بهترین آثار جمشید مشایخی از پیش از انقلاب تا هزاردستان

صوفیا نصرالهی ۱۷ فروردین ۱۳۹۸ | ۱۸:۳۶ ۶ مرداد ۱۳۹۸ زمان مورد نیاز برای مطالعه: ۷ دقیقه
بهترین آثار جمشید مشایخی

جمشید مشایخی یکی از بازماندگان عصر طلایی بازیگری سینمای ایران بود که روز سیزدهم فروردین ماه ۱۳۹۸ بر اثر بیماری در بیمارستان عرفان درگذشت. خبر فوت جمشید مشایخی توسط فرزندانش اعلام شد. البته به درخواست خود مشایخی خبر بستری شدن او در بیمارستان در روزهای نوروز رسانه‌ای نشده بود. در این مطلب قصد داریم به بهترین آثار و فیلم‌های جمشید مشایخی قبل از انقلاب تا حدود سال ۱۳۶۷ بپردازیم.

این بازیگر ۸۵ ساله تئاتر و تلویزیون و سینما فعالیتش را از اواخر دهه ۳۰ با حضور در تله تئاترها و نمایش‌ها شروع به کار کرد. او به همراه علی نصیریان، داوود رشیدی، عزت‌الله انتظامی و محمدعلی کشاورز در دوره‌ای مهم‌ترین بازیگران سینمای ایران بودند که اکثرشان در فیلم‌های مختلف با هم هم‌بازی شده‌اند. از میان آنها علی نصیریان و کشاورز مانده‌اند که عمرشان دراز باد.

جمشید مشایخی متولد آذر ۱۳۱۳ در تهران تئاتر خوانده بود و البته نیمه‌کاره رهایش کرد. اواسط دهه ۳۰ کارمند اداره هنرهای دراماتیک شد و به عنوان بازیگر کارش را در تئاتر شروع کرد. اولین تئاتری که بازی کرد «سی سال» به کارگردانی علی نصیریان بود.

جمشید مشایخی از جمله هنرمندانی بود که نشان درجه یک فرهنگ و هنر معادل دکترای افتخاری از وزارت فرهنگ و ارشاد دریافت کرد و جزو چهره‌های ماندگار هم بود.

از میان فرزندان او نادر مشایخی در عرصه هنر فعالیت می‌کند و موزیسین برجسته‌ای است.

در مورد مشایخی به شوخی می‌گویند که از همان ابتدا و در همه فیلم‌هایش نقش‌ کاراکترهای مسن را بازی می‌کرده. واقعیت این است که این اتفاق بعد از فیلم «قیصر» و نقش‌آفرینی درخشان او در نقش خان‌دایی اتفاق افتاد با اینکه اختلاف سنی چندانی با بهروز وثوقی نداشت.

در سال‌های اخیر کمتر بازی می‌کرد اما حضور پررنگی در عرصه‌های مختلف داشت. او را به عنوان بازیگر بااخلاق سینمای ایران می‌شناختند. این شد که در پاسخ به فحاشی‌ها مردم در صفحه لیونل مسی از او عذرخواهی کرد و از عطاران هم در یک مراسم سینمایی سر یک شوخی گلایه کرد!

انتخاب هفت فیلم و سریال از میان کارنامه مفصل و پر تعداد جمشید مشایخی کار آسانی نیست. با این حال سعی کردیم بیشتر به فیلم‌های جریان‌ساز او بپردازیم. فارغ از اینکه در آنها نقش اصلی داشته یا حضور کوتاه این‌ها هفت تا از بهترین فیلم‌ها و سریال‌هایی هستند که مشایخی در آنها حضور برجسته‌ای داشته است. به این فهرست می‌توانید فیلم‌هایی مثل «گاو» یا «کمیته مجازات» و «پدربزرگ» را هم اضافه کنید.

قیصر

کارگردان: مسعود کیمیایی/ محصول ۱۳۴۸

موج نوی سینمای ایران با فیلم «قیصر» مسعود کیمیایی شکل گرفت. مشایخی سال ۱۳۴۸ در «گاو» مهرجویی در نقش یکی از اهالی روستا حضور کوتاهی داشت اما اولین حضور جدی‌اش در سینما با فیلم «قیصر» بود. حضور او در این فیلم تحسین‌ها را برانگیخت. جمشید مشایخی نقش خان‌دایی را بازی می‌کند. دایی بهروز وثوقی و خواهرش که بعد از هتک حرمت توسط یکی از برادران آب‌منگل از دنیا رفته. خان‌دایی دنیا دیده می‌خواهد خواهرزاده‌اش را آرام کند و دیالوگ‌های ماندگار فیلم بین قیصر و خان‌دایی رد و بدل می‌شود. خان‌دایی که خودش قبلا میدان‌دار بوده و حالا به مرام پهلوانی درآمده. خان‌دایی که به قول خود قیصر احترامش واجب است. جمشید مشایخی در همان حضور کوتاه به کاراکتر خان‌دایی وزنی می‌دهد که همه این صفات برازنده‌اش می‌شود.

خان‌دایی: «تو چی می‌دونی! آدم هر چی پیرتر می‌شه به خدا نزدیک‌تر می‌شه. تو هنوز جوونی، داغی. از اون خون کیف می‌کنی. اما من نه! تو، تو یه بچه‌ای».

قیصر: «من بچه‌ام، آره. من خیلی‌ام بچه‌ام. واسه اینه که هر کی تو گوشم بزنه می‌زنم تو گوشش. اما تو چی؟ تو دلت می‌خواد تو گوشت که بزنن بگی من پهلوونم. پهلوون هم باید افتاده باشه. تو گوشش که می‌زنن سرشو بندازه پایین از دیوار رد شه.»

شازده احتجاب

کارگردان: بهمن فرمان‌آرا/ محصول ۱۳۵۳

اقتباس بهمن فرمان‌آرا از یکی از شاهکارهای ادبیات فارسی یعنی رمان «شازده احتجاب» نوشته هوشنگ گلشیری. فیلمی که در یکی از بخش‌های جنبی جشنواره کن پذیرفته شد و کنار «گاو» مهرجویی تبدیل به یکی از اولین فیلم‌هایی شد که در جشنواره‌های خارج از کشور به نمایش درآمد. جمشید مشایخی نقش شازده احتجاب، قهرمان فیلم را بازی می‌کرد. شازده احتجاب موروثی به بیماری سل مبتلاست. پیشکار سابق شازده گاهی سراغش می‌رود و بیشتر خبر مرگ خویشاوندانش را به او می‌دهد. تا اینکه شبی در دیداری شازده حس می‌کند که پیشکار خبر مرگ خود او را آورده است. با فیلمبرداری نعمت حقیقی و تدوین عباس گنجوی فیلم یکی از آثار مهم سینمای ایران قبل از انقلاب شد. فیلم در حقیقت روایتی سیال از زوال یک خاندان است. فرما‌ن‌آرا وقتی این فیلم را ساخت تازه از خارج به ایران برگشته بود. مشایخی اما به واسه تئاترها و «قیصر» چهره شناخته شده‌ای بود. این یکی از فیلم‌های ویژه مشایخی و سینمای ایران است.

ماه عسل

کارگردان: فریدون گله/ محصول ۱۳۵۵

شاید کمتر کسی «ماه عسل» را جزو فیلم‌های شاخص مشایخی محسوب کند اما حیف است که در کارنامه او از یک فیلم پرفروش سال‌های قبل از انقلاب یاد نشود. به خصوص که فریدون گله جزو کارگردانان به نام و مطرح سینمای ایران پیش از انقلاب است. جمشید مشایخی نقش مرد بانفوذ و متمولی را بازی می‌کند که به او خان‌بابا می‌گویند. رضا و مادرش ماه‌بانو که خدمتکار خانه است تحت سرپرستی خان‌بابا هستند. خان‌بابا رابطه عجیبی با رضا دارد. دوستش دارد اما از دستش عصبانی هم می‌شود. ماجرا وقتی پیچیده‌تر می‌شود که رضا عاشق دختر خان‌بابا می‌شود و خان‌بابا عصبانی می‌خواهد آنها رابطه‌شان را تمام کنند. جمشید مشایخی این‌بار نه مثل همیشه در نقش مرد مسن معصوم دوست‌داشتنی که در نقش ضدقهرمان مانع عشق قهرمانان بازی جسورانه‌ای دارد.

سوته دلان

کارگردان: علی حاتمی/ محصول ۱۳۵۶

حبیب آقا ظروفچی برادر بزرگتر خانواده و حالا وارث مغازه و بزرگ خاندان ظروفچی است. مجید برادر ناتنی کوچکتر برای حبیب‌ آقا عزیز است اما از اختلالات روانی رنج می‌برد. حبیب آقا خودش را وقف مادر و برادرش کرده و حتی به عشق‌‌اش هم بی‌اعتنایی می‌کند و زنی را که سال‌هاست به پای او نشسته نادیده می‌گیرد. حبیب آقا نگران عاشقی کردن‌های مجید است و تصمیم می‌گیرد خودش زنی را ظاهری وارد زندگی او کند اما مجید دل به زن می‌بندد. حبیب آقا که آبروی خانواده را در خطر می‌بیند به شدت با این امر مخالفت می‌کند و وقتی می‌بیند که مجید سر حرفش است مجبور می‌شود از گذشته زن با مجید حرف بزند. بیماری مجید عود می‌کند و حبیب آقا او را به امامزاده داوود می‌برد اما در راه مجید از دنیا می‌رود.

حبیب آقا ظروفچی: همه عمر دیر رسیدیم.

هزاردستان

کارگردان: علی حاتمی/ محصول ۱۳۵۸ تا ۱۳۶۶

نمی‌شود از کارهای جمشید مشایخی گفت و به گل سرسبد آنها سریال «هزاردستان» اشاره نکرد. مهم‌ترین نقش‌آفرینی جمشید مشایخی در همین سریال است. جایی که در دوگانه رضا تفنگچی و رضا خوشنویس می‌ایستد. میان شور و شر جوانی و افتادگی و مصلحت‌اندیشی برای مملکت در پیری. این یکی از بهترین سریال‌های تاریخ تلویزیون ایران است و جمشید مشایخی چه در قامت رضا تفنگچی و چه در قالب رضا خوشنویس درخشان است.

سریال «هزاردستان» مثل بقیه کارهای حاتمی بخشی از تاریخ را وام گرفته و آن را دراماتیک کرده است. کاراکتر رضا خوشنویس اقتباسی آزاد از شخصیت کریم دواتگر است. رضا خوشنویس با همسرش زندگی می‌کنند که مفتش شش انگشتی به سراغش می‌رود و او را بازجویی و شکنجه می‌کند. بعد فلاش‌بک می‌زنیم به گذشته رضا و زمانی که تفنگچی بوده. ابوالفتح او را که در تیراندازی مهارت فوق‌العاده‌ای دارد استخدام می‌کند تا برای کمیته مجازات یک ترور انجام بدهد و محتکر انبار غله را بکشد. رضا حالا به فکر می‌افتد که ماموریت ناتمامش را تمام کند و سراغ هزاردستان برود.

رضا خوشنویس: آزردمت انگشتک؟ دوست داری آتش از اسلحه بچکانی یا مرکب از قلم نئی‌این؟ خون می‌طلبی یا جوهر؟ انگشت کی در این میان باشه گرانقدرتری؟ خوشنویس یا تفنگچی؟

کمال الملک

کارگردان: علی حاتمی/ محصول ۱۳۶۲

هر پنج بازیگر ستاره سینمای ایران کنار هم در فیلم «کمال‌الملک» ظاهر شده‌اند. نقش اصلی برعهده جمشید مشایخی است. جناب نقاش‌باشی. عزت‌الله انتظامی ناصرالدین‌شاه است. علی نصیریان نقش مظفرالدین‌شاه را بازی می‌کند. داوود رشیدی رضاخان است و محمدعلی کشاورز هم اتابک وزیر اعظم. یکی از کارهای قدرنادیده علی حاتمی که به ظرافت و رنگ و نور نقاشی‌های خود کمال‌الملک است. مشایخی خیلی خوب روحیه این نقاش در فیلم شاعرمسلک حساس را به تصویر می‌کشد. نقاشی که مجبور به سر و کله زدن با شاهان قاجار و بعد هم پهلوی اول است و درنهایت آرامش و هنر را دور از کاخ و پیش یک روستایی ساده بافنده فرش می‌یابد.

کمال‌الملک: من آرزو طلب نمی‌کنم، آرزو می‌سازم.

سرب

کارگردان: مسعود کیمیایی/ محصول ۱۳۶۷

میرزا محسن با بازی جمشید مشایخی مردی شریف است که طی یک جریان که صهیونیست‌ها در آن درگیرند به کمک همسایه‌اش یعقوب می‌رود که مورد حمله قرار گرفته اما یعقوب می‌میرد و میرزا محسن را به جرم قتل او دستگیر می‌کنند. نوری (با بازی هادی اسلامی) برادر میرزا محسن که روزنامه‌نگار است دنبال کار او را می‌گیرد و می‌خواهد یک زوج یهودی که شاهد قتل یعقوب بوده‌اند اعتراف کنند که چه کسی او را کشته است.

جمشید مشایخی نقش کوتاهی در فیلم دارد اما اولا که انگیزه‌های نوری، قهرمان فیلم روی او استوار است به علاوه همان شاه ‌سکانس دیدار دو برادر کافی است تا تحت‌تاثیر بازی جمشید مشایخی در یکی از مهم‌ترین نقش‌های مکمل کارنامه‌اش قرار بگیریم.

میرزا محسن:‌ مرد باس گریه کردنم بلد باشه.

برچسب‌ها :
دیدگاه شما