بازسازی، دنباله، اسپینآف؛ چرا هالیوود به این کلمات حساس شده است؟
به فیلمی که پس از وقایع فیلم قبلی اتفاق میافتد، همان شخصیتها را دارد و همان تیم سازنده هم رویش کار کردهاند، چه میگویند؟ همهامان جوابش را میدانیم؛ اما این یک سؤال واقعی است که مدیران بازاریابی استودیوهای فیلمسازی را به ستوه آورده است. با افزایش نگرانی مخاطبان از تمایل هالیوود به برگرداندن آیپیهای قدیمی و ساخت دنبالهها، بازسازیها و بازراهاندازیها (Reboot)، وبسایت «ورایتی» سراغ این مسئله رفته تا ببیند چرا کلماتی مانند «دنباله»، «بازسازی» و «بازراهاندازی» در هالیوود به تابو تبدیل شدهاند.
بر کسی پوشیده نیست که صنعت سرگرمی برای بقا به بازسازیها، اسپینآفها و پیشدرآمدها متکی است. «فیلم ترسناک» (Scary Movie) که امسال با قسمت ششم از این مجموعه فیلمهای ترسناک-پارودی به سینماها آمده، دقیقا بر همین ایده متکی است. اما به جای آنکه این فیلم، «فیلم ترسناک ۶» نامیده شود، اصطلاح ساختگی «بازدنباله» (Rebootquel) را برایش به کار میبرند. اما چرا هالیوود اینقدر به این اصطلاحات حساس است؟
مارک وینستاک، مدیر اجرایی بازاریابی و توزیع باسابقهای که اخیراً بر روی پروژهی فیلم «اتاقهای پشتی» (Backrooms) شرکت A24 مشاوره داده و تهیهکنندهی اجرایی «فیلم ترسناک» هم بوده، میگوید: «مخاطبان طوری بار آمدهاند که فکر کنند «دنباله» یعنی تکلیف. مردم چیز جدیدی میخواهند، بنابراین وقتی «۲»، «۳» یا «۴» را در عنوان قرار میدهید، با نارضایتی مواجه میشود. «بازراهاندازی» هم اینطور القاء میکند که انگار فیلمی قبلاً جواب نداده است و حالا ما قصد داریم دوباره آن را بسازیم. «بازسازی» هم همینطور است. مردم میگویند «شما فقط چیزهایی را که قبلاً دیدهایم بازیافت میکنید.»

فیلم «اتاقهای پشتی» با ایدهی تازهاش و فروش بیش از ۳۰۰ میلیون دلاری در گیشهی جهانی، به پدیدهی این روزهای هالیوود تبدیل شده است.
بنابراین، استودیوها روشهای جدیدی را برای قالب کردن همان محتوا تحت عنوانی دیگر آزمایش کردهاند. به عنوان مثال، سونی اصرار دارد که «تسویه اجتماعی» (The Social Reckoning) دنبالهای برای فیلم «شبکه اجتماعی» (The Social Network)، درام برندهی اسکار این استودیو در سال ۲۰۱۰ درباره ظهور فیسبوک، نیست. بلکه «یک اثر مکمل» بر این فیلم به حساب میآید.
درست است که یک کارگردان جدید روی این اثر مکمل کار کرده (آرون سورکین، فیلمنامهنویس فیلم اصلی، جای کارگردان فیلم اول یعنی دیوید فینچر را گرفته) و یک بازیگر جدید هم نقش مارک زاکربرگ را بازی میکند (جرمی استرانگ جایگزین جسی آیزنبرگ شده که پیشنهاد بازی در این فیلم را رد کرد). اما این فیلم، که در ماه اکتبر اکران خواهد شد، توسط همان استودیو ساخته شده است و چندین نفر از عوامل پشت صحنه هم برای روایت حماسهی تاریک پلتفرم رسانههای اجتماعی بازگردانده شدهاند. حتی تریلر تازه منتشر شده با همان آهنگ تم خاطرهانگیز و فراموشنشدنی فیلم اول به پایان میرسد.

سونی در تبلیغات خود برای فیلم «تسویه اجتماعی» اصرار دارد که این فیلم دنبالهی «شبکه اجتماعی» به حساب نمیآید؛ بلکه یک اثر مکمل است.
سونی تنها استودیویی نیست که دارد از خودش خلاقیت نشان میدهد تا مردم را متقاعد کند فیلمهایشان فقط تکرار مکررات گذشته نیستند. دیزنی اصرار داشته که اقتباسهای لایواکشن از انیمیشنهای کلاسیک مانند «علاءالدین» (Aladdin) و «دیو و دلبر» (Beauty and the Beast)، نه بازسازی، که «بازآفرینی» (Reimaginings) خوانده شوند. A24 از همین کلمه برای توصیف فیلم جدید کارگردان «وسواس» (Obsession) یعنی کری بارکر، استفاده کرده است. بارکر میخواهد نسخهی خودش را از فیلم کلاسیک ترسناک محصول ۱۹۷۴، یعنی «کشتار با اره برقی در تگزاس» (The Texas Chainsaw Massacre) بسازد. یونیورسال به جای «گردباد ۲»، دنبالهی فیلم ۱۹۹۶ «گردباد» (Twister) را که سال ۲۰۲۴ آمد، با نامی تقریباً یکسان به سینماها فرستاد، یعنی «گردبادها» (Twisters)؛ چون ستارههای فیلم اصلی برای دنبالبازیهای بیشتر با طوفان برنگشتند.
یکی از مدیران بازاریابی میگوید: «تمایلی به این وجود دارد که روی چیزی که تازه و لایق کشف شدن است تمرکز کنند…اگر چیزی بازسازی یا بازراهاندازی باشد، با خودتان فکر میکنید قبلاً آن را دیدهام. [اما] اگر بازآفرینی باشد، با خودتان فکر میکنید حالا میخواهم ببینم با آن چه کردهاند.»
اما دستهبندی بعضی از فیلمها واقعاً دشوار است. فیلم کمدی-اکشن «آناکوندا» (Anaconda) محصول ۲۰۲۵ سونی، آنقدر مِتا بود که نمیتوان آن را به عنوان یک بازسازی یا دنباله طبقهبندی کرد. این فیلم با بازی جک بلک و پاول راد، داستان دوستانی را روایت میکند که برای دنبال کردن رویای کودکیاشان، یعنی بازسازی فیلم محبوبشان «آناکوندا» محصول ۱۹۹۷، به دل جنگل میزنند.
تلاش برای فاصله ایجاد کردن بین فیلم قبلی و فیلم جدید همیشه جواب نمیدهد. لاینزگیت سعی کرد اسپینآفِ سری «جان ویک» با بازی آنا دِآرماس، یعنی فیلم «بالرین» (Ballerina)، را بدون برجسته کردن ارتباط بین آنها، به بازار عرضه کند. اما وقتی دادههای آماری، خبر از میزان آگاهی پایین مخاطبان از فیلم داد و فروش ضعیفی را در گیشه برای «بالرین» پیشبینی کرد، استودیو مجبور شد یک ضمیمهی دست و پا گیر به عنوانِ فیلم اضافه کند و روی همهی پوسترها عبارت «از دنیای جان ویک» را بچسباند.
از سوی دیگر، آمازون امجیام با رویکرد بامزهای سراغ نامگذاری دنبالهی فیلم علمی-تخیلی «توپهای فضایی» (Spaceballs) ساختهی مل بروکس در سال ۱۹۸۷ رفته است. مدتها بود که به شوخی میگفتند میخواهند نام این دنباله را «توپهای فضایی ۲: در جستجوی پول بیشتر» (Spaceballs 2: The Search for More Money) بگذارند؛ اما عنوان واقعی این دنباله، که سال ۲۰۲۷ اکران خواهد شد، «توپهای فضایی: نسخه جدید» (Spaceballs: The New One) است.

پس از دادههای ناامیدکننده از تبلیغ فیلم «بالرین» به عنوان یک فیلم مستقل، استودیو لاینزگیت مجبور شد برای ایجاد ارتباط بین «بالرین» و سری «جان ویک» به جای کلمهی «اسپینآف» عبارت «از دنیای جان ویک» را به تمام پوسترها و تبلیغات اضافه کند.
بخشی از بیزاریِ هالیوود از به کار بردن کلماتی چون بازسازی و دنباله این است که استودیوها نمیخواهند مخاطبان فکر کنند آنها از ریسک میترسند یا بیش از حد تنبل شدهاند و به جای سرمایهگذاری روی ایدههای جدید، مدام آیپیهای قدیمیاشان را برمیگردانند. مشخصاً آشنا بودن با یک آیپی میتواند مردم را به سمت سینماها سوق بدهد، اما مدیران اجرایی احساس میکنند که بازراهاندازی و بازسازی همیشه به درستی جاهطلبیهای هنری فیلمهایی را بازتاب نمیدهد که یک دنیای شناختهشده را به مسیری تازه میبرند. مخصوصاً، حساسیتها نسبت به «بازراهاندازی» بیشتر هم هست؛ زیرا بازراهاندازی یعنی انگار شما دارید یک اثر قدیمی را از روی طاقچه برمیدارید، خاکش را میگیرید و دوباره به مخاطب قالب میکنید؛ درحالی که فرقهای اساسی بین اثر قدیمی و جدید وجود دارد.
نگرانیهای هالیوود پس از انتشار تحقیقی در سال ۲۰۲۴ تشدید هم شد. این تحقیق نشان میدهد که ۷۵٪ از مخاطبان نسل زد تماشای محتوای تازه و اورجینال را به بازسازیها یا فرنچایزها ترجیح میدهند. توجه به سلیقهی زد مهم است؛ زیرا آنها اکنون پرجمعیتترین گروه سنی را تشکیل میدهند که به سینما میروند و طبق گزارش فاندانگو، سالانه نسبت به بزرگترها فیلمهای بیشتری را در سینماها تماشا میکنند. البته اینطور نیست که سینماروهای جوانتر با فیلمهای آشنا مخالف باشند. بالاخره، فیلم «اتاقهای پشتی»، که حالا پرفروشترین فیلم تاریخ A24 است، کاملِ کامل هم اورجینال نیست و آیپی به حساب میآید؛ اما مخاطبان فقط به این دلیل که یک آیپی یا فرنچایزی قبلاً محبوب بوده، حاضر نیستند برای قسمتهای جدید هم به سینما بروند. یک مدیر اجرایی بازاریابی میگوید: «همه تلاش میکنند تا با مخاطبان جوانتر که کمی بدبینتر هستند، ارتباط برقرار کنند. آنها [مخاطبان نسل زد] از ریسکهای هنری لذت میبرند.»
وقتی پارامونت برای اکران دومین فیلم «تاپ گان» (Top Gun) آماده میشد، این استودیو عنوان «تاپ گان: ماوریک» (Top Gun: Maverick) را به جای «تاپ گان ۲» انتخاب کرد تا آن گروه از مخاطبانی را که فیلم اصلی ۱۹۸۶ را ندیده بودند، از دست ندهد؛ با اینکه هر دو فیلم دربارهی شخصیت پیت میچل ملقب به ماوریک هستند که تام کروز نقش او را بازی میکند.

پس از بازراهاندازی موفق مجموعه فیلمهای اسلشر «جیغ» با فیلمی به همین نام در سال ۲۰۲۲، استودیو دوباره به گذاشتن اعداد در عنوانِ فیلم بازگشت. اما معلوم نیست چرا برای «جیغ ۶» یکدفعه از اعداد رومی در عنوان استفاده کرد.
این استودیو همچنین برای مجموعه فیلمهای «جیغ» (Scream) ایدهی تازهای داشت. فیلم پنجم از این فرنچایز اسلشر سال ۲۰۲۲ آمد؛ اما به جای آنکه «جیغ ۵» نامیده شود، پارامونت این بازراهاندازی را به تنهایی «جیغ» نامید. جدیدترین قسمت از سری «فیلم ترسناک» هم، که برادران وینز را پس از ۲۵ سال غیبت به سری بازگردانده، عددها را کنار گذاشته و به سادگی «فیلم ترسناک» نام دارد. وقتی مخاطبان جوانتر جذب شدند و «جیغ» با موفقیت این مجموعه را احیاء کرد، استودیو برای «جیغ ۶» (Scream VI) در سال ۲۰۲۳ و «جیغ ۷» که امسال میلادی آمد، به اعداد در عنوان فیلم بازگشت. هرچند معلوم نیست چرا استودیو یکدفعه برای نامگذاری «جیغ ۶» از اعداد رومی استفاده کرد.
با اینکه به نظر میرسد این روزها فیلمهای کمتری در عنوان خود عدد دارند، اما گاهی اوقات این ارتباط مفید است، به خصوص وقتی که با فیلمی مانند دنبالهی دیزنی-پیکسار «داستان اسباببازی ۵» یا «شیطان پرادا میپوشد ۲» سر و کار داریم که بخشی از یک فرنچایز به حساب میآیند. در اینجا دیگر استفاده از عدد در عنوان اجتنابناپذیر است. وینستاک میگوید: «این یک تعادل پیچیده است. مخاطبان میخواهند [با فیلم] آشنا باشند، اما همچنین میخواهند احساس کنند در حال کشف چیز تازهای هستند.»
منبع: Variety

