نقد فصل چهارم «تد لاسو»؛ حال خوب قرار نیست این داستان را نجات دهد

زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۱۱ دقیقه
فصل چهارم «تد لاسو»؛ حال خوب برای نجات داستان کافی نیست

فصل چهارم «تد لاسو» (Ted Lasso) در حالی آغاز می‌شود که در پایان فصل سوم، با وجود تمام فرازونشیب‌های داستان، سرنوشت شخصیت‌های اصلی به نقطه‌ای رضایت‌بخش رسیده بود. حالا پس از سه سال وقفه، این مجموعه بازگشته است؛ سریالی که نه‌تنها از بهترین تولیدات اپل تی‌وی پلاس به شمار می‌رود، بلکه یکی از شاخص‌ترین آثار سال‌های اخیر در ژانر «حال‌خوب‌کن» (Feel-good) است. بااین‌حال، بازگشت به دنیایی که داستانش به پایانی رضایت‌بخش رسیده بود، یک پرسش اساسی را مطرح می‌کند: آیا فصل چهارم حرف تازه‌ای برای گفتن دارد یا صرفا می‌خواهد مخاطب را دوباره با شخصیت‌های محبوبش همراه کند؟

تا پیش از انتشار اخبار ساخت فصل چهارم، اگر از من درباره سرنوشت شخصیت‌های اصلی می‌پرسیدید، احتمالا می‌گفتم تد در زادگاهش، کانزاس‌سیتی، به مربی‌گری ادامه می‌دهد. انتظار داشتم کیلی و روی به لطف شیمی قدرتمند رابطه‌شان دوباره به یکدیگر بازگشته باشند. ربکا توانسته است میان زندگی عاطفی و جایگاهش به‌عنوان زنی قدرتمند در دنیای فوتبال تعادل برقرار کند، جیمی تارت در باشگاهی بزرگ توپ می‌زند و کووچ بیرد هم شاید از پیامدهای شکست عاطفی‌اش رها شده باشد.

با تایید ساخت فصل جدید، مشتاق بودم ببینم نویسندگان چه داستانی برای این شخصیت‌ها در نظر گرفته‌اند؛ داستانی که هم ویژگی‌های آشنای «تد لاسو» را حفظ می‌کند و هم ایده‌های تازه‌ای برای ادامه مسیر ارائه دهد. حالا با پایان یافتن این فصل، می‌توان بررسی کرد که سریال در رسیدن به این اهداف تا چه اندازه موفق بوده است.

هشدار: در ادامه این مطلب، بخش‌هایی از داستان فصل چهارم سریال «تد لاسو» لو می‌رود.

داستان تمام شده‌ی «تد لاسو» چطور برای فصل چهارم ادامه پیدا کرد؟

شروع دوباره و کم‌رمق یک داستان تمام‌شده

تد لاسو

اپیزود افتتاحیه فصل چهارم به‌راحتی می‌توانست از خط داستانی حذف شود، بی‌آنکه لطمه چندانی به داستان وارد کند. از همان دقایق نخست درمی‌یابیم که ربکا برای ارائه پیشنهادی کاری به کانزاس‌سیتی رفته و تد نیز آن را خواهد پذیرفت. البته قابل‌پیش‌بینی بودن اتفاق‌ها به‌خودی‌خود نقطه ضعف محسوب نمی‌شود. ما «تد لاسو» را صرفا برای رسیدن به مقصد تماشا نمی‌کنیم؛ ما می‌خواهیم مسیر را ببینیم. اپیزود اول فصل تازه حتی در ترسیم همین مسیر نیز کم‌رمق ظاهر می‌شود.

تد پیشنهاد ربکا را بدون هیچ مانع جدی یا کشمکش درونی قابل‌توجهی می‌پذیرد. همین مسئله این پرسش را ایجاد می‌کند که اگر بازگشت به مربی‌گری تا این اندازه برای او ساده است، چرا پیش‌تر برای ادامه فعالیت حرفه‌ای خود به انگلستان یا نقطه دیگری از جهان بازنگشته بود؟

مادر تد به‌سادگی او را به پذیرش پیشنهاد تشویق می‌کند. از سوی دیگر، میشل و هنری هم بدون مقاومت می‌پذیرند که به کشوری دیگر نقل مکان کنند؛ آن هم در شرایطی که میشل سال‌هاست از تد جدا شده است. در نتیجه، تصمیمی که می‌توانست نقطه آغاز یک تعارض خانوادگی یا فرصتی برای پرداختن به پیچیدگی‌های رابطه تد با پسرش باشد، به اتفاقی ساده و کم‌دردسر تبدیل می‌شود.

بااین‌حال، اپیزود افتتاحیه کاملا فاقد ایده‌های ارزشمند نیست. پیوند میان گذشته پدر تد و تصمیم امروزی او، یکی از معدود نکات امیدوارکننده این شروع کم‌رمق است. پدر تد عاشق شغلش به‌عنوان یک فروشنده بود و در آن مهارت داشت. تد نیز می‌خواهد پسرش او را به همین شکل به خاطر بسپارد؛ مردی که در کارش موفق است و از انجام آن لذت می‌برد.

آیا سریال «تد لاسو» به فصل ۴ نیاز دارد؟

ظرفیت‌های دراماتیکی که نادیده گرفته شد

تدلاسو

با پیشروی داستان، سریال بالاخره برگ برنده خود را رو می‌کند: آلیس چیلتون، با بازی تماشایی تانیا رینولز (Tanya Reynolds)، بازیگری که پیش‌تر او را با سریال «آموزش جنسی» (Sex Education) به خاطر داریم.

آلیس در ظاهر مربی‌ای سرد، خشن و نفوذناپذیر است که ناخودآگاه ما را به یاد روی کنت می‌اندازد. بااین‌حال، او صرفا نسخه‌ای دیگر از روی نیست و گذشته تلخ و ناکامش در فوتبال، لایه‌های تازه‌ای به شخصیتش اضافه می‌کند. به‌تدریج ریشه‌های خشم درونی او را درک می‌کنیم و کنجکاو می‌شویم درباره زندگی شخصی و خانوادگی‌اش بیشتر بدانیم. همین ویژگی‌ها باعث می‌شوند آلیس یکی از جذاب‌ترین شخصیت‌های فصل باشد؛ شخصیتی که می‌توانست به نقطه اتکای درام تازه سریال تبدیل شود.

با وجود نقش‌آفرینی درخشان رینولز، نویسندگان از ظرفیت دراماتیک این شخصیت به‌اندازه کافی استفاده نمی‌کنند. گذشته آلیس و تاثیر آن بر شیوه مربی‌گری‌اش می‌توانست زمینه‌ساز تعارض‌های عمیق‌تری شود. همچنین، تقابل نگاه او با رویکرد خوش‌بینانه تد، فرصتی مناسب برای شکل دادن به تعارضات پیچیده داستانی فراهم می‌کرد؛ رابطه‌ای که در آن، هیچ‌کدام از دو مربی لزوما پاسخ تمام پرسش‌ها را در اختیار نداشته باشند. بااین‌حال، سریال به‌جای آنکه از این ظرفیت‌ استفاده کند، بخش زیادی از آن‌ها را دست‌نخورده باقی می‌گذارد.

مشکل زمانی جدی‌تر می‌شود که به رویکرد سریال در پرداختن به فوتبال زنان نگاه می‌کنیم. فصل چهارم ظاهرا قصد دارد چالش‌های زنان در عرصه ورزش را به تصویر بکشد، اما نتیجه در بسیاری از مواقع از سطح شعار فراتر نمی‌رود. جهانی که از مخاطب می‌خواهد فوتبالیست‌های زن را جدی بگیرد، خودش فرصت چندانی برای شناخت آن‌ها فراهم نمی‌کند.

در طول فصل، بخش قابل‌توجهی از آنچه درباره شخصیت‌های زن می‌بینیم، به کلیشه‌هایی آشنا محدود می‌شود؛ از مادری تنها که باید فرزندانش را بزرگ کند تا دوقلوهایی که مدام با یکدیگر درگیرند. البته وجود چنین موقعیت‌هایی به‌خودی‌خود ایرادی ندارد، اما مسئله این است که آیا شخصیت‌ها از این ویژگی‌های اولیه فراتر می‌روند و به افرادی با انگیزه‌ها، خواسته‌ها و تعارض‌های مستقل تبدیل می‌شوند یا خیر.

البته به جما فرصت کوتاهی داده می‌شود، اما این میزان پرداخت برای فصلی که ادعا دارد فوتبال زنان به اندازه فوتبال مردان لیاقت توجه دارد، کافی نیست. در نهایت فوتبال زنان به بستری برای بیان چند پیام اجتماعی تبدیل می‌شود، نه جهانی زنده که داستان‌های مستقل و جذابی برای روایت کردن دارد.

از میان شخصیت‌های جدید، حضور زلدا نیز تصمیمی ناامیدکننده به نظر می‌رسد. زلدا آنتاگونیستی است که بیشتر از آنکه از دل داستان بیرون آمده باشد، به آن تحمیل شده است. مخاطب دیر متوجه وجه تاریک شخصیت او می‌شود و درست زمانی که خطرش را جدی می‌گیرد، این تهدید در مدت کوتاهی برطرف می‌شود. در نتیجه، حضور او نه تعارضی ماندگار در داستان ایجاد می‌کند و نه تاثیر تعیین‌کننده‌ای بر مسیر شخصیت‌های دیگر می‌گذارد.

در واقع، حذف کامل زلدا از داستان این فصل ظاهرا امکان‌پذیر بود، بی‌آنکه خلل جدی‌ای در درام ایجاد شود. البته شاید نویسندگان برای این شخصیت در آینده برنامه‌هایی داشته باشند، اما احتمال ادامه حضور او در فصل‌های بعدی نمی‌تواند به‌تنهایی ضعف پرداخت شخصیت او در فصل فعلی را توجیه کند.

8 سریال حال‌خوب‌کن که دوست‌داران تد لاسو باید ببینند

مسیرهایی که از مخاطب دریغ می‌شود

تد لاسو

شاید اگر خطوط داستانی جذاب‌تری برای شخصیت‌های قدیمی طراحی می‌شد، کمبود توجه به بازیکنان زن تا حدی قابل‌جبران بود. اما یکی از مشکلات اساسی فصل چهارم، حذف همان چیزی است که در فصل‌های پیشین به روابط و تحولات شخصیت‌ها معنا می‌داد: مسیر رسیدن به مقصد.

برای مثال، روی کنت پس از سال‌ها جدایی از کیلی و درحالی‌که وارد رابطه عاطفی دیگری نشده است، ناگهان با پزشکی فوق‌العاده زیبا، موفق و مهربان آشنا می‌شود. مسئله این نیست که روی نباید وارد رابطه تازه‌ای شود یا آشنایی با فردی جدید برای شخصیت او غیرقابل‌باور است؛ مسئله این است که سریال فرصتی برای درک این تغییر ناگهانی در اختیار مخاطب نمی‌گذارد.

چگونه روی، که مدت‌ها همچنان به کیلی فکر می‌کرد، به این نقطه رسیده است که رابطه‌ای تازه را آغاز کند؟ این رابطه چه چیزی درباره وضعیت عاطفی و تحول شخصیتی او نشان می‌دهد؟ ما از همان ابتدا می‌توانیم پیش‌بینی کنیم روی در نهایت از این پزشک جدا می‌شود و دوباره به کیلی برمی‌گردد اما این جدایی به ما نشان داده نمی‌شود و اصطلاحا خارج از قاب (Off-screen) رخ می‌دهد. این‌ها صحنه‌هایی هستند که می‌توانستند به داستان عمق ببخشد، اما روایت به‌سادگی از کنارشان عبور می‌کند.

در نتیجه، بازگشت قابل‌پیش‌بینی روی و کیلی آن‌قدر که باید تاثیرگذار نیست. مخاطب می‌داند این دو شخصیت چه جایگاهی در ذهن و قلب یکدیگر دارند، اما آنچه اهمیت دارد، چگونگی رسیدن دوباره آن‌ها به این نقطه است. وقتی بخش مهمی از مسیر حذف می‌شود، نتیجه نهایی بیشتر به تصمیمی از پیش تعیین‌شده شباهت پیدا می‌کند تا حاصل تحولی تدریجی و باورپذیر.

خط داستانی ربکا حتی شتاب‌زده‌تر از ماجرای روی و کیلی پیش می‌رود. مسیری که در نهایت به خواستگاری ربکا ختم می‌شود، فرصت کافی برای شکل‌گیری طبیعی خود پیدا نمی‌کند. اتفاق‌ها پشت سر هم رخ می‌دهند، اما ارتباط عاطفی میان آن‌ها به‌اندازه کافی پرداخت نمی‌شود. به همین دلیل، نتیجه‌ای که باید نقطه اوج تحول شخصیتی ربکا باشد، آن تاثیر مورد انتظار را بر مخاطب نمی‌گذارد.

در میان شخصیت‌های قدیمی، شاید داستان تد طبیعی‌ترین مسیر را طی می‌کند. او پس از سال‌ها جدایی تصمیم می‌گیرد با فرد جدیدی آشنا شود؛ تلاشی که البته به شکست می‌انجامد. این خط داستانی دست‌کم با وضعیت شخصیتی تد و تجربه‌های گذشته‌اش ارتباط روشن‌تری دارد. در سوی دیگر، کووچ بیرد نیز ظاهرا درگیر بحران میانسالی است.

۱۰ مفهوم مهم که سریال «تد لاسو» به آن‌ها می‌پردازد

پایانی که حتی مسابقه نهایی را جدی نمی‌گیرد

تد لاسو

پایان‌بندی فصل چهارم، شاید روشن‌ترین نمونه از مشکلات روایی آن باشد. فوتبال زنان محور اصلی داستان است، اما در لحظه‌ای که باید نتیجه تلاش‌ گروهی را به نمایش بگذارد، از مهم‌ترین بخش ماجرا عبور می‌کند.

ما مسابقه نهایی تیم را نمی‌بینیم. داستان به نمایش پر شدن صندلی‌های ورزشگاه اکتفا می‌کند و در نهایت، نتیجه بازی نیز برای مخاطب روشن نمی‌شود. اگر فوتبال قرار است یکی از ستون‌های اصلی داستان باشد، چرا تا این اندازه به حاشیه رانده می‌شود؟

در عوض، سریال جلسه سهام‌داران را در مرکز توجه قرار می‌دهد؛ بحرانی که به دلیل پرداخت ناکافی در طول فصل، عمق چندانی ندارد. این موقعیت نه‌تنها به‌اندازه کافی برای مخاطب اهمیت پیدا نکرده، بلکه از همان ابتدا می‌توان حدس زد ربکا چگونه با آن مواجه خواهد شد. در نتیجه، آنچه باید نقطه اوج درام باشد، بیشتر به مانعی موقت شباهت پیدا می‌کند که قرار است به سادگی از سر راه شخصیت‌ها برداشته شود.

فصل چهارم در چندین مقطع، نتیجه را جایگزین فرایند می‌کند. شخصیت‌ها به موقعیت‌های تازه می‌رسند، روابط تغییر می‌کنند و بحران‌ها ظاهرا حل می‌شوند، اما تماشاگر فرصت کافی برای همراه شدن با این تحولات را پیدا نمی‌کند. پایان‌بندی نیز همین رویکرد را ادامه می‌دهد: به‌جای آنکه مسیر و تحول شخصیت‌ها را به نمایش بگذارد، از کنار مهم‌ترین لحظات عبور می‌کند.

سرنوشت روی کنت نیز به شکلی رقم می‌خورد که این پرسش را ایجاد می‌کند آیا او در صورت ادامه سریال همچنان جایگاه محوری خود را حفظ خواهد کرد یا خیر. پایان داستان او بیش از آنکه حاصل یک جمع‌بندی دراماتیک و طبیعی به نظر برسد، این احتمال را به ذهن می‌آورد که عوامل بیرونی، از جمله مشغله‌های بازیگر، در شکل‌گیری آن نقش داشته‌اند؛ برداشتی که البته بدون شواهد مستقل نمی‌توان آن را قطعی دانست.

در مقابل، سرنوشت زلدا همچنان نامشخص است. سریال از یک سو زمینه بازگشت او را فراهم کرده است و از سوی دیگر، می‌تواند بدون حضورش هم به داستان ادامه دهد. با توجه به اینکه آلیس اکنون هدایت تیم را بر عهده گرفته و تد به‌عنوان دستیار او فعالیت می‌کند، این احتمال وجود دارد که در ادامه، آلیس به شخصیت محوری داستان تبدیل شود و تد دیگر تنها مرکز ثقل روایت نباشد.

این ایده به‌خودی‌خود جذاب و حتی جسورانه است. «تد لاسو» می‌تواند با فاصله گرفتن از الگوی همیشگی خود، جهانی داستانی بسازد که در آن شخصیت‌های جدید فرصت بیشتری برای رشد پیدا کنند و تضاد دیدگاه‌ها جایگزین تکرار فرمول‌های آشنا شود. اما برای تحقق چنین تغییری، نویسندگان باید از همان ابتدا زمینه لازم را فراهم کنند؛ کاری که فصل چهارم تنها بخشی از آن را انجام می‌دهد.

تا زمان نگارش این مقاله، وضعیت تمدید رسمی سریال برای فصل پنجم نامشخص است. بااین‌حال، پایان‌بندی فصل نشان می‌دهد که سازندگان دست‌کم امکان ادامه این جهان داستانی را باز گذاشته‌اند. اما آیا در صورت ادامه، ایده‌های نیمه‌تمام این فصل به داستان‌هایی کامل و تاثیرگذار تبدیل خواهند شد؟

تد لاسو هنوز دوست‌داشتنی است، اما کافی نیست

تد لاسو

در مجموع، فصل چهارم «تد لاسو» با وجود تمام کاستی‌هایش، همچنان ویژگی‌هایی را حفظ کرده که این مجموعه را به اثری محبوب تبدیل کرده‌اند. حال‌وهوای آشنا، روابط دوست‌داشتنی و حضور شخصیت‌هایی که مخاطب سال‌ها با آن‌ها همراه بوده، تماشای فصل تازه را برای هواداران قدیمی خالی از لطف نمی‌کند. بااین‌حال، حفظ این ویژگی‌ها به‌تنهایی برای توجیه ادامه داستان کافی نیست.

مشکل اصلی فصل چهارم کمبود ایده نیست، بلکه ناتوانی در تبدیل ایده‌ها به خط داستانی منسجم و تاثیرگذار است. سریال از یک سو در پرداختن به مسیر تحول شخصیت‌های قدیمی کوتاهی می‌کند و از سوی دیگر، فرصت کافی برای رشد شخصیت‌های جدید فراهم نمی‌آورد. در واقع داستان اصلی فصل چهارم بیشتر از صحنه‌هایی شکل گرفته است که فرصت دیدنشان از مخاطب گرفته شده است.

در این میان، آلیس چیلتون مهم‌ترین نقطه امید فصل است؛ شخصیتی که می‌تواند مسیر تازه‌ای برای سریال باز کند و با رویکرد متفاوتش به مربی‌گری، تعارض‌های جذابی به وجود بیاورد. پایان‌بندی نیز این امکان را فراهم می‌کند که در ادامه، شخصیت‌های جدید نقش پررنگ‌تری پیدا کنند و داستان از محدوده روابط و موقعیت‌های آشنای گذشته فراتر برود.

بااین‌حال، آینده امیدوارکننده نمی‌تواند جای خالی مشکلات امروز را پر کند. فصل چهارم بیش از آنکه داستانی تازه و کامل ارائه دهد، میان دلتنگی برای گذشته و تلاش برای ساختن آینده‌ای متفاوت معلق می‌ماند. شخصیت‌ها همچنان دوست‌داشتنی‌اند، ایده‌ها همچنان جذاب‌اند و جهان سریال هنوز ظرفیت روایت داستان‌های تازه را دارد؛ اما این بار، مسیر رسیدن به لحظات مهم آن‌قدر شتاب‌زده است که خود لحظات نیز بخش زیادی از تاثیرشان را از دست می‌دهند.

«تد لاسو» زمانی موفق بود که به ما نشان می‌داد تغییر چگونه اتفاق می‌افتد؛ چگونه آدم‌ها با شکست‌هایشان روبه‌رو می‌شوند، از اشتباهاتشان درس می‌گیرند و قدم‌به‌قدم به نسخه بهتری از خودشان تبدیل می‌شوند. فصل چهارم بیش از حد به مقصدها توجه می‌کند و مسیر رسیدن به آن‌ها را نادیده می‌گیرد. شاید مهم‌ترین درسی که این فصل باید از گذشته خود بگیرد همین باشد: خوش‌بینی و حال‌خوب، به‌تنهایی داستان نمی‌سازند؛ آن‌ها زمانی معنا پیدا می‌کنند که مخاطب بتواند مسیر رسیدن به آن‌ها را باور کند.

2.5
از ۵
نکات مثبت
  • حفظ وفادارانه‌ی اتمسفر گرم و امیدبخش همیشگی که امضای «تد لاسو» است
  • ورود شخصیت‌های جدید و کنجکاوی‌برانگیز به ویژه آلیس چیلتون به‌عنوان برگ برنده‌ی این فصل
  • کاشت ایده‌های داستانی جذاب برای برداشت در آینده؛ بسترسازی هوشمندانه برای گسترش جهان سریال و باز گذاشتن مسیر شخصیت‌های جدید
نکات منفی
  • هدر دادن ظرفیت‌های دراماتیک داستان
  • دریغ کردن روند تحول شخصیت‌ها و روابط عاطفی و تکرار رویدادهای خارج از قاب
  • پرداخت ضعیف بحران‌ها

شناسنامه سریال تدلاسو (Ted Lasso)

تاریخ انتشار: ۲۰۲۶
توسعه‌دهندگان: بیل لارنس، جیسون سودیکیس، برندن هانت، جو کلی
بازیگران: جیسون سودیکیس، هانا وادینگهام، جرمی سوئیفت، برت گلدشتاین، برندن هانت، جونو تمپل، تانیا رینولز، تریسی آلمن
امتیاز سایت IMDb به سریال: ۸.۷ از ۱۰
امتیاز سریال در سایت راتن تومیتوز: ۸۹ از ۱۰۰
خلاصه داستان: در فصل چهارم، با بازگشت تد به لندن و تمرکز باشگاه ریچموند بر توسعه تیم فوتبال زنان به مربی‌گری آلیس چیلتون، چالش‌های مدیریتی و ورزشی جدیدی برای ربکا و اعضای تیم رقم می‌خورد.

10 فیلم کمدی حال خوب‌کن مستقل ‌دهه‌ی اخیر که احتمالا ندیده‌اید

منبع: دیجی‌کالا مگ

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

پرسش امنیتی *-- بارگیری کد امنیتی --

بازدیدهای اخیر

بر اساس بازدیدهای اخیر شما
تاریخچه بازدیدها مشاهده همه

دسته‌بندی‌های منتخب برای شما

X