۸ شخصیت منفور تاریخ تلویزیون که استحقاق این برخورد را نداشتند
شخصیتهای سریالهای تلویزیونی معمولا زمانی محبوب میشوند که مخاطبان با خود آنها یا مسیر داستانیشان ارتباط برقرار کنند. البته همیشه هم قرار نیست یک شخصیت دوستداشتنی باشد. گاهی سازندگان از همان ابتدا شخصیتی را طوری طراحی میکنند که بینندگان از او متنفر شوند و همین موضوع، او را به یک ضدقهرمان یا شرور بهیادماندنی تبدیل میکند. اما در مقابل، شخصیتهایی هم وجود دارند که نه قرار بوده منفور باشند و نه حتی نقش یک تبهکار را ایفا کنند، با این حال به دلایل مختلف با موجی از نفرت مخاطبان روبهرو شدهاند.
بسیاری از این شخصیتها برای ایجاد تضاد با قهرمان داستان خلق شدهاند یا صرفا قرار بوده نقش یک شخصیت عادی و واقعگرا را بر عهده داشته باشند. با این حال، بخشی از مخاطبان کارکرد واقعی آنها را نادیده گرفتهاند و به مرور نگاه منفی شدیدی نسبت به آنها پیدا کردهاند. در حالی که اگر نقش این شخصیتها را دقیقتر بررسی کنیم، متوجه میشویم بسیاری از آنها در واقع نقطه تعادل داستان هستند و حضورشان باعث میشود شخصیتهای اصلی بهتر دیده شوند. با این مقدمه، نگاهی داریم به شخصیتهایی که بیش از آنچه سزاوار بودند، مورد نفرت هواداران قرار گرفتند.
۸. اسکایلر وایت
«بریکینگ بد» (Breaking Bad)

بریکینگ بد، درام جنایی تحسینشده وینس گیلیگان که رکوردهایی در کتاب گینس ثبت کرده، داستان والتر وایت را روایت میکند؛ معلم شیمیای که پس از ابتلا به سرطان، برای تامین آینده خانوادهاش وارد دنیای تولید و فروش شیشه میشود و با شاگرد سابقش، جسی پینکمن، همکاری میکند. والتر وایت با بازی برایان کرانستون و جسی پینکمن با بازی آرون پال، با وجود سقوط کامل اخلاقیشان، به دو تن از محبوبترین ضدقهرمانان تاریخ تلویزیون تبدیل شدند. اما در سوی دیگر، همسر والتر یعنی اسکایلر وایت، با بازی آنا گان، واکنشی کاملا متفاوت از مخاطبان دریافت کرد.
اسکایلر دقیقا همان شخصیتی است که در دنیای واقعی انتظار دارید کنار فردی مانند والتر قرار داشته باشد؛ زنی منطقی، قانونمدار و نگران که از پیامدهای خطرناک تصمیمهای همسرش میترسد. با این حال، بسیاری از هواداران او را مانعی بر سر راه هیجان داستان میدانستند؛ شخصیتی که مدام جلوی ماجراجوییهای والتر و جسی را میگرفت و لذت تماشای آنها را کاهش میداد.
در حالی که نویسندگان سریال تلاش داشتند مخاطب را با زنی همراه کنند که زندگیاش زیر سایه دروغها و انتخابهای خطرناک شوهرش از هم میپاشد، بخش بزرگی از مخاطبان نهتنها با او همدلی نکردند، بلکه در نهایت اسکایلر به عنوان یکی از منفورترین شخصیتهای تاریخ تلویزیون شناخته شد؛ واکنشی که بسیاری آن را کاملا ناعادلانه میدانند.
۷. دبرا بارونی
«همه ریموند را دوست دارند» (Everybody Loves Raymond)

سیتکام محبوب همه ریموند را دوست دارند ساخته فیلیپ روزنتال، زندگی ریموند بارونی، یک گزارشگر ورزشی موفق، را دنبال میکند؛ مردی که باید میان کار، زندگی مشترک و خانواده پرحاشیه خود تعادل برقرار کند. بخش زیادی از طنز سریال از جایی شکل میگیرد که ریموند نمیتواند در برابر والدین بیش از حد مداخلهگرش بایستد و در نتیجه، همسرش دبرا ناچار میشود بار اصلی مدیریت این آشفتگی خانوادگی را به دوش بکشد.
با وجود اینکه ریموند، با بازی ری رومانو، به خاطر ضعفهای شخصیتی و ناتوانیاش در دفاع از خود، یکی از محبوبترین شخصیتهای سریال است، دبرا با بازی پاتریشیا هیتون اغلب واکنشی کاملا برعکس دریافت کرده است.
بسیاری از مخاطبان دبرا را زنی بداخلاق، کنترلگر و همیشه ناراضی میدانند، اما واقعیت این است که او قربانی یکی از الگوهای رایج سیتکامها شده است؛ شخصیتی که نقش صدای عقل و منطق را بر عهده دارد تا دیگران بتوانند با رفتارهای عجیب و کودکانه، موقعیتهای کمدی خلق کنند.
از آنجا که بیشتر داستان از زاویه دید ریموند روایت میشود، طبیعی است که دبرا گاهی سختگیر یا بیش از حد حساس به نظر برسد. اما اگر اتفاقات سریال را از دید او ببینیم، بسیاری از واکنشهایش کاملا منطقی و قابل درک هستند و به همین دلیل، نفرتی که نسبت به این شخصیت شکل گرفته، چندان منصفانه به نظر نمیرسد.
۶. بت داتن
«یلواستون» (Yellowstone)

سریال نئو وسترن یلواستون ساخته تیلور شریدان و جان لینسون، داستان خانواده قدرتمند داتن را روایت میکند؛ خانوادهای که برای حفظ مزرعه بزرگ خود در مونتانا، با چالشهای سیاسی، اجتماعی و اقتصادی مختلفی روبهرو هستند. در مرکز این داستان، جان داتن و رابطه پیچیده او با فرزندانش، یعنی لی، کیسی، جیمی و بت قرار دارد.
در میان تمام شخصیتهای این مجموعه، بت داتن با بازی کلی رایلی بدون تردید یکی از تاثیرگذارترین و بهیادماندنیترین چهرههاست. با این حال، او همواره یکی از بحثبرانگیزترین شخصیتهای سریال بوده و بخشی از مخاطبان نگاه بسیار منفی به او دارند.
بت شخصیتی پیچیده، زخمخورده و سرسخت است؛ زنی که سالها آسیبهای روحی و اتفاقهای تلخ گذشته را با خود حمل میکند و همین تجربهها، رفتارهای تند و گاه بیرحمانه او را شکل دادهاند. برای برخی از مخاطبان، او نماد زنی قدرتمند و مستقل است، اما عدهای دیگر او را فردی خودخواه، پرخاشگر و غیرقابل تحمل میبینند.
با این حال، بسیاری از رفتارهای بت را میتوان نوعی سازوکار دفاعی در برابر گذشته دردناک او دانست. سازندگان سریال نیز از ابتدا قصد نداشتند شخصیتی کاملا دوستداشتنی خلق کنند، بلکه بت را به عنوان ضدقهرمانی پیچیده طراحی کردند که قضاوت درباره او آسان نیست. همین ویژگی باعث شده است شخصیت او هم تحسین شود و هم با انتقادهای فراوان روبهرو باشد؛ اما در هر صورت، این واکنشهای دوگانه دقیقا همان چیزی است که شخصیتپردازی او را به یکی از نقاط قوت یلواستون تبدیل میکند.
۵. راس گلر
«فرندز» (Friends)

فرندز که دیوید کرین و مارتا کافمن آن را خلق کردند، یکی از تاثیرگذارترین سیتکامهای تاریخ تلویزیون است؛ مجموعهای که نهتنها تعریف تازهای از این ژانر ارائه داد، بلکه به یکی از مهمترین آثار تلویزیونی دهه ۹۰ تبدیل شد. داستان درباره شش دوست صمیمی است که در نیویورک، فراز و نشیبهای زندگی، عشق، دوستی و کار را کنار هم تجربه میکنند. بیشتر شخصیتهای اصلی این سریال، همراه با تعدادی از شخصیتهای فرعی، به چهرههایی محبوب و ماندگار تبدیل شدند، اما راس گلر همیشه یکی از بحثبرانگیزترین اعضای این گروه بوده است.
راس، با بازی دیوید شویمر، دیرینهشناسی است که پس از شکست ازدواجش، همچنان دل در گرو ریچل، عشق دوران دبیرستانش، دارد. او در طول سریال بارها به خاطر حساسیت بیش از حد، حسادت، رفتارهای کودکانه و تصمیمهای عجولانه مورد انتقاد قرار میگیرد.
اگرچه دیوید شویمر برای بازی در این نقش تحسینهای فراوانی دریافت کرد، اما محبوبیت راس به مرور کاهش یافت. شخصیتی که در فصلهای ابتدایی مردی خجالتی، دوستداشتنی و رمانتیک به نظر میرسید، برای بسیاری از مخاطبان به آزاردهندهترین عضو گروه تبدیل شد.
با این حال، نباید فراموش کرد که بسیاری از ویژگیهایی که امروز نقطه ضعف راس به حساب میآیند، در زمان ساخت سریال از عناصر رایج کمدی بودند. بسیاری از هواداران، رفتارهای او را با معیارهای امروز و دنیای واقعی قضاوت میکنند، در حالی که بخش بزرگی از وسواسها، حساسیتها و واکنشهای اغراقآمیز راس، صرفا برای خلق موقعیتهای طنز طراحی شده بودند. به همین دلیل، نفرتی که امروز متوجه این شخصیت است، تا حد زیادی نادیده گرفتن کارکرد کمدی او در داستان به شمار میرود.
۴. زوئی پیرسون
«چگونه با مادرتان آشنا شدم» (How I Met Your Mother)

پس از موفقیت فرندز، کارتر بیز و کریگ توماس با ساخت چگونه با مادرتان آشنا شدم یکی دیگر از محبوبترین سیتکامهای تلویزیون را خلق کردند. این مجموعه با روایت خاطرات تد موزبی، زندگی، دوستی، عشق و شکستهای عاطفی او و دوستانش را در نیویورک به تصویر میکشد و در طول سالها به یکی از آثار ماندگار فرهنگ عامه تبدیل شده است.
اگرچه خود تد موزبی به دلیل بسیاری از تصمیمهای عاشقانهاش بارها هدف انتقاد هواداران قرار گرفته، برخی از زنانی که وارد زندگی او میشوند نیز با قضاوتی ناعادلانه روبهرو شدهاند. یکی از مهمترین آنها زوئی پیرسون با بازی جنیفر موریسون است.
زوئی، همسر سابق یک میلیاردر علاقهمند به قایقرانی و یک فعال اجتماعی سرسخت است که برای جلوگیری از تخریب ساختمانی تاریخی مبارزه میکند. همین موضوع باعث میشود در برابر پروژه معماری تد قرار بگیرد و میان آنها اختلافی جدی شکل بگیرد.
بسیاری از هواداران زوئی را صرفا به این دلیل دوست ندارند که مانع تحقق رویای حرفهای تد شد و در مقاطعی نیز تلاش کرد او را تحت تاثیر تصمیمهای خود قرار دهد. اما اگر ماجرا را از زاویهای دیگر ببینیم، زوئی یکی از معدود شخصیتهایی است که تد را واقعا به چالش میکشد و او را وادار میکند درباره باورها و انتخابهایش دوباره فکر کند. در واقع، حضور او تنها یک مانع نیست، بلکه بخشی از مسیری است که تد باید برای رسیدن به آینده مورد نظرش طی کند.
۳. الینا گیلبرت
«خاطرات خونآشام» (The Vampire Diaries)

خاطرات خونآشام که بر اساس مجموعه رمانهای ال جی اسمیت ساخته شده، یکی از موفقترین سریالهای فانتزی نوجوانان در قرن بیست و یکم به شمار میرود. این مجموعه که توسط کوین ویلیامسون و جولی پلک ساخته شده، داستان الینا گیلبرت را روایت میکند؛ نوجوانی که پس از از دست دادن والدینش، با استفن سالواتوره، خونآشامی ۱۶۲ ساله، آشنا میشود و زندگیاش به کلی تغییر میکند. ورود دیمن سالواتوره و کاترین پیرس نیز شرایط را برای او پیچیدهتر از قبل میکند.
بیشتر شخصیتهای این سریال، از استفن و دیمن گرفته تا کرولاین و کلاوس، هواداران پرشماری دارند. اما شخصیت اصلی داستان، یعنی الینا گیلبرت با بازی نینا دوبرو، همواره با موجی از انتقاد و حتی نفرت بخشی از مخاطبان روبهرو بوده است.
منتقدان این شخصیت معمولا او را به خاطر تصمیمهای اشتباه، تردیدهای همیشگی و قرار گرفتن مداوم در موقعیت قربانی سرزنش میکنند. با این حال، چنین نگاهی باعث میشود بخش مهمی از شخصیت او نادیده گرفته شود.
الینا در واقع دختری نوجوان است که در مدت کوتاهی عزیزانش را از دست داده و ناگهان وارد دنیایی پر از خونآشامها، جادوگران و موجودات فراطبیعی شده است. با وجود تمام این فشارها، او بارها از خودگذشتگی، مهربانی و آمادگیاش برای فداکاری در راه دیگران را نشان میدهد. از همین رو، بسیاری معتقدند نفرتی که نسبت به الینا شکل گرفته، بیش از آنکه نتیجه شخصیتپردازی او باشد، به دلیل محبوبیت بیش از حد شخصیتهای دیگر سریال است؛ شخصیتهایی که باعث شدهاند نقش اصلی داستان زیر سایه آنها قرار بگیرد.
۲. کارن فیلیپلی
«اداره» (The Office)

نسخه آمریکایی اداره که گرگ دنیلز آن را بر اساس سریال محبوب بریتانیایی ساخته، یکی از موفقترین و تاثیرگذارترین سیتکامهای محیط کار به شمار میرود. داستان این مجموعه، زندگی روزمره کارمندان شعبه اسکرانتون شرکت کاغذسازی داندر میفلین را دنبال میکند؛ گروهی از شخصیتهای عجیب و دوستداشتنی که هر کدام با رفتارهای غیرمنتظره خود، موقعیتهای طنز فراوانی خلق میکنند.
بیشتر شخصیتهای اداره دقیقا به همان اندازه که باید، محبوب یا منفور هستند. با این حال، برخی شخصیتها بیش از آنچه سزاوارش بودند مورد بیمهری مخاطبان قرار گرفتند و کارن فیلیپلی، با بازی رشیدا جونز، یکی از بارزترین نمونههای آن است.
اداره در طول ۹ فصل پخش خود به لطف ترکیب موفق طنز موقعیت، شوخیهای هوشمندانه و لحظههای احساسی، به یکی از محبوبترین سریالهای کمدی تاریخ تلویزیون تبدیل شد. در چنین فضایی، شخصیت کارن بیش از هر چیز قربانی محبوبیت رابطه جیم و پم شد.
بسیاری از هواداران از همان ابتدا کارن را مانعی بر سر راه رسیدن جیم و پم به یکدیگر میدیدند و به همین دلیل نگاه منفی نسبت به او پیدا کردند. اما اگر احساسات مخاطبان را کنار بگذاریم، کارن شخصیتی کاملا منطقی، جاهطلب و حرفهای است که هیچ رفتار نادرستی در قبال جیم انجام نمیدهد.
او زنی باانگیزه است که برای پیشرفت شغلی خود تلاش میکند و برخلاف بسیاری از همکارانش، با فضای عجیب و گاه کودکانه دفتر اسکرانتون چندان هماهنگ نیست. در نهایت نیز بدون آنکه مرتکب اشتباه بزرگی شده باشد، قربانی رابطهای میشود که از همان ابتدا سرنوشت آن مشخص بود. به همین دلیل، نفرتی که نسبت به کارن شکل گرفت، بیش از آنکه به شخصیت او مربوط باشد، از علاقه شدید مخاطبان به زوج محبوب جیم و پم سرچشمه میگیرد.
۱. هاوارد هملین
«بهتره با سال تماس بگیری» (Better Call Saul)

بهتره با سال تماس بگیری که وینس گیلیگان و پیتر گولد آن را به عنوان اسپینآف بریکینگ بد ساختهاند، داستان جیمی مکگیل با بازی باب اودنکیرک را روایت میکند؛ وکیلی نهچندان موفق که به مرور زمان به سال گودمن، وکیل جنایی مشهور دنیای بریکینگ بد، تبدیل میشود. این سریال با نگاهی دقیق به شخصیت جیمی، نشان میدهد چگونه انتخابها، روابط و شرایط زندگی، او را قدم به قدم از مسیر اخلاقیاش دور میکنند.
در ابتدای داستان، هاوارد هملین، شریک ارشد موسسه حقوقی HHM، مهمترین مانع پیش روی جیمی به نظر میرسد. حتی بسیاری از مخاطبان نیز درست مانند جیمی، او را مسئول تمام ناکامیهای شخصیت اصلی میدانستند.
هاوارد با بازی پاتریک فابیان، در نگاه نخست مدیری مغرور، سرد و سختگیر به نظر میرسد؛ کسی که اجازه نمیدهد جیمی وارد موسسه شود و به جایگاهی که آرزویش را دارد برسد. همین تصویر اولیه باعث شد بسیاری از هواداران از همان فصلهای نخست نسبت به او احساس نفرت پیدا کنند.
اما هرچه داستان پیش میرود، حقیقت کمکم آشکار میشود. مشخص میشود بسیاری از تصمیمهایی که جیمی آنها را به حساب هاوارد میگذاشت، در واقع تحت تاثیر برادرش، چاک مکگیل، گرفته شده بودند. هاوارد نهتنها دشمن واقعی جیمی نبود، بلکه در بسیاری از موقعیتها تلاش میکرد رفتاری منصفانه و حرفهای داشته باشد.
در ادامه نیز این شخصیت بیش از پیش جنبههای انسانی خود را نشان میدهد. او فردی دلسوز، مسئولیتپذیر و خوشنیت است که ناخواسته در میانه اختلاف عمیق جیمی و چاک گرفتار میشود. با وجود این، بخش زیادی از مخاطبان هرگز نگاه اولیه خود را نسبت به هاوارد تغییر ندادند و حتی پس از روشن شدن حقیقت نیز همچنان او را مقصر میدانستند.
در نهایت، هاوارد هملین شاید بهترین نمونه در این فهرست باشد؛ شخصیتی که سازندگان در ابتدا او را شبیه یک ضدقهرمان معرفی کردند، اما به مرور نشان دادند واقعیت کاملا متفاوت است. او بیش از آنکه یک شخصیت منفی باشد، قربانی سوءبرداشت دیگران و دشمنیهایی شد که هیچ نقشی در شکلگیری آنها نداشت. شاید به همین دلیل است که بسیاری از طرفداران بهتره با سال تماس بگیری امروز معتقدند هاوارد یکی از مظلومترین شخصیتهای تاریخ تلویزیون است؛ شخصیتی که سالها به اشتباه مورد نفرت قرار گرفت.
منبع: Collider



