نقدها و نمرات فیلم «کلی‌فیس» منتشر شد؛ جهان سینمایی دی‌سی در ژانری تازه؟

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۹ دقیقه
Clayface film reviews

نقد و بررسی‌های فیلم «کلی‌فیس» (Clayface) به‌تازگی در نشریات و رسانه‌های معتبر سینمایی منتشر شده و این اثر تازه از دنیای دی‌سی با واکنش‌های متفاوتی از سوی منتقدان روبه‌رو شده است. «کلی‌فیس» با رویکردی متفاوت به یکی از شخصیت‌های دنیای بتمن، سراغ ترکیبی از وحشت جسمانی، تریلر روان‌شناختی و تراژدی انسانی می‌رود؛ ترکیبی که بحث‌های مختلفی را درباره نقاط قوت و ضعف فیلم به راه انداخته است. در حالی که برخی، جسارت فیلم در فاصله گرفتن از فرمول‌های رایج آثار ابرقهرمانی و بازگشت به ریشه‌های هولناک این شخصیت را تحسین می‌کنند، گروهی دیگر معتقدند ضعف‌های فیلمنامه، پرداخت ناکافی شخصیت‌ها و ناهماهنگی روایت مانع از آن شده است که فیلم به تمام ظرفیت‌هایش دست پیدا کند.

اما «کلی‌فیس» تا چه اندازه توانسته میان وحشت، درام و جهان سینمایی دی‌سی تعادل برقرار کند؟ آیا با تجربه‌ای متفاوت و جسورانه در ژانر وحشت روبه‌رو هستیم یا اثری که زیر بار جاه‌طلبی‌هایش از رسیدن به هویتی مستقل بازمی‌ماند؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها، در ادامه نگاهی می‌اندازیم به بریده‌هایی از دیدگاه‌های منتقدان نشریات معتبر سینمایی؛ از هالیوود ریپورتر و ورایتی گرفته تا گاردین و ایندی‌وایر، تا ببینیم هرکدام از چه زاویه‌ای به این فیلم نگاه کرده‌اند و در مجموع، «کلی‌فیس» چه جایگاهی در میان آثار تازه دنیای دی‌سی پیدا می‌کند.

تریلر نهایی فیلم «کلی‌فیس» را ببینید؛ دی‌سی ترسناک‌تر از همیشه

ورایتی (Variety)

کلی‌فیس

همه جزئیات فیلم باعث می‌شوند فضای فیلم تا حد زیادی واقعی و باورپذیر به نظر برسد و همین باورپذیری، صحنه‌های اغراق‌آمیز و هولناک وحشت جسمانی را تاثیرگذارتر می‌کند. «کلی‌فیس» در این زمینه کم نمی‌گذارد و به‌خوبی از پس خلق چنین صحنه‌هایی برمی‌آید. طراحی و اجرای جلوه‌های ویژه گریم، که در سراسر فیلم خلاقانه و چشمگیر است، به اندازه‌ای موفق عمل می‌کند که تماشای تغییر شکل‌های چندش‌آور بدن و صورت را به تجربه‌ای واقعا آزاردهنده تبدیل می‌کند؛ انگار با ماده‌ای خمیری و شکل‌پذیر طرف هستیم که مدام از نو فرم می‌گیرد و مرزهای بدن انسان را زیر پا می‌گذارد.

فیلم همچنین دست‌کم یک صحنه نفس‌گیر و به‌شدت چندش‌آور دارد که ترکیب پلک‌های به‌هم‌چسبیده، قیچی ناخن و تلاطم شدید هواپیما را به تجربه‌ای کابوس‌وار بدل می‌کند؛ صحنه‌ای که احتمالا تا ماه‌ها در ذهن تماشاگر باقی می‌ماند. با چنین لحظاتی، می‌توان فهمید چرا زمان اکران فیلم را روزهای نزدیک به هالووین انتخاب کرده‌اند.

هالیوود ریپورتر (The Hollywood Reporter): ۸۰ از ۱۰۰

«کلی‌فیس» با تصاویر چرک و زمخت و دیالوگ‌هایی عامه‌پسند که به بهترین شکل یادآور فضای کتاب‌های مصور هستند، از آن دست فیلم‌هایی است که عمق روان‌شناختی و بار عاطفی قابل‌توجهی دارند. همین ویژگی‌ها باعث می‌شوند بتوان آن را در کنار آثار استادان ژانر وحشت جسمانی، از جمله دیوید کراننبرگ و سم ریمی، قرار داد.

10 فیلم برتر دیوید کراننبرگ، کارگردان «جنایات آینده» از بدترین به بهترین (فیلم‌ساز زیر ذره‌بین)

تلگراف (The Telegraph): ۴ از ۵

نمی‌توان به اندازه کافی بر لذت تماشای فیلمی مثل «کلی‌فیس» تاکید کرد؛ فیلمی که به نظر می‌رسد سازندگانش تا حد زیادی توانسته‌اند آن را مطابق خواسته و نگاه خود پیش ببرند، بی‌آنکه مجبور باشند مدام به ملاحظات بیرونی تن بدهند. در واقع، به‌جز چند اشاره پراکنده به شهر گاتهام، حتی ممکن است بعد از تماشای فیلم از سالن سینما بیرون بیایید، بی‌آنکه متوجه شده باشید فیلمی از دل یک مجموعه سینمایی بزرگ دیده‌اید.

در دورانی که استودیوهای بزرگ بیش از هر زمان دیگری از خطر کردن می‌ترسند و ترجیح می‌دهند به فرمول‌های امتحان‌شده پناه ببرند، همین استقلال و آزادی عمل شاید بهترین چیزی باشد که می‌توان از یک فیلم انتظار داشت.

اسلنت مگزین (Slant Magazine): ۳ از ۴

کلی‌فیس

در تصویری که فیلم از گاتهام ارائه می‌دهد، این شهر صرفا مکانی نیست که زیر سلطه جرایم سازمان‌یافته قرار گرفته باشد؛ بلکه جایی است که فساد گویی به تمام گوشه‌وکنار زندگی شهری نفوذ کرده است. خشونت و بی‌رحمی فراگیر این محیط، به‌خوبی توضیح می‌دهد که چرا قهرمانی که ترس را به سلاح خود تبدیل می‌کند، می‌تواند در چنین شهری زمینه‌ای مناسب برای فعالیت پیدا کند. همچنین روشن می‌شود که چرا شیوه خاص بتمن برای اجرای عدالت خارج از چارچوب قانون، در چنین فضایی نه یک انتخاب، بلکه ضرورتی اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد.

«کلی‌فیس» به‌عنوان یک اثر مستقل، فیلمی ترسناک و دلهره‌آور است که برخلاف انتظار، انسجام و جذابیت قابل‌توجهی دارد. اما اگر آن را مقدمه‌ای ضمنی برای روایت تازه‌ای از دنیای بتمن در نظر بگیریم، با ایده‌ای درخشان روبه‌رو هستیم؛ ایده‌ای که می‌تواند زمینه را برای ورود به دنیایی بزرگ‌تر و پیچیده‌تر فراهم کند.

لوپر (Looper): ۶ از ۱۰

حاصل کار فیلمی است که در بخش‌هایی کوتاه، ردپای ایده‌های اولیه مایک فلانگن در آن دیده می‌شود؛ ایده‌هایی که با رویکردی درآمیخته‌اند که ظاهرا قرار بوده سازگاری بیشتری با این مجموعه سینمایی تازه داشته باشد. جیمز گان و همکارانش که از هرگونه جهان‌سازی صریح و مشخصی، به دلیل احتمال ایجاد تناقض در تداوم داستان‌های آینده، پرهیز می‌کنند، گاتهامی ساخته‌اند که تقریبا می‌توان آن را شهری خیالی و بی‌نام دانست.

این احتیاط بیش از هر چیز به پروژه «بتمن شجاع و جسور» (Batman The Brave And The Bold) مربوط می‌شود؛ فیلمی از دنیای بتمن که سرنوشت و جزئیات ساخت آن همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. از طرف دیگر قرار است کلی‌فیس این فیلم همان شخصیتی باشد که پیش‌تر برای مدتی کوتاه در مجموعه انیمیشنی اچ‌بی‌او مکس، «کماندوهای هیولایی» (Creature Commandos)، دیده بودیم؛ البته در مرحله‌ای ابتدایی‌تر از مسیر تبدیل شدنش به این شخصیت.

بااین‌حال، هرچند می‌توان از نظر فنی «کلی‌فیس» را پیش‌درآمدی بر آن مجموعه انیمیشنی دانست، این ارتباط بیشتر به یک نکته قراردادی شباهت دارد تا پیوندی معنادار و ضروری. فیلم در عمل، بیش از آنکه به گسترش جهان داستانی مشترک کمک کند، مسیری مستقل را دنبال می‌کند.

رتبه‌بندی سریال‌ها و فیلم‌های مایک فلنگن؛ خالق «ویجا» و «فروپاشی خانمان آشر»

ای‌وی کلاب (The A.V. Club): درجه B-

کلی‌فیس

شاید معیار مقایسه مهم‌تر برای «کلی‌فیس» در سینمای امروز، نه فیلم «ماده» (The Substance)، بلکه مجموعه فیلم‌هایی باشد که سونی بر اساس شخصیت‌های شرور دنیای مرد عنکبوتی ساخته است. سونی بارها شخصیت‌های منفی و هیولایی این دنیا را به مرکز فیلم‌های مستقل خود آورده، اما خیلی زود از وجه تاریک و تهدیدآمیز آن‌ها عقب‌نشینی کرده و کوشیده است از آن‌ها ضدقهرمان‌هایی با قلبی به‌ظاهر پاک و نیت‌هایی کمابیش خیرخواهانه بسازد.

اما جیمز واتکینز و مایک فلانگن آن‌قدر هوشمند هستند که در «کلی‌فیس» به چنین رویکردی تن ندهند. کلی‌فیسِ مت هیگن موجودی است که می‌توان برایش دل سوزاند، اما در عین حال، گاهی به شکلی بی‌رحمانه و تا حدی لذت‌بخش شرور می‌شود؛ برای نمونه، در صحنه‌ای که به یک کلوب شبانه متعلق به گانگسترها نفوذ می‌کند.

بااین‌حال، او قرار نیست در نهایت کار درست را انجام دهد یا به قهرمانی تبدیل شود که در جست‌وجوی رستگاری است. درست مانند هیولاهای کلاسیک سینما، اینجا ترکیب ویژگی‌های جسمانی غیرعادی و ضعف‌های انسانی شخصیت است که او را به‌سوی انزوایی اجتناب‌ناپذیر سوق می‌دهد. کلی‌فیس نه صرفا قربانی شرایط است و نه ضدقهرمانی که بتوان به‌آسانی برایش پایانی خوشایند تصور کرد؛ او موجودی است که تفاوت‌های ظاهری و شکنندگی درونی‌اش، به‌تدریج فاصله او را با جهان انسانی بیشتر می‌کنند.

امپایر (Empire): ۳ از ۵

«کلی‌فیس» از نظر عمق و پرداخت داستانی ناامیدکننده است، اما در عوض، بازی قدرتمند و چشمگیر تام ریس هریس در نقش اصلی را ارائه می‌دهد و از نظر وحشت جسمانی و نمایش خشونت خون‌بار نیز چیزی کم نمی‌گذارد. فیلم شاید نتواند به لایه‌های عمیق‌تری از شخصیت و داستان دست پیدا کند، اما در خلق لحظات خشن، خونین و آزاردهنده موفق عمل می‌کند؛ لحظاتی که برای علاقه‌مندان این زیرژانر، به‌تنهایی جذابیت زیادی دارند.

نگاهی به 5 زیرژانر اصلی ژانر وحشت؛ از گوتیک تا اسلشر

گاردین (The Guardian): ۲ از ۵

کلی‌فیس

«کلی‌فیس» از نظر نورپردازی و کیفیت ساخت، به ضعیف‌ترین و بی‌روح‌ترین آثار پلتفرم‌های پخش آنلاین شباهت دارد. فیلم حتی یک بار هم موفق نمی‌شود تماشاگر را به گاتهام ببرد و فضای این شهر را برایش باورپذیر کند. انتخاب گروهی از بازیگران غیرآمریکایی که هرکدام می‌کوشند لهجه‌ای آمریکایی را به نمایش بگذارند نیز به این مشکل دامن می‌زند؛ رقابتی که ادی مارسن، مثل همیشه، در آن چندان موفق ظاهر نمی‌شود.

مشکل دیگر این است که ایده‌هایی که می‌توانستند فیلم را به اثری جذاب‌تر و پیچیده‌تر تبدیل کنند، ظاهرا در جریان تولید کم‌رنگ شده‌اند. شاید زمانی که مایک فلانگن تنها نویسنده و صاحب اصلی ایده بود، فیلم ظرفیت بیشتری برای پرداختن به موضوعاتی مانند هوش مصنوعی، مرزهای واقعیت و نقش‌آفرینی به شیوه متد اکتینگ داشت. اما در نسخه نهایی، این ایده‌ها جای خود را به یک تریلر انتقامی کلیشه‌ای داده‌اند؛ فیلمی که شخصیت اصلی‌اش انگار ترکیبی کم‌رمق از ونوم، هالک، جوکر و میستیک است.

توانایی‌های کلی‌فیس و قواعدی که بر عملکرد آن‌ها حاکم‌اند، چنان مبهم و نامشخص باقی می‌مانند که شخصیت بیش از آنکه موجودی با منطق و هویت مستقل باشد، به ابزاری برای پیشبرد فیلمنامه تبدیل می‌شود؛ ابزاری که هر لحظه می‌تواند هر کاری انجام دهد، صرفا چون داستان در آن مقطع به چنین امکانی نیاز دارد. نتیجه، فیلمی است که نه در ساخت جهان خود موفق عمل می‌کند و نه می‌تواند از ظرفیت‌های شخصیت اصلی‌اش بهره‌ای کامل ببرد.

اسکرین دیلی (Screen Daily): ۵۰ از ۱۰۰

جیمز واتکینز با تکیه بر حال‌وهوای زمخت و کم‌وبیش عامه‌پسند فیلم‌های درجه‌دو، فضایی خشن و بی‌پیرایه خلق می‌کند. تام ریس هریس نیز در نقش ستاره هالیوودی‌ای که چهره‌اش به‌شدت آسیب می‌بیند و برای درمان به روشی افراطی روی می‌آورد، بازی همدلانه‌ای ارائه می‌دهد؛ شخصیتی که در مسیر بازسازی ظاهر خود، به‌تدریج روح و هویت انسانی‌اش را از دست می‌دهد.

بااین‌حال، ترکیب فیلم هیولایی و داستان عاشقانه در نهایت از ضعفی اساسی رنج می‌برد: نه شیوه روایت و پرداخت بصری فیلم تازگی چندانی دارد و نه ضدقهرمان تراژیک آن به‌اندازه کافی بدیع و پیچیده است که بتواند جذابیت یک فیلم بلند را تا پایان حفظ کند. فیلم ایده‌هایی قابل‌توجه در اختیار دارد، اما این ایده‌ها در نهایت به اثری تبدیل نمی‌شوند که بتواند از چارچوب‌های آشنای ژانر فراتر برود.

ایندی‌وایر (IndieWire): درجه C+

کلی‌فیس

چند صحنه پرقدرت و تاثیرگذار به کمک فیلم می‌آیند؛ از جمله سکانسی واقعا چندش‌آور در هواپیما که در آن، تکان‌های شدید هواپیما بر اثر تلاطم هوا و نانوسلول‌ها ترکیبی فاجعه‌بار می‌سازند. پرده سوم فیلم نیز فرصت مناسبی در اختیار ریس هریس قرار می‌دهد تا توانایی‌های بازیگری‌اش را به نمایش بگذارد؛ به‌ویژه در مواجهه با برخی از بزرگ‌ترین دشمنان مت هیگن.

اما هرچه فیلم پیش می‌رود، ناهماهنگی‌های آن در روایت، انگیزه‌های شخصیت‌ها و هدف کلی داستان بیشتر و آشکارتر می‌شوند. خشونت فیلم شدت می‌گیرد و لحظات خونین آن از یکدیگر سبقت می‌گیرند، اما این افزایش شدت نمی‌تواند ضعف‌های ساختاری اثر را پنهان کند.

«کلی‌فیس» قرار است مانند ماده‌ای شکل‌پذیر باشد که می‌تواند هر صورتی به خود بگیرد، اما این انعطاف‌پذیری در نهایت به نقطه‌ضعفش تبدیل می‌شود. فیلم جاه‌طلبانه‌ای که می‌خواهد چند مسیر متفاوت را هم‌زمان دنبال کند، هیچ‌گاه به هویتی مشخص و یکپارچه نمی‌رسد؛ نه می‌تواند به یک شکل نهایی دست پیدا کند، نه به روایتی منسجم و نه حتی به ایده‌ای مرکزی که بتواند همه اجزای پراکنده‌اش را به هم پیوند دهد. نتیجه، تلاشی بلندپروازانه اما ناکام است که هرچه به پایان نزدیک‌تر می‌شود، بزرگ‌تر و خونین‌تر به نظر می‌رسد، بی‌آنکه در نهایت شکل و معنای روشنی پیدا کند.

شناسنامه فیلم «کلی‌فیس» (Clayface)

تاریخ اکران: ۲۳ اکتبر ۲۰۲۶
کارگردان: جیمز واتکینز
بازیگران: تام ریس هریس، نائومی آکی، داوید دنسیک، مکس مینگلا، ادی مارسن
نمره‌ی راتن تومیتوز: ۷۶ از ۱۰۰
نمره‌ی IMDB از کاربران: ۷.۵ از ۱۰
خلاصه داستان: مت هیگن که از کودکی خیابان‌گرد در گاتهام به ستاره‌ای سرشناس در هالیوود تبدیل شده، در پی اقدامات رئیس یکی از گروه‌های تبهکار محلی، به شکلی هولناک دچار تغییر چهره می‌شود و مسیر زندگی حرفه‌ای‌اش ناگهان به پایان می‌رسد. او که برای بازگرداندن چهره سابقش راهی جز کمک گرفتن از یک روش درمانی پیشرفته نمی‌بیند، به سراغ درمانی می‌رود که به شکلی معجزه‌آسا ظاهر پیشینش را به او بازمی‌گرداند. اما این درمان بهایی سنگین دارد: توانایی او در تشخیص واقعیت از خیال به‌تدریج مختل می‌شود و مت در مسیری ویرانگر قدم می‌گذارد که چیزی جز انتقامی بی‌رحمانه و تمام‌عیار در آن جایی ندارد.

منبع: Reddit

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X