زندگی‌نامه‌ ایلان ماسک (فصل یازدهم/ بخش ششم)

مریم قمری ۱۵ اسفند ۱۳۹۵ | ۱۱:۰۰

فصل یازدهم/ بخش ششم

نظریه‌ی میدان واحد ایلان ماسک

این نظرات چندان با گفته‌های واسلاو اسمیل، یکی از اساتید بازنشسته‌ی دانشگاه مانی‌توبا، تفاوت نداشت. بیل گیتس اسمیل را به‌خاطر کتاب چندجلدیش در حوزه‌ی انرژی، محیط زیست و تولید تحسین کرده بود. یکی از آخرین آثار اسمیل ساخت آمریکا نام دارد و پژوهشی درباره‌ی تاریخچه‌ی افتخارات تولید در آمریکا و متعاقب آن از دست رفتن حزن‌انگیز صنعت است. هر کسی که فکر می‌کند ایالات متحده در حال طی کردن تغییرجهتی طبیعی و هوش‌مندانه از تولید عمده به‌سوی شغل‌هایی برای نیروی کار آگاهی‌محور با دست‌مزدهای بالا است باید این کتاب را بخواند و نگاهی دقیق به طبعات بلندمدت این تغییرات داشته باشد. اسمیل مثال‌های متعددی درباره‌ی روش‌هایی که صنعت تولید، نوآوری‌هایی بزرگ و اکوسیستمی عظیم از مشاغل و نوابغ حوزه‌ی تکنولوژی را بوجود می‌آورد، ارائه می‌کند. اسمیل نوشته است: «به‌عنوان مثال زمانی‌که حدود سه دهه قبل ایالات متحده ساخت تقریباً تمام دستگاه‌های برقی و نمایش‌گرهای “مصرفی” مشتریان را متوقف کرد، ظرفیت توسعه و تولید انبوه نمایش‌گرهای مسطح پیشرفته و باتری‌ها نیز از دست رفت، یعنی دو گونه تولیداتی که جوهره‌ی اصلی کامپیوترهای قابل‌حمل و گوشی‌های تلفن همراه بودند و همان تولیداتی که واردات‌شان در مقیاسی وسیع ادامه یافت تا این‌که نرخ مازاد واردات ایالات متحده بالا رفت.» اسمیل کمی بعد در کتابش تأکید می‌کند که صنعت هوا فضا مخصوصاً سود فراوانی برای اقتصاد ایالات متحده داشته است و یکی از منابع بزرگ صادرات کشور شده است: «باقی گذاشتن بخش‌های مختلف در حالت رقابتی بایستی مؤلفه‌ی کلیدی دستیابی به افزایش صادرات ایالات متحده باشد و صادرات نیز بخش بزرگی از فروش این بخش‌ها را تأمین خواهد کرد زیرا بزرگ‌ترین بازار صنعت فضایی جهان در دو دهه‌ی آینده در آسیا خواهد بود مخصوصاً در چین و هند و سازندگان سازه‌های پروازی و موتورهای پرواز آمریکایی از این توسعه بهره‌مند می‌شوند.»

اسمیل نابودی آمریکا را در گرو توانایی روبه‌افول ایالات متحده برای رقابت با چین می‌داند و با این حال ماسک یا شرکت‌هایش را به‌هیچ عنوان در جهت مخالف این حرکت نمی‌بیند. اسمیل برایم نوشته است که: «به‌عنوان یک تاریخ‌نویس پیشرفت‌های فنی باید به‌وضوح ببینم که تسلا مطلقاً چیزی جز یک اسباب‌بازی تقلیدی اغراق‌شده برای خودنمایی نیست. آخرین چیزی که یک کشور با ۵۰ میلیون نفر تحت پوشش کوپن‌های غذایی و ۸۵ بیلیون دلاری که هر ماه بر بدهی‌هایش افزوده می‌شود نیاز دارد این است که فکری به‌حال فضا بکند به‌خصوص فضا با منظور فراهم کردن موجبات خوش‌گذرانی ابرثروتمندان و طرح هایپرلوپ هم هدفی جز گول زدن مردمی که هیچ‌چیز درباره‌ی علم فیزیک حتی در حد کودکستان نمی‌دانند، ندارد. آن هم با کمک شیوه‌ی کهنه و دیرپای استفاده از تئوری‌های صرفاً نظری فیزیک… آمریکایی‌های خلاق بسیاری وجود دارند اما ماسک را در آن صف باید خیلی عقب قرار داد.»

این نظرات، صریح و نسبت به برخی از چیزهایی که اسمیل در کتاب اخیرش بزرگ داشته بود تعجب‌آور می‌نمود. او بخش عمده‌ای از زمانش را صرف نشان دادن تأثیرات مثبت یک‌پارچه‌سازی عمودی هنری فورد بر پیشرفت‌های صنعت اتومبیل‌سازی و اقتصاد آمریکایی کرده بود. او همچنین به‌همان اندازه یادداشت‌هایی درباره‌ی سیر صعودی «دستگاه‌های مکاترونیک» یا ماشین‌هایی که به قطعات الکترونیکی و نرم‌افزاری زیادی وابسته‌اند دارد. اسمیل نوشته است: «از سال ۲۰۱۰ فرمان‌های الکترونیکی یک ماشین سواری معمولی نیازمند خطوط کد نرم‌افزاری بیش‌تری بود از دستورالعمل مورد نیاز برای به‌کار انداختن آخرین مدل هواپیمای جت بوئینگ. تولید عمده‌ی آمریکایی، دستگاه‌های مدرن را به دستگاه‌های مکاترونیک فوق‌العاده تبدیل کرد. دهه‌ی نخست قرن بیست‌ویکم همچنین گستره‌ی نوآوری‌های جدید به مواد جدید (کربن‌های ترکیبی در سازه‌های پروازی، نانوساختار) و ابزارهای برقی بی‌سیم توسعه پیدا کرد.»

در میان منتقدان گرایشی به رد کردن ماسک به‌عنوان خیال‌بافی کم‌ارزش وجود داشت که نخست و پیش از هر چیزی از فهم اشتباه درباره‌ی کاری که ماسک واقعاً انجام می‌داد ریشه می‌گرفت. افرادی مثل اسمیل به‌نظر می‌رسید به‌قصد مچ‌گیری مقاله یا یک برنامه‌ی تلویزیونی ترتیب می‌دادند که بر پژوهش ماسک برای رسیدن به مریخ معطوف شده بود و بی‌درنگ به بزرگ‌نمایی مسئله‌ی ازدحام توریسم فضایی می‌پرداختند اما ماسک از همان روز نخست به‌ندرت حتی درباره‌ی توریسم حرف زده بود و اسپیس‌ایکس را برای رقابت در دامنه‌ی صنعتی تجارت فضایی ایجاد کرده بود. اگر اسمیل فکر می‌کرد فروش هواپیماهای بوئینگ برای اقتصاد آمریکایی حیاتی است پس باید از اقدامات اسپیس‌ایکس برای دستیابی به بازار تجاری فرود فضاپیماها هیجان‌زده می‌شد. اسپیس‌ایکس محصولاتش را در ایالات متحده می‌ساخت، پیشرفت‌های چشم‌گیری در حوزه‌ی تکنولوژی‌های فضایی ایجاد کرده بود و پیشرفت‌های مشابهی نیز در زمینه‌ی تکنیک‌های تولید عمده و مواد سازنده ایجاد کرده بود. نیاز چندانی به استدلال آوردن وجود ندارد که اسپیس‌ایکس تنها امید آمریکا برای رقابت دربرابر چین در یکی‌دو دهه‌ی آینده خواهد بود. در زمینه‌ی دستگاه‌های مکاترونیک نیز اسپیس‌ایکس و تسلا مثالی از ترکیب ابزارهای الکترونیکی، نرم‌افزار و فلز ایجاد کرده‌اند که حالا رقبایشان تلاش دارند با آن مقابله کنند و تمام شرکت‌های ماسک ازجمله سولارسیتی استفاده‌ی چشم‌گیری از یک‌پارچه‌سازی عمودی و تبدیل کنترل درون‌سازمانی اجزاء به یک مزیت واقعی کرده‌اند.

برای ادراک این مسئله که کارهای ماسک درنهایت می‌توانند چقدر برای اقتصاد آمریکایی قدرت‌مند باشند لحظه‌ای به دستگاه‌های مکاترونیک غالب در چندین سال گذشته یعنی گوشی‌های هوشمند بیاندیشید. ایالات متحده پیش از آیفون از صنعت ارتباطات از راه دور عقب افتاده بود. همه‌ی گوشی‌های تلفن همراه و سرویس‌های موبایل مهیج در اروپا و آسیا بودند درحالی‌که مصرف‌کنندگان آمریکایی با تجهیزاتی تاریخ‌مصرف‌گذشته به تپق زدن افتاده بودند. وقتی آیفون در سال ۲۰۰۷ متولد شد همه‌چیز را تغییر داد. اپل در دستگاهش بسیاری از کارکردهای کامپیوتر را تقلید کرد و بعد توانایی‌های جدیدی را به‌وسیله‌ی اپلیکیشن‌ها، سنسورها و اطلاع‌رسان‌های موقعیت‌یاب به آن افزود. گوگل با نرم‌افزار اندروید و تلقن‌های دستی هماهنگ خود به بازار هجوم آورد و ایالات متحده ناگهان به‌عنوان نیروی محرک صنعت موبایل نمایان شد. علت تحول‌آفرین بودن گوشی‌های هوشمند روش‌هایی بود که به‌وسیله‌ی آن‌ها به سخت‌افزارها، نرم‌افزارها و سرویس‌های خدمات‌رسان اجازه می‌دادند با هم هماهنگ شوند. این ترکیبی بود که مطلوبیت مهارت‌های اهالی دره‌ی سیلیکون را نشان داد. سیر صعودی گوشی‌های هوش‌مند منجر به یک توسعه‌ی بسیارعظیم صنعتی شد که اپل را تبدیل به ارزش‌مندترین شرکت کشور کرد و بیلیون‌ها نمونه از دستگاه‌های هوش‌مند آن در سرتاسر جهان منتشر نمود.

تونی فادل، مدیر اجرائی سابق اپل که به‌خاطر به بازار آوردن آیفون و آیپد شناخته شده است٬ از گوشی‌های هوشمند به‌عنوان نماینده‌ی ابرچرخه‌ای که در آن سخت‌افزار و نرم‌افزار به نقطه‌ی قابل تأملی از کمال رسیده است، یاد می‌کند. وسایل الکترونیکی، مناسب و ارزان‌قیمت هستند درحالی‌که نرم‌افزارها قابل‌اعتمادتر و پیشرفته‌ترند. اثر متقابل آن امروزه به ایده‌های علمی-تخیلی ارزش‌مندی بدل شده که سال‌ها قبل وعده‌ی واقعیت یافتن آن را داده بودیم. گوگل اتومبیل‌های خودکار و چندین شرکت روباتیک خود را دارد تا بتواند برنامه و ماشین را با هم ادغام کند. شرکت فادل که نست نام دارد، ترموستات و سیستم هشدار حریق هوشمند خود را دارد. جنرال‌الکتریک موتورهای جت با سنسورهای فراوان دارد که می‌توانند هرگونه مورد غیر عادی را به مکانیک‌ها گزارش دهند. همین‌طور دسته‌ای از برنامه‌هایی که دستگاه‌های پزشکی را با نرم‌افزارهای قدرتمند به کار می‌اندازند تا به افراد در کنترل و تحلیل سلامت و تشخیص وضعیتشان کمک کنند. هربار بیش از بیست ماهواره‌ی کوچک در مدار زمین قرار می‌گیرند و به‌جای این‌که مانند اجدادشان برای همیشه بر یک هدف تمرکز کنند برای اهداف علمی گسترده‌ای برنامه‌ریزی می‌شوند. تعدادی از کارمندان اسپیس‌ایکس روی نوعی پرواز سری به نام زی‌اِرو که پروژه‌ی تازه‌ای است، کار می‌کنند. این پروژه ممکن است نوعی ماشین پرنده باشد.

برای فادل کارهای ماسک در بالاترین سطح این حرفه قرار دارند. فادل گفت: “او می‌تواند خودروی برقی بسازد اما او مثلاً از موتور برای به‌کار انداختن دستگیره‌ی در استفاده می‌کند. او وسایل الکتریکی مصرف‌کنندگان را با نرم‌افزار ادغام می‌کند درحالی‌که شرکت‌های اتومبیل‌سازی دنبال پیدا کردن این راه هستند. تسلا و اسپیس‌ایکس درحال به‌کارگیری کابل‌های اترنت و راه‌اندازی آن‌ها در موشک‌ها است. داریم درباره‌ی ادغام علم تولید دنیای گذشته با هزینه‌ی کمتر و تکنولوژی قابل استفاده توسط مصرف‌کننده صحبت می‌کنیم. آنها را کنار هم قرار می‌دهم و آن‌ها تبدیل به چیزی که تا به حال ندیده‌اید می‌شوند.” او گفت: “پس از آن ناگهان فروش گسترده مانند یک تابع پله‌ای آغاز می‌شود.”

درحالی‌که دره‌ی سیلیکون درحال جستجوی وارثی برای استیو جابز به‌عنوان رهبر و راهنمایی برای صنعت تکنولوژی است به نظر می‌رسد ماسک گزینه‌ی اصلی باشد. قطعاً او فرد مناسبی برای این موقعیت است. برنامه سازان و مدیران قابل اعتماد و افراد برجسته او را فردی قابل احترام می‌دانند. هرچه تسلا فعال‌تر شود شهرت ماسک نیز افزایش می‌یابد. مدل ۳ که بسیار پرفروش بوده است، ثابت می‌کند که ماسک یکی از معدود افرادی است که قابلیت فکر کردن دوباره به یک صنعت و نیاز مصرف‌کننده و مدیریت کردن را دارد. با توجه به این اتفاقات ایده‌پردازی‌های تجملی او اجتناب‌ناپذیر شد. کریگ ونتِر، کسی که از ژن‌های انسان کدبرداری کرده و تا ساختن نوعی زندگی مصنوعی جلو رفته است گفت: “فکر می‌کنم ایلان یکی از معدود افرادی است که یافته‌هایی بیش از من داشته است.” او زمانی امیدوار بود تا با ماسک روی نوعی دستگاه تکثیر دی‌ان‌ای کار کند که بتوان آن را به مریخ فرستاد. این کار در تئوری به انسان اجازه خواهد داد تا دارو، غذا و میکروب‌هایی مفید برای مهاجرین اولیه‌ی آن سیاره بسازد. او گفت: “واقعاً فکر می‌کنم ارسال بیولوژیکی راهی برای مهاجرت به فضا باشد. من و ایلان راجع به عملی شدن آن با هم صحبت کرده‌ایم.”

کسی که از بزرگ‌ترین افرادی است که او را تحسین می‌کند و یکی از بهترین دوستانش نیز هست لری پیج است، مدیر و مؤسس گوگل. پیج یکی از کسانی است که ماسک گاهی اوقات در خانه‌ی او اقامت می‌کند. او گفت: “ماسک تقریباً خانه‌به‌دوش است که این مسئله به نظر خنده‌دار می‌آید. به من ایمیل می‌زند و می‌گوید نمی‌دانم امشب را کجا بگذرانم. می‌توانم به خانه‌ی تو بیایم؟ هنوز کلید خانه را به او نداده‌ام.”

گوگل بیش از هر چیزی در پروژه‌ی پرتاب فضاپیما به سوی ماه شرکت ماسک سرمایه‌گذاری کرده است؛ اتومبیل‌های خودکار، روبات‌ها و حتی جایزه‌ای برای فرستادن ماشین به ماه با کم‌ترین هزینه قرار داده‌اند. هرچند شرکت تحت یک سری محدودیت‌ها و انتظارات که باعث استخدام ده‌ها هزار فرد و تحلیل دائمی سرمایه‌گذاران شده است فعالیت می‌کند. این کارها به‌خاطر این است که پیج به ماسک که همیشه ایده‌های افراطی پایه و اساس فعالیت‌های او هستند بعضی مواقع کمی حسادت می‌کند. پیج گفت: “اگر به دره‌ی سیلیکون و به‌طور کلی مدیران شرکت‌ها فکر کنید متوجه می‌شوید که معمولاً کمبود مالی ندارند. اگر شما تمام این پول را که حتی اگر بخواهید هم نمی‌توانید تمامش را خرج کنید داشته باشید چه دلیلی دارد که زمان‌تان را وقف شرکتی کنید که تقریباً هیچ کار درستی انجام نمی‌دهد؟ به همین دلیل است که من ایلان را به‌عنوان نمونه‌ای تاثیرگذار انتخاب کردم. او می‌گوید: ‘خب، من واقعاً باید چه کاری در این دنیا انجام دهم؟ رفع مشکلات اتومبیل‌ها، گرمایش کره‌ی زمین و یا تبدیل انسان‌ها به موجودات میان‌سیاره‌ای.’ منظورم این است که این‌ها اهداف مجاب‌کننده‌ای هستند و او حالا شانس انجام آن‌ها را دارد.”

“همچنین این اهداف مزیت‌های رقابتی نیز برای او به‌همراه دارند. چرا کسی بخواهد با یک پیمان‌کار پدافند دفاعی کار کند وقتی می‌تواند با کسی کار کند که می‌خواهد به مریخ برود و حاضر است زمین و زمان را برای محقق شدن هدفش به‌هم بریزد؟ می‌توان مسائل را طوری تنظیم کرد که برای تجارت مناسب باشند.”

مدتی پیش نقل‌قولی از پیج بیان شد که می‌گفت او می‌خواهد تمام سرمایه‌اش را به دست ماسک بسپارد. او احساس کرد که حرفش درست بیان نشده اما به‌هرحال نیتش را بیان کرد. او گفت: “من همین حالا سرمایه‌ام را به او نمی‌دهم. اما ایلان مورد بسیار مهمی برای تبدیل کردن انسان‌ها به جماعتی میان‌سیاره‌ای را بیان می‌کند چون به‌هرحال ممکن است همه‌ی ما به دلایل مختلف نابود شویم که بسیار غم انگیز است. من فکر می‌کنم این پروژه که نوعی محل استقرار برای انسان در مریخ ساخته شود قابل اجرا و نسبتاً مبتکرانه است. فقط قصد اشاره به این نکته را دارم که این ایده بسیار قدرتمند است.”

نظر پیج این است که: “ایده‌های خوب تا موقعی که واقعیت نیافته‌اند احمقانه به‌نظر می‌رسند.” این یک قاعده‌ی کلی است که او در گوگل پیاده می‌کند. زمانی‌که پیج و سرگی برین شروع به رویاپردازی درباره‌ی به‌وجود آوردن راهی برای جستجوی متن در کتاب‌ها کرده بودند تمام متخصصین می‌گفتند دیجیتالی کردن همه‌ی کتاب‌ها غیرممکن است. مؤسسان گوگل تصمیم گرفتند تا چند نمونه را آزمایش کنند و ببینند که آیا اسکن کردن کتاب‌ها در زمان مناسب از لحاظ فیزیکی امکان‌پذیر است یا خیر. آن‌ها به این نتیجه رسیدند که بله امکان‌پذیر است و از آن زمان تا امروز گوگل میلیون‌ها کتاب اسکن کرده است. پیج گفت: “من یاد گرفتم که درک انسان درباره‌ی چیزهایی که نمی‌داند خیلی خوب نیست. ایلان دراین‌باره میگوید که همیشه باید از اصل اولیه‌ی یک موضوع شروع کرد. ویژگی‌های فیزیکی آن چیست؟ چقدر زمان نیاز دارد؟ چقدر هزینه دربرخواهد داشت؟ چطور می‌توان هزینه‌ها را کاهش داد؟ در این سطح از مهندسی و فیزیک است که نیاز داریم راجع به آن‌چه امکان‌پذیر و جالب توجه است قضاوت و تصمیم‌گیری کنید. ایلان در این زمینه‌ها غیرعادی است و خودش نیز بر این موضوع واقف است و همچنین شیوه‌ی تجارت، سازمان‌دهی و رهبری و مسائل حکومتی را می‌داند.”

ادامه دارد…

‌ ‌

مطالب مرتبط:

برچسب‌ها :
دیدگاه شما