نقد فیلم «توطئهآمیز ۶: فراتر از دوردست»؛ بازیکنان تازه، همان بازی قدیمی
پانزده سالی است که بلومهاوس (Blumhouse) با سری فیلمهای «توطئهآمیز» (Insidious) سبک خاصی از ژانر وحشت را روی کار آورده که حتی بچهها هم میتوانند تماشایشان کنند؛ فیلمهایی بودجهپایین که فارغ از کیفیتشان، اغلب صدمیلیونی در گیشه فروش دارند. بعد از بسته شدن پروندهی داستان خانوادهی لمبرت در فیلم قبلی، ششمین فیلم این فرنچایز سراغ خانوادهای دیگر رفته است؛ اما تمام کلیشههایی را که در فیلمهای پیشین شیرهاشان را کشیده بود، دوباره تکرار میکند. در نقد «توطئهآمیز ۶: فراتر از دوردست» (Insidious: Out of the Further) به ماهیت فرنچایزی و فرمولی فیلم میپردازم که در دورانی که سینما پر شده از فیلمهای ترسناک خلاقانهای مثل «اتاقهای پشتی» (Backrooms) و «وسواس» (Obsession)، محکوم به شکست است.
هشدار! در نقد فیلم «توطئهآمیز ۶: فراتر از دوردست» خطر لو رفتن داستان وجود دارد
نقد فیلم «توطئهآمیز ۶: فراتر از دوردست»؛ فرنچایزی که دیگر حرفی برای گفتن ندارد

با تمام شدن ماجرای لمبرتها در «توطئهآمیز: در قرمز» (Insidious: The Red Door)، فیلم ششم دوباره داستان را به اولین فیلم فرنچایز بازگردانده است. باری دیگر، شخصی بیاختیار به «دوردست» (برزخ ماورایی که ارواح در آن ساکناند) سفر میکند؛ اما او حالا قدرتی دارد که مردگان میخواهند از آن به نفع خود بهره گیرند. جما (آملیا ایو) مادر مجرد مایای نه ساله (آیلند آستین) است که خود دوران کودکی آزاردهندهای را از سر گذرانده. فیلم با سکانسی از مادر جما آغاز میشود که به شکلی فجیع جلوی چشم دخترش خودکشی میکند. جما از مادرش متنفر میشود و قول میدهد هیچوقت چنین حسی را به دختر خودش منتقل نکند، اما همانطور که انتظار دارید، چرخهی تراما ادامه دارد.
دههها بعد، زمانی که جما متخصص بهداشت دهان و دندان شده، دوستپسری (برندون پری) دارد و با دخترش در همان خانهی کودکیاش زندگی میکند، هدف موجودات شیطانی از دنیای دیگر قرار میگیرد. او مدام با کابوسهایی هولناک و موجوداتی پلید دست به گریبان است که در رویاهایش به سراغ او میآیند. جما درمییابد که این پدیدههای وهمآلود، چیزی فراتر از کابوسهای معمولی هستند؛ آنها با موجودیتی تاریک پیوند دارند که میخواهند جما را به چنگ آورند؛ چون جما قدرتی ویژه دارد.
او یکجور «حامل» (Courier) است که نهتنها میتواند به «دوردست» سفر کند، بلکه توانایی انتقال چیزها به دنیای فیزیکی را هم دارد. این قدرت خاص جما، توجه شرور اصلی داستان را جلب میکند که شخصی است به نام سایرس (سم اسپرول). سایرس رهبر فرقهای از ارواح پلیدتر از خودش را برعهده دارد و سخت در پی رهایی از بند قلمروی خود است. او برای رسیدن به این هدف، سه مرید خود را مأمور کرده تا در همسایگی جما ساکن شوند، او را به سمت فروپاشی روانی پیش ببرند و مقدمات ورود او و پیروان پلیدش به دنیای انسانها را فراهم کنند. جما به زودی متوجه میشود در نبرد با این نیروهای شوم، تنها برای نجات جان خودش نمیجنگد؛ چون اگر موفق نشود، سرنوشتی شومتر در انتظار دختر خودش است.

داستان «فراتر از دوردست» داستان خانوادهای جدید را دنبال میکند، اما کم به فیلمهای گذشتهی سری ارجاع نمیدهد؛ به ویژه با موجودات شیطانی متعددی که اگر یک لحظه چشم برگردانید، احتمالاً چندتاییاشان را از دست میدهید. همچنین در قرمز نمادین هم بازگردانده شده که به عنوان دروازهای به «دوردست» عمل میکند.
با اینکه بدون خانوادهی لمبرت، دیگر خبری از بازیگرانی چون پاتریک ویلسون و رز بیرن نیست، خوشبختانه، الیز با اجرای پیشکسوت ژانر وحشت، لین شی، بازگشته است. او به معنای واقعی کلمه، نوری در دل تاریکیِ «توطئهآمیز: فراتر از دوردست» است. این محقق نیروهای ماوراءاطبیعه، که اجازه نداد که مرگش در فیلم اصلی ۲۰۱۱ مانع از حضورش در فیلمهای بعدی شود، تا اینجا، تنها کاراکتر اصلی است که در تمام فیلمهای «توطئهآمیز» حضور داشته است. سروکلهی او دوباره در دنیای ماورایی «توطئهآمیز ۶» پیدا میشود تا فانوس بگرداند، جما را راهنمایی کند و در مواجهه با سایرس به او یاری برساند.
با این حال، الیز بیشتر زمان حضورش در فیلم را به توضیح سازوکار دنیای «دوردست» اختصاص میدهد. ناامیدکننده است که شش فیلم در این فرنچایز گذشته و باز الیز باید بنشیند و ماجرا را برای شخصیت اصلی/بیننده هجی کند. در این سکانس، که برای مدتی طولانی ریتم فیلم را میاندازد، جما، که در عالم رویاهایش اولین بار با الیز مواجه شده، در دنیای فیزیکی سراغ تتوکاری را میگیرد که کنار شغل اصلیاش، مدیومی برای ارواح به حساب میآید. روح الیز با حلول در بدن او، به جما توضیح میدهد که قضیهی سه سالمند وحشتناکی که در محلهاش پیادهروی میکنند چیست و چطور باید با قدرت خاص خود کنار بیاید.

فیلمهای «توطئهآمیز» از زمانی که جیمز وان و لی وانل از کارگردانیاشان کنار کشیدند، دیگر جذابیت پیشین را ندارند. این زوج هنری دنیای فیلمترسناک، در ساخت جو دلهرهآور و ترکیب فضاهای سورئال و ماورای طبیعی با تجربیات ماهیتاً انسانی، سرآمد بودند. اما جیکوب چیس، کارگردان و نویسندهی فیلم تازه، به جز در یک سکانس بهخصوص در بازسازی این فضای دلهرهآور ناموفق بوده است. مشخصاً به سکانسی (که بیشباهت به «اتاقهای پشتی» نیست) اشاره دارم که در آن جما وارد قلعهی بالشتی دخترش میشود، اما ناگهان از درون مارپیچی خفقانآور سردرمیآورد که انگار ته ندارد. سکانس برجستهی دیگری هم در فیلم هست، که کمتر ترسناک و بیشتر حالبههمزن است، و جما را موقع کار در دهان یکی از همسایههای هیولاییاش نشان میدهد؛ در حالی که از بین دندانهای مریض رشتههای بلند مو بیرون میکشد و دو سری دندان در دهانش پیدا میکند.
ازاینجا به بعد جریان فیلم بهشدت عوض میشود. «فراتر از دوردست» اساساً دو بخش دارد. اول تمام شیطنتهای فیلمهای خانههای جنزده را پیاده میکند، صدایی ناگهانی سکوت خانه را میشکند، نقش اصلی در تاریکی با چراغقوهاش به سمت صدا میرود و تمام مدت از این دلهره دارد که چه چیزی پشت در قایم شده است. این سکانسهای هرچند آشنا، حداقل تنشی ایجاد میکنند، شما را منتظر نگه میدارند و با جامپاسکرها کارساز میشوند. اما از میانهی فیلم، وحشت و اضطراب، جای خود را به اکشن آن هم از نوع مثبتسیزدهاش میدهد؛ یعنی ممکن است کسی بخواهد ناخن جما را بکشد، اما درست پیش از آنکه چیزی ببینید، به جایی دیگر کات میخورد. این آشوب در مواجههی پرسروصدای نهایی با سایرس به اوج خود میرسد، درحالی که سایرس دختر جما را گیر آورده و شکنجه میکند و پیروان زامبیگونهاش به سمت جما هجوم میآورند.

فیلمنامهی چیس میخواهد با اتکا به رابطهی مادر-دختری و ماجرایی که جما در کودکی از سر گذرانده، به کاوشی کمسطح در تراما و ادامه یافتن چرخهی آن در نسلهای بعدی بپردازد؛ به ویژه وقتی سایرس سراغ دختر جما میرود تا از آن برای ورود به دنیای فیزیکی استفاده کند. اما بدون شخصیتپردازیهای لازم و برقراری ارتباط احساسی بین این خانوادهی جدید و مخاطب، فیلم هم عمق احساسی خود را از دست میدهد. متأسفانه، نبود خانواده لمبرت یا یک قوس داستانی درست و درمان برای الیز، که محبوبترین کاراکتر فعلی فرنچایز است اما نقش چندان تأثیرگذاری در فیلم تازه ندارد، باعث شده «توطئهآمیز: فراتر از دوردست» برای طرفداران قدیمی مجموعه هم حوصلهسربر باشد. نقشهی شخصیت منفی نیز چندان جذاب به نظر نمیرسد و با اینکه طراحی کاراکتر سایرس، از طراحیهای بهیادماندنیتر فرنچایز است، وقتی او کنار مریدان شرور خود قرار میگیرد، سیرک هالووینی شکل میدهند که بیشتر خندهدار است تا ترسناک. با این حال، اشارات به پسزمینهی این شخصیت شرور، زمینه را برای ساخت پیشدرآمدی با محوریت فرقهی او فراهم میکند.
- سکانس دنبالبازی در قلعهی بالشتی
- بسط دنیاسازی فرنچایز با مفهوم حامل و شخصیت سایرس
- فقدان عمق احساسی برای شخصیتهای تازه
- تأثیرگذاری اندک الیز بر روند داستان به جز در لحظات پایانی
- فرمولیک شدن ترسها و داستانپردازی سطحی جیکوب چیس
- لحن ناهمگون فیلم که با تنش و تعلیق شروع میشود و به اکشن و حتی کمدی میرسد
سینمای ترسناک امروز رنسانسی را از سر میگذراند و شاهد ظهور چهرههای جوان و خلاقی است که بدون اتکا به نامها و فرنچایزها، ایدههایی کاملاً تازه را به میدان میآورند. گاه مثل «وسواس»، شانس به آنها رو میکند و به موفقیتهای عجیب در گیشه هم میرسند. اما حتی مهمتر از موفقیت گیشه، ورود چهرههای تازهنفس به این عرصه است که حرف دیگری برای گفتن دارند. اما فرنچایز «توطئهآمیز» بهجرئت از فیلم اول به بعد دیگر حرف تازهای برای گفتن ندارد و با هر فیلم تازه، بیشتر رشتهی پیچدرپیچ دنیاسازیاش را دور خودش میپیچد. «توطئهآمیز ۶: فراتر از دوردست» نیز با اینکه دنیاسازی مجموعه را بسط میدهد، اما در ریتمی تکراری و نه چندان مؤثر فرو میرود که پشتوانهی احساسی قسمتهای پیشین را ندارد و با تیک زدن فهرستی بلند و بالا از کلیشههای ژانر، نمیتواند خود را از قید و بندهای فرنچایز رها کند. با اینکه موفقیتهای گیشه، تضمینی است برای ادامهی فرنچایز، اما شاید وقت تجدید نظر رسیده باشد.
شناسنامه فیلم «توطئهآمیز ۶: فراتر از دوردست» (Insidious: Out of the Further)
کارگردان: جیکوب چیس
نویسنده: جیکوب چیس، دیوید لزلی جانسن مکگلدریک، براساس کاراکترهای لی وانل
بازیگران: آملیا ایو، برندون پری، لین شی، سم اسپروئل، آیلند آستین
محصول: ۲۰۲۶، ایالات متحده
امتیاز سایت IMDb به فیلم: ۶.۱ از ۱۰
امتیاز فیلم در سایت راتن تومیتوز: ۵۷٪
خلاصه داستان: جما که ریشهی مشکلاتش به دوران کودکی و خودکشی مادرِ بهظاهر معتاد/روانیاش بازمیگردد، اکنون تلاش میکند زندگی عادیای را در کنار دخترش مایا و دوستپسرش بگذراند. با این حال، او همچنان در همان خانهی قدیمیاشان ساکن است؛ خانهای که انگار به منبع کابوسهای جما تبدیل شده. او مدام با این کابوسهای هولناک و موجوداتی پلید دستبهگریبان است که در خواب و بیداری به سراغ او میآیند. جما به مرور زمان را گم میکند، سلامت روان خود را زیر سوال میبرد و دخترش را به وحشت میاندازد. این قضیه بعد از آنکه سه آدم مرموز از محلهاشان سردرمیآورند، تشدید میشود….
منبع: دیجیکالا مگ


