نقد و بررسی بازی Nioh 3؛ تیزترین شمشیر تیم نینجا

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۸ دقیقه
نقد و بررسی Nioh 3

جدیدترین اثر استودیوی «تیم نینجا»، بازی Nioh 3، مثال قشنگی از این حقیقت است که تکرار و تمرکز روی یک سبک، راز رسیدن به کمال است.

از زمان اولین قسمت از سری Nioh، این استودیوی ژاپنی در ساخت نوع مشخصی از بازی تخصص پیدا کرده؛ آثاری که اکشن عمیق و عناصر چالش‌برانگیز را با عناصر نقش‌آفرینی الهام‌گرفته از فرمول سری سولزبورن و سیستم لوتی مشابه‌ی دیابلو ترکیب می‌کنند. قسمت دوم بهترین نمونه برای نشان دادن این است که تیم نینجا همچنان روی سبک خود متمرکز است و حتی وقتی سراغ پروژه‌های دیگری مثل Stranger of Paradise ،Wo Long یا Rise of the Ronin رفتند، دی‌ان‌ای مجموعه‌ی Nioh همچنان کاملا در آن‌ها دیده می‌شد.

حال بعد از تجربه‌ی Nioh 3، نمی‌توانم جلوی این فکر را بگیرم که شاید آن پروژه‌ها را به‌ عنوان زمین آزمایشی برای مکانیک‌هایی استفاده کرده‌اند که حالا با دقت و کیفیت بسیار بیشتری در قسمت سوم پیاده‌سازی شده‌اند. خوشبختانه به نظر می‌رسد که این فرآیند نتیجه داده چرا که Nioh 3 یک بازی فوق‌العاده و بهترین اثری است که تاکنون از این استودیوی ژاپنی تجربه کرده‌ام.

بررسی Nioh 3

بازی Nioh Collection مخصوص PS5
بازی سونی مدل دیسک بازی بلو- ری

داستانی کارراه‌انداز از تاریخ ژاپن

مثل قسمت‌های قبلی، Nioh 3 ما را به گذشته‌ی ژاپن می‌برد و وقایع تاریخی را با عناصر فانتزی برگرفته از فولکلور ژاپنی ترکیب می‌کند. این بازی از نظر داستانی کیفیت بالایی ندارد. آشفتگی روایی‌ای که اولین بازی به آن گره خورده بود، شاید تنها نقطه‌ضعف واقعی آن بود و این مشکل نه در قسمت دوم حل شد و نه در بازی فعلی، جایی که حالا به نام تنوع و کیفیت، سفر در زمان هم به بازی اضافه شده است. همچنین اگرچه بدیهی است که بازی همان دنیای بازی‌های قبلی را به اشتراک می‌گذارد، اما لازم نیست برای لذت کامل از این ماجراجویی جدید آن‌ها را بازی کرده باشید.

در این بازی در نقش تاکه‌چیو توکوگاوا (Takechiyo Tokugawa)، نوه ایه‌یاسو توکوگاوا (Ieyasu Tokugawa)، قرار می‌گیریم؛ پیش از آنکه به سومین شوگان دودمان توکوگاوا تبدیل شود. در مقدمه بازی، برادرش کونیماتسو به او خیانت می‌کند و ما فقط نظاره‌گر نابودی میراث خودمان می‌شویم. سپس به گذشته‌ای نزدیک سفر می‌کنیم؛ جایی که با نسخه‌ی جوان‌تر پدربزرگمان ملاقات می‌کنیم و تصمیم می‌گیریم به او کمک کنیم تا یوکای شیطانی‌ای را که با ایجاد مناطق آلوده‌ای به نام برزخ هرج‌ومرج به پا کرده، نابود کند. بازی ما را به دوره‌های مختلف تاریخی می‌برد تا نقشه‌های کونیماتسو را خنثی کنیم، با شخصیت‌های تاریخی متحد شویم و بعد از نجات اوضاع، به سراغ دوره بعدی برویم.

هر دوره تاریخی که از آن بازدید می‌کنیم، سناریوهای مستقلی را ارائه می‌دهد. یک شروع و یک پایان وجود دارد، هرچند ممکن است حضور ما در هر دوره کوتاه باشد. این داستان‌ها عمدتا حول محور جنگ‌های قدرت و تهاجمات نظامی می‌چرخند که در مقطعی واقعا در کشور ژاپن تأثیرگذار بوده‌اند، اما در اینجا به شدت با عناصر فانتزی ترکیب شده‌اند. به نوعی، ما کمی از حال و هوای Rise of Ronin را می‌بینیم، با این تفاوت که اعتبار تاریخی کمتر شده و لژیون‌هایی از شیاطین و دیگر موجودات افسانه‌ای به آن اضافه شده‌اند. البته که هیچ‌کس Nioh را برای داستانش بازی نمی‌کند و Nioh 3 هم تفاوتی ندارد. حیف که این موضوع تقریبا هر نوع روایت، حتی روایت محیطی را هم از بین برده است. هیچ‌چیز واقعا معنا یا اهمیت خاصی ندارد؛ همه‌چیز فقط بهانه‌ای است برای مبارزه. در نهایت بازی به یک تجربه کاملا هدف‌محور و نوعی آزمون بقا برای بازیکنانی تبدیل می‌شود که فقط می‌خواهند بجنگند و به نبرد بعدی برسند.

بررسی Nioh 3

ترکیب نینجا و سامورایی

با وجود اینکه شخصیت اصلی یک چهره‌ی تاریخی است، می‌توانیم ظاهر او را با یکی از کامل‌ترین سیستم‌های شخصی‌سازی که در سال‌های اخیر دیده‌ایم تغییر دهیم. نه اینکه خیلی مهم باشد اما حتی می‌توان حالت ایستادن شخصیت هنگام غلاف بودن سلاح‌ها یا نوع لباس زیری که هنگام حمام در چشمه‌های آب گرم می‌پوشد را هم تنظیم کرد. تاکه‌چیو علاوه بر اینکه یک مدعی شوگان‌ و عاشق نقاشی است، جنگجویی بسیار ماهر هم در هنرهای سامورایی و هم در تکنیک‌های نینجایی محسوب می‌شود. این بزرگ‌ترین ویژگی جدید Nioh 3 است. در واقع در هر لحظه و تنها با فشردن یک دکمه، می‌توانیم بین سبک سامورایی (سبک کلاسیک قسمت‌های قبلی Nioh) و سبک نینجا جابه‌جا شویم که هر کدام هم گیم‌پلی، مهارت‌ها و تجهیزات مخصوص به خود را دارند. در عمل، این یعنی ما هم‌زمان کنترل دو شخصیت کاملا متفاوت را در اختیار داریم. عنصر اصلی سیستم مبارزات بازی همچنان کی (Ki) است. هرچه ضربات بیشتری به دشمن وارد کنید، نوار کی او بیشتر تخلیه می‌شود و وقتی این مقدار به صفر برسد، می‌توانید یک حرکت بسیار قدرتمند روی دشمن اجرا کنید. کی نوعی استقامت است که بازیکن را تشویق می‌کند مدام حمله کند تا گارد دشمن شکسته شود؛ البته انجام حرکات خودمان هم همین منبع را مصرف می‌کند.

نینجا، همان‌طور که انتظار می‌رود، روی چابکی و جاخالی دادن تمرکز دارد. او می‌تواند با سرعتی برق‌آسا حرکت و حمله کند، در نبردهای هوایی مهارت زیادی دارد و اکشن مربوط به دکمه‌ی R1 شامل یک جاخالی است که می‌توان آن را با حملات ترکیب کرد و هیچ‌گونه کی مصرف نمی‌کند. این سبک بیشتر بر پایه‌ی جاخالی دادن طراحی شده تا دفاع کردن با بلاک. علاوه بر این، نینجا می‌تواند از تکنیک‌های نینجوتسو استفاده کند؛ مهارت‌هایی که شامل سلاح‌های پرتابی مثل شوریکن و کونای، تله‌هایی مانند ماکیبیشی و حتی حملات عنصری مثل دمیدن آتش می‌شوند. هر تکنیک نینجوتسو مانند یک آیتم مصرفی عمل می‌کند، با این تفاوت که با انجام برخی اقدامات دوباره شارژ می‌شود. همین موضوع باعث می‌شود بازی ما را تشویق کند بدون ترس و با خیال راحت از آن‌ها استفاده کنیم. همچنین قرار گرفتن پشت دشمنان برای نینجا اهمیت حیاتی دارد، چون از این زاویه میزان آسیب دو برابر می‌شود.

بررسی Nioh 3

در طرف دیگر، سبک سامورایی هم چند ترفند جدید به همراه دارد. در قسمت‌های قبلی Nioh این سبک بازی از همان ابتدا برای دفاع و بلاک کردن طراحی شده بود، اما در Nioh 3 یک سیستم دفع حمله یا پری (Parry) به آن اضافه شده که نه‌ تنها هنگام بازی با سامورایی نقش بسیار مهمی دارد، بلکه اجرای آن فوق‌العاده لذت‌بخش است. در واقع این از اولین مهارت‌هایی است که سامورایی در کنار چهار حالت دفاعی کلاسیک سری آزاد می‌کند. افکت تصویری و صدایی که هنگام اجرای موفق آن پخش می‌شود واقعا حس فوق‌العاده‌ای داشته و چیزی کم‌تر از پری‌های مشهور سکیرو ندارد. این سیستم در Nioh 3 تکامل مستقیمی از مکانیکی است که در Wo Long و Rise of the Ronin دیده بودیم و به سامورایی برتری بسیار مهمی می‌دهد. .

علاوه بر این، هنگام حمله و دفاع، نوار تسلط بر هنرهای رزمی پر می‌شود و وقتی به حداکثر برسد، حمله سنگین یا هنر رزمی (Martial Arts) بعدی ما قدرت بیشتری پیدا می‌کند و هیچ کی مصرف نمی‌کند. بهترین بخش ماجرا این است که بلافاصله بعد از آن می‌توانیم یک حمله سنگین یا هنر رزمی دیگر اجرا کنیم تا همان مزایا را داشته باشد؛ بنابراین اگر مهارت کافی داشته باشیم، می‌توانیم زنجیره‌ای از ضربات مرگبار بسازیم. همچنین سبک سامورایی به‌ صورت انحصاری دو مکانیک اصلی و نمادین مجموعه را حفظ کرده است که عبارتند از امکان جابه‌جایی بین سه حالت مبارزه (پایین، متوسط و بالا) که هرکدام حرکات و مهارت‌های مخصوص خود را دارند و همچنین استفاده از «پالس کی» با فشردن دکمه‌ی R1 بلافاصله بعد از حمله برای بازیابی انرژی. اگر این‌ها برای ایجاد تفاوت میان دو سبک کافی نیست، باید گفت که سامورایی و نینجا به سلاح‌های متفاوتی هم دسترسی دارند.

بررسی Nioh 3

سامورایی می‌تواند از کاتانا، کاتانای دوتایی، نیزه، تبر، اوداچی، ناگیناتای دوتایی و پنجه استفاده کند؛ در حالی که نینجا به شمشیر نینجا، شمشیرهای دوتایی نینجا، کوساریگاما، تونفا، تبرهای کوچک، اسپلیت استیو دوتایی و پنجه مجهز می‌شود. یعنی هفت سلاح برای هر شخصیت و در مجموع ۱۴ سلاح متفاوت و واقعا هیچ کلمه‌ای نمی‌تواند این حجم از محتوا را توصیف کند. در حالی که در بسیاری از سولزلایک‌ها هر نوع سلاح فقط چند حرکت متفاوت دارد، در Nioh 3 هر سلاح با درخت مهارت مخصوص خودش و ترکیب دکمه‌هایی که می‌توان شخصی‌سازی‌شان کرد، عملا یک سبک بازی کاملا مستقل محسوب می‌شود.

پیچیده‌ترین گیم‌پلی تیم نینجا

ما درباره سطحی از عمق گیم‌پلی صحبت می‌کنیم که واقعا دیوانه‌کننده است. تعداد انتخاب‌ها و امکاناتی که در اختیار بازیکن قرار می‌گیرد گاهی حتی بیش از حد می‌شود. از این نظر، هیچ سولزلایک دیگری از هیچ استودیوی دیگری حتی به گرد پای Nioh 3 نزدیک هم نمی‌شود. اما مثل کل بازی، از مشکل لایه‌های اضافی بیش از حد نیز رنج می‌برد. تلاش برای ساخت تجربه‌ای که از نظر گیم‌پلی بیش از حد غنی و پرجزئیات باشد، سیستمی را که در پایه کاملا عالی عمل می‌کند، خسته و سنگین (حداقل برای تازه‌واردان) کرده است. اینجا با دو نوع سبک مبارزه مختلف روبه‌رو هستیم، دو مجموعه جداگانه از سلاح‌ها و زره‌ها که باید دائما به‌روز نگه داشته شوند، کی که باید مدام شارژ شود، ده‌ها درخت مهارت که باید دنبال شوند، سیستم همیشگی ساخت و ساز که به هزار جور ماده‌ی اولیه نیاز دارد، پری، دفاع‌هایی برای پاک‌سازی، دفاع مخصوص حملات انفجاری که با تغییر سبک اجرا می‌شود و همچنین مهارت‌های ارواح نگهبان که وسط مبارزه باید فعال شوند. همین حالا هم تعداد مکانیک‌ها سرسام‌آور است، در حالی که هنوز همه‌شان را نگفته‌ایم.

بررسی Nioh 3

مشکل اینجاست که ذهن بازیکن همزمان درگیر دو نوع دفاع، دو سبک مبارزه مختلف و یادگیری و تجهیز کردن هر دوی آن‌هاست؛ بدون اینکه بتواند یکی را نادیده بگیرد. این موضوع در برخی باس‌ها بیشتر خودش را نشان می‌دهد چرا که بعضی ضربات تقریبا غیرقابل پیش‌بینی هستند، زیرا وسط مبارزه همه‌چیز بیش از حد شلوغ و آشفته می‌شود؛ آن هم نه به شکل درست. یک مورد بحث‌برانگیز بازی شاید وابستگی برخی سیستم‌ها به شانس باشد؛ مثل تکنیک‌های برزخ یا جادوهای هسته‌های روح. این طراحی برای متفاوت کردن تجربه هر بازیکن و طولانی‌تر کردن بازی انجام شده است و شخصا در طول تجربه‌ام مشکل خاصی با آن نداشتم، اما مخصوصا در بخش جادو، بازی عمداً دسترسی به قوی‌ترین طلسم‌ها را تا مراحل پایانی محدود می‌کند.

ایرادی دیگری که می‌توان به سیستم مبارزه گرفت این است که گیم‌پلی نینجا، چون حالت‌های مختلف مبارزه ندارد، نسبت به سامورایی ساده‌تر به نظر می‌رسد. این موضوع یک اثر منفی دیگر هم روی سلاح‌های اختصاصی نینجا گذاشته؛ چون بعضی از آن‌ها مثل تونفا یا تبرهای کوچک در نسخه‌های قبلی تنوع حرکات بیشتری داشتند. البته این همچنان یک ایراد جزئی محسوب می‌شود، چون همان‌طور که گفتم تنوع سلاح‌ها و حملات در Nioh 3 واقعا بی‌رقیب است.

بررسی Nioh 3

خود بازی هم به شکلی بسیار هوشمندانه ما را تشویق می‌کند که مدام بین دو سبک جابه‌جا شویم. اگر Nioh 2 را بازی کرده باشید، احتمالا ضدحمله یوکای را به خاطر دارید؛ مهارتی که برای مقابله با حملات دشمنانی که با هاله قرمز مشخص می‌شدند استفاده می‌کردیم. اما در Nioh 3 ضدحمله یوکای جای خود را به ضربه‌ی متقابل داده است؛ یعنی فشردن دکمه تغییر سبک در زمان مناسب. اگر این کار را درست انجام دهیم، دشمن برای چند ثانیه کاملا آسیب‌پذیر می‌شود و میزان کی او کاهش پیدا می‌کند. البته هیچ‌چیز مانع این نمی‌شود که دوباره همان دکمه را فشار دهیم و به سبک قبلی خود برگردیم. به بیان دیگر، بازی ما را مجبور نمی‌کند که فقط با سامورایی یا فقط با نینجا بازی کنیم و این صرفا به سلیقه بازیکن بستگی دارد.

با این حال شخصا از جابه‌جایی مداوم بین این دو سبک و کشف اینکه کدام روش برای هر دشمن بهتر جواب می‌دهد، حسابی لذت بردم. در ابتدا بیشتر به سمت سامورایی کشیده می‌شدم، چون برایم آشناتر بود، اما کم‌کم به نینجا هم علاقه پیدا کردم؛ چون حس بازی کردن با ریو هایابوسا از سری نینجا گایدن را می‌دهد. در هر صورت فرقی نمی‌کند کدام سبک را بیشتر دوست داشته باشیم و Nioh 3 ما را از میان چهار دوره‌ی تاریخی ژاپن، ادو، سنگوکو، هی‌آن و باکوماتسو، عبور می‌دهد. همین جابه‌جایی میان دوره‌های زمانی بهانه‌ای شده برای یکی دیگر از بزرگ‌ترین ویژگی‌های جدید Nioh 3 یعنی مناطق باز.

بررسی Nioh 3

تغییر ساختار مراحل سری به نیمه‌باز

جالب است بدانید که تیم نینجا بارها تاکید کرده که این به معنی جهان‌باز بودن بازی نیست و راستش باید حق را به آن‌ها بدهم زیرا بازی اثری جهان باز نیست، بلکه شامل چندین بخش باز مختلف است. چیزی که واقعا جذاب است، نحوه‌ی طراحی این بخش‌هاست. چون به‌ جای اینکه با یک دنیای باز وسیع و خالی طرف باشیم، انگار چند مرحله‌ی سنتی قسمت‌های قبلی را به هم چسبانده‌اند تا به نوعی یک مرحله‌ی عظیم بسازند. این موضوع کاملا حس می‌شود زیرا هر بخش باز خودش به چند منطقه‌ی مختلف تقسیم شده است.

حقیقت این است که این رویکرد فوق‌العاده جواب داده، چون نقشه‌های Nioh 3 همچنان طراحی بسیار عالی‌ای دارند. مسیرها پیچیده و تو‌در‌تو هستند، راه‌های مختلف، مسیرهای مخفی و میانبرهای زیادی وجود دارد و مهم‌تر از همه، بحث ارتفاع به خوبی در نظر گرفته شده است زیرا در Nioh 3 می‌توان پرید و حرکت روی پشت‌بام‌ها و بالا رفتن از سطوح مختلف برای بدست آوردن برتری تاکتیکی بسیار کاربردی شده است. همین موضوع درباره مخفی‌کاری هم صدق می‌کند، چون امکان خم شدن و نزدیک شدن مخفیانه به دشمنان برای حمله از پشت هم به بازی اضافه شده است.

بررسی Nioh 3

از آنجایی که هیچ جهان باز معناداری بدون عنصر اکتشاف جذابیت ندارد، اکتشاف محیط هم طراحی بسیار خوبی دارد. معمولا یک هدف روی نقشه مشخص می‌شود و ما می‌توانیم هر زمان که خواستیم و از هر مسیری که دوست داشتیم به آن برسیم. البته اگر مستقیم و بدون وقت گذاشتن برای گشت‌وگذار پیش برویم، احتمال زیادی وجود دارد که وارد مناطقی شویم که دشمنانش سطح بالاتری از ما دارند. بازیکنان حرفه‌ای احتمالا از پس این شرایط برمی‌آیند، اما برای بقیه بهترین انتخاب این است که حسابی محیط را بگردند.

دلیلش این است که بازی، در ادامه‌ی ایده‌های Wo Long، برای هر منطقه چیزی به نام سطح اکتشاف در نظر گرفته است. هرچه بیشتر محیط را جست‌وجو کنیم، یعنی پیدا کردن زیارتگاه‌ها، صندوق‌های گنج، آیتم‌های کلکسیونی و موارد مشابه، این سطح بالاتر می‌رود و پاداش‌های مختلفی مثل افزایش سلامتی، دفاع یا قدرت حمله دریافت می‌کنیم. علاوه بر این، هرچه بیشتر کاوش کنیم، آیکون‌های بیشتری روی نقشه ظاهر می‌شوند تا جایی که در بالاترین سطح اکتشاف، تمام اطلاعات نقشه آشکار می‌شود. نتیجه‌ی این طراحی، اکتشافی آزاد اما بدون حس گم‌شدن است؛ تجربه‌ای که بیشتر بر شاخه‌شاخه شدن مسیرها تکیه دارد تا صرفا دشت‌ها و محیط‌های باز گسترده، هرچند چنین مناطق بازی هم وجود دارند.

بررسی Nioh 3

برای اینکه بخش‌های کلاسیک و خطی‌تر هم در بازی جا داشته باشند، Nioh 3 بخشی به نام Crogiolo را معرفی می‌کند. این مناطق جاهایی هستند که نقشه کاملا توسط شرارت و حضور یوکای‌ها آلوده شده است. وقتی وارد این نواحی می‌شوید، قوانین بازی کمی تغییر می‌کنند و امکان پیدا کردن سلاح‌هایی با قدرت‌های انحصاری وجود دارد، دشمنان بسیار خطرناک‌تر از حالت عادی هستند و اگر نتوانید به قبر خود بازگردید، انرژی‌تان به‌ مرور تحلیل می‌رود. مناطق کوچک‌تری هم وجود دارند که بیشتر شبیه میدان مبارزه هستند؛ فضاهایی محدود با دشمنانی که موج‌به‌موج حمله می‌کنند. در کنار آن‌ها، برخی به ماموریت‌های اصلی مرتبط‌اند و باید بدون توقف تا رسیدن به باس نهایی مرحله پیش بروید. این دقیقا همان بخشی است که بازی بیشترین شباهت را به سولزلایک‌های کلاسیک پیدا می‌کند؛ به خصوص با میانبرهایی که باید باز شوند و زیارتگاه‌هایی که می‌توان کنارشان دعا کرد.

من شخصا این نوع طراحی را خیلی می‌پسندم، چون از طریق اکتشاف به شما کمک می‌کند قوی‌تر شوید و تشویقتان می‌کند هر منطقه را کاملا پاکسازی کنید. البته می‌توانم درک کنم که بازیکنانی که مراحل سنتی‌تر را ترجیح می‌دهند، شاید از ایده دنبال کردن آیکون‌های زیاد چندان خوششان نیاید به خصوص که آن حس شگفتی بعد از مدتی ممکن است کمتر شود اما باید قبول کرد که Nioh 3 از نظر فعالیت‌های مرتبط با آیکون‌های نقشه تنوع فوق‌العاده‌ای دارد. پایگاه‌های دشمن، مجسمه‌های جیزو، چشمه‌های آب گرم، دشمنان قدرتمندتر از حالت عادی، استادان مهارت و البته آیتم‌های کلکسیونی مثل کوداماهای معروف یا تازه‌واردهایی مثل سونکو‌سوری که باید تعقیبشان کنیم یا چیجیکوهای بامزه که ما را مجبور می‌کنند مهارتمان در استفاده از سلاح‌های دوربرد را ثابت کنیم، همگی ارزش امتحان کردن را دارند.

بررسی Nioh 3

از نظر طراحی دشمنان، علاوه بر دشمنان دو نسخه قبلی، تعداد زیادی یوکای و باس جدید هم اضافه شده‌اند. شما به‌ سختی می‌توانید به شکست دادن یک گروه دشمن عادت کنید، چون بازی بلافاصله دشمنان جدید معرفی می‌کند. دشمنان در همه اندازه‌ها و شکل‌ها وجود دارند؛ سریع، کند، ترسناک و همگی با طراحی فوق‌العاده و الهام‌گرفته از اسطوره‌های سنتی ژاپنی و شاید این یکی از بهترین مجموعه دشمن‌هایی باشد که تاکنون در یک بازی ویدیویی دیده‌ام و از این نظر حتی هم‌سطح آثاری مانند سری سولز است.

علاوه بر این، تقریبا تمام این فعالیت‌ها به شکلی به بازیکن پاداش می‌دهند؛ بنابراین مدام در حال بدست آوردن چیزهای جدید از جمله امتیاز برای باز کردن مهارت‌های سلاح‌ها، هسته‌ی دشمنان که مثل Nioh 2 می‌توانیم از آن‌ها برای احضار دشمنان استفاده کنیم و موارد دیگر هستیم. یکی از ویژگی‌های جدید محبوب هم مهارت‌های سامورایی، نینجا و جنگجو است. این‌ها مهارت‌های پسیوی هستند که می‌توانیم آن‌ها را پیدا کرده و با استفاده از متون خاصی که در حین اکتشاف به دست می‌آوریم فعال کنیم. تعدادشان بسیار زیاد است و افکت‌های فوق‌العاده متنوعی دارند؛ به همین دلیل لایه دیگری از شخصی‌سازی برای ساخت بیلد شخصیت به بازی اضافه می‌کنند. مثلا می‌توانیم چند مهارت را فعال کنیم که به جاخالی نینجا ویژگی‌های اضافی بدهند؛ مثل پرتاب شوریکن یا پاک‌سازی قلمروهای یوکای هر بار که جاخالی را با موفقیت انجام می‌دهیم.

بازگشت مشکل همیشگی مجموعه

بررسی Nioh 3

و حالا که صحبت از بدست آوردن آیتم شد، باید درباره لوت هم حرف بزنیم. چون به نظر من، سیستم لوت در Nioh 3 همچنان یک مشکل محسوب می‌شود. از یک طرف، حس هیجان دائمی پیدا کردن تجهیزات و سلاح‌های بهتر واقعا لذت‌بخش است، اما از طرف دیگر حجم آن بیش از حد زیاد است و تقریبا هیچ دشمنی را پیدا نمی‌کنید که بعد از شکست، دو یا چند آیتم به شما ندهد. مخصوصا که بازی باید برای دو شخصیت مختلف آیتم بیندازد. البته چند قابلیت جدید اضافه شده تا این مشکل کمی قابل‌تحمل‌تر شود؛ مثل جمع‌آوری خودکار آیتم‌ها یا امکان حذف اتوماتیک وسایل با درجه کمیابی مشخص. اما باز هم کافی است کمی حواستان پرت شود تا اینونتوری‌تان پر از صدها آیتم بی‌استفاده شود و مجبور شوید هر نیم ساعت زمان زیادی را صرف انتخاب و فروش آشغال‌ها کنید. روندی که در نهایت به آن عادت می‌کنید، اما همچنان خسته‌کننده باقی می‌ماند. در نهایت بازیکن مجبور می‌شود تصمیم‌های سریع و سطحی بگیرد؛ مثلا فقط به عدد کلی دفاع توجه کند تا مشخص شود چه چیزی را نگه دارد و چه چیزی را دور بیندازد. حداقل تا زمانی که ناگهان به یک دیوار غیرقابل عبور و همان باس غیرمنتظره‌ای برخورد کند که مجبور می‌کند برای هر ۰.۱ امتیاز اضافه، همه‌ی تجهیزاتتان را دوباره مرور کنید.

طبق سنت همیشگی، Nioh 3 هیچ درجه سختی قابل انتخابی ندارد. البته پس از تمام کردن بازی که اگر اهل گشت و گذار باشید، حداقل بالای 50 ساعت طول می‌کشد، درجه‌های سختی جدیدی باز می‌شوند که تغییرات مهمی دارند؛ از جمله آیتم‌هایی با درجه کمیابی بالاتر اما به طور کلی با اثری روبه‌رو هستیم که کاملا در دسته‌ی بازی‌های سخت قرار می‌گیرد و اگر لحظه‌ای حواستان به نوار سلامتی و کی نباشد، دشمنان بی‌رحمانه عمل می‌کنند و فقط با یکی دو ضربه شما را از پا درمی‌آورند. البته عنصر اکتشاف در این نسخه تاثیر زیادی روی تجربه بازی دارد. در مورد من، چون قبل از پیشروی تقریبا تمام مناطق نقشه را کامل پاکسازی می‌کردم، حس کردم تجربه‌ی بازی نسبت به Nioh 2 کمی قابل‌تحمل‌تر شده است. اما مراقب باشید این موضوع شما را گول نزند؛ اینجا مثل Wo Long نیست که اگر حسابی محیط را بگردید بازی آسان شود. در Nioh 3 حتی وقتی ۲۰ لول بالاتر از سطح پیشنهادی مراحل هم باشید، باز هم بعضی باس‌ها حسابی شما را له خواهند کرد. البته تجربه‌ی کوآپ بازی می‌تواند کار را راحت‌تر هم کند.

بررسی Nioh 3

علاوه بر این، امکان به جا گذاشتن یک روح از شخصیت شما وجود دارد تا بازیکنان دیگری که نیاز به کمک دارند، بتوانند آن را احضار کنند. این یک سیستم احضار مشابه چیزی است که معمولا در بازی‌های سبک سولز می‌بینیم، با این تفاوت که در اینجا، یک نسخه کنترل‌شده توسط هوش مصنوعی از شخصیت شما احضار می‌شود. ما نیز به نوبه خود، برای هر بار استفاده شدن و پیروزی بدست آمده توسط روح شخصیتمان پاداش دریافت می‌کنیم که ایده‌ای بسیار هوشمندانه است.

همچنین باید درباره‌ی استفاده‌ی دوباره از دارایی‌های آثار قبلی هم صحبت کرد، چون تیم نینجا باز هم بدون هیچ خجالتی سراغ عناصر بازی‌های قبلی رفته است. دشمنان، باس‌ها، مهارت‌ها، سلاح‌ها و موارد دیگر بعضا کپی هستند. تا حدی این موضوع منطقی است، چون بالاخره با قسمت سوم یک مجموعه طرف هستیم و با اینکه در Nioh 2 کمی در این کار زیاده‌روی کرده بودند با این حال، اینجا کمتر آزاردهنده است، زیرا Nioh 3 تعادل نسبتا خوبی میان محتوای قدیمی و ویژگی‌های جدید برقرار کرده؛ ویژگی‌هایی که همان‌طور که دیدیم، اصلا کم هم نیستند.

از نظر بصری، Nioh 3 ظاهر بسیار خوبی دارد و بیشتر از همه به لطف طراحی هنری فوق‌العاده‌ی شخصیت‌ها، محیط‌ها و دشمنان می‌درخشد. اما برای یک بازی نسل نهمی، احساس می‌کنم پیشرفت آن نسبت به Nioh 2 که در اصل برای پلی‌استیشن 4 منتشر شده بود، چندان چشمگیر نیست. با این حال برخی محیط‌ها جزئیات بسیار خوبی دارند، یوکای‌های جدید بسیار زیبا طراحی شده‌اند و تنها چند افت فریم کوتاه و گذرا مانع از آن می‌شود که بازی را از نظر بهینگی فنی بی‌نقص بدانیم. جایی که واقعا هیچ ایراد خاصی نمی‌توان گرفت، موسیقی بازی است. آکیهیرو مانابه (Akihiro Manabe)، که پیش‌تر در Nioh 2 نشان داده بود آهنگسازی بسیار بااستعداد است، این بار هم چه در قطعات آرام و چه به‌ویژه در موسیقی مبارزه با باس‌ها عملکرد فوق‌العاده‌ای ارائه داده است. افکت‌های صوتی نیز کیفیت بسیار خوبی دارند و بازخوردهای مهمی به بازیکن در مبارزات می‌دهند.

بررسی Nioh 3

جمع‌بندی

تیم نینجا، با پیروی از فلسفه‌ای که در ابتدای مقاله به آن اشاره شد، آن‌قدر روی فرمول Nioh کار کرده، تغییر داده، اضافه کرده و تکاملش داده، تا بالاخره به بهترین نتیجه ممکن برسد و بهترین قسمت مجموعه را بسازد. به لطف تمام چیزهایی که در قسمت‌های قبلی پایه‌گذاری شده و همچنین ویژگی‌های جدید Nioh 3، حالا با کامل‌ترین بازی این استودیو و عمیق‌ترین سیستم گیم‌پلی آن روبه‌رو هستیم که مانند آش خوشمزه‌ای از از ایده‌ها و مکانیک‌هاست؛ عمقی که گاهی واقعا سرسام‌آور می‌شود و گاهی استاندارد جدیدی برای ژانر سولزلایک تعریف می‌کند. این بازی در واقع نوعی جمع‌بندی کامل از تمام چیزهایی است که کوئی تکمو طی ده سال اخیر ساخته است.

4.5
از ۵
نکات مثبت
  • عمیق‌ترین گیم‌پلی‌ای که در سری Nioh دیده‌ایم
  • تغییر به ساختار نیمه‌جهان‌باز در کنار حفظ کیفیت طراحی مراحل
  • حجم عظیم محتوا
نکات منفی
  • داستان بازی پتانسیل پرداخت بیشتری دارد
  • حجم بیش از حد لوت و مشکل در مدیریت آن
  • استفاده‌ی بیش از حد از دارایی‌های گرافیکی آثار قبلی

صفحه‌ی اصلی بازی دیجی‌کالا مگ | اخبار بازی، تریلرهای بازی، گیم‌پلی، بررسی بازی، راهنمای خرید کنسول بازی

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

۲ دیدگاه
  1. محمد مهدی

    واقعا فقط بلده کپی کنه نیوه سه، انگار نیوه یک و دو رو ریختی توی یه دیگ هم زدی ،این چیه باس هارو هم بعضیا رو از اون قبلیا گرفتی ابتیمازیشن روی پیسی که افتضاحه من با 3070ti اصلا نتونستم بازی کنم،

    درکل بهترین نسخه این سری همون نیوه یک هست

  2. شاهین

    دمت گرم جالبه من این بازی نسخه یک اش همون بخش اولش گیر کردم دیدم کار من نیست با اینکه من صبر و حوصله زیاد دارم ولی بازی سختی است به طور کلی هر چند بازی های سولز لایک شعارش همین است آنقدر شکست بخور تا اینکه اب دیده بشی و پیروزی برات شیرین بشه و عادت کنی

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X