زندگی‌نامه‌ ایلان ماسک (فصل نهم/ بخش چهارم)

مریم قمری ۵ آذر ۱۳۹۵ | ۱۸:۲۲ 25 ژانویه 2017

فصل نهم/ بخش چهارم

پرتاب

Ashlee

کارخانه‌های فعال در حوزه‌ی هوا-فضا معمولا سعی می‌کنند تا آن‌جا که ممکن است جوش‌کاری نکنند چرا که با این کار، آهن را ضعیف می‌کنند و باعث ایجاد محدودیت در سایز ورقه‌های فلزی که استفاده می‌کنند می‌شود و به طرح اصلی هم محدودیت‌های دیگری را تحمیل می‌کند. از همان روزهای اول اسپیس‌ایکس، ماسک اصرار داشت ‌که در زمینه‌ی جوش‌کاری اصطکاکی-اغتشاشی ماهر و مستقل شوند، به طوری که یک بازوی بزرگ با چنان سرعتی بین لبه‌ی دو ورقه‌ی بزرگ فلزی حرکت کند که ساختار مولکولی آن‌ها باهم ترکیب شوند. درست مثل این‌که شما دو ورقه‌ی آلومینیوم فویل را حرارت بدهید و با انگشت شصت‌تان لبه‌ی آن‌ها را بهم فشار بدهید. این نوع جوش‌کاری نسبت به جوش‌کاری‌های قدیمی بسیار مستحکم‌تر است. شرکت‌ها قبلا جوش‌کاری اصطکاکی-اغتشاشی را امتحان کرده‌اند اما نه بر روی سازه‌هایی به بزرگی بدنه‌ی موشک و یا به حد و اندازه‌ی «اسپیس‌ایکس». اسپیس‌ایکس، به خاطر آزمون و خطاهایی که انجام داده است می‌تواند ورقه‌های بزرگ و نازک فلزی را به‌هم وصل کند و بدنه‌ی چندین تنی فالکون ۹ را شکل بدهد. همان‌طور که می‌تواند از آلیاژ‌های سبک‌تر استفاده کند و چفت، بست، میخ یا دیگر ابزار نگه‌دارنده را از روند کارش حذف کند. ممکن است لازم باشد رقبای ماسک در صنعت ماشین‌ سازی به‌زودی از این روش استفاده کنند، چرا که اسپیس‌ایکس، بعضی از این تجهیزات و تکنیک‌ها را به «تسلا» هم منتقل کرده است. امید است که تسلا به‌زودی قادر شود ماشین‌های سبک‌تر و محکم‌تری بسازد.

اسپیس‌ایکس، به خاطر آزمون و خطاهایی که انجام داده است می‌تواند ورقه‌های بزرگ و نازک فلزی را به‌هم وصل کند و بدنه‌ی چندین تنی فالکون ۹ را شکل بدهد، همان‌طور که می‌تواند از آلیاژ‌های سبک‌تر استفاده کند و چفت، بست، میخ یا دیگر ابزار نگه‌دارنده را از روند کارش حذف کند.

این تکنولوژی به‌قدری با ارزش است که رقبای ماسک شروع به کپی کردن از آن کردند و بارها سعی کردند تا بعضی از متخصصین کارخانه را قانع کنند تا برای آن‌ها کار کنند. مثلا بلو اورجین (Blue Origin) شرکت موشک سازی مرموز جف بزوس (Jeff Bezos) با تطمیع و استخدام «ری میریکتا» (Ray Miryekta)، یکی از بهترین متخصصین در زمینه‌ی جوش‌کاری اصطکاکی-اغتشاشی در دنیا، زخم عمیقی به ماسک زد. ماسک گفت: “بلو اورجین از این کارها در مورد متخصصین با استعداد انجام داد و پیشنهاد دو برابر حقوق را مطرح کرد. به نظر من این کارها بی‌ادبانه و غیر ضروری هستند.” در اسپیس‌ایکس به بلواورجین، «بی.او» (B.O) می‌گفتند و از جایی به بعد شرکت برای ایمیل‌ها فیلتری در نظر گرفت که پیام‌هایی که حاوی کلمات «بلو» و «اورجین» بودند را شناسایی می‌کرد تا از تطمیع کارمندها جلوگیری کند. ارتباط بین ماسک و بزوس قطع شد و این دو دیگر درباره‌ی بلندپروازی‌ها و رویاهای مشترک‌شان در راستای رفتن به مریخ باهم صحبت نکردند. ماسک گفت: “من جدا معتقدم که بزوس از ته دلش آرزو داشت تبدیل به کینگ بزوس شود. رفتار و منش کاری او بی‌رحمانه‌ بود و دلش می‌خواست که همه را در دنیای تجارت الکترونیک، قلع و قمع کند. اما راستش او اصلا آدم جالبی نیست.”

اوایل کار اسپیس‌ایکس، ماسک هیچ شناختی از ماشین‌ها و میزان سر و صدایی که ساخت موشک به راه می‌انداخت، نداشت. او درخواست‌های خرید ابزار و تجهیزات تخصصی را رد می‌کرد، مگر این‌که مهندس‌ها خیلی شفاف و واضح به او توضیح می‌دادند که چرا به این ابزار خاص نیاز است. ماسک هنوز هم در حال یادگیری برخی تکنیک‌های مدیریتی درباره‌ی این ماجراست.

رشد ماسک به عنوان یک مدیرعامل و متخصص در زمینه‌ی موشک هم‌گام با بلوغ اسپیس‌ایکس به عنوان یک کارخانه اتفاق افتاد. در ابتدای ماجراهای فالکون۱، ماسک فقط یک مدیر اجرایی نرم‌افزار قوی و تاثیرگذار بود که سعی  می‌کرد مسائل ابتدایی را درباره‌ی دنیایی کاملا متفاوت یاد بگیرد. در «پی‌پال» و (Zip2)، او به راحتی می‌توانست برای دفاع از جایگاه‌اش ایستادگی کند و تیم کدنویس‌ها را راهنمایی و مدیریت کند. در اسپیس‌ایکس، او مجبور بود که مسائل را با توجه به کار پیش‌رو، انتخاب کند. در ابتدا ماسک برای بالا بردن سطح دانش موشکی‌اش فقط به کتاب‌ها بسنده می‌کرد. اما وقتی اسپیس‌ایکس شروع به استخدام افراد باهوش و نخبه کرد، ماسک متوجه شد که می‌تواند از دانش آن‌ها بهره ببرد. او از مهندس‌های کارخانه اسپیس‌ایکس درباره‌ی همه‌ چیز سوال می‌پرسید. «کوین بروگان» (Kevin Brogan) یکی از مهندس‌های سابق اسپیس‌ایکس می‌گوید: “اوایل گمان می‌کردم که او برای این‌که مطمئن شود من به اندازه‌ی کافی اطلاعات دارم یا نه، این سوال‌ها را می‌پرسد. بعدها متوجه شدم که او تلاش می‌کرده تا چیزی یاد بگیرد. او آن‌قدر شما را سوال پیچ می‌کند تا نود درصد چیزی که می‌دانید را یاد بگیرد.” کسانی که دورانی طولانی را در کنار ماسک گذرانده‌اند شهادت می‌دهند که او توانایی بی‌نظیری در جذب حجم بالای اطلاعات و حافظه‌ای بی‌نقص در به یاد آوردن آن‌ها دارد. این حافظه‌ی بی نقص، یکی از تاثیرگذارترین و ترسناک‌ترین مهارت‌های اوست که به‌نظر می‌آید این روزها هم به همان خوبی گذشته، کار می‌کند.

چندین سال بعد از راه اندازی اسپیس‌ایکس، ماسک به حدی در زمینه‌ی هوا-فضا تخصص کسب کرد که کم‌تر مدیرعاملی در دنیای تکنولوژی توانسته بود در رشته‌ی دوم خود پیشرفت کند. بروگان گفت: “او به ما ارزش و اهمیت زمان را یاد داد و ما هم او را در زمینه‌ی موشک‌ها آموزش دادیم.”

کسانی که دورانی طولانی را در کنار ماسک بودند شهادت می‌دهند که او توانایی بی‌نظیری در جذب حجم بالای اطلاعات و حافظه‌ای بی‌نقص در به یاد آوردن آن‌ها دارد.

در طول تاریخ و در بین مدیران اجرایی، ماسک سخت‌گیرانه‌ترین تاریخ تحویل را برای سخت‌ترین پروژه‌ها تعیین می‌کند. هم کارمندان و هم مخاطبین‌اش این موضوع را یکی از ویژگی‌های شخصیتی نامطلوب ماسک می‌دانند. بورگان می‌گوید: “ایلان همیشه خوش‌بین بوده است. این کلمه‌ی بهتری برای توصیف اوست. او می‌تواند در مورد زمانی که کارها تمام می‌شوند، یک دروغ‌گوی تمام عیار باشد و  با تصور این که همه چیز خوب پیش می‌رود سخت‌گیرانه‌ترین برنامه‌ی ممکن را انتخاب کند و بعد با تصور این‌که همه می‌توانند سخت‌تر و بیش‌تر کار کنند به آن سرعت بیش‌تری ببخشد.”

ماسک بارها توسط مطبوعات به‌خاطر تعیین یک تاریخ تحویل و بعد نرسیدن به آن، تحت فشار قرار گرفته است. این یکی از عاداتی‌ست که در دورانی که اسپیس‌ایکس و تسلا تلاش می‌کردند اولین پروژه‌شان را به بازار ارائه کنند، او را به دردسر انداخته است. ماسک می‌دید باز هم باید در حضور مردم به‌خاطر تاخیرشان، یک مشت بهانه جور کند. وقتی به ماسک زمان پرتاب موشک فالکون۱ را که اوایل سال ۲۰۰۳ بود یاد آوری کردند، او خودش را متعجب نشان داد و گفت: “جدی؟ ما چنین چیزی گفتیم؟ اوکی، این واقعا مسخره‌ست. من واقعا متوجه نبودم چه می‌گویم. تنها چیزی که من خیلی در آن تجربه دارم نرم‌افزار است و بله، شما می‌توانید در عرض یک سال یک مشت کد بنویسید و یک وب‌سایت راه بیندازید. مشکلی نیست. این موضوع خیلی با نرم‌افزار فرق دارد. موشک‌ها را نمی‌شود با آن‌ها مقایسه کرد.”  به زبان ساده، ماسک نمی‌تواند جلوی خودش را بگیرد. او ذاتا خوش‌بین است، و می‌تواند این‌طور باشد که او مدت زمان انجام یک پروژه را بر اساس این ایده محاسبه می‌کند که چقدر طول می‌کشد تا کارها در هر مرحله بی عیب و نقص انجام بشوند و البته با فرض بر این‌که تمام اعضای گروه توانایی‌های ماسک و اخلاق کاری او را داشته باشند. همان‌طور که بروگان به شوخی گفت، ماسک تخمین می‌زند که یک پروژه‌ی نرم‌افزاری بر اساس دقایقی که به لحاظ فیزیکی برای نوشتن یک خط کد لازم است، چقدر طول می‌کشد و بعد همین را به کل خطوطی که انتظار دارد تا برای تکمیل پروژه نوشته شود تعمیم می‌دهد. این یک قیاس اشتباه است اما از نظر کسی با جهان‌بینی ماسکاین موضوع چندان هم عجیب به نظر نمی‌رسد. بروگان گفت: ” او همه‌ی‌ کارها را سریع انجام می‌دهد حتی غذا خوردن‌. او ذاتا عجول است.”

از ماسک درباره‌ی روش کارش سوال شد و او گفت:

قطعا من سعی نمی‌کنم که اهداف غیر‌ممکن تعیین کنم. به‌نظر من اهداف غیرممکن باعث بی‌انگیزگی می‌شوند. شما هیچ‌ وقت به دیگران نمی‌گویید با کوبیدن سرشان به دیوار از آن عبور کنند. من هرگز به عمد، هدف غیرممکن مشخص نکرده‌ام اما همیشه نسبت به رسیدن به آن خوشبین بوده‌ام. من سعی می‌کنم که همه چیز را دوباره مرور کنم تا کمی بیش‌تر واقع‌بینانه باشد.

در روزهای اولیه‌ی پروژه‌ی اسپیس‌ایکس، من درک کافی از چگونگی روند ساخت یک موشک نداشتم و  ۲۰۰ درصد از مرحله پرت بودم. اما هم اکنون می‌دانم که شما باید یک جدول زمانی بر اساس اطلاعات جمع آوری شده داشته باشید، اسم این جدول باید ایکس باشد و شما هم در راستای رسیدن به آن، کارها را پیش ببرید. اما ممکن است در طول مسیر، انواع و اقسام مسایل غیر منتظره پیش بیاید که باعث شود تاریخ نهایی ارایه‌ی پروژه به عقب‌بیفتد اما این بدان معنا نیست که شما از ابتدا برای رسیدن به تاریخ اصلی سعی و تلاش نکنید.

حالا ممکن است شما بگویید “خب، چرا به مردم  قول می‌دهید؟” زیرا شما می‌خواهید که سعی کنید به مردم قولی بدهید که شامل برنامه‌ریزی باشد. اما برای رسیدن به برنامه‌ی مطرح شده در بیرون، شما باید برنامه‌ای درونی داشته باشید که سخت‌گیرانه‌تر و جدی‌تر باشد اما گاهی شما کماکان از برنامه عقب می‌مانید. با تمام این احوال، اسپیس‌ایکس در این زمینه تنها نیست. البته تاخیر داشتن در صنعت هوا-فضا پیش می‌آید اما سوال این نیست که اگر شما تاخیر داشته باشید کل برنامه چقدر عقب می‌افتد. فکر نمی‌کنم از زمان جنگ جهانی دوم تا امروز، هیچ پروژه‌‌ای در این صنعت سر وقت انجام شده باشد.

ادامه دارد…

 

مطالب مرتبط:

‌ ‌

telegram_ad2_1

برچسب‌ها :
دیدگاه شما

۴ دیدگاه
  1. محمد محمد

    منم موافقم کتاب زبان اصلی رو هم بیارید.

  2. پیتر پیتر

    سلام و خسته نباشید برای این کار قشنگتون
    یه خواهشی داشتم خواستم ببینم امکانش هست برای دیجیکالا که نسخه ی اصلی انگلیسی این کتاب گرامی رو برای فروش بیاره؟
    چون که خب برای ما که دسترسی بهش اسون نیست اما دوست داریم داشته باشیمش
    گفتم حالا که استارت این کار قشنگو زدین شاید اینم بشه
    البته اگه مقدور نبود من به نسخه الکترونیکشم راضیم
    ????
    جواب هم بدید لطفا
    با تشکرات بزرگ

  3. VahiD VahiD

    مثل همیشه عالی و ترجمه روان

  4. سجاد سجاد

    سلام
    واقعا خیلی مطلب جالبیه دستتون درد نکنه
    یه سوالی داشتم. چطور میتونم نسخه زبان اصلی این کتاب رو تهیه کنم، الکترونیکی یا کاغذی فرقی نمی کنه. ممنون میشم جواب بدید.