«برزخ دانته»؛ دنبالهی دوزخ دانته قرار بود نبردی میان بهشت و جهنم باشد
امسال شانزدهمین سالگرد انتشار بازی «دوزخ دانته» (Dante’s Inferno) است؛ البته نه اینکه خبری از آتشبازی و کیک بوده باشد. بازی هکانداسلش سال ۲۰۱۰ استودیوی ویسرال گیمز (Visceral Games) که در آن یک جنگجوی صلیبی به نام دانته برای نجات نامزدش بئاتریس از چنگال لوسیفر در نه طبقه جهنم میجنگید، نتوانست آن تاثیر عظیم و جریانسازی را که ناشر آن، یعنی شرکت EA، به آن امید بسته بود، بر جای بگذارد. برنامهها برای ساخت یک دنبالهی حتی بزرگتر و جاهطلبانهتر، بدون هیچ تشریفاتی کنار گذاشته شد.
برای بیش از یک دهه، طرفداران پر و پا قرص و پرتعداد این بازی در این فکر بودند که مراحل بعدی این سفر چگونه میتوانست باشد. بازی Dante’s Inferno با اقتباسی بسیار آزاد از یکسوم ابتدایی شعر حماسی قرن چهاردهمی دانته آلیگیری، یعنی کمدی الهی، ساخته شده بود؛ اثری که در آن نویسنده، سفر خود را به سوی بهشت به تصویر میکشد. بنابراین، انتظار میرفت که یک دنباله، داستان را به سمت برزخ (Purgatory) و در نهایت، بهشت (Paradise) پیش ببرد. صرف نظر از این واقعیت که این دنباله قرار بود شامل نوعی جنگ میان بهشت و جهنم باشد، هیچ جزئیاتی از این پروژهی لغو شده هرگز به اینترنت درز نکرد. تمام آنچه از این بازی باقی مانده، توسط الکترونیک آرتز مهر و موم شده و به تدریج در حال تبدیل شدن به یک افسانه است.

حداقل تا مدتها که اینطور بود. اما رسانهی آیجیان (IGN) پس از گفتوگو با تعدادی از منابع نزدیک به پروژه، به مجموعهای از اسناد داخلی که تاکنون منتشر نشده بودند دست یافته است؛ از جمله طرحهای مفهومی یا همان کانسپت آرتها، استوریبردهای میانپردهها، اسکرینشاتهایی از ساختار هندسی اولیه مراحل و در آخر، یک فیلمنامه ۲۴۰ صفحهای به قلم جاشوا روبین (نویسندهی بازی اساسینز کرید 2). این فیلمنامه تمام مراحل، مبارزات با باسها و خطوط داستانی برنامهریزی شده برای بازی Dante’s Inferno 2: Purgatorio یا به بیان زیباتر، همان «برزخ دانته» (Dante’s Purgatorio) را به دقت ترسیم میکند.
این اسناد در کنار هم، نه تنها نشان میدهند که بازی Dante’s Inferno 2 بسیار بیشتر از آنچه پیشتر تصور میشد در مراحل پیشتولید جلو رفته بوده، بلکه ثابت میکنند استودیوی ویسرال قصد داشته این دنباله را به سمتی کمی متفاوت از انتظارات هدایت کند. برای مثال، داستان بازی قرار بوده ترکیبی از کمدی الهی و حماسه مذهبی دیگری به نام بهشت گمشده اثر جان میلتون باشد؛ اثری که در آن لوسیفر به جای یک شخصیت کاملا شرور، به عنوان موجودی با شخصیتی خاکستری و مبهم از نظر اخلاقی به تصویر کشیده میشود.
فلسفه اصلی طراحی این دنباله نیز قرار بود دستخوش تغییرات اساسی شود. یکی از کارمندان سابق ویسرال گفته است:
بازی اول به شدت تحت تاثیر گاد آو وار بود. در زمانی که ما روی بازی دوم کار میکردیم، بازی آنچارتد 2 تاثیر شگرفی بر بازیهای تکنفره گذاشته بود: میانپردهها و رویدادهای کلیدزنی سریع (Quick Time Events) در حال جایگزینی با سکانسهای از پیش برنامهریزیشدهای از گیمپلی بودند که در آنها بازیکن کنترل کاملی بر شخصیت داشت.
جاناتان نایت (Jonathan Knight)، کارگردان خلاقیت بازی اصلی، با اشاره به آنچه که نمیخواست در دنبالهی بازی وجود داشته باشد، گفت:
بخش عمدهای از بازی اول، یک هکانداسلش کلاسیک با حال و هوای بازیهای آرکید و به سبک مورتال کامبت بود. به این شکل که وارد یک محیط مبارزه (آرنا) میشوید، کمی بازی میکنید و سپس از طریق یک تونل به بخش بعدی مرحله میروید. وجود بخشی از این ساختار در بازیها اجتنابناپذیر است، اما بازیهای واقعا شاهکار میدانند که چگونه محیطهایی باورپذیر و طبیعی خلق کنند.
اگر به سازندگان اجازه داده میشد تا چشمانداز خلاقانهی خود را عملی کنند، قرار بود Dante’s Inferno 2 برای قسمت اول خود، همان نقشی را ایفا کند که اساسینز کرید 2 برای بازی اساسینز کرید یا گاد آو وار 2018 برای سهگانهی اصلی ایفا کرد: دنبالهای که جسارت آن را داشت تا فراتر از محدودیتهای قسمتهای پیشین خود گام بردارد. با اینکه که نمیتوانیم بازیای را که هرگز ساخته نشده است به شما نشان دهیم، اما میتوانیم نگاهی بیسابقه به کل بخش داستانی Dante’s Inferno 2 برایتان فراهم کنیم. آنچه در ادامه میخوانید، یک بازسازی متنی جامع (اما نه کامل و بینقص) از تجربه این بازی از ابتدا تا انتهاست.

سنت لوسیا (St. Lucia) که برای نخستین بار در محتوای دانلودی بازی Dante’s Inferno معرفی شده بود، قرار بود به عنوان یکی از شخصیتهای اصلی در دنباله این بازی حضور داشته باشد.
داستان کامل بازی Dante’s Inferno 2: Purgatorio
مرحلهی اول: رویایی در باغ عدن
بر اساس فیلمنامه، بازی Dante’s Inferno 2 قرار بود در باغ عدن آغاز شود. دانته که روی چمنها دراز کشیده است، در کنار بئاتریس از خواب بیدار میشود. بئاتریس نوزاد دختری را در آغوش گرفته و به دانته میگوید که این فرزند آنهاست. دانته میگوید: «بگو که این واقعیت دارد.» اما وقتی دوباره نگاه میکند، میبیند که هم نوزاد و هم بئاتریس ناپدید شدهاند.
در این لحظه، کنترل دانته به بازیکن سپرده میشد؛ در حالی که تیتراژ آغازین روی صفحه نقش میبست، دانته در باغ به دنبال بئاتریس میگشت. شما میتوانستید با فشردن یک دکمه نام او را صدا بزنید تا او پاسخ دهد و از این طریق، با دنبال کردن صدای بئاتریس مسیر را پیدا کنید. اما زمانی که به او میرسیدید، باغ عدن به شکلی غیرمعمول تاریک و وهمآلود میشد.
باس آغازین بازی که یک مار غولپیکر ساخته شده از دود سیاه است، ناگهان از ناکجاآباد ظاهر میشد. شما مجهز به داس همیشگی و صلیب خود، مبارزه میکردید تا بئاتریس را از چنگال این موجود رها کنید، اما وقتی به او میرسیدید، متوجه میشدید که او دیگر خودش نیست. او که دوباره به همان فرم فاسد «ملکه جهنم» در بازی اول درآمده بود، با صدای لوسیفر میگفت: «تو مردهای، دانته!» سپس زمین زیر پای شما دهان باز میکرد و در پرتگاهی بیانتها سقوط میکردید.
مرحلهی دوم: در سواحل برزخ
پس از نمایش سکانس تیتراژ و مونتاژی از «آنچه گذشت»، بازی دقیقا از همان جایی آغاز میشد که میانپردهی پایانی نسخه اول به اتمام رسیده بود: دانته از غاری بیرون میآید و چنان مجذوب شکوه و عظمت «کوه برزخ» شده است که اصلا متوجه نمیشود پارچه صلیبشکلی که از روی سینهاش کنده و به زمین انداخته، به محض برخورد با زمین به یک مار کوچک قرمز رنگ تبدیل میشود.
جاناتان نایت در این باره میگوید: «اگرچه لوسیفر در پایان بازی اول شکست خورد، اما توانست از طریق این پارچه که در واقع نمادی از گناهان دانته است، بازگردد. دانته هنوز بخشیده نشده و همچنان بار گناهان و اعمال ناشایستش را به دوش میکشد.» در حالی که مار به صورت مخفیانه و دور از چشم میخزد و دور میشود، دانته جستوجوی خود را برای یافتن بئاتریس آغاز میکند؛ کسی که (همانطور که دانته به بازیکن اطلاع میدهد) جایی در بالای کوهستان منتظر اوست.
صعود از کوه برزخ

کل بخش داستانی بازی در کوه برزخ (Mount Purgatory) جریان دارد. این کوه که جاناتان نایت آن را «نقطهی مقابل جهنم» توصیف میکند، به نه طبقه تقسیم شده است که تم آنها بر اساس هفت گناه کبیره، یعنی غرور، حسادت، خشم، تنبلی، طمع، شکمپرستی و شهوت شکل گرفته است. دروازهای غولپیکر در پایین صخرهمانند آن قرار دارد و باغ عدن در قلهی ظاهرا دستنیافتنی آن واقع شده است. هر طبقه به عنوان یک مرحله از بازی عمل میکند و شامل چالشها، معماها، دشمنان و «غار رویای» (Vision Cave) مختص به خود است که در ادامه بیشتر به این غارها خواهیم پرداخت.
در ساحلی در کوهپایه، دانته با کاتو (Cato) روبرو میشود؛ یک سناتور رومی که به عنوان نگهبان برزخ خدمت میکند. او که جثهای غولپیکر دارد و نیمی از بدنش در دل صخره فرو رفته است، به گروهی از ارواح تازهوارد خوشآمد میگوید. در میان این ارواح، فرانچسکو (Francesco)، برادر بئاتریس نیز حضور دارد؛ یک جنگجوی صلیبی همرزم که دانته در بازی اول او را شکست داد و گناهانش را بخشید.
دانته سعی میکند به دنبال فرانچسکو وارد کوه شود، اما کاتو که احساس میکند دانته «به سیاهی جهنم آلوده شده است»، جلوی او را میگیرد. با این حال، هنگامی که آنها با یکدیگر درگیر میشوند، همان مار قرمز رنگِ قبلی به شکلی غیرقابل توضیح از دهان کاتو بیرون میجهد و صورت او را به دو نیم میشکافد. خود ساحل نیز شکافته میشود و به یک گودال عمیق پر از آتش جهنم تبدیل میگردد. همزمان با آغاز تهاجم همهجانبهی ارتش شیاطین به برزخ، صدای لوسیفر طنینانداز میشود که اعلام میکند: «پس شروع شد.»

کاتو، سناتور و مشرک رومی، از سواحل کوه برزخ محافظت میکند.
یک میانپرده ما را با میکائیل، ارشد فرشتگان مقرب خداوند، آشنا میکند. این قاضی و فرماندهی الهی از بهشت به پایین نگاه میکند و پیش از اعزام ارتش خود، نیروهای لوسیفر را ارزیابی مینماید. «کشتیهای هوایی فرشتگان» (Angelic airships) ابرهای بر فراز باغ عدن را میشکافند و در امتداد دامنهی کوه به سمت پایین حرکت میکنند؛ جایی که دانته اکنون خود را در میانهی نبردی پر هرجومرج میان فرشتگان و شیاطین مییابد.
دانته که از هر دو سو مورد حمله قرار گرفته است، با لیلیث (Lilith) رو در رو میشود. او که همسر نخست آدم (Adam) بود، توسط لوسیفر اغوا شده و اکنون به عنوان دست راست (جانشین) او خدمت میکند. مشابه مبارزه با باس «مرگ» در بازی اول، نبرد شما با تصاحب سلاح لیلیت توسط دانته به پایان میرسد یعنی یک داس دیگر، اما با مجموعه حرکاتی کاملا منحصربهفرد.
درد و دعا

برای این دنباله، دانته قرار بود بار دیگر به داس و صلیب خود مجهز شود؛ صلیبی که میتوانست دشمنان را با انفجارهایی از انرژی مقدس در هم بکوبد. اگرچه این داس از نظر ظاهر و حس کاربری با داس استفاده شده در بازی اول متفاوت بود، اما سازندگان نمیخواستند این تفاوت بیش از حد باشد. یک کارمند سابق استودیوی ویسرال توضیح داد: «بازیکنان Dante’s Inferno واقعا از این سلاح خوششان میآمد؛ سلاحی که میتوانست باز و بسته شود و مانند تیغههای آشوب (Blades of Chaos) کریتوس به اطراف چرخانده شود. ما یک تیم اختصاصی برای مبارزات تشکیل داده بودیم که در واقع شامل افرادی میشد که روی بازی گاد آو وار کار کرده بودند، بنابراین میدانستیم که نباید همه چیز را از صفر بسازیم.» مکمل این سلاحها، مجموعهای از تواناییهای روحانی جدید بود که دانته در طول بخش داستانی بدست میآورد. اولینِ آنها «پرش روح» (Spirit Jump) است؛ مهارتی که به او اجازه میدهد در مسافتهای طولانی پرش کند. پس از آن، او یاد میگیرد که کنترل دشمنان را با قابلیت تسخیر یا Possession بدست بگیرد، از حملات خاصی با Spirit Dodge جاخالی دهد، با سرعت بالا از طریق Spirit Dash بدود و در طول مبارزات با باسها، بالهای فرشتهگونهای در بیاورد که به او اجازهی پرواز میدهند. برای استفاده از این قدرتها و سایر تواناییها، بازیکن باید «نوار ایمان» (Faith Meter) خود را پر کند که به او اجازه میدهد وارد «حالت روح» (Spirit Mode) شود؛ یک ارتقای قدرت که دانته را به نسخه اثیری از خودش تبدیل میکند.
در حالی که لیلیث به لوسیفر گزارش میدهد که همه چیز «طبق برنامه» پیش میرود، شخصیت کلیدی دیگری برای اولین بار ظاهر میشود. او فرشتهی نگهبان دانته، یعنی سنت لوسیا (Saint Lucia) است. او که برای اولین بار در بستهی الحاقی Trials of St. Lucia در بازی اصلی معرفی شده بود، با آموزش نحوه انجام یک «پرش روح»، دانته را از یک کشتی هوایی در حال سوختن نجات میدهد.
مرحلهی ۳: قبل از برزخ
هنگامی که آنها به جای امنی میرسند، لوسیا به دانته میگوید که نباید خود را به خاطر کمک ناآگاهانه به فرار لوسیفر از جهنم سرزنش کند. او با معرفی نقطه مرکزی داستان بازی، فاش میکند که «قدرت بزرگتری در کار است.» این تهاجم بخشی از نقشهای است که خداوند تنها و تنها با او در میان گذاشته است؛ نقشهای که با شکست دادن لوسیفر توسط دانته برای همیشه به پایان میرسد.
البته ای کاش خداوند میکائیل را هم در جریان این موضوع قرار میداد. فرشته مقرب اعظم برای اینکه هیچ ریسکی نکند، تصمیم میگیرد دروازههای بهشت را که عدن را به بهشت متصل میکند، ببندد؛ یک اقدام غیرقابل بازگشت که نه تنها لوسیفر و شیاطینش، بلکه ارواح شایستهای مانند بئاتریس را نیز بیرون نگه میدارد. برای اطمینان از اینکه بئاتریس میتواند وارد بهشت شود، دانته باید او را پیدا کند و قبل از بسته شدن دروازهها به عدن بیاورد.
خوشبختانه، او مجبور نیست این کار را به تنهایی انجام دهد. برای نشان دادن راه صعود به دانته، لوسیا یک دوست قدیمی را احضار میکند که کسی نیست جز ویرژیل. این شاعر رومی که به طور موقت از لیمبو (حاشیهی دوزخ) آزاد شده است و شما را در بازی Dante’s Inferno در میان جهنم راهنمایی میکرد، توضیح میدهد که اگر موفق شوید، به او نیز اجازه داده خواهد شد تا به بهشت برود. با مشخص شدن اهداف، خطرات و ضربالاجلها، سفر رسما آغاز میشود.
دسترسی به کوه اصلی برزخ توسط جانشین سنت پیتر (Vicar of Saint Peter) کنترل میشود؛ یک فرشتهی عظیمالجثه با پنج بال که از آنها به عنوان پا مانند یک عنکبوت غولپیکر استفاده میکند. درست مانند کاتو، به ارواح معمولی اجازهی عبور داده میشود، اما به دانته و ویرژیل نه. یک نبرد با باس که «بزرگترین و طاقتفرساترین» نبرد تا به آن لحظه است در میگیرد و با وجود اعتراضات ویرژیل، دانته در نهایت جانشین را میکشد؛ جنایتی که تضمین میکند آنها در تیررس همهی فرشتگان قرار بگیرند.

سنت پیتر از بالهای خود هم به عنوان پا و هم به عنوان سلاح استفاده میکند.
مراحل ۴ و ۵: غرور و حسادت
از اینجا به بعد، بازی در یک ریتم ثابت قرار میگیرد. در هر طبقه، دانته و ویرژیل با ارواحی تعامل میکنند که دانته برخی از آنها را از زندگی فانی خود در ایتالیا میشناسد. برخلاف جهنم که مردم در آن به عنوان مجازات شکنجه میشوند، ساکنان برزخ به امید بدست آوردن رستگاری رنج میبرند. مغرورها تختهسنگهای غولپیکری را بر پشت خود حمل میکنند، در حالی که حسودها با چشمانی دوخته شده سرگردانند، درست همانطور که در شعر اصلی توصیف شده است.
تجسمهای گناه
دانته نیز اگر میخواهد به عدن برسد، باید خود را رستگار کند. برای رسیدن به این هدف، در هر طبقه دانته و ویرژیل به دنبال یک «غار رویا» میگردند، جایی که دانته بخشی از گذشته خود را که در آن تسلیم یکی از هفت گناه کبیره شده بود، دوباره زندگی و تجربه میکند. جاشوا روبین (Joshua Rubin)، فیلمنامهنویس بازی، میگوید که او این غارها را به عنوان «میانپردههای قابل بازی» با الهام از تئاترهایی مانند Sleep No More تصور کرده بود. او توضیح میدهد: «دانته در حالت روح مانند یک شبح از میان خاطرات خود حرکت میکند و لحظات گناهی را که داستان عشق او با بئاتریس را در فلورانس شکل دادهاند، دوباره تجربه میکند.» در پایان این سکانسهای گیمپلی، دانته با تجسمهای غریب و ترسناک گناهان خود مبارزه کرده و به معنای واقعی کلمه، شیاطین درون خود را شکست میدهد. پس از خروج از هر غار، شما یک ارتقاء قدرت از سنت لوسیا دریافت میکردید و به دنبال آن فرصتی برای انجام یک انتخاب در گیمپلی برایتان فراهم میشد که نشاندهندهی رشد اخلاقی دانته بود. به عنوان مثال، در طبقه حسادت، شما میتوانستید جان خود را برای نجات یک شخصیت غیرقابل بازی به خطر بیندازید و بدین ترتیب شفقت و دلسوزی را که نقطه مقابل حسادت است، از خود نشان دهید.
پیش از آنکه بتوانند طبقه حسادت را ترک کنند، دانته و ویرژیل توسط جبرئیل (Gabriel)، دومین فرشتهی مقرب، در یک کمین غافلگیر میشوند. جبرئیل که زمانی سخنگوی اصلی خداوند بود، قرنهاست که پیامی از پروردگارش نشنیده است؛ پس چرا خداوند باید با لوسیا صحبت کند؟ او به دانته هشدار میدهد: «اگر خداوند واقعا به تو فرمان میدهد، بگذار ببینیم آیا او میتواند از تو در برابر من محافظت کند یا خیر.» اما در حقیقت، این خداوند است که باید از جبرئیل در برابر دانته محافظت کند. پس از شکست خوردن در یک نبرد تیمی با باس (که در آن جبرئیل به همراه دیگر فرشتگانش با شما میجنگد) و مشاهده قدرتهای روحی شگفتانگیز شما، شک و تردید جبرئیل از بین میرود. او با ایمان آوردن به ماموریت دانته با گفتن «من او (یا همان خداوند) را در وجود تو احساس میکنم…»، به زیردستانش دستور میدهد که به جای مانعتراشی، به شما کمک کنند. از اینجا به بعد، بازیکن در کنار فرشتگان جبرئیل مبارزه خواهد کرد، نه در برابر آنها.
مرحلهی ۶: خشم
در طبقهی بعدی، یعنی خشم، دانته و ویرژیل بئاتریس را پیدا میکنند. او که با مشت زدن به صورت دانته با او سلام و احوالپرسی میکند، هنوز از تمام اتفاقاتی که در بازی اول برایش رخ داد عصبانی است. با وجود اینکه او به عنوان یک مسیحی مومن ترجیح میدهد راه ورود خود به بهشت را از طریق توبهی صادقانه بدست آورد و همچنین اخبار نزدیک شدن ارتش لوسیفر او را متقاعد میکند که با آنها همراه شود.
در این طبقه، دانته و بئاتریس با هم وارد یک غار رویا میشوند. در داخل غار، آنها با دو قسمت از گذشتهی خود روبرو میشوند: یکی مربوط به شبی که دانته در زمان جنگهای صلیبی با زن دیگری همبستر شد و دیگری شبی که بئاتریس پس از پی بردن به خیانت دانته، از روی کینه و خشم پذیرفت که با لوسیفر ازدواج کند. پس از آن، دانته نه با یک شیطان تجسم گناه، بلکه با فرم ملکه جهنم بئاتریس مبارزه کرده و او را برای همیشه نابود میکند.
در حالی که نیروهای لوسیفر سایه به سایه در تعقیب آنها هستند، دانته، بئاتریس و ویرژیل به سمت طبقهی بعدی به راه میافتند. در بین راه، آنها دوباره با جبرئیل روبرو میشوند که به آنها پیشنهاد میدهد تا سوار شوند و آنها را با خود ببرد. با این حال، پیش از آنکه بتوانند پرواز کنند، توسط یکی دیگر از فرشتگان مقرب به نام اوریل (Uriel) که در وضعیت روحی بسیار بدی قرار دارد، متوقف میشوند. او اخیرا دریافته است که نه میکائیل و نه جبرئیل، مدتهای طولانی است که پیامی از خداوند نشنیدهاند و بنابراین، تمام دستوراتی که او از زمان تبعید لوسیفر تا کنون اطاعت کرده، بر پایهی دروغ بنا شده است.

اوریل یکی از شخصیتهای منفی اصلی در Dante’s Purgatorio بوده است.
جبرئیل سعی میکند دلیلی برای کار خود بیاورد و توضیح دهد، اما اوریل به دنبال یافتن پاسخ نیامده است. او بالهای برادرش را از جا میکند و سر او را با یک شمشیر شعلهور قطع میکند. دانته که در هرج و مرج پس از این اتفاق از ویرژیل و بئاتریس جدا میشود، با لوسیفر روبرو میگردد. در کمال تعجب همگان، لوسیفر برای جنگیدن با شما نیامده است، بلکه آمده تا از شما تشکر کند. هر چه باشد، این شما بودید که به او کمک کردید تا از جهنم فرار کند، دروازههای برزخ را باز کردید و صدها فرشته را که بین او و بهشت سد راه شده بودند، از میان برداشتید. شما در حال اجرای نقشه خداوند نیستید و لوسیفر حتی شک دارد که خداوند اصلا وجود داشته باشد. در عوض، شما یک مهره در نقشهی لوسیفر هستید و از همان لحظهی اولی که بئاتریس را تا جهنم دنبال کردید، نقش همین مهره را ایفا کردهاید.
لوسیفر میگوید: «حقیقت را بدان، دانته. این همیشه من بودهام که تو را در تاریکترین لحظاتت هدایت میکردم و هر آنچه را که دوست میداشتی نابود میساختم. تمام زندگیات که تو را به این لحظه کشانده، توسط من شکل گرفته است و نه هیچکس دیگر!» لوسیفر پس از در هم شکستن روحیه دانته، ناپدید میشود. دانته که تنها مانده و سرشار از شک و تردید است، در نهایت توسط لوسیا پیدا میشود. لوسیا پس از اینکه در جریان اتفاقات قرار میگیرد، نه میتواند آنچه را که شنیدهاید تایید کند و نه میتواند آن را رد کند. او هیچ مدرکی ندارد؛ تنها چیزی که دارد ایمان است. این برای او کافی است. اما آیا برای شما هم کافی است؟
بالا رفتن از کوهها
جابهجایی و پیمایش محیط نسبت به بازی اصلی، نقش بسیار پررنگتری در این نسخه ایفا میکرد. به گفتهی یکی از کارمندان سابق استودیوی ویسرال: «احتمالا نوآورانهترین و جالبترین کاری که میخواستیم در Purgatorio انجام دهیم که بر خلاف پایین رفتن به جهنم، درباره صعود به بهشت است، مکانیزم بالا رفتن از صخرهها بود. جاناتان به ما گفت: »من میخواهم این بهترین بازی در مورد بالا رفتن از در و دیوار و حتی بهتر از آنچارتد یا توم ریدر (Tomb Raider) باشد.» برخلاف آن بازیها که فشار دادن دکمه شما را به دیوار میچسباند، ما میخواستیم شما را دائما هوشیار نگه داریم و یک حس واقعی سرگیجه و ترس از ارتفاع را به شما القا کنیم.»
بخشهای صعود شبیه به پازل بودند؛ جایی که بازیکن باید به دنبال لبههای قابل گرفتن میگشت، از صخرههای در حال ریزش و حملات از راه دور دشمنان جاخالی میداد و به شخصیتهای همراه کمک میکرد تا همپای شما بالا بیایند. در اواسط بخش داستانی، دانته قابلیتی را باز میکرد که «معماری فرشتگان» (Angelic Architecture) را آشکار میساخت؛ سازههایی که پیش از آن نامرئی بودند و معمولا فقط برای فرشتگان و ارواح رستگار شده قابل مشاهده هستند و بدین ترتیب، راههای جدیدی در محیط بازی باز میشد.
مراحل ۷، ۸ و ۹: تنبلی، طمع و شکمپرستی
پس از تجدید دیدار با ویرژیل در حالی که لوسیا بئاتریس را با خود به بالای کوه برده است، متوجه میشوید که نیروهای لوسیفر از شما پیشی گرفتهاند و طبقات باقیمانده یعنی تنبلی، طمع، شکمپرستی و شهوت را به زمینهای بایر آخرالزمانی تبدیل کردهاند که پر از فرشتگان مرده، کشتیهای جنگی سرنگون شده و دشمنانی است که دانته قبلا در بازی اصلی با آنها روبرو شده بود. در حالی که این دو نفر با عجله در تلاشند تا به آنها برسند، یک میانپرده در اردوگاه شیاطین نشان میدهد که لوسیفر به لیلیث میگوید از اینجا به بعد، او دیگر فرماندهی جانشین نیست، بلکه باید از اوریل دستور بگیرد که رسما به جبههی تاریکی پیوسته است. وقتی لیلیث اعتراض میکند، لوسیفر با اشاره به اینکه هرگز او را دوست نداشته است او را طرد کرده و بیرون میاندازد.
سه طبقه بعدی همگی حول محور صحنههای اکشن عظیم میچرخند. در طبقهی تنبلی، شما آخرین رویارویی خود را با لیلیث تجربه میکنید. او که مصمم است به نقطه ضعف دوست پسر سابقش (لوسیفر) ضربه بزند، تصمیم گرفته است که خودش دانته را بکشد. این نبرد باس که در آن لیلیث دانته را با تظاهر به اینکه یک فرد بیگناه است و تحت طلسم لوسیفر قرار گرفته، فریب میدهد، در نهایت با مرگ او به پایان میرسد. در مسیر صعود به طبقهی طمع، شما با یک فلگیاس (Phlegyas) مبارزه میکنید؛ یکی از همان شیاطین آتشین غولپیکری که در مرحلهی خشم در بازی Dante’s Inferno با آن روبرو شدید و حالا درست مانند تایتانها در بازی گاد آو وار 3 در حال بالا رفتن از کوه برزخ است. شما از بدن او بالا میروید و با ایجاد یک انفجار ناشی از قدرت تسخیر روح که حفرهای عظیم در کوه ایجاد میکند، او را شکست میدهید.
در طبقهی شکمپرستی، ویرژیل توسط شیاطینی با دهانهای عجیب دستگیر میشود. آنها او را در داخل قفسی که از «درخت دانش» (Tree of Knowledge) آویزان است زندانی میکنند؛ همان درختی که لوسیفر از میوهاش برای بیرون راندن آدم و حوا از بهشت استفاده کرد. این درخت که اکنون توسط جهنم فاسد شده است، شبیه به ترکیب یک هایدرا (مار چند سر اساطیری) و یک گیاه ونوس حشرهخوار به نظر میرسد. برای نجات ویرژیل، باید با این درخت مبارزه کرده و آن را به شکل اصلیاش بازگردانید.
من و تو در برابر جهنم
استودیوی ویسرال برنامهریزی کرده بود که بازی Dante’s Inferno 2 شامل حالتهای همکاری چندنفره (Co-op) و چندنفره (Multiplayer) باشد. این حالتها از روی اجبار و ضرورت در بازی گنجانده شده بودند؛ همانطور که یکی از کارمندان سابق بیان میکند: «این در دورانی بود که هر بازی ویدیویی باید دارای بستهی الحاقی و بخش آنلاین میبود، زیرا شرکتها میترسیدند که بازیکنان دیسکهای بازی خود را به فروشگاههایی مثل گیماستاپ (GameStop) بفروشند.» بخش دیگر این تصمیم، ناشی از تمایل استودیو برای گسترش پایه و اساسی بود که در Trials of St. Lucia (یک بستهی الحاقی برای بازی اول که شامل محیطهای نبردی برای بازی دو نفره و کوآپ بود) بنا شده بود.
اگرچه زمانی که شرکت EA پروژه را لغو کرد کار روی بخش کوآپ و چندنفره تازه در مراحل ابتدایی خود بود، اما کارمندان به یاد میآورند که این حالتها قرار بود از فرمت «فرشتگان در برابر شیاطین» پیروی کنند و بازیکنان میتوانستند برای هر یک از دو جناح مبارزه کنند. یکی از کارمندان خاطرات مبهمی از نقشهای داشت که در آن بازیکنان باید از کشتیهای هوایی دفاع کرده و به آنها نفوذ میکردند.
مرحلهی 10: شهوت
در طبقهی شهوت، یعنی آخرین طبقه، دانته و ویرژیل سرانجام به ارتش لوسیفر میرسند که در تلاش است تا به باغ عدن نفوذ کند. پس از کاوش در آخرین غار و رویارویی با امیال شهوانی دانته، لوسیا با یک کشتی هوایی از راه میرسد تا شما را به قلهی کوه ببرد. اما پیش از آنکه به مقصد برسید، اوریل خشمگین دوباره ظاهر میشود. با وجود اینکه او شمشیر شعلهور خود را به سمت دانته پرتاب میکند، اما این ویرژیل است که ضربه مهلک را دریافت کرده و فداکاری میکند. پس از اینکه این شاعر در آغوش دانته جان میسپارد، دانته با این فرشتهی مقرب وارد نبرد میشود و او را دقیقا به همان روشی که جبرئیل را کشته بود، از بین میبرد. بخشی از این مبارزه با باس در آسمانهای بالای باغ عدن جریان دارد؛ جایی که دانته بالهای فرشتهای از جنس نور درمیآورد و در هوا به دور دشمن خود میچرخد.

نبرد دانته و اوریل در قلهی کوه برزخ
مرحلهی 11: باغ عدن
ممکن است اوریل مرده باشد، اما نیروهای لوسیفر همچنان به پیشروی خود ادامه میدهند. دانته در تلاش برای خریدن زمان بیشتر جهت یافتن بئاتریس در باغ عدن، به فرشتگان کمک میکند تا در یک مینیگیم دفاع از برج (Tower Defense) دو مرحلهای، خط مقدم را حفظ کنند. پس از منفجر کردن گروه شیاطین نزدیکشونده با استفاده از یک توپ جنگی و شستن آنها با تغییر مسیر آبشارها، در نهایت میتوانید به قلهی کوه برسید. بئاتریس در داخل باغ منتظر دانته است. پس از جستوجو برای یافتن او در یک سکانس گیمپلی که یادآور پردهی اول بازی است، تجدید دیدار آنها بار دیگر قطع میشود؛ این بار نه توسط یک مار غولپیکر، بلکه توسط میکائیل که سوار بر ارابهای که توسط یک شیردال (گریفین) کشیده میشود، از بهشت فرود میآید.
دانته از میکائیل التماس میکند که دروازههای بهشت را باز نگه دارد تا بئاتریس بتواند از آن عبور کند. اما این فرشته مقرب که به این نتیجه رسیده است که خداوند او را به خاطر دانته رها کرده، کوتاه نمیآید. او میگوید: «اگر خدا مرا رها کرده باشد، دیگر چه اهمیتی دارد که چه کسی در بهشت حکومت کند؟» او بئاتریس را چنگ میزند و به قهرمانان خود، تیمی متشکل از 24 فرشتهی نخبه، دستور میدهد تا دانته را بکشند. در طول مبارزه، باغ عدن به تدریج در آتش جهنم میسوزد. در نهایت، لوسیفر مبارزه را قطع میکند. او نیزهای در دست دارد که سر بریدهی سنت لوسیا روی آن قرار گرفته است. میکائیل با درک مقیاس فاجعه، با بیمیلی قول میدهد که اگر دانته بتواند لوسیفر را شکست دهد، به بئاتریس اجازهی ورود به بهشت را خواهد داد.
نبرد نهایی با شیطان
نبرد نهایی بازی با باس آخر، در وسط باغ در حال سوختن رخ میدهد. لوسیفر که قدرت او همانطور که پیشتر گفته شده بود، هر چه به بهشت نزدیکتر میشود افزایش مییابد، میتواند از قدرت عناصر طبیعت استفاده کند. او رعد و برق احضار میکند، گردباد میسازد و شعلههای آتش میفرستد، در حالی که امواجی از شیاطین برای پرت کردن حواس شما به میدان نبرد هجوم میآورند. این یک نبرد عظیم و چند مرحلهای است و هرچه از نوار سلامتی لوسیفر کم میکنید، قدرت او بیشتر میشود. او در نهایت قادر است درختان را مانند نیزه پرتاب کند و آنقدر محکم به زمین بکوبد که باعث ایجاد زلزله شود. فاز آخر مبارزه در آسمان اتفاق میافتد که به عنوان نبردی شبیه به »مبارزهی هوایی سوپرمن با ژنرال زاد بر فراز متروپولیس» توصیف شده است. با نزدیک شدن به پایان مبارزه، دانته با تسخیر روح لوسیفر و استفاده از داس برای اینکه او را مجبور کند رودههای خودش را بیرون بکشد، او را شکست میدهد. پادشاه جهنم دقیقا همانگونه که آمده بود، در ابری از دود سیاه ناپدید میشود.
یک پایان تکاندهنده
با شکست لوسیفر، میکائیل همانطور که قول داده بود، به دانته و بئاتریس اجازه میدهد تا درست قبل از بسته شدن دروازههای بهشت از آن عبور کنند. با دیدن شهر خیرهکنندهی بهشت در دوردست، آنها به سختی فرصت نفس کشیدن پیدا میکنند که بئاتریس به سمت میکائیل میرود و در کمال تعجب همه، گلوی او را میبرد. دودی سیاه از دهان او بیرون میزند و لوسیفر دوباره ظاهر میشود. او بار دیگر از دانته به خاطر اجرای نقشهاش تشکر میکند، داس شما که در واقع داس خودش است را میگیرد و شما را از لبه بهشت به پایین پرت میکند. دانته سقوط میکند. از باغ عدن میگذرد، از طبقات کوه برزخ عبور میکند، از ساحل و از 9 حلقه جهنم میگذرد و تمام مسیر را تا سطح یخزده دریاچه کوکایتوس (Cocytus)، جایی که لوسیفر در ابتدا زندانی بود، پایین میرود. اکنون یک خائن جدید یعنی اوریل جای او را گرفته است. دانته که کاملا شکست خورده است، هیچ حرکتی نمیکند تا اینکه متوجه میشود عمیقترین بخشهای جهنم با نوری طلایی در حال روشن شدن است. روح سنت لوسیا که از بهشت فرود میآید، به او چیزی میگوید که همه چیز را تغییر میدهد: «نترس دانته. حتی این هم بخشی از نقشهی خداوند است.» در نهایت تیتراژ پایانی بازی به نمایش درمیآید.

لوسیفر
بازی Dante’s Inferno 3: Paradiso با داستانی نه چندان کامل
اما ماجرا به همین جا ختم نمیشود. یک سند داخلی دیگر که توسط آیجیان بدست آمده، نشان میدهد که نقشهی خدا شامل چه چیزی است و چگونه در طرح داستانی بازی سوم، یعنی Dante’s Inferno 3: Paradiso، تاثیر میگذاشته است. به بیان ساده، نقشهی خدا این است که زندگی پس از مرگ مسیحیطوری را که در آن سفر کردهایم نابود کند، سیستم ناعادلانه و بیش از حد سختگیرانهی مجازات و رستگاری را که توسط میکائیل و فرشتگان همردهاش اداره میشود در هم بشکند و نظم جدیدی را ایجاد کند که صرفا بر پایهی عشق بنا شده است. جاشوا روبین، نویسندهی بازی، میگوید: «به یاد میآورم که با خودم فکر میکردم اگر تهاجم لوسیفر بخشی از نقشهی خداست، پس این نقشه نمیتواند صرفا منجر به حفظ وضع موجود شود. برعکس، خداوند دید که سیستم او توسط فرشتگانش فاسد شده، بیش از حد کنترل میشود و به شدت بوروکراتیک (دیوانسالارانه) شده است. او میخواست همه چیز ویران شود و تنها راه برای انجام این کار این بود که انسانی را وادار کند تا با مبارزه، راه خود را از میان تمام این موانع باز کند.»
بر اساس سند یاد شده، جنگ میان بهشت و جهنم به زمین نیز کشیده میشد و بخش بزرگی از بازی سوم در فلورانس قرون وسطی جریان مییافت. به نظر میرسد این بار دانته با همراهی دخترش که در زمان حضور او در جنگهای صلیبی به دنیا آمده و در ایتالیا رها شده بود، نقش مهاجم را ایفا میکرد. او با ارتشی از انسانها و فرشتگان به بهشت یورش میبرد تا با لوسیفر بجنگد و بئاتریس را برای آخرین بار نجات دهد.
جمعبندی
برای افراد دخیل در این پروژه، نگاه به مراحل اولیهی توسعهی بازی Dante’s Inferno 2 حسی تلخ و شیرین دارد. از یک سو، این دنباله که در همان مراحل ابتدایی لغو شد، نمایانگر پتانسیلهای از دست رفته و دعوتی برای تصور اتفاقاتی است که میتوانست رقم بخورد. روبین در این باره میگوید: «تعداد بازیهایی که دنبالهای دریافت نمیکنند اما مستحق آن هستند، زیاد است. ساخت یک بازی کامل تا اعضای یک تیم با هم هماهنگ شوند و نحوهی همکاری با یکدیگر را درک کنند، زمان میبرد. اغلب، تازه در بازی دوم است که همه چیز واقعا جان میگیرد.»
از سوی دیگر، زحماتی که استودیوی ویسرال گیمز برای سری دانته کشید، بینتیجه نبود. در حالی که این دنباله لغو شد، افرادی که روی آن کار کرده بودند، آموختههای خود را در پروژههای دیگری به کار گرفتند؛ از جمله Dead Space 3 اثر همین استودیو گرفته تا آنچارتد 3 و گاد آو وار 2018 و از طریق همین مجموعهها (یعنی همان آثاری که پیشتر الهامبخش ویسرال بودند) است که روح Dante’s Inferno همچنان زنده مانده است.
منبع: IGN


بسیار داستان و گیم پلی عالی داره برای سن ها و مغزهای متفاوت از یک بازی بتل رویالی و بی معنا ، دنیایی از فلسفه و هیجان هستش.من قسمت اول رو بازی کردم و بسیار زیاد لذت بردم نمیدونم چرا بهش کم لطفی دارن واقعا از یه بازی چی میخوان چهارتا تفنگ و یک مپ !! ای کاش قسمت دوم و سوم این بازی زیبا ساخته میشد تا برای همیشه تو ذهنامون دانته مثل کریتوس اسطوره بشه.البته با همون قسمت یکش هم تونست برای هنیشه به یاد بمونه و یک حسرت بزرگ برای ادامه داستان
کامل خوندمش. نه میشه گفت حیف شد که ساخته نشد و نه میشه گفت بهتر که نشد. رو کاغذ قشنگه داستانش ولی از یه جایی دیگه داستانش آبکی شد. از طرفی اگه همین کاررو با نسخه اول بکنیم، همه چیز رو کاغذ قشنگه، تا اینکه به گیم پلی میرسیم و سازندگانی که به زور مجبور بودن با ترند روز پیش برن.
خسته نباشید میگم به مترجم عزیز واقعا خوش خوان ترجمه شده و مطلب بسیار جالبی بود.
مقاله رو خوندم طولانی بود ولی به هر حال با نگاهی کلی و یکجاهایی جزئی خوندم
مقاله های بلند مثل زحمتی که یونس بهرامی کشید
سعی کنید این مقاله ها رو عکس های بیشتری بزارید
ویدیو هم بزارید از قسمت اول خوبه چون بازی قدیمی است
وحید اومدی اومدی چه خوب کردی اومدی
اون رضا رفت دیگه