از جنگ ستارگان تا جاده مالهالند؛ زنان تدوینگر و تاریخ پنهان هالیوود

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۶ دقیقه
از جنگ ستارگان تا جاده مالهالند؛ زنان تدوینگر و تاریخ پنهان هالیوود

اصطلاح مشهوری در سینما هست که می‌گوید: «فیلم‌ها سه‌بار ساخته می‌شوند؛ یک‌بار در ذهن نویسنده، یک‌بار سر صحنه فیلم‌برداری و بار آخر در اتاق تدوین.» اما چقدر با اهمیت این مرحله نهایی آشنا هستیم؟ مقاله حاضر، داستان ناگفته زنانی است که پشت شاهکارهای بزرگ تاریخ سینما، از «جنگ ستارگان» (Star Wars) تا «جاده مالهالند» (Mulholland Drive)، ایستاده‌اند؛ کسانی که نه‌تنها تصاویر را کنار هم چیدند، بلکه ساختار روایی سینمای مدرن را شکل دادند. این مقاله با نگاهی منتقدانه به بررسی چالش‌ها، مهارت‌ها و جایگاه این زنان در صنعت مردسالار هالیوود می‌پردازد.

جایی که شعر به زبان سینما نوشته می‌شود

در صنعتی که عمدتا تحت سلطه مردان بوده است، زنان بسیاری خود را وقف هنر تدوین و البته مدیریت غرور کارگردانان کرده‌اند تا برخی از تحسین‌شده‌ترین و ماندگارترین آثار کلاسیک پرده نقره‌ای را خلق کنند.

یک اصطلاح معروف است که می‌گوید پشت سر هر کارگردان بزرگی یک تدوینگر بزرگ ایستاده است؛ و همان‌طور که بزرگداشت اوایل این ماه برای زنده‌یاد مارشا لوکاس (بزرگداشتی بود برای تدوینگر برنده اسکار اپیزودهای ۴ تا ۶ «جنگ ستارگان» (Star Wars) و همسر سابق خالق او، جورج لوکاس) به ما یادآوری کرد، آن تدوینگر اغلب یک زن است. در صنعتی که از نظر تاریخی مردسالار بوده، این رابطه سنتی و آشنا در هالیوود، همان جریان پنهانی است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن گذشت.

نمایی از مارشا و جورج لوکاس پشت صحنه جنگ ستارگان

این موضوع به دهه‌ها قبل بازمی‌گردد. در دوران موج نوی هالیوود که فضایی بسیار مردانه داشت، دده آلن با آرتور پن در فیلم «بانی و کلاید» (Bonnie and Clyde) و با سیدنی لومت در «بعدازظهر سگی» (Dog Day Afternoon) همکاری کرد، و تلما شونمیکر تدوین فیلم‌های «گاو خشمگین» (Raging bull)، «سلطان کمدی» (The King of Comedy) و «رفقای خوب» (Goodfellas) را برای مارتین اسکورسیزی انجام داد که البته کارنامه هنری شونمیکر به این فیلم‌ها محدود نمی‌شود. فیلم «لورنس عربستان» (Lawrence of Arabia) ساخته دیوید لین شاید هیچ شخصیت زن دیالوگ‌داری نداشت، اما یک اسکار تدوین برای آن وی. کوتس در سال ۱۹۶۲ به ارمغان آورد. آن باچنز نیز در سال ۱۹۳۴، یعنی همان سالی که شاخه تدوین به جوایز اسکار اضافه شد، برای فیلم «کلئوپاترا» (Cleopatra) نامزد شد و در سال ۱۹۴۰ برای فیلم «پلیس سوار نظام شمال غرب» (North West Mounted Police) ساخته سیسیل بی. دمیل، به اولین برنده زن این جایزه تبدیل شد.

کتاب George Lucas اثر Brian Jay Jones انتشارات Headline

اغلب تصور میشد زنان زمانی که از دیگر نقش‌های خلاقانه سینما کنار گذاشته شدند، به اتاق تدوین راه یافتند؛ در واقع فکر می‌کردند تدوین کاری یکنواخت است که به مهارت خاصی نیاز ندارد و البته با شکل‌گیری سیستم استودیویی مردسالار، تدوینگران زیردست تهیه‌کننده و کارگردان محسوب می‌شدند.

اما این شاید تمام داستان نباشد. جی. ای. اسمیت استاد تاریخ در دانشگاه واریک می‌گوید: «در دوران سیستم استودیویی، تدوین یک کار بدون مهارت تلقی نمی‌شد. زنان بهترین تدوینگران سیستم استودیویی بودند؛ بسیاری از آن‌ها پیش‌زمینه موسیقی داشتند که به آن‌ها در یافتن ریتم و جریان فیلم کمک می‌کرد.»

تصویری از آن وی. کوتس در اتاق تدوین

«تدوینگران دستمزد خوبی می‌گرفتند، در موقعیت‌های ارشد بودند و اغلب سر صحنه حاضر می‌شدند تا مراقب اشتباهات کارگردان باشند. باربارا مک‌لین [رئیس بخش تدوین کمپانی فاکس قرن بیستم] پس از اینکه کارگردان پروژه را ترک می‌کرد، نماهای نزدیک را خودش فیلم‌برداری می‌کرد. معمولا تهیه‌کنندگان برای نسخه نهایی فیلم به دیدگاه تدوینگر گوش می‌دادند.»

تدوینگران می‌توانستند تاثیر خلاقانه چشمگیری بر نتیجه نهایی بگذارند. اسمیت می‌گوید: «ویولا لارنس فیلم «بانویی از شانگهای» (The Lady from Shanghai) را نجات داد، و بدون مک‌لین، فیلم «همه‌چیز درباره ایو» (All About Eve) به یک فاجعه تبدیل می‌شد؛ چون جوزف ال. منکیه‌ویچ کارگردان، بیش از حد احساساتی بود. مک‌لین می‌گفت او ساده‌لوح است.»

همکاری میان یک کارگردان و یک تدوینگر اغلب برای دستیابی به موفقیت خلاقانه در بلندمدت حیاتی است. جاستین رایت تدوینگر فیلم‌های «آخرین پادشاه اسکاتلند» (The Last King of Scotland) و «بانوی آهنی» (The Iron Lady)، می‌گوید رابطه بین کارگردان و تدوین‌گر به اعتماد و چشم‌انداز مشترک بستگی دارد: «همه چیز به این برمی‌گردد که چقدر پذیرای پیشنهادات دیگری هستید و در بیان نظرات خود صداقت دارید. در عین حال، باید نسبت به آسیب‌پذیری‌های یکدیگر نیز حساس و ملاحظه‌کار بود. از آنجا که در مرحله تدوین ما یک قدم از مرحله نگارش فیلم‌نامه و هیاهوی فیلم‌برداری فاصله داریم، تدوینگر می‌تواند چیزهایی را ببیند و نکاتی را بفهمد که ممکن است از چشم کارگردان پنهان مانده باشند؛ اما این حق برای کارگردان هم وجود دارد که از اثر خود دفاع کند. به خاطر ساعت‌های طولانی که تدوین‌گر و کارگردان کنار هم سپری می‌کنند، بسیار مهم است که از هم‌نشینی با یکدیگر لذت ببرید.»

عجیب‌ترین حقایق درباره‌ی دیوید لینچ؛ از موش‌های مرده در فریزر تا تنفر از میزهای بزرگ

نمونه مارسیا و جورج لوکاس ثابت می‌کند، پیوندهای خلاقانه گاه می‌تواند ابعادی شخصی داشته باشند و زندگی مشترک را هم در بر بگیرد. ماری سویینی تدوینگر فیلم‌های «بزرگراه گمشده» (Lost Highway) و «جاده مالهالند» (Mulholland Drive)، مدت کوتاهی هم همسر دیوید لینچ کارگردان و هم همکارش بود. او می‌گوید: «دیوید تنها کسی بود که هم‌زمان با همکاری حرفه‌ای، درگیر رابطه شخصی هم بودیم. ما چندین سال قبل از اینکه رابطه‌ عاطفی میان‌مان شکل بگیرد، با هم کار می‌کردیم. کار مشترک، زندگی مشترک و بزرگ کردن فرزندمان پس از تولد، همه چیز مثل یک رویا بود. ما یک رابطه حرفه‌ای بسیار پربار داشتیم. ما خوش‌شانس بودیم، اما مطمئن نیستم که ترکیب زندگی حرفه‌ای و شخصی همیشه جواب بدهد.»

تصویری از ماری سویینی و دیوید لینچ

سوال کلیدی که پیش می‌آید این است که آیا به تدوینگران زن نگاهی جنسیتی وجود دارد؟ آیا استخدام آن‌ها ریشه در این دیدگاه سنتی دارد که زنان روحیه سازگارتری دارند، یا اینکه قرار است این تدوین‌گران زن صرفا ایده‌های هنری کارگردانان مرد به اصطلاح نابغه خود را بدون بحث اجرا کنند؟ شونمیکر با فروتنی گفته است که او با نابغه‌های زیادی کار می‌کند و تصور مخالفت با اسکورسیزی هم به خنده‌اش می‌اندازد؛ او تاکید می‌کند که هیچ‌وقت چیزی خارج از چارچوب مد نظر اسکورسیزی را پیش چشم او نمی‌گذارد. او در ادامه اشاره کرد که شاید زنان در ورود به عرصه تدوین موفق‌تر از کارگردانی بوده‌اند چون «احتمالا در همکاری با کارگردانان بهتر عمل می‌کنند.» از سوی دیگر، کوئنتین تارانتینو از سالی منکه، تدوینگر فقید خود، به عنوان زنی با نگاه و رویکرد مادرانه یاد کرده است و توضیح داده که احساس می‌کرد یک تدوین‌گر زن «بیشتر مثل دایه‌ دلسوز فیلم است و هوای آن را دارد؛ کسی که هیچ‌وقت سعی نمی‌کند ساز خودش را بزند یا در زمان اختلاف‌ بر سر ایده‌های خلاقانه حرف خود را به کرسی بنشاند.»

سویینی با این نظر مخالفت می‌کند و می‌گوید: «من سهم و نقش او در فیلم را با صفت مادرانه و حمایت‌گر توصیف نمی‌کنم..» او در واقع منکه را یک تدوینگر بزرگ می‌داند که ویژگی بارز او «درک عمیق از شخصیت‌پردازی و تداوم ساختار، حس فوق‌العاده قوی از ریتم و زمان‌بندی موسیقایی، و انضباط و تعهدی سرسختانه به کار بود.» (البته برای دفاع از تارانتینو باید گفت که او منکه را «همکار شماره یک» خود نیز نامیده بود.)

ماریانا مورس تدوینگر فیلم و تلویزیون می‌گوید: «آنچه همچنان مرا ناامید می‌کند، عدم تعادل در رهبری خلاقانه است. وقتی به نامزدی‌های بفتا یا اسکار نگاه می‌کنیم، این غیرقابل انکار است که هنوز هم ریاست بخش‌های مختلف برعهده مردها گذاشته می‌شود. من اخیرا روی پروژه‌ای کار کردم که تمام دستیاران در بخش پس از تولید زن بودند، در حالی که تدوینگر، تهیه‌کننده پس از تولید، آهنگساز، طراح صدا، ناظر جلوه‌های ویژه و تدوینگر جلوه‌های ویژه همگی مرد بودند. گاهی این حس به آدم دست می‌داد که این کارها جذاب‌ترین بخش فیلم‌سازی هستند و انگار حیاط‌خلوتی است که فقط پسرها اجازه‌ی ورود به آن را دارند.»

اما زنانی که با آن‌ها گفتگو کردم، زیر بارِ برچسب «هنرمندان سرخورده» نرفتند؛ آن‌ها بر وفاداری و تعهد خود به حرفه‌ تدوین، به عنوان یک هویت هنری مستقل تاکید داشتند. سویینی می‌گوید: «من در همان نگاه اول عاشق تدوین شدم. تدوین با هر دو بخش مغز من صحبت می‌کرد؛ مهارت‌های فیزیکی، لمسی و حسی از یک سو، و توانایی نقاشی، مجسمه‌سازی و رویاپردازی یک داستان در قالب تصاویر با استعاره‌های بصری از سوی دیگر.»

سویینی کلام خود را با لحنی شاعرانه به پایان می‌رساند: «تدوین، بازنویسی نهایی است؛ جایی که شعر به زبان سینما نوشته می‌شود. فیلم یا در اتاق تدوین ساخته می‌شود و یا از بین می‌رود.»

منبع: The Guardian

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

یک دیدگاه
  1. .

    متن می تونست فارغ از هر جنسیتی پیش بره و ادای احترامی باشه به بزرگان تدوین که در این سال ها با همه ی کاستی ها به جلو رفتند و تلاش کردند برای جایگاه هرچه بهتر زنان در سینما
    اما گاردین دیگه همه می شناسند نگاهش چیه و چه فکری تو ذهنش هست !

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X