بهترین فیلمهای اکشن تاریخی؛ از «گلادیاتور» تا «هفت سامورایی»
تاریخ همیشه آنطور که در کتابها خواندهایم، خشک و خستهکننده نیست. در واقع، اگر از دریچهی سینما به آن نگاه کنیم، میتواند به شدت هیجانانگیز باشد. در این مقاله، بهترین فیلمهای اکشن تاریخی را مرور میکنیم.
فیلمهای اکشن تاریخی پیشینهای طولانی در دنیای سینما دارند و همواره از محبوبیت بالایی برخوردار بودهاند. ردپای آنها را میتوانیم در دهه 20 میلادی و دوران سینمای صامت جستجو کنیم؛ وقتی قهرمانانی مثل «رابین هود» برای نخستین بار به دنیای سینما قدم گذاشتند. اما جایی که فیلم اکشن تاریخی در مرکز توجه قرار گرفت، عصر طلایی هالیوود بود؛ دورانی که استودیوها به حماسههای بزرگ علاقهی ویژهای پیدا کردند. در دهه 50 و 60 میلادی، شاهد تولد ژانر «شمشیر و صندل» بودیم و «بن هور» و «اسپارتاکوس» به موفقیتهای فراوانی رسیدند.
اما جهش واقعی، اواخر دهه 90 و اوایل دهه 2000 میلادی رخ داد. «شجاعدل» از راه رسید و بعد «گلادیاتور» به نقطه عطف بیچونوچرای این ژانر تبدیل شد. چیزی که این آثار را متمایز میکند، همان ابعاد تاریخی آنهاست. حتی وقتی تاریخ را تحریف میکنند (و تقریبا همیشه تحریف میکنند)، باز هم به مخاطب این حس را میدهند که در حال تماشای چیزی بزرگتر از یک داستان شخصی است.
10. سقوط شاهین سیاه (Black Hawk Down)
9. شجاعدل (Braveheart)
8. پادشاه زن (The Woman King)
7. 1917
6. ماجراهای رابین هود (The Adventures of Robin Hood)
5. مرد شمالی (The Northman)
4. ناخدا و فرمانده: آخر دنیا (Master and Commander: The Far Side of the World)
3. گلادیاتور (Gladiator)
2. ببر خیزان، اژدهای پنهان (Crouching Tiger, Hidden Dragon)
1. هفت سامورایی (Seven Samurai)
10. سقوط شاهین سیاه (Black Hawk Down)

- سال اکران: 2001
- کارگردان: ریدلی اسکات
- بازیگران: جاش هارتنت، ایوان مکگرگور، ویلیام فیکنر، سام شپارد، تام سایزمور، تام هاردی، هیو دنسی
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.7 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 77 از 100
همهی فیلمهای اکشن تاریخی شاخص درباره گذشتههای دور نیستند. اقتباسی از کتابی غیرداستانی به همین نام، «سقوط شاهین سیاه» به نبرد موگادیشو میپردازد که سال 1993 بین نیروهای آمریکایی و سومالیاییها رخ داد. پس از آغاز جنگ داخلی سومالی در سال 1991، سازمان ملل وارد عمل شد تا جلوی تلفات را بگیرد اما جبهه اتحاد ملی سومالی در مقابل آنها ایستادگی کرد و دست به کشتار زد. بنابراین ایالت متحده به درخواست سازمان ملل، یک گروه ویژه تشکیل داد تا جلوی جبهه اتحاد ملی سومالی و فرمانده اصلی آن را بگیرد. این ماموریت قرار بود کمتر از دو ساعت به پایان برسد اما فاجعه زمانی رخ داد که هلیکوپتر شاهین سیاه -یا همان بلک هاوک- سقوط کرد و سربازان آمریکایی توسط دشمن محاصره شدند.
«سقوط شاهین سیاه» ضعفهای مشخص دارد؛ همهچیز را ساده جلوه میدهد، زیادی ساده. این درگیری که در واقعیت ابعاد اخلاقی و سیاسی متعددی داشت، در فیلم به دوگانهی آشنای «نبرد خیر و شر» تبدیل شده و عمق چندانی هم ندارد. با این حال، ریدلی اسکات هدف دیگری را دنبال میکند، او میخواهد ما فشار و خطر را احساس کنیم. بنابراین مستقیما به دل معرکه میزند.
اسکات پس از بخشهای آغازین، تمام مدت زمان فیلم را صرف نمایش این نبرد تمام عیار میکند و لحظه به لحظه ضربان قلب تماشاگر را بالا میبرد. کمتر فیلمی در ژانر جنگی دست به چنین ریسکی میزند. چون مخاطب پس از مدتی در برابر هر چیزی که زیاد ادامه پیدا کند مقاوم و دلزده میشود. اینجا اما لحظهای احساس خستگی نخواهید کرد.
9. شجاعدل (Braveheart)

- سال اکران: 1995
- کارگردان: مل گیبسون
- بازیگران: مل گیبسون، پاتریک مکگوئن، برندن گلیسون، سوفی مارسو، کاترین مککورمک، برنارد هورسفال
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.3 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 76 از 100
«شجاعدل» از آن فیلمهاست که پس از پایانش، تا مدتها به آن فکر خواهید کرد. قصه دربارهی جنگجو و مبارز آزادیخواه اسکاتلندی، ویلیام والاس (مل گیبسون) است که رهبری نخستین جنگ استقلال اسکاتلند را برعهده میگیرد و علیه ادوارد یکم، پادشاه وقت انگلستان قیام میکند. والاس پس از قتل همسرش بهدست دشمنان، تصمیم میگیرد تا کشورش را آزاد کند، بنابراین مردم اسکاتلند را متحد میکند و ارتش بزرگی میسازد که توانایی ایستادگی در مقابل انگلستان را دارد.
مل گیبسون هم در «شجاعدل» الگوی کلاسیک «خیر و شر» را به کار گرفته، اما آن را با بار احساسی سنگینتری عرضه میکند. دشمنان والاس، شرورهایی تکبعدی نیستند، نماینده یک نظام سیاسی بیرحم و قدرتمند هستند. این باعث میشود که تقابلها باورپذیرتر شوند، حتی با اینکه فیلم در روایت تاریخی خود، چندان دقیق عمل نمیکند و حتی گاهی از واقعیت دور میشود.
البته برای آنهایی که تاریخ اسکاتلند را دقیق خواندهاند، چشمپوشی از ضعفهای فیلم آسان نخواهد بود؛ نگاه رمانتیک و گاه اغراقآمیز به تاریخ، سادهسازی برخی پیچیدگیهای سیاسی و حتی بعضی لحظات که بیش از حد نمایشی به نظر میرسند. اما «شجاعدل» اساسا قصد ندارد یک سند تاریخی دقیق باشد، میخواهد یک اسطوره مدرن خلق کند و به هدفش هم میرسد.
برگ برندهی «شجاعدل» تواناییاش در ایجاد ارتباط عاطفی عمیق با تماشاگر است. فیلم ما را وادار میکند که دردهای این شخصیتها را احساس کنیم، حتی در لحظاتی، خودمان را جای آنها بگذاریم. شاید به همین دلیل است که «شجاعدل» همچنان در ذهن بسیاری، یکی از تاثیرگذارترین فیلمهای حماسی تاریخ باقی مانده است.
8. پادشاه زن (The Woman King)

- سال اکران: 2022
- کارگردان: جینا پرینس-بایدوود
- بازیگران: وایولا دیویس، توسو امبدو، لاشانا لینچ، شیلا آتیم، هیرو فاینز-تیفین، جان بویگا
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.9 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 94 از 100
«پادشاه زن» به یکی از ناشناختهترین -و جذابترین- فصلهای تاریخ آفریقا سر میزند؛ پادشاهی داهومی و واحد نظامی افسانهایاش، آگوجیه. این گروه از جنگجویان زن از قرن هفدهم الی نوزدهم، ستون اصلی ارتش این پادشاهی بودند. ماجراهای فیلم در دهه 1820 میگذرد؛ دورانی پرتلاطم که ژنرال نانیسکا (وایولا دیویس) وظیفه آموزش و پرورش نسل جدیدی از این جنگجویان را بر عهده دارد.
جینا پرینس-بایدوود در «پادشاه زن» فقط به بازسازی یک برهه تاریخیِ کمتر دیدهشده اکتفا نکرده است. او این داستان واقعی را به بستری دراماتیک تبدیل کرده تا مفاهیم عمیقتری مثل تربیت، قدرت، حافظه تاریخی و شکلگیری هویت زنانه در دل ساختارهای قدرت را بررسی کند. فیلم از دل تاریخ، روایتی انسانی بیرون میکشد که در آن خشونت، بخشی جداییناپذیر از مکانیسم بقا و مقاومت است. فیلم در عین حال، به عواقب استعمار و استثمار هم واکنش نشان میدهد، اما خوشبختانه به دام شعارزدگی نمیافتد.
«پادشاه زن» به همان اندازه که یک حماسهی تاریخی است، یک فیلم اکشن تریلر پرهیاهو هم هست. صحنههای نبرد با دقت ویژهای طراحی شدهاند و همیشه در خدمت داستان هستند. و البته بازی وایولا دیویس را هم نباید نادیده گرفت؛ نمیتوانید دیویس را ببینید و تحت تاثیر نقشآفرینی خوب او قرار نگیرید.
7. 1917

- سال اکران: 2019
- کارگردان: سم مندس
- بازیگران: جرج مکای، دین-چارلز چپمن، مارک استرانگ، اندرو اسکات، ریچارد مدن، کالین فرث، بندیکت کامبربچ
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.2 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 88 از 100
«1917» یک فیلم جنگی ساده نیست، یک «تجربه سینمایی» تمامعیار است. سم مندس به جای روایت یک داستان جنگی متعارف، با هوشمندی مخاطب را مستقیما به دل یکی از خونینترین روزهای جنگ جهانی اول پرتاب میکند؛ جایی که دشمن اصلی، «زمان» است.
قصه پیرامون دو سرباز جوان، اسکافیلد (جرج مکای) و بلیک (دین-چارلز چپمن) اتفاق میافتد که باید از میان خطوط آلمانی عبور کنند تا پیامی را به موقع برسانند و از قتلعام هزاران همرزم خود -از جمله برادر بلیک- جلوگیری کنند. آنچه «1917» را متمایز میکند، شاید سادگی خط داستانیاش باشد. مندس هیچ تلاشی برای افزودن لایههای پیچیده سیاسی یا خطوط روایی فرعی نمیکند؛ در عوض، تمام انرژی فیلم صرف ایجاد حس فوریت، خطر و خستگی مداوم میشود.
بزرگترین دستاورد «1917»، تکنیک برداشت بلند آن است که توسط راجر دیکینز (یکی از بهترین فیلمبرداران دو دههی اخیر) به زیبایی اجرا شده. این ترفند تکنیکی، فاصله میان تماشاگر و شخصیتها را به شدت کم میکند. گویی ما فقط ناظر نیستیم، همراه این دو سرباز در گلولای، میان اجساد و سیمخاردار نفس میکشیم، میترسیم و گاهی ناامید میشویم.
«1917» آگاهانه از فرمولهای رایج ژانر جنگی فاصله میگیرد. اینجا شخصیتپردازی عمیق و گفتگوهای ایدئولوژیک وجود ندارد. فیلم به جای تحلیل جنگ، میخواهد آن را «حس» کنید. مندس با این رویکرد، جنگ جهانی اول را از یک رویداد تاریخی دور، به یک تجربه حسی نزدیک و آزاردهنده تبدیل کرده است. «1917» که جایزه اسکار بهترین فیلم را هم به خانه برد، بیتردید یکی از بهترین فیلمهای تاریخی اکشن سالهای اخیر است.
6. ماجراهای رابین هود (The Adventures of Robin Hood)

- سال اکران: 1938
- کارگردان: مایکل کورتیز، ویلیام کیلی
- بازیگران: ارول فلین، اولیویا دی هاویلند، کلود رینس، بازیل رتبون، پاتریک نولز، یوجین پلت، آلن هِیل، ملویل کوپر
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.9 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 100 از 100
«ماجراهای رابین هود» نهتنها به قواعد زیرژانر کلاسیک «شمشیرزنی» وفادار میماند، بلکه آنها را به کمال میرساند. رابین هود (ارول فلین) تنها یک قهرمان مردمی نیست، او نماد «قیام علیه بیعدالتی» است. و در مقابلش، پرنس جان (کلود رینس)، چهرهای از استبداد اشرافی را به تصویر میکشد که با فساد ساختاری و بیرحمی سیاسی پیوند خورده است.
«ماجراهای رابین هود» در دهه 30 میلادی تولید شده و هرآنچه که از یک ماجراجویی کلاسیک انتظار دارید را در آن پیدا میکند اما فیلم به شکل عجیبی مدرن جلوه میکند. جالب است که حتی برخی از آثار معاصر، با وجود امکانات فنی پیشرفتهتر، نمیتوانند فضایی پویا و سرزنده مانند «ماجراهای رابین هود» خلق کنند.
اگر کارتون خاطرهانگیز «رابین هود» را کنار بگذاریم، برداشت ارول فلین از این شخصیت، یکی از بهترینهاست و بیدلیل نیست که بعضی از منتقدان، او را بهترین رابین هود سینما میدانند. «ماجراهای رابین هود» را میتوان نقطهی اوج سینمای کلاسیک «شمشیرزنی» دانست، فیلمی سرگرمکننده که جلوتر از زمانهاش بود و هنوز هم ارزش تماشا دارد.
5. مرد شمالی (The Northman)

- سال اکران: 2022
- کارگردان: رابرت اگرز
- بازیگران: الکساندر اسکاشگورد، نیکول کیدمن، آنیا تیلور-جوی، ایتن هاک، بیورک، ویلم دفو
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 89 از 100
اگر «مرد شمالی» را یکی از بهترین فیلمهای وایکینگی تاریخ بنامیم، پُر بیراه نگفتهایم؛ اثری که هم اکشن فیزیکی «کونان بربر» و هم عناصر مذهبی-معنوی «آندری روبلف» ساختهی آندری تارکوفسکی در آن به چشم میخورد. «مرد شمالی» وعدههای فراوانی میدهد و خوشبختانه به آنها عمل میکند. بودجهی 90 میلیون دلاری فیلم به درستی استفاده شده و محل رویدادها (اسکاندیناوی) مانند ساختههای پیشین اگرز، با جزئیات و ظرافت غیرمنتظرهای طراحی شده است تا بیشترین نزدیکی را به تاریخ داشته باشد.
آملث (الکساندر اسکاشگورد) قهرمان قصه است؛ یک شاهزاده که پدرش، پادشاه اوروندیل (ایتن هاک) بیرحمانه توسط عمویش فیونیر (کلیس بنگ) به قتل میرسد. آملث برای انتقام و بازپسگیری قلمروی خود، در قامت یک جنگاور شیردل برمیخیزد. این قصه احتمالا برای همه آشنا است و نمونههای مشابه آن را بارها دیدهایم، خصوصا اگر از طرفداران ویلیام شکسپیر هستید اما در واقع حتی شکسپیر هم نمایشنامهی مشهور خود «هملت» را براساس همین افسانهی اسکاندیناویایی نوشته است.
«مرد شمالی» ترسی از ارائهی خشونت ندارد اما اگرز هرگز سعی نمیکند تا انتقام را امری پسندیده جلوه دهد. او به ما میگوید که انتقام لزوما با رستگاری، یک پایان خوش و آرامش همراه نیست، بلکه عملی است که همهی وجود شما را تسخیر میکند و در نهایت به چیزی پوچ و بیهوده تبدیل میشود.
«مرد شمالی» جاهطلبانهترین ساختهی رابرت اگرز هم هست اما ایراداتی دارد، برای مثال با اینکه تنش در اکثر دقایق بسیار بالاست اما روایت هرگز به آن نقطهی اوج مورد انتظار نمیرسد. کارگردانی اگرز اینجا هم قانعکننده است اما او در مقایسه با فیلمهای پیشین، شجاعت کمتری به خرج داده است و جسارت همیشگی را ندارد. در هر صورت، برای چنین فیلم بزرگی، استودیوها انتظارات مشخصی دارند و کارگردانان نمیتوانند نوع نگاه خود را آنطور که باید پیادهسازی کنند. اما اشتباه نکنید، «مرد شمالی» همچنان از بهترین فیلمهای اکشن تاریخی است.
4. ناخدا و فرمانده: آخر دنیا (Master and Commander: The Far Side of the World)

- سال اکران: 2003
- کارگردان: پیتر ویر
- بازیگران: راسل کرو، پل بتانی، بیلی بوید، جیمز دارسی، جوزف مورگان، پاتریک گلگر، کریس لارکین
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.5 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 85 از 100
اقتباسی از سری رمانهای «اوبری-ماتورین» نوشتهی پاتریک اوبرایان، رویدادهای «ناخدا و فرمانده: آخر دنیا» در بستر جنگهای ناپلئونی شکل میگیرد؛ دورهای که در آن دریا میدان نبرد بود. فیلم قصهی کاپیتان جک آبری (راسل کرو) را روایت میکند، فرماندهای که در تعقیب یک ناو فرانسوی در آبهای آمریکای جنوبی، میان وظیفهی نظامی، غرور حرفهای و مسئولیت انسانی نسبت به خدمهاش گرفتار شده است.
«ناخدا و فرمانده» از زیستن در یک کشتی جنگی، تصویر دقیقی ارائه میدهد. با این حال، جایی که فیلم میدرخشد، نبردهای دریایی آن است. صحنههای اکشن فیلم خوشساخت و واقعگرایانه هستند و پیتر ویر، آنها را چنان دقتی طراحی کرده که گاهی احساس میکنید در حال تماشای یک مستند واقعی هستید.
راسل کرو بازی قابل قبولی دارد اما ستارهی اصلی فیلم، کشتی «اچ.ام.اس. سورپرایز» است، قهرمان غیرمنتظرهای که اقیانوسهای آزاد را میپیماید، با طبیعت بیرحم سرشاخ میشود، و با خدمهای غیرقابلپیشبینی، کاپیتانی جسور و انبوهی از فرانسویهای خشمگین دستوپنج نرم میکند.اینجا، کشتی قهرمان است و دریا همراه ابدیاش.
3. گلادیاتور (Gladiator)

- سال اکران: 2000
- کارگردان: ریدلی اسکات
- بازیگران: راسل کرو، واکین فینیکس، کانی نیلسن، الیور رید، درک جاکوبی، جایمن هانسو، ریچارد هریس
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.5 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 80 از 100
شاهکار حماسی ریدلی اسکات که جوایز متعددی کسب کرد و با گذشت بیش از دو دهه، هنوز هم لحظات دراماتیک آن را فراموش نکردهایم. ماجراها در سال 180 پس از میلاد، در اوج شکوه امپراتوری روم آغاز میشود. امپراتور مارکوس آئورلیوس (ریچارد هریس) که در آستانهی مرگ قرار دارد، معتقد است پسرش، کومودوس (واکین فینیکس) برای سلطنت مناسب نیست و نمیتواند پادشاه مناسبی برای مردم روم باشد. او قصد دارد ژنرال ارتش، ماکسیموس (راسل کرو) را جانشین خود معرفی کند، زیرا به او اعتماد دارد که بتواند روم را به مسیر درستی ببرد.
کومودوس که از تصمیم پدر خشمگین شده است، او را به قتل میرساند و خود را امپراتور مینامد. وقتی ماکسیموس از سوگند وفاداری به او خودداری میکند، کومودوس خانوادهی ماکسیموس را هم قتل میرساند. کومودوس که جایگاه و همهی عزیزان خود را از دست داده است، توسط یک تاجر برده، دستگیر و به یک تمریندهندهی گلادیاتورها فروخته میشود.
«گلادیاتور» فصل تازهای برای ژانر حماسی-تاریخی بود و پس از آن، هالیوود بارها تلاش کرد تا آثار مشابهی بسازد اما هیچکدام نتوانستند به ساختهی ریدلی اسکات نزدیک شوند. فیلم جایزهی اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای کرو به ارمغان آورد و اسکات هم برای دومین بار نامزد جایزه بهترین کارگردانی شد. «گلادیاتور» فیلمی شکوهمند و یک کلاس درس در فیلمسازیِ بلاکباستری است. بازی خوب واکین فینیکس را هم نباید از یاد ببریم که در نقش پسر فاسد امپراتور، خوش میدرخشد و البته موسیقی متن هانس زیمر را هم داریم که حتی سنگ را احساسی میکند.
2. ببر خیزان، اژدهای پنهان (Crouching Tiger, Hidden Dragon)

- سال اکران: 2000
- کارگردان: انگ لی
- بازیگران: چو یون فات، میشل یئو، جانگ زئی، چانگ چن، چنگ پی-پی، سیهونگ لونگ
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.9 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 98 از 100
هیچ فهرستی از بهترین فیلمهای اکشن تاریخی بدون «ببر خیزان، اژدهای پنهان» کامل نیست. ماجراها استاد شمشیرزنی، لی مو بای (چو یون فات) آغاز میشود که تصمیم گرفته از زندگی جنگی کنارهگیری کند و شمشیر افسانهای خود را به سر تیه، یک مقام بلندپایه در پکن، هدیه دهد. او این وظیفه را به دوست قدیمیاش، یو شو لین (میشل یئو) میسپارد؛ کسی که سالهاست عشقی پنهانی به او دارد اما هرگز ابراز نکرده است.
در شب اقامت در عمارت سر تیه، یک دزد نقابپوش این شمشیر را میدزدد. شو لین که موفق به متوقف کردن دزد نمیشود، به همراه مو بای به دنبال سرنخهایی میگردد و متوجه میشود که این دزد، جن یو (جانگ زئی)، دختر جوان و سرکش فرماندار یو است که تحت تعلیم مخفیانهی جید فاکس -قاتل استاد سابق مو بای- قرار دارد.
اگر به دنبال یک فیلم اکشن تاریخی متفاوت هستید که از قضا دراماتیک و شاعرانه هم هست، گزینهای بهتر از «ببر خیزان، اژدهای پنهان» پیدا نمیکنید. سکانسهای اکشن فیلم رنگوبوی متفاوتی دارند و حس عجیبی هم به بیننده منتقل میکنند. از نبرد مو بای و جن یو در جنگل که با رقص شمشیرها همراه است تا رویارویی نهایی با جید فاکس، این لحظات اکشن، چنان هنری و رویاگونه هستند که به چیزی کاملا متفاوت تبدیل میشوند. «ببر خیزان، اژدهای پنهان» هم یک فیلم رزمی درجهیک است و هم یک شاهکار سینمایی که همهی سینمادوستان باید تماشا کنند.
1. هفت سامورایی (Seven Samurai)

- سال اکران: 1954
- کارگردان: آکیرا کوروساوا
- بازیگران: توشیرو میفونه، تاکاشی شیمورا، کیکو تسوشیما، ایسائو کیمورا، دایسوکه کاتو، سیجی میاگوچی
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 8.6 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 100 از 100
به سختی میتوان از تاریخ سینمای اکشن سخن گفت و به آکیرا کوروساوا و شاهکار بلامنازع او، «هفت سامورایی» اشاره نکرد؛ فیلمی که نه فقط در چارچوب ژانر، بلکه در کلیت زبان سینما، نقشی کلیدی ایفا کرده است. قصه آشنا و مبتنی بر کهنالگوهاست؛ ساکنان فقیر یک روستای کوچک، هفت رونین (ساموراییهای زبده و بدون ارباب) را استخدام میکنند تا از آنها در مقابل سارقان و خلافکارانی که به روستا هجوم میآورند، محافظت کنند. این خط داستانی ساده، بستری میشود برای خلق ساختاری پیچیده از روابط انسانی، اخلاق جمعی و مواجهه با مرگ.
اثر کلاسیک آکیرا کوروساوا، جایگاه ویژهای در ژانر اکشن دارد، چون برای اولین بار همهی عناصر محبوب مخاطبان را در یک فیلم عرضه کرد؛ از قهرمان بیرغبتی که از قدرت درونیاش آگاه میشود و میفهمد چه رسالتی دارد، و برای مبارزه با شر برمیخیزد تا گردهم آمدن گروهی از شخصیتهای متنوع، و نماهای اسلوموشن برای دراماتیزه کردن لحظات کلیدی. اما فارغ از اهمیت تاریخی «هفت سامورایی»، ارزش بالای فیلم در این است که تاریخ انقضا ندارد و همین حالا هم طوری دلبری میکند که هفتاد سال قبل میکرد.
ادعای بزرگی است اما هیچ فیلم اکشنی (چه تاریخی و چه غیرتاریخی)، یارای برابری با «هفت سامورایی» را ندارد. آنچه کوروساوا در اینجا خلق کرده، فراتر از هرگونه تعریف، قرارداد و انتظاری است. بدون این شاهکار کوروساوا، ژانر اکشن شاید هرگز به شکل امروزیاش نبود.
منبع: collider, دیجیکالا مگ







عکس آخر مربوط به فیلم هاراکیریه نه هفت سامورایی. لطفا اصلاح کنین
ممنون از شما اصلاح شد.