آیا مت مرداک وکیل خوبی است؟
برای مت مرداک، شغل وکالت یک پوشش ظاهری برای اینکه در پس آن پنهان شود نیست؛ او واقعا تلاش میکند تا به بیگناهان کمک کند و این حرفه بخشی جداییناپذیر از شخصیتپردازی اوست. در سریال «دردویل» و دنبالهی آن «دردویل: تولد دوباره»، متیو اغلب در دادگاه دیده میشود و فعالیتهای ابرقهرمانانهی شبانهاش معمولا با پروندههای حقوقی او پیوند میخورند. در سریال، او اغلب یک وکیل ماهر ترسیم شده اما آیا این برداشت با واقعیتهای شغل وکالت همخوانی دارد؟ ابعاد حقوقی سریال «دردویل» چقدر دقیق است و آیا اصلا میتوانیم مت مرداک را یک «وکیل خوب» بدانیم؟
هشدار! در این مقاله خطر لو رفتن داستان سریال «دردویل: تولد دوباره» وجود دارد.
اسلش/فیلم: برای اینکه پاسخ سوالهایمان را بگیریم، به سراغ الکساندر کانلی رفتیم؛ وکیل مدافعی که از زمان فارغالتحصیلی از دانشکده حقوق نیوانگلند در سال 2017، به وکالت در پروندههای کیفری در ایالت ماساچوست مشغول است. او پیش از این در گروه حقوقی کافلین فعالیت داشت و سال 2024، موسسه حقوقی خود با نام کانلی لا (Conley Law) را در شهر دنورس بنیان گذاشت که در حال حاضر نیز آنجا فعالیت میکند. او دستیار یکی از قضات دادگاه شهری بوستون و سردبیر نشریه حقوقی «نیوانگلند لا ریویو» هم بوده است.
کانلی میگوید: «احتمالا 75 درصد فعالیت حرفهای من مربوط به دفاع کیفری است و در کنار آن به دعاوی حقوقی دیگر نیز میپردازم.» با این تفاصیل، او را میتوان گزینهای مناسب برای سنجش مهارتهای حقوقی متیو مرداک دانست. کانلی معتقد است که سریال «دردویل» اغلب از جزئیات خستهکننده و جدولهای زمانی واقعی پروندههای حقوقی چشمپوشی میکند، اما بر این باور است که متیو مرداک در مجموع یک وکیل قابل قبول به تصویر کشیده شده.
متیو مرداک به اندازهی یک وکیل واقعی دلسوز است

وکیل «خوب» دقیقا چه کسی است؟ صرفا کسی که در پروندههای مختلف برنده میشود، یا مسئله عمیقتر از اینهاست؟ کانلی بر اساس تجربه حرفهای خود معتقد است که یک وکیل خوب به ترکیبی از صلاحیت، دلسوزی، شرافت کاری و «به طور کلی، مهارتهای حقوقی عمومی» نیاز دارد.
او توضیح میدهد: «اگر در دادگاه هستید، توانایی سخنوری و حضور ذهن برای تصمیمگیری لحظهای بسیار حیاتی است. این مسئله به نوع حقوقی که در آن فعالیت میکنید هم بستگی دارد؛ اما در کل، فارغ از اینکه چه کاری انجام میدهید، صلاحیت، شرافت و اهمیت دادن به کار ضروری است.»
«بسیاری از کارهایی که [متیو] انجام میدهد، نشاندهندهی دلسوزی اوست. آنها در سریال به جزئیات حجم کاری که او انجام میدهد نمیپردازند، اما به نظر میرسد او برای جلسات آماده شده و پروندههایش را بهخوبی میشناسد. او قطعا توجه و شفقت لازم را نسبت به تمام کسانی که وکالتشان را بر عهده دارد، داراست.»
متیو مرداک علیرغم لغزشهای شخصیاش (مانند اعتیاد به خشونت)، در کمک به افرادی که توانایی دفاع از خود را ندارند، بسیار پایبند به اصول است. بهویژه در کمیکها، او بر این موضوع پافشاری میکند که فقط از موکلانی دفاع کند که میداند بیگناه هستند؛ او با استفاده از شنوایی تقویتشدهاش، به ضربان قلب آنها گوش میدهد تا متوجه شود که آیا راست میگویند یا خیر. با این حال، از نظر کانلی، رویکرد متیو برای انتخاب موکلان احتمالی، آن چیزی نیست که در واقعیت رخ میدهد (حتی بدون در نظر گرفتن حسهای فراطبیعی و کمیکبوکی مرداک).
«من معمولا حتی از افراد نمیپرسم که آیا بیگناه هستند یا نه، چون این کار گاهی اوقات دفاع را سختتر میکند. شما میخواهید از دانستن اطلاعاتی که ممکن است مجبور به افشا یا توجیه آنها شوید، اجتناب کنید؛ زیرا گاهی در فضای دادرسی نمیتوانید نسبت به برخی دانستهها بیتفاوت بمانید. هر کسی میتواند تصمیم بگیرد که فقط از افرادی که به نظرش بیگناه هستند دفاع کند، اما این کار [در دنیای واقعی] بیشتر بر اساس حدس و گمان خواهد بود.»
آتشبهاختیار بودن، اخلاق حرفهای وکالت را نقض میکند

چیپ زدارسکی، نویسندهی کمیکهای «دردویل»، متیو مرداک را مردی با تضادهای واضح توصیف کرده است. یکی از این تضادها، شغل اوست. متیو ضابط و مامور دادگاه شناخته میشود، اما هر بار که لباس دردویل را به تن میکند، با اجرای عدالت به سبک خودش، قانون را زیر پا میگذارد. فصل دوم سریال «دردویل: تولد دوباره» تماما بر محور فعالیتهای خارج از چارچوب قانونِ متیو میچرخد؛ بهویژه پس از آنکه دشمن دیرینهاش، شهردار ویلسون فیسک (وینسنت دن آفریو)، در نیویورک حکومت نظامی اعلام میکند. متیو اگر معتقد باشد قانونی از نظر اخلاقی اشتباه است، آن را میشکند.
مطابق انتظار، الکساندر کانلی میگوید تاکنون نشنیده که در واقعیت، یک وکیل دست به چنین کارهایی بزند. اما بر فرض، اگر چنین چیزی رخ میداد، آیا قانونی برای آن وجود داشت؟ یکی از مسئولیتهای وکیل، افشای اطلاعات مرتبط با پرونده است (البته در چارچوب امتیازات محرمانگیِ رابطه وکیل و موکل). متیو با پنهان کردن هویت مخفیاش، اغلب اطلاعات مربوط به ارتباطش با پروندهها را افشا نمیکند، که امری غیرقانونی است.
«درگیر شدن [متیو] در پروندههای خودش میتواند مشکلاتی ایجاد کند که در آن او خودش به یک شاهد در پرونده تبدیل شود. و این چیزی است که شما در مقام یک وکیل میخواهید به هر قیمتی از آن اجتناب کنید؛ یعنی تبدیل شدن به یک شاهد احتمالی در پروندهی خودتان.»
نکته: این مصاحبه پیش از پایان فصل دوم «دردویل: تولد دوباره» انجام شده است. در قسمت پایانی فصل، متیو در پروندهی خودش درباره اطلاعاتی که از طریق فعالیتهایش در لباس دردویل به دست آورده شهادت میدهد؛ این صحنه به گونهای به تصویر کشیده شده که گویی او برای نجات حقیقت، خود را قربانی نابودی شخصی و حرفهایاش میکند.
پیامدهای حقوقی هویت مخفی متیو مرداک

پایانبندی فصل دوم سریال «دردویل: تولد دوباره» از جلد 36 کمیک «دردویل» (اثر مارک وید و کریس سامنی) اقتباس شده است؛ جایی که متیو در جایگاه شهود قرار میگیرد و به هویت خود -یعنی دردویل- اعتراف میکند. با توجه به تخلفات اخلاقی متعدد او در گذشته برای پنهان نگه داشتن هویت مخفیاش، پروانه وکالت او در ایالت نیویورک باطل میشود. (در سریال، متیو نه تنها سلب صلاحیت میشود، بلکه به زندان نیز میافتد.) آیا چنین مجازاتی واقعگرایانه بود؟
الکساندر کانلی میگوید: «هر کانون وکلایی ارزیابی شخصیتی مخصوص به خود را دارد که باید انجام دهد. بنابراین شما [در مقام یک وکیل] باید با آنها صادق باشید و بگویید که آیا متهم به جرمی شدهاید یا شکایتی علیه شما وجود دارد یا خیر. من تصور میکنم که قانون مبارزه با ماموران آتشبهآختیار در نیویورک [در فصل دوم سریال] موضوع مهمی برای کانون وکلا خواهد بود. اما به طور کلی این مسائل باید افشا شوند و اگر ماهیت مجرمانه داشته باشند، میتواند منجر به ابطال پروانه وکالت شود.»
در کمیکها، متیو یک راه گریز قانونی برای دور زدن ابطال پروانهاش پیدا میکند. او قبلا در ایالت کالیفرنیا پروانه وکالت گرفته بود، بنابراین به سانفرانسیسکو نقل مکان میکند تا به وکالت در ساحل غربی ادامه دهد. کانلی میگویند چنین چیزی در واقعیت «غیرممکن نیست» و این احتمال وجود دارد که وکیلی در یک ایالت سلب صلاحیت شده و برای وکالت به ایالت دیگری برود.
«امکانپذیر است، بهویژه اگر [متیو] قبلا آنجا عضو کانون بوده باشد. هر ایالت، کانون وکلای مستقل خود را اداره میکند، بنابراین آنها مجازند تعیین کنند که آیا شما قادر به فعالیت در آن ایالت هستید یا خیر، اما کنترلی بر ایالتهای دیگر ندارند. بدیهی است که الزامات هر ایالت با دیگری متفاوت است.»
رویههای قانونی در سریال «دردویل» چقدر دقیق هستند؟

در هر دو سریال «دردویل» و «دردویل: تولد دوباره»، موکلان متیو -از جمله فرانک کسل/پانیشر (جان برنتال) و هکتور آیالا/وایت تایگر (کمر د لس ریس)- در جایگاه شهود قرار میگیرند. بارها گفته شده که شهادت دادن متهمان در پروندههای خودشان یکی از اشتباهات رایج حقوقی در هالیوود است، اما الکساندر کانلی میگوید این موضوع کمی پیچیدهتر است.
«من پروندههایی داشتهام که در آنها به موکلانم گفتهام نباید در جایگاه شهود حاضر شوند چون ریسک آن بسیار زیاد است، و پروندههایی هم داشتهام که در آنها اساسا مجبور بودهاید در جایگاه شهود قرار بگیرید.» وی خاطرنشان کرد که گاهی اوقات مدارکی وجود دارد که از هیچ راه دیگری نمیتوان آنها را مطرح کرد؛ همچنین بحث «طبیعت انسانی» نیز مطرح است، یعنی اینکه هیئت منصفه چقدر از یک متهم خوششان بیاید. با این حال، یک نکته دیگر هم وجود دارد: «حضور در جایگاه شهود، در نهایت تصمیمی است که خودِ موکل باید بگیرد.»
در سریال «دردویل»، دورهی پیش از محاکمه نیز بسیار سریعتر از دنیای واقعی سپری میشود. کانلی میگوید: «[سریالهای حقوقی] همیشه ریتم بسیار تندتری نسبت به یک محاکمه و دادرسی واقعی دارند؛ در واقعیت، رسیدن از شروع پرونده تا جلسهی دادگاه گاهی سالها طول میکشد، نه چند هفته.»
یک مورد منحصربهفرد از بیدقتی حقوقی را میتوانید در جلد 22 کمیک «دردویل» (اثر چارلز سول که خودش قبلا وکیل بوده) پیدا کنید. در این داستان، دردویل در حالی که هویت مخفیاش را حفظ کرده، با همان نقاب و لباس در دادگاه شهادت میدهد. کانلی میگوید این موضوع غیرواقعی است و «مشکلات زیادی ایجاد میکند».
«هر دو طرفِ دعوا باید به شاهد دسترسی داشته باشند تا بتوانند پیش از دادگاه با او مصاحبه کنند. شما باید مطمئن شوید که حتما نام، تاریخ تولد و آدرس آنها را در اختیار دارید تا بتوانید دربارهشان تحقیق کنید و سوابق کیفریشان را بررسی نمایید. بنابراین، قطعا نمیتوانید اجازه دهید یک شاهد ناشناس شهادت دهد.»
یک نمونهی دیگر، محاکمهی وایت تایگر/ببر سفید در اپیزود سوم فصل اول سریال «دردویل: تولد دوباره» است که تا حد زیادی اقتباسی وفادارانه از یک خط داستانی در کمیکهاست.

در طول محاکمه، متیو با فاش کردن هویت هکتور (ببر سفید)، قاضی، دادستان و حتی موکل خود را غافلگیر میکند. متیو پیش از این هویت مخفی موکلش را با قاضی و دادستان در میان گذاشته بود، اما -بهطور موفقیتآمیزی- استدلال کرده بود که این مدرک باید پنهان بماند تا باعث پیشداوری هیئت منصفه نشود. چرخش 180 درجهای متیو در دادگاه، در واقع یک قمار از روی ناچاری است.
این دست افشاگریهای تکاندهنده، ابزاری دراماتیک و رایج در درامهای حقوقی است؛ در حالی که در دنیای واقعی (همانطور که الکساندر کانلی در ادامه توضیح میدهد)، مدارک باید تمام و کمال به قاضی تحویل داده شوند و مورد بررسی قرار بگیرند.
«درامهای حقوقی اغلب صحنههایی غافلگیرکننده دارند که در آنها حقایق ناگهان آشکار میشوند، اما در واقعیت این اتفاق خیلی کم پیش میآید. اگر هم بیاید، معمولا بسیار جزئی است. بدیهی است که وقتی شخصی شروع به بازجویی از شاهد خود میکند، شاهد ممکن است حرف غیرمنتظرهای بزند، اما شما نمیتوانید مدرکی را که قصد ارائهاش را دارید، از قبل افشا نکنید.»
سریال اذعان میکند که متیو از خط قرمزها عبور کرده؛ و به میخواهد بگویید که چرا او یکی از خاکستریترین قهرمانان مارول -از جنبه اخلاقی- به شمار میرود. با این حال، یک سوال دیگر پیش میآید، اگر یک وکیل واقعی در حین شهادت شاهد، مدرک غافلگیرکنندهای ارائه دهد، آیا این کار منجر به ابطال دادگاه (Mistrial) میشود؟
کانلی توضیح میدهد: «قاضی بسته به ماهیت مدرک، در این مورد اختیار تام دارد.» سریال «تولد دوباره» نیز به این موضوع اشاره میکند؛ جایی که قاضی (اندرو پولک) با وجود خشم فراوان از شیرینکاریِ متیو، به این نتیجه میرسد که ابطال دادگاه بیفایده است، زیرا هویت مخفی ببر سفید را دیگر نمیتوان نادیده گرفت.
متیو اینجا، با اخلاق حرفهای وکالت بازی خطرناکی انجام میدهد، اما با افشای ناگهانی هویت ببر سفید به ما میگوید که او میتواند مانند یک وکیل کهنهکار، ابتکار عمل را در دست گرفته و در لحظات حساس، تصمیمات مهم بگیرد.
منبع: slash/film


