی که برای مبارزه با جرم و جنایت، شرت‌های تنگ پا می‌کنند، ابایی ندارد. همزمان از آن‌ها شخصیت‌هایی چندلایه و کاملاً انسانی می‌سازد؛ شخصیت‌هایی واقعی در دنیاهایی ابزورد. علاوه بر این، گان می‌داند که چطور در قالب یک دنیا و داستان ابرقهرمانی پررنگ و لعاب، به مضامین سنگین‌تر هم بپردازد؛ مثل وقتی که در «جوخه انتحار» (The Suicide Squad)، استاروی فاتح (Starro the Conqueror) را به سلاح کشتار جمعی یا در «سوپرمن» زندان‌های سیاه را به بخشی کلیدی از داستان تبدیل کرد.

نقد فیلم «سوپرمن» جیمز گان؛ سرگرم‌کننده اما فراموش‌شدنی

با این حال، گان هر چقدر هم که در روایت این داستان‌ها فوق‌العاده باشد، تنها کسی نیست که می‌تواند این کار را انجام دهد. حتی در دنیای سینمایی مارول، تایکا وایتیتی و رایان کوگلر هر دو موفق شدند فیلم‌های ابرقهرمانی بسازند که حسی کاملاً شخصی و بدیع دارند. پرواضح است که با گذشت تقریباً دو دهه از راه‌اندازی دنیای سینمایی مارول، فیلمسازانِ دیگر ایده‌های عجیب و غریب خود را در دنیای ابرقهرمانان پیاده کرده‌اند. وقت آن رسیده که گان این کارگردانان را پیدا کند و همان آزادی عملی را که خودش داشت، به آن‌ها بدهد. مشخصاً جیمز گان باید فیلمسازانی را پیدا کند که نگاه واحدی به «ابرقهرمان» ندارند.

البته از حق نگذریم، جیمز گان در دی‌سی کارهای خوبی هم انجام داده و محدودیت‌های خودش را هم داشته است؛ گاهی هم آنقدر غرقِ نسخه‌ی خود از شخصیت‌ها و دنیاهای ابرقهرمانی می‌شود که فراموش می‌کند آخرسر فیلم‌های ابرقهرمانی برای بچه‌ها هم هستند. مطمئناً کارگردانی آن بیرون پیدا می‌شود که بداند چطور باید یک فیلم عالی مناسب کوچک و بزرگ در دنیای دی‌سی بسازد؛ به سبکی که خود گان هرگز به ذهنش نمی‌رسد.

چرا هال جردن باید گرین لنترن اصلی دنیای سینمایی دی‌سی باشد؟

با وجود نقدهای منفی به «سوپرگرل» و نگرانی‌هایی که درباره‌ی چندتا فیلم بعدی دنیای دی‌سی و تأثیر جیمز گان وجود دارد، همچنان می‌توان امیدوار بود این فیلم‌ها از دیدگاه استودیو، یا رئیس استودیو فراتر بروند. مثلاً «بتمن ۲» مت ریوز وجود دارد که دیدگاه کاملاً متفاوتی به تصویر می‌کشد و اساسا ارتباطی هم با بقیه‌ی جهان دی‌سی که جیمز گان در صدد تثبیت آن است، پیدا نمی‌کند. در ماه آگوست امسال شاهد انتشار سریال «لنترن‌ها» (Lanterns) خواهیم بود که به هیچ وجه شباهتی به پروژه‌ی دیگری از جیمز گان نخواهد داشت. نام کریس ماندی، پیشکسوت در دنیای تلویزیون، به عنوان شورانر سریال آمده و تام کینگ و دیمون لیندلوف هم به طور مشترک سازندگان «لنترن‌ها» به حساب می‌آیند؛ دو نفری که به‌خاطر ایده‌های به‌شدت جسور (و گاه آزاردهنده‌اشان) و دست بردن در شخصیت‌های تثبیت‌شده شناخته می‌شوند.

اما حتی از «لنترن‌ها» هیجان‌انگیزتر، «داینامیک دوئو» (Dynamic Duo) است؛ فیلمی درباره‌ی دیک گریسون (رابین) و جیسون تاد. این فیلم در استودیوی انیمیشن‌سازی «سوئی‌باکس» (Swaybox) ساخته خواهد شد که در ترکیب انیمیشن سنتی و عروسک‌گردانی تخصص دارد. این فیلم نه تنها نوید آن را می‌دهد که کاملاً با آثار ابرقهرمانی معمول متفاوت خواهد بود، بلکه شاید بتواند مخاطبان جوان‌تر را هم جذب این نسخه‌ی تازه از دنیای سینمایی دی‌سی کند؛ به گونه‌ای که نسخه‌های اخیر هیچکدام در آن موفق نبوده‌اند. با توجه به این پروژه‌ها، واضح است که مشکلات فیلم «سوپرگرل» نگرانی‌هایی را برای آینده‌ی دی‌سی ایجاد می‌کند، اما این هنوز به معنای پایان دوران جیمز گان نیست. فعلاً در میانه‌ی این مسیر قرار داریم.

منبع: Den of Geek

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما