نقد فصل دوم سریال «فال‌آوت»؛ یک اقتباس ویدیوگیمی عالی!

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۱ دقیقه
نقد فصل دوم سریال «فال‌آوت»

هرچه فصل دوم «آخرین بازمانده از ما» (The Last of Us) ناامیدکننده بود، فصل دوم سریال پساآخرالزمانی و بسیار موفق پرایم ویدیو، غوغایی به پا کرده است. سریال «فال‌آوت» (Fallout) با اولین فصل خود نشان داد یک اقتباس خوب بازی ویدیویی باید چگونه باشد. حالا با فصل دوم، «فال‌آوت» خود را به عنوان بهترین اقتباس بازی ویدیویی تاریخ ثابت می‌کند؛ اقتباسی که دیستوپیای رادیواکتیوی فصل اول را بسط می‌دهد و با ارجاعات و اشارات فراوان به بازی‌های ویدیویی اصلی، پلیرها را هم راضی نگه می‌دارد. در نقد فصل دوم سریال «فال‌آوت» به ماجراهای لوسی، غول و ماکسیموس می‌پردازم که با عبور از کالیفرنیا، این بار از مکانی آشنا برای طرفداران، یعنی نیو وگاس سردرمی‌آورند.

اندروید باکس نت باکس مدل پرستیژ

هشدار! در نقد فصل دوم سریال «فال‌آوت» خطر لو رفتن داستان وجود دارد

نقد فصل دوم سریال «فال‌آوت»؛ در مسیر نیو وگاس

الا پرنل

سریال «فال‌آوت» در چشم‌به‌هم‌زدنی و خوشبختانه تنها یک سال بعد از انتشار اپیزودهای اولیه، برای فصل دوم خود بازگشته است. این فصل تازه، که در هشت قسمت به صورت هفتگی منتشر شد، نشان می‌دهد که سازندگانِ اقتباس تلویزیونی به اندازه‌ی بچه‌های بتسدا (Bethesda) ایده‌های خوب و خلاقانه‌اشان تمامی ندارد.

اگر یادتان باشد، داستان سریال «فال‌آوت» حدود ۲۰۰ سال بعد از جنگ هسته‌ای اتفاق می‌افتد که تمدن بشری را، آنطور که می‌شناختیم، از بین برده است. حالا معدودی از افراد در پناهگاه‌هایی به بقای خود ادامه می‌دهند که شرکت والت تک (Vault-Tec) ساخته است. در فصل اول لوسی (الا پرنل) را دیدیم؛ دختری مهربان و خوش‌بین که با خیال راحت در داخل این والت‌ها بزرگ شده و به دنبال پدرش هنک (کایل مک‌لاکلن) برای اولین بار به سطح زمین بایر می‌آید. در حین جستجو برای پدرش، لوسی با شکارچی جایزه‌بگیری به نام غول (والتون گاگینز) آشنا می‌شود؛ یک کابوی و ستاره‌ی سینمای سابق که بعد از انفجار قارچی و تحت تأثیر تشعشعات رادیواکتیو به شکل و شمایل هیولایی نامیرا درآمده است. سومین قهرمان داستان، ماکسیموس (آرون موتن) است؛ یکی از اعضای فرقه‌ی نظامی برادری (Brotherhood of Steel) که برای اثبات خود به گروهش، با زره مکانیکی غول‌پیکری، برای یافتن دستگاه فیوژن پا به برهوت گذاشته و با لوسی و غول آشنا می‌شود. همزمان، برادر لوسی یعنی نورم (مویزس آریاس)، هم که در والت ۳۱ گیر افتاد، اعضای والت‌تک را که آنجا نگهداری می‌شدند بیدار می‌کند.

نقد فصل دوم سریال «فال‌آوت»

در پایان فصل گذشته لوسی فهمید که پدرش آن آدمی که فکر می‌کرده نیست و حتی پشت مرگ مادرش بوده است. مهم‌تر از آن اما یک یک نمای کوتاه بود در لحظات پایانی فصل که موجب شد طرفداران بازی‌ها سر از پا نشناسند. در آخرین صحنه، هنک مک‌لین از تپه‌ای بالا می‌رود و در افق و در میانه‌ی ویرانی‌های برهوت پساآخرالزمانی نمایی آشنا نشان داده می‌شود: نیو وگاس.

اگر چیزی از بازی‌های «فال‌آوت» به گوشتان خورده باشد، می‌دانید که «فال‌آوت: نیو وگاس» (Fallout: New Vegas) بهترین بازی فرنچایز است. فصل دوم سریال هم ما و قهرمانان داستان را به این شهر می‌برد. لاس وگاس یکی از معدود شهرهای ایالات متحده است که از انفجار هسته‌ای دنیای فال‌آوت در امان ماند؛ صدقه‌سر مستر هاوس در رأس قدرت شرکت «راب-کو» (Rob-Co). در «فال‌آوت: نیو وگاس» مستر هاوس با آینده‌نگری، کازینوی خود در لاس وگاس (لاکی ۳۸، یعنی همان ساختمانی که در آخرین قاب فصل اول سریال دیدیم) را به انواع و اقسام سیستم‌های راداری و لیزری و دفاعی مجهز کرد تا خود را از آخرالزمان نجات دهد و تلاش‌هایش هم نتیجه داد.

جاستین ثرو

در فصل دوم سریال اما شخصیت مستر هاوس تا مدت زیادی برایمان در هاله‌ای از ابهام باقی می‌ماند. همزمان که در ۲۲۹۶ لوسی به دنبال پدرش، و غول دنبال همسر و دخترش (که گمان می‌کند باید در یکی از والت‌ها به صورت کرایوژنیک زنده مانده باشند) در نیو وگاس می‌چرخند، گذشته‌ی غول، ماجراهایش با مستر هاوس و جریان اتفاقاتی که به انفجار ۲۰۰ سال پیش انجامید برایمان آشکار می‌شود. همچون فصل گذشته با اتکا به فلش‌بک‌ها، کوپر را در دنیای قبل از بمب هسته‌ای، با شمایل رترو-آینده‌نگرانه‌ی دهه‌ی ۵۰ میلادی دنبال می‌کنیم و می‌بینیم او پیش از آنکه بدون بینی و مثل هفت‌تیرکش‌های غرب وحشی در بیابان سرگردان شود، و حتی پیش از آنکه بازیگر باشد، شخصا می‌خواسته جلوی انفجار بمب‌های اتمی را بگیرد.

کوپر به مستر هاوس (با بازی جاستین ثرو) برمی‌خورد: قدرتمندترین غول فناوری امریکا که ارزش‌های اخلاقی برایش بی‌معنی‌اند. مستر هاوس می‌خواهد با کاشت چیپ‌های کنترل ذهن، ایالات متحده را به سمت مکانیزاسیون کامل پیش ببرد. او که می‌داند جنگ هسته‌ای قریب الوقوع است، می‌خواهد با کمک دستگاه فیوژن و انرژی بی‌پایان، تا ابد زنده بماند؛ ایده‌ای که سال ۲۲۹۶ معلوم می‌شود نتیجه داده است.

همچنین طی فلش‌بک‌های غول است که به نقش او در اتفاق سرنوشت‌ساز ۲۰۰ سال پیش پی می‌بریم. گروهی از سرمایه‌گذاران ثروتمند و چهره‌های مرموز (Enclave) والت‌هایی را که لوسی در یکی از آن‌ها ساکن بود، می‌سازند و برای جواب دادن بیزینس خود، دنیا را طی انفجارهای هسته‌ای از بین می‌برند تا آن را مطابق با آرمانشهر ذهنی خود شکل دهند و کوپر بی‌خبر از همه‌جا، با دادن یک شیشه‌ی کوچک فیوژن سرد به رئیس جمهور، زمینه را برای این اتفاق شوم فراهم کرده است.

20 اقتباس برتر از بازی‌های ویدیویی؛ از لست آو آس تا فال‌اوت

دشواری‌های اقتباس یک شاهکار

نقد فصل دوم سریال «فال‌آوت»

فصل دوم سریال «فال‌آوت» وقت برای سر خاراندن ندارد. با بسیاری از شخصیت‌ها و لوکیشن‌های تازه و خطوط داستانی که باید از فصل اول پی آن‌ها را بگیرد، سریال ریسک بزرگی به جان خریده؛ البته ریسکی که برای اقتباس بهترین بازی فرنچایز ضروری بوده است.  در فصل دوم، هدف نهایی در یک جمله رسیدن به نیو وگاس است؛ اما مثل خود بازی‌های ویدیویی، قهرمانان داستان مأموریت‌های فرعی بسیاری را از سر می‌گذرانند و با کاوش در سرزمین‌های بایر پساآخرالزمانی، اطلاعات کسب می‌کنند. در هر اپیزود، «فال‌آوت» چندین خطوط داستانی را همزمان پیش می‌برد و از بیابان‌های بی‌انتها، به اردوگاه‌های رومی لژیون سزار می‌رسد و از ساختمان‌های رترو-آینده‌نگرانه سردرمی‌آورد. برهوتِ «فال‌آوت» حتی از فصل اول هم وحشی‌تر و خشن‌تر به نظر می‌رسد؛ اما اکشن‌های خشن و تکان‌دهنده، با کمدی سیاه و پوچ‌گرایی خاص بازی‌های «فال‌آوت» ترکیب شده و سرزمین پساآخرالزمانی داستان را حتی پویاتر از پیش کرده است. برای تکمیل این پویایی، قهرمانان ما با جناح‌های تازه‌ای آشنا می‌شوند که اغلب با هم سر جنگ دارند.

یکی از این جناح‌ها جمهوری کالیفرنیای جدید (NCR) هستند که می‌خواهند قدرت خود را به سراسر غرب گسترش دهند و برای این کار، باید بر نیو وگاس حاکم شوند. با این حال، آن‌ها با یک مانع بزرگ مواجه‌اند: لژیون سزار که درست نقطه‌ی مقابل NCR و یک جناح افراطی به حساب می‌آیند و از امپراتوری روم باستان الهام می‌گیرند. هدف نهایی آن‌ها نابودی NCR و اعمال یک دیکتاتوری نظامی بر شهر نیو وگاس است. لوسی و غول در گشت و گذارشان در بیابان‌های موهاوی با این دو جناح روبرو می‌شوند. با اینکه مرگ و زندگی قهرمانان به چگونگی معامله با این جناح‌ها بستگی دارد، اما جای نگرانی نیست؛ چون لوسی می‌تواند از پس خود بربیاید.

نقد فصل دوم سریال «فال‌آوت»

لوسی دیگر آن دختر حیران و دل‌رحم نیست که در ابتدای فصل اول با او آشنا شدیم. بعد از یک فصل تمام در بیابان و کشف حقایقی که دنیای او را دگرگون کرده است، لوسی بیشتر زمان فصل دوم را با صورتی خونی سپری می‌کند. او که دیگر از کثیف کردن دستش ابایی ندارد و می‌داند قانون بیابان، «بکش یا کشته می‌شوی» است، حالا جرئت و جسارت تازه‌ای پیدا کرده و با پرسش‌هایی از اخلاق و ارزش روبرو می‌شود.

در فصل دوم این تحولات شخصیتی، به ویژه برای لوسی که در ابتدای فصل اول آزارش به مورچه هم نمی‌رسید، در روندی کاملا منطقی به دست آمده است. پس از مواجهه‌ی لوسی با پدرش، هنک به دخترک توضیح می‌دهد که می‌خواهد با کمک چیب‌های کنترل ذهن، دنیا را از هرچه ظلم و بدبختی است، پاک کند. این لوسی را در دوگانه‌ی اخلاقیات و مصلحت قرار می‌دهد. در نهایت، لوسی نمی‌گذارد ایده‌ی پدرش برای پیشرفت‌های غیراخلاقی رباتیک پیش برود. اما جنگ قریب‌الوقوعی در نیو وگاس در راه است و در نگاه دوم، ایده‌ی پدرش آنقدر هم بد به نظر نمی‌رسد؛ هرچند به هزینه‌ی از دست رفتن اختیار بشر. «فال‌آوت» با فصل دوم خود شما را به این وامی‌دارد که از خود بپرسید آیا پیشرفت تکنولوژی در نهایت به ضرر بشریت است؟ آیا ذات انسان با جنگ گره خورده است؟ لوسی هم با این سوالات دست به گریبان است. با این دوگانگی‌هایی که لوسی (و گاهی ماکسیموس) خود را در آن می‌یابند، «فال‌اوت» گاه و بی‌گاه یادتان می‌اندازد که هیولاهای واقعیِ این دنیا نه دث‌کلاو یا غول‌ها، که آدم‌ها هستند؛ در واقع کسانی که نام آدم را به دوش می‌کشند، اما تنها بدبختی و وحشی‌گری به این دنیا آورده‌اند؛ کسانی که پشت یک لبخند چرک و کت‌وشلوار اتوکشیده پنهان می‌شوند، اما به‌راحتی میلیون‌ها نفر را کنترل و قتل عام می‌کنند، یا تصمیماتی می‌گیرند که به مرگ میلیون‌ها نفر می‌انجامد.

البته «فال‌آوت»، مثل بازی‌های ویدیویی که از آن‌ها اقتباس می‌کند، کمتر درباره‌ی پرسش‌های بنیادین درباره‌ی ماهیت شر و ذات انسان، و بیشتر درباره‌ی ماجراجویی‌های بامزه و پرسروصدایی است که قهرمانان از سر می‌گذرانند یا شخصیت‌های عجیب و غریبی که در طی این ماجراجویی‌ها با آن‌ها آشنا می‌شوند.

111 نکته‌ی پنهان و ارجاع سریال فال‌اوت به بازی‌ها

یکی از این شخصیت‌های عجیب و غریب، مستر هاوس است؛ شروری سبیلو که با پیش‌بینی آینده، ذهن خود را نامیرا می‌کند. او که دنبال کنترل کامل مردم و بهره‌کشی از آن‌هاست، از بشریت بیزار است و تنها به حکم عدد و رقم به آن‌ها نگاه می‌کند. جاستین ثرو هم این روحیه‌ی حسابگر، هوشمندی و همزمان شخصیت منجزرکننده‌ی مستر هاوس را با دقت و ظرافت به اجرای خود آورده است. بازیگران مهمان این فصل، مکالی کالکین و کمیل نانجیانی هم، یکی سزارِ بااعتماد به نفس و عاشق جنگ و دیگری یک لژیونر دیوانه، با شوخی‌های اسلپ‌استیک و کمدی سیاه مخصوص فال‌آوتی، رد خودشان را در همان حضور کوتاهشان در فصل می‌گذارند.

در میان بازیگرانی که از فصل اول به سریال بازگشته‌اند، والتون گاگینز با گریم هیولایی خود جور دیگری ظاهر و به جذاب‌ترین کاراکتر فصل تبدیل شده است؛ او جریان اجرای کاریزماتیک خود از فصل اول را در فصل دوم هم ادامه داده و هر صحنه را به یادماندنی می‌کند. گاگینز، که همین تازگی‌ها با «نیلوفر سفید» (The White Lotus) سر زبان‌ها افتاده بود، در «فال‌آوت» بامهارت بین یک هاواردِ اتوکشیده و غول خاک خورده‌ی شنل‌پوش جابجا می‌شود و پس‌زمینه‌ی او با همسرش و مستر هاوس از خطوط داستانی دیگر جذاب‌تر از آب درآمده است.

والتون گاگینز

مثل فصل اول، برای دیدن فصل دوم «فال‌آوت» هم نیازی نیست با بازی‌های ویدیویی آشنا باشید؛ اما اگر از طرفداران بازی‌ها هستید، ارجاعات و اشارات متعدد سریال حسابی شما را سر ذوق می‌آورد؛ از فروشنده‌ی والت‌تک اول «فال‌آوت ۴» که در فلش‌بک‌های کوپر او را می‌بینیم، تا هیولاهای جهش‌یافته‌ی وحشتناک، یعنی دث‌کلاو (Deathclaw)، که ماکسیموس در اپیزود پایانی با آن‌ها دست به گریبان می‌شود.

با این حال، سریال تماماً بر قلقلک دادن نوستالژی‌اتان تمرکز نمی‌کند. رفتن به نیو وگاس، که طرفداران ارادت خاصی به آن دارند، ریسک‌پذیری شورانرهای سریال، گراهام واگنر و ژنویو رابرتسون دورت، و همزمان هوشمندی آن‌ها را نشان می‌دهد؛ چون فیلمنامه بیش از آنکه چشم به گذشته و نوستالژی دوخته باشد، امروز را درمی‌یابد؛ تاجایی که حتی کاراکتر مستر هاوس، تخاصم احزاب و جامعه‌ی در آستانه‌ی فروپاشی، به نوعی نقد اجتماعی از ایالات متحده‌ی کنونی تبدیل شده است.

4
از ۵
نکات مثبت
  • دوتایی جذاب لوسی و غول
  • ارجاعات به‌جا به بازی‌های ویدیویی اصلی
  • اجرای والتون گاگینز در نقش غول/کوپر هاوارد
  • داستان‌پردازی قوی و بدیع همزمان با حفظ عناصر مهم فرنچایز
  • معرفی شخصیت‌های فرعی به‌یادماندنی با اجرای مکالی کالکین و کمیل نانجیانی
نکات منفی
  • دنیاسازی پیچیده و اتکا به دیالوگ‌های پر از اکسپوزیشن
  • جاه‌طلبی سریال و پیشبرد همزمان خطوط داستانی فراوان

فصل دوم اما یک ایراد بزرگ دارد: جاه‌طلبی. سریال می‌خواهد داستان سه قهرمان متفاوت را (با احتساب نورم چهار) همزمان پیش ببرد، دنیاسازی «فال‌آوت» را بسط دهد، به جناح‌ها و تاریخچه‌ی جنگ هسته‌ای بپردازد و تمام این‌ها را هم در هشت اپیزود انجام دهد. در این میان، عجیب نیست که برخی خطوط داستانی از برخی‌های دیگر ضعیف‌تر ظاهر شده‌اند؛ مثلا، دوتایی لوسی و غول به جرئت از فصل اول هم بهتر از آب درآمده و حتی نورم حالا مأموریت مهم‌تری دارد، اما ماکسیموس همچنان ضعیف‌ترین بخش داستان باقی مانده است.

با تمام این اوصاف، فصل دوم «فال‌آوت» به سوالات فصل اول پاسخ می‌دهد، آرک‌های منطقی برای کاراکترها تثبیت و با رسیدن به نیو وگاس، خاطرات بهترین قسمت بازی‌های «فال‌آوت» را برای طرفداران زنده می‌کند. آخرسر هم با غافلگیری‌ها و اکشن‌های پرسروصدا در اپیزود هشت، پایانی رضایت‌بخش برای فصل دوم رقم می‌زند. پایانی که نوید فصل سومی را می‌دهد که قهرمانان را به مسیری تازه و ماجراجویی‌هایی حتی هیجان‌انگیزتر، احتمالا در کلرادو هدایت خواهد کرد.

شناسنامه فصل دوم سریال «فال‌آوت» (Fallout)

سازندگان: گراهام واگنر، ژنویو رابرتسون دورت
نویسنده: گراهام واگنر، ژنویو رابرتسون دورت
بازیگران: الا پرنل، والتون گاگینز، کایل مک‌لاکلن، آرون موتن، فرانسیس ترنر
محصول: ۲۰۲۵، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به سریال: ۸.۳ از ۱۰
امتیاز سریال در سایت راتن تومیتوز: ۹۵٪
خلاصه داستان: پس از گم و گور شدن هنک، لوسی همراه غول برای یافتن پدرش به راه می‌افتند. آن‌ها کالیفرنیا را به مقصد نیو وگاس ترک می‌کنند؛ اما رسیدن به مقصد به این سادگی‌ها نیست؛ چراکه ترکیب تازه‌ای از شرورها و هیولاها انتظارشان را می‌کشند. در میانه‌ی راه، لوسی و غول با جناح‌های متخاصمی که دنیای پساجنگ هسته‌ای را پر کرده‌اند مواجه می‌شوند؛ اما لوسی مصمم است پدرش را یافته و جلوی ایده‌های شرورش را بگیرد و غول نیز می‌خواهد همسر و دخترش را پیدا کند. همزمان ماکسیموس، که در برادری وظیفه داشت دستگاه فیوژن سرد را پیدا کند، بعد از دستیابی به آن، تأمین انرژی بی‌نهایت و تبدیل شدن به قهرمان، حالا در دوراهی وفاداری یا خیانت گیر افتاده است. هرکدام برای رسیدن به هدف با چالش‌های متعددی دست به گریبان‌اند، اما آیا دست سرنوشت دوباره این سه را در مسیر یکدیگر قرار خواهد داد؟

نقد فصل دوم سریال «فال‌آوت» دیدگاه شخصی نویسنده است و لزوما موضع دیجی‌کالا مگ نیست.

منبع: دیجی‌کالا مگ

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X